داشتن
اجداد و پیشینیان و مشاهیر
اسمش فرهنگ نيست
بهش میگن تاریخ غنی !
فرهنگ طرز رفتار و برخورد مردم جامعه با همديگه است...
♦️@seemorghbook
اجداد و پیشینیان و مشاهیر
اسمش فرهنگ نيست
بهش میگن تاریخ غنی !
فرهنگ طرز رفتار و برخورد مردم جامعه با همديگه است...
♦️@seemorghbook
👍40❤4
📕#چه_کسی_از_دیوانه_ها_نمی_ترسد
✍#مهدی_رضایی
رمان مهدی رضایی رمان خوش خوانی است. راحت روایت می کند و ساخت و ساختار زبانی هم به گونه ای است که نزدیک ترین معنا را در ذهن مخاطب می سازد و بر خلاف داستان هایی که با رمل و اسطرلاب باید رمزگشایی شان کرد پیش می رود و وقایع داستان را روایت می کند. در بررسی این رمان صد و سی صفحه ای باید به چند سرفصل عمده اشاره کرد که شامل مسائل تکنیکی و روند معناسازی و فلسفی کار است. در بعد تکنیکی رمان حرف های زیادی برای گفتن دارد و به اعتقاد بنده همین تکنیک های داستانی باعث شده اند که مخاطب از خواندن آن خسته نشود و به راحتی بتواند رمان را به پایان برساند. رمان تقطیع های خوبی دارد و رویا و حقیقت در بعضی مواقع چنان با ظرافت کنار هم قرار گرفته اند که کمترین دلزدگی و احساس نامتجانس بودن این فضاها را به مخاطب نمی دهد. در کل باید گفت رمان چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد، رمانی است که به همان راحتی ای که خوانده می شود راحت هم نوشته شده و این اتفاق میمونی است. و اما در بحث بار مفهومی و معنایی کار با این رمان تقریبأ کم حجم با مشکلات زیادی روبرو هستیم. به نظر می رسد نویسنده آنقدری که برای چیدمان و فصل بندی کار وقت گذاشته از لحاظ استراتژی در روایت دچار کم کاری و یا خلط مبحث شده، زیرا در انتهای رمان ما با مباحث مطرح شده ی فراوانی طرف هستیم که وقتی به خودمان می آییم می بینیم که خیلی شان به نتیجه نرسیده اند و لاینحل باقی مانده اند.
♦️@seemorghbook
✍#مهدی_رضایی
رمان مهدی رضایی رمان خوش خوانی است. راحت روایت می کند و ساخت و ساختار زبانی هم به گونه ای است که نزدیک ترین معنا را در ذهن مخاطب می سازد و بر خلاف داستان هایی که با رمل و اسطرلاب باید رمزگشایی شان کرد پیش می رود و وقایع داستان را روایت می کند. در بررسی این رمان صد و سی صفحه ای باید به چند سرفصل عمده اشاره کرد که شامل مسائل تکنیکی و روند معناسازی و فلسفی کار است. در بعد تکنیکی رمان حرف های زیادی برای گفتن دارد و به اعتقاد بنده همین تکنیک های داستانی باعث شده اند که مخاطب از خواندن آن خسته نشود و به راحتی بتواند رمان را به پایان برساند. رمان تقطیع های خوبی دارد و رویا و حقیقت در بعضی مواقع چنان با ظرافت کنار هم قرار گرفته اند که کمترین دلزدگی و احساس نامتجانس بودن این فضاها را به مخاطب نمی دهد. در کل باید گفت رمان چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد، رمانی است که به همان راحتی ای که خوانده می شود راحت هم نوشته شده و این اتفاق میمونی است. و اما در بحث بار مفهومی و معنایی کار با این رمان تقریبأ کم حجم با مشکلات زیادی روبرو هستیم. به نظر می رسد نویسنده آنقدری که برای چیدمان و فصل بندی کار وقت گذاشته از لحاظ استراتژی در روایت دچار کم کاری و یا خلط مبحث شده، زیرا در انتهای رمان ما با مباحث مطرح شده ی فراوانی طرف هستیم که وقتی به خودمان می آییم می بینیم که خیلی شان به نتیجه نرسیده اند و لاینحل باقی مانده اند.
♦️@seemorghbook
👍21❤🔥2❤1
این خصوصیات، درد و رنج انسان را افزایش میدهند:
۱_ اهمیت دادن به قضاوت دیگران
۲_ گیر کردن در گذشته یا پیشخور کردن آینده
۳_ حواسپرت بودن
۴_ بی اخلاقی
۵_ گریز از مسئولیت یا پاسخگویی
۶_ عجول بودن یا شتاب زده رفتار کردن
۷_ وراجی یا پرگویی
۸_ کتاب نخواندن
۹_ نداشتن اوقات فراغت
۱۰_ پُر کاری یا بی کاری
۱۱_ ناتمام گذاشتن کارها
۱۲_ داشتن منبع کنترل بیرونی
۱۳_ زیاده از حد اهمیت دادن
۱۴_ برهم خوردن ریتم خواب
۱۵_ و ... موارد بسیار دیگر
♦️@seemorghbook
۱_ اهمیت دادن به قضاوت دیگران
۲_ گیر کردن در گذشته یا پیشخور کردن آینده
۳_ حواسپرت بودن
۴_ بی اخلاقی
۵_ گریز از مسئولیت یا پاسخگویی
۶_ عجول بودن یا شتاب زده رفتار کردن
۷_ وراجی یا پرگویی
۸_ کتاب نخواندن
۹_ نداشتن اوقات فراغت
۱۰_ پُر کاری یا بی کاری
۱۱_ ناتمام گذاشتن کارها
۱۲_ داشتن منبع کنترل بیرونی
۱۳_ زیاده از حد اهمیت دادن
۱۴_ برهم خوردن ریتم خواب
۱۵_ و ... موارد بسیار دیگر
♦️@seemorghbook
👍15❤1
گاهی خراب کردن پل های پشت سر
چیز زیاد بدی هم نیست!
چون باعث میشود
نتوانی به جایی برگردی که از همان اول هم نباید قدم میگذاشتی...!
#مارک_تواین
♦️@seemorghbook
چیز زیاد بدی هم نیست!
چون باعث میشود
نتوانی به جایی برگردی که از همان اول هم نباید قدم میگذاشتی...!
#مارک_تواین
♦️@seemorghbook
👍36❤1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
رقص به روایت دکتر عبدالحسین_زرینکوب:
می رقصیدیم!
پیش ﺍﺯ یورش اعراب،
ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم دفع بلا کنیم،
جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ...
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
آﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ...
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ
ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ
ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
♦️@seemorghbook
رقص به روایت دکتر عبدالحسین_زرینکوب:
می رقصیدیم!
پیش ﺍﺯ یورش اعراب،
ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم دفع بلا کنیم،
جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ...
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
آﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ...
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ
ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ
ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
♦️@seemorghbook
❤43👍23😢8👎2
برخیز که میرود زمستان
بگشای درِ سـرای بـستان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
♦️@seemorghbook
بگشای درِ سـرای بـستان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
♦️@seemorghbook
👍11❤5
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
یقین دارم
که ایامی نه چندان دور،
در این ویرانهی شیطان زده
گلبوته های عشق
می روید...
ومن سر مست از آزادی
و عشق
کنار تو
زمین خشک را آباد میسازم؛
پرستوها دوباره لانه میسازند
صدای خنده و شادی
فضای باغ را پر میکند
بهاران زنده میگردد.
#بهرام_کاوسی
♦️@seemorghbook
یقین دارم
که ایامی نه چندان دور،
در این ویرانهی شیطان زده
گلبوته های عشق
می روید...
ومن سر مست از آزادی
و عشق
کنار تو
زمین خشک را آباد میسازم؛
پرستوها دوباره لانه میسازند
صدای خنده و شادی
فضای باغ را پر میکند
بهاران زنده میگردد.
#بهرام_کاوسی
♦️@seemorghbook
👍19❤🔥5❤2🔥1
📕#قراردادها_و_معاهدات_تاریخی_ایران
✍#عباس_رمضانی
یکصد قرارداد و معاهده ی تاریخی از عصر صفویه تا پایان عصر قاجاریه
معاهدات تاریخی ایران با هدف معرفی قراردادها و اسناد مشترک گوناگون میان ایران و دولت های دیگر جهان نگاشته شده است.
قراردادهایی که بیانگر اوضاع ایران در دوره های مختلف تاریخی اند. در این کتاب که شامل پنج بخش است، مهم ترین معاهدات و قراردادهای ارضی، اقتصادی، سیاسی و نظامی در دوران صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه به بررسی درآمده است.
♦️@seemorghbook
✍#عباس_رمضانی
یکصد قرارداد و معاهده ی تاریخی از عصر صفویه تا پایان عصر قاجاریه
معاهدات تاریخی ایران با هدف معرفی قراردادها و اسناد مشترک گوناگون میان ایران و دولت های دیگر جهان نگاشته شده است.
قراردادهایی که بیانگر اوضاع ایران در دوره های مختلف تاریخی اند. در این کتاب که شامل پنج بخش است، مهم ترین معاهدات و قراردادهای ارضی، اقتصادی، سیاسی و نظامی در دوران صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه به بررسی درآمده است.
♦️@seemorghbook
👍8
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
سگی از کنار شیری رد می شد، چون شیر را خفته دید طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست.
شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست…
در همان هنگام خری در حال گذر بود،
شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو میدهم ، خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمیدهم
خر با تعجب گفت : ولی تو قول دادی.
شیر گفت : من به تو تمام جنگل را میدهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند دیگر ارزش زندگی کردن ندارد
#كليله_دمنه
♦️@seemorghnook
سگی از کنار شیری رد می شد، چون شیر را خفته دید طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست.
شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست…
در همان هنگام خری در حال گذر بود،
شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو میدهم ، خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو نیمی از جنگل را نمیدهم
خر با تعجب گفت : ولی تو قول دادی.
شیر گفت : من به تو تمام جنگل را میدهم زیرا در جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند دیگر ارزش زندگی کردن ندارد
#كليله_دمنه
♦️@seemorghnook
👍58❤8😁5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح است بيا تا كه غزل نوش كنيم
آواى خوش چکاوكان گوش كنيم
برخيز كه خورشيد طلوع كرد به مهر
هر نكته به جز عشق فراموش کنیم
♦️@seemorghbook
آواى خوش چکاوكان گوش كنيم
برخيز كه خورشيد طلوع كرد به مهر
هر نكته به جز عشق فراموش کنیم
♦️@seemorghbook
👍6❤1
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🔆گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین
🔆روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
🔆ای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپهر
🔆برترینش کن برایم این زمان و این زمین . .
فرا رسیدن نوروز باستانی ، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم
بر همه ایرانیان پاک پندار ، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد .
♦️@seemorghbook
🔆گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین
🔆روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
🔆ای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپهر
🔆برترینش کن برایم این زمان و این زمین . .
فرا رسیدن نوروز باستانی ، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم
بر همه ایرانیان پاک پندار ، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد .
♦️@seemorghbook
👍22❤7👎1
📕#نوروز_نامه
✍#حکیم_عمر_خیام_نیشابوری
نوروزنامه نمونهی کاملی از سبک نثر در قرن پنجم است و کلیهی مختصات نثر قرن پنجم در آن دیده میشود. روش نگارش این کتاب بسیار ساده و شیوا و خالی از تکلف است. عبارات آن کوتاه و مفردات تازی آن کم است و بعضی لغات و عبارات پهلوی در آن دیده میشود. از این کتاب دو نسخه خطی باقی ماندهاست. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن.
علی حصوری در پیشگفتار نسخهٔ تصحیح شدهٔ این کتاب مینویسد:
«نوروزنامه را، رسالهای که درآن حرف بسیار است- منسوب به خیام شمردهاند. اما میتوان اطمینان کردد که خیام یادداشتهایی فراهم آورده بود تا از آن کتابی دربارهٔ نوروز بپردازد و شاید عمرش وفا نکرده و یا اصلاً به آن نپرداخته و یادداشتهایش پس از او به وسیلهٔ دیگران به شکل کتاب موجود درآمده است.»
نوروزنامه منسوب به شاعر گرانمایه و عالیقدر ایران خیام است. حکیم ابوالفتح عیاثالدین عمربن ابراهیم خیام در ریاضیات و نجوم و فلسفه استاد و سرآمد فضلای مبرز و حکمای مسلم عصر بوده است و در شمار بزرگترین شعرا و نویسندگان ایران قرار دارد. وی به قرائن، در حدود 407 به دنیا آمده و در سال 517 در نیشابور درگذشته است. خیام در سال 467 به اصلاح و تعدیل تقویم فارسی مبادرت ورزیده و درستترین روش گاهشماری را بنیاد نهاده است.
در نوروزنامه اسباب پیدایش جشن نوروز و کشف حقیقت آن و اینکه کدامیک از شاهان واضع جشن نوروز بوده و آیین آن و آداب پادشاهان ساسانی در این باب و مطالب گوناگون دیگری آمده است.
این کتاب بهسعی و تصحیح مجتبی مینوی، و همکاری صادق هدایت، در سال 1312 توسط کتابخانهی کاوه به چاپ رسیده است.
♦️@seemorghbook
✍#حکیم_عمر_خیام_نیشابوری
نوروزنامه نمونهی کاملی از سبک نثر در قرن پنجم است و کلیهی مختصات نثر قرن پنجم در آن دیده میشود. روش نگارش این کتاب بسیار ساده و شیوا و خالی از تکلف است. عبارات آن کوتاه و مفردات تازی آن کم است و بعضی لغات و عبارات پهلوی در آن دیده میشود. از این کتاب دو نسخه خطی باقی ماندهاست. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن.
علی حصوری در پیشگفتار نسخهٔ تصحیح شدهٔ این کتاب مینویسد:
«نوروزنامه را، رسالهای که درآن حرف بسیار است- منسوب به خیام شمردهاند. اما میتوان اطمینان کردد که خیام یادداشتهایی فراهم آورده بود تا از آن کتابی دربارهٔ نوروز بپردازد و شاید عمرش وفا نکرده و یا اصلاً به آن نپرداخته و یادداشتهایش پس از او به وسیلهٔ دیگران به شکل کتاب موجود درآمده است.»
نوروزنامه منسوب به شاعر گرانمایه و عالیقدر ایران خیام است. حکیم ابوالفتح عیاثالدین عمربن ابراهیم خیام در ریاضیات و نجوم و فلسفه استاد و سرآمد فضلای مبرز و حکمای مسلم عصر بوده است و در شمار بزرگترین شعرا و نویسندگان ایران قرار دارد. وی به قرائن، در حدود 407 به دنیا آمده و در سال 517 در نیشابور درگذشته است. خیام در سال 467 به اصلاح و تعدیل تقویم فارسی مبادرت ورزیده و درستترین روش گاهشماری را بنیاد نهاده است.
در نوروزنامه اسباب پیدایش جشن نوروز و کشف حقیقت آن و اینکه کدامیک از شاهان واضع جشن نوروز بوده و آیین آن و آداب پادشاهان ساسانی در این باب و مطالب گوناگون دیگری آمده است.
این کتاب بهسعی و تصحیح مجتبی مینوی، و همکاری صادق هدایت، در سال 1312 توسط کتابخانهی کاوه به چاپ رسیده است.
♦️@seemorghbook
👍23❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به به! چه هوایی، چه عیدی، چه بهاری،
خوش باشی چنان چهچه و آواز قناری
در صبح زیبا و در این روز پر از عشق،
عیدی دهدت صاحب این روز بهاری
♦️@seemorghbook
خوش باشی چنان چهچه و آواز قناری
در صبح زیبا و در این روز پر از عشق،
عیدی دهدت صاحب این روز بهاری
♦️@seemorghbook
❤16