کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
☕️قطعه ای از کتاب

بخشی از یک بالماسکه جاودانی هستیم که در آن نقاب ها می آیند و می روند اما سزاوار چیزی بیش از این هستیم . من و تو شایستگی آن را داریم که ناممان روی چیزی جاودانی حک شود چیزی که در این جعبه ماسه بزرگ شسته نشود ... .

📕#راز_فال_ورق

#یوستین_گردر

♦️@seemorghbook
9
"در سیاست،هیچ چیز تصادفی نیست!هر اتفاقی افتاد، شک نکنید که برنامه‌ریزی شده!"

#فرانکلین_روزولت

♦️@seemorghbook
👍269🔥3
از طرف او

آلبا دسس پدس

♦️@seemorghbook
👍4👏3
📕#از_طرف_او

#آلبا_دسس_پدس

آلبا دسس پدس، نویسنده ی فعال حقوق زنان و مبارزی شناخته شده علیه فاشیسم بوده که در زمینه های رمان نویسی، داستان کوتاه، روزنامه نگاری، نمایشنامه و فیلمنامه نویسی نیز فعالیت میکرده است. رمان "هیچ کس به گذشته بر نمی گردد بر جسته ترین اثر وی به حساب می آید، که در سال 1938 به رشته تحریر در آمد. اما پس از چندی، این کتاب به بهانه ی عدم بازتاب و ترویج اخلاقیات فاشیستی! ممنوع الچاپ گردید!! آثار وی در تقابل فاحشی با فاشیسم قرار داشته و همین امر سبب دو مرتبه به زندان کشاندن وی در طول حکومت فاشیستی موسیلینی گردید. به طور کلی رمان های دسس پدس، تعارض مابین زیست خانوادگی و اجتماعی زنان در جوامع تحت سیطره قوانین مردانه، فاشیسم و مذهب را روایت کرده وتمامی آثارش دارای درونمایه ی فمنیستی می باشند.
محوریت موضوع کتاب" از طرف او" در هم تنیده با زیست زنان در یک جامعه ی مرد سالار و هم چنین جامعه فاشیسم زده است. دنیای مردانه ای که دسس پدس مقابل مخاطب قرار می دهد بیانگر ساختاری است که در آن قواعد مردانه بر زنان تحمیل شده و این فشار تا حدی پیش رفته که زنان قادر به بروز و پرورش استعداد های شان نمی باشند. علاوه بر این، محدودیت های زندگی زنان و اشتغال ایشان به کار بی پایان خانه داری، مانعی دو چندان بر سر پرداخت و نیل زنان به علایق شان گشته است. این رمان زنانه ترین اثر آلبا دسس پدس به حساب می آید.

♦️@seemorghbook
👍71👏1
گریس : تو فکر کردی من یه فاحشه‌ام
تامی : همه‌ی ما فاحشه‌ایم گریس، فقط بخش های مختلفی از بدنمون رو می‌فروشیم
یکی فکرشو می‌فروشه یکی شعورشو یکی انسانیت ...

♦️@seemorghbook
👏22👍12🥰2
همه‌چیز…
خاطره‌ها...
گفتگوها…
بوسه‌ها…
هم‌آغوشی پیکرهای دلداده…
همه‌چیز می‌گذرد!

ولی تماس روح‌هایی که
یکدیگر را لمس کرده و
در میان انبوه اشکال زودگذر
یکدیگر را شناخته‌اند،
هرگز زدوده نمی‌شود...

#رومن_رولان

♦️@seemorghbook
👍14
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

☆با یک ترکیه‌ای حرف زدم و پرسیدم مولانا از ترکیه است یا ایران؟
خیلی راحت گفت ترکیه. گفتم چرا؟ گفت چون در ترکیه دفن شده !
به او یک کتاب از مولانا دادم و گفتم بخوان،گفت نمی‌توانم!...
من هم کتاب را براش باز کردم و این بیت مولانا را برایش خواندم:
مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم
که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی

☆سراغ یک فرد باکویی هم رفتم ، گفتم نظامی از ایران هست یا از شما؟
پاسخ داد خجالت بکش ،مال ماست!
به او یک کتاب از نظامی دادم گفتم بخوان، دیدم این هم توان خواندنش را ندارد!
من کتاب را برایش ورق زدم واین بیت را برایش از نظامی خواندم:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل زه تن بِه بود، یقین باشد

دیدم او هم از رو رفت.

☆از یک عرب  پرسیدم، ابوعلی سینا عرب است یا ایرانی؟
قاطعانه پاسخ داد:عرب! کتاب‌هایش هم عربی بوده،
گفتم پورسیناکه که در همدان دفن هست، گفت: عربه اما همدان دفن شده! پرسید اصلا ببینم این ابن سینا پارسی بلد بود حرف بزنه؟
من هم این چکامه زیبای او را خواندم:
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزار خورشید بتافت
آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت

خجالت کشید و از رو رفت.

☆یک ازبک دیدم و از او پرسیدم : ابوریحان بیرونی ایرانی بود یا ازبک؟! قاطعانه پاسخ داد ترک ازبک بوده!
کتاب ابوریحان را باز کردم و چشمم به این جمله افتاد:
و اما اهل خوارزم، و ان کانوا غصناً من دوحه الفُرس
یعنی :"و اما مردم خوارزم، آنها شاخه‌ای از درخت استوار پارسی هستند."


قدردان مشاهیر ، بزرگان و دانشمندان خود باشیم و آن‌ها را گرامی بداریم .

♦️@seemorghbook
👍3612👎6👏5🍾1
شب هجران
چو شود صبح و
برآید خورشید
داستان غم دوشینه فراموش کنیم..

♦️@seemorghbook
10
انسان هرگز نمی‌تواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می‌بینیم، اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان می‌میرد.

#پائولو_کوئیلو

♦️@seemorghbook
👍7
۷ آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد🌺

۹درس جاودان رهبری از كوروش بزرگ به قلم مجله فوربس:

انعطاف پذير باش
بخشنده باش
کوتاه سخن بگو
نيروی خوبی باش
شوخ ‌طبع باش
قابل كنترل باش
وفادار باش
نمونه باش
مهربان باش


♦️@seemorghbook
❤‍🔥22👎43👏2👍1
قطعه‌ای از کتاب

‍ وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟

کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد. انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

📕#غروب_بت_ها

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍174
‌همرنگ نشدن با مردم و سر
خم نکردن در برابر سنت‌ ها
خود خدمت بزرگى ست به جامعه !!

#جان_استوارت

♦️@seemorghbook
👍26
سفرنامه مادام کارلا سرنا آدمها و آیینها در ایران

کارلا سرنا

♦️@seemorghbook
👏6👍3
📕#سفرنامه_مادام_کارلا_سرنا_آدمها_و_آیینها_در_ایران

#کارلا_سرنا

مادام کارلا سرنا یک جهانگرد ایتالیایی قرن نوزدهم اروپا بود که در زمان حکومت قاجار و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه از طریق دریای خزر به ایران آمد. سفرنامه او با نام سفرنامه مادام کارلا سرنا ( یا آدمها و آئین ها در ایران) شناخته می شود که در احوال، خلق و خو و آداب و رسوم ایرانیان است. وی در این سفرنامه مطالب بسیار جالب و مهمی را به ثبت رسانده است. کتابی که به قول مترجم آن (آقای علی‌ اصغر سعیدی)، اکنون به یمنش می‌توان از آئین‌ها، نحوه‌ی معاشرت و یا سرگرمی‌های سنتی و همچنین از پروسه‌ی تحولات مدرن ایران با خبر شد. این طور که در مقدمه کتاب به قلم مترجم آمده، نخستین ملاقات این بانوی ایتالیایی با ناصرالدین شاه در پاریس صورت گرفته است، بنابراین قبل از سفر مادام کارلا سرنا به ایران، و نوشتن سفرنامه‌اش، پادشاه مستبد ایران (ناصرالدین شاه) با فرهنگ اروپایی آشنایی داشته است. ذکر این نکته کمک می‌کند تا دلیل تاب آوردن شاه را نسبت به انتقادات و بدگویی‌های مادام کارلا سرنا در کتابش بفهمیم. انتقادات و به اصطلاح بدگویی‌هایی که وی از برخی شرایط ایران و زندگی ایرانی در کتاب خود آورده است.

♦️@seemorghbook
👍111
آدم بودن عبارت قشنگیه
چون فرقى بین زن و مرد نمیزاره
قلب و مغز آدمها
جنسیت نداره.


#اوریانا_فالاچی

♦️@seemorghbook
15👍1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

وقتی می گفتم وطن
رودخانه به رودخانه
مسیر مهاجرت ماهی های آزادش را از بر بودم
-مثل آب خوردن-
وقتی می گویم رودخانه
منظور شفافی دارم
یاد کودکی می افتم از دبستان میهن
که بعد از امتحانات خرداد
آب، تعلیمات دینی اش را با خود برد
گفتم دبستانُ
یاد پسری افتادم 
که پرچم سرزمین اش را 
در حیاط مدرسه دوست داشت
نه روی تابوت عمویش
عمو که می گویم
سرباز وظیفه ای که رفته به جنگ
به مرخصی می آید
تا ما را ببرد فوتبال
با تیمی که هنوز
نامش را شهید نکرده اند
یا ببرد به ماهیگیری
وقتی می گویم سرباز
تف می کنم
به صورت ورق بازهایی که
سربازها را با سر به زمین کوبیدند
زمین که می گویم
یاد کره ای می افتم
که بر روی آن
دنبال وطن جدیدی گشته ام
وقتی می گویم وطن
منظورم جائیست که در حیاط زندان هایش
دستور پخت ماهی های آزاد
از بلندگوها پخش نمی شود
به وقت هواخوری زندانیان
وقتی می گویم زندان...
ساده گیر آورده اید ها
چیزی هم شما بگوئید.

#حسن_آذری

♦️@seemorghbook
👍141
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح!
گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است.
گفتی که با صفاتر از این نوبهار چیست؟
گفتم جمال دوست، بسی با صفاتر است...


♦️@seemorghbook
7👍3🔥1
وقتی چشمت را باز می کنی ؛
می بینی بزرگترین ضربه ها را
همانهایی زده اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته ایی...!

♦️@seemorghbook
👍51