Amir Taheri امیر طاهری
6.52K subscribers
4.26K photos
2.82K videos
1 file
3.71K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
حرومزاده‌های جمهوری اسلامی برای دادگاه‌های نمایشی‌شون یک بخشی دارند به‌نام "بخش گریم مجرمانه".
بچه‌های اسیر شده‌ی مردم رو میگیرن قیافه‌هاشون رو شبیه خلافکارهای سابقه‌دار گریم میکنن و بعد میفرستن دادگاه تا جرم‌هایی که بهشون بستن، برای احمقهای ساده‌لوح باورپذیر بشه
#احسان_حسینی_پور

Sheldon



@AmirTaheri4
👍34🔥9😱93
امیر طاهری:
آمریکا و گزینه‌هایی که روی میز می‌ماند

۲۴. بهمن ۲۵۸۴

«همه گزینه‌ها روی میز است!» این جمله را نخستین بار کی شنیدید؟ من این جمله را برای اولین بار چند روز پس از حمله دانشجویان «خط امام» به سفارت آمریکا از جیمی کارتر، رئیس‌جمهوری وقت ایالات‌متحده، شنیدم که آن را با تکان دادن انگشت زنهار در برابر دوربین‌های تلویزیونی، شلیک می‌کرد. جمله جالبی بود، زیرا در حالی که لباس عزم جزم بر تن داشت، می‌شد دید که برهنه است. در دهه‌هایی که گذشت، همین جمله را از تمامی روسای جمهوری آمریکا‌، رونالد ریگان، جورج بوش پدر، بیل کلینتون، جورج بوش پسر، باراک اوباما، جو بایدن و البته دونالد ترامپ شنیده‌ایم؛ البته هر یک با لحنی متفاوت.

کارتر در حالی که از «همه گزینه‌ها» سخن می‌گفت، سرش را به علامت تأسف تکان می‌داد. مثل اینکه می‌خواست بگوید حیف شد که من و آیت‌الله که هر دو مردان مؤمن هستیم، نتوانستیم باهم کارکنیم. مگر من دو نامه تقریباً عاشقانه برای آیت‌الله ننوشته بودم؟ مگر من با اعزام رمزی کلارک و جورج بال همراه با چند مأمور دو تابعیتی به نوفل‌لوشاتو، قول نداده بودم که دوست خوبی برای انقلاب اسلامی باشم؟ مگر مشاور امنیتی من، زبیگنیو برژینسکی، در دیدار با نخست‌وزیر آیت‌الله یعنی مهدی بازرگان، قول نداد که آمریکا بهترین دوست رژیم جدید در تهران خواهد بود؟

ریگان که پیش از انتخابات آمریکا با «امام» در تماس غیرمستقیم بود تا آزادی گروگان‌ها به تعویق افتد، عبارت «همه گزینه‌ها» را با لحن تهدیدآمیز بیان می‌کرد، اما در همان حال برنامه قاچاق اسلحه به تهران را با کمک اسرائیل پیش می‌برد و هدایایی مانند یک کیک به شکل کلید، یک هفت‌تیر کلت و یک جلد از انجیل با جلد چرمی برای آیت‌الله می‌فرستاد.

جورج بوش پدر حتی پیش از انتخاب، با آیت‌الله در تماس بود. آن‌هم تماس دوشاخه‌ای؛ یک شاخه مربوط می‌شد به تماس با میرحسین موسوی خامنه، نخست‌وزیر وقت امام، و یک شاخه دیگر وصل می‌شد به حجت‌الاسلام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی که برای مدتی کوتاه «مرد نیرومند» آینده در تهران تصور می‌شد.

بیل کلینتون از همه «گزینه‌ها» یکی را برگزید: عذرخواهی از جمهوری اسلامی ایران برای صدماتی که «فرهنگ و تمدن غربی» به ایران زده بود، همراه با این ادعای غریب که رهبران جمهوری اسلامی سیاست‌هایشان نزدیک‌تر است به سیاست‌های حزب دموکرات.

جورج بوش پسر به تشویق تونی بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس، معتقد شده بود که جمهوری اسلامی با «رهبر جوان» پس از خمینی، می‌تواند بهترین متحد ایالات‌متحده در خاورمیانه شود و همکاری‌هایی را که در سطح تاکتیکی در جنگ‌های افغانستان و عراق ارائه داده بود، در مقیاسی وسیع‌تر به مرحله فرابردی برساند. در بیانیه‌ای که خانم کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت، انتشار داد، حتی یک کلمه در مورداحترام به حقوق بشر مردم ایران دیده نمی‌شد.

اوباما، از سوی دیگر، به‌راستی هم‌رزم آیت‌الله‌های تهران بود. او آمریکا را قدرتی امپریالیستی می‌دانست که می‌بایستی تقاص پس بدهد. اوباما کل مسئله ایران را که در واقع مربوط می‌شود به تسلط یک نظام ضدانسانی بر یک ملت بزرگ و متمدن را تقلیل داد به مسئله خیالی اتمی شدن ایران و راه را برای دو دهه نمایش مذاکراتی یا مذاکرات نمایشی به عنوان «گزینه» برتر باز کرد.

بایدن، از سوی دیگر، لااقل در لحظه‌هایی که هنوز بیدار بود، همان سیاست اوباما را ادامه داد، بی‌آنکه عبارت «همه گزینه‌ها» را فراموش کند.

ترامپ در دور اول، چنان سرگرم الاکلنگ سیاسی داخلی بود که چندان توجهی به مسائل خارجی نداشت، اما او نیز هرگاه با پرسشی درباره ایران خود را در منگنه می‌دید، به همان عبارت «همه گزینه‌ها» متوسل می‌شد.

جورج شولتز، یکی از داناترین مردان سیاسی آمریکا در سال‌های اخیر، اندکی پس از پایان خدمتش به‌عنوان وزیر خارجه ریگان، به این نتیجه رسیده بود که جمهوری اسلامی مانند مرض قندی می‌ماند که قابل معالجه نیست، اما اگر دارودرمانی شود، شما را نخواهد کشت. به همین سبب او فکر می‌کرد که انقلابیون اسلامی تهران را باید به حال خودشان گذاشت تا در سوپ خود بجوشند.

مشکل اینجا بود که انقلابیون اسلامی تهران حاضر نبودند از ضدیت با آمریکا دست‌بردارند، زیرا بدون این ضدیت، به قول محمدجواد ظریف، تنزل می‌یافتند به سطح کشوری مانند پاکستان که اسلامی است، اما کسی به آن توجه ندارد.

امیر طاهری
امیر طاهری
از سوی دیگر، آیت‌الله‌ها آمریکاستیزی را برای حفظ مؤتلفان چپ‌گرا و مصدقی‌چی خود ضروری می‌دانستند. در سطح بین‌المللی، نیز آمریکاستیزی به آیت‌الله‌ها امکان می‌داد که از حمایت چپ جهانی و جهان‌سومی‌ها برخوردار شوند.


@AmirTaheri4
29🔥6👍5🤯1
بدون ژست آمریکا‌ستیزی، ممکن نبود کسانی مانند فیدل کاسترو، کیم ایل سونگ، رابرت موگابه، معمر القذافی و البته گروهک‌های اسلامی‌ــ از اخوان‌المسلمین گرفته تا پدران داعشی آینده جمهوری اسلامی را هم‌رزم خود بخوانند.

مسئله هنگامی پیچیده‌تر شد که مخالفان ایرانی نظام ولایت‌فقیه نیز کل استراتژی خود را پیرامون گمان‌زنی درباره سیاست آمریکا شکل دادند. مرحوم شاپور بختیار، نخستین مخالف رژیم ولایتی در تبعید، از ایالات‌متحده به‌عنوان «رهبر جهان آزاد» درخواست کمک کرد. پس از او، مرحوم ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، در دیداری با جوزف فینچ در پاریس، به واشنگتن پیام داد: نگذارید غاصبان قدرت در تهران آزادی ایرانیان را از بین ببرند و سپس در کنار شوروی، با کل دنیای آزاد بجنگند.

از دید تمامی مخالفان تبعیدی آیت‌الله‌ها، آنچه آمریکا می‌خواهد، تبدیل شد به دغدغه اصلی. مرحوم علی امینی در دیداری با شش روزنامه‌نگار تبعیدی ایرانی در پاریس، تأکید کرد: از دید ما همه‌چیز برای نجات ایران آماده است. فقط منتظر چراغ سبز آمریکا هستیم! چراغ سبزی که هرگز روشن نشد.

در طی دهه‌ها، آنچه بر سر بسیار گروه‌های سیاسی تبعیدی آمده بود، بر سر ایرانیان تبعیدی نیز آمد: بدل شدن به گروه‌های لابی‌گر در آمریکا.‌

لابی‌گری در آمریکا از دوران ریاست‌جمهوری اندرو جکسون آغاز شد. هنگامی‌که او در «لابی» هتل بزرگ روبروی کاخ سفید می‌نشست و هم‌زمان با صرف چای، به گروه‌های لابی‌گر گوش می‌داد. آمریکا از آنجا که دست‌کم به‌ظاهر، متعلق به هیچ فرد، دودمان، قوم و امپراتوری خاصی نبود، می‌شد در جهت منافع هر فرد، دودمان، قوم یا حتی امپراتوری به خدمت گرفته شود. در طی نزدیک به یک قرن، لابی‌گری به‌صورت یک بیزینس چند میلیارد دلاری درآمد، با استخدام ده‌ها هزار عضو تمام‌وقت و صدها هزار نیمه‌وقتی که سیبیل‌شان چرب می‌شد.

طبیعی است که لابی‌گر پس از مدتی، خودش جزئی از مشکل می‌شود، زیرا برای حفظ خود، ناچار است هم به صاحب‌نفوذان آمریکایی توجه کند و هم به عناصر داخلی و خارجی که چک‌ها را امضا می‌کنند. پس از مدتی، لابی‌گری گرامر خود را پیدا می‌کند که متکی بر اصل حفظ خویش است. اگر هدف لابی‌گری تأمین شود، دیگر نیازی به لابی‌گر نیست؛ این یعنی خودکشی لابی‌گر. از سوی دیگر، اگر هدف نزدیک به تأمین شدن جلوه نکند، کسی چک‌ها را امضا نخواهد کرد. در نتیجه، حفظ وضع موجود، دانسته یا ندانسته، تبدیل می‌شود به هدف واقعی لابی‌گر.

نخستین نمونه لابی‌گری در سطح وسیع در تغییر سیاست خارجی، به رهبری خانم چیانگ‌شک، رهبر ملی‌گرای چین، شکل گرفت. مادام چیانگ که مسیحی بود، نماینده قشر مهمی از غرب‌گرایان چین بود که به رهبری برادرش سون یات‌سن، نخستین جمهوری را در چین برقرار کردند. در آغاز جنگ داخلی چین با مارشال چیانگ در اردوی ملیون و مائو زدونگ در اردوی کمونیست‌ها، لابی خانم چیانگ از حمایت اکثریت عناصر با نفوذ سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا برخوردار شده بود.

در آن زمان نیز پرزیدنت هری ترومن از «همه گزینه‌ها روی میز» می‌گفت و تصور می‌شد که ایالات‌متحده با یک دخالت نظامی کوتاه و کم‌هزینه، جنگ داخلی چین را به سود اردوی ملیون تمام خواهد کرد، اما همه گزینه‌ها روی میز ماند و ارتش آزادی‌بخش خلق به رهبری مائو، وارد پکن شد و مارشال چیانگ به جزیره تایوان گریخت.

دومین سری از فریب‌خوردگان «همه گزینه‌ها» گروه‌های ضد کمونیست بودند که با فرار از اروپای خاوری و مرکزی که زیر سلطه استالین قرارگرفته بود، در جست‌وجوی منجی به آمریکا آمده بودند که با آغاز جنگ سرد، تبلیغات آمریکایی از رادیو آزادی و رادیو اروپای آزاد، آنان را به شورش علیه نظام تحمیلی استالین تشویق می‌کرد و تلویحاً «همه گزینه‌ها روی میز» را به‌عنوان ضمانت‌نامه ارائه می‌داد.

مخالفان سلطه استالین در اروپای خاوری و مرکزی به امید دخالت آمریکا که در آن زمان تنها حکومت‌نظامی جدی جهان به شمار می‌آمد، چندین شورش قهرمانانه در جمهوری‌های بالت، لهستان و مجارستان برپا کردند، اما پس از ده‌ها هزار کشته، معلوم شد که از دید واشنگتن، همه گزینه‌ها روی میز مانده‌اند.

در دوران ریاست‌جمهوری جان کندی، نبرد قدرت در کرملین شدت گرفته بود. در حالی که شعله‌های شورش در اروپای اشغال‌شده، به‌ویژه در آلمان شرقی، از زیر خاکستر سر برمی‌آورد. کندی در سخنرانی معروف خود در برلن غربی، خود را «یک برلینی» معرفی کرد؛ عبارتی که از دید لابی‌گران آلمانی در واشنگتن، به‌عنوان چراغ سبز برای قیام تلقی شد، اما چراغ سبز پس از چند دقیقه چشمک زدن، خاموش شد، صدها قیام‌گر آزادی کشته شدند و هزاران تن دیگر به زندان رفتند، اما نظام استالین در پس دیوار بزرگ آهنین خود باقی ماند.

در ۱۹۶۸ میلادی همین تجربه شوم در چکسلواکی در متن «بهار پراگ» تکرار شد: کشته شدن هزاران قیام‌کننده آزادی‌خواه به امید رسیدن کمک از آمریکا.


@AmirTaheri4
21🔥3👍2
در جریان جنگ داخلی ویتنام، بین اردوی کاتولیک‌ــ‌بودایی جنوب به رهبری نگو دین دیم و اردوی کمونیستی ناسیونالیستی شمال به رهبری هوشی‌مینه، لابی جدی به سرکردگی مادام نهو در واشنگتن، موفق شد آمریکا را در زمان ریاست‌جمهوری کندی به معرکه بکشاند، اما این بار گزینه‌ای که کندی از روی میز برداشت، اجرای یک کودتا علیه دین دیم بود، با این تصور که یک «نیروی سوم» با حمایت آمریکا می‌تواند جنگ را ببرد و ویتنام جنوبی را به اردوگاه «جهان آزاد» بکشاند.

در مقیاسی وسیع‌تر، رهبران گوناگون ایالات‌متحده بارها بهترین و نزدیک‌ترین متحدان خود را در لحظات حساس رها کرده‌اند. در جنگ استقلال الجزایر که با کمک اتحاد شوروی، از طریق متحدان عربش در مصر، آغاز شد، هدف مسکو درگیر کردن ارتش فرانسه، دومین ارتش بزرگ پیمان آتلانتیک شمالی، بود. دولت‌های سوسیال‌دموکرات فرانسه برخلاف ژنرال دوگل و یارانش، آینده فرانسه را به‌عنوان متحد سرسخت آمریکا ترسیم می‌کردند، اما خیلی زود روشن شد که کندی نه‌تنها کمکی به فرانسه نخواهد کرد، بلکه وزن سیاسی و دیپلماتیک آمریکا را در خدمت استقلال الجزایر به کار خواهد برد.

پیش از آن، پرزیدنت دوایت آیزنهاور پس از بررسی «همه گزینه‌ها»، تصمیم گرفت که وادار کردن بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به پایان جنگ علیه مصر در ۱۹۵۶ مانع از آن شود که سه متحد آمریکا به پیروزی برسند و رژیم جمال عبدالناصر را سرنگون کنند.

در دهه‌های بعد، شاهد موارد بسیاری از بی‌وفایی ایالات‌متحده به متحدان و ستایشگران «رویای آمریکایی» بوده‌ایم. کردهای عراق علی‌رغم دهه‌ها خدمت صادقانه به آمریکا و اسرائیل و علی‌رغم داشتن لابی نیرومند در واشنگتن، ناگهان به حال خود رها شدند. حتی هنگامی که صدام حسین هزاران تن را در حلبچه با سلاح شیمیایی کشت، در واشنگتن «همه گزینه‌ها» روی میز ماند.

گاه حتی نیرومندترین لابی‌ها نمی‌توانند رهبران آمریکا را وادارند که بهترین گزینه را از روی میز بردارند. کندی از طریق «سیا»، ماجرای خلیج خوکان را برای پایان دادن به سلطه فیدل کاسترو در کوبا به راه انداخت. در نبردی که درگرفت، هزاران رزمنده آزادی‌خواه کوبایی که به امید حمایت آمریکا وارد نبرد شده بودند، جان باختند. اتحاد شوروی در کنار کاسترو ماند، اما طرف آمریکایی به کمک هزاران متحد کوبایی خود نیامد.

منظور از آنچه در بالا ذکر شد، سرکوفت زدن به آمریکا نیست. رهبران آمریکا به گفته تیپ اونیل که سال‌ها رئیس کنگره بود، در هر تصمیم‌گیری سه مسئله را در نظر می‌گیرند: ۱‌ــ کاری که می‌کنیم، در پئوریا چگونه دیده خواهد شد؟ پئوریا شهرکی است در غرب آمریکا و منظور اونیل عکس‌العمل رأی‌دهندگان آنجا است. ۲‌ــ کاری که می‌کنیم، چه سودی برای خود ما و حزب ما خواهد داشت؟ ۳‌ــ کاری که می‌کنیم، چه سودی برای کل آمریکا خواهد داشت؟

اگر این سه عامل در کار نباشند، احتمال دخالت آمریکا برای خشنودی لابی‌گران اندک خواهد بود. در بهترین موارد، آمریکا ممکن است گزینه «تحریم» اقتصادی و ویزایی را برگزیند، اما تحریم‌ها هرگز کمکی به پیروزی نیروهای آزادی‌خواه نکرده‌اند و نتیجه‌ای جز افزودن بر مشقات مردم تحریم شده نداشته‌اند.

بدین‌سان بر خلاف بسیاری از هم‌میهنان که به دونالد ترامپ به خاطر خودداری از وفای به عهد در مورد ایران، حمله می‌کنند، روش او را ادامه روش همیشگی رهبری ایالات‌متحده می‌بینم. در ماه‌های پایانی دیکتاتوری نیکلای چائوشسکو، دولت آمریکا اخطار کرد که اگر کشتاری صورت گیرد، مداخله می‌کند، اما سرکوبگران چائوشسکو در ۴۸ ساعت، بیش از شش هزار تن را در تیمیشوارا کشتند، در حالی که در واشنگتن، هیچ گزینه‌ای از روی میز برداشته نشد.

اوباما با قاطعیت گفت اگر بشارالاسد سلاح شیمیایی به کار گیرد، آمریکا دخالت خواهد کرد، اما بشارالاسد هزاران تن را با همان سلاح کشت، بی‌آنکه باراک حسین گزینه‌ای را از روی میز بردارد.

در هر حال موضع‌گیری ترامپ از آغاز پرسش انگیز بود. او گفت: اگر کشتاری صورت گیرد، به کمک مردم ایران خواهد آمد! خوب توجه کنید: اگر کشتار صورت گرفته است، دیگر نیازی به کمک نیست، اما اگر کشتار صورت نگرفته است، بازهم نیازی به دخالت نیست. در هر حال در هر دو مورد، ابتکار عمل در دست آقای خامنه‌ای و سرکوبگران اوباقی می‌ماند. اینکه بگوییم کشتار صورت گرفته، اما به من قول داده‌اند که اعدام نکنند، عذر بدتر از گناه است.

درسی که باید بگیریم این است: روی آنچه در کنترل خودمان نیست، حساب نکنیم! با تکیه به نیروی خودمان برای پیروزی نبرد کنیم. صورتحساب باخت‌ها را خودمان بپردازیم. هر شکست موضعی را تبدیل کنیم به درسی برای رسیدن به پیروزی نهایی که حتمی است.

@AmirTaheri4
51👍28🔥3👏2😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کالبدشکافی یک شکست تاریخی با استاد امیر طاهری


آیا پروژه سیاسی رضا پهلوی به پایان رسیده است؟ چرا اپوزیسیون ایران نتوانست از جنگ، بحران و تضعیف جمهوری اسلامی برای شکل دادن به یک آلترناتیو سیاسی استفاده کند؟ آیا مشکل در شخص رضا پهلوی است یا در ساختار اپوزیسیون؟ نقش مشاوران و اطرافیان او چه بوده است؟ آیا نسل جدید ایرانیان اساساً به اپوزیسیون موجود اعتماد دارد؟
در این گفت‌وگوی ویژه کانال رهگشا محمد منظرپور میزبان دکتر امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر باسابقه است. استاد طاهری در این پخش زنده به بررسی انتقادات اخیر یاشار علی و توماس ژونیو از رضا پهلوی، بحران رهبری در اپوزیسیون، شکاف میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و چشم‌انداز آینده تحولات سیاسی ایران می‌پردازد.

#رضا_پهلوی #امیر_طاهری #اپوزیسیون #پادشاهی_خواهی #جمهوری_خواهی #تحلیل_سیاسی #ایران #سیاست_ایران #رهگشا #MohammadManzarpour #rahgosha


@AmirTaheri4
4
کالبدشکافی یک شکست تاریخی با استاد امیر طاهری
Mohammad Manzarpour | Rahgosha
کالبدشکافی یک شکست تاریخی با استاد امیر طاهری


آیا پروژه سیاسی رضا پهلوی به پایان رسیده است؟ چرا اپوزیسیون ایران نتوانست از جنگ، بحران و تضعیف جمهوری اسلامی برای شکل دادن به یک آلترناتیو سیاسی استفاده کند؟ آیا مشکل در شخص رضا پهلوی است یا در ساختار اپوزیسیون؟ نقش مشاوران و اطرافیان او چه بوده است؟ آیا نسل جدید ایرانیان اساساً به اپوزیسیون موجود اعتماد دارد؟
در این گفت‌وگوی ویژه کانال رهگشا محمد منظرپور میزبان دکتر امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر باسابقه است. استاد طاهری در این پخش زنده به بررسی انتقادات اخیر یاشار علی و توماس ژونیو از رضا پهلوی، بحران رهبری در اپوزیسیون، شکاف میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و چشم‌انداز آینده تحولات سیاسی ایران می‌پردازد.

#رضا_پهلوی #امیر_طاهری #اپوزیسیون #پادشاهی_خواهی #جمهوری_خواهی #تحلیل_سیاسی #ایران #سیاست_ایران #رهگشا #MohammadManzarpour #rahgosha

نسخه صوتی

@AmirTaheri4
8
شارلاتنیزم جدید

این حرامزاده حیا را خورده ابرو را قی کرده

این هم مانند ۱۵۰ هزار ریزشیه دیگه
واقعا برای ما پادشاهی خواهان ننگی بالاتر از این نیست که ملیجک کنار دست شاه باشد

kiarash farasat

@AmirTaheri4
👍102
این روزها بیشتر از هر زمان دیگری یک نسل و یک ملت بزرگ جای خای شما را احساس میکنند والاحضرت #شاهپور_علیرضا_پهلوی .
تاریخ به ما نشان داد میهن پرستان ایران همیشه با اتکا به نیروی خود ایران را حفظ و پاسداری کردند امروز تاریخ در حال تکرار است و میهن پرستان در حال بلند شدن.

Dr. خاک باز👑

@AmirTaheri4
13😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جی دی ونس درباره ایران:

ترامپ هرگز نگفت که هدفش روی کار آوردن رضا پهلوی برای رهبری جدید ایران است.

چیزی که او گفت این است که اگر مردم ایران می‌خواهند قیام کنند، عالی است. این به خودشان مربوط است. این بین آنها و دولتشان است.

چیزی که ما می‌خواهیم توقف برنامه هسته‌ای آنهاست.



@AmirTaheri4
🤷‍♂4😁4🤷‍♀2
اگر تهدیدهای جمهوری اسلامی برای امنیت کشورهای غربی «واقعیتی روشن و انکارناپذیر» است چه نیازی به تأکید رهبر اپوزیسیون دمکراتیک ایران وجود دارد؟ آیا نهادها و سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی دولتهای غربی از این واقعیت آگاه نیستند و منتظرند تا رهبر اپوزیسیون دمکرات آنرا برایشان توضیح دهد؟

❈ درفش کاویانی ❈

@AmirTaheri4
8
شاهِ در تبعید، تنها یک وظیفه دارد: این‌که بیاید بگوید «انقلاب تمام شد!»

انقلابی بودن، یعنی رسوخ ایدئولوژی به تمام زوایای زندگی انسان معمولی ایرانی. شاهِ در تبعید وظیفه دارد که از همگان درخواست کند که دیگر زامبی نباشند. که همان‌طوری طبیعی باشند که پدربزرگ‌های‌شان بودند. سختی رفع ایدئولوژی‌زده بودن انسان ایرانی آن است که به محض بریدن از شیعه‌گری، این ایدئولوژی به شکل دیگری در وجود او حیات می‌یابد. مبارزه با ۵۷ آسان نیست. ۵۷ یعنی کوششی انقلابی در آلودن زندگی ایرانی به ایدئولوژی. وظیفه شاه آن است که آلوده به انقلابی‌گری نشود. جنبش ۱۴۰۱ به همین مسیر رفت. به رژیم تحمیل کرد که آزادی مدنی انسان ایرانی بر مبنای ایدئولوژی حکومت تعریف نمی‌شود. متاسّفانه امّا شاهزاده رضا پهلوی، چون از طریق آلوده شدن به انقلابی‌گری توسّط سیاهچاله ۵۷ بلعیده شده است، در نقش رهبر انقلاب، بی‌آن‌که متوجّه باشند، جامعه را دوباره به ایدئولوژی مبتلا می‌کنند.

Masoud Espanteman

@AmirTaheri4
👌16😐63👍2🤔2🤷‍♂1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طرح جایگزین اسرائیل: ادامه جنگ منطقه‌ای در صورت خروج آمریکا ؟
[​

امیر طاهری، روزنامه‌نگار ارشد، معتقد است در آغاز این درگیری‌ها سه جنگ به‌طور همزمان جریان داشت: جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران، جنگ نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی با اسرائیل و همچنین تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا. به گفته او، در آن مقطع جنگ مستقیمی میان ایران و کشورهای همسایه وجود نداشت.

طاهری می‌گوید جمهوری اسلامی با برخی اقدامات خود، جبهه جدیدی را به این…

@AmirTaheri4
👍102
طرح جایگزین اسرائیل: ادامه جنگ منطقه‌ای در صورت خروج آمریکا ؟
شبكه رسانه ای بیان
طرح جایگزین اسرائیل: ادامه جنگ منطقه‌ای در صورت خروج آمریکا ؟
[​

امیر طاهری، روزنامه‌نگار ارشد، معتقد است در آغاز این درگیری‌ها سه جنگ به‌طور همزمان جریان داشت: جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران، جنگ نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی با اسرائیل و همچنین تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا. به گفته او، در آن مقطع جنگ مستقیمی میان ایران و کشورهای همسایه وجود نداشت.

طاهری می‌گوید جمهوری اسلامی با برخی اقدامات خود، جبهه جدیدی را به این…

نسخه صوتی

@AmirTaheri4
10👍5
والاحضرت بهرام پهلوی و همسرشان والاگهر ایمان در نشستی با حضور جورج واکر بوش
۲۰۰۸ میلادی

#رضاشاه_کبیر
#بهرام_پهلوی

HRH Bahram Pahlavi

@AmirTaheri4
🤯64🤔2🍾1
سرمایه ملی شاهزاده به مراتب از خمینی ۵۷ بیشتر و حکومت مقابلش بشدت فشلتر و ضعیف تر هست بقول خودشان هم دو دولت قدرتمند هم پشتش هستند.
چرایی عدم موفقیت و شکست فعلی باید بررسی بشود اگر نه در این بن بستی که تیم شارلاتان نوفدی ایجاد کرده اند میمانیم! و برنده نهایی آخوند خواهد بود.

HUNTER

@AmirTaheri4
👍4🤯31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری:
- بعنوان ایرانی نمیتوان راه حل مشکلمان را از دیگران انتظار داشته باشیم.
- انقلاب مشروطه درست در موقعی اتفاق افتاد که ایران در همین وضع امروز بود. یعنی دولت مرکزی ایران عملا ساقط شده بود. به ما تجاوز شده بود. خاک از دست داده بودیم. آبرویمان رفته بود. قحطی آمده بود.

@AmirTaheri4
@AsgharSepehri

Tooraj K.

@AmirTaheri4
8
پرونده دومین رهبر بسته شد؛ میراث ۳۷ ساله خامنه‌ای چیست؟
July 7, 2026
میراث زمامداری ۳۷ ساله خامنه‌ای چیست؟ گزارش تحلیلی دویچه وله از فرآیند انحصار قدرت، زایش نظام سپاه‌محور، بن‌بست اقتصاد مقاومتی و هراس از گسست ساختاری ایران پس از پایان یک دوران.
شش روز مراسم تشییع، ده‌ها مراسم رسمی، میلیون‌ها شرکت‌کننده به روایت رسانه‌های حکومتی و خاکسپاری در جوار حرم امام رضا، امام هشتم شیعیان در مشهد؛ جمهوری اسلامی کوشید بدرقه علی خامنه‌ای را به نمایشی از استمرار نظام سیاسی پس از او تبدیل کند. اما هم‌زمان با پایان مراسم، پرسشی فراتر از ابعاد تشریفاتی این رویداد در برابر ناظران ایران قرار گرفته است: میراث مردی که بیش از سه دهه، مهم‌ترین تصمیم‌های سیاسی, امنیتی، نظامی و راهبردی جمهوری اسلامی با نظر یا تایید او اتخاذ می‌شد، چیست؟
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
علی خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ رهبری جمهوری اسلامی را در حالی بر عهده گرفت که بسیاری او را جانشینی موقت برای روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار حکومت ایران می‌دانستند. اما طی ۳۷ سال، نه‌ تنها جایگاه رهبر جمهوری اسلامی را به کانون اصلی قدرت در ایران تبدیل کرد، بلکه ساختار سیاسی، مناسبات میان نهادهای انتخابی و انتصابی، نقش سپاه پاسداران، سیاست خارجی، برنامه هسته‌ای و حتی رابطه حکومت با جامعه ایران را به شکلی عمیق دگرگون ساخت.
حامیان او از تثبیت نظام، گسترش نفوذ منطقه‌ای و ایستادگی در برابر غرب به‌عنوان مهم‌ترین دستاوردهای این دوران یاد می‌کنند.

منتقدان اما از تمرکز بی‌سابقه قدرت، تضعیف نهادهای انتخابی، تشدید انزوای بین‌المللی، بحران‌های اقتصادی، سرکوب اعتراضات مدنی و شکاف روزافزون میان حکومت و جامعه سخن می‌گویند.
اکنون، با بسته شدن پرونده زندگی سیاسی دومین رهبر جمهوری اسلامی، پرسش دیگر این نیست که علی خامنه‌ای چگونه حکومت کرد؛ بلکه این است که ایرانِ امروز تا چه اندازه محصول تصمیم‌ها، اولویت‌ها و شیوه حکمرانی اوست و کدام بخش از این میراث، پس از او نیز بر آینده جمهوری اسلامی سایه خواهد انداخت؟
دویچه وله فارسی در این رابطه با امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر باسابقه مسائل ایران و رضا طالبی، تحلیلگر سیاسی از آلمان به گفت‌وگو نشسته است.
از "اعتدال ابتدایی" تا مسخ در بوروکراسی قدرت انحصاری
بررسی کارنامه سیاسی دومین رهبر جمهوری اسلامی، بازتاب‌دهنده یک فرآیند پیچیده و تدریجی از دگرگونی در ساختار قدرت فردی و نهادی است.

امیر طاهری نقطه عطف کلیدی دوران زمامداری علی خامنه‌ای را در مقطع پس از حذف پست نخست‌وزیری و پایان مسئولیت میرحسین موسوی تبیین می‌کند.

به باور طاهری، خامنه‌ای در این برهه "اندک‌اندک متوجه شد که می‌تواند به طرف قدرت انحصاری حرکت کند؛ چرا که پیش از آن، در دوره اول کارنامه ایشان، چنین فضایی حاکم نبود."

طاهری با نگاهی به دهه نخست انقلاب ۵۷ یادآور می‌شود: «در آن دوران خامنه‌ای جزو افراد معتدل و نسبتا معقول به حساب می‌آمد؛ به عنوان مثال در جریان گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی، او شخصا به سفارت آمریکا رفت، با گروگان‌ها گفت‌وگو کرد، آن‌ها را دلداری داد و حتی اظهار داشت که ما در آینده از شما اسلحه خواهیم خرید. همچنین در ابتدای جریان صدور فتوای سلمان رشدی، باز موضعی معتدل گرفت و گفت اگر سلمان رشدی توبه کند، بخشیده خواهد شد.»
با این حال، منطق درونی سیستم ایدئولوژیک، مسیر دیگری را تحمیل کرد. طاهری معتقد است خامنه‌ای آرام‌آرام متوجه شد با نظامی روبروست که نمی‌تواند آن را شبیه به خود و همسو با نگرش خویش سازد، بلکه خود اوست که باید هم‌شکل و هم‌راستای مقتضیات آن نظام شود.

در نتیجه این فرآیند، آن جنبه از شخصیت ادبی او که همواره آرزو داشت به شاعر بزرگی تبدیل شود، تحت‌الشعاع قرار گرفت: «او دریافت که کارگزاران این سیستم شخصی را می‌خواهند که قدرت کامل داشته باشد و حرف آخر را بزند. به بیانی دیگر، خامنه‌ای محصول یک نظام بود، نه ایجادکننده آن.»
در همین چارچوب، رضا طالبی، تحلیل‌گر مسائل سیاسی، زاویه مکمل این استحاله متقابل را باز کرده و معتقد است: «هم می‌شود از میراث خامنه‌ای سخن گفت و هم خود خامنه‌ای را میراث جمهوری اسلامی نامید؛ او دقیقا نمونه‌ای است از اینکه قدرت چگونه می‌تواند یک فرد را استحاله کند و چگونه همان استحاله را در یک نظام سیاسی بازتولید نماید.»

به گفته طالبی، اگر خمینی نظام را بر پایه اقتدار انقلابی و کاریزمای شخصی خود بنا کرد، خامنه‌ای آن را بر پایه نهادها، شبکه‌های امنیتی، سازوکارهای اداری و وفاداری سازمانی بازسازی کرد تا وابستگی نظام از افراد به نهادهای وفادار منتقل شود. همین امر سبب شد جمهوری اسلامی در سه دهه بعدی از یک نظام روحانی‌محور به نظامی امنیتی
https://p.dw.com/p/5Gg6n?at_medium=SocialMedia&at_campaign=Twitter&at_share_source=SharingButton&at_origin=Web

Amir Taheri
11🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سراب طلایی ترامپ برای ایران؛ تحلیلی از امیر طاهری

امیر طاهری در مقاله‌ای نوشته است: صرف ‌نظر از اینکه بازی مذاکرات دیپلماتیکی که طی ۶۰ روز گذشته میان دولت ترامپ و بازمانده‌های جمهوری اسلامی جریان داشته، سرانجام به چیزی شبیه صلح بینجامد یا نه، یک نکته روشن به نظر می‌رسد: برخلاف آنچه جناح مشارکت‌کننده در این مذاکرات ادعا می‌کند، قرار نیست آسمان بر سر ایران طلا ببارد.

شبکه رسانه‌ای بیان | پادکست امروز | یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

—————————————————————————-

در برنامه «پادکست بیان» کارشناسان خبره و صاحب‌نظران، مسائل مهم ایران و جهان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند و به طرح دیدگاه‌های خود می‌پردازند.

🔺دیدگاه‌های کارشناسان این برنامه، الزاماً بیانگر سیاست‌های شبکه رسانه‌ای بیان نيست.

—————————————————————————————

شبکه رسانه‌ای بیان رسانه‌ای مستقل است که صرفا با حمایت مالی شما همراهان گرامی قادر به ادامه فعالیت‌هایش خواهد بود. همچنین از شما مخاطبان گرامی درخواست…

@AmirTaheri4
2
سراب طلایی ترامپ برای ایران؛ تحلیلی از امیر طاهری
شبكه رسانه ای بیان
سراب طلایی ترامپ برای ایران؛ تحلیلی از امیر طاهری

امیر طاهری در مقاله‌ای نوشته است: صرف ‌نظر از اینکه بازی مذاکرات دیپلماتیکی که طی ۶۰ روز گذشته میان دولت ترامپ و بازمانده‌های جمهوری اسلامی جریان داشته، سرانجام به چیزی شبیه صلح بینجامد یا نه، یک نکته روشن به نظر می‌رسد: برخلاف آنچه جناح مشارکت‌کننده در این مذاکرات ادعا می‌کند، قرار نیست آسمان بر سر ایران طلا ببارد.

شبکه رسانه‌ای بیان | پادکست امروز | یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

—————————————————————————-

در برنامه «پادکست بیان» کارشناسان خبره و صاحب‌نظران، مسائل مهم ایران و جهان را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند و به طرح دیدگاه‌های خود می‌پردازند.

🔺دیدگاه‌های کارشناسان این برنامه، الزاماً بیانگر سیاست‌های شبکه رسانه‌ای بیان نيست.

—————————————————————————————

شبکه رسانه‌ای بیان رسانه‌ای مستقل است که صرفا با حمایت مالی شما همراهان گرامی قادر به ادامه فعالیت‌هایش خواهد بود. همچنین از شما مخاطبان گرامی درخواست…

نسخه صوتی

@AmirTaheri4
7