کتابخانه سیمرغ
73.6K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
461 links
Download Telegram
📕#سفرنامه_ی_گروته

#هوگو_گروته

هوگو گروته جغرافیدان و قوم شناس آلمانی که سفرهای بسیاری به کشورهای آسیا آفریقا و آمریکای جنوبی انجام داد در سال 1907 به ایران آمد و پس از ملاقات با محمد علی شاه و احتشام السلطنه رییس مجلس به تبریز رفت و پیش از به توپ بستن مجلس ایران را ترک کرد . این سفرنامه آگاهی های مفید و جالبی درباره وضع اجتماعی اقتصادی و سیاسی ایران آن روز از دید یک محقق آلمانی به دست میدهد .

♦️@seemorghbook
👍8
"ﺧـَﻼﺀ" ﺑﺎﻋﺚ ﺟﺬﺏ میشه!

ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻭ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﯼ بهار ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﺸﻪ...!

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻨﻪ؛
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ چیزهای ﺑﻬﺘﺮﺵ ﺑﺎﺯ میﻛﻨﻪ...

پس سعی کن همیشه از زندگی و لحظاتت لذت ببری، بهترین ها خودشون به وقتش سراغت میان

♦️@seemorghbook
15👍7
زمان!

برای آنهایی که در انتظارند آهسته است
برای آنهایی که نگرانند سریع است
برای آنهایی که غمگینند طولانیست
برای آنهایی که شادند کوتاه است
ولی برای آنهایی که عاشقند وجود ندارد...!

♦️@seemorghbook
👍153
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیک نامان ایران زمین

تمام چهره بزرگان ایران زمین دراین قسمت با استفاده از مستندات تاریخی و جمع آوری اطلاعات موجود و با کمک هوش مصنوعی ساخته شده اند.

در این قسمت هم همانند قسمت های قبل،سعی کردم با حساسیت زیاد به مستندات متعهد بمانم تا جایی که بطور مثال از آنجایی که رودکی، شاعر بزرگ ایرانی، متعلق به روستای بَنُج (پنج‌رود) در نزدیکی شهر سمرقند بوده ( امروزه سمرقند متعلق به کشور ازبکستان است ) به همین رو تلاش کردم فرم چشم ها به مردم ان منطقه نزدیک باشه ( البته این منطقه در دوران اوج تمدن ایران‌زمین بخشی از خراسان بزرگ محسوب میشده)، و یا سنایی اهل شهر غزنین بوده که روزگاری این شهر متعلق به استان بزرگ خراسان بوده و الان متعلق به افغانستان است، در نتیجه سعی شده رنگ پوشش و فرم لباس های به مردم آن منطقه نزدیک باشد.

و اما درمورد بابا طاهر عریان
بابا طاهر فردی زاهد و بقول امروزی ها فارغ ز غوغای جهان بوده و خیلی در قید بند امیال و ظواهر دنیوی نبوده اما منظور عریان فیزیکی نبوده، بلکه منظور عریان ذهنی و بی تعلقی نسبت به دنیای فانی بوده.

♦️@seemorghbook
👍85
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

تکرار مسواک زدن در همه شبها
دندانها را سفید میکند

و تکرار خاطرات در همه شبها
موها را . . .

ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ می شوﺩ
ﺑﻪ پاﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ .…

گاﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ می شود ؛
ﺑﻪ پای ﻋﻤﺮ !

ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ می کشد،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ می شود
ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ...!

♦️@seemorghbook
👍119


در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد : فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد : چرا از کشیش نمی پرسی؟

جک نزد کشیش می رود و می پرسد : جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم؟

کشیش پاسخ می دهد : نه پسرم نمی شود
این بی ادبی به مذهب است
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند
ماکس می گوید: تعجبی نداره ، تو سئوال را درست مطرح نکردی ، بگذار من بپرسم!

ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد : آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم؟

کشیش مشتاقانه پاسخ می‌دهد: مطمعنا پسرم

♦️@seemorghbook
26👍19
صبح است و دلم به مهر باور دارد
آبان که گذشت، دل به آذر دارد

پاییز برای من شدہ این تعبیر:
فصلی که فقط خاطرہ در سر دارد

♦️@seemorghbook
9👍4🥰1
اگر می خواهید یک فرمانده "شکست" بخورد
یک کتاب پر از "دستورالعمل" به او بدهید

اگر می خواهید "پیروز" شود
یک "هدف" برای او تعیین کنید
و از او بخواهید آن را بدست آورد...

♦️@seemorghbook
👍166
قطعه‌ای از کتاب


زمانه‌ی سختی است برای انسان‌بودن. تنها یک انسان حقیقی و واقعی‌بودن؛ نه مجموعه‌ای از ویژگی‌های اخلاقی بی‌شماری که از دیگران به عاریت گرفته‌ایم.
و اگر همه‌ی ما درحال نقش بازی‌کردن هستیم، چیزی به نام یک همراه و همزاد وجود نخواهد داشت، چون ما یک شخصیت واحد نیستیم که تنها یک همراه در زندگی نیاز داشته باشیم.
این همان نقطه‌ای است که به تو می‌قبولاند هیچ‌چیز اهمیتی ندارد، چون من انسان واقعی نیستم و طرف مقابلم هم همین‌طور. باید پیش از این‌ها کاری انجام می‌دادم که دوباره احساس واقعی‌بودن داشته باشم.

📕#دختر_گمشده

#گیلین_فلین

♦️@seemorghbook
5👍5👏1
راجر ویلیامز، بنیانگذار جدایی دین از سیاست، خود شخصی بسیار مذهبی بود و علت واقعی وی از این کار، محافظت از پاکی دین بود تا آلوده به بازی های کثیف سیاسی نشود!


♦️@seemorghbook
👏17👍12
تداوم و تحول در تاریخ میانه ایران

آن لمبتن

♦️ @seemorghbook
📕#تداوم_و_تحول_در_تاریخ_میانه_ایران

#آن_لمبتن

این کتاب نگاهی دقیق و محققانه به تاریخ میانی ایران دارد. ظاهرا در فرهنگ غالب ما تاریخ میانه کشور مترادف است با هجوم مغول و تیمور که کشور به یک برهوت تبدیل شده و جنبنده ای به روی این خاک نمانده .ولی در این کتاب ما با یک زندگی در همه ابعادش مواجه هستیم.
این کتاب به دوران سلجوقی هم می پردازد و مطالب مفیدی از آن دارد.
تز دکتری خانم لمبتن درباره دوران سلجوقی بوده است.

♦️@seemorghbook
👍7👎21
آنان که جرأت نمی کنند کاری نیز نمی کنند
در هر کاری خطر وجود دارد.
در رانندگی خطر تصادف هست
در تقاضا برای شغل خطر پذیرفته نشدن
در سلام دادن خطر بی جواب ماندن
در عشق خطر طرد شدن و آسیب دیدن و در امیدواری خطر نومیدی هست

چیزی که مهمه جرأت خطر کردن است

♦️@seemorghbook
10👍6
بسیاری از دردهایی که با آنها دست به گریبان هستیم
در حقیقت افکار ما هستند!

ذهنت را پاک کن..

♦️ @seemorghbook
👍144



اگر کسی چیز بدی درباره شما گفت
یا طوری در موردتان قضاوت کرد که گویی کاملا شما را می شناسد
به آسانی تحت تاثیر قرار نگیریدبه یاد آوریدکه
وقتی سگها کسی را نمیشناسند شروع به سر و صدا میکنند.

♦️@seemorghbook
14👍5
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹


روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!

#جرج_برنارد_شاو

♦️@seemorghbook
👍37😁76👏2🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حوالی بعضی ها آنقدر هوا دلچسب است
که دوست داری یک خانه نقلی کنارشان اجاره کنی
و با خیال راحت زندگی را با آرامش تنفس کنی،
چه لذتی می برد پنجره ای که با تو تنها می شود
و تو به سمتش خیره می شوی

♦️@seemorghbook
12👍3🥰1
چند سال پیش همیشه فکر می کردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است. نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم.

روانپزشک گفت: فقط یک سال هفته‌ای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید چرا نیومدی؟
گفتم خب جلسه‌ای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پس‌انداز کردم و یه وانت نو خریدم.
پزشک با تعجب گفت، عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟
گفتم: به من گفت اگه پایه‌های تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختت قایم بشه!

هرچه پایه های خرافاتمان را کوتاه کنیم آرامش بیشتری پیدا خواهیم کرد

♦️@seemorghbook
👍254😁4🥰3👎1👏1
اهمیتی نداره هر چقدر هم غمگین، خسته و ناراحت باشیم، همیشه چاره‌ای جز حرکت به جلو و ادامه کار نداریم.

♦️@seemorghbook
14👍2