کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
قطعه‌ای از کتاب

‍ وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده اند؟

کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد. انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

📕#غروب_بت_ها

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍174
‌همرنگ نشدن با مردم و سر
خم نکردن در برابر سنت‌ ها
خود خدمت بزرگى ست به جامعه !!

#جان_استوارت

♦️@seemorghbook
👍26
سفرنامه مادام کارلا سرنا آدمها و آیینها در ایران

کارلا سرنا

♦️@seemorghbook
👏6👍3
📕#سفرنامه_مادام_کارلا_سرنا_آدمها_و_آیینها_در_ایران

#کارلا_سرنا

مادام کارلا سرنا یک جهانگرد ایتالیایی قرن نوزدهم اروپا بود که در زمان حکومت قاجار و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه از طریق دریای خزر به ایران آمد. سفرنامه او با نام سفرنامه مادام کارلا سرنا ( یا آدمها و آئین ها در ایران) شناخته می شود که در احوال، خلق و خو و آداب و رسوم ایرانیان است. وی در این سفرنامه مطالب بسیار جالب و مهمی را به ثبت رسانده است. کتابی که به قول مترجم آن (آقای علی‌ اصغر سعیدی)، اکنون به یمنش می‌توان از آئین‌ها، نحوه‌ی معاشرت و یا سرگرمی‌های سنتی و همچنین از پروسه‌ی تحولات مدرن ایران با خبر شد. این طور که در مقدمه کتاب به قلم مترجم آمده، نخستین ملاقات این بانوی ایتالیایی با ناصرالدین شاه در پاریس صورت گرفته است، بنابراین قبل از سفر مادام کارلا سرنا به ایران، و نوشتن سفرنامه‌اش، پادشاه مستبد ایران (ناصرالدین شاه) با فرهنگ اروپایی آشنایی داشته است. ذکر این نکته کمک می‌کند تا دلیل تاب آوردن شاه را نسبت به انتقادات و بدگویی‌های مادام کارلا سرنا در کتابش بفهمیم. انتقادات و به اصطلاح بدگویی‌هایی که وی از برخی شرایط ایران و زندگی ایرانی در کتاب خود آورده است.

♦️@seemorghbook
👍111
آدم بودن عبارت قشنگیه
چون فرقى بین زن و مرد نمیزاره
قلب و مغز آدمها
جنسیت نداره.


#اوریانا_فالاچی

♦️@seemorghbook
15👍1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

وقتی می گفتم وطن
رودخانه به رودخانه
مسیر مهاجرت ماهی های آزادش را از بر بودم
-مثل آب خوردن-
وقتی می گویم رودخانه
منظور شفافی دارم
یاد کودکی می افتم از دبستان میهن
که بعد از امتحانات خرداد
آب، تعلیمات دینی اش را با خود برد
گفتم دبستانُ
یاد پسری افتادم 
که پرچم سرزمین اش را 
در حیاط مدرسه دوست داشت
نه روی تابوت عمویش
عمو که می گویم
سرباز وظیفه ای که رفته به جنگ
به مرخصی می آید
تا ما را ببرد فوتبال
با تیمی که هنوز
نامش را شهید نکرده اند
یا ببرد به ماهیگیری
وقتی می گویم سرباز
تف می کنم
به صورت ورق بازهایی که
سربازها را با سر به زمین کوبیدند
زمین که می گویم
یاد کره ای می افتم
که بر روی آن
دنبال وطن جدیدی گشته ام
وقتی می گویم وطن
منظورم جائیست که در حیاط زندان هایش
دستور پخت ماهی های آزاد
از بلندگوها پخش نمی شود
به وقت هواخوری زندانیان
وقتی می گویم زندان...
ساده گیر آورده اید ها
چیزی هم شما بگوئید.

#حسن_آذری

♦️@seemorghbook
👍141
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح!
گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است.
گفتی که با صفاتر از این نوبهار چیست؟
گفتم جمال دوست، بسی با صفاتر است...


♦️@seemorghbook
7👍3🔥1
وقتی چشمت را باز می کنی ؛
می بینی بزرگترین ضربه ها را
همانهایی زده اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته ایی...!

♦️@seemorghbook
👍51
دو شخص رو هرگز فراموش نکنید :

شخصی که همه چیزش رو باخته تا شما برنده شوید "پدرتون"

شخصی که در تمام رنج ها کنارتون بوده "مادرتون

♦️@seemorghbook
20👍9🤔1
دو راه وجود داره که‌ خوشحال باشی:
شرایطو تغییر بده یا دیدگاهتو نسبت
بهش تغییر بده.

♦️@seemorghbook
👍7
قطعه‌ای از کتاب

دیکتاتوری همیشه تحمیلی است.
حتی دیکتاتوری های انقلابی را نیز
مردم فقط وقتی گردن می گذارند
که نتوانند به رغم کارزارهای سخت
از میان بردارند.

📕#تکنیک_کودتا

#کورتسیو_مالاپارته

♦️@seemorghbook
👍9
ذهن شما يك ابزار است.
بياموزيد كه اربابش باشيد،
نه برده اش...

♦️@seemorghbook
👍10
آی باکلاه آی بی کلاه

غلامحسین ساعدی

♦️@seemorghbook
👍6👎1
📕#آی_با_کلاه_آی_بی_کلاه

#غلامحسین_ساعدی

غلامحسین ساعدی در ۲۴ دی ۱۳۱۴ در تبریز به دنیا آمد.
او نویسنده و یک پزشک بود که سالها با نام مستعار گوهر مراد نوشته هایش را منتشر میکرد. او پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامه نویسان روزگار خود به شمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد به‌شمار می‌رفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت.
ساعدی از نخستین کسانی بود که به کانون نویسندگان ایران پیوست. او، علاوه بر نوشتن چندین قصه و نمایش‌نامه و تک‌نگاری، چند مورد تجربهٔ مطبوعاتی هم داشت که یکی از آنها سردبیری مجلهٔ انتقاد کتاب بود و دیگری هم مجلهٔ الفبا. وی پس از مهاجرت از ایران و اقامت در فرانسه هم تا مدتی به فعالیت‌های مزبور پرداخت.
او در ۲ آذرماه سال ۱۳۶۴ در پاریس با افراط در مصرف الکل و پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سَن آنتوان پاریس جان سپرد، و در روز جمعه هشتم آذرماه، مطابق با ۲۹ نوامبر، در قطعهٔ ۸۵ گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.

♦️@seemorghbook
👍9👎6😢1
ما آمده ایم که زندگی کنیم
تا قیمت پیدا کنیم،
نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم.
زندگی ما حکایت یخ فروشی نشود که از او پرسیدند: فروختی؟
گفت: نه، ولی تمام شد..

#دکتر_مصدق

♦️@seemorghbook
👍27👎4👏2
برای کسی که میفهمد هیچ توضیحی لازم نیست
و برای کسی که نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است...

آنان که میفهمند عذاب میکشند
و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند..!

مهم نیست که چه مدرکی دارید
مهم این است که چه درکی دارید،
مغز کوچک و دهان بزرگ
میل ترکیبی بالایی دارند،
کلماتی که از دهان شما بیرون می آید
ویترین فروشگاه شعور شماست...!

پس وای بر جـماعتـی که لب را بی تامل وا کنند
چرا که کم داشتن و زیاد گفتن
مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است.!
پس نگذارید زبان شما از افکارتان جلو بزند...!

♦️@seemorghbook
👍19


وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی آزار مبدل می کنند، آیا وحشی بودن آن را درمان کرده اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم رام کرده اند؟

کلیسا هم دقیقا همین کار را با انسان کرد:
انسان را با زور و ترس رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد.

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍18👏21
هر صبح در بازار دنيا
به "خوشبختی"
چوب حراج ميزنند...
اینکه ما قدم برنمیداریم
و قیمت پیشنهادنمیکنیم
داستان دیگریست...
"خوشبختی" پیداکردنی نیست.
بدست آوردنيست

♦️@seemorghbook
6👍2🔥2