🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🔸پیشنوشت:
یکی از همراهان ارجمند ادبسار برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژهی «رانت» فرستادهاند که همراه با روشنگریِ آن در پی میآید.
شما نیز میتوانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.
رانتخوار ❌
روتانگر، روتنده ✔️
رانتخواری کرد ❌
روتاند، روتانید، روتانگری کرد ✔️
واژهی «رانت» در زبان پارسی برگرفته از واژهی Rente فرانسوی و Rent انگلیسی است.
در بومداتیک/دانش اقتصاد این واژه کاربرد گستردهیی دارد و درآمدی است که بی کوشش به دست میآید. رانتخوارها با بهرهگیری از رهیافتهای ساستاریک و بومداتی(اقتصادی)شان یا از رهگذر آشنایان، بیدادگرانه به سرمایههای هنگفتی دست پیدا میکنند.
«رانت» در فرانسوی همریشه است با rótan در پهلوی
Phl: rótan
به چمِ «به دست آوردن سرمایه با تاراج و غارت»
این واژه در زبان لری فیلی نیز پرکاربرد است، نمونه را:
درخت را روتنا (=بروجردی)
روتَن(خرم ابادی و بالاگریوهیی)
هرچه میوه داشت و نداشت، بکند و ببرد و هیچ نگذاشت.
در کردی «ڕوتاندنەوە» به چمِ «برگ و پر کندن و کنایه از سوءاستفاده مالی، دار و ندار کسی را گرفتن» آمده است.
در بلوچی نیز کارواژهی «روت کَنَگ، روت جَنَگ، روتَگ و...» را نزدیک به همین بِگرتها و مفهومها داریم.
از این روی، تا زمانی که واژهیی درخور و ریشهدار و پرسون(دقیق) داریم، باید آن را به کار بریم و نیازی به نوواژه هم نخواهیم داشت.
فرستنده #بلال_ریگی
#پارسی_پاک
#رانت #Rent #Rente
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
🔸پیشنوشت:
یکی از همراهان ارجمند ادبسار برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژهی «رانت» فرستادهاند که همراه با روشنگریِ آن در پی میآید.
شما نیز میتوانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.
رانتخوار ❌
روتانگر، روتنده ✔️
رانتخواری کرد ❌
روتاند، روتانید، روتانگری کرد ✔️
واژهی «رانت» در زبان پارسی برگرفته از واژهی Rente فرانسوی و Rent انگلیسی است.
در بومداتیک/دانش اقتصاد این واژه کاربرد گستردهیی دارد و درآمدی است که بی کوشش به دست میآید. رانتخوارها با بهرهگیری از رهیافتهای ساستاریک و بومداتی(اقتصادی)شان یا از رهگذر آشنایان، بیدادگرانه به سرمایههای هنگفتی دست پیدا میکنند.
«رانت» در فرانسوی همریشه است با rótan در پهلوی
Phl: rótan
به چمِ «به دست آوردن سرمایه با تاراج و غارت»
این واژه در زبان لری فیلی نیز پرکاربرد است، نمونه را:
درخت را روتنا (=بروجردی)
روتَن(خرم ابادی و بالاگریوهیی)
هرچه میوه داشت و نداشت، بکند و ببرد و هیچ نگذاشت.
در کردی «ڕوتاندنەوە» به چمِ «برگ و پر کندن و کنایه از سوءاستفاده مالی، دار و ندار کسی را گرفتن» آمده است.
در بلوچی نیز کارواژهی «روت کَنَگ، روت جَنَگ، روتَگ و...» را نزدیک به همین بِگرتها و مفهومها داریم.
از این روی، تا زمانی که واژهیی درخور و ریشهدار و پرسون(دقیق) داریم، باید آن را به کار بریم و نیازی به نوواژه هم نخواهیم داشت.
فرستنده #بلال_ریگی
#پارسی_پاک
#رانت #Rent #Rente
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar 🔅پیام شما 🔸پیشنوشت: یکی از همراهان ارجمند ادبسار برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژهی «رانت» فرستادهاند که همراه با روشنگریِ آن در پی میآید. شما نیز میتوانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود. رانتخوار ❌…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود بر شما
در مورد پیام آخر کانالتون «رانت»۱،
در زبان لری بختیاری، «ریتِنیدِن» یعنی لخت کردن. درخت را بی شاخه و برگ کردن
مثلا میگن شیخ هونه یا دارایی فلانی ریتِنی
یعنی شیخ خانه و دارایی فلانی را لخت کرد و غارت کرد
فرستنده: کوروش دورکی خودآفِری
#رانت #Rent #Rente
۱ـ t.me/AdabSar/11488
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود بر شما
در مورد پیام آخر کانالتون «رانت»۱،
در زبان لری بختیاری، «ریتِنیدِن» یعنی لخت کردن. درخت را بی شاخه و برگ کردن
مثلا میگن شیخ هونه یا دارایی فلانی ریتِنی
یعنی شیخ خانه و دارایی فلانی را لخت کرد و غارت کرد
فرستنده: کوروش دورکی خودآفِری
#رانت #Rent #Rente
۱ـ t.me/AdabSar/11488
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar 🔅پیام شما 🔸پیشنوشت: یکی از همراهان ارجمند ادبسار برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژهی «رانت» فرستادهاند که همراه با روشنگریِ آن در پی میآید. شما نیز میتوانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود. رانتخوار ❌…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
ریتِنیدَن که دوستمون گفتن در تمام گویش های جنوب غربی کاربرد داره. از جمله در دزفولی، شوشتری، بهبهانی، هندیجانی و... این کارواژه از بن rū اوستائی به چمار "در آوردن، بیرون کشیدن، کندن" برآمده و از طریق زبان پارسی میانه (پارسیگ) به گویش هیا جنوب غربی ایران راه یافته است.
ریتِنیدَن (ritenidan)
(کارواژه)
کندن مو یا پر پرندگان به سختی و شدت.
تراشیدن چوب یا شاخهی درختان و مانند اینها.
کنایه از جابجا خراشیدن پوست بدن.
ـ***
"ریتِنیدَن" از ریشهی "پروتو" هندواروپایی (H)ruH* برآمده، که در اسلاوی کلیسایی کهن ryti، ایسلندی باستان rýja ، لاتین rūta، لیتوانی ráuti، لتونی raÛt، چکوسلواکی rýja، صربوکرواتی rïti، اسلواکی ryt، اسلوونیایی ríti و بلغاری ríja نیز دیده میشود.
ـ rótan پارسیگ(فارسی میانه) به چمِ "بهدست آوردن سرمایه با تاراج و غارت"(در ارداویرازنامه rūdag به چم "برهنه" از همین ریشه است) از rūta* ایرانی باستان برآمده که آن نیز از ریشهی rū به چمار "در آوردن، بیرون کشیدن، کندن" بوده و با Rente فرانسوی و Rent انگلیسی همریشه است که امروزه در زبان فارسی به شکل رانت از فرانسوی، مورد کاربرد میباشد.
در سانسکریت luـ (: بریدن، قطع کردن، کندن، در آوردن) که lava (: بُرش، تکّه) و laví و lavítraـ (: داس) از آن برآمدهاند.
لغتنامهی دهخدا هم rūt را به چمار "برهنه، عریان، لخت" آورده.
از دیگر واژگان مشترک با "ریتِنیدَن" میتوان به سکایی rūmai (:بیرون کشید، کَند)، آسی(ایرونی) lyx، دیگوری lux (:شکاف، بُرش، چاک)، پراچی luč (:برهنه، لخت)، وَخی rut و سَریکُلی rüt (هر دو به چم علفهای هرز را زدودن، وجین)، فارسی یهودی rūdan (:کندن، در آوردن، پاک کردن، روده کردن)، بلوچی run- و rūn-(:درو کردن) اشاره کرد.
همچنین rōt (: از هم وارفته، لهیده، پوسیده) و rōt-rōt (: تارتار شده، نخنخ شده،رشتهرشته شده) در سیستانی، rit(:لخت) اِسفَرایِنی، lōd (:برهنه، لخت) خوانساری، řīt,rūt (:لخت) گورانی، lüt (:برهنه)کِرینگانی، rütał,lüat,rüt (:لخت، برهنه،پر کنده) کلهری، rītnīδen (:کندن پشم، لخت کردن) و rītehesten (:کنده شدن پشم،لخت شدن)و ritinide(:لاغر بودن، مردنی، بیموئی) بختیاری، rītanâyan (:لخت کردن) و rītēsan (:لخت شدن) بویر احمدی، loht budan(:لخت شدن)و loht kerdan(:لختکردن) لارستانی، "روتَن" خرمآبادی و بالاگریوهای و مصدرها و کارواژههای: روتاندن، رووت کردن، رووت کردنهوه، رووت کرن، رووتهو کردن، رووتهوه کردن، همه به چم "برهنه کردن" در زبان کردی، از همین رگ و ریشهاند.
در همین راستا در بهبهانی رّیتِّنیدِه(: عریان کردن، لخت کردن، بی شاخ و برگ کردن درخت، کندن میوه، کندن پر و پشم و مو، دست کسی را خالی کردن از مال و دارایی، تراشیدن سر) و رّیتِّسِّه (: لخت شده (شدن)، عریان شده(شدن)، بی شاخ و بی برگ شده(شدن)، رّیتّ (:لخت، عریان، بی شاخ و بی برگ و...)، کُتُ رّیتّ (: لخت و برهنه کردن همراه با اذّیت، چیدن میوههای درخت به همراه کندن تمام و کمال برگها و شاخهها) و rītanīdan (:از ریشه کندن گیاه یا مو) در گویش شوشتری و هندیجانی، حتا "رَوذَق"(:پوست دباغی شده) عربی، همگی از همین ریشهی هندواروپایی برآمدهاند.
فرستنده: حبیب شوکتی نیا
#رانت #Rent #Rente
🚩این فِرِستِه با نگاه به این پیامها فرستاده شده است:
۱ـ t.me/AdabSar/11488
۲ـ t.me/AdabSar/11502
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
ریتِنیدَن که دوستمون گفتن در تمام گویش های جنوب غربی کاربرد داره. از جمله در دزفولی، شوشتری، بهبهانی، هندیجانی و... این کارواژه از بن rū اوستائی به چمار "در آوردن، بیرون کشیدن، کندن" برآمده و از طریق زبان پارسی میانه (پارسیگ) به گویش هیا جنوب غربی ایران راه یافته است.
ریتِنیدَن (ritenidan)
(کارواژه)
کندن مو یا پر پرندگان به سختی و شدت.
تراشیدن چوب یا شاخهی درختان و مانند اینها.
کنایه از جابجا خراشیدن پوست بدن.
ـ***
"ریتِنیدَن" از ریشهی "پروتو" هندواروپایی (H)ruH* برآمده، که در اسلاوی کلیسایی کهن ryti، ایسلندی باستان rýja ، لاتین rūta، لیتوانی ráuti، لتونی raÛt، چکوسلواکی rýja، صربوکرواتی rïti، اسلواکی ryt، اسلوونیایی ríti و بلغاری ríja نیز دیده میشود.
ـ rótan پارسیگ(فارسی میانه) به چمِ "بهدست آوردن سرمایه با تاراج و غارت"(در ارداویرازنامه rūdag به چم "برهنه" از همین ریشه است) از rūta* ایرانی باستان برآمده که آن نیز از ریشهی rū به چمار "در آوردن، بیرون کشیدن، کندن" بوده و با Rente فرانسوی و Rent انگلیسی همریشه است که امروزه در زبان فارسی به شکل رانت از فرانسوی، مورد کاربرد میباشد.
در سانسکریت luـ (: بریدن، قطع کردن، کندن، در آوردن) که lava (: بُرش، تکّه) و laví و lavítraـ (: داس) از آن برآمدهاند.
لغتنامهی دهخدا هم rūt را به چمار "برهنه، عریان، لخت" آورده.
از دیگر واژگان مشترک با "ریتِنیدَن" میتوان به سکایی rūmai (:بیرون کشید، کَند)، آسی(ایرونی) lyx، دیگوری lux (:شکاف، بُرش، چاک)، پراچی luč (:برهنه، لخت)، وَخی rut و سَریکُلی rüt (هر دو به چم علفهای هرز را زدودن، وجین)، فارسی یهودی rūdan (:کندن، در آوردن، پاک کردن، روده کردن)، بلوچی run- و rūn-(:درو کردن) اشاره کرد.
همچنین rōt (: از هم وارفته، لهیده، پوسیده) و rōt-rōt (: تارتار شده، نخنخ شده،رشتهرشته شده) در سیستانی، rit(:لخت) اِسفَرایِنی، lōd (:برهنه، لخت) خوانساری، řīt,rūt (:لخت) گورانی، lüt (:برهنه)کِرینگانی، rütał,lüat,rüt (:لخت، برهنه،پر کنده) کلهری، rītnīδen (:کندن پشم، لخت کردن) و rītehesten (:کنده شدن پشم،لخت شدن)و ritinide(:لاغر بودن، مردنی، بیموئی) بختیاری، rītanâyan (:لخت کردن) و rītēsan (:لخت شدن) بویر احمدی، loht budan(:لخت شدن)و loht kerdan(:لختکردن) لارستانی، "روتَن" خرمآبادی و بالاگریوهای و مصدرها و کارواژههای: روتاندن، رووت کردن، رووت کردنهوه، رووت کرن، رووتهو کردن، رووتهوه کردن، همه به چم "برهنه کردن" در زبان کردی، از همین رگ و ریشهاند.
در همین راستا در بهبهانی رّیتِّنیدِه(: عریان کردن، لخت کردن، بی شاخ و برگ کردن درخت، کندن میوه، کندن پر و پشم و مو، دست کسی را خالی کردن از مال و دارایی، تراشیدن سر) و رّیتِّسِّه (: لخت شده (شدن)، عریان شده(شدن)، بی شاخ و بی برگ شده(شدن)، رّیتّ (:لخت، عریان، بی شاخ و بی برگ و...)، کُتُ رّیتّ (: لخت و برهنه کردن همراه با اذّیت، چیدن میوههای درخت به همراه کندن تمام و کمال برگها و شاخهها) و rītanīdan (:از ریشه کندن گیاه یا مو) در گویش شوشتری و هندیجانی، حتا "رَوذَق"(:پوست دباغی شده) عربی، همگی از همین ریشهی هندواروپایی برآمدهاند.
فرستنده: حبیب شوکتی نیا
#رانت #Rent #Rente
🚩این فِرِستِه با نگاه به این پیامها فرستاده شده است:
۱ـ t.me/AdabSar/11488
۲ـ t.me/AdabSar/11502
@AdabSar
🔷💠🔹🔹