📌پسرا تغییر کردن؟ یا دنیا براشون سختتر شده؟
این روزا زیاد میشنویم که میگن "پسرا پرنسس شدن" یا "مردا دیگه مرد نیستن".
👈اما قبل از اینکه بخندیم و جوک بسازیم، یه لحظه فکر کنیم: چرا این اتفاق افتاده؟
📌این یه پدیده جهانیه، فقط مختص ایران نیست.
توی ۵۰ سال گذشته، تستوسترون مردا کاهش پیدا کرده، سطح استرس و اضطرابشون بالاتر رفته، موقعیت اجتماعیشون تغییر کرده.
🤦♂️اما آیا اینا انتخاب خودشون بوده؟ یا دنیا عوض شده و ازشون عقب موندن؟
📌تحصیلات:
تا چند دهه پیش، مردا تو دانشگاهها اکثریت مطلق بودن. الان؟ زنان تو خیلی از کشورها دارن دانشگاه رو فتح میکنن، رشتههای پردرآمد رو تصاحب میکنن، و موقعیتهای شغلی بهتری میگیرن.
👈نتیجه؟ مردای زیادی حس میکنن عقب موندن، بیانگیزه شدن، اعتماد به نفسشون کم شده.
📌شغل:
یه زمانی اگه یه پسر قوی بود، یه کار یدی خوب میگرفت، خرج زندگی رو درمیآورد. الان؟ اتوماسیون و تکنولوژی خیلی از مشاغل سنتی مردونه رو از بین برده. کارخونهها بستن، کار یقهآبی کمتر شده، و حالا مردا باید مهارتهای جدید یاد بگیرن—ولی بدون پول و امنیت شغلی.
📌اضطراب دائمی:
مردا هنوز هم از نظر جامعه "تامینکننده" حساب میشن. ولی چطوری وقتی امنیت شغلی دیگه افسانه شده؟ وقتی هر روز قیمتها بالا میره؟ وقتی آینده قابل پیشبینی نیست؟ اینا فقط استرس نیست، این یه فشار دائمیه که خیلیا نمیتونن تحمل کنن.
📌 سکس و روابط:
👈طبق تحقیقات، تعداد زیادی از مردا نسبت به ۲۰ سال پیش فعالیت جنسی خیلی کمتری دارن. چرا؟ چون بازار سکس و روابط تغییر کرده. یه تعداد کمی از مردا روابط زیادی دارن، ولی بقیه؟ نه. نتیجه؟ حس نابرابری، سرخوردگی، و حتی افسردگی.
👈و حالا جامعه بهشون چی میگه؟
📌 "چرا مثل قدیما مرد نیستی؟ چرا شکایت میکنی؟ چرا پرنسس شدی؟" ولی کسی از خودش نمیپرسه: "آیا دنیایی که ازشون انتظار مرد بودن داره، هنوز هم براشون جایی گذاشته؟"
یه کم منصف باشیم. پسرا "پرنسس" نشدن، فقط دنیا براشون سختتر شده.
📌مسخره کردن آسونه، ولی فهمیدن و کمک کردن سختتره. اگه یه پسر تو زندگیتون هست—داداشت، دوستت، پسرت، همسرت—یه کم درکش کن، یه کم حمایتش کن.
چون شاید همون یه جملهی "میفهممت، کنارتم" واسه یه پسر، مثل یه تکیهگاه تو یه دنیای بیرحم باشه.
📌تحصیلات:
ریچارد ریوز، نویسندهی کتاب Of Boys and Men، توضیح میده که چطور پسرها تو تحصیلات از دخترها عقب افتادن.
یه زمانی دانشگاهها پر از مرد بودن، ولی حالا؟ تو خیلی از کشورها، تعداد زنهای دانشجو از مردها بیشتره و دارن رشتههای پردرآمد رو تصاحب میکنن
📌استرس و اضطراب دائمی:
دنیا ثبات نداره، قیمتها بالا میره، کارها ناپایدارن، ولی هنوز از مردا انتظار دارن که "نانآور" باشن. ریچارد ریوز میگه که این فشار دائمی، مردها رو توی یه اضطراب همیشگی نگه داشته. وقتی امنیت مالی از بین میره، اعتماد به نفس و انگیزه هم از بین میره.
_Alireza Taei_
@tartori
این روزا زیاد میشنویم که میگن "پسرا پرنسس شدن" یا "مردا دیگه مرد نیستن".
👈اما قبل از اینکه بخندیم و جوک بسازیم، یه لحظه فکر کنیم: چرا این اتفاق افتاده؟
📌این یه پدیده جهانیه، فقط مختص ایران نیست.
توی ۵۰ سال گذشته، تستوسترون مردا کاهش پیدا کرده، سطح استرس و اضطرابشون بالاتر رفته، موقعیت اجتماعیشون تغییر کرده.
🤦♂️اما آیا اینا انتخاب خودشون بوده؟ یا دنیا عوض شده و ازشون عقب موندن؟
📌تحصیلات:
تا چند دهه پیش، مردا تو دانشگاهها اکثریت مطلق بودن. الان؟ زنان تو خیلی از کشورها دارن دانشگاه رو فتح میکنن، رشتههای پردرآمد رو تصاحب میکنن، و موقعیتهای شغلی بهتری میگیرن.
👈نتیجه؟ مردای زیادی حس میکنن عقب موندن، بیانگیزه شدن، اعتماد به نفسشون کم شده.
📌شغل:
یه زمانی اگه یه پسر قوی بود، یه کار یدی خوب میگرفت، خرج زندگی رو درمیآورد. الان؟ اتوماسیون و تکنولوژی خیلی از مشاغل سنتی مردونه رو از بین برده. کارخونهها بستن، کار یقهآبی کمتر شده، و حالا مردا باید مهارتهای جدید یاد بگیرن—ولی بدون پول و امنیت شغلی.
📌اضطراب دائمی:
مردا هنوز هم از نظر جامعه "تامینکننده" حساب میشن. ولی چطوری وقتی امنیت شغلی دیگه افسانه شده؟ وقتی هر روز قیمتها بالا میره؟ وقتی آینده قابل پیشبینی نیست؟ اینا فقط استرس نیست، این یه فشار دائمیه که خیلیا نمیتونن تحمل کنن.
📌 سکس و روابط:
👈طبق تحقیقات، تعداد زیادی از مردا نسبت به ۲۰ سال پیش فعالیت جنسی خیلی کمتری دارن. چرا؟ چون بازار سکس و روابط تغییر کرده. یه تعداد کمی از مردا روابط زیادی دارن، ولی بقیه؟ نه. نتیجه؟ حس نابرابری، سرخوردگی، و حتی افسردگی.
👈و حالا جامعه بهشون چی میگه؟
📌 "چرا مثل قدیما مرد نیستی؟ چرا شکایت میکنی؟ چرا پرنسس شدی؟" ولی کسی از خودش نمیپرسه: "آیا دنیایی که ازشون انتظار مرد بودن داره، هنوز هم براشون جایی گذاشته؟"
یه کم منصف باشیم. پسرا "پرنسس" نشدن، فقط دنیا براشون سختتر شده.
📌مسخره کردن آسونه، ولی فهمیدن و کمک کردن سختتره. اگه یه پسر تو زندگیتون هست—داداشت، دوستت، پسرت، همسرت—یه کم درکش کن، یه کم حمایتش کن.
چون شاید همون یه جملهی "میفهممت، کنارتم" واسه یه پسر، مثل یه تکیهگاه تو یه دنیای بیرحم باشه.
📌تحصیلات:
ریچارد ریوز، نویسندهی کتاب Of Boys and Men، توضیح میده که چطور پسرها تو تحصیلات از دخترها عقب افتادن.
یه زمانی دانشگاهها پر از مرد بودن، ولی حالا؟ تو خیلی از کشورها، تعداد زنهای دانشجو از مردها بیشتره و دارن رشتههای پردرآمد رو تصاحب میکنن
📌استرس و اضطراب دائمی:
دنیا ثبات نداره، قیمتها بالا میره، کارها ناپایدارن، ولی هنوز از مردا انتظار دارن که "نانآور" باشن. ریچارد ریوز میگه که این فشار دائمی، مردها رو توی یه اضطراب همیشگی نگه داشته. وقتی امنیت مالی از بین میره، اعتماد به نفس و انگیزه هم از بین میره.
_Alireza Taei_
@tartori
👏3👍1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فحاشی سعید قاسمی، چهره نزدیک به جلیلی، در یک هیئت
اعتراض یک مادر: اینجا بچه نشسته
قاسمی: می خواهم دوباره فحش بدهم، بروید بیرون
_انتخاب_
جامعهای که نتواند بر امثال شما پوزهبند ببندد، سرانجامی جز انحطاط و زوال نخواهد داشت!
_حسین سلاح ورزی_
@tartori
اعتراض یک مادر: اینجا بچه نشسته
قاسمی: می خواهم دوباره فحش بدهم، بروید بیرون
_انتخاب_
جامعهای که نتواند بر امثال شما پوزهبند ببندد، سرانجامی جز انحطاط و زوال نخواهد داشت!
_حسین سلاح ورزی_
@tartori
🔥3😱1😈1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی، نماینده مجلس:
💬میدونم به حرفم می خندید ولی امروز تنها پولی که در مقابل دلار ایستاده ریال ایران است.
@tartori
💬میدونم به حرفم می خندید ولی امروز تنها پولی که در مقابل دلار ایستاده ریال ایران است.
@tartori
🤬3🤡1
چند روایت نامعتبر دربارهی عشق
یک/ آلن دوباتن معتقد است ما چیزهای مختلفی را با عشق اشتباه میگیریم، مثلا هیجان اولیه.
او معتقد است تنها چیزی که عیار راستین علاقه را نشان میدهد، داور بیرحمی به نام زمان است.
اما آیا آقای دوباتن هم در جامعهی کوتاهمدتی مثل ما زندگی میکرده؟
در یک دوران پسافاجعهی همیشگی، بدون زمانی برای ترمیم روان؟ شک دارم.
دو/ همنسلهای من به طرز ناشیانهای عمرشان را صرف جستجوی عشقی شبیه رمانهای نوجوانی خود کردهاند.
بر ما و آنها ببخشایید که عشق را مقدس و کامل میخواهند.
حالا در آستانهی میانسالی بدون تجربهی رابطهای عاشقانه این را فهمیدهام عشق جایی رخ میدهد که نیازهایت انکار نمیشود، و میتوانی نسخهی ضعیف خودت را نشان بدهی و خیالت راحت باشد آسیب نمیبینی.
فهمیدهام عشق فقط در اهمیتداشتن و اهمیتدادن رخ میدهد. بقیهاش خیالات شاعران خیالباف است.
سه/ طبیعتا به کنسلکنهای اینستا و پرنسسصداکنهای توییتر و مغزهای خالی و حماقت مفرط بلاگرهای ابله ، اصلا کاری ندارم.
همینطور به روایتهای هنری عشق فارسی که هنوز به شکلی عجیب در تلاشند عشق و تن را منفک کنند. اینجا فقط میخواهم یادآوری کنم مهم است در خانواده عشق را یاد بگیریم
حواسمان باشد بچهها تماشایمان میکنند.
مهم است در جامعه، دنبال برندهشدن در جنگ بیهودهی سهم علاقه نباشیم. و مهم است برای نیازهای طبیعی، پای عشق بدبخت را وسط نکشیم.
چهار/ زیاد شد و چه حرفهای بیهودهای... عزیزانم به هر مناسبتی که شد ببوسید و بوسیده شوید.
برای برندهنشدن مرگپرستان لازم است زندگی کنید و سیاهی روزمرهی این کشور غارتشده را انکار کنید.
و به حرفهای من و بقیه هم توجه نکنید، زیرا همانطور که مولانا گفت:
درس عشق در دفتر نباشد.
از معشوق ناامید باش اما از عشق نه.
عشق عاقبت ما را نجات خواهدداد.
شاید هم بدبختمان کند، نمیدانم.
به هر حال که بدبختیم، بهتر نیست به پای کسی باشد که بوسیدنش پروانهها را در رگها میرقصاند؟
پنج/ عشق؟
فکر کنم مثل خوابی است که یک لال میبیند.
هر تلاشی برای توصیفش بیهوده است.
اما امیدوارم در این زمانهی جنون و بلا قلبت گرم و سرخ بتپد.
همین.
حمیدسلیمی
❤️❤️❤️
@tartori
یک/ آلن دوباتن معتقد است ما چیزهای مختلفی را با عشق اشتباه میگیریم، مثلا هیجان اولیه.
او معتقد است تنها چیزی که عیار راستین علاقه را نشان میدهد، داور بیرحمی به نام زمان است.
اما آیا آقای دوباتن هم در جامعهی کوتاهمدتی مثل ما زندگی میکرده؟
در یک دوران پسافاجعهی همیشگی، بدون زمانی برای ترمیم روان؟ شک دارم.
دو/ همنسلهای من به طرز ناشیانهای عمرشان را صرف جستجوی عشقی شبیه رمانهای نوجوانی خود کردهاند.
بر ما و آنها ببخشایید که عشق را مقدس و کامل میخواهند.
حالا در آستانهی میانسالی بدون تجربهی رابطهای عاشقانه این را فهمیدهام عشق جایی رخ میدهد که نیازهایت انکار نمیشود، و میتوانی نسخهی ضعیف خودت را نشان بدهی و خیالت راحت باشد آسیب نمیبینی.
فهمیدهام عشق فقط در اهمیتداشتن و اهمیتدادن رخ میدهد. بقیهاش خیالات شاعران خیالباف است.
سه/ طبیعتا به کنسلکنهای اینستا و پرنسسصداکنهای توییتر و مغزهای خالی و حماقت مفرط بلاگرهای ابله ، اصلا کاری ندارم.
همینطور به روایتهای هنری عشق فارسی که هنوز به شکلی عجیب در تلاشند عشق و تن را منفک کنند. اینجا فقط میخواهم یادآوری کنم مهم است در خانواده عشق را یاد بگیریم
حواسمان باشد بچهها تماشایمان میکنند.
مهم است در جامعه، دنبال برندهشدن در جنگ بیهودهی سهم علاقه نباشیم. و مهم است برای نیازهای طبیعی، پای عشق بدبخت را وسط نکشیم.
چهار/ زیاد شد و چه حرفهای بیهودهای... عزیزانم به هر مناسبتی که شد ببوسید و بوسیده شوید.
برای برندهنشدن مرگپرستان لازم است زندگی کنید و سیاهی روزمرهی این کشور غارتشده را انکار کنید.
و به حرفهای من و بقیه هم توجه نکنید، زیرا همانطور که مولانا گفت:
درس عشق در دفتر نباشد.
از معشوق ناامید باش اما از عشق نه.
عشق عاقبت ما را نجات خواهدداد.
شاید هم بدبختمان کند، نمیدانم.
به هر حال که بدبختیم، بهتر نیست به پای کسی باشد که بوسیدنش پروانهها را در رگها میرقصاند؟
پنج/ عشق؟
فکر کنم مثل خوابی است که یک لال میبیند.
هر تلاشی برای توصیفش بیهوده است.
اما امیدوارم در این زمانهی جنون و بلا قلبت گرم و سرخ بتپد.
همین.
حمیدسلیمی
❤️❤️❤️
@tartori
❤1👍1