This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴حشمت اله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران در برنامه چشم انداز ایران اینترنشنال : وقتی یک فرمانده ارشد ایران میگوید که نیازی به کمک نداریم بلکه میتوانیم به آمریکا کمک کنیم، چرا باید تحریمها برداشته شود؟
تحریمها به هیچ وجه نباید برداشته شود چرا که در صورت برداشته شدن تحریمها، پولهایی که به ایران می آید دوباره به سوریه، عراق و ... خواهد رفت.
@SepehrAzadi
تحریمها به هیچ وجه نباید برداشته شود چرا که در صورت برداشته شدن تحریمها، پولهایی که به ایران می آید دوباره به سوریه، عراق و ... خواهد رفت.
@SepehrAzadi
Forwarded from کانال محمد مهدوی فر ( ۲ )
🔵 محمد مهدویفر: کشتارگاه یا ندامتگاه
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری.
ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول. همانجا به من دستبند و پابند زدند.
مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند. میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند. از اسم این سلول معلوم بود. جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود. من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد.
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت. هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند. او ۲۷ ساله بود. اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود. پروندهای داشت مملو از جنایت. او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند. آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر
هشتم فروردین ۹۹
کانال محمد مهدویفر (۲)👇
@mohamadmahdavifar
تماس با من👇
@mahdavifar48
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری.
ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول. همانجا به من دستبند و پابند زدند.
مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند. میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند. از اسم این سلول معلوم بود. جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود. من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد.
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت. هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند. او ۲۷ ساله بود. اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود. پروندهای داشت مملو از جنایت. او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند. آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر
هشتم فروردین ۹۹
کانال محمد مهدویفر (۲)👇
@mohamadmahdavifar
تماس با من👇
@mahdavifar48
🔴 تهران – مدیریت جمهوری اسلامی را ببینید
در حالیکه کە در بیشتر حکومت های دنیا بمردم خود کمک می کنند تا بتوانند در خانه بمانند و بدین ترتیب کرونا را شکست دهند، اما در ایران زیر سلطە جمهوری اسلامی خانە های مردم را تخریب می کنند.
@SepehrAzadi
در حالیکه کە در بیشتر حکومت های دنیا بمردم خود کمک می کنند تا بتوانند در خانه بمانند و بدین ترتیب کرونا را شکست دهند، اما در ایران زیر سلطە جمهوری اسلامی خانە های مردم را تخریب می کنند.
@SepehrAzadi
عباس لسانی در نامه ای خطاب به مسئولین زندان؛
با مرخصی زندانیان موافقت کنید در غیر اینصورت مسئول هرگونه عواقب احتمالی هستید.
عباس لسانی دیروز ۹فروردین ۱۳۹۹ در نامه ای خطاب به مسئولین زندان خواستار موافقت سریع با تقاضای مرخصی زندانیان،علی الخصوص فعالین ملی مدنی آذربایجانی گردیده است.
این فعال سرشناس آذربایجانی در تماس با نزدیکان خاطرنشان کرده است که با توجه به تاکید فعالین خارج از زندان و حادتر شدن شرایط و علی رغم احتمال عدم موافقت با درخواست مرخصی خود، با نگارش نامه ای خطاب به مسئولین قضایی زندان خواستار موافقت با مرخصی فعالین ملی مدنی آذربایجانی و دیگر زندانیان عقیدتی و جرایم غیرخطرناک شده است.
@SepehrAzadi
با مرخصی زندانیان موافقت کنید در غیر اینصورت مسئول هرگونه عواقب احتمالی هستید.
عباس لسانی دیروز ۹فروردین ۱۳۹۹ در نامه ای خطاب به مسئولین زندان خواستار موافقت سریع با تقاضای مرخصی زندانیان،علی الخصوص فعالین ملی مدنی آذربایجانی گردیده است.
این فعال سرشناس آذربایجانی در تماس با نزدیکان خاطرنشان کرده است که با توجه به تاکید فعالین خارج از زندان و حادتر شدن شرایط و علی رغم احتمال عدم موافقت با درخواست مرخصی خود، با نگارش نامه ای خطاب به مسئولین قضایی زندان خواستار موافقت با مرخصی فعالین ملی مدنی آذربایجانی و دیگر زندانیان عقیدتی و جرایم غیرخطرناک شده است.
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من چرا مسلمونم؟
ما انسان ها آزاد به این دنیا وارد شدیدم و باید آزاد هم زندگی کنیم نباید اسیر خرافات یا دین و مذهبی که پداران مان بزور به ماها تحمیل کردند زندگی کنیم... آزادی فکر و اندیشه و عقل و خرد حق ماست!
@SepehrAzadi
ما انسان ها آزاد به این دنیا وارد شدیدم و باید آزاد هم زندگی کنیم نباید اسیر خرافات یا دین و مذهبی که پداران مان بزور به ماها تحمیل کردند زندگی کنیم... آزادی فکر و اندیشه و عقل و خرد حق ماست!
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 قرنطینه به روش جمهوری اسلامی
حکومت گروه گروه هندی و پاکستانی با تقبل مخارج آنها به قم می آورد ولی به مردم می گوید در خانه بمانید، مسافرت نکنید و حتی کسانی که در مسافرت هستند (کلاردشت) را از خانه های اجاره ای بیرون کرده و می گوید باید در عرض ۲ ساعت محل را ترک کنید. آنوقت صدا و سیما هم هرلحظه انتقاد می کند که مردم رعایت نمی کنند. ۱۰ فروردین۹۹
@SepehrAzadi
حکومت گروه گروه هندی و پاکستانی با تقبل مخارج آنها به قم می آورد ولی به مردم می گوید در خانه بمانید، مسافرت نکنید و حتی کسانی که در مسافرت هستند (کلاردشت) را از خانه های اجاره ای بیرون کرده و می گوید باید در عرض ۲ ساعت محل را ترک کنید. آنوقت صدا و سیما هم هرلحظه انتقاد می کند که مردم رعایت نمی کنند. ۱۰ فروردین۹۹
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نايبان امام زمان و مبلغين اسلام ناب محمدى
و تجاوزهاى مكرر جنسى به طلبه هاى نوجوان در حوزه هاى علميه
@SepehrAzadi
و تجاوزهاى مكرر جنسى به طلبه هاى نوجوان در حوزه هاى علميه
@SepehrAzadi
🔴 پیامی به میرسلیم که گفت: تحریمها مانع کمک ایران به مردم آمریکا است.!!
📛جناب میرسلیم عزیز؛ یک سری به اصفهان بیمارستان عیسیبن مریم بزنید؛ دستگاه تنفسی پرتابل نیاز داریم...
@SepehrAzadi
📛جناب میرسلیم عزیز؛ یک سری به اصفهان بیمارستان عیسیبن مریم بزنید؛ دستگاه تنفسی پرتابل نیاز داریم...
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
تهران : در این روزهای قرنطینه پارازیت ها هم برداشته نمیشه و تلویزیون مزخرف جمهوری اسلامی برنامه ای هم نداره . مجبور میشیم بریم بیرون قدمی بزنیم
@SepehrAzadi
تهران : در این روزهای قرنطینه پارازیت ها هم برداشته نمیشه و تلویزیون مزخرف جمهوری اسلامی برنامه ای هم نداره . مجبور میشیم بریم بیرون قدمی بزنیم
@SepehrAzadi
🔴 شورش زندان مهاباد
پس از شورش بامداد امروز در زندان مهاباد، منابع محلی از کشته شدن ۲ زندانی و زخمی شدن ۳ تن دیگر توسط شلیک مستقیم نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
فضای شهر مهاباد امنیتی گزارش شده است و هنوز خبر دقیقی از شمار زندانیانی که موفق به فرار شدند در دست نیست.
@SepehrAzadi
پس از شورش بامداد امروز در زندان مهاباد، منابع محلی از کشته شدن ۲ زندانی و زخمی شدن ۳ تن دیگر توسط شلیک مستقیم نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
فضای شهر مهاباد امنیتی گزارش شده است و هنوز خبر دقیقی از شمار زندانیانی که موفق به فرار شدند در دست نیست.
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز هم مسکن مهر سرپلذهاب کرمانشاه و بند خاکی غیر استاندارد
اینبار شکستن بند خاکی پشت مسکن مهر کارمندی و لزوم کمک و امداد فوری جهت جلوگیری از بروز خسارت به منازل مسکونی و وسایل نقلیه
@SepehrAzadi
اینبار شکستن بند خاکی پشت مسکن مهر کارمندی و لزوم کمک و امداد فوری جهت جلوگیری از بروز خسارت به منازل مسکونی و وسایل نقلیه
@SepehrAzadi
🔴 پیامهای شما
💠 حتما بفرمایید که اگر من مغازه دار مغازه مو بستم و روزانه حداقل ۷۰۰ الی ۹۰۰ ضرر مالی میبینم بخاطر ترس از پلمپ کردن مغازه ام نیست بلکه احترام به سلامت جامعه، احترام به عقل جمعی جامعه، احترام به حق زندگی کردن بچه ها و خانواده هایمان، احترام به اصول دینم که حفاظت از جان و ناموس مردم را به مثابه حفاظت از جان و ناموس خودمان میداند!
بخداوندی خدا قسم منی که تا دیروز فقط نظاره گر تظاهرات مردم و کشتن مردم توسط بسیجیها و سپاهیهای بی ناموس بودم قطعا با تجهیزات کافی هم برای خودم و هم برای مردم به میدان خواهم آمد تا این مغز فندقی ها را از سطح زمین با آب سیفون توالت پاکشون کنم
💠 شب گذشته تو فلکه دوم شهران تهران داشتن با دستگاه ماشین هارو ضد عفونی میکردن جالب اینجا بود از اون طرفم شکلات پخش میکردن خودشون هم میگفتن شکلات کرونایی . کرونا مردمو نکشه سپاه عوامل و تروریستی اش مردمو می کشند
💠 من ساکن قم هستم و کاسب مرکز شهرم
خودم 4 تا نیرو دارم و با وضعیت فعلی تعطیل هستیم و همه خانه نشین شدیم
واقعا گفتن نداره این حرفها ولی با این وضع باز طاقت نیاوردم ببینم خانواده کارگرهام سختی بکشند و هرچیزی که از 15 اسفند برای خانه خودم خریدم دقیقا 4 بسته مثل همون هارو برای کارگرهای خودم خریدم و اطلاع دادم بهشون و اومدن از در خانه گرفتن بردند
واقعا وضعیت برای قشر کم درآمد و کارگر سخت که چه عرض کنم مثال مردن و زنده شدن هست ؛ من عاجزانه از همه دوستانی که تو کانال عضو هستند خواهش و تمنا میکنم تو این دوران و این بحران دست کارگر و زیر دست خودشون رو بگیرند ، حتی اگر در توانشون هست و واقعا میتونند افراد بیشتری رو شناسایی کنند و کمک برسونند بهشون ؛ بخدا که ثواب واقعی و نزدیک شدن به خدا همین هست و بس ؛ چون واقعا مملکت تعطیل هست و دست خیلی ها خالی و هیچ امید و پشتوانه ای هم ندارند ؛ پس بخاطر خدای یکتا هم شده بیاییم پشتوانه و امید این نزدیکانمون و هم نوع هامون باشیم
💠 چند لحظه پیش فیلمی از کلاردشت بود که به صاحب ویلا گفتند دوساعت وقت داری تخلیه کنی...میگن خامنه ای توی کلاردشت ویلا داره والان اونجا مستقر شده..خودم چندشب پیش خواستم برم کلاردشت با اینکه خانمم بچه کلاردشته نزاشتن برم وبرگشتم خونه
حتما یه چیزی هست که کلاردشت رو اونقدر سختگیری کردن.. همون شب پدرخانمم میگفت داخل شهرکلاردشت غیر بومی زیاد مشاهده شد که راحت داشتن توی شهر می گشتم کسی کاری به کارشون نداشت.
💠 شماره پلاک ماشین ما با شهری که در اون ساکن هستیم منطبق نیست. الان میگن نباید با شماره یه شهر دیگه در اینجا تردد کنید چون جریمه میشید و حتی ممکنه ماشین رو توقیف کنند و به پارکینگ منتقل کنند. امروز توی شبکه استانی میگفتند بعدا یه زمانی رو اعلام می کنیم؛ افرادی که شماره پلاکشون با شماره شهرشون یکی نیست باید مراجعه کنند برای تعویض پلاک؛ در غیر این صورت اعمال قانون می کنند. آیا مراجعه مردم در چنین شرایطی برای تعویض پلاک باعث انتشار بیشتر کرونا نمیشه؟ دولت اگر دلسوزه مردمه باید ورود و خروج از استانها و شهرها رو کنترل و محدود کنه نه اینکه در داخل شهرها مردم رو جریمه کنه یا در این شرایط مردم رو مجبور به تعویض پلاک بکنه. دولت با اجبار به تعویض پلاک و تهدید به جریمه کردن، هدفی غیر از درآمدزایی برای خودش نداره.
💠 این چند وقت که مصیبت کرونا نیمی کشور رو فرا گرفته و جان و مال هزاران ایرانی را گرفته، تمام خبرهای داخلی و خارجی رو دنبال کردیم
توی هیچ خبر خارجی حتی یک فلسطینی و یا یک سوری برای جان باختگانمان ابراز تاسف و همدردی نکرد.
حسن نصرالله بیانیه ای صادر نکرد و بشار اسد با هواپیمای اختصاصی و بدون هماهنگی با رئیس جمهور و وزیر امور خارجه برای ابراز همدردی وارد ایران نشد.
سخنگوی حوثی های یمن حتی نمیداند چه بر سر مردم ایران آمده!
عراقی های همسایه و برادر - همان دشمنان قدیم هشت سال دفاع مقدس - کک شان هم نگزید.....
چرا آنقدر اصرار برای دوست نشان دادن دشمنان ایرانی ها؟
حماقت ما تا این حد است که خودمان پوستین گوسفند بر تن این گرگ صفتان میکنیم و دانسته بر سر سفره این مرز و بوم مینشانیمشان
بس است دیگر این ضیافت خونین، بس است!
@SepehrAzadi
💠 حتما بفرمایید که اگر من مغازه دار مغازه مو بستم و روزانه حداقل ۷۰۰ الی ۹۰۰ ضرر مالی میبینم بخاطر ترس از پلمپ کردن مغازه ام نیست بلکه احترام به سلامت جامعه، احترام به عقل جمعی جامعه، احترام به حق زندگی کردن بچه ها و خانواده هایمان، احترام به اصول دینم که حفاظت از جان و ناموس مردم را به مثابه حفاظت از جان و ناموس خودمان میداند!
بخداوندی خدا قسم منی که تا دیروز فقط نظاره گر تظاهرات مردم و کشتن مردم توسط بسیجیها و سپاهیهای بی ناموس بودم قطعا با تجهیزات کافی هم برای خودم و هم برای مردم به میدان خواهم آمد تا این مغز فندقی ها را از سطح زمین با آب سیفون توالت پاکشون کنم
💠 شب گذشته تو فلکه دوم شهران تهران داشتن با دستگاه ماشین هارو ضد عفونی میکردن جالب اینجا بود از اون طرفم شکلات پخش میکردن خودشون هم میگفتن شکلات کرونایی . کرونا مردمو نکشه سپاه عوامل و تروریستی اش مردمو می کشند
💠 من ساکن قم هستم و کاسب مرکز شهرم
خودم 4 تا نیرو دارم و با وضعیت فعلی تعطیل هستیم و همه خانه نشین شدیم
واقعا گفتن نداره این حرفها ولی با این وضع باز طاقت نیاوردم ببینم خانواده کارگرهام سختی بکشند و هرچیزی که از 15 اسفند برای خانه خودم خریدم دقیقا 4 بسته مثل همون هارو برای کارگرهای خودم خریدم و اطلاع دادم بهشون و اومدن از در خانه گرفتن بردند
واقعا وضعیت برای قشر کم درآمد و کارگر سخت که چه عرض کنم مثال مردن و زنده شدن هست ؛ من عاجزانه از همه دوستانی که تو کانال عضو هستند خواهش و تمنا میکنم تو این دوران و این بحران دست کارگر و زیر دست خودشون رو بگیرند ، حتی اگر در توانشون هست و واقعا میتونند افراد بیشتری رو شناسایی کنند و کمک برسونند بهشون ؛ بخدا که ثواب واقعی و نزدیک شدن به خدا همین هست و بس ؛ چون واقعا مملکت تعطیل هست و دست خیلی ها خالی و هیچ امید و پشتوانه ای هم ندارند ؛ پس بخاطر خدای یکتا هم شده بیاییم پشتوانه و امید این نزدیکانمون و هم نوع هامون باشیم
💠 چند لحظه پیش فیلمی از کلاردشت بود که به صاحب ویلا گفتند دوساعت وقت داری تخلیه کنی...میگن خامنه ای توی کلاردشت ویلا داره والان اونجا مستقر شده..خودم چندشب پیش خواستم برم کلاردشت با اینکه خانمم بچه کلاردشته نزاشتن برم وبرگشتم خونه
حتما یه چیزی هست که کلاردشت رو اونقدر سختگیری کردن.. همون شب پدرخانمم میگفت داخل شهرکلاردشت غیر بومی زیاد مشاهده شد که راحت داشتن توی شهر می گشتم کسی کاری به کارشون نداشت.
💠 شماره پلاک ماشین ما با شهری که در اون ساکن هستیم منطبق نیست. الان میگن نباید با شماره یه شهر دیگه در اینجا تردد کنید چون جریمه میشید و حتی ممکنه ماشین رو توقیف کنند و به پارکینگ منتقل کنند. امروز توی شبکه استانی میگفتند بعدا یه زمانی رو اعلام می کنیم؛ افرادی که شماره پلاکشون با شماره شهرشون یکی نیست باید مراجعه کنند برای تعویض پلاک؛ در غیر این صورت اعمال قانون می کنند. آیا مراجعه مردم در چنین شرایطی برای تعویض پلاک باعث انتشار بیشتر کرونا نمیشه؟ دولت اگر دلسوزه مردمه باید ورود و خروج از استانها و شهرها رو کنترل و محدود کنه نه اینکه در داخل شهرها مردم رو جریمه کنه یا در این شرایط مردم رو مجبور به تعویض پلاک بکنه. دولت با اجبار به تعویض پلاک و تهدید به جریمه کردن، هدفی غیر از درآمدزایی برای خودش نداره.
💠 این چند وقت که مصیبت کرونا نیمی کشور رو فرا گرفته و جان و مال هزاران ایرانی را گرفته، تمام خبرهای داخلی و خارجی رو دنبال کردیم
توی هیچ خبر خارجی حتی یک فلسطینی و یا یک سوری برای جان باختگانمان ابراز تاسف و همدردی نکرد.
حسن نصرالله بیانیه ای صادر نکرد و بشار اسد با هواپیمای اختصاصی و بدون هماهنگی با رئیس جمهور و وزیر امور خارجه برای ابراز همدردی وارد ایران نشد.
سخنگوی حوثی های یمن حتی نمیداند چه بر سر مردم ایران آمده!
عراقی های همسایه و برادر - همان دشمنان قدیم هشت سال دفاع مقدس - کک شان هم نگزید.....
چرا آنقدر اصرار برای دوست نشان دادن دشمنان ایرانی ها؟
حماقت ما تا این حد است که خودمان پوستین گوسفند بر تن این گرگ صفتان میکنیم و دانسته بر سر سفره این مرز و بوم مینشانیمشان
بس است دیگر این ضیافت خونین، بس است!
@SepehrAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار: مگه قرار نبود بیرون نیاید و خونه بمونید؟
شهروند: بله ولی قرار بود دولت هم پول بریزه حسابمون که تو خونه بمونیم (کردی)
@SepehrAzadi
شهروند: بله ولی قرار بود دولت هم پول بریزه حسابمون که تو خونه بمونیم (کردی)
@SepehrAzadi
شورای مدیران گروههای پزشکی با انتشار این اینفوگرافی آخرین آمار کادر سلامت درگیر با کرونا را منتشر کرد.مطابق این داده ها که از حداقل دو منبع موثق به دست آمده تا پایان۹فروردین،۹۲۷ نفر از کادر سلامت ایران مبتلا به کرونا شده اند که از این تعداد ۱۴۹ نفر بستری و ۷۸ نفر فوت کرده اند.
@SepehrAzadi
@SepehrAzadi
🔴 وقتیکه حکومت می ترسد آمار وحشتناک و واقعی جانباختگان و مبتلایان به کرونا را منتشر کند
چرا میزان قربانیان سیستم درمان ما در اثر کرونا بیشتر از همه جهانه؟ ولی میزان قربانیان از بین مردم عادی از همه جهان کمتره؟
یه جای معادله درست درنمیاد به نظرم
@SepehrAzadi
چرا میزان قربانیان سیستم درمان ما در اثر کرونا بیشتر از همه جهانه؟ ولی میزان قربانیان از بین مردم عادی از همه جهان کمتره؟
یه جای معادله درست درنمیاد به نظرم
@SepehrAzadi