چیزی ویرانگرتر از آن نیست
که دریابیم فریب همان کسانی را خوردهایم
که باورشان داشتهایم ...
♦️@seemorghbook
که دریابیم فریب همان کسانی را خوردهایم
که باورشان داشتهایم ...
♦️@seemorghbook
👍13❤2
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
محله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود.
همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است، گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند.
به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است.
تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد.
♦️@seemorghbook
محله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود.
همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است، گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند.
به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است.
تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد.
♦️@seemorghbook
👍45❤11😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک اندیشه ی زیبا و مثبت
یک بهشت را در زندگی میسازد
و یک اندیشه منفی و یأسآور
جهنمی را در دنیای انسان خلق
میکند
انسانها آنچه را بیندیشند خلق میکنند
پس شاد و مثبت باشید
♦️@seemorghbook
یک بهشت را در زندگی میسازد
و یک اندیشه منفی و یأسآور
جهنمی را در دنیای انسان خلق
میکند
انسانها آنچه را بیندیشند خلق میکنند
پس شاد و مثبت باشید
♦️@seemorghbook
❤15👍2
ما به خنديدن احتياج داريم
براي اين كه بتوانيم ؛
حماقت سياستمداران را تحمل كنيم!
#جری_لوئيس
♦️@seemorghbook
براي اين كه بتوانيم ؛
حماقت سياستمداران را تحمل كنيم!
#جری_لوئيس
♦️@seemorghbook
👏23👍6❤3😢2
📕#به_کی_سلام_کنم؟
✍#سیمین_دانشور
مجموعهای شامل داستانهای کوتاه، نوشته سیمین دانشور است که چاپ نخست آن در سال ۱۳۵۹، و به دست انتشارات خوارزمی وارد بازار نشر و کتاب شد. برخی از داستانهای این مجموعه پیشتر در نشریههایی در ایران پیش از انقلاب 57 به چاپ رسید که نخستین آنها تیله شکسته بود و در سال ۱۳۵۲ چاپ گردید. عنوان این کتاب از داستان سوم آن برگرفته شدهاست
پس از سووشون، «به کی سلام کنم؟» تنوع سبکی دانشور در این مجموعه - که شامل ده داستان کوتاه است - به طرز چشمگیری خود می نمایاند. برای مثال، داستان «تصادف» با طنزی نوشته شده است که نمونه آن را در آثار قبلی دانشور کمتر می توان سراغ گرفت. خلق شخصیتی کاملاً کمیک و در عین حال باورپذیر که خود شخصاً بلاهت های پی درپی خویش را بیان می کند و ظاهراً از دلالت های آنچه به نحوی اعتراف گونه بر زبان می آورد غافل است، کاری است که دانشور قبلاً تلاش بارزی برای انجام دادن آن نکرده بود.
داستان دیگری با عنوان «به کی سلام کنم؟» که با تکنیک تک گویی درونی نوشته شده و نشان دهنده توانایی دانشور در به کارگیری شیوه های روایتگری مدرنیستی است. گرایش دیرینه دانشور به پژوهشگری فرهنگی در داستان های این کتاب هم به چشم می خورد. برای مثال، داستان «چشم خفته» متشکل از سه بخش است: دو تک گویی توسط دو شخصیت به نام های عفت الملوک و اقدس است و یک گفت وگو بین همین دو شخصیت در پایان داستان. در این داستان نیز دانشور با تیزبینی خاصی فرهنگ نفاق و دورویی را مورد کالبدشناسی قرار می دهد و نشان می دهد که کلام ظاهراً زیبا در فرهنگ ما، گاه پنهان کننده بدخواهانه ترین نگرش ها است.
♦️@seemorghbook
✍#سیمین_دانشور
مجموعهای شامل داستانهای کوتاه، نوشته سیمین دانشور است که چاپ نخست آن در سال ۱۳۵۹، و به دست انتشارات خوارزمی وارد بازار نشر و کتاب شد. برخی از داستانهای این مجموعه پیشتر در نشریههایی در ایران پیش از انقلاب 57 به چاپ رسید که نخستین آنها تیله شکسته بود و در سال ۱۳۵۲ چاپ گردید. عنوان این کتاب از داستان سوم آن برگرفته شدهاست
پس از سووشون، «به کی سلام کنم؟» تنوع سبکی دانشور در این مجموعه - که شامل ده داستان کوتاه است - به طرز چشمگیری خود می نمایاند. برای مثال، داستان «تصادف» با طنزی نوشته شده است که نمونه آن را در آثار قبلی دانشور کمتر می توان سراغ گرفت. خلق شخصیتی کاملاً کمیک و در عین حال باورپذیر که خود شخصاً بلاهت های پی درپی خویش را بیان می کند و ظاهراً از دلالت های آنچه به نحوی اعتراف گونه بر زبان می آورد غافل است، کاری است که دانشور قبلاً تلاش بارزی برای انجام دادن آن نکرده بود.
داستان دیگری با عنوان «به کی سلام کنم؟» که با تکنیک تک گویی درونی نوشته شده و نشان دهنده توانایی دانشور در به کارگیری شیوه های روایتگری مدرنیستی است. گرایش دیرینه دانشور به پژوهشگری فرهنگی در داستان های این کتاب هم به چشم می خورد. برای مثال، داستان «چشم خفته» متشکل از سه بخش است: دو تک گویی توسط دو شخصیت به نام های عفت الملوک و اقدس است و یک گفت وگو بین همین دو شخصیت در پایان داستان. در این داستان نیز دانشور با تیزبینی خاصی فرهنگ نفاق و دورویی را مورد کالبدشناسی قرار می دهد و نشان می دهد که کلام ظاهراً زیبا در فرهنگ ما، گاه پنهان کننده بدخواهانه ترین نگرش ها است.
♦️@seemorghbook
❤9
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
خیلیها فکر میکنند، زشتترین بخش بدنشان بینیشان است!
بعضیها هم با دهانشان مشکل دارند، فکر میکنند دهانشان خیلی زشت است!
و دیگران زیادی هم شکم بزرگشان، مشکلشان است و زشتشان کرده!
همهی اینها شاید زشت و زیبا باشد،
اما من میگویم:
زشتترین بخش بدن آدمها،
"ذهنشان" است؛
ذهن آدمها، مثل یک حفرهی عمیق،
پر میشود از خیلی چیزهای زشت؛
از شک،
از بدبینی،
از برداشتهای بد،
از نگاه پر غرور به دیگران،
از توقع زیاد،
از خودبینی زیاد؛
ذهن آدمها گاهی تبدیل میشود به عضو زشت بدن؛ آنقدر بدن را زشت میکند که صدتا جراحی زیبایی هم کاری از پیش نمیبرد.
کاش میشد؛
جای بینی، جای شکم و پا،
آدم "ذهنش" را جراحی میکرد.
#سامان_رضايی
♦️@seemorghbook
خیلیها فکر میکنند، زشتترین بخش بدنشان بینیشان است!
بعضیها هم با دهانشان مشکل دارند، فکر میکنند دهانشان خیلی زشت است!
و دیگران زیادی هم شکم بزرگشان، مشکلشان است و زشتشان کرده!
همهی اینها شاید زشت و زیبا باشد،
اما من میگویم:
زشتترین بخش بدن آدمها،
"ذهنشان" است؛
ذهن آدمها، مثل یک حفرهی عمیق،
پر میشود از خیلی چیزهای زشت؛
از شک،
از بدبینی،
از برداشتهای بد،
از نگاه پر غرور به دیگران،
از توقع زیاد،
از خودبینی زیاد؛
ذهن آدمها گاهی تبدیل میشود به عضو زشت بدن؛ آنقدر بدن را زشت میکند که صدتا جراحی زیبایی هم کاری از پیش نمیبرد.
کاش میشد؛
جای بینی، جای شکم و پا،
آدم "ذهنش" را جراحی میکرد.
#سامان_رضايی
♦️@seemorghbook
👍20❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه؛
گاهی شبیهِ دفترچهی خاطراتیست که هر بار، گوشهای لم میدهی و ورقش میزنی.
و چه میچسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفتههایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت!
کودکیهایی که در هوایِ نابِ خانهی پدری سپری شد،
و شیطنتهایی که در دلِ کوچههایِ خاکی و پر از خاطره، جا ماند.
جمعه دلگیر نیست!
باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد،
باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد.
باید ساده گرفت،
باید بیخیال بود...
♦️@seemorghbook
گاهی شبیهِ دفترچهی خاطراتیست که هر بار، گوشهای لم میدهی و ورقش میزنی.
و چه میچسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفتههایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت!
کودکیهایی که در هوایِ نابِ خانهی پدری سپری شد،
و شیطنتهایی که در دلِ کوچههایِ خاکی و پر از خاطره، جا ماند.
جمعه دلگیر نیست!
باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد،
باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد.
باید ساده گرفت،
باید بیخیال بود...
♦️@seemorghbook
❤6👍3🔥1
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶
☑️پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...
▪تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.
▪جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
▪پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
▪چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.
▪سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت
«هیچوقت برای هیچی دیر نیست»
♦️@seemorghbook
☑️پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...
▪تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.
▪جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
▪پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
▪چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.
▪سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت
«هیچوقت برای هیچی دیر نیست»
♦️@seemorghbook
❤8👍6👏3
در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤27👎3👏1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
از کسانی که میکوشند، آرزوهایت را
کوچک و بیارزش جلوه دهند، دوری کن.
افراد کوچک، آرزوهای دیگران را
کوچک می شمارند،
ولی افراد بزرگ به تو می گویند؛
که تو هم میتوانی بزرگ باشی..
#مارک_تواین
♦️@seemorghbook
از کسانی که میکوشند، آرزوهایت را
کوچک و بیارزش جلوه دهند، دوری کن.
افراد کوچک، آرزوهای دیگران را
کوچک می شمارند،
ولی افراد بزرگ به تو می گویند؛
که تو هم میتوانی بزرگ باشی..
#مارک_تواین
♦️@seemorghbook
👍21❤2
☕️قطعه ای از کتاب
اگر آزاد کردنِ سرزمین بدون هدف و درک مفهوم آزادی باشد، به چه کار میآید؟ اگر انسان نتواند به زندگی خود مفهوم بخشد دیگر برایش چه فرقی میکند در کشوری با حکومت کمونیستی پرورش یابد، یا سرمایهداری؟
آزادی زمانی با ارزش است که بتوان با آن به آفرینش چیزی با مفهوم پرداخت. و برای همین است که درک عمیقِ زندگی برای فرد از هر چیز دیگری مهمتر است. بنابراین فرایند فردیت مقدم بر همه چیز است...
📕#انسان_و_سمبولهایش
✍️ #کارل_گوستاو_یونگ
♦️@seemorghbook
اگر آزاد کردنِ سرزمین بدون هدف و درک مفهوم آزادی باشد، به چه کار میآید؟ اگر انسان نتواند به زندگی خود مفهوم بخشد دیگر برایش چه فرقی میکند در کشوری با حکومت کمونیستی پرورش یابد، یا سرمایهداری؟
آزادی زمانی با ارزش است که بتوان با آن به آفرینش چیزی با مفهوم پرداخت. و برای همین است که درک عمیقِ زندگی برای فرد از هر چیز دیگری مهمتر است. بنابراین فرایند فردیت مقدم بر همه چیز است...
📕#انسان_و_سمبولهایش
✍️ #کارل_گوستاو_یونگ
♦️@seemorghbook
👍8❤2👏1
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
👍26❤6👎1
📕#بازمانده_روز
✍#کازوئو_ایشی_گورو
بازمانده روز سومین رمان نویسنده زاپنی تبار "کازئو ایشی گورو" است که استاد نجف دریابندری با مهارت فوق العاده ای آن را به فارسی ترجمه کرده است. بازمانده روز توسط نشر کارنامه چاپ شده و در حال حاضر کمی نایاب است!
این رمان که در سال 1984 موفق به دریافت جایزه بروکر شده است در زمره ی یکی از 100 رمان برتر جهان قرار گرفته است و فیلمی هم بر اساس آن ساخته شده است.آقای دریا بندری در مقدمه ای که در ابتدای کتاب نوشته اند اطلاعاتی را ارائه کرده اند که در فهم این رمان کمک بسزایی می کند. رمان بازمانده روز درباره زندگی، آداب و رسوم و دغدغه ها و مشکلات طبقه پیشخدمت های انگلیسی است که از بین آنها ما با استیونز به عنوان یکی از افراد این طبقه آشنا می شویم.ایشی گورو درباره رمان بازمانده روز میگوید : استیونز همه ما هستیم، همه ما بدور از مرکز تصمیم گیری و قدرت قرار داریم اما خود را راضی می کنیم به انجام وظیفه ای که به ما محول کرده اند و خود را راضا میکنیم. ممکن است در توزیع قدرت سهیم نباشیم اما از اینکه این پایین به وظایفمان عمل کنیم راضی هستیم.
درباره کتاب:آقای استیونز ، سر پیشخدمت یکی از منازل اشرافی انگلستان است که سال ها در خدمت یکی از اشراف انگلستان بوده و با تشریفات زیاد امور منزل را اداره می کرده است . بعد از سالیان زیاد این منزل توسط یک ارباب آمریکایی خریده می شود و صاحب جدید خانه که روحیه صمیمی تر و شادتری دارد ، آقای استیونز را به یک مسافرت شش روزه می فرستد.کتاب در حقیقت گزارشی از این شش روز است.در تمام مدت آقای استوینز به دوران گذشته فکر می کند.او یک پیشخدمت بسیار جدی است که برای شغلش حرمت زیادی قائل است و همیشه شغل خود را در اولویت اول زندگی اش قرار می دهد.طی خاطرات استوینز ، شاهد صحنه هایی از زندگی شخصی و کاری او در کنار هم هستیم ، زمانی که پدر او در اتاقی بسیار بد حال است و به زودی خواهد مرد اما او ترجیح می دهد مهمانی طبقه پایین را مدیریت کند تا اختلالی پیش نیاید.یا خانم کنتون همکار او زنی است که استیونز به او علاقه دارد اما اجازه نمی دهد مسائل شخصی سدی در برابر وظایف کاری او گردد.
♦️@seemorghbook
✍#کازوئو_ایشی_گورو
بازمانده روز سومین رمان نویسنده زاپنی تبار "کازئو ایشی گورو" است که استاد نجف دریابندری با مهارت فوق العاده ای آن را به فارسی ترجمه کرده است. بازمانده روز توسط نشر کارنامه چاپ شده و در حال حاضر کمی نایاب است!
این رمان که در سال 1984 موفق به دریافت جایزه بروکر شده است در زمره ی یکی از 100 رمان برتر جهان قرار گرفته است و فیلمی هم بر اساس آن ساخته شده است.آقای دریا بندری در مقدمه ای که در ابتدای کتاب نوشته اند اطلاعاتی را ارائه کرده اند که در فهم این رمان کمک بسزایی می کند. رمان بازمانده روز درباره زندگی، آداب و رسوم و دغدغه ها و مشکلات طبقه پیشخدمت های انگلیسی است که از بین آنها ما با استیونز به عنوان یکی از افراد این طبقه آشنا می شویم.ایشی گورو درباره رمان بازمانده روز میگوید : استیونز همه ما هستیم، همه ما بدور از مرکز تصمیم گیری و قدرت قرار داریم اما خود را راضی می کنیم به انجام وظیفه ای که به ما محول کرده اند و خود را راضا میکنیم. ممکن است در توزیع قدرت سهیم نباشیم اما از اینکه این پایین به وظایفمان عمل کنیم راضی هستیم.
درباره کتاب:آقای استیونز ، سر پیشخدمت یکی از منازل اشرافی انگلستان است که سال ها در خدمت یکی از اشراف انگلستان بوده و با تشریفات زیاد امور منزل را اداره می کرده است . بعد از سالیان زیاد این منزل توسط یک ارباب آمریکایی خریده می شود و صاحب جدید خانه که روحیه صمیمی تر و شادتری دارد ، آقای استیونز را به یک مسافرت شش روزه می فرستد.کتاب در حقیقت گزارشی از این شش روز است.در تمام مدت آقای استوینز به دوران گذشته فکر می کند.او یک پیشخدمت بسیار جدی است که برای شغلش حرمت زیادی قائل است و همیشه شغل خود را در اولویت اول زندگی اش قرار می دهد.طی خاطرات استوینز ، شاهد صحنه هایی از زندگی شخصی و کاری او در کنار هم هستیم ، زمانی که پدر او در اتاقی بسیار بد حال است و به زودی خواهد مرد اما او ترجیح می دهد مهمانی طبقه پایین را مدیریت کند تا اختلالی پیش نیاید.یا خانم کنتون همکار او زنی است که استیونز به او علاقه دارد اما اجازه نمی دهد مسائل شخصی سدی در برابر وظایف کاری او گردد.
♦️@seemorghbook
❤5🔥2🥰1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
ﺑﺒﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪای ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺍﻥ ﺩﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻟﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺳﺎﻧﺪه ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﯿﺐ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺭﻫﺎ کرد.
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻤﺴﺎﺣﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻭست...!
ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺷﯿﺐ ﮔﻮﺩﺍﻝ، ﻣﺮﺩ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻮﺗﻪ ﺗﻤﺸﮑﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﮑﺚ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﻡ ﯾﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ؟ !
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺗﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﺗﻤﺸﮏ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
« ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﻟﺬﺕ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺒﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺑﺒﺮ ﻭ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻢ ! »
ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﺒﺮِ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ !
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺒﺮ ﯾﮏ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﯾﮏ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ...
ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﺎﺏ !
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ، ﻫﻤﻨﻮﺍ ﻭ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺳﺖ...!
ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻭ ﺟﻠﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺗﻮ، ﺳمفوﻧﯽ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﯾﺰﺩ
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
ﺑﺒﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪای ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺍﻥ ﺩﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻟﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺳﺎﻧﺪه ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﯿﺐ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺭﻫﺎ کرد.
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻤﺴﺎﺣﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻭست...!
ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺷﯿﺐ ﮔﻮﺩﺍﻝ، ﻣﺮﺩ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻮﺗﻪ ﺗﻤﺸﮑﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﮑﺚ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...
ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﻡ ﯾﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ؟ !
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺗﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﺗﻤﺸﮏ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
« ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﻟﺬﺕ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺒﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺑﺒﺮ ﻭ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻢ ! »
ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﺒﺮِ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ !
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺒﺮ ﯾﮏ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﯾﮏ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ...
ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻤﺸﮏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﺎﺏ !
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ، ﻫﻤﻨﻮﺍ ﻭ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺳﺖ...!
ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻭ ﺟﻠﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺗﻮ، ﺳمفوﻧﯽ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﯾﺰﺩ
♦️@seemorghbook
👏22👎4❤2🔥1😐1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
کسانیکه عقاید احمقانهشان را
ابراز میکنند اغلب بسیار حساسند.
هرقدر عقاید کسی احمقانهتر باشد
کمتر باید با او مخالفت کرد.
حماقت بزرگترین نیروی روحانی بشر است.
باید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد؛
چرا که هر جور معجزهای از آن ساخته است.
#رومن_گاری
♦️@seemorghbook
کسانیکه عقاید احمقانهشان را
ابراز میکنند اغلب بسیار حساسند.
هرقدر عقاید کسی احمقانهتر باشد
کمتر باید با او مخالفت کرد.
حماقت بزرگترین نیروی روحانی بشر است.
باید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد؛
چرا که هر جور معجزهای از آن ساخته است.
#رومن_گاری
♦️@seemorghbook
👍10👏5