#پریسا
روزهای هفته هرکدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند!
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده توبا خانم است: دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس.
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد.
دوشنبه شکل آقای حشمتالممالک است: متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا.
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است؛ مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصه های بیدلیل و یکجور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دِلِی دِلِی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقه شماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره، حتا آسمان و درختها و هوا!
از کتاب #خاطره_های_پراکنده
نوشتهی #گلی_ترقی
#ادبیات_ایران
@AdabSar
روزهای هفته هرکدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند!
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده توبا خانم است: دراز، لاغر، با چشمهای ریز بدجنس.
یکشنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط میچرخد.
دوشنبه شکل آقای حشمتالممالک است: متین، موقر، با کت و شلوار خاکستری و عصا.
سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خُل است. چاق و چله و بگو بخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.
پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است؛ مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصه های بیدلیل و یکجور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دِلِی دِلِی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقه شماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره، حتا آسمان و درختها و هوا!
از کتاب #خاطره_های_پراکنده
نوشتهی #گلی_ترقی
#ادبیات_ایران
@AdabSar