انتشارات کتاب طه
639 subscribers
1.18K photos
40 videos
55 files
662 links
علوم انسانی / فلسفه / ادیان / حقوق

ارسال پیام @ketabtaha
سایت👈ketabtaha.com
آدرس: قم-خ معلم-مجتمع ناشران-طبقه3-واحد ۳۱۴
تلفن: 02537744624

سایت و شبکه های اجتماعی مجموعه فرهنگی طه:
https://ketabtaha.com/contact/
Download Telegram
کتاب نگرش کاربردی به قانون کاهش مجازات حبس تعزیری تالیف احمدرضا عابدی به همت واحد تخصصی نشر آثار حقوقی انتشارات کتاب طه منتشر شد.

علاقه‌مندان و حقوقدانان محترم، برای تهیه نسخهٔ به تازگی منتشر شده کتاب می‌توانند از روش‌های زیر استفاده کنند.

☎️تلفن و پیامک و واتساپ: 09100943413

کتابسرای طه: 02537848326

🔹سفارش در تلگرام: @taha_admin1

🔹ما را در اینستاگرام دنبال کنید.🔻

instagram.com/ketabtaha

@tahabooks
☘️ نام خداوند را به باطل بر زبان میاور
در پاسخ به سلسله سخنرانی‌هایِ «خدا و شرّ» #محسن_کدیور
✍️ #سعیده_میرصدری

🔅چندی پیش دکتر محسن کدیور سخنرانی‌ای در باب «خدا و شرّ» در سه بخش و در طول چندین هفته ارائه کردند. هرچند که سخنرانی دقیق و مفصل ایشان در باب گفتمان شرّ در غرب را بسیار ارزشمند می‌دانم – چرا که مخاطبان علاقمند فارسی‌زبان را از مباحث مطرح در این حوزه به زبانی ساده و در عین حال حکیمانه و تخصصی آشنا می‌کند – اما برای منی که سالهاست در سطح فردی و آکادمیک با مسئلۀ شرور دست به گریبانم، و روشنفکری دینی را به دلیل ارائۀ تفسیر انسانی از دین – که در آن، نگاه منِ انسان، نیازهایم، دغدغه‌هایم، پرسش‌هایم، حقوقم و غیره جدّی گرفته می‌شود – همواره تحسین می‌کرده‌ام، لحن بی‌توجّه به انسانِ دکتر کدیور در باب مسئلۀ شرور و ارائۀ پاسخ‌های کاملاً سنّتی به این مسئله برایم بسیار شوک‌آور و تا حدّی مأیوس‌کننده آمد.

🔅علّت این شوک و یأس من آن بود که می‌دیدم روشنفکری دینی، که همواره در تفسیر دین و فقه در کنار انسان‌ها ایستاده و به مسائل نه از نگاه شارعِ خلوت‌نشین و بی‌توجّه به انسان، و درگیر با مفاهیم خشک و بی‌روح و انتزاعی، بلکه از زاویۀ دیدِ منِ انسان گوشت و پوست‌ و استخوان‌دار که دین را نه فقط برای رستگاری اخروی و آنجایی بلکه برای تحمّل‌پذیر کردن زندگی دنیوی و اینجایی‌ام نیاز دارم، می‌بیند، زمانی که پرسش از وجودی‌ترین دغدغۀ الاهیاتی و فلسفی، یعنی مسئلۀ شر پیش می‌آید، نه در کنارِ منِ انسان که در جایگاهِ محتسبِ متنعّم و مستغنی ایستاده، دست به توجیه شرّ می‌زند.

🔅و جهان را سراسر خیر دیده و انسان را – به دلیلِ گناهانش، نخوتش، جهلش و غیره – محکوم می‌کند. از این رو بر خود لازم دیدم که این نوشتار را به رشته قلم درآورم تا گلایه‌ و درخواستی باشد از ایشان و از سایر روشنفکرانِ دینی که مسئلۀ شرّ را چون سایر مسائل مطرح در نواندیشی دینی جدّی بگیرند، و بیش و پیش از دفاع از خدایِ فلسفیِ خود – با غیرت و حدّتی که به قیمت نادیده گرفتن «رنج انسانی» تمام می‌شود – قدری با انسان همدلانه‌تر و مهربانانه‌تر رفتار کنند – چنان که پیشتر در خوانش‌شان از فقه سنّتی بوده است...

🌐 مطالعه کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
برنامه_نخستين_همايش_بين_المللي_اخلاق،_الهيات_و_بلايا.pdf
4.6 MB
برنامه نخستين همايش بين المللي اخلاق، الهيات و بلايا.pdf
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری (محسن‌حسام مظاهری)
🔸عقلانی‌کردن عاشورا و پیامدهایش🔸
(به بهانه‌ی معرفی کتاب «مشهورات بی‌اعتبار»)

✍️ محسن‌حسام مظاهری



🔻
«در این اثر معتبر آقای مهدی سیمایی سیمای نقلی شیعیان را از زواید بی‌فواید بلکه پرضرر و زیان زدوده است؛ نه با استبعاد و ذوق و سلیقه که با اندازه‌ی بسنده از دلایل نقلی معتبر و گاه با برهان خرد. درنتیجه سیمایی از تشیع نشان داده است که از زواید زیان‌بار پیرایش شایسته‌ای شده است.»
این متنی است که آقای محمدهادی یوسفی غروی (محقق نامدار تاریخ‌ اسلام و عاشورا) در وصف کتاب «مشهورات بی‌اعتبار» اثر مهدی سیمایی نگاشته است. احتمالاً بسیاری از خوانندگان کتاب مذکور با مطالعه‌ی آن به داوری مشابهی خواهند رسید.
مشهورات بی‌اعتبار تجسم «رُبّ مشهورٍ لا اصل له» است؛ بسا مشهوراتی که اصل و پایه‌ای ندارند. سیمایی در کتابش، به‌طور فشرده و مجمل، اعتبار بسیاری از روایات اعتقادی، تاریخی و تفسیری را مخدوش دانسته؛ روایاتی که بسیاری‌شان در دینداری عامه جا افتاده و جزیی از بنای دین شده‌اند. فصل پنجم کتاب منحصراً به «روایات عاشورا» اختصاص دارد و مؤلف در امتداد تلاش‌هایی که در دوره‌ی معاصر برای پیراستن عاشورا از تحریفات صورت گرفته (از محدث نوری و امین تا مطهری و شریعتی و صالحی نجف‌آبادی و شهیدی و اسفندیاری و صحتی سردرودی و دیگران) «تحریفات» را فهرست کرده است. ازین منظر، این فصل برای علاقه‌مندان و محققان عاشوراپژوهی و نیز عموم مخاطبان جریان‌های روشنفکری و اصلاحات دینی جذاب و خواندنی است.

🔻
از منظری دیگر، ماحصل نهایی مباحث این کتاب و آثار مشابه آن، یک عاشورای تاریخیِ فقهیِ کلامیِ عقلانی‌شده است. یک عاشورای نخبگانی. اما این عاشورا به‌همان میزان که مطلوب نخبگان است، برای عامه‌ی دینداران چندان جاذبه‌ای ندارد. یک روایت تُنُک و کوتاه است از واقعه که گرچه از تولید حزن و غم ناتوان نیست، اما پتانسیل چندانی هم برای انباشت هیجان و عاطفه ندارد. بر بنیاد چنین خوانشی، شاید هیچکدام ازین آیین‌ها و مناسکی که در گذر تاریخ ابداع شده و با فرهنگ عاشورا پیوند خورده‌اند، امکان ظهور نداشتند. چراکه مناسک عاشورا، ازقضا نوعاً‌ نه در متن عقلانی و مستند و معتبر بلکه در همان حاشیه‌ها، در همان زواید، در همان شاخ‌وبرگ‌ها و خلاصه آنچه که نخبگان و مصلحان نامش را تحریفات می‌گذارند پدید آمدند. آن‌جاست که حسین بن علی می‌شود اسطوره‌ی حسین. عاشورا، بدون دختر سه‌ساله‌ در خرابه شام، بدون طفل شیرخوار و طلب آب پدرش، بدون خونی که به هوا پاشیده شد و به زمین برنگشت، بدون دستان بریده‌ و چشمان تیرخورده‌ی ابوالفضل و مشک پاره‌اش، بدون گریه‌های حسین و زینب در آغوش هم، بدون حوادث خوارق عادات آن روز، بدون ذوالجناح، بدون شیر و فضه، بدون عروسی قاسم، بدون زعفر و لشگرش، و بدون ده‌ها خرده‌روایت و قصه و نماد و اسطوره و کاراکتر اصلی و فرعی دیگر، از اولیا و اشقیا، یک عاشورای نحیف است. عاشورای توده‌ی مردم نیست. تاریخ است، فقه است، کلام است، اما فرهنگ نیست. برای همین دین مداحان و روضه‌خوانان و نقالان و شاعران برای توده جذاب‌تر است از دین عالمان و واعظان و مورخان و فقیهان.

🔻
این قصه‌پردازی‌ها گرچه ازمنظر محقق تاریخ مشتی «زواید بی‌فواید» بیش نیست، اما از منظری دیگر تلاش عامه‌ است برای تصاحب امر قدسی. برای از آنِ خود کردنِ امام. میان‌بری مطمئن به آسمان از دل زندگی. بی‌نیاز به واسطه‌ی متولیان رسمی (روحانیت). اساساً توده دغدغه‌ی تاریخی‌بودن روایت یا منطبق‌بودن آن با دیگر دانش‌های «رسمی» (حدیث، کلام، فقه و..) را ندارند که حال بخواهند مخاطب این تلاش‌ها برای بازگشت به اصالت باشند. «اعتبار» و «اصالت» دغدغه‌ی نخبگان است و ابزار اعمال قدرت آنان بر دین عامه. تقابل توده با این پروژه‌های اصلاحی درواقع «مقاومت» برای حفظ موجودیت خود است. نبردی نابرابر برای بقا.
بنابراین تلاش‌های نخبگانی درجهت اصلاحات دینی و زدودن پیرایه‌ها، هرچه هم که ازمنظر دین رسمی مشروع و ضروری باشد، اما به‌جهت تقابل با واقعیت پدیداری دین عامه، می‌تواند به ضددین تبدیل شود. پیراستن روایت عاشورا و عقلانی‌کردن آن عملاً و نهایتاً مترادف با مرگ مناسک عاشورایی است.

🔻
بااین‌اوصاف باید دید کدام عاشورا برای جامعه و بدنه‌ی دینداران فایده‌ی بیشتری دارد؟ عاشورای تاریخیِ عقلانی‌شده‌ی پیراسته‌ی نخبگانیِ مناسک‌گریز؟ یا عاشورای غیرتاریخیِ غیرعقلانیِ توده‌پسندِ مناسک‌ساز و اسطوره‌پرداز؟


#پیشنهاد_کتاب

📕مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث📕
✍️ مهدی سیمایی
کتاب طه،‌ 1397


http://uupload.ir/files/k41c_3249461.jpg

1399/6/16
@mohsenhesammazaheri
به زودی...

☎️تلفن و پیامک و واتساپ: 09100943413

کتابسرای طه: 02537848326

🔹سفارش در تلگرام: @taha_admin1

🔹ما را در اینستاگرام دنبال کنید.🔻

instagram.com/ketabtaha

@tahabooks
عصر حیرت، به قلم مهدی نصیری، سردبیر و مدیر مسئول سابق کیهان
کتاب تازه منتشره انتشارات کتاب طه

☎️تلفن و پیامک و واتساپ: 09100943413

کتابسرای طه: 02537848326

🔹سفارش در تلگرام: @taha_admin1

🔹ما را در اینستاگرام دنبال کنید.🔻

instagram.com/ketabtaha

@tahabooks
🔷به زودی از انتشارات کتاب طه🔷

کتاب 📚فلسفه و فمنیسم، نوشته میراندا فریکر و جین گریمشاو و با ترجمه فاطمه توفیقی
از سری مجموعه راهنمای فلسفه بلَک وِل

@tahabooks
Forwarded from عطرسیب٩٩ | بایادتو
در نهمین برنامهٔ پادکست کتاب روایت‌های عاشورایی، ترجمهٔ وقعة الطف (بازسازی مقتل الحسین ابومخنف) اثر محمدهادی یوسفی غروی و ترجمهٔ محمدصادق روحانی بررسی شده است.
بشنوید 👇🏼
Audio
در نهمین برنامهٔ پادکست کتاب روایت‌های عاشورایی، ترجمهٔ وقعة الطف (بازسازی مقتل الحسین ابومخنف) انتشارات کتاب طه، اثر محمدهادی یوسفی غروی و ترجمهٔ محمدصادق روحانی بررسی شده است.

@tahabooks
مناظره در باره موضوع حجاب
مهدی نصیری و حسین سوزنچی
فایل صوتی مناظره مهدی نصیری و حسین سوزنچی در باره حجاب الزامی در برنامه زنده زاویه شبکه چهارم سیما، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹
@nasiri42
رضا کریمی: تحلیلی انتقادی بر کتاب عصرحیرت/ مقصود نصیری از تمدن تراز دین چیست؟

کتاب «عصر حیرت» اثر مهدی نصیری، دارای محتوایی بسیار چالش برانگیز و در عین حال مهم و حیاتی است که می‌بایست مورد تأمل و نقد و بررسی متفکران دینی قرار بگیرد.

شبکه اجتهاد: مهدی نصیری با کتاب تازه خود می‌گوید اثر غیبت، حیرت است و عصر غیبت نمی‌تواند ظرف تحقق دولت و جامعه و تمدن تراز اسلام باشد و مراجعه به فقها مانند تیمم بدل از وضو است. پس امکان تحقق تمدن اسلامی در حد مطلوب وجود ندارد. همچنین نظریه «مشروط بودن ظهور به تحقق تمدن و جامعه سازی اسلامی» را رد می‌کند. نصیری در این کتاب به موضوعاتی که می‌تواند نظریه او را نقد کند نیز پاسخ می‌دهد؛ روایاتی که برتری قم در ظهور را ثابت می‌کنند نقد می‌کند و تقریر مشهور از قاعده لطف در غیبت را نمی‌پذیرد.


http://ijtihadnet.ir/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF-%D9%86/
انتشارات کتاب طه
یادداشت رسول جعفریان درباره کتاب عصر حیرت نوشته مهدی نصیری http://historylib.com/articles/1908/%D8%A7%D8%B2+%D9%87%D8%B1+%D8%B7%D8%B1%D9%81+%DA%A9%D9%87+%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85+%D8%AC%D8%B2+%D8%AD%DB%8C%D8%B1%D8%AA%D9%85+%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B2%D9%88%D…
از یادداشت رسول جعفریان درباره کتاب عصر حیرت و اندیشه‌های مهدی نصیری

اما و این اواخر دوست ما آقای مهدی نصیری، راه حل دیگری داد. ایشان یک شیعه اخباری عاقل است که ممکن است از این عنوان چندان خشنود نباشد، اما ما حق داریم برداشت خودمان را داشته باشیم. معنای این اخباری بودن در اینجا این است که سعی می کند همه دین را از اخبار استنباط کند. خواهید گفت مگر دیگران چنین نمی کنند؟ خیر، آنها که اصولی هستند، خیلی به این اخبار جز در حد محدودی که در مکتب حله و شهیدین و محقق کرکی بوده، اعتنایی به آن ندارند، در حالی که اخباری ها، این روش را قبول نداشتند. به هر حال، ایشان یک اخباری عاقل و متدین و معتقد به فرهنگ و مبانی اسلام رایج است. اما یک نکته مهم در ایشان این است که مثل دکتر داوری، از وضع موجود ناراضی است و امیدی هم به اصلاح آن ندارد. اگر آقای داوری روی به توسعه و تجدد آورد، و دلیلش ناامیدی از اوضاع بود و متمایل به تغییر به سمت توسعه غربی شد، ایشان هم دقیقا همان ناامیدی از وضع موجود سبب شده است تا راهی برای ورود به تجدد بیابد، راهی که بتواند اندکی از احساسات وی را در مبارزه با فساد هم تأمین کند، زیرا به خوبی می داند، اگر غربی ها به دیگران ستم می کنند، در درون خود، حقوق مردم را حفظ می کنند. اما این بار، آقای نصیری، برخلاف دکتر داوری که افکار فلسفی داشت، با توسل به اخبار می کوشد راه نجاتی بیابد. راهکار او این است تا بگوید، اخبار نشان می دهد که وضع زمان معصوم، غیر از «وضع» زمان غیر معصوم است،ا این توضیح که، امکان تحقق تمدن و نظام اسلامی در تراز دین، در عصر غیبت نیست. شما کافی است مقدمه عصر حیرت را بخوانید. در همان سطور، ایشان چندین با و به خوبی اشاره کرده اند که باید این فرض را پذیرفت که زمان معصوم غیر از زمان غیبت اوست و در این دوره، امکان تحقق اسلام و اجرای شریعت، جز در حد محدود وجود ندارد. این نگاه، همان نگاه قدیمی تمرکز بر اسلام در ضدیت با مدرنیته است. در واقع، مبنای نگرش وی، همان مبنای سابق یعنی اسلامی و  ضد غربی و ضد مدرنیته است. نظر هم این است که اساسا انقلاب اسلامی، انقلابی ضد تسلط غرب و استعمار و تهاجم فکری آنها بوده است. تجدد هم خیلی خیلی بد است، خیلی. با دین هم تفاوت اصولی دارد، اما در شرایط فعلی یعنی عصر غیبت، هیچ راهی جز پذیرش آن وجود ندارد. برای این قبول کردن، خیلی هم احساس شرمندگی نکنید، کیفش را هم ببرید، چون الان که زمان معصوم نیست که ناراحت باشید، بلکه زمان غیبت است، و چنان که صدها روایت به زعم ایشان گواه است، قرار نیست در عصر غیبت شریعت کاملا اجرا و تمدن اسلامی تراز دین  امکان پذیر باشد، و الا اصلا چه نیازی به معصوم بود.

یک حرفم را البته می توانم اصلاح کنم و بگویم، تفکری که ایشان دارد، سابقه در همان فقه مکتب حله هم دارد و آن این که اجرای برخی از احکام برای مثال برخی از احکام حدود، به زمان معصوم موکول شده است. در واقع می شود گفت، فکر انقلاب در شیعه برای تحقق حکومت، از صفویه شروع شد، و در انقلاب اسلامی، شکل کامل به خود گرفت، اما انگار، پیش از آن، غالبا به اجرای شریعت در حد عمومی به استثنای برخی از موارد با تکیه بر این که آینده در ظهور همه چیز تکمیل خواهد شد، توجه بود. در این باره، باز هم باید متون قدیم بازخوانی شود.

و اکنون، البته در قم و برخی نقاط دیگر، همچنان تلاش می شود تا امکان تحقق شریعت و نظام اسلامی و ایجاد شرایط و نظام فکری و سیاسی مناسب، تعریف و تحدید شود. کلیت انقلاب و نظام با این تفکر است و برای آن هزینه می کند. در این باره از روشهای قدیمی و جدید استفاده می شود. طبیعی است برای قومی که به هر حال پذیرفته است که غرب و مدرنیته بد است، و در عمق وجودش نمی تواند مشروعیت آن را بپذیرد، راهی هم جز این وجود ندارد. منتها اشکال این است که اگر شکست خورد، همه چیز را با خود از بین می برد. راههایی مثل آنچه آقای نصیری می گوید، روزنه ای است که می تواند در یک زمان مناسب، تکیه گاه باشد.

این راه هم نباید پنهان کرد که این امر، به طور موقت هم شد، به نوعی مبتنی بر نظریه جدایی دین از سیاست است. نه کاملا اما تقریبا هر کجا که گیر افتادیم و نتوانستیم، می توانیم به این اصل تکیه کنیم و فرصت تحقق ایده آل را به بعدا موکول کنیم. همین که آدم یک کتاب بنویسد، آن هم در بیش از سیصد صفحه، و در آن امکان کامل تحقق شریعت در عصر غیبت را منتفی بداند، خودش هنر است، و راه را برای تجدد هموار می کند. ما از این که کسی زحمت بکشد، و حاصل برداشت های خود را، حتی در چارچوبی که به آن باور دارد، منعکس کند، خوشحالیم، ولو او را قبول نداشته باشیم. فکر می کنم او بر کسانی که بدون تأمل کافی، تصور می کنند، همه چیز را می دانند، یا بدون حتی مطالعه، روی روشی سماجت کرده و با حمایت قدرت، اندیشه ای را تروج می دهند، ترجیح دارد.

یادداشت کامل
http://historylib.com/articles/1908/
Forwarded from زاویه
توییت وزیر ارشاد، دکتر سیدعباس صالحی، درباره برنامه زاویه:

‏گفت‌وگو در موضوعات چالشی افق‌گشای مرجعیت رسانه داخلی است. اتفاق‌ها را رویه کنیم.
@zavie_4
Forwarded from یادداشت‌های میثم (میثم غلامی)
این ژان پیاژه است. روانشناس مشهور تو اتاق کار خودش.
دفن شده میان کتاب ها و نوشتجات
....
بعد طلبه جوان ما، یا دانشجوی حزب اللهی ما
عجولانه و مغرورانه
میخاد با تلاش کم و خیلی زود
یک نظام روانشناختی/سیاسی/جامعه شناختی و.... اسلامی
در مقابل کل تاریخ دانش غرب بنا کنه. و اون رو زمین بزنه.
خب معلومه که کار لاغر و کم اثری بیرون میده.

"علم" وجودی خسیس و حسود و صدارت طلبه. اگر تمام وجودت رو بهش بدی شاید یه ذره از وجود خودش رو بهت بده.

باهاش شوخی نکنیم.
من هنوز خیلی که کلافه م میرم مکاسب میخونم یا حتی #تحریر_الروضه
فقه ذهنمو منظم میکنه
و بی خیال هر کی مخالفه
@tahabooks