آکادمی رواندرمانی
827 subscribers
11 photos
5 videos
25 files
106 links
Download Telegram
امکان خطا کردن در محیطی امن و دور از شرم‌زدگی، یک ضرورت لازم برای پرورش مهارت‌های حرفه‌ای است. ایجاد فرهنگ خبرگی در رواندرمانی و خدمات روانشناسی با استفاده از یافته‌های علمی دربارۀ #تمرین_عامدانه، شیوه‌ای موثر برای ساختن چنین محیط‌هایی است.
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ فایل صوتی
خبرگی در رواندرمانی
قسمت اول
❌این صوت مناسب روانشناسان و مشاوران است

این فایل صوت جلسه لایو بنده در اینستاگرام با همین موضوع است که بصورت مشترک با آقای دکتر فیضی اجرا شده است
#محمدترکمان_روانشناس
@sepidarclinic
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ فایل صوتی
خبرگی در رواندرمانی
قسمت دوم و پایانی
❌این صوت مناسب روانشناسان و مشاوران است

این فایل صوت جلسه لایو بنده در اینستاگرام با همین موضوع است که بصورت مشترک با آقای دکتر فیضی اجرا شده است
#محمدترکمان_روانشناس
@sepidarclinic
مساله خبرگی در رواندرمانی.pdf
1.1 MB
اسلایدهای لایو اینستاگرامی با عنوان «خبرگی در رواندرمانی»
تمرین عامدانه برای بهبود مهارت‌ها در رواندرمانی و مشاوره:به چه بپردازیم و چگونه تمرین کنیم؟
(بخش اول)
دکتر علی فیضی
یافته‌های پژوهشی دربارۀ خبرگی و مهارت در رواندرمانی نشان می‌دهد که بهبود یافتن مهارت‌های بالینی درمانگر مشروط به دو نکته است: یکی این که رواندرمانگر به صورت منظمی بر نتایج کار خود به صورت جلسه به جلسه نظارت کند و دیگر این که بر اساس بازخوردهایی که از این طریق و نیز یک یا چند مشاور ماهر می‌گیرد برای بهبود مهارت‌های خود دست به تمرین عامدانه بزند.
دو طبقۀ عمدۀ مهارت‌های رواندرمانی وجود دارد که می‌توانیم به تمرین عامدانۀ آنها بپردازیم:
1️⃣ مهارت‌های اساسی رواندرمانی یا مهارت‌های ارتباطی بین‌فردی

2️⃣ مهارت‌های اختصاصی مربوط به یک الگوی خاص درمانی

اجازه بدهید اول ببینیم که مرور شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که انتخاب کدام دسته از این مهارت‌ها اولویت و اثربخشی بیشتری دارد؟
مهارت‌های ارتباطی بین‌فردی شامل هماهنگی با درمانجو، همدلی و پاسخگویی می‌شوند. مهارت‌های ارتباطی برای همۀ الگوهای بزرگ رواندرمانی لازم‌اند. نکتۀ جالب در این مورد این مهارت‌ها آن است که یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند تاثیر مهارت‌های ارتباطی درمانگران بر نتیجۀ درمان در مقایسه با الگوی انتخابی آنها یا وفاداری‌شان به یک الگو، *ده برابر* بیشتر است!
به این ترتیب به نظر می‌رسد که مهارت‌های ارتباطی در اولویت بیشتری قرار دارند؛ با این حال بدیهی است که انتخاب بین این مهارت‌ها در مرحلۀ اول وابسته به این است که عملکرد خود را به دقت مشاهده کرده و بر اساس بازخوردی که از درمانجویان خود یا یک مربی مهارت‌آموزی می‌گیرید دست به گزینش بزنید. اما چگونه می‌توان به صورت عملی در مورد مهارت‌های مشخص‌شده به تمرین عامدانه پرداخت؟
در قسمت بعدی راهنمایی‌های کوتاهی در این مورد ارائه می‌دهم.
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
✅تمرین عامدانه برای بهبود مهارت‌ها در رواندرمانی و مشاوره:به چه بپردازیم و چکار کنیم؟
(بخش دوم)

دکتر علی فیضی

1️⃣ هر هفته، در صد و چهل کلمه بنویسید که در اتاق درمان چه اشتباهی انجام دادید؟ (مثلاً همدلی ضعیف، عدم دستور کار گزینی، عدم هماهنگی زبان بدن و کلام، درنیافتن رفتارهای اجتنابی یا دفاع‌ها درون جلسه)
2️⃣ هر هفته، در صد و چهل کلمه بنویسید که در اتاق درمان چه مهارتی را به خوبی انجام دادید؟ (تفسیر، ارائۀ تکنیک گسلش شناختی یا بازسازی شناختی و ...)
3️⃣ سه ماه بعد به این مجموعه نوشته‌های خود برگردید و به دنبال اشتباهاتی باشید که بارها و بارها انجام دادید. اکنون در حال فهمیدن الگوی نقایص مهارتی خود هستید. ( نقص در شکل دهی به ارتباط درمانی، نقص در رسیدن به توافق درمانی/مشارکت در هدف‌گزینی و ...)
4️⃣ حالا به دنبال مربی مهارت‌سازی بروید. آن مربی که دقیقا برای رفع اشتباهات مکرر شما، می‌تواند مهارت‌های دقیق و روشن به شما برای تمرین ارائه بدهد. (خرده‌مهارتهای موجود در الگوهایی که نقص شما را نشان می‌دهد: همدلی، هدف‌گزینی، تقویت رفتارهای بهبودی به محض وقوع‌)
5️⃣ مهارت‌ها را به صورت مداوم تمرین کنید و به صورت مداوم از درمانجو و مربی خود بازخورد بگیرید. در این مسیر همچنان آنچه اشتباه انجام می‌دهید و آنچه خوب انجام می‌دهید را ضبط و ثبت کنید.
6️⃣ با نگاه به آنچه در مورد اشتباهات و اقدامات ماهرانۀ خود ثبت کرده‌اید، همین که متوجه شدید یک نقص مهارتی را رفع کرده‌اید اکنون به سراغ بخش دیگری که در آن نقص دارید حرکت کنید. (الان به خوبی همدلی می‌کنم، حالا می‌روم سراغ خرده مهارت مشخص‌سازی دستورکار یا خرده مهارتی برای تنظیم اضطراب یا اولین خرده مهارت فرایند نومیدی سازنده)
7️⃣ وقتی مجموعۀ مهارت‌های جایگزین را تمرین کرده و آنها را بهبود دادید می‌توانید آنها را به هم پیوند داده و یک الگوی بزرگ مهارتی را تمرین کنید (به عنوان مثال همدلی را به مشخص‌سازی دستور کار و سپس تشخیص رفتارهای اجتنابی داخل جلسه و سپس تعبیر مناسب/متوقف‌سازی رفتار/مواجه ساختن درمانجو با محرک اجتنابی/پرسش از کارآمدی رفتار اجتنابی و سپس تکنیک خاص مربوط به رویکردتان برای هدایت درمانجو به رفتاری موثرتر وصل کنید. اینگونه الگویی برای مداخلۀ موثر را دارید تمرین می‌کنید.)
👇🏻👇🏻👇🏻
کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
نقصان‌های_نظارت_بالینی_سوپرویژن_چطور_رفعشان_کنیم؟.pdf
222 KB
شما هم حتمالاً مثل بسیاری از رواندرمانگران، دریافت نظارت بالینی را بخش مکمل رشد حرفه‌ای خودتان در نظر می‌گیرید (منبع شمارۀ یک). من مخصوصا وقتی که در کار با یک درمانجو گرفتار شده‌ام و پیشرفت نمی‌کنم تصورش هم برایم سخت است کسی را نداشته باشم که با او مشورت کنم.
نظارت بالینی را به عنوان «فن تعلیمی شاخص» در حوزۀ رواندرمانی برشمرده‌اند (منبع شمارۀ دو). ادوارد واتکینز در مطالعۀ مهمی که به سال دو هزار و یازده میلادی انجام داد(منبع شمارۀ سه) یافته‌های 30 سال پژوهش دربارۀ نظارت بالینی را مرور کرده است (خواندن آن را به شدت توصیه می‌کنم). او هیجده مطالعۀ تجربی را یافته که به طور خاص به سنجش تاثیر دریافت نظارت بالینی بر نتایج درمانجو پرداخته‌اند. دکتر واتکینز اشاره می‌کند که از هیجده مطالعه، تنها یازده مطالعه تاثیر نظارت بالینی به نتیجۀ درمان را نشان داد. او می‌نویسد: «داده‌های جمع‌شده به نظر می‌رسد که چندان موضوع را روشن‌تر نکردند. به نظر می‌رسد که امروز هم (مثل سی سال قبل) نمی‌توانیم بگوییم نظارت بالینی منجر به بهبود نتایجی می‌شود که درمانجویان از رواندرمانی به دست می‌آورند.»
رواندرمانگر_ممتاز_کاشف_فروتن_خطاهای_خود_است!.pdf
138.1 KB
رواندرمانگر ممتاز کاشف فروتن خطاهای خود است!
(بخش اول)
کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy

اغلب انسان‌ها وقتی می‌خواهند مهارت‌ها و ویژگی‌های خود را ارزیابی کنند به شدت در معرض خودفریبی قرار دارند؛ اگر بخواهیم نرم‌تر این مساله را بیان کنیم می‌توانیم بگویی که انسان‌ها در خودارزیابی مهارت‌هایشان ضعیف عمل می‌کنند. مساله‌ای که به سرعت می‌خواهم به آن بپردازم این است که اشتغال به حرفۀ رواندرمانی و مشاوره در این مورد باعث کسب مزیت خاصی نمی‌شود. اگر رواندرمانگر و مشاورید احتمالا از خواندن سطرهای قبلی چندان خوشتان نمی‌آید. لطفا بدانید نیت من در نهایت کمک به ایجاد فرهنگ خبرگی و ممتازی در رواندرمانی است و امیدوارم به خاطر تلخ بودن پیام به پیام‌آور شلیک نکنید. خوب طبق معمول بهتر است بروم سراغ پژوهش‌ها تا مشکل و راه‌حل‌های احتمالی رفع آن را بهتر متوجه بشویم.
رواندرمانگر ممتاز کاشف فروتن خطاهای خود است!
(بخش دوم)
کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
در بخش اول به این سوال رسیدیم که چرا درمانگران هرچه خود را ماهرتر قلمداد می‌کردند نتایج ضعیف‌تری می‌گرفتند؟ و جرا تقریبا هرکسی که بدون در نظر گرفتن نتایج واقعی کارش، مهارت‌های رواندرمانی خودش را خوب و کم‌نقص تصور می‌کند به احتمال قوی همین قضیه دربارۀ او هم صادق است؟
2. اولین دلیل به پدیدۀ توهم اعتبار مرتبط است
از هر زن و شوهری که با هم زندگی می‌کنند بپرسید که هرکدام از آ«ها چند درصد از کارهای خانه را انجام می‌دهند مجموع تخمین آنها بیش از صد درصد خواهد شد. اولین روانشناسی که نوبل اقتصاد برد (دکتر دانیل کانمن) این سوگیری در خودارزیابی را به عنوان «توهم اعتبار» توصیف می‌کند (منبع شماره چهار). او این پدیده را به عنوان مغالطه‌ای توصیف می‌کند که در آن توانایی‌های خود را به طور شهودی ارزیابی می‌کنیم (بی آنکه از منابع بیرونی برای رد یا تایید این ارزیابی شهودی استفاده کنیم). این مغالطه در میان متخصصین و حرفه‌ای‌ها به دلیل سوگیری خوش‌بینانۀ متخصص دربارۀ توانمندی‌اش دربارۀ پیش‌بینی آینده و تصمیم‌گیری اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال دکتر کانمن دریافت متخصصینی که ارزیابی‌های سیاسی می‌کنند، خرید و فروشندگان حرفه‌ای سهام و مشاورین مالی نه تنها پیش‌بینی غلط انجام می‌دهند بلکه به ارزیابی‌های خود بسیار اطمینان دارند. سوگیری‌های مشابهی در زمینۀ خودارزیابی در میان پزشکان نیز یافته شده است (منبع شمارۀ پنج).
در کار ما به عنوان رواندرمانگر، مقدار سالمی از خوش‌بینی باعث می‌شود به کار خود ادامه دهیم؛ اما فقط تکیه کردن به شهود و اعتماد به نفس بدون توجه به داده‌های مستند دربارۀ سطح مهارت، منجر به خودارزیابی خوشبینانه و زوال مهارت و اثربخشی خواهد شد.
2. رواندرمانگر ممتاز کاشف فروتن خطاهای خود است
پژوهش‌های قبلی دربارۀ رواندرمانی بعضی شیوه‌های بهبود مهارت را نشان می‌دهد. گروه پروژۀ پژوهشی واندربیلت دریافت که درمانگران موثر نسبت به درمانگران ضعیف، بیشتر از کار خود انتقاد می‌کنند و اشتباهات بیشتری را گزارش می‌دهند (منبع شمارۀ شش). در پژوهش دیگری معلوم شد، پریشان خاطر بودن درمانگری دربارۀ مهارتش که «شک به خود حرفه‌ای» نامیده می‌شود اثر مثبتی روی درجه‌بندی «درمانجو» از اتحاد درمانی داشت (منبع شمارۀ هفت). به عبارت دیگر میزان شک به خود حرفه‌ای هرچه بالاتر باشد، منجر به نگرش گشوده‌تر درمانگر نسبت به تصدیق کمبودها و نقص‌های مهارتی‌اش می‌شود و همین در نتیجه باعث می‌شود با درمانجو اتحاد درمانی قوی‌تری برقرار کند . این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که درمانگر موثر دقیق‌تر خودارزیابی کرده و بیشتر به دنبال راه‌هایی برای بهبود عملکرد خود است.
نتجیۀ جالبی که می‌توان گرفت این است که آن درمانگرانی که فکر می‌کنند مبتدی‌اند بیشتر شبیه متخصصان ماهر عمل می‌کنند و آنها که فکر می‌کنند متخصصان ماهری‎اند بیشتر شبیه تازه‌کاران کارنابلد عمل می‌کنند.
در بخش بعدی به شیوه‌های بهبود مهارت در رواندرمانی از طریق بازخورد گرفتن از درمانجو و دریافت نظارت بالینی و نیز پرهیز از گرفتار شدن در توهم اعتبار می‌پردازم.
شایان ذکر است منبع و الهام‌بخش جملاتی که مطالعه کردید نوشته‌ای از دکتر داریل چو در سایت شخصی‌شان با این عنوان است:
Why Our Self-Assessments Might be a Delusion of Reality.
https://darylchow.com/frontiers
منابع:
4. Kahneman, D. (2011). Thinking, fast and slow. New York, NY: Farrar, Straus and Giroux; US.
5. Davis, D. A., Mazmanian, P. E., Fordis, M., Van Harrison, R., Thorpe, K. E., & Perrier, L. (2006). Accuracy of physician self-assessment compared with observed measures of competence: A systematic review. JAMA, 296(9), 1094-1102. doi:10.1001/jama.296.9.1094
6. Najavits, L. M., & Strupp, H. H. (1994). Differences in the effectiveness of psychodynamic therapists: A process-outcome study. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training, 31(1), 114-123 6. Najavits, L. M., & Strupp, H. H. (1994). Differences in the effectiveness of psychodynamic therapists: A process-outcome study. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training, 31(1), 114-123.
7. Lambert, M. J., & Shimokawa, K. (2011). Collecting client feedback. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training March, 48(1), 72-79. doi:10.1037/a0022238
بازنگری در فرسودگی شغلی.pdf
225.3 KB
بازنگری در فرسودگی شغلی:
ابردرمانگران چه می‌توانند به ما بیاموزند؟
نویسندگان:
اسکات میلر، مارک هابل و فرانچویس متیو
ترجمه و تلخیص: علی فیضی
کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
جامعۀ رواندرمانی دغدغۀ حل و فصل خستگی از همدلی یا خستگی از شفقت را دارد؛ اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آنچه معمولاً به عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌شود -افزایش مراقبت از خود- موثر نیست. در واقع پژوهش دربارۀ موثرترین رواندرمانگران نشان می‌دهد فرسودگی شغلی رواندرمانگران به درگیری هیجانی عمیق ایشان با درمانجو یا اهمیت دادن زیاد به درمانجو و فراموشی مراقبت از خود چندان مرتبط نیست. ابردرمانگران(نام دیگری برای رواندرمانگران ممتاز) به درمانجوی خود اهمیت می‌دهند اما این اهمیت دادن به طور موثری انجام می‌شود: درمانجو نتایج بهتری می‌گیرد و رواندرمانگر خبرگی و چیرگی در کار خود را تجربه می‌کند.
Forwarded from عکس نگار
بهوشیاری بالینی
بعضی پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند که بهوشیاری به صلاحیت خاص و ضروری برای کارآموزان روان‌درمانی تبدیل شود. من پیشنهاد می‌کنم که قدمی فراتر بگذاریم. رواندرمانی به بهوشیاری کلی نیازی ندارد بلکه نیازمند نوع خاصی از بهوشیاری است: خودآگاهی هیجانی و «واکنش ناسنجیده نشان ندادن» در مواجهه با دردناک‎ترین عواطف درمانجویان -غضب، احساس گناه، سوگ و اشتیاق و هوس شدید آنها-؛ یا در مواجهه آن روان‌زخم‌هایی که درمانجویان برداشته‌اند و به قدری طاقت‌فرسایند که ایشان تا نقطۀ خود تخریبی از درد آنها می‌گریزند. من چنین مهارتی را بهوشیاری بالینی می‌نامم: توانایی خودآگاهی هیجانی و واکنش نسنجیده نشان ندادن در مواجهه با درد هیجانی درمانجو. این مهارت در اصل و مبنای روال تمرین عامدانه است. من بهوشیاری بالینی برای رواندرمانی را مثل تناسب جسمانی برای ورزشکاران می‌بینم: عنصر اساسی و مرکزی عملکرد حرفه‌ای که اثر بخشی مرا ارتقا می‌دهد.
کانال آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
منبع:
Rousmaniere, T. (2016). Deliberate practice for psychotherapists: A guide to improving clinical effectiveness. Taylor & Francis.
رواندرمانگر_ممتاز_کاشف_فروتن_خطاهای_خود_است!3.pdf
157.2 KB
رواندرمانگر ممتاز کاشف فروتن خطاهای خود است!
(بخش سوم و پایانی)
کانال تلگرامی آکادمی رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
همانطور که وعده داده بودم در این مطلب شیوه‌های بهبود مهارت در رواندرمانی از طریق بازخورد گرفتن از درمانجو و دریافت نظارت بالینی و نیز پرهیز از گرفتار شدن در توهم اعتبار می‌پردازم.
روان‌درمانی_تحلیلی_کارکردی_استفاده_از_آگاهی،_شجاعت_و_عشق_در_روان‌درمانی.pdf
277.9 KB
داشتن روابط صمیمانه برای سلامت روان ضروری است. احساس‌ تنهایی و ارتباط ضعیف اجتماعی یکی از موارد نگران‌کننده در مورد سلامت عمومی است که به‌ اندازه مصرف سنگین سیگار و بیشتر از مصرف سنگین الکل و چاقی موجب مرگ می‌شود.
روان‌درمانی تحلیلی کارکردی (FAP) رویکردی بافتاری، رفتاری و رابطه‌محور به روان‌درمانی است که روان‌درمانگر در آن بر آنچه تمرکز می‌کند که در جلسه درمان بین درمان‌جو و درمانگر اتفاق می‌افتد. درمانگر از این طریق به رفتارهای بین فردی، آگاهی هیجانی و خود بیانگری ضروری برای درمان‌جویان شکل می‌دهد تا درمان‌جو بتواند روابط صمیمانه‌ای ایجاد کرده و آن‌ها را نگه دارد و نیز زندگی معنی‌داری داشته باشد.
👍1
❓رواندرمانی و مشاوره از که بیاموختی؟ یا جستاری در باب محنت پس از گشوده شدن جعبۀ پاندورای رواشناسی زرد یا عشق به روانشناسی در سال‌های وبای روانشناسی زرد یا هر عنوان دیگری که خوشتون میاد
🖊علی فیضی
🚯قبل از شروع بدانید و آگاه باشید که به قول ابراهیم گلستان در آغاز فیلم اسرار درۀ جنی: «در این چشم‌انداز بیشتر آدم‌ها قلابی‌اند. هرجور شباهت میان آنها و کسان واقعی مایۀ تاسف کسان واقعی باید باشد».
سال 1404 بود و هنوز فاجعه به تمامی رخ نداده بود. آن هنگام چند سالی می‌شد که جعبۀ پاندورای روانشناسی زرد تازه باز شده و زمین روانشناسی اینچنین که می‌بینی به قول تی.اس.الیوت زمین هرز نگشته بود. ما خوش‌خیالان هنوز خبر نداشتیم که چه هیولاهایی از این جعبه سربرآورده‌اند و با روانشناسی و مشاوره چه‌ها که نمی‌کنند. عصری بود دل‌انگیز. اوستاد برای آموزش به شهر ما آمده بود و او را این میل پیدا شد که گرد شهر با من چرخی زند و سوغاتی بخرد. از اوستاد که روانش شاد باد پرسیدم: ای عزیز ارجمند مشاوره و رواندرمانی چگونه بیاموختی؟
اوستاد لختی درنگید و سپس پاسخ داد: «از نامشاوران و نارواندرمانگران. همان‌ها که قبلا روانشناس ناامن خوانده می‌شدند. همان رندان زبانبازی که کارآفرینی ابتذال پیشه کرده بود. همانها که...» زبان در کام کشید. گمانم می‌خواست فحشی بدهد و خویشتنداری کرد. خدایش رحمت کناد که جوشی بود و جدلی.
پرسیدم: مشتاقم بیشتر توضیح دهید.
اوستاد کمی چهره درهم کشید (در تاکسی نوای آقا سیاوش قمیشی به گوش می‌رسید: عجب ای دل عاشق، تو هم حوصله‌ داری ...) و این قسمت تو هم حوصله... را تکرار کرد و ادامه داد: یاللعجب. همین امروز جراتمندی بیاموختی و بلافاصله به کار می‌بندی؟ زمان ماضی، پیش اوستادان، ما را یارای نفس کشیدن نیز نبود. اما باشد، به جهت تقویت این رفتارت داستان برایت بازمی‌گویم. اول بار و به صورت عینی رواندرمانی را نه از طریق کتاب و مدرسه که از سر تصادف و گشت و گذار در اینستاگرام آموختم. دانشجوی بودم و مشتاق یادگیری . روزی در حال گشت و گذار در شبکه‌های مجازی بانویی دیدم که خود را رواندرمانگر بالینی خوانده بود. سرگشته سر به جیب تفکر فرو بردم که مگر رواندرمانگر غیربالینی هم داریم و پاسخی نیافتم. جستجو دربارۀ کار ایشان مقاومت‌ناپذیر می‌نمود و خود دانی که در صنع شبکه‌های مجازی از همین حقۀ ظریف غیرقابل مقاومت‌ بودن استفاده‌ها برده‌اند. جستم و جستم تا به ویدئویی رسیدم که این رواندرمانگر بالینی با نام مشاورۀ آنلاین در صفحۀ خویش به اشتراک گذارده بود. بیست دقیقه ویدئو و چه ظرایف و هنرهایی که از مشاهدۀ آن نیاموختم.
حالاچون تو دانشجوی رواندرمانی هستی اجازتم ده که واژگان فنی در سخن به کار گیرم: این رواندرمانگر بالینیِ در حالِ انجام مشاوره در آن 20 دقیقۀ آغازین مشاوره که به اشتراک گذارده بود محض رضای خدای تعالی یک بار همدلی دقیقی نشان نداد، یک بار چه ساده و چه پیچیده حرفها و احساسات درمانجو را بازتاب نداد. زمان هدف‌گزینی، زد به جادۀ خاکی و بی‌جهت بحث را به حاشیه برد ( که پدرت فلان است و بیسار و نیازمند روان درمانی) و دست آخر بر اساس چند دقیقه حرف، برچسب نفهم به پدر درمانجو زد (دانی که چه سریع مثلث‌سازی نمود). به جای تایید توانمندی‌های درمانجو، همان رفتارهایی که خود درمانجو تا به آن زمان انجام داده و بدان سبب جان به در برده بود را به شکل توصیه به خوردش داد. احساسات و افکار درمانجو را نادیده گرفته و گفت به فال نیک بگیر پدرت رو! در کسری از ثانیه بعد از بیان اهداف و رویاها از طرف درمانجو، این مهم را نسبت داد به خود جناب مستطابش: «دیدی در کسری از ثانیه به حرفم رسیدی؟ و داری رشد می‌کنی بلکه متحول می‌شوی؟»
دو سه دقیقه آخر رفت هم رفت به جایگاه سخنرانی و به نشانه‌های واضحی که نشان می‌داد درمانجو میل به حرف زدن دارد بی‌اعتنایی کرد و بعدها دریافتم شاهکارش این بود که در آن بیست دقیقه مصاحبه آغازین بیشتر از درمانجو حرف زد.
نمی‌دانم چرا کار به گمانم درست نمی‌نمود اما انبوه پیروان صفحۀ درمانگر برایم عجیب و در تناقض با گمان و حدسم در نظر می‌آمد. پر از سوال و حیرت‌، ویدئو به پیش اوستاد خود بردم و از او راهنمایی خواستم. نگریست و جا خورد جاخوردنی. بلافاصله به لب‌تاپ خویش دست یازید و مرا با کارل راجرز و بروس ومپولد آشنا ساخت و به پژوهش‌های اسکات دی.میلر . تونی رومنیر و داریل چو دربارۀ رواندرمانگران ممتاز و خبره پرداخت و با اشاره به صفحۀ موبایل، کلامی گفت سخت اثربخش: «آنچه در این ویدئو دیدی را خوب به یاد بسپار و تو نکن آنچه ایشان کرد. تو نرو راهی که ایشان در این جلسه رفت.» من توصیۀ اوستاد به چشم نهادم و به جد کوشیدم.
سالها بعد اوستاد به رحمت ایزدی پیوست. او را شبی به خواب دیدم، قیافه‌اش شباهت عجیبی به رابین ویلیامز در فیلم انجمن شاعران مرده یافته بود و کیبوردی عظیم به دست گرفته بود و به نبرد با گوشی تلفن همراه غول‌آسای زشت رویی می‌رفت. چهرۀ گوشی صفحه‌ای بود اینستاگرامی که میلیون‌ها فالوئر از آن بیرون می‌ریخت و مدام ویدئوهای تبلیغاتی و آموزشی‌نما از خود به در می‌کرد. از اوستاد پرسیدم: «ای ناخدا! ناخدای من این چه حالت است؟» دوباره آن اخم معروف بر چهره‌اش نشست و به سان سربازی دست از جان شسته فریاد کشید: «ای دانشجو! این چه وضعشه؟ اینا کین؟ از کجا اومدن؟ چرا اینطوری حرف می‌زنند؟ اینا چیه دارن می‌گن؟» حیرت زده از تغییر لحن اوستاد از خواب پریدم. یادم آمد که سالهاست دیگر حرفه‌ای به نام روانشناسی و مشاوره در ایران وجود ندارد. همچون داغدیده‌ای از گزند فراق التیام نیافته سخت گریستم. نیمه شب بود و یک دفعه صدای رسیدن پیامکی در گوشی‌ام پیچید: دعوت به حضور در شامورتا (شبکۀ محبوب مجازی عصر من) بود.
#روانشناس_ناامن
#روانشناس_امن؟
#خبرگی_در_رواندرمانی؟
#رواندرمانگر_ممتاز؟
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
#تمرین_عامدانه #خبرگی_در_رواندرمانی #رواندرمانگر_ممتاز https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
افزایش خبرگی و مهارت در مهارت‌های پایه‌ای رواندرمانی (facilitative interpersonal skills) با استفاده از تمرین عامدانه
دکتر تونی رومنیر
مترجم: دکتر علی فیضی
اما چرا این مهارت‌ها؟
1. برخی از مهمترین مهارت‌های درمانی برای رواندرمانگران، مهارت‌های ارتباطی بین‌فردی است که شامل هماهنگی با درمانجو، همدلی و پاسخگویی می‌شوند (اندرسون، اوگلس، پترسون، لمبرت و ورمیرش، 2009؛ بوسول و کاستانوگی، 2007؛ هچر، 2015؛ نورکراس، 2011). مهارت‌های ارتباطی برای همۀ الگوهای بزرگ رواندرمانی لازم‌اند. در واقع یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند تاثیر مهارت‌های ارتباطی درمانگران بر نتیجۀ درمان در مقایسه با الگوی انتخابی آنها یا وفاداری‌شان به یک الگو، ده برابر بیشتر است (ومپولد و ایمل، 2015).
2. تاثیر مهارت‌های ارتباطی درمانگر وابسته به مهارت‌های درون‌فردی درمانگر و ظرفیت روانشناختی او برای هماهنگ ماندن با درمانجو به وقتی است که درمانگر احساس ناراحتی می‌کند. به عنوان مثال، درمانگری را در نظر بگیرید که وقتی درمانجویانش عصبانی یا خودکشی‌گرا می‌شوند یا ترومایی را توصیف می‌کنند ناراحت می‌شود. این تجربه می‌تواند موجب منفصل شدن درمانگر، تغییر دادن موضع و یا حتی جرو بحث با درمانجویان شود. این فرایند که اجتناب از تجربه نامیده شده، در میان بسیاری از الگوهای رواندرمانی از رفتاردرمانی شناختی گرفته تا رواندرمانی روانپویشی به عنوان یکی از موانع عمدۀ موفقیت درمانی معرفی شده است (ابانکز-کارتر، موران و سفران، 2015؛ گرینبرگ، 2010؛ هِیز، فولت و لینهان، 2004؛ همبری، راچ و فوا، 2003).

منابع:
Anderson, T., Ogles, B. M., Patterson, C. L., Lambert, M. J., & Vermeersch, D. A. (2009).
Therapist effects: Facilitative interpersonal skills as a predictor of therapist success. Journal
of Clinical Psychology, 65, 755–768.
Boswell, J. F., & Castonguay, L. G. (2007). Psychotherapy training: Suggestions for core
ingredients and future research. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training,
44(4), 378–383. doi:10.1037/0033-3204.44.4.378
Hatcher, R. L. (2015). Interpersonal competencies: Responsiveness, technique, and training in psychotherapy. American Psychologist, 70(8), 747–757. doi:10.1037/ a0039803
Norcross, J. C. (2011). Psychotherapy relationships that work: Evidence-based responsiveness (2nd ed.). Oxford, England: Oxford University Press.
Wampold, B. E., & Imel, Z. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for
what makes psychotherapy work (2nd ed.). New York, NY: Routledge.
Eubanks-Carter, C., Muran, J. C., & Safran, J. D. (2015). Alliance-focused training.
Psychotherapy, 52(2), 169–173.
Greenberg, L. S. (2010). Emotion-focused therapy. Washington, DC: American Psychology
Association Press.
Hayes, S. C., Follette, V. M., & Linehan, M. M. (Eds.). (2004). Mindfulness and acceptance:
Expanding the cognitive behavioral tradition. New York, NY: Guilford Press.
Hembree, E. A., Rauch, S. A. M., & Foa, E. B. (2003). Beyond the manual: The insider’s
guide to prolonged exposure therapy for PTSD. Cognitive and Behavioral Practice, 10(1),
22–30
Forwarded from Farshad Lavafpour Nouri
سومین ویرایش این کتاب، درمانگران را یاری می کند تا زوج ها را بر اساس دیدگاه های چندگانه و با فنون متعدد، مفهوم پردازی و درمان کنند. نویسندگان از هیچ رویکرد زوج درمانی واحدی حمایت نمی کنند و در عوض، اصول و فنون اساسی را با قابلیت کاربرد فراوان و با قدرت فراخوانی تغییر ارائه می دهند که این کتاب را به سودمندترین منبع در زمینۀ #زوج_درمانی_سیستمی_یکپارچه_نگر تبدیل می کند.

در سراسراین کتاب، نویسندگان سیستم های فردی، تعاملی، و بین نسلی هر مراجع را در نظر می گیرند. #مدل_بین_سیستمیِ جرالد ویکس که یک فراچارچوب جامع، یکپارچه نگر و بافتارگرا است، می تواند با رویکردهای درمانی موجود انطباق پیدا کند. این مدل بر اصول درمانی تأکید دارد و می تواند ارزیابی و مفهوم پردازی مشکلات زوجها را تسهیل کرده و مداخلات سودمندی را در اختیار بگذارد. زوج درمانگران ترغیب می شوند تا به جای اینکه مراجع را به اجبار با نظریۀ خود سازگار کنند، از اصول این کتاب برای بهسازی فرایند درمان و سازگار نمودن رویکردشان با مراجع بهره ببرند.



#زوج_درمانی

#مشاورۀ_خانواده

#درمان_سیستمی
مهارت‌های ارتباطی درمانگر و ظرفیت فراهیجانی او
مترجم: دکتر علی فیضی
1. برخی از مهمترین مهارت‌های درمانی برای رواندرمانگران، مهارت‌های ارتباطی بین‌فردی است که شامل هماهنگی با درمانجو، همدلی و پاسخگویی می‌شوند (اندرسون، اوگلس، پترسون، لمبرت و ورمیرش، 2009؛ بوسول و کاستانوگی، 2007؛ هچر، 2015؛ نورکراس، 2011). مهارت‌های ارتباطی برای همۀ الگوهای بزرگ رواندرمانی لازم‌اند. در واقع یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند تاثیر مهارت‌های ارتباطی درمانگران بر نتیجۀ درمان در مقایسه با الگوی انتخابی آنها یا وفاداری‌شان به یک الگو، ده برابر بیشتر است (ومپولد و ایمل، 2015).
2. تاثیر مهارت‌های ارتباطی درمانگر وابسته به مهارت‌های درون‌فردی درمانگر و ظرفیت روانشناختی او برای هماهنگ ماندن با درمانجو به وقتی است که درمانگر احساس ناراحتی می‌کند. به عنوان مثال، درمانگری را در نظر بگیرید که وقتی درمانجویانش عصبانی یا خودکشی‌گرا می‌شوند یا ترومایی را توصیف می‌کنند ناراحت می‌شود. این تجربه می‌تواند موجب منفصل شدن درمانگر، تغییر دادن موضع و یا حتی جرو بحث با درمانجویان شود. این فرایند که اجتناب از تجربه نامیده شده، در میان بسیاری از الگوهای رواندرمانی از رفتاردرمانی شناختی گرفته تا رواندرمانی روانپویشی به عنوان یکی از موانع عمدۀ موفقیت درمانی معرفی شده است (ابانکز-کارتر، موران و سفران، 2015؛ گرینبرگ، 2010؛ هِیز، فولت و لینهان، 2004؛ همبری، راچ و فوا، 2003).
https://t.me/AcademyofPsychotherapy

منابع:
Anderson, T., Ogles, B. M., Patterson, C. L., Lambert, M. J., & Vermeersch, D. A. (2009).
Therapist effects: Facilitative interpersonal skills as a predictor of therapist success. Journal
of Clinical Psychology, 65, 755–768.
Boswell, J. F., & Castonguay, L. G. (2007). Psychotherapy training: Suggestions for core
ingredients and future research. Psychotherapy: Theory, Research, Practice, Training,
44(4), 378–383. doi:10.1037/0033-3204.44.4.378
Hatcher, R. L. (2015). Interpersonal competencies: Responsiveness, technique, and training in psychotherapy. American Psychologist, 70(8), 747–757. doi:10.1037/ a0039803
Norcross, J. C. (2011). Psychotherapy relationships that work: Evidence-based responsiveness (2nd ed.). Oxford, England: Oxford University Press.
Wampold, B. E., & Imel, Z. (2015). The great psychotherapy debate: The evidence for
what makes psychotherapy work (2nd ed.). New York, NY: Routledge.
Eubanks-Carter, C., Muran, J. C., & Safran, J. D. (2015). Alliance-focused training.
Psychotherapy, 52(2), 169–173.
Greenberg, L. S. (2010). Emotion-focused therapy. Washington, DC: American Psychology
Association Press.
Hayes, S. C., Follette, V. M., & Linehan, M. M. (Eds.). (2004). Mindfulness and acceptance:
Expanding the cognitive behavioral tradition. New York, NY: Guilford Press.
Hembree, E. A., Rauch, S. A. M., & Foa, E. B. (2003). Beyond the manual: The insider’s
guide to prolonged exposure therapy for PTSD. Cognitive and Behavioral Practice, 10(1),
22–30
عکس نگار
بهوشیاری بالینی بعضی پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند که بهوشیاری به صلاحیت خاص و ضروری برای کارآموزان روان‌درمانی تبدیل شود. من پیشنهاد می‌کنم که قدمی فراتر بگذاریم. رواندرمانی به بهوشیاری کلی نیازی ندارد بلکه نیازمند نوع خاصی از بهوشیاری است: خودآگاهی هیجانی و…
نکته‌هایی برای خوداندیشی و افزایش بهوشیاری بالینی
تدوین و ترجمه: دکتر علی فیضی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
در مطالب قبلی به بهوشیاری بالینی اشاره کرده بودم. بنا به تعریفی که دکتر تونی رومنیر از بهوشیاری بالینی ارائه می‌کند این مهارت در عمل به معنای «توانایی خودآگاهی هیجانی و واکنش نسنجیده نشان ندادن در مواجهه با درد هیجانی درمانجو. این مهارت در اصل و مبنای روال تمرین عامدانه است.» همانطور که در مطالب قبلی مربوط به تمرین عامدانه بیان کرده‌ام برای انجام تمرین عامدانه جهت بهبود و ارتقای مهارت‌های اساسی رواندرمانی از جمله بهوشیاری بالینی، مشاهدۀ عملکرد و طراحی اهداف یادگیری کوچک بر اساس این مشاهده لازم است.
برای تحلیل عملکردمان در جلسۀ رواندرمانی (مخصوصا موقع مشاهدۀ نسخۀ ضبط شدۀ جلسه) توجه به مواردی که در ادامه می‌آید می‌تواند مفید واقع شود:
• توجه کنید که چطور با استرس مقابله می‌کنید.
• توجه کنید که چطور با تعارض مقابله می‌کنید.
• توجه کنید که چطور به تقابل و مواجهه پاسخ می‌دهید.
• توجه کنید که چطور به تعریف و تمجید شنیدن از درمانجو پاسخ می‌دهید.
• توجه کنید وقتی با انتقاد درمانجو از رفتارهایتان مواجه می‌شوید چه می‌کنید.
• توجه کنید که وقتی درون جلسه غم، ترس، خشم، بیزاری، خوشنودی، اشتیاق روبه‌رو می‌شوید چه می‌کنید.
• توجه کنید که به قضاوت درمانجو چطور پاسخ می‌دهید.
• توجه کنید که وقتی قرار است به نکتۀ دشواری در جلسه بپردازید چه واکنش‌های فکری، هیجانی و جسمانی را تجربه می‌کنید و به این تجربه‌های خود چطور پاسخ می‌دهید.
• توجه کنید وقتی رفتارهایی از درمانجو می‌بینید که به نظر شما بهترین پیامد را برای او ندارند چه واکنشی نشان می‌دهید.
• وقتی خودسرزنشگری درمانجو درون جلسه را مشاهده می‌کنید یا گزارش‌هایی که از خود تخریب‌گری‌اش می‌دهد را می‌شنوید توجه کنید که چه واکنش‌های فکری، هیجانی و جسمانی را تجربه می‌کنید و به این تجربه‌های خود چطور پاسخ می‌دهید؟
.شایان ذکر است که:
1. توجه درمانگر به چنین نکته‌هایی در زندگی‌روزمره‌اش می‌تواند بهوشیاری کلی او را تقویت کند.
2. درمانگر می‌تواند با جلب توجه درمانجو به این موارد-در جلسه و بیرون از جلسه- می‌تواند به ارتقای توانایی خوداندیشی و بهوشیاری او کمک کند.
نکتۀ نهایی این که راهنمایی‌هالی بالا در اصل از کتاب زیر برگرفته شده و برای حرکت به سوی ارتقای بهوشیاری بالینی مناسب‌سازی شده‌اند.
Hendel, H. J. (2018). It's Not Always Depression: A New Theory of Listening to Your Body, Discovering Core Emotions and Reconnecting with Your Authentic Self. Penguin UK.