قانونهای نانوشتهٔ خانواده یعنی چه؟
تقریباً در هر خانوادهای یکسری «قوانین» هست که:
کسی مستقیم آنها را نمیگوید
اما همه کموبیش طبق آنها زندگی میکنند
گاهی این قوانین سالماند و باعث احترام، نظم یا امنیت میشوند.
اما خیلی وقتها سمّی و آسیبزنندهاند.
این پیامهای پنهان از فضای خانه وارد ذهن کودک میشوند،میروند در «زیرزمین مغز» و بعدها در بزرگسالی:
روی انتخابها
روی احساسها
روی تصویر آدم از خودش
اثر میگذارند، بدون اینکه خودمان حواسمان باشد.
این قوانین میتوانند حتی قسمتی از هویت تو بشوند.
_ مثالهایی از قوانین نانوشتهٔ خانواده
بخش اول قوانین (بالای خط) – مربوط به نادیدهگرفتن احساس و نیاز
خانواده همیشه از همه چیز مهمتر است.
چیزی خواستن، خودخواهی است.
نیازی داشتن، خودخواهی است.
نیاز داشتن، نشانهٔ ضعف است.
سؤال نپرس.
حرف نزن.
احساس منفی برای دیگران «بد و خطرناک» است.
هیچ درد و ناراحتی را به این خانه نیاور.
همیشه طوری رفتار کن که انگار همه چیز خوب است، حتی وقتی نیست.
دربارهٔ هیچ چیز مهم و عمیق حرف نزن.
چیزهای منفی را مطرح نکن.
قایق را تکان نده (یعنی وضع موجود را زیر سؤال نبر).
سر و صدا نکن.
مشکلاتت را برای خودت نگه دار.
خودت تنهایی از پسش بر بیا.
بارِ اضافی روی دوش کسی نگذار.
دربارهٔ چیزهای ناراحتکننده صحبت نکن.
بخش دوم قوانین (پایین خط) – مربوط به انکار، دروغ، واقعیتگریزی، راز
سکوت بد است؛ همیشه باید حرفی زد و فضا را پر کرد.
از بقیهٔ اعضای خانواده بهتر و موفقتر نباش.
هرکس بلندتر داد بزند، برنده است.
پدر (یا مادر) را ناراحت نکن.
به هیچکس بیرون از خانواده اعتماد نکن.
بعضی چیزها باید از همهٔ بیرون خانواده مخفی بماند.
طوری رفتار کن که انگار فلان چیز را نمیبینی.
دوستهایت آخرش به تو خیانت میکنند؛ فقط خانواده قابل اعتماد است.
دروغ سفید ایرادی ندارد.
اگر چیزی را به زبان نیاوریم، انگار واقعی نیست.
_ نتیجهٔ چنین پیامهایی در بزرگسالی
۱) پیامهای «بالای خط» – مخصوص غفلت عاطفی در کودکی
این نوع پیامها:
تو را عادت میدهند نیاز و احساس خودت را سرکوب کنی
به تو میآموزند مشکل را مطرح نکن، مزاحم نشو، بارِ کسی نباش
جلوی ابراز احساسات—بهخصوص احساسات منفی—را میگیرند
در بزرگسالی اینها باعث میشوند:
احساس کنی ارزش شخصیات کم است
خودت را با بقیه برابر نبینی
با آگاهی از احساسات خودت، شناخت خودت، و فهم خودت مشکل داشته باشی
یک حس عمیق «متفاوت بودن، معیوب بودن، تنها بودن» را با خودت حمل کنی
نویسنده به ۱۰ ویژگی «بزرگسالِ دچار غفلت عاطفی» در کتابش اشاره میکند:
(از جمله ناآگاهی هیجانی، نداشتن خودشناسی، احساس دائم نقص).
۲) پیامهای «پایین خط» – مخصوص تحریف واقعیت، راز، دروغ، انکار
اینها تو را عادت میدهند:
به جای روبهرو شدن با واقعیت، تظاهر و انکار کنی
برای حفظ «ظاهر خوب خانواده» هر چیزی را لاپوشانی کنی
به بقیه (بهویژه غیرخانواده) اعتماد نکنی
وارد الگوی دروغ، توجیه، و نادیدهگرفتن واقعیت بشوی
در بزرگسالی اینها میتوانند باعث شوند:
کارهایی کنی که بعداً بهشان افتخار نمیکنی
خانواده را حتی وقتی برای خودت مضر است، مقدم بدانی
دچار ابراز احساسات افراطی و نامتعادل شوی
در مجموع، همهٔ این پیامها:
باعث سردرگمی، ناراحتی عمیق، و عزتنفس پایین میشوند
و باعث مشکلات جدی در مهارتهای اجتماعی و عاطفی.
خبر خوب این است که:
اگر این قوانین را بشناسی
متوجه میشوی کِی در ذهنت فعال میشوند
برای هر قانون ناسالم، یک قانون سالمِ جدید بساز
کمکم یاد بگیر احساساتت ارزشمند و راهنما هستند
میتوانی کمکم این قوانین قدیمی را غیرفعال کنی و زندگی عاطفی سالمتری بسازی.
Jonice Webb Ph.D.
Childhood Emotional Neglect
@tartori
تقریباً در هر خانوادهای یکسری «قوانین» هست که:
کسی مستقیم آنها را نمیگوید
اما همه کموبیش طبق آنها زندگی میکنند
گاهی این قوانین سالماند و باعث احترام، نظم یا امنیت میشوند.
اما خیلی وقتها سمّی و آسیبزنندهاند.
این پیامهای پنهان از فضای خانه وارد ذهن کودک میشوند،میروند در «زیرزمین مغز» و بعدها در بزرگسالی:
روی انتخابها
روی احساسها
روی تصویر آدم از خودش
اثر میگذارند، بدون اینکه خودمان حواسمان باشد.
این قوانین میتوانند حتی قسمتی از هویت تو بشوند.
_ مثالهایی از قوانین نانوشتهٔ خانواده
بخش اول قوانین (بالای خط) – مربوط به نادیدهگرفتن احساس و نیاز
خانواده همیشه از همه چیز مهمتر است.
چیزی خواستن، خودخواهی است.
نیازی داشتن، خودخواهی است.
نیاز داشتن، نشانهٔ ضعف است.
سؤال نپرس.
حرف نزن.
احساس منفی برای دیگران «بد و خطرناک» است.
هیچ درد و ناراحتی را به این خانه نیاور.
همیشه طوری رفتار کن که انگار همه چیز خوب است، حتی وقتی نیست.
دربارهٔ هیچ چیز مهم و عمیق حرف نزن.
چیزهای منفی را مطرح نکن.
قایق را تکان نده (یعنی وضع موجود را زیر سؤال نبر).
سر و صدا نکن.
مشکلاتت را برای خودت نگه دار.
خودت تنهایی از پسش بر بیا.
بارِ اضافی روی دوش کسی نگذار.
دربارهٔ چیزهای ناراحتکننده صحبت نکن.
بخش دوم قوانین (پایین خط) – مربوط به انکار، دروغ، واقعیتگریزی، راز
سکوت بد است؛ همیشه باید حرفی زد و فضا را پر کرد.
از بقیهٔ اعضای خانواده بهتر و موفقتر نباش.
هرکس بلندتر داد بزند، برنده است.
پدر (یا مادر) را ناراحت نکن.
به هیچکس بیرون از خانواده اعتماد نکن.
بعضی چیزها باید از همهٔ بیرون خانواده مخفی بماند.
طوری رفتار کن که انگار فلان چیز را نمیبینی.
دوستهایت آخرش به تو خیانت میکنند؛ فقط خانواده قابل اعتماد است.
دروغ سفید ایرادی ندارد.
اگر چیزی را به زبان نیاوریم، انگار واقعی نیست.
_ نتیجهٔ چنین پیامهایی در بزرگسالی
۱) پیامهای «بالای خط» – مخصوص غفلت عاطفی در کودکی
این نوع پیامها:
تو را عادت میدهند نیاز و احساس خودت را سرکوب کنی
به تو میآموزند مشکل را مطرح نکن، مزاحم نشو، بارِ کسی نباش
جلوی ابراز احساسات—بهخصوص احساسات منفی—را میگیرند
در بزرگسالی اینها باعث میشوند:
احساس کنی ارزش شخصیات کم است
خودت را با بقیه برابر نبینی
با آگاهی از احساسات خودت، شناخت خودت، و فهم خودت مشکل داشته باشی
یک حس عمیق «متفاوت بودن، معیوب بودن، تنها بودن» را با خودت حمل کنی
نویسنده به ۱۰ ویژگی «بزرگسالِ دچار غفلت عاطفی» در کتابش اشاره میکند:
(از جمله ناآگاهی هیجانی، نداشتن خودشناسی، احساس دائم نقص).
۲) پیامهای «پایین خط» – مخصوص تحریف واقعیت، راز، دروغ، انکار
اینها تو را عادت میدهند:
به جای روبهرو شدن با واقعیت، تظاهر و انکار کنی
برای حفظ «ظاهر خوب خانواده» هر چیزی را لاپوشانی کنی
به بقیه (بهویژه غیرخانواده) اعتماد نکنی
وارد الگوی دروغ، توجیه، و نادیدهگرفتن واقعیت بشوی
در بزرگسالی اینها میتوانند باعث شوند:
کارهایی کنی که بعداً بهشان افتخار نمیکنی
خانواده را حتی وقتی برای خودت مضر است، مقدم بدانی
دچار ابراز احساسات افراطی و نامتعادل شوی
در مجموع، همهٔ این پیامها:
باعث سردرگمی، ناراحتی عمیق، و عزتنفس پایین میشوند
و باعث مشکلات جدی در مهارتهای اجتماعی و عاطفی.
خبر خوب این است که:
اگر این قوانین را بشناسی
متوجه میشوی کِی در ذهنت فعال میشوند
برای هر قانون ناسالم، یک قانون سالمِ جدید بساز
کمکم یاد بگیر احساساتت ارزشمند و راهنما هستند
میتوانی کمکم این قوانین قدیمی را غیرفعال کنی و زندگی عاطفی سالمتری بسازی.
Jonice Webb Ph.D.
Childhood Emotional Neglect
@tartori
👍3❤1👏1
Man Az On Asemoone Abi Mikham (Remix) ~ MusicTaj.Com
<unknown>
وانا لا احبك فقط
ولكني أؤمن بك
كما يؤمن الاصيل بالوطن...
من تنها عاشق تو نیستم ،
من به تو مومنم ،
همانطور که انسان با اصل و نسب ،
به وطن ایمان دارد ...
غسان کنفانی
@tartori
وانا لا احبك فقط
ولكني أؤمن بك
كما يؤمن الاصيل بالوطن...
من تنها عاشق تو نیستم ،
من به تو مومنم ،
همانطور که انسان با اصل و نسب ،
به وطن ایمان دارد ...
غسان کنفانی
@tartori
والا شما دارید خودتونو به سیستم تحمیل میکنید. سیستم خیلی وقته با صدای بلند اعلام کرده ما رو نمیخواد.
#طبیبالافاق
@tartori
#طبیبالافاق
@tartori
💩1
جزئیات مصوبۀ مجلس دربارۀ مهریه
▪️افراد برای مهریههای بالای ۱۴ سکه زندانی نمیشوند.
▪️«قسط اول» بدهی مهریه باید با مبلغ پایین توسط قضات نوشته شود؛ زیرا بسیاری بابت بالابودن مبلغ قسط اول در زندان هستند.
▪️در مهریههای بالاتر از ۱۴ سکه، فقط درصورتی فرد زندانی میشود که توانایی مالی داشته باشد اما بخواهد با تبدیل اموال خود، از پرداخت فرار کند.
-Garajetadayoni-
@tartori
▪️افراد برای مهریههای بالای ۱۴ سکه زندانی نمیشوند.
▪️«قسط اول» بدهی مهریه باید با مبلغ پایین توسط قضات نوشته شود؛ زیرا بسیاری بابت بالابودن مبلغ قسط اول در زندان هستند.
▪️در مهریههای بالاتر از ۱۴ سکه، فقط درصورتی فرد زندانی میشود که توانایی مالی داشته باشد اما بخواهد با تبدیل اموال خود، از پرداخت فرار کند.
-Garajetadayoni-
@tartori
در جریان باشید که از اول دی ۸ درصد از مالیات ارزش افزودهای که رستورانها از مردم میگیرن آنلاین کسر و مستقیم میره توی حساب سازمان امور مالیاتی همون لحظه!
از یک دی احتمالا شاهد این باشیم که رستوراندارها هم مثل پزشکها با دلار و سکه و کارت به کارت هزینه میگیرن!
_Behnam samadi_
@tartori
از یک دی احتمالا شاهد این باشیم که رستوراندارها هم مثل پزشکها با دلار و سکه و کارت به کارت هزینه میگیرن!
_Behnam samadi_
@tartori
😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«به مردم تضمین میدهم با استیضاح همتی، وضعیت دلار بهتر خواهد شد»
حاجی دلیگانی نماینده مجلس، این «تضمین» را روی دلار ۸۱ هزار تومانی به مردم داد.
امروز، دلار ۴۰ هزار تومان از آن روز گرانتر شده
-Jahani-
@tartori
حاجی دلیگانی نماینده مجلس، این «تضمین» را روی دلار ۸۱ هزار تومانی به مردم داد.
امروز، دلار ۴۰ هزار تومان از آن روز گرانتر شده
-Jahani-
@tartori
😁2❤1🔥1🤬1
طبق آمارهای اعلام شده؛
تا ماه قبل حدودا روزی ۱۸۰ نفر در تهران فوت میکردن ولی این ماه شده روزی ۲۲۰ نفر. یعنی روزانه حداقل ۴۰ نفر دارن بر اثر آلودگی هوا فوت میکنن.
۴۰ نفر یعنی ۴۰ خانواده عزادار ایرانی. یعنی ۴۰ امید و آرزو. یعنی ۴۰ پدر یا مادر خانواده که عزیز کسی بودن...
-Sahn-
@tartori
تا ماه قبل حدودا روزی ۱۸۰ نفر در تهران فوت میکردن ولی این ماه شده روزی ۲۲۰ نفر. یعنی روزانه حداقل ۴۰ نفر دارن بر اثر آلودگی هوا فوت میکنن.
۴۰ نفر یعنی ۴۰ خانواده عزادار ایرانی. یعنی ۴۰ امید و آرزو. یعنی ۴۰ پدر یا مادر خانواده که عزیز کسی بودن...
-Sahn-
@tartori
😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جردن پترسون، روانشناس:
تمامیتخواهی نتیجه همه گیری دروغ است.
دیکتاتورها بلایای نازل شده از اسمان نیستند ،انان توسط خود مردم رشد میکنندو قربانیان خود را نیز از میان انها انتخاب میکنند.
پختگی رفتار، یعنی خودتان متوجه شوید که از یکجایی به بعد بزرگتر از آن هستید که بخواهید دروغ بگویید.
این یعنی «شرافت».
@tartori
تمامیتخواهی نتیجه همه گیری دروغ است.
دیکتاتورها بلایای نازل شده از اسمان نیستند ،انان توسط خود مردم رشد میکنندو قربانیان خود را نیز از میان انها انتخاب میکنند.
پختگی رفتار، یعنی خودتان متوجه شوید که از یکجایی به بعد بزرگتر از آن هستید که بخواهید دروغ بگویید.
این یعنی «شرافت».
@tartori
👍3
در این روزها، چه میتوان کرد؟
در چنین وضعیتی، یک انسان چطور میتواند از خودش محافظت کند؟
وقتی در شرایطی زندگی میکنیم که هیچ چیزش ثبات ندارد
هر روزش شبیه راهرفتن روی مین است
و آدم بیشتر وقتها فقط برای بقا میجنگد؛
وقتی روزها اینقدر سنگین میشوند
وقتی بدن مدام در حالت هشدار است و اضطراب مثل موج میآید
وقتی با کوچکترین صدا یا خبر دل میریزد
و ذهن نمیتواند خودش را جمع کند...
این سؤال، نقطهی درستی برای شروع است.
چون چیزی که تجربه میکنیم «مشکل ذهنی» نیست
فشاریست که مستقیم بر بدن، بر سیستم عصبی، بر روان، و بر توان تصمیمگیری و ارتباط ما فرود میآید.
اما سؤال مهمتر پشتِ سؤال تو این است:
وقتی بیرون امن نیست
آیا میشود درون را کامل بیدفاع رها نکرد؟
آیا میشود بهجای فروپاشی، ظرفیت ماندن ساخت؟
آیا میشود بدون فِرِجشدن، با واقعیت سخت روبهرو ماند؟
پاسخ ساده نیست. اما یک چیز روشن است:
در چنین روزهایی، مسئلهی «حالِ خوب» نیست.
مسئله این است که چقدر میتوانی
در میانهٔ نا امنی
ترک نخوری، خاموش نشوی،
و در واکنشهاگم نشوی.
این همان جاییست که مسیرهای مراقبتی
اگر درست، عمیق و انسانی طراحی شده باشند —
اثر واقعیشان را نشان میدهند.
کار این مسیرها آرامکردن بیرون نیست.
کاری که میکنند، ساختن ظرفی درون توست
که بتواند روزهای سنگین را نگه دارد
بدون اینکه هر بار ترک بردارد.
سه بنیان اصلی ظرفیتِ مواجهه
تمرینهای کوچک اما پیوسته
سه تغییر بنیادی در ما ایجاد میکنند
تغییراتی که هستهٔ تابآوری را میسازند.
آگاهی | آمادگی | قاطعیت
۱) آگاهی: دیدنِ خود پیش از غرقشدن
در روزهای نا امن،
ذهن و بدن در حالت هشدار قفل میشوند.
آگاهی روزانه کمک میکند بفهمی:
آنچه الان در تو فعال شده
درد قدیمیست یا واکنش لحظه؟
ترس است یا حدس؟
خشم است یا خستگی؟
این دیدن، طلوعِ اولین آزادی است.
شروع بازگشت به خود.
و ریشهی تابآوری.
۲) آمادگی: با تنظیم سیستم عصبی
بدنی که مدام در وضعیت «جنگ» است،
نمیتواند زندگی کند؛ فقط دوام میآورد.
تمرینهای کوتاهِ تنفسی، مَکث، لمسکردن بدن،
حتی اگر چند دقیقه باشند،
بدن را از حالت دفاعی پایین میآورند.
این لحظههای کوتاه
در بلندمدت مثل یک بازسازی عمیق عمل میکنند:
انسان دوباره توانِ مواجهه پیدا میکند.
۳) قاطعیت: فاصلهای کوچک که انتخاب را ممکن میکند
وقتی فرسودهای،
تصمیمهایت هم فرسوده میشوند.
همهچیز واکنش است.
اما وقتی آگاهی و آمادگی شکل میگیرد،
میان «اتفاق» و «واکنش»
فاصلهای کوچک متولد میشود.
در همین فاصله،
تو دوباره صاحب انتخاب میشوی.
این انتخابگری قاطعیت درونیست.
ستونی که آدم را نگه میدارد
وقتی همهچیز از بیرون سست است.
پس در این روزها، چه میتوان کرد؟
راهحل بزرگی وجود ندارد.
اما مجموعهای از کارهای کوچک میتوانند
بدن و روان را از فروپاشی حفظ کنند:
. لحظههای کوتاه اتصال به بدن
. تنفسهایی که سیستم عصبی را آرام میکنند
. تمرینهایی که آگاهی را روشن نگه میدارند
. مَکثهایی که از واکنش کور جلوگیری میکنند
. روتینهای کوچک که احساس کنترل میآورند
.ارتباطهای امن که بدن را از هشدار پایین میآورند
. ثبت احساسها، نامگذاری، دیدن، شنیدن، مَکث کردن
. چند دقیقه حضور، هر روز، حتی اگر کوچک
@tartori
در چنین وضعیتی، یک انسان چطور میتواند از خودش محافظت کند؟
وقتی در شرایطی زندگی میکنیم که هیچ چیزش ثبات ندارد
هر روزش شبیه راهرفتن روی مین است
و آدم بیشتر وقتها فقط برای بقا میجنگد؛
وقتی روزها اینقدر سنگین میشوند
وقتی بدن مدام در حالت هشدار است و اضطراب مثل موج میآید
وقتی با کوچکترین صدا یا خبر دل میریزد
و ذهن نمیتواند خودش را جمع کند...
این سؤال، نقطهی درستی برای شروع است.
چون چیزی که تجربه میکنیم «مشکل ذهنی» نیست
فشاریست که مستقیم بر بدن، بر سیستم عصبی، بر روان، و بر توان تصمیمگیری و ارتباط ما فرود میآید.
اما سؤال مهمتر پشتِ سؤال تو این است:
وقتی بیرون امن نیست
آیا میشود درون را کامل بیدفاع رها نکرد؟
آیا میشود بهجای فروپاشی، ظرفیت ماندن ساخت؟
آیا میشود بدون فِرِجشدن، با واقعیت سخت روبهرو ماند؟
پاسخ ساده نیست. اما یک چیز روشن است:
در چنین روزهایی، مسئلهی «حالِ خوب» نیست.
مسئله این است که چقدر میتوانی
در میانهٔ نا امنی
ترک نخوری، خاموش نشوی،
و در واکنشهاگم نشوی.
این همان جاییست که مسیرهای مراقبتی
اگر درست، عمیق و انسانی طراحی شده باشند —
اثر واقعیشان را نشان میدهند.
کار این مسیرها آرامکردن بیرون نیست.
کاری که میکنند، ساختن ظرفی درون توست
که بتواند روزهای سنگین را نگه دارد
بدون اینکه هر بار ترک بردارد.
سه بنیان اصلی ظرفیتِ مواجهه
تمرینهای کوچک اما پیوسته
سه تغییر بنیادی در ما ایجاد میکنند
تغییراتی که هستهٔ تابآوری را میسازند.
آگاهی | آمادگی | قاطعیت
۱) آگاهی: دیدنِ خود پیش از غرقشدن
در روزهای نا امن،
ذهن و بدن در حالت هشدار قفل میشوند.
آگاهی روزانه کمک میکند بفهمی:
آنچه الان در تو فعال شده
درد قدیمیست یا واکنش لحظه؟
ترس است یا حدس؟
خشم است یا خستگی؟
این دیدن، طلوعِ اولین آزادی است.
شروع بازگشت به خود.
و ریشهی تابآوری.
۲) آمادگی: با تنظیم سیستم عصبی
بدنی که مدام در وضعیت «جنگ» است،
نمیتواند زندگی کند؛ فقط دوام میآورد.
تمرینهای کوتاهِ تنفسی، مَکث، لمسکردن بدن،
حتی اگر چند دقیقه باشند،
بدن را از حالت دفاعی پایین میآورند.
این لحظههای کوتاه
در بلندمدت مثل یک بازسازی عمیق عمل میکنند:
انسان دوباره توانِ مواجهه پیدا میکند.
۳) قاطعیت: فاصلهای کوچک که انتخاب را ممکن میکند
وقتی فرسودهای،
تصمیمهایت هم فرسوده میشوند.
همهچیز واکنش است.
اما وقتی آگاهی و آمادگی شکل میگیرد،
میان «اتفاق» و «واکنش»
فاصلهای کوچک متولد میشود.
در همین فاصله،
تو دوباره صاحب انتخاب میشوی.
این انتخابگری قاطعیت درونیست.
ستونی که آدم را نگه میدارد
وقتی همهچیز از بیرون سست است.
پس در این روزها، چه میتوان کرد؟
راهحل بزرگی وجود ندارد.
اما مجموعهای از کارهای کوچک میتوانند
بدن و روان را از فروپاشی حفظ کنند:
. لحظههای کوتاه اتصال به بدن
. تنفسهایی که سیستم عصبی را آرام میکنند
. تمرینهایی که آگاهی را روشن نگه میدارند
. مَکثهایی که از واکنش کور جلوگیری میکنند
. روتینهای کوچک که احساس کنترل میآورند
.ارتباطهای امن که بدن را از هشدار پایین میآورند
. ثبت احساسها، نامگذاری، دیدن، شنیدن، مَکث کردن
. چند دقیقه حضور، هر روز، حتی اگر کوچک
@tartori
🙏1
این روزها جوانها با سختیهای زیادی روبهرو هستند و یکی از آنها حجم زیاد «نصیحتهای ناخواسته» است؛ مخصوصاً از طریق شبکههای اجتماعی که هر روز صد بار گوشی را چک میکنیم و از همهطرف به ما میگویند چطور زندگی کنیم.
با وجود همهٔ این حرفها، ما فقط به پنج اصل مهم نیاز داریم تا زندگیمان را بهتر بسازیم
این پنج اصل نتیجهٔ سالها تحقیق در روانشناسی مثبت، مصاحبه با متخصصان سلامت روان و تجربهٔ طولانی کار با جوانهاست.
این اصول کمک میکنند به خودمان وصل بمانیم، آرامشمان را حفظ کنیم و زندگیای بسازیم که درونش خوشایند باشد، نه فقط ظاهرش.
وقتی کاری برخلاف ارزشهایمان انجام میدهیم، درونمان احساس نارضایتی و ناآرامی ایجاد میشود.
در این شرایط فشار روانی بالا میرود و آدم احساس میکند از مسیرش دور شده.
_اصل اول: صدای خودت را داشته باش
بدان چه چیزی برایت مهم است و از درونت چه میخواهی. حرفت را با مهربانی اما با صداقت بزن. قبل از حرف زدن یا پست گذاشتن فکر کن. کنجکاوی را جای قضاوت بگذار.
صدای تو قدرت توست—با نیت خوب از آن استفاده کن.
_اصل دوم: از آرامش خودت محافظت کن
مرز داشتن خودخواهی نیست.
«نه» گفتن یعنی مراقبت از خود.
از شبکههای اجتماعی فاصله بگیر، ببین چه چیزی ارزش وقت تو را دارد.
ورودی ذهن، مثل ورودی غذاست.
هرچه کمتر محتوای پرحاشیه وارد ذهنت شود، سلامت روانت بیشتر است.
آرامش تو بیقیمت است
از آن مثل گنج مراقبت کن.
_اصل سوم: با صداقت و فروتنی جلو برو
وعدهای را که میدهی انجام بده. بهموقع باش. پاسخگو باش.
قابلاعتماد بودن پایهٔ رابطههای سالم است.
فروتنی یعنی یاد بگیری، گوش بدهی، و آمادهٔ رشد باشی.
این دو:صداقت و فروتنی
باعث میشود به خودت احترام بگذاری.
_اصل چهارم: ارتباط واقعی بساز
ما در یک «همهگیری تنهایی» هستیم.
۷۳٪ جوانان Z گهگاهی یا همیشه احساس تنهایی میکنند.
شادترین زندگیها نتیجهٔ رابطهها و جامعهٔ واقعی هستند.
دوستیهای رودررو ارزشمندتر از لایک و استوری هستند.
جامعهٔ حمایتی یعنی شبکهای از آدمهایی که تو را میبینند، میشنوند و برایت ارزش قائلاند.
برای ساختن ارتباط، از علاقهات شروع کن و وارد گروههایی شو که آدمهای شبیه تو در آن هستند.
_اصل پنجم: تابآوری را بساز
زندگی همیشه سخت میشود.
دوباره تلاش کن
کمک بخواه
صبور باش
از سختیها معنی بیرون بکش
به چیزی بزرگتر از خودت وصل شو
تابآوری یک مهارت است و با تمرین رشد میکند.
این پنج اصل ابزارهایی هستند که کمک میکنند خودمان را بهتر بشناسیم، از انرژیمان مراقبت کنیم، ارتباطهای مفید بسازیم و با اعتماد بیشتری از سختیهای زندگی عبور کنیم.
تو لایق زندگیای هستی که از درون آرام و خوشایند باشد
و قدمبهقدم میتوانی آن را بسازی.
Monica Vilhauer Ph.D.
@tartori
با وجود همهٔ این حرفها، ما فقط به پنج اصل مهم نیاز داریم تا زندگیمان را بهتر بسازیم
این پنج اصل نتیجهٔ سالها تحقیق در روانشناسی مثبت، مصاحبه با متخصصان سلامت روان و تجربهٔ طولانی کار با جوانهاست.
این اصول کمک میکنند به خودمان وصل بمانیم، آرامشمان را حفظ کنیم و زندگیای بسازیم که درونش خوشایند باشد، نه فقط ظاهرش.
وقتی کاری برخلاف ارزشهایمان انجام میدهیم، درونمان احساس نارضایتی و ناآرامی ایجاد میشود.
در این شرایط فشار روانی بالا میرود و آدم احساس میکند از مسیرش دور شده.
_اصل اول: صدای خودت را داشته باش
بدان چه چیزی برایت مهم است و از درونت چه میخواهی. حرفت را با مهربانی اما با صداقت بزن. قبل از حرف زدن یا پست گذاشتن فکر کن. کنجکاوی را جای قضاوت بگذار.
صدای تو قدرت توست—با نیت خوب از آن استفاده کن.
_اصل دوم: از آرامش خودت محافظت کن
مرز داشتن خودخواهی نیست.
«نه» گفتن یعنی مراقبت از خود.
از شبکههای اجتماعی فاصله بگیر، ببین چه چیزی ارزش وقت تو را دارد.
ورودی ذهن، مثل ورودی غذاست.
هرچه کمتر محتوای پرحاشیه وارد ذهنت شود، سلامت روانت بیشتر است.
آرامش تو بیقیمت است
از آن مثل گنج مراقبت کن.
_اصل سوم: با صداقت و فروتنی جلو برو
وعدهای را که میدهی انجام بده. بهموقع باش. پاسخگو باش.
قابلاعتماد بودن پایهٔ رابطههای سالم است.
فروتنی یعنی یاد بگیری، گوش بدهی، و آمادهٔ رشد باشی.
این دو:صداقت و فروتنی
باعث میشود به خودت احترام بگذاری.
_اصل چهارم: ارتباط واقعی بساز
ما در یک «همهگیری تنهایی» هستیم.
۷۳٪ جوانان Z گهگاهی یا همیشه احساس تنهایی میکنند.
شادترین زندگیها نتیجهٔ رابطهها و جامعهٔ واقعی هستند.
دوستیهای رودررو ارزشمندتر از لایک و استوری هستند.
جامعهٔ حمایتی یعنی شبکهای از آدمهایی که تو را میبینند، میشنوند و برایت ارزش قائلاند.
برای ساختن ارتباط، از علاقهات شروع کن و وارد گروههایی شو که آدمهای شبیه تو در آن هستند.
_اصل پنجم: تابآوری را بساز
زندگی همیشه سخت میشود.
دوباره تلاش کن
کمک بخواه
صبور باش
از سختیها معنی بیرون بکش
به چیزی بزرگتر از خودت وصل شو
تابآوری یک مهارت است و با تمرین رشد میکند.
این پنج اصل ابزارهایی هستند که کمک میکنند خودمان را بهتر بشناسیم، از انرژیمان مراقبت کنیم، ارتباطهای مفید بسازیم و با اعتماد بیشتری از سختیهای زندگی عبور کنیم.
تو لایق زندگیای هستی که از درون آرام و خوشایند باشد
و قدمبهقدم میتوانی آن را بسازی.
Monica Vilhauer Ph.D.
@tartori