مروری کوتاه بر آرای بروس ومپولد دربارۀ رواندرمانی و عوامل اثربخشی آن
علی فیضی
بر اساس پژوهشها (به طور دقیقتر فراتحلیلهایی) که بروس ومپولد انجام داده یا به آنها اشاره میکند میتوان با قوت ادعا کرد که بین انواع رواندرمانیها از نظر اثربخشی تفاوت معنادار و چشمگیری وجود ندارد (ومپولد، 2013) ؛ البته چند نکته را بایستی در نظر داشت: اول این که این یافته در مورد رواندرمانیهای مورد حمایت پژوهشی صادق است و نه همۀ الگوهای رواندرمانی، دوم این که که برخی رواندرمانیها در مورد بعضی مشکلات خاص از برخی دیگر بیشتر مورد پژوهش واقع شدهاند (بخش 12 انجمن روانشناختی آمریکا، 2018) و حتی برخی رواندرمانیها از سوی نویسندگانی مثل اسکات لیلینفلد مضر یا احتمالا مضر در نظر گرفته شدهاند (لیلینفلد، 2007). با این حال به نظر میرسد که علل اثربخشی رواندرمانی را در میان عواملی به غیر از الگوی درمانی و محتوی آن جستجو کرد.
به نظر بروس ومپولد برخی شروط مهم موثر واقع شدن رواندرمانی –در دنیای پژوهشها و فراتر از آن- عبارتند از: رواندرمانگر بتواند اعتماد درمانجو را کسب کند و نگه بدارد، در رابطه با او اصیل و همدل باشد، الگوی قابل قبولی برای درمانجو در مورد مشکلات او ارائه بدهد و در نتیجۀ این مفهومسازی، درمانجو به سوی تغییر رفتار خود برود؛ تغییری که معمولاً در بافت اجتماعی زندگی او خود را آشکار میسازد. حال نکتۀ بسیار جالب این است که آن الگوی نظری که درمانگر به عنوان مبنای مفهومپردازی از آن استفاده میکند برای موثر واقع شدن نیازی ندارد تا مبتنی بر شواهد باشد. در این فرایند تنها شروطی که لازماند از این قرار است: درمانجو این مفهومپردازی را قبول کند، با قبول این مفهومپردازی نسبت به تغییر امیدوار شود و در نتیجۀ این فرایند دست به تغییر رفتار خود در بافتار زندگی اجتماعیاش بزند و تطابق بهتری با این دنیا برقرار کند. اگر محیط اجتماعی درمانجو موافق و حمایتگر باشد آنگاه میتوان گفت آنچه در این فرایند موفقیت درمانی لازم و کافی به نظر میرسد درمانگری است که موثر عمل کند؛ به این معنا که رابطه و توافق درمانی ایجاد کند، چهارچوب منطقی قابل قبولی در مورد مشکلات درمانجو برای او ارائه کند، نقشۀ درمانی قابل قبولی برای تغییر برایش طراحی کند، انتظار موفقیت را در او تقویت کند و به او کمک کند تا به صورت ساختارمند بر مشکلاتش تمرکز کرده و دست به تغییر رفتار بزند. نکتۀ شاید شگفتانگیز این باشد که اگر این شروط برقرار شوند آنگاه مهم نیست رویکرد درمانی درمانگر چه است. اگر اینگونه به مسالۀ موفقیت در رواندرمانی بنگریم دیگر سوال اصلی این نخواهد بود که کدام رویکرد از دیگری برتر است؟ بلکه خواهیم پرسید که کدام اقدامات یا کدام مهارتهای بالینی موثر است؟ و این اقدامات در راستای کدام فرایند تغییر –مبتنی بر شواهد- است؟ تغییر دادن محل بحث از الگوی درمانی مبتنی بر شواهد به مهارت بالینی و فرایند تغییر مبتنی بر شواهد از آن رو مفید به نظر میرسد که تعداد رواندرمانیها در طول تاریخ رواندرمانی رو به افزایش بوده و از 36 نوع در دهۀ پنجاه میلادی به بیش از چند صد نوع رسیده است (پروچاسکا، 2013)؛ و پیتر فانگی (مولان، 2017) نیز در مناظره با بروس ومپولد در مورد رواندرمانی به عدد حیرتانگز 1246 نوع رواندرمانی اشاره میکند.
برای آشنایی بیشتر با آرای ومپولد دربارۀ رواندرمانی میتوانید سخنرانی کلیدی بروس ومپولد در کنفرانس بینالمللی پژوهش سیستمی (2017) با عنوان «چه چیزی در مشاوره و رواندرمانی موثر است؟» را در در لینک پایین، مشاهده کنید (برای مشاهدۀ این ویدئو نیازی به فیلترشکن نیست):
https://www.dideo.ir/v/yt/okLbDfmdRG0
مصاحبۀ بروس ومپولد با الکساندر واز را دربارۀ «ویژگیها و اقدمات» درمانگر موثر مشاهده کنید:
https://www.dideo.ir/v/yt/yNyMWvCovPM
منابع:
Wampold, B. E. (2013). The great psychotherapy debate: Models, methods, and findings. Routledge.
Prochaska, J. O., & Norcross, J. C. (2018). Systems of psychotherapy: A transtheoretical analysis. Oxford University Press.
Div12.org. (2018). Diagnoses | Society of Clinical Psychology. [online] Available at: https://www.div12.org/diagnoses [Accessed 1 Dec. 2018].
Lilienfeld, S. O. (2007). Psychological treatments that cause harm. Perspectives on psychological science, 2(1), 53-70.
Moran, K. (2018). Become a better therapist. [online] Theravue. Available at: https://www.theravue.com/blog/how-do-we-become-better-therapists [Accessed 1 Dec. 2018].
علی فیضی
بر اساس پژوهشها (به طور دقیقتر فراتحلیلهایی) که بروس ومپولد انجام داده یا به آنها اشاره میکند میتوان با قوت ادعا کرد که بین انواع رواندرمانیها از نظر اثربخشی تفاوت معنادار و چشمگیری وجود ندارد (ومپولد، 2013) ؛ البته چند نکته را بایستی در نظر داشت: اول این که این یافته در مورد رواندرمانیهای مورد حمایت پژوهشی صادق است و نه همۀ الگوهای رواندرمانی، دوم این که که برخی رواندرمانیها در مورد بعضی مشکلات خاص از برخی دیگر بیشتر مورد پژوهش واقع شدهاند (بخش 12 انجمن روانشناختی آمریکا، 2018) و حتی برخی رواندرمانیها از سوی نویسندگانی مثل اسکات لیلینفلد مضر یا احتمالا مضر در نظر گرفته شدهاند (لیلینفلد، 2007). با این حال به نظر میرسد که علل اثربخشی رواندرمانی را در میان عواملی به غیر از الگوی درمانی و محتوی آن جستجو کرد.
به نظر بروس ومپولد برخی شروط مهم موثر واقع شدن رواندرمانی –در دنیای پژوهشها و فراتر از آن- عبارتند از: رواندرمانگر بتواند اعتماد درمانجو را کسب کند و نگه بدارد، در رابطه با او اصیل و همدل باشد، الگوی قابل قبولی برای درمانجو در مورد مشکلات او ارائه بدهد و در نتیجۀ این مفهومسازی، درمانجو به سوی تغییر رفتار خود برود؛ تغییری که معمولاً در بافت اجتماعی زندگی او خود را آشکار میسازد. حال نکتۀ بسیار جالب این است که آن الگوی نظری که درمانگر به عنوان مبنای مفهومپردازی از آن استفاده میکند برای موثر واقع شدن نیازی ندارد تا مبتنی بر شواهد باشد. در این فرایند تنها شروطی که لازماند از این قرار است: درمانجو این مفهومپردازی را قبول کند، با قبول این مفهومپردازی نسبت به تغییر امیدوار شود و در نتیجۀ این فرایند دست به تغییر رفتار خود در بافتار زندگی اجتماعیاش بزند و تطابق بهتری با این دنیا برقرار کند. اگر محیط اجتماعی درمانجو موافق و حمایتگر باشد آنگاه میتوان گفت آنچه در این فرایند موفقیت درمانی لازم و کافی به نظر میرسد درمانگری است که موثر عمل کند؛ به این معنا که رابطه و توافق درمانی ایجاد کند، چهارچوب منطقی قابل قبولی در مورد مشکلات درمانجو برای او ارائه کند، نقشۀ درمانی قابل قبولی برای تغییر برایش طراحی کند، انتظار موفقیت را در او تقویت کند و به او کمک کند تا به صورت ساختارمند بر مشکلاتش تمرکز کرده و دست به تغییر رفتار بزند. نکتۀ شاید شگفتانگیز این باشد که اگر این شروط برقرار شوند آنگاه مهم نیست رویکرد درمانی درمانگر چه است. اگر اینگونه به مسالۀ موفقیت در رواندرمانی بنگریم دیگر سوال اصلی این نخواهد بود که کدام رویکرد از دیگری برتر است؟ بلکه خواهیم پرسید که کدام اقدامات یا کدام مهارتهای بالینی موثر است؟ و این اقدامات در راستای کدام فرایند تغییر –مبتنی بر شواهد- است؟ تغییر دادن محل بحث از الگوی درمانی مبتنی بر شواهد به مهارت بالینی و فرایند تغییر مبتنی بر شواهد از آن رو مفید به نظر میرسد که تعداد رواندرمانیها در طول تاریخ رواندرمانی رو به افزایش بوده و از 36 نوع در دهۀ پنجاه میلادی به بیش از چند صد نوع رسیده است (پروچاسکا، 2013)؛ و پیتر فانگی (مولان، 2017) نیز در مناظره با بروس ومپولد در مورد رواندرمانی به عدد حیرتانگز 1246 نوع رواندرمانی اشاره میکند.
برای آشنایی بیشتر با آرای ومپولد دربارۀ رواندرمانی میتوانید سخنرانی کلیدی بروس ومپولد در کنفرانس بینالمللی پژوهش سیستمی (2017) با عنوان «چه چیزی در مشاوره و رواندرمانی موثر است؟» را در در لینک پایین، مشاهده کنید (برای مشاهدۀ این ویدئو نیازی به فیلترشکن نیست):
https://www.dideo.ir/v/yt/okLbDfmdRG0
مصاحبۀ بروس ومپولد با الکساندر واز را دربارۀ «ویژگیها و اقدمات» درمانگر موثر مشاهده کنید:
https://www.dideo.ir/v/yt/yNyMWvCovPM
منابع:
Wampold, B. E. (2013). The great psychotherapy debate: Models, methods, and findings. Routledge.
Prochaska, J. O., & Norcross, J. C. (2018). Systems of psychotherapy: A transtheoretical analysis. Oxford University Press.
Div12.org. (2018). Diagnoses | Society of Clinical Psychology. [online] Available at: https://www.div12.org/diagnoses [Accessed 1 Dec. 2018].
Lilienfeld, S. O. (2007). Psychological treatments that cause harm. Perspectives on psychological science, 2(1), 53-70.
Moran, K. (2018). Become a better therapist. [online] Theravue. Available at: https://www.theravue.com/blog/how-do-we-become-better-therapists [Accessed 1 Dec. 2018].
dideo - search and watch ultimate video
Was wirkt in Beratung und Therapie? Keynote von Bruce Wampold ISR 2017, Heidelberg دیدئو dideo
Keynote von Bruce Wampold, ISR 2017, Heidelberg
Dieses Video führt die Originalaufzeichnung des Vortrages https://www.youtube.com/watch?v=Hipd-RIdvwc und den Foliensatz http://www.isr2017.com/review/ zusammen. دیدئو dideo
Dieses Video führt die Originalaufzeichnung des Vortrages https://www.youtube.com/watch?v=Hipd-RIdvwc und den Foliensatz http://www.isr2017.com/review/ zusammen. دیدئو dideo
👍3