Amir Taheri امیر طاهری
6.88K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعریف کودتا چیست و چرا سرنگونی دولت مصدق در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ کودتا نبوده است.


@AmirTaheri4
امیر طاهری: تراژدی افغانستان با یک «پایان هالیوودی» تمام نمی‌شود
امیر طاهری: تراژدی افغانستان با یک «پایان هالیوودی» تمام نمی‌شود

نبرد افغانستان برای آزادی و کرامت انسانی به یک توقف شدید و ناگهانی رسیده است. اما این توقف، به گمان من، کوتاه‌مدت خواهد بود و این نبرد به شکل‌های گوناگون از سر گرفته خواهد شد.
https://www.youtube.com/watch?v=PPS8dGqrDjE


@AmirTaheri4
‏ملاهای طالبان باید از "بیرون راندن آمریکا" خودداری کنند
در سرمقاله امروز فارس‌نیوز سپاه ادعا کرد:
"اخراج آمریکا از افغانستان طرحی است که جمهوری اسلامی در ایران با دقت و جزئیات زیادی با استفاده از نیروهای مختلف محلی اجرا کرده است".

@AmirTaheri4
‏به نظر خوب نمی‌آید!
غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی رئیس‌جمهور رئیسی: "ما فکر می‌کنیم رکورد جدید نرخ تورم بالا فقط به عوامل روانی مربوط می‌شود."
(جای تعجب نیست. خمینی می‌گفت: اقتصاد مال خر است.")
برآورد بانک مرکزی: تورم نزدیک به ۵۰ درصد

@AmirTaheri4
‏خبرگزاری رسمی ایرنا از طرح ایجاد صندوق منطقه‌ای به رهبری ایران برای بازسازی افغانستان رونمایی کرد که با پول کشورهای عرب نفت‌خیز اما تحت نظارت ایران هزینه شود. از ورود ایالات متحده و متحدانش به آن جلوگیری می‌شود اما روسیه و چین ممکن است اجازه ورود به آن را داشته باشند.

@AmirTaheri4
‏به نظر خوب نمی‌رسد:

محمد مهدی اسماعیلی وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز: برنامه من این است که از همه جنبه‌های فرهنگ، ادبیات، سینما، تئاتر و موسیقی استفاده کنم و فرهنگ خداپسندانه را در برابر فرهنگ غیر خداپسندانه در جهاد علیه استکبار جهانی ترویج کنم.

@AmirTaheri4
‏کیهان خامنه‌ای، روحانی، رئیس‌جمهور سابق را متهم کرد که قراردادهای جعلی نفتی امضا کرده که روی کاغذ خوب به نظر می‌رسد، اما ایران را متعهد می‌کند در ازای سرمایه‌گذاری‌های ساختگی در آینده مبلغ هنگفتی به واسطه‌ها بپردازد
(به مدت ۸ سال، مقام معظم خامنه‌ای همه اینها را دید و چیزی نگفت؟)

@AmirTaheri4
⚡️افغانستان؛ با طالبان چه کنیم؟

حرکت جویبارها به سوی رودخانه بزرگ «ملت افغان» خواهد توانست نیروهای لازم برای بستن پرانتز طالبان و دیگر پرانتزهای قبیله‌ای و قوم‌گرا را بسیج کند
جمعه ۵ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ اوت ۲۰۲۱ ۳:۴۵


با طالبان چه کنیم؟ این پرسشی بود که هفته پیش در کنفرانس مجازی رهبران گروه ۷ (G7) مطرح شد. طرح این سوال به‌خودی خود نشان می‌دهد که رهبران مورد بحث از شکست طرح «ملت‌سازی» در افغانستان درسی نیاموخته‌اند. چه کنیم نشانه آن است که این رهبران هنوز می‌پندارند که در ماجرای افغانستان این عامل خارجی است که می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد. البته، گروه ۷ با خودداری از به رسمیت شناختن حکومت آینده طالبان، با توقیف دارایی‌های افغانستان و تحمیل یک سلسله تحریم‌ها، می‌تواند نقش خود را در بازی مرگبار افغانستان حفظ کند. کمی جلوتر، گروه ۷ می‌تواند با مسلح کردن مخالفان درونی طالبان، دشواری‌های بیشتری برای این گروه «تروریست» شکل دهد.

بیش از یک ماه پیش، سپهبد استنلی مک کریستال، فرمانده نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در افغانستان، در دیداری در لندن تایید کرد که ایالات متحده آمریکا و متفقانش هنوز دانش کافی و لازم از افغانستان ندارند و در نتیجه، نیروی خود را صرف ساختن بنایی می‌کنند که به محض ساخته شدن، یک پایه از آن فرو می‌ریزد. گره کور در مسئله افغانستان نه با یک ضربه شمشیر باز می‌شود و نه با صرف میلیاردها دلار.

این گره کور کجاست؟ اگر به شیوه تاویلیان بنگریم، این گره کور از آغاز جدایی افغانستان از ایران صفوی، یعنی تقریبا ۲۵۰ سال پیش شکل گرفت. فروپاشی دولت صفویه سرزمین‌هایی را که بعد افغانستان نامیده شد، مانند بسیاری مناطق دیگر در آن امپراتوری، به‌صورت فضایی بدون دولت و حکومت رها کرد. خلائی که به وجود آمد سبب شد که اهالی آن سرزمین‌ها در تلاش برای ساختن نوعی دولت، به هویت‌های قبیله‌ای، قومی و مذهبی بنگرند. پس از سال‌ها درگیری‌های کوچک و بزرگ همراه با قحطی و مهاجرت‌های گسترده، بخشی از قبایل پشتون موفق شدند تا به رهبری احمدشاه درانی (احمدخان ابدالی) کنفدراسیون قبیله‌ای ابدالی‌ـ‌درانی را بازسازی کنند و تمامی منطقه حائل بین آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند را قلمرو خود اعلام کنند.

این نخستین کوشش برای دولت‌سازی در افغانستان الگویی شد که از سده هجدهم تا امروز، تقریبا همه دولت‌سازان آن کشور را به خود جلب کرده است. بر اساس این الگو، افغانستان دولتی است که هسته مرکزی آن پشتون‌ها‌اند که تقریبا نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دادند. این الگو در آغاز ماهیت اشرافی‌ـ‌فئودالی داشت زیرا قدرت را در انحصار چند قبیله خاص قرار می‌داد. این قبایل دولت را وسیله‌ای برای تقسیم زمین و مقام‌های رسمی بین خود می‌دانستند. در چارچوب این الگو، سخنی از ملت به معنای امروزی آن در میان نبود. به عبارت دیگر، افغانستان اول صاحب یک دولت شد و ۱۵۰ سال بعد، به فکر شکل دادن به یک ملت برای آن دولت افتاد. (عکس این تجربه را در پاکستان می‌بینیم که به محض استقلال، دارای یک دستگاه دولتی به‌ارث‌برده از امپراتوری بریتانیا بود اما هنوز هم نتوانسته است یک ملت به وجود آورد.)

بیشتر بخوانید

۱۱ سپتامبر، آغاز حاکمیت مجدد طالبان و القاعده در افغانستان

افغانستان، پایان یک نبرد و آغاز نبردی دیگر

افغانستان؛ موانع بسیار در مسیر صلح
الگوی پشتونی دولت در افغانستان نقایص گوناگون داشت، گردانندگان اصلی این دولت حتی پس از کنار زدن دودمان پیشین در سال ۱۸۱۸ و صعود قبیله محمدزی به راس قدرت، نماینده بخشی کوچک از قوم پشتون بودند که بدنه اصلی آن در امپراتوری بریتانیا در شبه‌قاره هند باقی مانده بود. دودمان جدید که تا سال ۱۹۷۸ میلادی ادامه داشت، در آغاز کوشید تا با توسل به دین و مذهب، پایگاهی وسیع‌تر به دست آورد. اما در این‌جا نیز دشواری‌های فراوان دیده می‌شد. همه قبایل پشتون مسلمان سنی نبودند و اکثریت افغانان غیرپشتون، از ۱۸ یا ۲۰ قومیت دیگر، نمی‌توانستند گفتمان کلاسیک سنی را بپذیرند. از این گذشته، پشتونان سنی‌مذهب نیز با شکاف‌های درونی، به شکل فرقه‌های صوفی، انجمن‌های فتوت و غیره روبه‌رو بودند. شاید تنها راه فراتر رفتن از آن اختلاف‌ها و شکاف‌ها پذیرفتن مفهوم «ملت» بود، یعنی چارچوبی که در آن، همه اهالی یک سرزمین شهروند به شمار می‌آیند و در چارچوب قوانین و مفاهیم مورد قبول خود، از حقوق مساوی صرف‌نظر از زمینه‌های قومی، قبیله‌‌ای، مذهبی و زبانی برخوردارند.
👍1
حکمرانان افغانستان شاید به استثنای دوران کوتاه حبیب‌الله خان و دوران اصلاحات امان‌الله خان (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸)، هرگز به مفهوم «ملت» نیندیشیدند. در نتیجه، در طی دو سده اخیر، اکثریت افغانان همواره دولت را به‌صورت یک عامل بیرونی، هم وسوسه‌انگیز و هم ترس‌آور، تلقی کرده‌اند. از دید آنان، دولت متعلق به «شهر» است، در حالی که اکثریت افغانان در روستا یا اطراف به سر می‌برند؛ تصادفی نبود که ساختمان‌های دولتی افغانستان غالبا در نقاط دور از جمعیت محلی ساخته می‌شد تا مراجعان فاصله قدرت حکومتی و زندگی عادی مردم را به‌خوبی حس کنند.

از سال‌‌های دهه ۱۹۵۰، کوشش‌هایی برای کاستن از این فاصله آغاز شد. پیدایش یک طبقه متوسط (غالبا کارمند دولت و خدمات وابسته به آن)، جهش شماره تحصیل‌کردگان (تعداد دانشجویان دانشگاه از ۶۰۰ تن در سال ۱۹۴۹ به بیش از ۷۰۰۰ تن در سال ۱۹۷۶ رسید) و گسترش حیطه مخاطبان وسایل ارتباط جمعی (رادیو و مطبوعات) به این روند کمک کرد. دولت افغانستان دارای پرچم ملی (یعنی غیرقبیله‌ای و قومی) شد با سرود ملی، روز ملی و اسطوره‌سازی ملی که گذشته افغانستان را تا دوران «آریایی» توسعه می‌داد.

این کوشش‌ها تا اندازه‌ای ملهم بود از تلاش رضاشاه پهلوی برای بازسازی ایران پساقاجار به شکل یک دولت‌ـ‌ملت مدرن. اما اصلاح‌گران دولتی در افغانستان هرگز نتوانستند هویت قبیله‌ای دولت خود را رها کنند‌ــ مشکلی که در ایران رضاشاه وجود نداشت.

با سقوط نظام پادشاهی پس از کودتای محمد داوودخان، بحث‌هایی درباره شکل‌گیری ساختارهای دولتی فراقومی مطرح شد. در چند دیدار با داوودخان، از او پرسیدم آیا در نظر دارد مفهوم شهروندی را اساس دولت جدید افغانستان قرار دهد؟ پاسخ او همواره این بود که خودش بر نوشتن یک قانون اساسی جدید نظارت دارد و آنچه لازم است انجام خواهد داد.

سقوط داوود‌خان و به قدرت رسیدن کمونیست‌ها، نخست به رهبری نورمحمد ترکی، بار دیگر مسئله دولت فراقومی را مطرح کرد. اما کمونیست‌های افغان نیز غالبا هویت عشیره‌ای پشتون داشتند و حتی با وجود گروه‌های کمونیست غیرپشتون در رده‌هایی از حکومت، هرگز نتوانستند یا نخواستند به ملت‌سازی بیندیشند. در هر حال، دست‌کم از دید ببرک کارمل و محمد نجیب‌الله، ملت چیزی جز یک مفهوم «بورژوایی» نبود.

با سقوط نظام کمونیستی و باز شدن پرانتز حکومت «مجاهدین»، مسئله ملت‌سازی باز هم کنار گذاشته شد. مجاهدین بر اساس هویت‌های قومی و مذهبی سازمان یافته بودند و با دولت‌های خارجی گوناگون، غالبا با منافع و هدف‌های مختلف، ارتباط داشتند. در نتیجه، هدف اصلی همه آنان حفظ بخش کوچکی از قدرت، همراه با تسلط بر منطقه قومی، بود. کابل که هویت‌های قومی و مذهبی‌اش کمرنگ شده بود، از دید مجاهدین چیزی جز یک صحنه نبرد نبود.

با بسته شدن پرانتز مجاهدین، پرانتز نخستین تسلط طالبان بر افغانستان گشوده شد. طالبان شاید برای تاکید بر تفاوت ماهوی خود با حکمرانان پیشین، اسلام را به‌عنوان تکیه‌گاه اصلی خود معرفی می‌کرد. سوزاندن پرچم ملی، ممنوع کردن سرود ملی و حذف مفاهیم ملی از کتاب‌های درسی و گفتمان رسمی از وسایلی بود که طالبان زیر پرچم سفید که یادآور پرچم بنی‌امیه بود، به کار گرفتند. با این حال، طالبان نیز نه تنها نتوانستند پشتون‌مداری سنتی همه دولت‌های پیشین را کنار بگذارند که بر شدت آن افزودند. بخش قابل‌توجهی از طالبان در واقع نسل اندر نسل متولد پاکستان‌اند (که قبلا بخشی از هندوستان بریتانیایی بود). بسیاری از آنان هرگز حتی به‌عنوان جهانگرد از افغانستان دیدن نکرده بودند. اکثریت پشتونان افغانستان به زبان دری (فارسی) که یکی از دو زبان دولتی‌ـ‌دیوانی و ادبی کشور است، آشنایی دارند. اما قبایلی که در تاریخ «فارسی‌مدان» خوانده می‌شوند، همواره در جنوب تنگه خیبر، در پاکستان امروزی، مستقر بوده‌اند.

به‌عبارت دیگر، پس از سقوط محمد ظاهرشاه، افغانستان که به سوی تبدیل شدن به یک ملت‌ـ‌دولت یا Nation State پیش می‌رفت، زیر سلطه گروه‌هایی افتاد که به‌رغم ادعاهای دینی و ایدئولوژیک، ریشه و هویت قبیله‌ای داشتند. با بازگشت طالبان به کابل، در صورتی که آنان بتوانند یک حکومت پایدار تشکیل دهند، کوشش برای نابودی مفهوم ملت و ملیت در افغانستان شدت خواهد گرفت.

با این حال خبر خوب، یا شاید بگویید گمانه‌زنی خوش‌بینانه، این است که در افغانستان دو حرکت موازی شکل گرفته است: یک حرکت همان حرکت سنتی در مسیر قبیله‌ای و قومی است که نتیجه آن ده‌ها جنگ، آوارگی و قحطی بوده است. در این حرکت، اقوام گوناگون افغانستان به‌صورت جویبارهایی هستند که به‌جای ریختن در یک رودخانه مشترک، هر روز از هم دورتر می‌شوند‌ــ روندی که ابن‌خلدون آن را «بازگشت به عصبیت» یا قوم‌گرایی می‌خواند.

@AmirTaheri4
حرکت دوم، که طی ۱۰۰ سال گذشته غالبا زیرزمینی به‌معنای سیاسی‌ـ‌فرهنگی بوده است، در مسیر هدایت جویبارها به سوی یک رودخانه بزرگ مشترک به‌عنوان «ملت افغان» قرار دارد. این حرکت سازنده بخش بزرگ ادبیات و فرهنگ افغان در ۱۰۰ سال اخیر بوده است و میلیون‌ها افغان را با مفاهیم فراقبیله‌ای و فراقومی آشنا کرده است. دیر یا زود، این حرکت خواهد توانست نیروهای لازم برای بستن پرانتز طالبان و دیگر پرانتزهای قبیله‌ای و قوم‌گرا را بسیج کند. پیروزی این حرکت دیر یا زود خواهد داشت اما با هر سوخت‌و‌سوزی که در میان باشد، حتمی است. پرسش اصلی این است که افغانان با طالبان چه خواهند کرد؟

@AmirTaheri4
امیر طاهری: گرفتاری بایدن در فرودگاه کابل
Unika
‏امیر طاهری: گرفتاری بایدن در فرودگاه کابل

برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد بین‌المللی با عنوان اصلی زیر در شرق الاوسط:
مأزق بايدن في مطار كابل

#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#افغانستان
@unikador
@AmirTaheri4
امیر طاهری - امریکا برگشت... اما چه کرد؟ https://persian.aawsat.com/node/3084951
می‌توان هر دوره ریاست جمهوری در ایالات متحده را در هشت بخش و هر بخش را به مدت شش ماه مورد بررسی قرارداد، به طوری که مرد کاخ سفید باید درزمان تلاش برای اجرای برنامه خود درباره میادین مین سیاسی مذاکره کند یا دست‌کم تظاهر به چنین کاری بکند.
تجربه نشان می‌دهد رئیس جمهوری در سه ماهه اول از شش ماه فعال‌تر است چون ماه چهارم با انتخابات میان دوره‌ای کنگره مواجه می‌شود که معمولاً نیازمند تغییرات پیچیده در مسیراست. بخش پنجم و ششم معمولاً چالش محدودی را تشکیل می‌دهند با توجه به قدرت صاحب پست بر بسیج حمایت‌ها از دیدگاهش، به شرط آنکه اساساً دیدگاهی داشته باشد. بخش هفتم و آخر در سایه انتخابات ریاست جمهوری بعدی و استراتژی لازم برای پیروزی در دوره دوم قرارمی‌گیرد.
جو بایدن عملاً بخشی از هشت مرحله‌اش را به پایان برد و در نتیجه دست‌کم آنچه به سیاست خارجه برمی‌گردد، بسیار دورتر ازآن است که بتوان گفت خوب بود.
بایدن مانورها را با شعارهای «امریکا برگشت» و «دیپلماسی برگشت» و «چند صدایی برگشت» آغاز کرد. شعارهایی که مردم را به یاد جمله معروف « برمی‌گردم» آرنولد شوارتزگرمی‌اندازد، به نظر جذاب آمد و با تحسین برخی از کسانی که مشتاق لحظه رفتن دونالد ترامپ بودند، روبه روشد. با این حال، وقتی شعارهای بایدن به عمل ترجمه می‌شوند نشان می‌دهند بسیار آشفته و برخی اوقات اشاره‌هایی متناقض‌اند.
درست است امریکا در نشست «گروه هفت» در «کورنوال» بریتانیا برگشت، اما تنها برای سریالی از عکس‌ها در یک بعد از ظهر با ملکه در قلعه «وندسور». نخست وزیر بریتانیا بوریس جانسون بر جدول برنامه کاری تسلط داشت که در یکی از بخش‌ها جرأت کرد و یکی از لغزش‌های ریاستی را تصحیح نمود. سخنان بسیاری درباره تغییرات اقلیمی وجود داشت، اما تصمیمات حقیقی به نشست جهانی آینده تغییرات اقلیم در گلاسکو واگذاشته شد که طبق برنامه جانسون میزبان آن خواهد بود. وعده اهدای تعداد زیادی واکسن ضد «کووید-19» به کشورهای فقیر تیتر اصلی روزنامه‌هایی شد که کمبود پشتیبانی لوجستیکی و کارکنان کارآشنا را نادیده گرفتند که می‌تواند این کار سخاوتمندانه را به تهدید واقعی بیش از یک میلیارد نفر در 70 کشور برگرداند.
امریکا همچنین با حضور جوبایدن در نشست ناتو و با وعده «تعدد» شرکت کرد. با این حال، رئیس جمهوری امریکا اصرار داشت خروج از افغانستان را که ترامپ وعده داده بود، بدون آنکه توافق قابل اعتمادی با طالبان وجود داشته باشد اجرا می‌کند. و در نتیجه، تعدادی از متحدان تصمیم گرفتند نقشه‌هایی مخصوص به خود و با آهنگ‌های مختلف برای خروج طراحی کنند و دست‌کم یکی ازآنها یعنی ترکیه تصمیم گرفت مدتی طولانی‌تر باقی بماند.
آنچه متحدان از آن خبر نداشتند این بود که دستور توقف حرکت ماشین که بایدن دستور آن را داد چند ماه پیش از موعد نهایی اعلام شده یعنی ماه سپتامبر همچون صاعقه‌ای برسد. حتی متحدان افغانستانی احساس راحتی زیادی کردند چون شعار «امریکا برگشت» به «امریکا آمده تا بگوید خداحافظ» تبدیل شد. و حتی همان زمان، مرخصی رسمی در بین نبود که اشک‌ها برایش جاری شوند و دستمال‌ها تکان بخورند به طوری که به گفته یکی از بزرگان متحد افغانستانی، امریکایی‌ها «همچون دزدی شبانه» بدون اطلاع مقامات کابل رفتند.
آنچه روی داد بدتر ازآنی بود که «متحد بزرگ افغانستانی» پیشنهاد کرده بود. دزدی مرخصی گرفت و شبانه همراه با خیر سرقت شده رفت. امریکایی‌هایی که از «بگرام» فرار کردند، پشت سر خود غاری از اموال عالی برای علی بابا رهاکردند از جمله زرهپوش‌ها و مجموعه متنوعی از سلاح و مقدار زیادی غذا و لباس‌هایی که از سوی کمیساریای امریکایی در پایگاه‌های امریکایی درسراسر جهان تقدیم می‌شوند.
برخی اشیاء خوب باقیمانده از طریق شبکه‌های قاچاق مواد مخدر و ممنوع‌هایی که طالبان تأسیس کرده بود، سر از بازار سیاه در جنوب افغانستان و شمال پاکستان درآوردند.
بایدن درنشست ناتو به متحدان خبر داد، باید در خصوص چگونگی تعامل با روسیه به واشنگتن به عنوان رهبر نگاه کنند و او با ولادمیر پوتین به طور شخصی تعامل می‌کند. برخی منتقدان امریکایی از تلخکامی پوتین به عنوان پیروزی بایدن یادکردند. روزنامه «واشنگتن پست» ادعا کرد «بایدن لبخند را از چهره پوتین محو کرد».
اما در حقیقت پوتین جلسه را با لبخندی پهن ترک کرد. با مبادله سفیر بین ایالات متحده و روسیه بایدن با بستن فصل اخراج دیپلماتیک که ترامپ گشود به دوره آموزش‌های عادی موافقت کرد. همچنین بایدن «وتو»ی جنجال برانگیز ترامپ بر خطوط لوله گاز روسیه به آلمان را لغو کرد. کار بسیار جالب‌تری انجام داد آنجا که فهرست 25 تأسیسات در ایالات متحده را تقدیم کرد و از پوتین خواست آنها را مورد حمله الکترونیک یا «برخورد» نامشخص قرارندهد. آیا این به معنای آن است که

Amir Taheri

@AmirTaheri4
Amir Taheri امیر طاهری
امیر طاهری - امریکا برگشت... اما چه کرد؟ https://persian.aawsat.com/node/3084951 می‌توان هر دوره ریاست جمهوری در ایالات متحده را در هشت بخش و هر بخش را به مدت شش ماه مورد بررسی قرارداد، به طوری که مرد کاخ سفید باید درزمان تلاش برای اجرای برنامه خود درباره…
هرچند هم از آن «اهداف بسیار حساس» اجتناب کند « دست پوتین برای رساندن آسیب سایبری در سراسر ایالات متحده بازاست؟».
پوتین لبخند زنان به میهنش برگشت تا فشار را بر اوکراین بیشتر و حاکم بلاروس ویکتور لوکاشنکو را تقویت کند و از بزرگ‌ترین زیردریایی اتمی تاریخ رونمایی کرد و حتی یک ناو جنگی بریتانیایی درآبهای اوکراین را تهدید به غرق ساختن کرد.
عجیب نیست که متحدان ناتو تصمیم بگیرند تلاشی برای نوشتن سناریوی خاص به خود در چگونگی تعامل با روسیه، آلمان و فرانسه بکنند و برای یک نشست بین روسیه و اتحادیه اروپا تبلیغ کنند.
بایدن با اتمام یک هشتم دوره ریاستش هنوز از استراتژی خود برای تعامل با روسیه یا چین پرده برنداشت که به شکل روزانه چهره‌شان خدشه‌دار می‌شود، اما هنوز به ما گفته نمی‌شود چگونه باید به آنها نگاه کرد: به عنوان دشمنان یا رقبا یا حتی اصطلاحاتی که توماس جفرسون درباره بدترین دشمنان آن زمان ایالات متحده به کاربرد.
درآن زمان سناتور برنی ساندرز(فرشته) روی شانه چپ بایدن به او درباره برانگیختن «جنگ سرد جدید» هشدارد داد.
مکان‌هایی وجود دارد که امریکا درآنها حضور ندارد هرچند تنها برای اجرای یک گفت‌وگوی اجتماعی. ایالات متحده در کنار روسیه و فرانسه ضامن صلح و ثبات در منطقه قفقاز بود. اما در شش ماه گذشته از جنگ و ناآرامی و توسعه روسی، ایالات متحده تنها در نبودش متمایز شد.
از سوی دیگر رهبر کره شمالی کیم جونگ اون به حیله قدیمی برگشت و آخرین وعده‌های توخالی که به دونالد ترامپ در ماجراجویی طوفانی و کوتاه داده بود دفن ساخت.
درخصوص یمن، بایدن بر فجایعی که شورشیان حوثی مرتکب شدند چشم بست درحالی که آنها با نغمه‌های خمینی ساخته شده در تهران دم گرفته بودند.
بایدن همچنین بدون ارائه سیاستی، عادی سازی روابط یا حمایت بعدی از جریان‌های دموکراتیک که نظام استبدادی را به چالش می‌کشند، فشار بر باند نیکولاس مادورو در ونزوئلا را کم کرد.
شعار «امریکا برگشت» بر گفت‌وگوهای وین پیرامون «معامله هسته‌ای» مطالعه نشده با جمهوری اسلامی که باراک اوباما ساخته و پرداخته کرد و در باره آن گفت بخش بزرگ میراثش در زمینه سیاست خارجه است سایه انداخت. اما حتی درآنجا به نظر می‌رسد نمایندگان بایدن چندان مطمئن نیستند که چه کاری باید بکنند. ایده اولیه پایان دادن به تحریم‌هایی بود که ترامپ اعمال کرد تا شانس گروهی که «معتدل» خوانده می‌شود تقویت شود تا بر انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران اثری بگذارد. با این حال این هم اتفاق نیفتاد و «میانه‌روها» حذف شدند و بایدن در این بین مانده است که تحریم‌های ترامپ را بردارد و خصومت تهران را تشویق کند یا اینکه تحریم‌های شدیدتری وضع کند که متحدان اروپایی با آنها مخالفند.

@AmirTaheri4
‏افسانه: طالبان ارتش سرخ شوروی را شکست داد. پس پیروزی آن بر آمریکا تعجب‌آور نیست.
واقعیت: زمانیکه ارتش سرخ در افغانستان بود طالبان وجود نداشت. تقریباً ۴سال پس از خروج شوروی ظاهر شد.

افسانه: طالبان ارتش ۳۰۰هزار نفری ساخت آمریکای افغانستان را شکست داد.
واقعیت: هیچ درگیری وجود نداشت

@AmirTaheri4
‏پس از بازدید ویلیام برنز، رئیس سیا، از کابل در حمایت از طالبان، ژنرال فیض حمید، رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان به کابل می‌آید تا تشکیل دولت طالبان را نهایی کند.
به نظر می‌رسد این هیولا، دو پدرخوانده دارد.
همه چیز برای ائتلاف سیا و اطلاعات ارتش پاکستان آسان نخواهد بود.

@AmirTaheri4
‏آرزوهایش را واقعیت تصور می‌کند

اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه مدعی است که در خاورمیانه حتی یک مگس هم بدون رضایت ترکیه نمی‌تواند بپرد.
در حقیقت، او بنظر چیزی شبیه سانچو پانزا [ملازم دن کیشوت] برای کسی است که مرد لامانچایِ فصل [دن کیشوت] باشد.

نقش او را در قفقاز، سوریه و لیبی مرور کنید

@AmirTaheri4
‏افسانه: پوشیدن یونیفورم نیروی ویژه آمریکا، نشان می‌دهد که طالبان در فرودگاه کابل به اندازه تفنگداران دریایی آمریکا موثر هستند.

واقعیت: داستان کلیله و دمنه را در مورد الاغی بخوانید که خود را به صورت شیر ​​درآورده بود، اما هنگامی که شروع به عرعر کرد، لو رفت.

@AmirTaheri4
‏افسانه: جنگجویان طالبان چون پشتون هستند، ماشین جنگی انسانی هستند.

واقعیت: تا کنون آنها فقط در سنگسار زنان و قطع گلوی اسیران غیر مسلح مهارت نشان داده‌اند. آنها در هیچ نبردی با هیچ گروه مسلحی پیروز نشده‌اند.
در سال ۲۰۰۱، آنها قبل از ورود حتی یک سرباز آمریکایی به کابل، فرار کردند.

@AmirTaheri4
‏تشکیل دولت طالبان به دلیل رقابت ۳ جناح به تعویق افتاد: شورای کوئتا، شبکه حقانی و گروه پسر ملا عمر.
اطلاعات ارتش پاکستان و سیا تلاش می‌کنند هفته آینده اجماعی را برای انتشار فهرست وزیران تحمیل کنند.
طالبان نوزادی است که بدون پدر و مادرش نمی‌تواند راه برود.

@AmirTaheri4
‏من گزارشهای موثقی دریافت می‌کنم که ستیزه‌جویان القاعده که سالها در جمهوری اسلامی پاکستان و ایران پنهان شده‌اند، به خانه‌های سابق در افغانستان از جمله در کنر، زرنج و ننگرهار بازگشته‌اند. در ۶۰ و ۷۰ سالگی، احتمالا آنها خواهان بازنشستگی آرام تحت حکومت با قوانین واقعا اسلامی باشند.

@AmirTaheri4