This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از مدتها، دوباره روی استیج کنار هم نفس میکشیم، میخونیم، فریاد میزنیم و خاطره میسازیم.🔥
تهیه بلیط: ShahinConcert.com
تهیه بلیط: ShahinConcert.com
داشی داش میشد لاوسانگ ولی
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد بام داشتیم فان دلی
یه نفس با هم صدکام زدیم
داس بشی من دستهام برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تهش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستنم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکتم من
تو نعرهام بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینه چاکتم من
غم رفت تو سرت شونم برات
تو آواره شو من خونم برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن دادا جونم برات
هرکیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بس که رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دس به دس هم
تا اینه
جاییکه
پامیده
کافیمه
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری، دلت کامله پیشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مثل ستاره تو شب، راه ساحلت میشم
واسه روحت مقصد میشم
بگی راهت دوره، من نقشَت میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
واست، نورِ دل میشم، مشعل میشم
دود چیه؟ کاکو، با تو نئشم
هر چی رو بخواى بدی بره، باهات تو ترکم
ناخدا، هر وری بری باهات رو عرشم
با باد کج بری، باهات صاف تو صخرم
واسه پایداریت، شررم میشم
شرکنَن واست ته درّه ن، بیشک
تیغو بکشن روت، گردن میدم
خورشید بیاد، پشت شیرپرچم میشن
یینگ باشی، من یَنگَت میشم
به آتیش بکش، بیگبَنگَت میشم
رفیق، دلتو باز کن و بخون
منم، نُتبهنُتِ آهنگت میشم
رفاقت، نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نیست
تا ابر از رو ماه بشه رد به تدریج
داشتَم، مثل مولانا و شمس تبریز
بریج:
رفیق، اگه سخت باشه راهت، باشه صد سرِ
راهت
بازم پشتتو داره
بغلت همراهت، باهات توی دغدغههات
کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی در جا، تو جات
باز زرد شدن برگاتو، خشک شده باغت
میرسونه بهت آب، میرسونه آفتاب
میده لاو، کنی رشد تو دوباره
دیدم داره میشه داستان جدید
اونقد بام داشتیم فان دلی
یه نفس با هم صدکام زدیم
داس بشی من دستهام برات
بگی ببند چشارو بستم برات
راست کارو خواستم برات
تو مستی پات تا تهش هستم برات
تو خلافیتم حبسم باهات
تو خطا کن خره نشستنم به پات
تو بخونی من دستم به ساز
تو ساز بزن میرقصم باهاش
سیتیزن دل پاکتم من
تو نعرهام بکشی ساکتم من
یه شهرو به آتیش میکشم
فرمون بده سینه چاکتم من
غم رفت تو سرت شونم برات
تو آواره شو من خونم برات
کم داشتی من هستم زیاد
تو اراده کن دادا جونم برات
هرکیو بپیچونی پشتتم
نفس میدم نکن یه لحظه شک
بس که رد شدیم از ترس و حس بد
رسممون شده دس به دس هم
تا اینه
جاییکه
پامیده
کافیمه
تیزی زنجانی ضامنت میشم
چیزی کم نداری، دلت کامله پیشم
رو موجا گم شدی منو رصد کن
مثل ستاره تو شب، راه ساحلت میشم
واسه روحت مقصد میشم
بگی راهت دوره، من نقشَت میشم
اگه تو تاریکیای خودت گم بشی
واست، نورِ دل میشم، مشعل میشم
دود چیه؟ کاکو، با تو نئشم
هر چی رو بخواى بدی بره، باهات تو ترکم
ناخدا، هر وری بری باهات رو عرشم
با باد کج بری، باهات صاف تو صخرم
واسه پایداریت، شررم میشم
شرکنَن واست ته درّه ن، بیشک
تیغو بکشن روت، گردن میدم
خورشید بیاد، پشت شیرپرچم میشن
یینگ باشی، من یَنگَت میشم
به آتیش بکش، بیگبَنگَت میشم
رفیق، دلتو باز کن و بخون
منم، نُتبهنُتِ آهنگت میشم
رفاقت، نه فقط وقت تفریح
تو آسمون صاف که یه لکه ابر نیست
تا ابر از رو ماه بشه رد به تدریج
داشتَم، مثل مولانا و شمس تبریز
بریج:
رفیق، اگه سخت باشه راهت، باشه صد سرِ
راهت
بازم پشتتو داره
بغلت همراهت، باهات توی دغدغههات
کنه مشکلو بازش
ببینه میزنی در جا، تو جات
باز زرد شدن برگاتو، خشک شده باغت
میرسونه بهت آب، میرسونه آفتاب
میده لاو، کنی رشد تو دوباره