کتابخانه سیمرغ
73.4K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
466 links
Download Telegram
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

☆با یک ترکیه‌ای حرف زدم و پرسیدم مولانا از ترکیه است یا ایران؟
خیلی راحت گفت ترکیه. گفتم چرا؟ گفت چون در ترکیه دفن شده !
به او یک کتاب از مولانا دادم و گفتم بخوان،گفت نمی‌توانم!...
من هم کتاب را براش باز کردم و این بیت مولانا را برایش خواندم:
مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم
که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی

☆سراغ یک فرد باکویی هم رفتم ، گفتم نظامی از ایران هست یا از شما؟
پاسخ داد خجالت بکش ،مال ماست!
به او یک کتاب از نظامی دادم گفتم بخوان، دیدم این هم توان خواندنش را ندارد!
من کتاب را برایش ورق زدم واین بیت را برایش از نظامی خواندم:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل زه تن بِه بود، یقین باشد

دیدم او هم از رو رفت.

☆از یک عرب  پرسیدم، ابوعلی سینا عرب است یا ایرانی؟
قاطعانه پاسخ داد:عرب! کتاب‌هایش هم عربی بوده،
گفتم پورسیناکه که در همدان دفن هست، گفت: عربه اما همدان دفن شده! پرسید اصلا ببینم این ابن سینا پارسی بلد بود حرف بزنه؟
من هم این چکامه زیبای او را خواندم:
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزار خورشید بتافت
آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت

خجالت کشید و از رو رفت.

☆یک ازبک دیدم و از او پرسیدم : ابوریحان بیرونی ایرانی بود یا ازبک؟! قاطعانه پاسخ داد ترک ازبک بوده!
کتاب ابوریحان را باز کردم و چشمم به این جمله افتاد:
و اما اهل خوارزم، و ان کانوا غصناً من دوحه الفُرس
یعنی :"و اما مردم خوارزم، آنها شاخه‌ای از درخت استوار پارسی هستند."


قدردان مشاهیر ، بزرگان و دانشمندان خود باشیم و آن‌ها را گرامی بداریم .

♦️@seemorghbook
👍3613👎6👏5🍾1
شب هجران
چو شود صبح و
برآید خورشید
داستان غم دوشینه فراموش کنیم..

♦️@seemorghbook
10
انسان هرگز نمی‌تواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می‌بینیم، اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان می‌میرد.

#پائولو_کوئیلو

♦️@seemorghbook
👍7
۷ آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ گرامی باد🌺

۹درس جاودان رهبری از كوروش بزرگ به قلم مجله فوربس:

انعطاف پذير باش
بخشنده باش
کوتاه سخن بگو
نيروی خوبی باش
شوخ ‌طبع باش
قابل كنترل باش
وفادار باش
نمونه باش
مهربان باش


♦️@seemorghbook
❤‍🔥22👎43👏2👍1
قطعه‌ای از کتاب

‍ وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟

کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد. انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

📕#غروب_بت_ها

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍174
‌همرنگ نشدن با مردم و سر
خم نکردن در برابر سنت‌ ها
خود خدمت بزرگى ست به جامعه !!

#جان_استوارت

♦️@seemorghbook
👍26
سفرنامه مادام کارلا سرنا آدمها و آیینها در ایران

کارلا سرنا

♦️@seemorghbook
👏6👍3
📕#سفرنامه_مادام_کارلا_سرنا_آدمها_و_آیینها_در_ایران

#کارلا_سرنا

مادام کارلا سرنا یک جهانگرد ایتالیایی قرن نوزدهم اروپا بود که در زمان حکومت قاجار و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه از طریق دریای خزر به ایران آمد. سفرنامه او با نام سفرنامه مادام کارلا سرنا ( یا آدمها و آئین ها در ایران) شناخته می شود که در احوال، خلق و خو و آداب و رسوم ایرانیان است. وی در این سفرنامه مطالب بسیار جالب و مهمی را به ثبت رسانده است. کتابی که به قول مترجم آن (آقای علی‌ اصغر سعیدی)، اکنون به یمنش می‌توان از آئین‌ها، نحوه‌ی معاشرت و یا سرگرمی‌های سنتی و همچنین از پروسه‌ی تحولات مدرن ایران با خبر شد. این طور که در مقدمه کتاب به قلم مترجم آمده، نخستین ملاقات این بانوی ایتالیایی با ناصرالدین شاه در پاریس صورت گرفته است، بنابراین قبل از سفر مادام کارلا سرنا به ایران، و نوشتن سفرنامه‌اش، پادشاه مستبد ایران (ناصرالدین شاه) با فرهنگ اروپایی آشنایی داشته است. ذکر این نکته کمک می‌کند تا دلیل تاب آوردن شاه را نسبت به انتقادات و بدگویی‌های مادام کارلا سرنا در کتابش بفهمیم. انتقادات و به اصطلاح بدگویی‌هایی که وی از برخی شرایط ایران و زندگی ایرانی در کتاب خود آورده است.

♦️@seemorghbook
👍111
آدم بودن عبارت قشنگیه
چون فرقى بین زن و مرد نمیزاره
قلب و مغز آدمها
جنسیت نداره.


#اوریانا_فالاچی

♦️@seemorghbook
15👍1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

وقتی می گفتم وطن
رودخانه به رودخانه
مسیر مهاجرت ماهی های آزادش را از بر بودم
-مثل آب خوردن-
وقتی می گویم رودخانه
منظور شفافی دارم
یاد کودکی می افتم از دبستان میهن
که بعد از امتحانات خرداد
آب، تعلیمات دینی اش را با خود برد
گفتم دبستانُ
یاد پسری افتادم 
که پرچم سرزمین اش را 
در حیاط مدرسه دوست داشت
نه روی تابوت عمویش
عمو که می گویم
سرباز وظیفه ای که رفته به جنگ
به مرخصی می آید
تا ما را ببرد فوتبال
با تیمی که هنوز
نامش را شهید نکرده اند
یا ببرد به ماهیگیری
وقتی می گویم سرباز
تف می کنم
به صورت ورق بازهایی که
سربازها را با سر به زمین کوبیدند
زمین که می گویم
یاد کره ای می افتم
که بر روی آن
دنبال وطن جدیدی گشته ام
وقتی می گویم وطن
منظورم جائیست که در حیاط زندان هایش
دستور پخت ماهی های آزاد
از بلندگوها پخش نمی شود
به وقت هواخوری زندانیان
وقتی می گویم زندان...
ساده گیر آورده اید ها
چیزی هم شما بگوئید.

#حسن_آذری

♦️@seemorghbook
👍141
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح!
گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است.
گفتی که با صفاتر از این نوبهار چیست؟
گفتم جمال دوست، بسی با صفاتر است...


♦️@seemorghbook
7👍3🔥1
وقتی چشمت را باز می کنی ؛
می بینی بزرگترین ضربه ها را
همانهایی زده اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته ایی...!

♦️@seemorghbook
👍51
دو شخص رو هرگز فراموش نکنید :

شخصی که همه چیزش رو باخته تا شما برنده شوید "پدرتون"

شخصی که در تمام رنج ها کنارتون بوده "مادرتون

♦️@seemorghbook
20👍9🤔1
دو راه وجود داره که‌ خوشحال باشی:
شرایطو تغییر بده یا دیدگاهتو نسبت
بهش تغییر بده.

♦️@seemorghbook
👍7
قطعه‌ای از کتاب

دیکتاتوری همیشه تحمیلی است.
حتی دیکتاتوری های انقلابی را نیز
مردم فقط وقتی گردن می گذارند
که نتوانند به رغم کارزارهای سخت
از میان بردارند.

📕#تکنیک_کودتا

#کورتسیو_مالاپارته

♦️@seemorghbook
👍9
ذهن شما يك ابزار است.
بياموزيد كه اربابش باشيد،
نه برده اش...

♦️@seemorghbook
👍10
آی باکلاه آی بی کلاه

غلامحسین ساعدی

♦️@seemorghbook
👍6👎1
📕#آی_با_کلاه_آی_بی_کلاه

#غلامحسین_ساعدی

غلامحسین ساعدی در ۲۴ دی ۱۳۱۴ در تبریز به دنیا آمد.
او نویسنده و یک پزشک بود که سالها با نام مستعار گوهر مراد نوشته هایش را منتشر میکرد. او پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامه نویسان روزگار خود به شمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد به‌شمار می‌رفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت.
ساعدی از نخستین کسانی بود که به کانون نویسندگان ایران پیوست. او، علاوه بر نوشتن چندین قصه و نمایش‌نامه و تک‌نگاری، چند مورد تجربهٔ مطبوعاتی هم داشت که یکی از آنها سردبیری مجلهٔ انتقاد کتاب بود و دیگری هم مجلهٔ الفبا. وی پس از مهاجرت از ایران و اقامت در فرانسه هم تا مدتی به فعالیت‌های مزبور پرداخت.
او در ۲ آذرماه سال ۱۳۶۴ در پاریس با افراط در مصرف الکل و پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سَن آنتوان پاریس جان سپرد، و در روز جمعه هشتم آذرماه، مطابق با ۲۹ نوامبر، در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.

♦️@seemorghbook
👍9👎6😢1