آکادمی رواندرمانی
829 subscribers
11 photos
5 videos
25 files
106 links
Download Telegram
Forwarded from RANDiranofficial
چه چیزی باعث می‌شود روا‌ن‌درمانی مؤثر باشد؟


تحقیقات نشان داده است که روا‌ن‌درمانی مؤثر است. اما به‌طور خاص، درمان چگونه به افراد کمک می‌کند تا تغییر کنند؟ برخی ادعا می‌کنند که تغییر بستگی به مدل درمانی ما دارد. با این حال، تفاوت‌های چشمگیر در نتیجه‌ای که مدل‌های درمانی می‌گیرند وجود ندارد.
روش‌های منحصربه‌فرد نتایج منحصربه‌فردِ بهتری ایجاد نمی‌کنند. از آنجا که نتایج مشابه هستند، چه عوامل مشترکی در اکثر مدل‌ها باعث می‌شوند که درمان مؤثر واقع شود؟ فراتحلیل‌ها نشان داده‌اند که عوامل مشترک مؤثر در مدل‌های درمانی شامل موارد زیر هستند:

■ یک رابطۀ خوب
■ توافق بین بیمار و درمانگر در مورد یک کارِ درمانی خاص
■ توافق بین بیمار و درمانگر در مورد هدف مثبتی که بیمار می‌خواهد به آن برسد
■ یک دلیل متقاعدکننده برای انجام کار جهت دستیابی به آن هدف

مطابق با نظر پژوهشگران نامدار حوزۀ روا‌ن‌درمانی، کیفیت رابطۀ درمانی به اندازۀ اجزای خاص هر الگوی روا‌ن‌درمانی و احتمالاً بیشتر از اجزای خاص آن، باعث بهبود مراجع می‌شود. بنابراین، همۀ درمانگران به مهارت‌های رابطه‌ای نیاز دارند که یک اتحاد مؤثر برای اطمینان از یک نتیجه خوب ایجاد شود. این مهارت‌ها شامل این موارد هستند:

■ تنظیم اضطراب بیمار تا برای اظهار مشکلش احساس امنیت کند
■کمک به بیمار برای اعلام مشکل
■ کمک به بیمار برای اعلام ارادۀ خود برای کار روی مشکلش
■ کمک به بیمار برای اعلام هدف مثبت برای کار کردن
■ توافق بر سر ساز و کار و فعالیت‌های درمانی برای دستیابی به هدف مثبت بیمار

در تمام این مدت، درمانگر باید از آرزوی بیمار برای تغییر حمایت کند و در عین حال با ترس او از آن همدلی کند. سپس می‌توانند به سمت هدف او کار کنند.
قبل از شروع درمان در هر مدل روا‌ن‌درمانی، اضطراب باید تنظیم شود تا بیمار احساس امنیت کند. پس باید مشکلی باشد که برای آن کمک بخواهد. سپس باید دریابیم که آیا می‌خواهد روی آن مشکل کار کند یا خیر. این مراحل مقدمات یک اتحاد درمانی را ایجاد می‌کنند. بدون مشکلی که مراجع بخواهد روی آن کار کند تا به یک هدف مثبت دست بیابد، هیچ دلیلی برای انجام درمان وجود نخواهد داشت.
در یک نظریۀ عوامل مشترک، اصول خاصی از تغییر در اکثر درمان‌های مؤثر وجود دارند. این اصول را می‌توان ‌ به‌صورت انعطاف‌پذیر توصیف و اعمال کرد و با نتایج خوبی همراه است. این اصول اساسی که برای همۀ مدل‌های مؤثر درمان اعمال می‌شوند عبارت‌اند از:

■ اگر اضطراب تنظیم نشود، بیمار نمی‌تواند به اندازۀ کافی احساس امنیت کند تا با شما کار کند.
■ اگر بیمار نتواند مشکلی را اعلام کند، دلیلی برای انجام درمان وجود ندارد.
■ اگر بیمار اراده‌ای برای انجام درمان نداشته باشد، ما حق نداریم از او بخواهیم کاری را که نمی‌خواهد انجام دهد.
■ اگر هدف مثبتی وجود نداشته باشد، درمان نمی‌تواند از دیدگاه بیمار به هیچ چیز ارزشمندی دست یابد.
■ بدون توافق در مورد چگونگی کار روی مشکل، نمی‌توانیم با هم کار کنیم.

نگارنده: دکتر علی فیضی

منبع:
Rederickson, J. (2023). Healing through Relating: A Skill-Building Book for Therapists. Seven Leaves Press. (Original work published 2023)

گروه روان‌درمانی نوین و دقیق (رَند)
https://t.me/randiranofficial
❤1
سوالهایی مهم برای علاقه‌مندان به کسب تبحر در رواندرمانی
نویسنده: دکتر علی فیضی
اگر امسال قصد این را دارید که از روشی مبتنی بر شواهد علمی (#تمرین_عامدانه) برای کسب و ارتقای تبحر در رواندرمانی استفاده کنید کارهایی که تاکنون برای پیشرفتن در این مسیر کرده‌اید را به یاد بیاورید و از خود بپرسید:
1. آیا برای کسب تبحر در رواندرمانی تلاش‌هایی کرده‌ام که مرا از منطقۀ امن عادت‌ها و مهارت‌هایم خارج کرده باشد و باعث شده باشد که اقداماتی بکنم که برایم راحت نیست؟ آیا مایلم آنها را ادامه بدهم؟
2. آیا این اقدامات برایم بازخوردهایی فوری از عملکردم و پیشنهاداتی برای پیشرفتم ارائه کرده است؟ اگر نه چگونه می‌توانم برای کسب بازخورد و پیشنهادات سازنده بر مبنای آن بازخوردها تلاش کنم؟
3. آیا تاکنون دراین مورد مطالعه کرده‌ام که ممتازترین رواندرمانگران چه ویژگی‌های متمایزی دارند که باعث تبحر و خبرگی آنها در رواندرمانی شده است؟
4. آیا تلاشهایم برای کسب تبحر در رواندرمانی باعث تقویت مهارت‌هایی در من می‌شود که رواندمانگران موثر از آنها بهره می‌برند؟
#تمرین_عامدانه
#خبرگی_در_رواندرمانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهارت‌های گوش دادن انعکاسی در کار با مراجع کم‌حرف
https://t.me/MotivationalInterviewschool
نقش کلیدی درمانگر در اثربخشی روان‌درمانی

دهه‌‍ها پژوهش در حوزه روان‌درمانی بارها نشان داده‌ است که نتایج درمان مراجعان به میزان قابل توجهی به شخص درمانگر بستگی دارد و این قضیه حتی وقتی که درمانگران از یک پروتکل درمانی استاندارد و ساختاریافته استفاده می‌کنند باز هم دیده می‌شود. این یافته‌ها حاکی از نقش کلیدی مهارت‌های بین‌فردی و ویژگی‌های رابطه‌ای درمانگر در کنار تکنیک‌های خاص درمانی است.
برای مثال، در یک مطالعه گسترده توسط ومپولد و براون (2005)، نتایج درمانی بیش از 6000 درمانجو که توسط 581 درمانگر تحت درمان قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت‌های بین درمانگران تأثیر معناداری بر پیامدهای درمان داشت، در حالی که نوع درمان ارائه شده تأثیر قابل توجهی نداشت. جالب اینجاست که این تفاوت‌های بین درمانگران با عواملی مانند سن، جنسیت، تجربه یا مدرک تحصیلی قابل توضیح نبود.
این یافته‌ها با نتایج مطالعه دیگری توسط اوکیشی و همکاران (2003) همخوانی دارد که در آن نتایج درمانی 1841 درمانجو در کار با 91 درمانگر در یک مرکز مشاوره دانشگاهی بررسی شد. محققان دریافتند که تفاوت چشمگیری بین درمانگران از نظر اثربخشی وجود دارد، به طوری که سه درمانگر دارای اثربخشی برتر به طور متوسط تنها 3 جلسه برای دستیابی به بهبودی قابل توجه در مراجعان نیاز داشتند، در حالی که آن سه درمانگری که کمترین اثربخشی را داشتند با وجود میانگین 8 جلسه، نتایج ضعیفی گرفتند.
پس چه چیزی درمانگران اثربخش را از سایرین متمایز می‌کند؟ پژوهش‌ها حاکی از آن است که مهارت‌های بین‌فردی خاصی مانند همدلی دقیق، پذیرش، گرمی و تأیید شایستگی مراجع، نقش مهمی در موفقیت درمانگر دارند. این یافته‌ها پیامدهای مهمی برای آموزش و تمرین حرفه‌ای درمانگران دارد: در کنار یادگیری نظریه‌ها و فنون، پرورش و تمرین این مهارت‌های رابطه‌ای برای همه درمانگران، صرف نظر از رویکرد درمانی‌شان، اهمیت ویژه‌ای دارد.

(برگرفته از فصل 1 کتاب Effective Psychotherapists نوشته ویلیام میلر و ترزا مویرز)
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
گستره یا اوج: کدام مسیر به تبحر در رواندرمانی می‌انجامد؟
رواندرمانی حرفه‌ای پیچیده و چندوجهی است که مستلزم تلفیق دانش نظری، مهارت عملی، و ویژگی‌های شخصی است. دو کتاب «گستره: چرا افراد چندرشته‌ای در دنیای تخصصی پیروز می‌شوند» اثر دیوید اپستاین و «اوج: رازهایی از علم نوین تخصص» نوشته آندرس اریکسون و رابرت پول، دیدگاه‌های متفاوتی در مورد مسیر رسیدن به موفقیت و تسلط در این حوزه ارائه می‌دهند. «گستره» بر مزایای تنوع تجربه و دانش بین‌رشته‌ای تأکید دارد، درحالی‌که «اوج» اهمیت تمرین عامدانه و طولانی‌مدت را برای دستیابی به عملکرد ممتاز و متبحرانه برجسته می‌کند.
پژوهش‌های اخیر سرنخ‌های ارزشمندی در مورد مسیر کسب خبرگی در رواندرمانی ارائه می‌دهند. یکی از جنبه‌های کلیدی، کسب دانش گسترده و بین‌رشته‌ای است. مطالعات نشان داده‌اند که آشنایی با زمینه‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و حتی هنر و ادبیات می‌تواند به درمانگر در درک عمیق‌تر مراجعان و مشکلات آنها کمک کند [1، 2]. رواندرمانگران باتجربه اغلب با تلفیق خلاقانه نظریه‌ها و فنون مکاتب مختلف، رویکردی انعطاف‌پذیر و منحصربه‌فرد در درمان اتخاذ می‌کنند [3]. این یافته‌ها با ایده‌های مطرح شده در کتاب «گستره» مبنی بر ارزش تجارب متنوع و دانش بین‌رشته‌ای همسو هستند [4].
اما دانش نظری به‌تنهایی کافی نیست. شواهد علمی نشان می‌دهند که کسب مهارت در رواندرمانی مستلزم تمرین مداوم و هدفمند است. پژوهش‌ها در چارچوب نظریه «تمرین عامدانه» که در کتاب «اوج» مطرح شده، نشان داده‌اند که صرف تجربه بالینی لزوماً به بهبود اثربخشی درمان منجر نمی‌شود [5، 6]. در عوض، تمرین متمرکز بر جنبه‌های خاص مهارت، به‌ویژه وقتی با بازخورد سازنده و سرپرستی همراه باشد، رشد شایستگی بالینی را در پی دارد [5]. برای مثال، تمرین نظام‌مند مهارت‌های مصاحبه انگیزشی [7] یا رواندرمانی بین‌فردی [8] با نظارت دقیق، می‌تواند تبحر درمانگر را در این روش‌ها به‌طور چشمگیری افزایش دهد. این یافته‌ها از اهمیت تمرین عامدانه که محور اصلی کتاب «اوج» است حمایت می‌کنند.
منابع:
[1] Melchert, T. P. (2015). Biopsychosocial practice: A science-based framework for behavioral health care. American Psychological Association.
[2] Carr, A. (2012). Clinical psychology: An introduction. Routledge.
[3] Norcross, J. C., & Goldfried, M. R. (Eds.). (2019). Handbook of psychotherapy integration. Oxford University Press.
[4] Epstein, D. (2019). Range: Why generalists triumph in a specialized world. Penguin.
[5] Rousmaniere, T., Goodyear, R. K., Miller, S. D., & Wampold, B. E. (Eds.). (2017). The cycle of excellence: Using deliberate practice to improve supervision and training. John Wiley & Sons.
[6] Ericsson, K. A., & Pool, R. (2016). Peak: Secrets from the new science of expertise. Houghton Mifflin Harcourt.
[7] Miller, W. R., & Rollnick, S. (2012). Motivational interviewing: Helping people change. Guilford Press.
[8] Markowitz, J. C., & Weissman, M. M. (2012). Interpersonal psychotherapy: Past, present and future. Clinical Psychology & Psychotherapy, 19(2), 99-105.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه #خبرگی_در_رواندرمانی #deliberate_practice
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
آکادمی رواندرمانی
نقش کلیدی درمانگر در اثربخشی روان‌درمانی دهه‌‍ها پژوهش در حوزه روان‌درمانی بارها نشان داده‌ است که نتایج درمان مراجعان به میزان قابل توجهی به شخص درمانگر بستگی دارد و این قضیه حتی وقتی که درمانگران از یک پروتکل درمانی استاندارد و ساختاریافته استفاده می‌کنند…
یکی از موضوعات جالب دیگری که در فصل 1 کتاب "Effective Psychotherapists" به آن اشاره شده، این است که روان‌درمانگران برخلاف جراحان، با گذشت زمان و افزایش تجربه لزوما بهتر نمی‌شوند. چندین مطالعه این یافته را تایید کرده‌اند (باج و همکاران، 2013؛ اریکسون و همکاران، 2017؛ نورتون و لیتل، 2014؛ اسمیت و همکاران، 1980؛ تریسی و همکاران، 2014).
این موضوع تامل‌برانگیز است. چرا روان‌درمانگران با وجود سال‌ها تجربه بالینی، لزوما پیشرفت نمی‌کنند و برخی حتی ممکن است با گذر زمان عملکرد ضعیف‌تری پیدا کنند؟ شاید دلیلش این باشد که آنها عموما بازخورد معتبر و به موقعی از نتایج کار خود با مراجعان دریافت نمی‌کنند. یک جراح معمولا بلافاصله در حین و پس از عمل می‌تواند ببیند که کارش به چه نتیجه‌ای رسیده است. اما روان‌درمانگران کمتر از چنین بازخوردهای فوری و ملموسی بهره‌مند می‌شوند.
فقدان بازخورد دقیق باعث می‌شود که عادات و سبک‌های نامناسب درمانگری بدون اصلاح باقی بمانند و طی سال‌ها تکرار شوند. حتی ممکن است با گذر زمان برخی از مهارت‌های درمانی روان‌درمانگران تحلیل برود. از طرفی بدون دانستن اینکه چه مداخلاتی واقعا به نفع مراجع بوده، ممکن است روش‌های ناکارآمد همچنان تکرار شوند.
پس برای اینکه روان‌درمانگران بتوانند همواره در مسیر ارتقای خود گام بردارند، لازم است که از سیستم‌هایی برای دریافت بازخوردهای منظم و معتبر از نتایج مداخلاتشان بهره بگیرند. علاوه بر آن، خود روان‌درمانگران هم می‌توانند با مرور دقیق و تامل در جلسات درمان، نظارت بر یکدیگر، دریافت سوپرویژن، و تمرین عامدانه مهارت‌های اختصاصی، فرآیند توسعه مداوم حرفه‌ای خود را تسهیل کنند. رشد حرفه‌ای یک روان‌درمانگر اتفاقی رخ نمی‌دهد و نیازمند توجه و تلاش آگاهانه است.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه
فراتر از مهارت: نقش رابطه درمانی و حساسیت فرهنگی در رواندرمانی اثربخش

در مقاله قبلی، به اهمیت کسب دانش گسترده و تمرین عامدانه در مسیر تبدیل شدن به یک رواندرمانگر ماهر پرداختیم. اما آیا تسلط بر نظریه‌ها و فنون برای موفقیت در این حرفه کافی است؟ شواهد پژوهشی نشان می‌دهند که عوامل دیگری نیز در اثربخشی رواندرمانی نقش حیاتی ایفا می‌کنند.
کیفیت رابطه درمانی و ویژگی‌های فردی درمانگر از جمله این عوامل هستند. فراتحلیل‌ها نشان داده‌اند که متغیرهایی مانند اتحاد درمانی، همدلی، گرمی و اصالت بیش از عوامل دیگر نتایج درمان را پیش‌بینی می‌کنند [1، 2]. توانایی ایجاد رابطه‌ای مؤثر و همکارانه با طیف وسیعی از مراجعان، مهارتی کلیدی برای هر درمانگر است. این ویژگی‌ها اگرچه تا حدی ذاتی هستند، اما با تمرین، خودآگاهی و تجربه می‌توانند ارتقا یابند [3]. کتاب «گستره» نیز بر اهمیت مهارت‌های عمومی‌تر و قابل انتقال مانند برقراری ارتباط و سازگاری تأکید دارد [4].
علاوه بر این، خبرگی در رواندرمانی مستلزم حساسیت نسبت به عوامل فرهنگی و اجتماعی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که توانایی تطبیق مداخلات با زمینه فرهنگی مراجعان و آگاهی از نابرابری‌های اجتماعی، در فرایند و نتایج درمان تأثیر قابل‌توجهی دارد [5، 6]. درمانگران باید با بازاندیشی مداوم، به‌ویژه در مورد پیش‌فرض‌های خود، برای غلبه بر موانع ارتباطی و درک دنیای مراجعان تلاش کنند [4].
در نهایت، کسب خبرگی در رواندرمانی فرایندی مادام‌العمر است که مستلزم یادگیری مستمر، انعطاف‌پذیری و خودآگاهی است [7]. درمانگران باید ضمن تسلط بر مهارت‌های عملی، نگاهی کل‌نگر و انسان‌دوستانه به حرفه خود داشته باشند. چنین رویکردی می‌تواند زمینه را برای کمک مؤثر به مراجعان در چالش‌های زندگی فراهم آورد.
بنابراین، علاوه بر دانش نظری و تمرین مهارت‌های فنی، پرورش کیفیت‌های انسانی و بین‌فردی نیز بخش جدایی‌ناپذیر فرایند تبدیل شدن به یک رواندرمانگر اثربخش است. تلفیق این عناصر، همان‌طور که در کتاب «رواندرمانگران اثربخش» [8] مطرح شده، رویکردی جامع و یکپارچه برای تربیت متخصصان این حوزه ارائه می‌دهد.
منابع:
[1] Flückiger, C., Del Re, A. C., Wampold, B. E., & Horvath, A. O. (2018). The alliance in adult psychotherapy: A meta-analytic synthesis. Psychotherapy, 55(4), 316-340.
[2] Elliott, R., Bohart, A. C., Watson, J. C., & Murphy, D. (2018). Therapist empathy and client outcome: An updated meta-analysis. Psychotherapy, 55(4), 399-410.
[3] Kottler, J. A., & Balkin, R. S. (2016). Relationships in counseling and the counselor's life. American Counseling Association.
[4] Epstein, D. (2019). Range: Why generalists triumph in a specialized world. Penguin.
[5] Sue, D. W., Sue, D., Neville, H. A., & Smith, L. (2019). Counseling the culturally diverse: Theory and practice. John Wiley & Sons.
[6] Bernal, G., & Domenech Rodríguez, M. M. (Eds.). (2012). Cultural adaptations: Tools for evidence-based practice with diverse populations. American Psychological Association.
[7] Skovholt, T. M., & Trotter-Mathison, M. J. (2016). The resilient practitioner: Burnout and compassion fatigue prevention and self-care strategies for the helping professions. Routledge.
[8] Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
انعطاف‌پذیری: رمز اثربخشی درمانگر

آیا رابطه شما با همه مراجعان یکسان است؟ اگر پاسختان منفی و به صورت راهبردی جزئیات رابطۀ خود با هر درمانجو را تنظیم می‌کنید، در باشگاه درمانگران منعطف عضویت دارید!
یکی از یافته‌های جالب پژوهشی، وجود تفاوت در کیفیت تعامل یک درمانگر با مراجعان مختلف است. روان‌درمانگران موثر، فقط در "میانگین" مهارت‌ها قوی نیستند، بلکه می‌دانند این مهارت‌ها را چگونه متناسب با هر مراجع تنظیم کنند.
مثلاً ممکن است سبک رهنمودی و سازمان‌یافته شما برای مراجعی با علائم برون‌ریزی‌شده (مثل سوءمصرف مواد) مناسب باشد، اما مراجع مضطرب یا افسرده، بیشتر از رویکردی حمایتی و بینش‌محور بهره ببرد.
یا شاید مراجعی در ابتدا آمادگی دریافت همدلی زیاد را نداشته باشد و لازم باشد به تدریج اعتمادش را جلب کنید. درمانگر ماهر، با توجه به سرنخ‌های کلامی و غیرکلامی مراجع، نوع تعامل خود را ظریف‌سازی می‌کند.
پس برای یک درمانگر، تسلط بر فنون و نظریه‌ها کافی نیست. مهم‌تر از آن، حساسیت به تفاوت‌های فردی و قابلیت انطباق سبک درمانی با نیازهای هر مراجع است.
این توانایی از طریق تمرین عامدانه، تجربه، نظارت، و به ویژه با تمرکز بر بازخوردهای لحظه‌به‌لحظه مراجع در جلسه پرورش می‌یابد.
پس برای روان‌درمانی موثر، لازم است انعطاف‌پذیری را هم در سبد مهارت‌های خود جای دهید. همدلی، پذیرش و سایر مهارت‌های رابطه‌ای را متناسب با هر مراجع بروز دهید، نه به شکلی ثابت و از پیش تعیین‌شده.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
اثربخشی درمانگر در فراسوی وفاداری به راهنماهای درمانی است

به عنوان یک درمانگر، آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا برخی از همکارانتان نتایج بهتری از شما کسب می‌کنند؟ شاید با خود گفته باشید: "من که از همان کتاب‌های راهنما یا پروتکل‌های درمانی مبتنی بر شواهد استفاده می‌کنم، پس چرا نتایج متفاوت است؟"

واقعیت این است که اثربخشی یک روش درمان یا مداخلۀ روانی ، فقط به خود مداخلات آن بستگی ندارد، بلکه مجری آن مداخلات، یعنی شخص درمانگر، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. طی 7 دهه پژوهش، مشخص شده حتی وقتی درمانگران دقیقاً یک پروتکل استاندارد را دنبال می‌کنند، باز هم تفاوت‌های معناداری در نتایج درمانی مراجعان آنها وجود دارد.

نکته جالب اینجاست که این تفاوت‌ها، با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی یا رویکرد نظری درمانگر قابل تبیین نیست. مهم‌ترین عاملی که درمانگران اثربخش را از سایرین متمایز می‌کند، قدرت مهارت‌های بین‌فردی آنهاست. درمانگرانی که در زمینه‌هایی مانند همدلی، پذیرش، ایجاد اتحاد درمانی و حمایت از خودمختاری مراجع قوی‌تر عمل می‌کنند، به طور منظم نتایج برتری به دست می‌آورند.

از سوی دیگر، درمانگرانی که در این مهارت‌های ارتباطی ضعیف هستند، نه تنها به مراجعان کمک نمی‌کنند، بلکه حتی ممکن است با تضعیف انگیزه، ناامیدی و تشدید علائم، به آنان آسیب برسانند.

این یافته‌ها، دلالت‌های مهمی برای آموزش و تربیت درمانگران دارد. در کنار یادگیری نظریه‌ها و تکنیک‌های درمانی خاص، لازم است به طور هدفمند به پرورش مهارت‌های کلیدی بین‌فردی بپردازیم.
خبر خوب این است که با تمرین عامدانۀ مستمر، دریافت نظارت و بازخورد و تعهد به بهبود مداوم، هر درمانگری می‌تواند قابلیت‌های رابطه‌ای خود را ارتقا دهد. پیشنهاد من به شما در این زمینه از این قرار است:
1. مهارت‌هایی مانند گوش دادن همدلانه، پذیرش و تأیید مراجع را در اولویت قرار دهید.
2. از مراجعان بازخورد بگیرید و تعاملات خود را به دقت تحلیل کنید.
3. به طور مستمر مهارت‌های خود را تمرین کنید: جا و مکان این تمرین‌ها دقیقا خارج از جلسات درمان است.
4. فروتنانه در پی یادگیری از درمانگران موفق‌تر باشید.

به خاطر داشته باشید، آنچه شما را به یک درمانگر عالی تبدیل می‌کند، فقط تبحر در به کار بردن پروتکل‌ها نیست، بلکه توانایی شما در برقراری ارتباطی انسانی، پذیرا و همدلانه با مراجعانتان است.
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
نقش همدلی دقیق در رواندرمانی موثر

همدلی دقیق یکی از مهارت‌های کلیدی برای رواندرمانگران موثر است. این مهارت فراتر از صرفاً تکرار گفته‌های مراجع است. رواندرمانگر باید بتواند با حدس‌های ملایم، معنای ناگفته در کلام مراجع را انعکاس دهد.
همدلی دقیق به مراجع کمک می‌کند تا بیشتر به کاوش تجربیات خود بپردازد. وقتی درمانگر با انعکاس همدلانه، درک خود از گفته‌های مراجع را نشان می‌دهد، مراجع تشویق می‌شود تا عمیق‌تر به خودکاوی بپردازد.
نکته ظریف اما مهم درباره همدلی دقیق، شدت انعکاسی است که درمانگر ارائه می‌دهد. اگر انعکاس به شدت کمتری از آنچه مراجع بیان کرده ارائه باشد، مراجع ممکن است آن را تصدیق و تقویت کند. اما اگر انعکاس شدیدتر از آنچه مراجع گفته باشد، ممکن است باعث شود مراجع از موضع خود عقب‌نشینی کند.

تحقیقات نشان می‌دهند رواندرمانگرانی که سطح بالایی از همدلی دقیق دارند، بهبودی بیشتری در مراجعان ایجاد می‌کنند. این یافته در طیف گسترده‌ای از رویکردهای درمانی و مشکلات بالینی به دست آمده است.


بنابراین، رواندرمانگران باید تلاش کنند این مهارت مهم را یاد بگیرند و تقویت کنند. با تمرین مداوم گوش دادن فعال و بازتاب همدلانه، می‌توان به سطوح بالاتری از همدلی دقیق دست یافت و به مراجعان در دستیابی به نتایج بهتر درمان کمک کرد.

#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه #همدلی_دقیق
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
موانع گوش دادن همدلانه در رواندرمانی

گوش دادن همدلانه مهارتی است که رواندرمانگران باید آن را تمرین کنند. اما گاهی پاسخ‌هایی که به جای گوش دادن همدلانه ارائه می‌شوند، می‌توانند مانعی بر سر راه کاوش عمیق‌تر تجربیات مراجع باشند.
توماس گوردون این پاسخ‌ها را "موانع گوش دادن" می‌نامد. از جمله این موانع می‌توان به سؤال پرسیدن، نصیحت کردن، اطمینان بخشی، موافقت کردن، هدایت کردن، متقاعد کردن، تحلیل کردن، هشدار دادن، پرت کردن حواس، اخلاق‌گرایی، قضاوت کردن و شرمنده‌سازی اشاره کرد.
هر یک از این پاسخ‌ها به نوعی مراجع را از مسیر اصلی کاوش تجربیات خود منحرف می‌کند. برای مثال، سؤال پرسیدن توجه مراجع را به جنبه‌ای خاص از آنچه می‌گفت جلب می‌کند و ممکن است مسیر اصلی خودکاوشی را تغییر دهد.
البته گاهی ارائه این پاسخ‌ها در رواندرمانی مناسب است. نکته مهم این است که این پاسخ‌ها با گوش دادن همدلانه متفاوت هستند و اغلب مراجع را از آنچه می‌گوید یا تجربه می‌کند دور می‌کنند؛ در حالی که با تمرکز بر درک دقیق تجربه‌های مراجع و انعکاس دادن آنها، می‌توان فضایی امن برای خودکاوشی عمیق‌تر ایجاد کرد.

#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #تمرین_عامدانه #همدلی_دقیق #موانع_گوش‌_دادن
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
آیا همدلی درمانگر صرفاً ناشی از ویژگی‌های مراجع است؟

برخی ممکن است این ایده را مطرح کنند که سطوح بالاتر همدلی درمانگر، صرفاً ناشی از ویژگی‌های مراجعانی است که پیش‌آگهی بهتری دارند. به عبارت دیگر، شاید مراجعان «باانگیزه‌تر» باعث می‌شوند درمانگران همدلی بیشتری نشان دهند و به همین دلیل است که همدلی درمانگر، پیش‌بینی‌کننده نتایج بهتر درمان است.
در واقع، پاسخ‌دهی همدلانه هم در بین درمانگران و هم در درون هر درمانگر متفاوت است. به نظر می‌رسد مراجعانی که بیشتر قادر و مایل به بیان تجربه‌های خود هستند، فرصت‌های بیشتری برای ابراز همدلی در اختیار درمانگر قرار می‌دهند.
به طور میانگین، درمانگران تمایل دارند سطوح بالاتری از همدلی را با مراجعان باهوش‌تر و با آسیب‌شناسی کمتر نشان دهند. نگرش منفی درمانگر نسبت به مراجع نیز با قضاوت درمانگر درباره اختلال بیشتر و پیش‌آگهی بدتر مراجع مرتبط است که می‌تواند تأثیر منفی بر روند درمان داشته باشد.
با این حال، ترواکس و شارکوف پژوهشگران پیشروی «عوامل موثر در رواندرمانی» دریافتند که مهارت‌های درمانی درمانگران (از جمله همدلی) نسبتاً مستقل از ویژگی‌های مراجعان است. آنها به صورت آزمایشی نشان دادند وقتی درمانگران بین سطوح بالا و پایین مهارت درمانی در طول جلسات تغییر می‌کنند، سطح خودکاوش‌گری مراجعان نیز مطابق انتظار تغییر می‌کند.
بنابراین به نظر می‌رسد حقیقت، ترکیبی از هر دو عامل باشد. درمانگران در مهارت همدلی دقیق با یکدیگر تفاوت دارند و مراجعان نیز بر این فرآیند تأثیر می‌گذارند. در نهایت، همدلی درمانی امری مشترک و دوسویه است، اما درمانگران مسئولیت بیشتری در قبال سهم خود در این فرآیند دارند.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #همدلی_دقیق
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
چگونه مهارت همدلی دقیق را در خود پرورش دهیم؟

همدلی دقیق یکی از مهم‌ترین مهارت‌های رواندرمانگران موثر است. اما چگونه می‌توانیم این مهارت ارزشمند را در خود تقویت کنیم؟ در اینجا چند نکته کاربردی برای پرورش همدلی دقیق ارائه می‌شود:

1. گوش دادن فعال را تمرین کنید: سعی کنید با تمام وجود به آنچه مراجع می‌گوید گوش دهید. به جای اینکه به دنبال فرصتی برای پاسخ دادن باشید، تمرکز خود را بر درک عمیق کلام مراجع بگذارید.

2. حدس‌های ملایم بزنید: گوش دادن همدلانه مستلزم حدس زدن درباره معنای ناگفته در کلام مراجع است. سعی کنید با انعکاس‌های ملایم، درک خود از آنچه مراجع می‌گوید را منعکس کنید.

3. بر اینجا و اکنون تمرکز کنید: همدلی دقیق مستلزم حضور کامل در لحظه است. تلاش کنید افکار مزاحم را رها کنید و توجه خود را کاملاً معطوف به آنچه کنید که مراجع در لحظۀ حال تجربه می‌کند.

4. خود را به جای مراجع بگذارید: برای درک بهتر دنیای درونی مراجع، تلاش کنید خود را به جای او بگذارید. تصور کنید اگر شما تجربیات او را داشتید، چه احساس و فکری می‌کردید.

5. قضاوت را کنار بگذارید: برای گوش دادن همدلانه، لازم است قضاوت‌های خود را موقتاً کنار بگذاریم. به جای ارزیابی درست یا غلط بودن گفته‌های مراجع، صرفاً بر درک دقیق تجربه او تمرکز کنید.

6. بازخورد بگیرید: برای اطمینان از دقت همدلی خود، از مراجع بازخورد بگیرید. می‌توانید به طور مستقیم از او بپرسید که آیا انعکاس شما منطبق با تجربه اوست یا خیر.

7. به پیشرفت تدریجی فکر کنید: پرورش مهارت همدلی دقیق نیازمند تمرین مداوم است. انتظار نداشته باشید به یکباره به سطوح بالایی از همدلی برسید. در عوض، بر پیشرفت‌های کوچک و پیوسته تمرکز کنید.

با تمرین منظم این نکات، به تدریج می‌توانید مهارت‌های همدلی دقیق خود را ارتقا دهید. به یاد داشته باشید که همدلی، هسته مرکزی رواندرمانی اثربخش است و سرمایه‌گذاری بر روی آن می‌تواند کیفیت خدمات شما به مراجعان را به شکل چشمگیری بهبود بخشد.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #همدلی_دقیق
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
آیا می‌توان بیش از حد همدل بود؟

وقتی صحبت از همدلی در رواندرمانی می‌شود، اغلب بر اهمیت و مزایای آن تأکید می‌شود. اما آیا ممکن است همدلی بیش از حد هم اثرات نامطلوبی داشته باشد؟

همدلی در واقع دو جنبه متمایز اما مرتبط دارد: درک شناختی دیدگاه دیگری و تجربه عاطفی مشترک. این دومی، یعنی پاسخ‌دهی عاطفی مشترک، گاهی می‌تواند الهام‌بخش کنش‌های مشفقانه باشد، اما در عین حال ممکن است به واکنش‌هایی منجر شود که لزوماً به نفع افراد یا جامعه نیست.

پل بلوم در کتاب «علیه همدلی» استدلال می‌کند که گاهی همدلی عاطفی می‌تواند ما را به قضاوت‌ها و تصمیم‌های نادرست سوق دهد. او در عوض از «شفقت عقلانی» دفاع می‌کند؛ یعنی تصمیم‌گیری مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و انسان‌دوستانه، بدون غرق شدن در احساسات همدلانه.

شاید بتوان این ایده را به قلمرو رواندرمانی نیز تعمیم داد. وظیفه درمانگر، فراهم آوردن یک محیط امن و پذیرا برای خودکاوشی مراجع است، اما این به معنای تأیید هر آنچه مراجع می‌گوید یا همراهی هیجانی کامل با او نیست.

به ویژه هنگامی که مراجعان درگیر رفتارهای مخرب یا غیراخلاقی هستند، اتخاذ یک موضع بی‌طرفانه و همراه با تامل از سوی درمانگر می‌تواند مفیدتر از صرفاً ابراز همدلی باشد. درمانگر باید بتواند به شیوه‌ای توأم با پذیرش، اما در عین حال صادقانه و شفاف، مراجع را با پیامدهای رفتار خود مواجه سازد.

بنابراین شاید بتوان گفت حتی در رواندرمانی هم «همدلی بهینه» وجود دارد که در آن، درک عمیق تجربه مراجع با حفظ یک چشم‌انداز اخلاقی گسترده‌تر و مسئولیت حرفه‌ای درمانگر تعدیل می‌شود. این بدان معناست که گاهی درمانگران ناگزیرند با لطافت و ظرافت از مرز همدلی فراتر روند.

البته این بدان معنا نیست که با کاهش همدلی، اثربخشی رواندرمانی بهبود می‌یابد. بلکه هدف، دستیابی به یک تعادل ظریف است؛ جایی که همدلی عمیق با قضاوت حرفه‌ای و تعهد به اصول اخلاقی همراه باشد. رسیدن به این تعادل، خود مهارتی ظریف است که در طول زمان و با تامل دقیق در تجربه و تمرین عامدانه برای ارتقای آن پرورش می‌یابد.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #همدلی_دقیق
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
پذیرش بدون قضاوت: کلید تسهیل تغییر در رواندرمانی

پذیرش بدون قضاوت از دیرباز به عنوان یکی از مهم‌ترین مهارت‌های درمانی در مشاوره و رواندرمانی شناخته شده است. این نوع پذیرش به معنای گوش دادن به مراجع بدون پیش‌داوری، قضاوت از پیش یا محکوم کردن اوست.
کارل راجرز معتقد بود وقتی افراد خود را غیرقابل پذیرش تجربه می‌کنند، قادر به تغییر نیستند. به گمان او نکتۀ تناقض‌آمیر این بود که درست زمانی که افراد پذیرش بی‌قید و شرط خود را آنگونه که هستند تجربه می‌کنند، قادر به تغییر می‌شوند. این پذیرش می‌تواند از سوی والدین، عزیزان، درمانگر یا حتی خداوند تجربه شود.
بنابراین درمانگر باید سعی کند پذیرش خود از مراجع را آنگونه که هست به او منتقل کند. این تجربه پذیرش بدون قضاوت، حتی اگر به طور موقت از سوی درمانگر ارائه شود، می‌تواند التیام‌بخش باشد.
شاید این سؤال پیش بیاید که آیا این نوع پذیرش به معنای اجازه دادن به افراد برای انجام هر کاری که می‌خواهند نیست؟ در واقع، افراد پیشاپیش این آزادی انتخاب را دارند و طرد یا عدم تأیید بیشتر بعید است که چاره‌ساز باشد. در واقع، پذیرش بدون قضاوت به معنای به رسمیت شناختن حق افراد برای تعیین سرنوشت خود، حتی اگر انتخاب آنها تغییر نکردن باشد، است.
بنابراین رواندرمانگران باید به جای قضاوت، نصیحت یا هدایت صرف، تلاش کنند با پذیرش و احترام عمیق نسبت به استقلال و اختیار مراجع، فضایی امن برای کاوش و تغییر احتمالی فراهم کنند. تجربه پذیرش بدون قضاوت، در امکان تغییر را می‌گشاید.

#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #پذیرش_دیگری #احترام_بی‌قید_و_شرط
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
باورهای درمانگر درباره ماهیت انسان: اشتیاق به خود-تحقق بخشی یا خودویرانگری ؟

باورهای زیربنایی درمانگران درباره ماهیت بنیادین انسان می‌تواند به شکلی خود-تحقق بخش عمل کند. دو نظریه متضاد در این زمینه وجود دارد. بر اساس نظریه الف، افراد ذاتاً تنبل، بی‌انگیزه و گریزان از کار و مسئولیت هستند و بدون کنترل اجتماعی به رفتارهای خودخواهانه و مخرب روی می‌آورند. در مقابل، نظریه ب بر این باور است که افراد استعدادها و خلاقیت‌های شکوفا نشده دارند و در صورت فراهم بودن شرایط حمایتی، به سمت رشد و مسئولیت‌پذیری حرکت می‌کنند.

در حوزه مدیریت، مشخص شده است که هر یک از این باورها می‌تواند پیامدهای مطابق با خود را در پی داشته باشد. مدیران معتقد به نظریه الف تمایل دارند با سوءظن و عدم اعتماد به کارکنان برخورد کنند و بر تهدید، اجبار، پاداش و تنبیه برای القای انگیزه تکیه کنند. در مقابل، مدیران معتقد به نظریه ب با فراهم کردن جو مناسب، مسئولیت‌پذیری و انگیزه کارکنان را شکوفا می‌کنند.

مشابه همین رویکردها در حوزه رواندرمانی نیز دیده می‌شود. درمانگرانی که به توانایی افراد برای تغییر مثبت باور دارند، رویکردی پذیرا، گرم و احترام‌آمیز اتخاذ می‌کنند. در مقابل، درمانگرانی که انسان را موجودی وابسته و ناتوان می‌بینند، رویکردی آمرانه، سرد و خشن در پیش می‌گیرند که معمولاً با نتایج ضعیف‌تری همراه است.

بنابراین به نظر می‌رسد که باورهای درمانگر درباره ماهیت و توانمندی‌های انسان در تعامل با مراجع منعکس می‌شود و می‌تواند نتایج درمان را تحت تأثیر قرار دهد. درمانگرانی که به ظرفیت مراجعان برای تغییر مثبت باور دارند و این باور را در رفتار خود نشان می‌دهند، احتمالاً نتایج بهتری به دست می‌آورند.
#روان‌درمانی #اثربخشی‌درمانگر #مهارت‌های‌بین‌فردی #پذیرش_دیگری #احترام_بی‌قید_و_شرط
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
مقاومت در برابر درمان: یک پدیده بین‌فردی

زمانی این باور گسترده وجود داشت که افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد، دروغگویانی مرضی هستند که به شدت در برابر درمان مقاومت می‌کنند. اما شواهد علمی نشان می‌دهد که اعتیاد محدود به ویژگی‌های شخصیتی یا جمعیت‌شناختی خاصی نیست.

در واقع، این باور ناشی از یک پیشگویی خود-تحقق بخش بود. سبک ارتباطی غیرپذیرا، آمرانه و رویارویی‌جویانه‌ای که در درمان اعتیاد رایج بود، به طور طبیعی به جای صداقت، موجب ایجاد موضع دفاعی در مراجعان می‌شد. این سبک ضد-درمانی، به نوبه خود دیدگاه بدبینانه‌ای درباره پیش‌آگهی مراجعان ایجاد می‌کرد.

در مقابل، سبک ارتباطی پذیرا و همدلانه معمولاً مقاومت را کاهش می‌دهد. «مقاومت» مراجع را می‌توان با تغییر در سبک واکنش درمانگر، مانند تنظیم صدای رادیو بالا و پایین برد. واکنش‌های دفاعی یا مقاوم مراجع نیز به نوبه خود پیش‌بینی‌کننده نتایج ضعیف‌تر درمان هستند.

این پدیده ممکن است ریشه در پویایی‌های ارتباطی بین‌فردی داشته باشد. افراد تمایل دارند در برابر نصیحت‌ها و ترغیب‌های ناخوانده، حتی اگر با آنها موافق باشند، واکنش منفی نشان دهند. پیروی از نصیحت یا ترغیب به معنای پذیرش موضع «زیردست» است. نصیحت‌های رفتاری زمینه مساعدی برای برانگیختن واکنش و عدم پیروی فراهم می‌کنند.

بنابراین مقاومت در برابر درمان، بیشتر یک پدیده بین‌فردی است تا ویژگی ذاتی مراجع. درمانگرانی که با سبکی پذیرا، احترام‌آمیز و همدلانه با مراجعان تعامل می‌کنند، کمتر با مقاومت مواجه می‌شوند. در مقابل، رویکردهای قضاوت‌کننده و آمرانه عمدتاً با افزایش دفاعی بودن و مقاومت همراه هستند.

#پذیرش_بین‌فردی #رواندرمانی_اثربخش #مقاومت_در_رواندرمانی #باورهای_بنیادین_رواندرمانگر
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
پذیرش در عمل: راهکارهایی برای رواندرمانگران

پذیرش بدون قضاوت یکی از مهم‌ترین مهارت‌های درمانی است، اما چگونه می‌توان آن را در عمل نشان داد؟ یک راه، پرهیز از پاسخ‌های قضاوت‌کننده مانند عدم تأیید، انتقاد، مخالفت، برچسب زدن، هشدار دادن یا شرمنده کردن است. بسیاری از «موانع ارتباطی/گوش دادن» که قبلاً به آنها پرداختیم مراجع را در موضعی فرودست قرار می‌دهند.

«رویارویی» یکی از پاسخ‌های درمانگر است که به‌ویژه می‌تواند حامل قضاوت باشد و واکنش دفاعی یا مقاومت مراجع را برانگیزد. حتی تعداد کمی پاسخ رویارویی‌جویانه می‌تواند یک جلسه مشاوره را که در نبود آنها مولد است، تضعیف کند.

پس چگونه می‌توان به‌جای قضاوت، پذیرش را نشان داد؟ یکی از بهترین راه‌ها، مهارت «همدلی دقیق» است که قبلاً در چند مطلب شرح داده شد. تلاش برای درک دقیق معنای گفته‌های مراجع، نشانه احترام است و با شیوه رایج گفتگو که در آن افراد فقط منتظرند نوبت خود برای صحبت کردن برسد، متفاوت است.

در اینجا، نگرش زیربنایی پذیرش اهمیت دارد، زیرا عدم تأیید می‌تواند حتی از طریق لحن صدا به انعکاس‌ها راه بیابد. بهره بردن از نگرش بهوش در کنجکاوی بدون قضاوت، موسیقی پشت گوش دادن انعکاسی را تنظیم می‌کند. پذیرش زمینه‌ای برای انتقال دادن همدلانه است.

یک راه عینی دیگر برای انتقال پذیرش، تأیید (Affirmation) است، یعنی جملاتی واضح و مبنی بر توجه و قدردانی از ویژگی‌ها و اقدامات مثبت مراجع. هرچند در آینده به تأیید به شیوه‌ای اختصاصی می‌پردازیم، اما در اینجا بر حالت درمانی کلی‌تر پذیرش بدون قضاوت متمرکز هستیم.

به یاد داشته باشید پذیرش مستلزم تأیید هر آنچه مراجع می‌گوید یا انجام می‌دهد نیست. بلکه هدف، ایجاد فضایی امن برای کاوش است تا مراجع بتواند با پیامدهای رفتار خود، حتی وقتی مخرب یا غیراخلاقی است، مواجه شود. درمانگر بایستی از موضعی پذیرا و در عین حال صادقانه و شفاف، به مراجع در این فرآیند کمک کند.

#پذیرش_بین‌فردی #رواندرمانی_اثربخش #مقاومت_در_رواندرمانی #باورهای_بنیادین_رواندرمانگر
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
توجه مثبت بی‌قید و شرط

کارل راجرز، پیشگام روانشناسی انسان‌گرا، مفهوم "توجه مثبت بی‌قید و شرط" را به عنوان یکی از سه شرط لازم برای بهبود یافتن در رواندرمانی معرفی کرد. این مفهوم به معنای احترام و ارزش قائل شدن برای مراجع، بدون نیاز به اثبات شایستگی است. (راجرز معتقد بود همدلی، اصالت و توجه مثبت نه تنها شروط لازم، بلکه شرایط کافی برای بهبود یافتن در مشاوره و روان درمانی‌اند. میلر و مویرز معتقدند که اینها تنها جنبه‌های مهم درمان مهم نیستند، اگرچه نکتۀ شگفت‌انگیز برای آنها این پدیده است که در بسیاری از موارد این مهارت‌های درمانی برای کمک به تغییر مراجعان کافی است.)

توجه مثبت دو جنبه دارد: تجربۀ درونی درمانگر و نحوه انتقال آن به مراجع. از نظر درونی، درمانگر باید نگرشی از احترام و خیرخواهی نسبت به مراجعان داشته باشد. این نگرش بر این باور استوار است که انسان‌ها ذاتاً به سمت رشد و سازندگی گرایش دارند.

برای انتقال توجه مثبت، درمانگران می‌توانند از تکنیک «تأیید» استفاده کنند. تأیید شامل توجه و اظهارنظر درباره نقاط قوت، اقدامات مثبت و ویژگی‌های مراجع است. تأییدهای ساده می‌توانند به راحتی ارائه شوند، مانند تشکر از مراجع برای حضور در جلسه. تأییدهای پیچیده‌تر نیاز به تلاش بیشتری دارند و به ویژگی‌های پایدار و مثبت شخصیت مراجع اشاره می‌کنند.

نکات کاربردی برای استفاده از توجه مثبت در درمان:
1. به دنبال نقاط قوت مراجع باشید، حتی در میان مشکلاتی که دارد.
2. از جملاتی که با "تو/شما" استفاده کنید، نه "من". مثلا به جای "من فکر می‌کنم شما خوب عمل می‌کنید"، بگویید "شما خوب عمل می‌کنید".
3. تأییدها را با توجه به واکنش مراجع تنظیم کنید. برخی مراجعان ممکن است در ابتدا نسبت به تأیید مستقیم بی‌اعتماد باشند.
4. توجه مثبت را نه تنها با کلمات، بلکه با اعمال نیز نشان دهید. گوش دادن دقیق و انعطاف‌پذیری در قرار ملاقات‌ها می‌تواند توجه مثبت را منتقل کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که توجه مثبت با نتایج بهتر درمان ارتباط دارد، هرچند اندازۀ اثر آن متوسط است. تأیید می‌تواند دفاعی بودن را کاهش داده و تغییر رفتار را تسهیل کند. با این حال، مهم است که درمانگران مراقب باشند چه چیزی را تأیید می‌کنند، زیرا تأیید محتوای ناسازگارانه می‌تواند با نتایج ضعیف‌تر درمان همراه باشد.

#Positive_Regard
#توجه_مثبت_بی‌قید_و_شرط #رواندرمانی_اثربخش #تبحر_در_رواندرمانی
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy
توجه مثبت ضمنی*: اقدامی فراتر از کلمات در رواندرمانی

توجه مثبت بی‌قید و شرط، مفهومی که توسط کارل راجرز معرفی شد، فراتر از بیان کلامی مستقیم است. این مفهوم می‌تواند به طور ضمنی و غیرمستقیم در تمام جنبه‌های تعامل درمانی درونی شود. این نوع "توجه مثبت ضمنی" می‌تواند حتی قدرتمندتر از جملات مستقیم باشد.

توجه مثبت ضمنی می‌تواند از طریق اعمال درمانگر منتقل شود. مراجعان ممکن است آنچه درمانگر انجام می‌دهد را حتی بیشتر از آنچه می‌گوید ارزشمند بدانند. به عنوان مثال، گوش دادن دقیق یا انعطاف‌پذیری در زمان‌بندی جلسات می‌تواند احساس ارزشمند بودن را در مراجع ایجاد کند.
همدلی دقیق (که قبلا به آن پرداختیم) نیز شکلی از توجه مثبت ضمنی است. وقتی درمانگر وقت می‌گذارد تا معنای گفته‌های مراجع را عمیقاً درک کند، به طور ضمنی این پیام را به او منتقل می‌کند که «شما فردی هستید که ارزش گوش دادن دارید و حرف‌هایتان مهم است.»

نکات کاربردی برای استفاده از توجه مثبت ضمنی:
1. در تمام تعاملات با مراجع، نگرشی مثبت، پذیرا و خوش‌بینانه داشته باشید. این نگرش به طور طبیعی در رفتار شما منعکس خواهد شد.
2. به جزئیات توجه کنید. حفظ تماس چشمی مناسب، زبان بدن باز و گرم و لحن صدای مشفقانه می‌تواند توجه مثبت را منتقل کند.
3. به تلاش‌ها و پیشرفت‌های کوچک مراجع توجه کنید و آنها را تصدیق کنید.
4. از مراجعان خود یاد بگیرید. همراهی با مراجعان در سفرهای دشوار زندگی‌شان می‌تواند درک شما را از انعطاف‌پذیری انسان افزایش دهد و ظرفیت شما را برای توجه مثبت به دیگران بالا ببرد.
5. به یاد داشته باشید که توجه مثبت لزوماً به معنای تأیید تمام رفتارهای مراجع نیست. هدف ایجاد فضایی امن برای خودکاوشی اس
ت.

تحقیقات نشان می‌دهد که توجه مثبت ضمنی می‌تواند حتی در قالب‌های درمانی آنلاین نیز موثر باشد. به عنوان مثال رفتارهای تأییدی و تشویق‌گرانۀ درمانگر با بهبود مراجع در طول یک مداخله شناختی-رفتاری اینترنتی برای افسردگی ارتباط معناداری داشت.

نکتۀ آخر این که توجه مثبت ضمنی یک مهارت است که می‌تواند با تمرین و تجربه بهبود یابد. درمانگران می‌توانند با تمرکز مداوم بر نقاط قوت و تلاش‌های مراجعان، حتی در میان مشکلاتی که تجربه می‌کنند، این مهارت را در خود پرورش دهند. این نوع توجه مثبت، که در تمام جنبه‌های ارتباط درمانی جاری است، می‌تواند عمیقاً بر تجربه مراجع از فرآیند درمان تأثیر بگذارد و به ایجاد یک رابطه درمانی قوی و موثر کمک کند.
*Embedded Positive Regard

#Positive_Regard
#توجه_مثبت_بی‌قید_و_شرط #رواندرمانی_اثربخش #تبحر_در_رواندرمانی
منبع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists: Clinical skills that improve client outcomes. Guilford Press.

https://t.me/AcademyofPsychotherapy