سخنان حکیمانه دیل کارنگی
با دیگران بخند نه بر دیگران
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید
برای رسیدن به آرامش باید دری آهنی
بر روی گذشته وآینده کشید وتنها به
زمان حال اندیشید
اگر می بینی کسی به روی تو لبخند
نمی زند علت را در لبان فرو بسته ی
خود جستجو کن
همواره دیگران را تشویق کنید
خطاهایشان را کوچک وکاری را که
می خواهید انجام دهند آسان نشان دهید
هنر گوش دادن را فرا گیرید فرصتها
گاهی به آهستگی در می زنند.
@TA1516
با دیگران بخند نه بر دیگران
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید
برای رسیدن به آرامش باید دری آهنی
بر روی گذشته وآینده کشید وتنها به
زمان حال اندیشید
اگر می بینی کسی به روی تو لبخند
نمی زند علت را در لبان فرو بسته ی
خود جستجو کن
همواره دیگران را تشویق کنید
خطاهایشان را کوچک وکاری را که
می خواهید انجام دهند آسان نشان دهید
هنر گوش دادن را فرا گیرید فرصتها
گاهی به آهستگی در می زنند.
@TA1516
👏5❤2
آدما هيچ وقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره
قبول دارى؟؟
هيچكس عشق اولش رو يادش نميره
اولين معلمش،
اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت،
اولين بوسه،
اولين رفيق،
اولين قرار،
اولين جدايى،
اولين ... اولين ... اولين
اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن.
حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى،
اولين خاطرهها، تاريخ انقضاء ندارند.
@TA1516
قبول دارى؟؟
هيچكس عشق اولش رو يادش نميره
اولين معلمش،
اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت،
اولين بوسه،
اولين رفيق،
اولين قرار،
اولين جدايى،
اولين ... اولين ... اولين
اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن.
حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى،
اولين خاطرهها، تاريخ انقضاء ندارند.
@TA1516
👏6
بشر زمانی فهمید به شعور ﺍعتمادی نیست ...
که بجای نصب تابلوی :
" از سرعت خود بکاهید "
""اﺯ سرعتگیر استفاده کرد""!
@TA1516
که بجای نصب تابلوی :
" از سرعت خود بکاهید "
""اﺯ سرعتگیر استفاده کرد""!
@TA1516
👍11👏1
حکایت_گوسفند_مفت_خور
کره خری از مادرش پرسید:
این کجای انصاف است که ما با کلی سختی و مشقت ، یونجه را از مزرعه به خانه حمل می کنیم، در حالی که گل های یونجه را گوسفند میخورد و ته مانده آن را به ما می دهند...؟!
گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را می خورد که صدای خرت خرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را می کشد...
خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین...
بعد از مدتی سر گوسفند را بریدند...
گوسفند در حالیکه جان می داد، صدای غرغرش همه حا پیچیده بود...
خر به فرزندش گفت:
کسی که یونجه های مفت را با صدای خرت خرت می خورد، عاقبت همینطور هم غر غر می کند!
هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...
@TA1516
کره خری از مادرش پرسید:
این کجای انصاف است که ما با کلی سختی و مشقت ، یونجه را از مزرعه به خانه حمل می کنیم، در حالی که گل های یونجه را گوسفند میخورد و ته مانده آن را به ما می دهند...؟!
گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را می خورد که صدای خرت خرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را می کشد...
خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین...
بعد از مدتی سر گوسفند را بریدند...
گوسفند در حالیکه جان می داد، صدای غرغرش همه حا پیچیده بود...
خر به فرزندش گفت:
کسی که یونجه های مفت را با صدای خرت خرت می خورد، عاقبت همینطور هم غر غر می کند!
هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...
@TA1516
👍6❤3🥰1
قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است
مولانای_جان
@TA1516
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است
مولانای_جان
@TA1516
👍3❤2👏1
در زمان گذشته مردم برای این که نشان دهند نامه یا دست خطی که نوشته اند متعلق به آن هاست، انتهای آن را مهر می کردند.
در روی این مهر ها اسم شخص صاحب نامه نوشته شده بود که مثلا اگر شخص حاکم بود، در بالای آن لفظ "الملک لله "و شعری که حاکی نام شاه بود، بر روی مهر کنده می شد. مردم عادی و طبقات فرودست فقط نام خود بر روی مهر ذکر می کردند.
در برخی دهات مردم آنقدر فقیر بودند که مهر را نه از آهن یا چوب بلکه از صابون و یا کشک درست می کردند و وقتی در انتهای نامه ای چنین مهری بود، معلوم می شد که شخص صاحب نامه فرد معتبری نیست و می گفتند :"مهرش کشکی است. "
از آنجا اصطلاح "کشکی حرف می زند "،در میان مردم رایج شد، که منظور آن است حرف های گوینده، آن بی پایه و اساس است و اعتبار چندانی ندارد.
@TA1516
در روی این مهر ها اسم شخص صاحب نامه نوشته شده بود که مثلا اگر شخص حاکم بود، در بالای آن لفظ "الملک لله "و شعری که حاکی نام شاه بود، بر روی مهر کنده می شد. مردم عادی و طبقات فرودست فقط نام خود بر روی مهر ذکر می کردند.
در برخی دهات مردم آنقدر فقیر بودند که مهر را نه از آهن یا چوب بلکه از صابون و یا کشک درست می کردند و وقتی در انتهای نامه ای چنین مهری بود، معلوم می شد که شخص صاحب نامه فرد معتبری نیست و می گفتند :"مهرش کشکی است. "
از آنجا اصطلاح "کشکی حرف می زند "،در میان مردم رایج شد، که منظور آن است حرف های گوینده، آن بی پایه و اساس است و اعتبار چندانی ندارد.
@TA1516
👍6❤2😢1
آدم ها تا حدّ مرگ از خود خسته ات میکنند
ترکت نمی کنند
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی
آنگاه تو می شوی بنده ی سر تا پا خطاکار!!
هوشنگ_ابتهاج
@TA1516
ترکت نمی کنند
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی
آنگاه تو می شوی بنده ی سر تا پا خطاکار!!
هوشنگ_ابتهاج
@TA1516
👍6❤1
در بین مرام های احزاب
منگر ڪه صد اختلاف جاریست
این ها همه یڪ مرام دارند
آن نیز مرام خر سواریست
ابوالقاسم_حالت
@TA1516
منگر ڪه صد اختلاف جاریست
این ها همه یڪ مرام دارند
آن نیز مرام خر سواریست
ابوالقاسم_حالت
@TA1516
👍8❤2
زشتترین ڪار سیاست
این است ڪه میتواند
احمقترین آدمها را
به عنوان خردمند
و دانشمند به مردم
تحمیل ڪند...
دالایی_لاما
@TA1516
این است ڪه میتواند
احمقترین آدمها را
به عنوان خردمند
و دانشمند به مردم
تحمیل ڪند...
دالایی_لاما
@TA1516
❤8👏4
لطفا زندگی را زندگی کنید
جوانی ڪُنیــد ؛
جلویِ آینه با خودتان حرف بزنید ،
بلند بخندید و بِچَـرخید...!
خودتان را بغل ڪنید!
به دَرَڪ ڪه چه فڪری راجع به تو میڪنند!
فڪرِ آنها تو را خوشبخت نمیڪند ؛
یڪ لحظه تصور ڪنید پیر و تنها و بیمارید،
ڪه حتمأ این لحظه را خواهید داشت
آن لحظه تنها آرزویِتان یڪ روز از همین
روزهایِ جوانیِ شماست ڪه بیهوده
برایَش غُصه میخورید و بی هدف
شب را صبح و صبحتان را شب میڪنید.
این لحظه ها هیچ جوره بر نمیگردند،
خودت، به خودت خوشبختی را هدیه ڪن،
خودت هیچوقت خودت را تَـرڪ نمیڪند...
@TA1516
جوانی ڪُنیــد ؛
جلویِ آینه با خودتان حرف بزنید ،
بلند بخندید و بِچَـرخید...!
خودتان را بغل ڪنید!
به دَرَڪ ڪه چه فڪری راجع به تو میڪنند!
فڪرِ آنها تو را خوشبخت نمیڪند ؛
یڪ لحظه تصور ڪنید پیر و تنها و بیمارید،
ڪه حتمأ این لحظه را خواهید داشت
آن لحظه تنها آرزویِتان یڪ روز از همین
روزهایِ جوانیِ شماست ڪه بیهوده
برایَش غُصه میخورید و بی هدف
شب را صبح و صبحتان را شب میڪنید.
این لحظه ها هیچ جوره بر نمیگردند،
خودت، به خودت خوشبختی را هدیه ڪن،
خودت هیچوقت خودت را تَـرڪ نمیڪند...
@TA1516
👍10
گذشته هایت راببخش ..
زیرا آنان همچون کفشهای کودکیت
نه تنها برایت کوچکنند!!
بلکه تورا
ازبرداشتن " گام های بزرگ "بازمیدارند!
@TA1516
زیرا آنان همچون کفشهای کودکیت
نه تنها برایت کوچکنند!!
بلکه تورا
ازبرداشتن " گام های بزرگ "بازمیدارند!
@TA1516
❤7
کودک خود را از جهنم نترسانید
ذات او را پاک پرورش دهید
وعده بهشت هم به او ندهید
فقط به او بیاموزید
که خوب بودن،
لازمه انسانیت است.،
@TA1516
ذات او را پاک پرورش دهید
وعده بهشت هم به او ندهید
فقط به او بیاموزید
که خوب بودن،
لازمه انسانیت است.،
@TA1516
👍11❤5😭1
انسان های بزرگ
از خودشان توقع دارند و
انسان های کوچک از دیگران....
اگر کسی
خوبیهای تو را
فراموش کرد ، تو
خوب بودن را فراموش نکن
@TA1516
از خودشان توقع دارند و
انسان های کوچک از دیگران....
اگر کسی
خوبیهای تو را
فراموش کرد ، تو
خوب بودن را فراموش نکن
@TA1516
👍8❤2🥰1
بهای سیلی
روزی مردی فقیر با مردی ثروتمند درگیر جروبحث و مشاجره شد. صدای آنها بلند
شد و ناگهان مرد ثروتمند بدون هیچ
مقدمهای به صورت مرد فقیر سیلی ای زد.
مرد فقیر که درنظر نداشت بگذارد ماجرا همینطوری تمام شود، پیش قاضی رفت.
قاضی شکایت هردو را گوش کرد و نظر داد
که مرد ثروتمند به تاوان سیلی به مرد
فقیر یک کاسه برنج به او بدهد.
مرد فقیر نزدیک قاضی رفت و
سیلی صداداری به صورت او زد.
قاضی فریاد کشید:خُل شدهای
چرا این کار را کردی؟
چیز مهمی نیست. فقط دلم خواست این
کار را بکنم. من از خیر آن کاسهٔ برنج گذشتم. شما میتوانید آن را برای خودتان بردارید.
@TA1516
روزی مردی فقیر با مردی ثروتمند درگیر جروبحث و مشاجره شد. صدای آنها بلند
شد و ناگهان مرد ثروتمند بدون هیچ
مقدمهای به صورت مرد فقیر سیلی ای زد.
مرد فقیر که درنظر نداشت بگذارد ماجرا همینطوری تمام شود، پیش قاضی رفت.
قاضی شکایت هردو را گوش کرد و نظر داد
که مرد ثروتمند به تاوان سیلی به مرد
فقیر یک کاسه برنج به او بدهد.
مرد فقیر نزدیک قاضی رفت و
سیلی صداداری به صورت او زد.
قاضی فریاد کشید:خُل شدهای
چرا این کار را کردی؟
چیز مهمی نیست. فقط دلم خواست این
کار را بکنم. من از خیر آن کاسهٔ برنج گذشتم. شما میتوانید آن را برای خودتان بردارید.
@TA1516
👍16💔2😭1