I am Zeus
24K subscribers
651 photos
480 videos
49 files
835 links
«من زئوس هستم»!
شبکه ایکس: https://x.com/IamZeus6
اینستاگرام: www.instagram.com/iamzeus110
آرشیو تلگرام (دانلود): https://t.me/joinchat/AAAAAFF1b1SX0Lo734TDdw
گروه زئوس:
https://t.me/joinchat/8I3oGBC9KvAxYTg1
Download Telegram
داستان اتومبیل مدیر کارخانه.! :)
10👎2👍1
نمیدونم که این داستان آموزنده هست یا نه! ولی به نظر من، قشنگه.
داستانی واقعی است. بدون اغراق!
i
@zeus110
یک کارخونه ی تولید قطعات اتومبیل، در تهران، یک مدیر داشت. باورتون نمیشه، اگه بگم که چقدر اتومبیل اون آقا مدیر، قراضه بود.!

یک روز صبح که مدیر کارخونه، با ماشین قراضه اش، داشت سر کار می رفت، درست سر کوچه ی کارخونه، ماشینش خراب شد.! خاموش شد و دیگه روشن نشد.

آقا مدیر اون کوچه رو، تا کارخونه، پیاده رفت و به کارگرهای کارخونه، ماجرا رو گفت. کارگرها، ماشین رو، تا داخل کارخونه، هل دادن.
i
@zeus110
در داخل کارخونه، پر از تکنسین ها و مهندسینی بود که خدای اتومبیل بودند. و همه شون، هم دانش فراوان، و هم ادعای فراوان در مورد اتومبیل داشتن.!

اولین تشخیص اونها، ایراد دلکو بود. دلکو رو عوض کردند. فایده نداشت.! بعد شمع ها رو عوض کردن. درست نشد.! و خلاصه همینطور، شروع کردن به تعویض قطعات ماشین مدیر. کلی متخصص، دور اتومبیل مدیر جمع شده بودن، اما همگی از درست کردن اون، عاجز بودن.
i
@zeus110
تا اینکه (گلاب به روی متخصصین)، یک کارگری رفت دستشویی.!

اصولا دستشویی، محل بسیار مناسبی هست. در دستشویی هم چشم آدم باز میشه، هم فکر آدم باز میشه، و هم آدم، بدون اقدام به هر عملی، فرصت داره که "فکر کنه".!

وقتی اون کارگر، از دستشویی، بیرون اومد، همینطور که داشت، دست هاش رو، با کناره های شلوارش، خشک می کرد، گفت:
- اصلا ببینید این زبون بسته، بنزین داره.!

و اونجا بود که همه، دو دستی، توی سر خودشون می زدند.!😝
i
@zeus110
با دولیتر بنزین، ماشین روشن شد. دونه دونه قطعات قدیمی رو، سر جاش برگردوندن، باز ماشین روشن شد...

نتیجه اخلاقی:
قبل از هر اقدامی، باید خوب فکر کرد.!
یا قبل از هر کاری، باید خوب دستشویی رفت.!
یا نمیدونم. نتیجه ی اخلاقی، دیگه با خودتون! 😜

—-------------------------------------------------------------------
فیسبوک «من زئوس هستم»:
https://www.facebook.com/Man.zeus.hastam
تلگرام: telegram.me/zeus110
16👍12👎1
داستان «دکتر متخصص زنان»:
12👎1
باز هم زئوس قصه گو اومد! 🙃
i
@zeus110
من شرمندم اگه این داستان، در مفهوم، قدری بی تربیتیه!
خب، دنیای مجازیه. کی به کیه!
ولی عوضش این داستان، کاملا واقعی هست.
i
@zeus110
یک خانم دکتر متخصص زنان، این داستان رو تعریف کرده.
گفته که یک پیرمردی، خانومش رو برای عمل سزارین، به پیش من آورد. از پیرمرد، چند تا سوال کردم. و از جمله پرسیدم که:

(خانم دکتر) - این بچه ی چندمت هست؟
(پیرمرد) – بچه ی هشتم.
(خانم دکتر- با تعجب) - هشت تا بچه داری؟!!!
پس باید لوله های خانومت رو هم ببندیم.
(پیرمرد) – چرا؟!
(خانم دکتر) – خب برای اینکه دیگه بچه نیارید. هشت تا، بس نیست؟!

پیرمرد، قدری در فکر فرو رفت و چیزی نگفت. اما معلوم بود که ناراحت شده.
i
@zeus110
بعد از جند دقیقه، پیرمرد گفت:
(پیرمرد) – خانوم دکتر... حالا نمیشه، نبندین؟
(خانم دکتر) – نخیر. نمیشه!... باید لوله های خانومت رو ببندیم.
(پیرمرد) – خانوم دکتر... میشه همش رو نبندین؟... لااقل یک کمیش رو باز بگذارین؟! 😱
i
@zeus110
مثل اینکه پیرمرد، اصلا منظور خانم دکتر رو، چیز دیگه ای گرفته!
امان از پیری! 😀
—-------------------------------------------------------------------
فیسبوک «من زئوس هستم»:
https://www.facebook.com/Man.zeus.hastam
تلگرام: telegram.me/zeus110
👍214👎1
طرف سلول به سلولش، سرطان داره، بهش میگن:
اگه روزی 100 بار فلان سوره رو بخونی، خوب میشی!
واقعا بعضی ها، چه جوری فکر می کنن؟!!! 😡
—-------------------------------------------------------------------
فیسبوک «من زئوس هستم»:
https://www.facebook.com/Man.zeus.hastam
تلگرام: telegram.me/zeus110
19👍2👎2
داستان ششم: —- «کرایه تاکسی» —-
12👍2👎1
سالها پیش، اون موقعها که کرایه تاکسی خیلی زیاد نبود، یکی از دوستانم، این داستان رو تعریف کرد. داستانی واقعی است. من از زبان اون دوستم، نقل میکنم.

به پیشنهاد چند تن از دوستان، این بار، فایل صوتی گذاشتم. و یکی از همان دوستان، زحمت ضبط صدا رو تقبل کرد.
—-------------------------------------------------------------------
فیسبوک «من زئوس هستم»:
https://www.facebook.com/Man.zeus.hastam
تلگرام: telegram.me/zeus110
16👎1
Audio
19👎3👍2
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/iamzeus110
دوستان، لطفا نظرات خودتون، در مورد پست های تلگرام رو هم، در "اینستاگرام" من بنویسید. سپاس.
20😢2👎1
26👍7👎3😢2
34
کلیپ جدید 186: «استدلال نرم» - من زئوس هستم
13👎2
به پیشنهاد دوستان، کلیپ 186 (استدلال نرم) رو، اینبار، بصورت یک فایل (یک تیکه) آپلود می کنم:
14👎2
دوستی پرسیده بود که:
«چرا آتئیست ها ... هیچ احتمالی نميدن که آخرت وجود داره؟ شما بگو آدم عاقل این احتمالات رو ميده یا نه؟»

و من در پاسخ گفتم:
«آدم عاقل، احتمالات خیلی ناچیز رو، "نمی پذیره".!
مثلا اینکه من از خونه بیرون برم، و یک تکه سنگ، از آسمون، توی سرم بخوره، واقعا احتمالش صفر نیست.! اما ناچیز هست.
من نمی تونم با این احتمال، توی خونه بمونم و بیرون نرم. این عاقلانه "نیست".

و احتمال وجود جهنم و بهشت، بسیار کمتر از احتمال سقوط این سنگ از آسمان هست.!»
👍4611👎6😢2
داستان هفتم: —-« فرمول نمک »---
9👍3👎3
این داستان هم واقعی است. دوستم تعریف می کرد که سالها پیش، پس از شرکت در نماز جماعت مغرب و عشا، درمسجد محل شون، پای سخنرانی پیش نماز نشسته بود.

پیش نماز در سخنرانی خودش، به حدیثی اشاره کرد که در اون آمده بود که «پیامبر ملیح است»!
پیش نماز مسجد، در توضیح این حدیث گفت:
«ملیح یعنی با نمک! و نمک خاصیت منحصر به فردی داره. اگه شما سه کیلو نمک رو، توی یک کیلو آب حل کنید، باز هم همون یک کیلو آب رو خواهید داشت. و وزن آب افزوده نمیشه»!

و خلاصه می خواست بگه خروارها نمک، در پیامبر حل شده ولی وزن پیامبر افزوده نشده!
i
@zeus110
این دوستم گفت:
بلافاصله من بلند شدم و رفتم مغازه ی خوارباری سر کوچه (که آشنا بود)، و سه کیلو نمک خریدم. و یک سطل و یکی از ترازوهای داخل مغازه رو هم، به امانت گرفتم و آوردم داخل آبدارخونه ی مسجد.
منتظر شدم تا سخنرانی حاج آقا تموم شه. بعد از سخنرانی از حاج آقا خواستم که به آبدارخونه بیاد. 😜

حاج آقا با دیدن سه بسته نمک و سطل آب و ترازو، اخمش در هم رفت. خوشش نیومد.

دوستم می گفت که من فقط در این فکر بودم که چطور به حاج آقا بفهمونم، که اصلا سه کیلو نمک، در یک کیلو آب حل نمیشه!
او به حاج آقا گفت:
- «حاج آقا می خوام نشون بدم که هر چقدر نمک رو در آب حل کنیم، به همون اندازه، وزن آب بالا میره.»

اما حاج آقا با اوقات تلخی گفت:
- «نخیر. وزنش بالا نمیره. نمک یک فرمول خاصی داره. با یک غلظت خاصی باید حل بشه، تا وزنش بالا نره. فرمولش رو براتون میارم»!
این رو گفت و آبدارخونه رو ترک کرد.
i
@zeus110
و دیگه خبری از فرمول نمک حاج آقا نشد! 😀

و اون حاج آقای پیش نماز، امروز عضو مجلس خبرگان و امام جمعه ی جنجالی مشهد هست. جناب آقای احمد علم الهدی!
—------------------------------------------------------------------------------—
فیسبوک «من زئوس هستم»:
https://www.facebook.com/Man.zeus.hastam
اینستاگرام (جهت سوال و جواب):
https://www.instagram.com/iamzeus110
تلگرام«من زئوس هستم»:
https://www.telegram.me/zeus110
تلگرام آرشیو کلیپ ها:
https://www.telegram.me/IamZeusBot
—------------------------------------------—
👍298😢4👎2
داستان هشتم: —-« گواهی معاینه پزشکی »---
12👍3👎2😢1