دانه های پوسیده در اسارت خاک هستند
و مغز های پوسیده در اسارت خرافات!
سخت ترین کار دنیا، آزاد کردن اسیرانی است
که زنجیر های خود را میپرستند.
سخت ترین زنجیرها ، زنجیرهای اندیشه هستند.
♦️@seemorghbook
و مغز های پوسیده در اسارت خرافات!
سخت ترین کار دنیا، آزاد کردن اسیرانی است
که زنجیر های خود را میپرستند.
سخت ترین زنجیرها ، زنجیرهای اندیشه هستند.
♦️@seemorghbook
👏38👍5😐1
📕#شاهنشاهی_و_تاریخ_ایران
✍#خانبابا_بیانی
اصل کتاب شاهنشاهی و تاریخ ایران توسط خانبابا بیانی نوشته شده است که در اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ساده نویسی شده و در سال ۱۳۵۰ به چاپ رسیده است. این اثر درباره یادبود جشن بزرگداشت دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران نگاشته شده است.
درباره کتاب:
هر قومی تاریخی نیست . به ملتی تاریخی می گویند که زندگیش را با کار و کوشش بگذراند ، مذهب داشته باشد، صاحب فرهنگ خوب ،سجایای برجسته و آداب و رسوم نیکو باشد ، زندگی اقتصادیش منظم باشد و در زندگی سیاسی و اجتماعی راه و روش معینی داشته باشد .چنین قومی را می توان قوم تاریخی نامید وگرنه چه بسیار جماعت ها که از زمان قدیم وجود داشته اند مدتی اندک یا بسیار زندگی کرده اند ،سپس نابود شده اند . نه نامشان در تاریخ مانده است و نه کسی از آنها خبر دارد. نه ما انها را می شناسیم و نه میدانیم چگونه زندگی می کردند
✍#خانبابا_بیانی
اصل کتاب شاهنشاهی و تاریخ ایران توسط خانبابا بیانی نوشته شده است که در اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ساده نویسی شده و در سال ۱۳۵۰ به چاپ رسیده است. این اثر درباره یادبود جشن بزرگداشت دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران نگاشته شده است.
درباره کتاب:
هر قومی تاریخی نیست . به ملتی تاریخی می گویند که زندگیش را با کار و کوشش بگذراند ، مذهب داشته باشد، صاحب فرهنگ خوب ،سجایای برجسته و آداب و رسوم نیکو باشد ، زندگی اقتصادیش منظم باشد و در زندگی سیاسی و اجتماعی راه و روش معینی داشته باشد .چنین قومی را می توان قوم تاریخی نامید وگرنه چه بسیار جماعت ها که از زمان قدیم وجود داشته اند مدتی اندک یا بسیار زندگی کرده اند ،سپس نابود شده اند . نه نامشان در تاریخ مانده است و نه کسی از آنها خبر دارد. نه ما انها را می شناسیم و نه میدانیم چگونه زندگی می کردند
❤14👍9👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگارت بر مراد,روزهایت شادِشاد
آسمانت بی غبار،سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور،بزم عشقت پر سرور
بخت و تقدیرت قشنگ،عمر شیرینت بلند
سرنوشتت تابناک،جسم و روحت پاک پاک
♦️@seemorghbook
آسمانت بی غبار،سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور،بزم عشقت پر سرور
بخت و تقدیرت قشنگ،عمر شیرینت بلند
سرنوشتت تابناک،جسم و روحت پاک پاک
♦️@seemorghbook
👍13❤9
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
☆سه سیلی محکم که بشر را از خواب چندین هزار ساله بیدار کرد :
1_سیلی اول را کوپرنیک نواخت ! او ثابت کرد زمین مرکز کاینات نبوده بلکه سیاره ای کوچک است که گرد خورشید میگردد !!
2_سیلی دوم را چارلز داروین نواخت ! او به انسان که اشرف مخلوقات نامیده میشد نشان داد که چندان اختلافی با سایر جانداران ندارد !
3_سومین سیلی را زیگموند فروید به گوش انسان زد : او اثبات کرد که عقل پادشاه انسان نیست ، رفتار و گفتار بشر سر چشمه مهم تری دارد و آن ناخودآگاه است !
سیلی که امروز میبایست مردم خواب آلوده سرزمین های بخواب رفته را بیدار کند این است که : راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد !
👌برای همین است که کتابخانه در سرزمین های بخواب رفته امن ترین مکان برای عنکبوت هاست...!
♦️@seemorghbook
☆سه سیلی محکم که بشر را از خواب چندین هزار ساله بیدار کرد :
1_سیلی اول را کوپرنیک نواخت ! او ثابت کرد زمین مرکز کاینات نبوده بلکه سیاره ای کوچک است که گرد خورشید میگردد !!
2_سیلی دوم را چارلز داروین نواخت ! او به انسان که اشرف مخلوقات نامیده میشد نشان داد که چندان اختلافی با سایر جانداران ندارد !
3_سومین سیلی را زیگموند فروید به گوش انسان زد : او اثبات کرد که عقل پادشاه انسان نیست ، رفتار و گفتار بشر سر چشمه مهم تری دارد و آن ناخودآگاه است !
سیلی که امروز میبایست مردم خواب آلوده سرزمین های بخواب رفته را بیدار کند این است که : راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد !
👌برای همین است که کتابخانه در سرزمین های بخواب رفته امن ترین مکان برای عنکبوت هاست...!
♦️@seemorghbook
👍63👏8❤7👎5🤯2
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
دقیقاً سال ششم دبستان بودم همین ایراد را از پدرم گرفتم..
ایشان چیزی نگفت پس از اندکی از من سوال کرد مساله آب کُر را میدانی؟
گفتم آری ....
گفت برایم بگو.....
گفتم *{{حجم آب کر برابر است با ظرف آبی که هر کدام از درازا، پهنا و گودی آن سه وجب و نیم باشد که معادل آن بر اساس اختلاف فقها از ۳۷۶ کیلوگرم تا ۴۸۰ کیلوگرم گفته شده است. }}*
گفت فرض کنیم آب کُر 480 کیلو گرم هست و دو ظرف آب کُر را داریم در یکی 10 سک بشاشد. و در دیگری یک سگ فقط جرعهائی از آن بنوشد... و شما مجبور باشید از همان آب بخورید از کدام ظرف خواهید خورد..
از اونیکه سگ نوشید؟ یا از اونیکه 10 سگ در آن شاشید؟
گفتم خوب معلومِ" هر عقل سالمی از آن ظرفی مینوشد که فقط جرعهائی از آن را سگ نوشید..
پدرم گفت "اگر به تو بگویم که همه مراجع میگویند فقط باید از آن ظرفی بنوشید که 10 سگ در آن شاشیدن باز چی! آیا قبول میکنید؟ گفتم نه... پدرم گفت از چه روی این حرف را میزنی؟ گفتم عقل هر آدم سالمی همین را میگوید..
پدرم گفت ولی میدانی استدلال آن مراجع تقلید چیست؟ گفتم نه هر چه هم استدلال بیاورد من یکی از آن ظرفی که 10 سگ شاشید قطعاً نخواهم نوشید..!! میدهم آنها خودشان بخورند..
پدر گفت" لازم نیست شما بدهید خودشان خواهند خورد!!
گفتم حالا استدلال آن مراجع چیست..؟
گفت اگر سگی از آب کُر بنوشد چون از کُر بودن کاسته میشود آن آب نجس میشود ولی اگر 10 سگ در آن آب کُر بشاشد چون بر آن آب افزوده میشود ولی رنگ و طعم آن تغییر نمیکند پس طاهر هست..
پدرم گفت ما درآن زمان هرچه مراجع میگفتند را میپذیرفتیم ولی الان تو یک الف بچه حاضر نیستی زیر بار حرف مراجع بروی خوب ایراد ما این بوده که این کلاه گشاد را بر سر نسل ما گذاشتند.. و باخنده گفت همه ما بدون گرفتن اشکال از ظرفی آب میخوردیم که 10 سگ در آن شاشیده بودند نه از ظرفی که فقط اندکی سگ نوشیده بود...
معلوم هست که وقتی دوران ما بسر رسد همزمان دوران مراجع هم به پایان خواهد رسید..
پسرم ، هیچ شکی در این گفته من نداشته باش به زودی روزی میرسد که این حکومت خودش تغییر میکند، اما اگر می خواهید این تغییر هر چه زودتر رخ دهد تا بتونید آخوندها رو دق مرگ و از این سرزمین بیرون کنید فقط کافی است ایرانی باشید!
یعنی
برقصید، بخندید، شادی کنید، زیبا بپوشید، به زنان احترام بگذارید، بجای گداخانهها(مزار یا قبر به اصطلاح امامزادههای عرب) به تختجمشید و آرامگاه فردوسی سفر کنید، گریه نکنید و عزاداری چند ماه در سال برای اعراب را ترک کنید، نام ایرانی بر همه چیز بگذارید، کوروش و حافظ و مولانا و فردوسی را گرامی بدارید، به فرزندانتان شاهنامه بیاموزید، آهنگ شجریان با سنتور و کمانچه برایشان بگذارید ، نوروز و تیرگان و مهرگان و چهارشنبه سوری را اجرا کنید و در یک جمله انسان باشید.
♦️@seemorghbook
دقیقاً سال ششم دبستان بودم همین ایراد را از پدرم گرفتم..
ایشان چیزی نگفت پس از اندکی از من سوال کرد مساله آب کُر را میدانی؟
گفتم آری ....
گفت برایم بگو.....
گفتم *{{حجم آب کر برابر است با ظرف آبی که هر کدام از درازا، پهنا و گودی آن سه وجب و نیم باشد که معادل آن بر اساس اختلاف فقها از ۳۷۶ کیلوگرم تا ۴۸۰ کیلوگرم گفته شده است. }}*
گفت فرض کنیم آب کُر 480 کیلو گرم هست و دو ظرف آب کُر را داریم در یکی 10 سک بشاشد. و در دیگری یک سگ فقط جرعهائی از آن بنوشد... و شما مجبور باشید از همان آب بخورید از کدام ظرف خواهید خورد..
از اونیکه سگ نوشید؟ یا از اونیکه 10 سگ در آن شاشید؟
گفتم خوب معلومِ" هر عقل سالمی از آن ظرفی مینوشد که فقط جرعهائی از آن را سگ نوشید..
پدرم گفت "اگر به تو بگویم که همه مراجع میگویند فقط باید از آن ظرفی بنوشید که 10 سگ در آن شاشیدن باز چی! آیا قبول میکنید؟ گفتم نه... پدرم گفت از چه روی این حرف را میزنی؟ گفتم عقل هر آدم سالمی همین را میگوید..
پدرم گفت ولی میدانی استدلال آن مراجع تقلید چیست؟ گفتم نه هر چه هم استدلال بیاورد من یکی از آن ظرفی که 10 سگ شاشید قطعاً نخواهم نوشید..!! میدهم آنها خودشان بخورند..
پدر گفت" لازم نیست شما بدهید خودشان خواهند خورد!!
گفتم حالا استدلال آن مراجع چیست..؟
گفت اگر سگی از آب کُر بنوشد چون از کُر بودن کاسته میشود آن آب نجس میشود ولی اگر 10 سگ در آن آب کُر بشاشد چون بر آن آب افزوده میشود ولی رنگ و طعم آن تغییر نمیکند پس طاهر هست..
پدرم گفت ما درآن زمان هرچه مراجع میگفتند را میپذیرفتیم ولی الان تو یک الف بچه حاضر نیستی زیر بار حرف مراجع بروی خوب ایراد ما این بوده که این کلاه گشاد را بر سر نسل ما گذاشتند.. و باخنده گفت همه ما بدون گرفتن اشکال از ظرفی آب میخوردیم که 10 سگ در آن شاشیده بودند نه از ظرفی که فقط اندکی سگ نوشیده بود...
معلوم هست که وقتی دوران ما بسر رسد همزمان دوران مراجع هم به پایان خواهد رسید..
پسرم ، هیچ شکی در این گفته من نداشته باش به زودی روزی میرسد که این حکومت خودش تغییر میکند، اما اگر می خواهید این تغییر هر چه زودتر رخ دهد تا بتونید آخوندها رو دق مرگ و از این سرزمین بیرون کنید فقط کافی است ایرانی باشید!
یعنی
برقصید، بخندید، شادی کنید، زیبا بپوشید، به زنان احترام بگذارید، بجای گداخانهها(مزار یا قبر به اصطلاح امامزادههای عرب) به تختجمشید و آرامگاه فردوسی سفر کنید، گریه نکنید و عزاداری چند ماه در سال برای اعراب را ترک کنید، نام ایرانی بر همه چیز بگذارید، کوروش و حافظ و مولانا و فردوسی را گرامی بدارید، به فرزندانتان شاهنامه بیاموزید، آهنگ شجریان با سنتور و کمانچه برایشان بگذارید ، نوروز و تیرگان و مهرگان و چهارشنبه سوری را اجرا کنید و در یک جمله انسان باشید.
♦️@seemorghbook
👍81❤16👎9👏5
📕#اوستا(نایاب)
گروآوری :#جلیل_دوستخواه
اوستا نام کلی مجموعهٔ کهنترین نوشتار و سرودههای ایرانیان است، که در واقع دانشنامهٔ ایرانیان بوده و در روزگار باستان بیست و یک نسک (کتاب) داشته و در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخشهای اوستا عبارتند از: یَسنه که سخنان زرتشت موسوم به گاهان، در آن گنجانده شده، یشتها (سرودهای نیایشی)، وندیداد، ویسپرد و خردهاوستا. بخشهای اوستا در دوران مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شدهاست اما از آن میان فقط بخشی از سرودها ( گات ها ) از آنِ خود زرتشت است. مندرجات اوستا عبارتست از نیایشِ اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستانهای ملی. گویند پس از آنکه اسکندر مقدونی قصر سلطنتی ایران را آتش زد اوستا را نیز بسوخت. بلاش اشکانی فرمان داد تا اوستای پراکنده را از شهرهای ایران جمع کنند. اردشیر بابکان تنسر را مامور مرتب ساختن آن کرد. پسرش شاپور اول کار پدر را تعقیب نمود و در نهایت آنرا به همان شیوه کهن به بیست و یک نسک بخش کردند و نامها و شرحِ این نسکها در کتابِ پهلوی دینکرد و کتابهای دیگر آمده است.
♦️@seemorghbook
گروآوری :#جلیل_دوستخواه
اوستا نام کلی مجموعهٔ کهنترین نوشتار و سرودههای ایرانیان است، که در واقع دانشنامهٔ ایرانیان بوده و در روزگار باستان بیست و یک نسک (کتاب) داشته و در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخشهای اوستا عبارتند از: یَسنه که سخنان زرتشت موسوم به گاهان، در آن گنجانده شده، یشتها (سرودهای نیایشی)، وندیداد، ویسپرد و خردهاوستا. بخشهای اوستا در دوران مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شدهاست اما از آن میان فقط بخشی از سرودها ( گات ها ) از آنِ خود زرتشت است. مندرجات اوستا عبارتست از نیایشِ اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستانهای ملی. گویند پس از آنکه اسکندر مقدونی قصر سلطنتی ایران را آتش زد اوستا را نیز بسوخت. بلاش اشکانی فرمان داد تا اوستای پراکنده را از شهرهای ایران جمع کنند. اردشیر بابکان تنسر را مامور مرتب ساختن آن کرد. پسرش شاپور اول کار پدر را تعقیب نمود و در نهایت آنرا به همان شیوه کهن به بیست و یک نسک بخش کردند و نامها و شرحِ این نسکها در کتابِ پهلوی دینکرد و کتابهای دیگر آمده است.
♦️@seemorghbook
👍16❤1
هگل فیلسوف آلمانی در مورد ایرانیان میگوید :
ایرانیان نخستین ملتی در تاریخ بودند که توانستند یک امپراطوری واقعی را که نظیرش در هیچ نقطه ای پیدا نمیشود پایه گذاری کنند .
♦️@seemorghbook
ایرانیان نخستین ملتی در تاریخ بودند که توانستند یک امپراطوری واقعی را که نظیرش در هیچ نقطه ای پیدا نمیشود پایه گذاری کنند .
♦️@seemorghbook
👍37❤12🤔1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم؛
بهترین آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود، بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند
و بدترین آنها کسانی بودند که؛ میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند!!
#مهاتما_گاندی
♦️@seemorghbook
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم؛
بهترین آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود، بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند
و بدترین آنها کسانی بودند که؛ میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند!!
#مهاتما_گاندی
♦️@seemorghbook
👍40👎3👏2
🔶معجزه از سفیدی تخم مرغ !!!!!!
سوختگی
استدعا دارم از ارسال این متن به دوستان خودت خود داری نکنی. تنبلی بخرج نده و حتما برای بقیه بفرست. شاید ندونی که درد سوختن یعنی چی و امیدوارم هرگز ندونی
مرد جوانی مزرعه ش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پائین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و درعین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". او تخم مرغها رو شکست وسفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولین کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و مامورین به اون زن تبریک گفتن. " شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.
در ذهن داشته باشین که این روش درمان شامل آموزشهای مامورین آتشنشانی هم هست. کمک ها اولیه شامل پاشیدن آب سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه حرارت برای جلوگیری از سوختگی لایه های زیرین پوسته. بعد سفیده تخم مرغ رو روی اون نقطه پخش کنید.
زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب جوش سوزانده بود، با وجود درد زیاد، آب سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم دردناکه) دوتا تخم مرغ رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد، کمی اونها رو هم زد، و دستش رو در سفیده فرو برد. سفیده روی دستش خشکید و لایه ای روی دستش کشیده شد. بعداً یاد گرفت که سفیده تخم مرغ یک کولاژن طبیعیه و در تمام بعد از ظهر هر یک ساعت لایه دیگری بر لایه های قبلی افزود. در بعد از ظهر دیگه دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی میشد اثری از سوختگی دید. 10 روز بعد، هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی شو بدست آورده بود. نواحی سوخته شده به لطف کولاژن موجود در سفیده تخم مرغ که پر از ویتامینه کاملاً ترمیم شده بود.
این اطلاعات مفيد ممکنه به درد هر کسی بخوره. پس لطفاً برای دیگران بفرستین.
♦️@seemorghbook
سوختگی
استدعا دارم از ارسال این متن به دوستان خودت خود داری نکنی. تنبلی بخرج نده و حتما برای بقیه بفرست. شاید ندونی که درد سوختن یعنی چی و امیدوارم هرگز ندونی
مرد جوانی مزرعه ش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پائین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و درعین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". او تخم مرغها رو شکست وسفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولین کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و مامورین به اون زن تبریک گفتن. " شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.
در ذهن داشته باشین که این روش درمان شامل آموزشهای مامورین آتشنشانی هم هست. کمک ها اولیه شامل پاشیدن آب سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه حرارت برای جلوگیری از سوختگی لایه های زیرین پوسته. بعد سفیده تخم مرغ رو روی اون نقطه پخش کنید.
زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب جوش سوزانده بود، با وجود درد زیاد، آب سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم دردناکه) دوتا تخم مرغ رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد، کمی اونها رو هم زد، و دستش رو در سفیده فرو برد. سفیده روی دستش خشکید و لایه ای روی دستش کشیده شد. بعداً یاد گرفت که سفیده تخم مرغ یک کولاژن طبیعیه و در تمام بعد از ظهر هر یک ساعت لایه دیگری بر لایه های قبلی افزود. در بعد از ظهر دیگه دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی میشد اثری از سوختگی دید. 10 روز بعد، هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی شو بدست آورده بود. نواحی سوخته شده به لطف کولاژن موجود در سفیده تخم مرغ که پر از ویتامینه کاملاً ترمیم شده بود.
این اطلاعات مفيد ممکنه به درد هر کسی بخوره. پس لطفاً برای دیگران بفرستین.
♦️@seemorghbook
👍40❤7👎1
تا شادیمان بی حد و اندازه شود
تا باغ بهارمان پر آوازه شود
خورشید شو و پنجره ها را بگشا
لبخند بزن که صبحمان تازه شود
♦️@seemorghbook
تا باغ بهارمان پر آوازه شود
خورشید شو و پنجره ها را بگشا
لبخند بزن که صبحمان تازه شود
♦️@seemorghbook
👍18❤2
📕#ششلول_بندها_را_بکشید(نایاب)
✍#پرویز_قاضی_سعید
پرویز قاضی سعید(متولد ۱۳۱۸) از نویسندگان عامهپسند ایرانی پیش از انقلاب ۵۷ بود.
وی نویسندگی را از سن ۱۷ سالگی آغاز کرد و بیشتر در سبک پلیسی و جنایی مینوشت. و کتابهای او به چاپهای دورقمی و بالاتر میرسیدند. از کتابهای معروفتر او «یک شاخه گل سرخ برای غمم» است. پرویز قاضی سعید پاورقینویس در روزنامهٔ اطلاعات در زمان پیش از انقلاب ۵۷ بود و در مجله اطلاعات دختران و پسران داستانهای پلیسی و عاشقانه مینوشت. وی به همراه ر. اعتمادی از پیگیرترین پاورقینویسان آن دوره بودند.
وی در داستانهای خود شخصیتی کارآگاهی به نام لاوسون خلق کرد که محبوبیت فراوانی یافت و کتابهای عشقی او مانند «بار دیگر با تو در میان عطر و سکوت» از نظر محتوای عشقیاش مسئلهساز شد.
همهٔ آثار قاضی سعید پس از انقلاب ۵۷ ممنوع اعلام شد، ولی بعداً برخی از آثار وی مجددا مجوز چاپ گرفت. وی پس از اقامت در لسآنجلس به عنوان مفسر سیاسی خبر در تلویزیون پارس مشغول به فعالیت شد. وی همچنین در روزنامه کیهان چاپ لندن (با نام کچل) و روزنامهای به سردبیری عباس پهلوان در لسآنجلس مقاله مینویسد. او نویسنده و تحلیلگر سیاسی روزنامه فارسی ایران «عصر امروز» چاپ لسآنجلس نیز هست.
♦️@seemorghbook
✍#پرویز_قاضی_سعید
پرویز قاضی سعید(متولد ۱۳۱۸) از نویسندگان عامهپسند ایرانی پیش از انقلاب ۵۷ بود.
وی نویسندگی را از سن ۱۷ سالگی آغاز کرد و بیشتر در سبک پلیسی و جنایی مینوشت. و کتابهای او به چاپهای دورقمی و بالاتر میرسیدند. از کتابهای معروفتر او «یک شاخه گل سرخ برای غمم» است. پرویز قاضی سعید پاورقینویس در روزنامهٔ اطلاعات در زمان پیش از انقلاب ۵۷ بود و در مجله اطلاعات دختران و پسران داستانهای پلیسی و عاشقانه مینوشت. وی به همراه ر. اعتمادی از پیگیرترین پاورقینویسان آن دوره بودند.
وی در داستانهای خود شخصیتی کارآگاهی به نام لاوسون خلق کرد که محبوبیت فراوانی یافت و کتابهای عشقی او مانند «بار دیگر با تو در میان عطر و سکوت» از نظر محتوای عشقیاش مسئلهساز شد.
همهٔ آثار قاضی سعید پس از انقلاب ۵۷ ممنوع اعلام شد، ولی بعداً برخی از آثار وی مجددا مجوز چاپ گرفت. وی پس از اقامت در لسآنجلس به عنوان مفسر سیاسی خبر در تلویزیون پارس مشغول به فعالیت شد. وی همچنین در روزنامه کیهان چاپ لندن (با نام کچل) و روزنامهای به سردبیری عباس پهلوان در لسآنجلس مقاله مینویسد. او نویسنده و تحلیلگر سیاسی روزنامه فارسی ایران «عصر امروز» چاپ لسآنجلس نیز هست.
♦️@seemorghbook
👍20❤2👎1
گاهی اندیشه و باورهای خود را مزه مزه کنیم.
شاید لازم باشد آنها را تغییر داده و به روز نماییم.
♦️@seemorghbook
شاید لازم باشد آنها را تغییر داده و به روز نماییم.
♦️@seemorghbook
👍13
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
روزی پادشاهی ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﮑﯿﻤﺎنه ﺍﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪﺍﯼ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﻮﺩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
شاه ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺖ ﻭﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﻧﻬﺎﻝﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭﺛﻤﺮ ﺩﻫﺪ، ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﭼﻪﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼﺯﺩ ﻭﮔﻔﺖ: ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﺎﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎ ﻣﯽﮐﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ.
سلطان ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪﻭﮔﻔﺖ: ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﻮﺍﺑﺖ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺧﻨﺪﯾﺪ.
شاه ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ!!!!
باز ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ،
ﺍﻧﻮ ﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﺍین باﺭ ﭼﺮﺍ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ!!!
مجددا ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ.
پرسیدند چرا با عجله میروید؟
گفت: نود سال زندگیِ با انگیزه و هدفمند، از او مردی ساخته که تمام سخنانش سنجیده وحکیمانه است، پس لایق پاداش است.اگر می ماندم خزانهام را خالی میکرد.
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
روزی پادشاهی ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﮑﯿﻤﺎنه ﺍﯼ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪﺍﯼ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﻮﺩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ.
شاه ﺟﻠﻮ ﺭﻓﺖ ﻭﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﻧﻬﺎﻝﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭﺛﻤﺮ ﺩﻫﺪ، ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﭼﻪﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﻬﺎﻝ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼﺯﺩ ﻭﮔﻔﺖ: ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﺎﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎ ﻣﯽﮐﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ.
سلطان ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪﻭﮔﻔﺖ: ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﻮﺍﺑﺖ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺧﻨﺪﯾﺪ.
شاه ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ!!!!
باز ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ،
ﺍﻧﻮ ﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﺍین باﺭ ﭼﺮﺍ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺘﻮﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺛﻤﺮ ﺩﺍﺩ!!!
مجددا ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ.
پرسیدند چرا با عجله میروید؟
گفت: نود سال زندگیِ با انگیزه و هدفمند، از او مردی ساخته که تمام سخنانش سنجیده وحکیمانه است، پس لایق پاداش است.اگر می ماندم خزانهام را خالی میکرد.
♦️@seemorghbook
👍52❤7🥰3🙏2😁1