📕#زندگی_پرماجرای_نادرشاه
✍#محمدحسین_میمندی_نژاد
کتاب زندگی پرماجرای نادرشاه اثر دکتر محمد حسین میمندی نژاد است؛کتاب زندگی پر رمز و راز و ماجرای نادر شاه روایت مفصلی است . از سرگذشت سیاسی نادرشاه افشار و شرح چگونگی به قدرت رسيدن لشكركشيها و فتوحات و تدابير سياسي و جنگي و اوضاع دربار او كه بدون ذكر منابع به طبع رسيده است. در پايان، گزارشي از زندگي نادرشاه ـ برگرفته از كتابهاي مختلف ـ فراهم آمده است. نادر شاه افشار از ايل افشار بود او از مشهورترين پادشاهان ايران بعد از اسلام است . ابتدا نادر قلي يا ندرقلي ناميده مي شد موقعي كه افغانها و روس ها و عثماني ها از اطراف بايران دست انداخته بودند و مملكت در نهايت هرج و مرج بود يكعده سوار با خود همراه كرد و به طهماسب صفوي كه كين پدر برخواسته بود همراه شد فتنه هاي داخلي را خواباند افغانها را هم بيرون ريخت ، شاه طهماسب صفوي از شهرت و اعتبار نادر در بين مردم دچار رشك و حسادت گشت و براي نشان دادن قدرت خود با لشكري بزرگ به سوي عثماني تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ايراني را در جنگ چالدران بدليل عدم توانايي به كشتن داد و خود از ميدان جنگ گريخت نادر با سپاهي اندك و خسته از كارزار از مشرق به سوي مغرب ايران تاخت و تا قلب كشور عثماني پيش رفت و سرزمينهاي بسياري را به خاك ايران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت كه با كمال تعجب ديد روسها خود پيش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسير بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ريش سفيدان ايران از فرماندهي ارتش استعفا نمود و دليلش اعمال پس پرده خاندان صفوي بود . و خود عازم مشهد شد در نزديكي زنجان سواراني نزدش آمدند و خبر آوردند كه مجلس به لياقت شما ايمان دارد و در اين شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ايران باقي بماند و كمر بند پادشاهي را بر كمرش بستند .
♦️@seemorghbook
✍#محمدحسین_میمندی_نژاد
کتاب زندگی پرماجرای نادرشاه اثر دکتر محمد حسین میمندی نژاد است؛کتاب زندگی پر رمز و راز و ماجرای نادر شاه روایت مفصلی است . از سرگذشت سیاسی نادرشاه افشار و شرح چگونگی به قدرت رسيدن لشكركشيها و فتوحات و تدابير سياسي و جنگي و اوضاع دربار او كه بدون ذكر منابع به طبع رسيده است. در پايان، گزارشي از زندگي نادرشاه ـ برگرفته از كتابهاي مختلف ـ فراهم آمده است. نادر شاه افشار از ايل افشار بود او از مشهورترين پادشاهان ايران بعد از اسلام است . ابتدا نادر قلي يا ندرقلي ناميده مي شد موقعي كه افغانها و روس ها و عثماني ها از اطراف بايران دست انداخته بودند و مملكت در نهايت هرج و مرج بود يكعده سوار با خود همراه كرد و به طهماسب صفوي كه كين پدر برخواسته بود همراه شد فتنه هاي داخلي را خواباند افغانها را هم بيرون ريخت ، شاه طهماسب صفوي از شهرت و اعتبار نادر در بين مردم دچار رشك و حسادت گشت و براي نشان دادن قدرت خود با لشكري بزرگ به سوي عثماني تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ايراني را در جنگ چالدران بدليل عدم توانايي به كشتن داد و خود از ميدان جنگ گريخت نادر با سپاهي اندك و خسته از كارزار از مشرق به سوي مغرب ايران تاخت و تا قلب كشور عثماني پيش رفت و سرزمينهاي بسياري را به خاك ايران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت كه با كمال تعجب ديد روسها خود پيش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسير بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ريش سفيدان ايران از فرماندهي ارتش استعفا نمود و دليلش اعمال پس پرده خاندان صفوي بود . و خود عازم مشهد شد در نزديكي زنجان سواراني نزدش آمدند و خبر آوردند كه مجلس به لياقت شما ايمان دارد و در اين شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ايران باقي بماند و كمر بند پادشاهي را بر كمرش بستند .
♦️@seemorghbook
👍16❤2
دزدی میلیون ها تومان از بانک دزدید،
دزد دیگری هم به کاهدان زد و مقداری کاه دزدید...
هردو را گرفتند
و نزد قاضی بردند
قاضی دزد بانک را آزاد کرد و دزد کاه را به دوسال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد
کاه دزد به وکیلش گفت چرا اونی که پول دزدیده بود را آزاد کرد و من که فقط مقداری کاه دزدیدم به دوسال حبس با اعمال شاقه محکوم شدم
وکیل گفت آخه قاضی کاه نمیخورد!
♦️ @seemorghbook
دزد دیگری هم به کاهدان زد و مقداری کاه دزدید...
هردو را گرفتند
و نزد قاضی بردند
قاضی دزد بانک را آزاد کرد و دزد کاه را به دوسال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد
کاه دزد به وکیلش گفت چرا اونی که پول دزدیده بود را آزاد کرد و من که فقط مقداری کاه دزدیدم به دوسال حبس با اعمال شاقه محکوم شدم
وکیل گفت آخه قاضی کاه نمیخورد!
♦️ @seemorghbook
👍26😁4❤1
آزادی،
دریایی متلاطم و طوفانی است…
انسانهای ترسو آرامش استبداد را
بر این طوفان ترجیح میدهند.
#توماس_جفرسون
♦️@seemorghbook
دریایی متلاطم و طوفانی است…
انسانهای ترسو آرامش استبداد را
بر این طوفان ترجیح میدهند.
#توماس_جفرسون
♦️@seemorghbook
👍30👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
چنان عشق بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود...!
این زندگی نیست که میگذرد ما هستیم که رهگذریم
پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن
♦️ @seemorghbook
چنان عشق بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود...!
این زندگی نیست که میگذرد ما هستیم که رهگذریم
پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن
♦️ @seemorghbook
❤5🥰2
مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم دارد
وقت نداشت.....
دستش همیشه بند بود .
بند بستن بند کفشهای من
که گره زدن بلد نبودم
دستش بند دکمه ی روپوش خواهرم بود
بند مشقهای برادرم.
من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
♦️ @seemorghbook
وقت نداشت.....
دستش همیشه بند بود .
بند بستن بند کفشهای من
که گره زدن بلد نبودم
دستش بند دکمه ی روپوش خواهرم بود
بند مشقهای برادرم.
من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
♦️ @seemorghbook
❤19👍5😭4
کیمیاگر باش.
مس ها و فلزات بی ارزش را به طلا تبدیل کن.
درد و رنج را به بصیرت و روشنی تبدیل کن.
#اکهارت_تل
♦️ @seemorghbook
مس ها و فلزات بی ارزش را به طلا تبدیل کن.
درد و رنج را به بصیرت و روشنی تبدیل کن.
#اکهارت_تل
♦️ @seemorghbook
👍9❤3
در زندگى هر انسان دو روز است كه براى او 24 كامل نخواهد بود...
اولی روز تولد و دومی روز مرگ او...
"و اینجاس که ضرب المثل معروف دنیا دو روزه برامون معنی پیدا میکنه”
♦️ @seemorghbook
اولی روز تولد و دومی روز مرگ او...
"و اینجاس که ضرب المثل معروف دنیا دو روزه برامون معنی پیدا میکنه”
♦️ @seemorghbook
👏14❤1
☕️ قطعهای از کتاب
قربان، توی این مملکت سه بیماری مهم وجود دارد: حصبه، وبا و تب انتخابات. این آخری از همه بدتر است؛ باعث میشود مردم مدام دربارهٔ مسائلی حرف بزنند که هیچ اختیاری در مورد آنها ندارند.
📕#ببر_سفید
✍🏼#آراویند_آدیگا
♦️@seemorghbook
قربان، توی این مملکت سه بیماری مهم وجود دارد: حصبه، وبا و تب انتخابات. این آخری از همه بدتر است؛ باعث میشود مردم مدام دربارهٔ مسائلی حرف بزنند که هیچ اختیاری در مورد آنها ندارند.
📕#ببر_سفید
✍🏼#آراویند_آدیگا
♦️@seemorghbook
👍7👏7❤1
غذا در گلویتان گیر کرده و در حال خفه شدن هستید...
من دو انتخاب دارم:
"بزنم پشتتان" یا "برایتان دعا کنم"،؟
کدامیک را میخواهید انجام دهم ،،؟
#لاورنس_کراوس
♦️@seemorghbook
من دو انتخاب دارم:
"بزنم پشتتان" یا "برایتان دعا کنم"،؟
کدامیک را میخواهید انجام دهم ،،؟
#لاورنس_کراوس
♦️@seemorghbook
👍25👎2😐2❤1
📕#بعضی_ها_هیچ_وقت_نمی_فهمن
✍#کورت_توخولسکی
بعضیها هیچ وقت نمیفهمن” کتاب ۹۲ صفحهای، ترجمه ای است از یک کتاب آلمانی نوشته کورت توخولسکی با ترجمه دکتر محمد حسین عضدانلو، نوشته هایی با زمینه طنز در مورد مسایل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و… است. کتابی که شاید بشه اون رو نوشته هایی با زمینه ی طنز در باره ی مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و .... دونست. مجموعه ای پرمایه که با وجود حجم کم نمی شه اون را یه باره خوند و کنار گذاشت. نویسنده در کتاب به ظاهر کوچیک اش خیلی چیزها رو زیر سوال می بره یا نگاه آدم رو نسبت به اون ها تیز می کنه؛ از جنگ گرفته تا مخالفت های رسمی و غیر رسمی با سقط جنین،رابطه با فامیل، اینکه چرا بعضی آدم ها نمی تونن پولدار بشن و حتا درباره ی سوپ خوردن و پنچر گیری لاستیکی کنار جاده و در همه ی این ها سرگشتگی آدم ها رو نشان می ده. او با لحن طنزش طوری درباره ی یه مسئله ی بغرنج، حرف می زنه که انگار یه بچه داره راجع به اسباب بازی هاش حرف می زنه.
♦️@seemorghbook
✍#کورت_توخولسکی
بعضیها هیچ وقت نمیفهمن” کتاب ۹۲ صفحهای، ترجمه ای است از یک کتاب آلمانی نوشته کورت توخولسکی با ترجمه دکتر محمد حسین عضدانلو، نوشته هایی با زمینه طنز در مورد مسایل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و… است. کتابی که شاید بشه اون رو نوشته هایی با زمینه ی طنز در باره ی مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و .... دونست. مجموعه ای پرمایه که با وجود حجم کم نمی شه اون را یه باره خوند و کنار گذاشت. نویسنده در کتاب به ظاهر کوچیک اش خیلی چیزها رو زیر سوال می بره یا نگاه آدم رو نسبت به اون ها تیز می کنه؛ از جنگ گرفته تا مخالفت های رسمی و غیر رسمی با سقط جنین،رابطه با فامیل، اینکه چرا بعضی آدم ها نمی تونن پولدار بشن و حتا درباره ی سوپ خوردن و پنچر گیری لاستیکی کنار جاده و در همه ی این ها سرگشتگی آدم ها رو نشان می ده. او با لحن طنزش طوری درباره ی یه مسئله ی بغرنج، حرف می زنه که انگار یه بچه داره راجع به اسباب بازی هاش حرف می زنه.
♦️@seemorghbook
👍11❤2
آنقدر "دریا دل" باش
که از چیزی
نگران نشوی.....
آنقدر "بزرگوار" باش،
که خشمگین نگردی....
آنقدر "نیرومند" باش،
که از چیزی نترسی....
آنقدر "راضی" باش
که به هیچ مشکلی
اجازه خودنمایی ندهی..
♦️ @seemorghbook
که از چیزی
نگران نشوی.....
آنقدر "بزرگوار" باش،
که خشمگین نگردی....
آنقدر "نیرومند" باش،
که از چیزی نترسی....
آنقدر "راضی" باش
که به هیچ مشکلی
اجازه خودنمایی ندهی..
♦️ @seemorghbook
👍12❤1🔥1
ما پادشاه را کشتیم...
سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم
حالا تنها چیزی که گیرمان آمده
یک پادشاه جدید است!
که از قبلی بهتر نیست
اینجا سرزمینی استکه
برای آزادی جنگیدیم
ولی حالا برای نان میجنگیم!
📘#بینوایان
✍#ویکتور_هوگو
♦️ @seemorghbook
سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم
حالا تنها چیزی که گیرمان آمده
یک پادشاه جدید است!
که از قبلی بهتر نیست
اینجا سرزمینی استکه
برای آزادی جنگیدیم
ولی حالا برای نان میجنگیم!
📘#بینوایان
✍#ویکتور_هوگو
♦️ @seemorghbook
💯18👍11👏3❤2👎2
قورباغه به کانگورو گفت: من و تو میتوانیم بپریم. پس اگر با هم ازدواج کنیم بچه مان می تواند از روی کوه ها یک فرسنگ بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی! من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر.
قورباغه دیگر چیزی نگفت. کانگورو هم جست زد و رفت. آنها هیچ وقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ بپرد. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
«پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود.»
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود. این کوزه اگر روزی پر شود یاد گرفتنِ آدمی تمام می شود. نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار می گذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع می کند و حتی برای آن می میرد اما آدم غیرمتعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آن را تغییر می دهد.
اگر شما مدتی ست که افکارتان تغییر نکرده، بدانید که این مدت فکر نکرده اید. آب هم اگر راکد بماند فاسد می شود!
آنچه ما را ویران می کند باورهای غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه ی دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
به قول نیچه: «باورهای غلط از حقایق خطرناک, ویران کننده ترند.»
♦️@seemorghbook
کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی! من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر.
قورباغه دیگر چیزی نگفت. کانگورو هم جست زد و رفت. آنها هیچ وقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ بپرد. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
«پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود.»
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود. این کوزه اگر روزی پر شود یاد گرفتنِ آدمی تمام می شود. نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار می گذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع می کند و حتی برای آن می میرد اما آدم غیرمتعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آن را تغییر می دهد.
اگر شما مدتی ست که افکارتان تغییر نکرده، بدانید که این مدت فکر نکرده اید. آب هم اگر راکد بماند فاسد می شود!
آنچه ما را ویران می کند باورهای غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه ی دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
به قول نیچه: «باورهای غلط از حقایق خطرناک, ویران کننده ترند.»
♦️@seemorghbook
👍40❤10👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼِ ﺭﻓﺘﻪ
ﺑﻪ ﭼﻮﺏ کبریتهایِ ﺳﻮﺧﺘﻪ میمانند؛
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ میخواهی ﺑﮑﻦ،
ﺁنها ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ نمیشوند
ﻓﻘﻂ ﺳﯿﺎﻫﯽِ ﺁنها ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ میکند…
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ،
زندگی را رنگی تازه بزن…
♦️ @seemorghbook
ﺑﻪ ﭼﻮﺏ کبریتهایِ ﺳﻮﺧﺘﻪ میمانند؛
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ میخواهی ﺑﮑﻦ،
ﺁنها ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ نمیشوند
ﻓﻘﻂ ﺳﯿﺎﻫﯽِ ﺁنها ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ میکند…
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ،
زندگی را رنگی تازه بزن…
♦️ @seemorghbook
👍13🥰1
تعریف زیبایی از زمان
زمان کند میگذره وقتی منتظری.
زمان تند میگذره وقتی دیرت شده.
زمان کشنده ست وقتی غمگینی.
زمان کوتاهه وقتی خیلی شادی.
زمان بی پایانه وقتی دردی داری.
زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای.
توجه کن:زمان با توجه به اتفاقات درون تو میگذره
نه عقربه های ساعت
پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو
♦️ @seemorghbook
زمان کند میگذره وقتی منتظری.
زمان تند میگذره وقتی دیرت شده.
زمان کشنده ست وقتی غمگینی.
زمان کوتاهه وقتی خیلی شادی.
زمان بی پایانه وقتی دردی داری.
زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای.
توجه کن:زمان با توجه به اتفاقات درون تو میگذره
نه عقربه های ساعت
پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو
♦️ @seemorghbook
👍13
زمانی که وارد جمعی می شوی، لباس هایت معرف تو هستند؛ و زمانی که خارج می شوی، افکار و سخنانت ...
#لئون_تولستوی
♦️ @seemorghbook
#لئون_تولستوی
♦️ @seemorghbook
👍20
☕ قطعهای از کتاب
به ياد داشته باش : تعيين هدف، كليد دروازهی موفقيت است ! و شما دقيقا همانقدر ارزش داريد كه فكر میكنيد ...
به ياد بسپار : چاپلوسی يونجه لطيفی است برای درازگوشان ! پس با صدای بلند بخوانيد : انديشه بدون عمل هيچ ارزشي ندارد !
تلاش شما مانند سپردهی بانكی است ! منتظر سود باشيد !
فراموش نكن : ايمان ماده اصلی و خمير مايهی دستيابی به آرزوهاست ! و همان ابزار نيرومندی است كه هرگز ديده نمیشود ...
📕#لطفا_گوسفند_نباشید
✍#محمود_نامنی
♦️@seemorghbook
به ياد داشته باش : تعيين هدف، كليد دروازهی موفقيت است ! و شما دقيقا همانقدر ارزش داريد كه فكر میكنيد ...
به ياد بسپار : چاپلوسی يونجه لطيفی است برای درازگوشان ! پس با صدای بلند بخوانيد : انديشه بدون عمل هيچ ارزشي ندارد !
تلاش شما مانند سپردهی بانكی است ! منتظر سود باشيد !
فراموش نكن : ايمان ماده اصلی و خمير مايهی دستيابی به آرزوهاست ! و همان ابزار نيرومندی است كه هرگز ديده نمیشود ...
📕#لطفا_گوسفند_نباشید
✍#محمود_نامنی
♦️@seemorghbook
👍10