«راهحل موقت»، تلهای جدید برای ایران
عقب کشیدن عقربه یک بمب ساعتی ممکن است برای کسانی که اراده یا توانایی خنثی کردن آن را ندارند اطمینانبخش به نظر آید، اما تیکتاک اجتنابناپذیر بمب ساعتی ادامه خواهد یافت
چهار روز دیگر، آقای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در تهران خواهد بود تا به گفته خودش، زمینه را برای دوری تازه از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و گروه بهاصلاح ۱+۵ به رهبری ایالات متحده آمریکا آماده کند. سفر او به تهران شبیه «بعلهبرون» سنتی در عروسیهای ایرانی قدیم است که در آن ریشسفیدان و گیسسفیدان خانواده داماد به منزل عروس میرفتند تا با دریافت «بعله» زیرلفظی زمینه را برای وصلت فرخنده آماده سازند.
اما تا آنجا که به سفر آقای گروسی مربوط میشود، مشکل اینجاست که «عروس» مورد بحث یعنی جمهوری اسلامی بارها «بعله» را گفته است اما در عمل، حاضر نشده است از جای خود تکان بخورد. از سوی دیگر، «داماد» فرضی، یعنی ایالات متحده، نیز از شل کردن سر کیسه برای برگزاری مراسم و ورود بیچکوچونه عروس به منزل سر باز زده است. به عبارت دیگر، در اینجا با نمونه دیپلماتیک نمایشنامههای کمدی لابیش، نویسنده فرانسوی، روبهرو هستیم که در آن همه به هم دروغ میگویند و مهمتر از این، به تماشاچیان نیز دروغ تحویل میدهند.
با آقای گروسی شروع کنیم. ایشان در اظهارات ضدونقیض خود گاه میگوید که سفرش به تهران به منظور تشویق رهبران جمهوری اسلامی برای اجرای تعهدهایشان در چارچوب «برجام»، یعنی زدوبند اتمی باراک اوباما، صورت میگیرد. اما از سوی دیگر، گزارشهای متعدد آژانس مدعی است که جمهوری اسلامی به تعهدهای خود عمل کرده است. در عین حال، نباید فراموش کرد که «آژانس» آقای گروسی درباره عملکرد ۱+۵، یعنی دیگر شرکتکنندگان در کمدیـتراژدی برجام، نظری ارائه نمیدهد. این بدان معناست که از دید آژانس، این فقط جمهوری اسلامی است که باید حساب پس بدهد. آژانس هرگز گزارش نداده است که هیچیک از اعضای ۱+۵ به تعهدهای خود عمل نکردهاند. به عبارت دیگر، آژانس نمیخواهد یا نمیتواند داوری بیطرف باشد. از دید آژانس، برجام یک «توافق» یکجانبه استــ یعنی تسلیم بیقیدوشرط ایران در برابر ۱+۵.
آقای گروسی تنها کسی نیست که نمیداند، یا وانمود میکند که نمیداند، دقیقا چه میخواهد. آقای حسین امیرعبداللهیان، کمدینی که در نقش وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ظاهر شده است، هدف از مذاکرات وین که گروسی دلال محبت آن است، چیزی جز «رفع تحریمها» نیست. معاون او، آقای باقری کنی، از «لغو تحریمهای غیرقانونی» سخن میگویدــ مثل اینکه تحریمهای قانونی هم در کار هست و مورد قبول. آقای مجید تخت روانچی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل، خواستار «رفع تحریمهای ظالمانه آمریکا» استــ یعنی تحریمهای عادلانه هم داریم و تحریمهایی که سازمان ملل وضع کرده است نیز مورد قبول تهران خواهد بود. آقای میخاییل اولیانف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، کشوری که رژیم خمینیگرا آن را بهترین دوست و مدافع خود تصور میکند، از «رفع تدریجی تحریمها»، آن هم تلویحا پس از آنکه ایران به تعهدهایش عمل کرد، سخن میگوید. سخنگوی وزارت خارجه چین، دوست تصوری دیگر جمهوری اسلامی، نیز چنان وانمود میکند که توپ در زمین تهران است که باید به «تعهدهای» خود عمل کند.
تحریمها و تعهدها، این دو اصطلاح هرگز بهطور جدی تعریف نشدهاند. در طی چهار دهه اخیر، سازمان ملل متحده، ایالات متحده و اتحادیه اروپا بیش از ۱۶۰۰ تحریم علیه جمهوری اسلامی و در نتیجه، علیه مردم ایران وضع کردهاند. این تحریمها را بهطور کلی میتوان به سه گروه تقسیم کرد. نخست، تحریمهاییاند که بیرون اقدام مشخص شورای امنیت سازمان ملل متحد لغوشدنی نیستند. گردانندگان جمهوری اسلامی هرگز نتوانستهاند یا نخواستهاند مکانیسمی برای پایان دادن به این تحریمها پیشنهاد کنند. گروم دوم تحریمها به تصویب کنگره آمریکا و پارلمان اتحادیه اروپا رسیدهاند و بدون اقدام مشخص در آن دو قوه مقننه، قابل لغو نخواهند بود. گروه سوم تحریمها با تصمیم اجرایی دولتها وضع شدهاند و در همان چارچوب قابل لغوند.
به عبارت دیگر، برخلاف نظر آقای امیرعبداللهیان، مذاکران وین نمیتواند درباره «رفع همه تحریمها» باشد. در پی چنین هدفی، به روندی تازه و مشخص از مذاکرات نیازمندیم که فقط بهطور ضمنی مربوط خواهد شد به برجام. همانطور که خانم وندی شرمن، معاون وزارت خارجه ایالات متحده، تایید میکند «برجام» یک معاهده نیست و مکانیسمی برای تنفیذ قانونی ندارد.
بخش نخست
@AmirTaheri4
عقب کشیدن عقربه یک بمب ساعتی ممکن است برای کسانی که اراده یا توانایی خنثی کردن آن را ندارند اطمینانبخش به نظر آید، اما تیکتاک اجتنابناپذیر بمب ساعتی ادامه خواهد یافت
چهار روز دیگر، آقای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در تهران خواهد بود تا به گفته خودش، زمینه را برای دوری تازه از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و گروه بهاصلاح ۱+۵ به رهبری ایالات متحده آمریکا آماده کند. سفر او به تهران شبیه «بعلهبرون» سنتی در عروسیهای ایرانی قدیم است که در آن ریشسفیدان و گیسسفیدان خانواده داماد به منزل عروس میرفتند تا با دریافت «بعله» زیرلفظی زمینه را برای وصلت فرخنده آماده سازند.
اما تا آنجا که به سفر آقای گروسی مربوط میشود، مشکل اینجاست که «عروس» مورد بحث یعنی جمهوری اسلامی بارها «بعله» را گفته است اما در عمل، حاضر نشده است از جای خود تکان بخورد. از سوی دیگر، «داماد» فرضی، یعنی ایالات متحده، نیز از شل کردن سر کیسه برای برگزاری مراسم و ورود بیچکوچونه عروس به منزل سر باز زده است. به عبارت دیگر، در اینجا با نمونه دیپلماتیک نمایشنامههای کمدی لابیش، نویسنده فرانسوی، روبهرو هستیم که در آن همه به هم دروغ میگویند و مهمتر از این، به تماشاچیان نیز دروغ تحویل میدهند.
با آقای گروسی شروع کنیم. ایشان در اظهارات ضدونقیض خود گاه میگوید که سفرش به تهران به منظور تشویق رهبران جمهوری اسلامی برای اجرای تعهدهایشان در چارچوب «برجام»، یعنی زدوبند اتمی باراک اوباما، صورت میگیرد. اما از سوی دیگر، گزارشهای متعدد آژانس مدعی است که جمهوری اسلامی به تعهدهای خود عمل کرده است. در عین حال، نباید فراموش کرد که «آژانس» آقای گروسی درباره عملکرد ۱+۵، یعنی دیگر شرکتکنندگان در کمدیـتراژدی برجام، نظری ارائه نمیدهد. این بدان معناست که از دید آژانس، این فقط جمهوری اسلامی است که باید حساب پس بدهد. آژانس هرگز گزارش نداده است که هیچیک از اعضای ۱+۵ به تعهدهای خود عمل نکردهاند. به عبارت دیگر، آژانس نمیخواهد یا نمیتواند داوری بیطرف باشد. از دید آژانس، برجام یک «توافق» یکجانبه استــ یعنی تسلیم بیقیدوشرط ایران در برابر ۱+۵.
آقای گروسی تنها کسی نیست که نمیداند، یا وانمود میکند که نمیداند، دقیقا چه میخواهد. آقای حسین امیرعبداللهیان، کمدینی که در نقش وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ظاهر شده است، هدف از مذاکرات وین که گروسی دلال محبت آن است، چیزی جز «رفع تحریمها» نیست. معاون او، آقای باقری کنی، از «لغو تحریمهای غیرقانونی» سخن میگویدــ مثل اینکه تحریمهای قانونی هم در کار هست و مورد قبول. آقای مجید تخت روانچی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل، خواستار «رفع تحریمهای ظالمانه آمریکا» استــ یعنی تحریمهای عادلانه هم داریم و تحریمهایی که سازمان ملل وضع کرده است نیز مورد قبول تهران خواهد بود. آقای میخاییل اولیانف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، کشوری که رژیم خمینیگرا آن را بهترین دوست و مدافع خود تصور میکند، از «رفع تدریجی تحریمها»، آن هم تلویحا پس از آنکه ایران به تعهدهایش عمل کرد، سخن میگوید. سخنگوی وزارت خارجه چین، دوست تصوری دیگر جمهوری اسلامی، نیز چنان وانمود میکند که توپ در زمین تهران است که باید به «تعهدهای» خود عمل کند.
تحریمها و تعهدها، این دو اصطلاح هرگز بهطور جدی تعریف نشدهاند. در طی چهار دهه اخیر، سازمان ملل متحده، ایالات متحده و اتحادیه اروپا بیش از ۱۶۰۰ تحریم علیه جمهوری اسلامی و در نتیجه، علیه مردم ایران وضع کردهاند. این تحریمها را بهطور کلی میتوان به سه گروه تقسیم کرد. نخست، تحریمهاییاند که بیرون اقدام مشخص شورای امنیت سازمان ملل متحد لغوشدنی نیستند. گردانندگان جمهوری اسلامی هرگز نتوانستهاند یا نخواستهاند مکانیسمی برای پایان دادن به این تحریمها پیشنهاد کنند. گروم دوم تحریمها به تصویب کنگره آمریکا و پارلمان اتحادیه اروپا رسیدهاند و بدون اقدام مشخص در آن دو قوه مقننه، قابل لغو نخواهند بود. گروه سوم تحریمها با تصمیم اجرایی دولتها وضع شدهاند و در همان چارچوب قابل لغوند.
به عبارت دیگر، برخلاف نظر آقای امیرعبداللهیان، مذاکران وین نمیتواند درباره «رفع همه تحریمها» باشد. در پی چنین هدفی، به روندی تازه و مشخص از مذاکرات نیازمندیم که فقط بهطور ضمنی مربوط خواهد شد به برجام. همانطور که خانم وندی شرمن، معاون وزارت خارجه ایالات متحده، تایید میکند «برجام» یک معاهده نیست و مکانیسمی برای تنفیذ قانونی ندارد.
بخش نخست
@AmirTaheri4
در چارچوب یک روند مستقل و مشخص برای لغو کامل تحریمها، نخستین گام این است که بدانیم آیا عواملی که به وضع این تحریمها منجر شد هنوز وجود دارند یا نه. در این زمینه، مسئله عادلانه یا ظالمانه بودن تحریمها مطرح نیست و اگر هم مطرح شود، فقط ارزش خطابی خواهد داشت. پرسش این است: اگر عاملی که باعث وضع فلان تحریم شد دیگر وجود ندارد، چرا باید ادامه آن تحریم را بپذیریم؟
اگر مسئله تحریمها را بهطور جداگانه مطرح کنیمــ همه تحریمها، نه فقط تحریمهای مربوط به برجامــ مسئله «تهدید اتمی» جمهوری اسلامی به ابعاد واقعی خود باز خواهد گشت. ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) پیوست و برنامه هستهایاش میبایستی در چارچوب همان پیمان و با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارزیابی شود. در چارچوب انپیتی، مکانیسمهای لازم برای مجازات هر نوع پیمانشکنی پیشبینی شده است. در چارچوب همین پیمان، بسیاری کشورها از جمله آلمان فدرال، آرژانتین، برزیل، اوکراین، آفریقای جنوبی و قزاقستان اختلافهایی را که با آژانس داشتند حل کردند و هرگاه لازم بود، مجازات لازم را نیز پذیرفتند. دلیلی وجود ندارد که فقط و فقط ایران، تنها کشوری باشد که برنامه هستهایاش خارج از چارچوب معاهده و زیرنظر یک گروه غیرقانونی، یعنی ۱+۵، ارزیابی میشود. جالب اینجاست که بعضی اعضای ۱+۵، بعد از ایران به انپیتی پیوستند و اکنون میخواهند آن را دور بزنند.
حجهالاسلام دکتر حسن روحانی، رئیسجمهوری پیشین اسلامی، و دارودسته او تصور میکردند که اگر با پذیرفتن «برجام» بخش مهمی از حاکمیت ملی و عزت ایران را قربانی کنند، راه برای رفع تدریجی تمامی تحریمها هموار خواهد شد. اکنون میدانیم که این تصور بچگانه نتیجهای جز تحقیر و تضعیف ایران و وضع تحریمهای بیشتر نداشته است. بنابراین، محدود کردن کل مسئله روابط جمهوری اسلامی با جهان خارج به زدوبند برجام تکرار اشتباه روحانی و دارودستهاش خواهد بود. به فرض آنکه تحریمهای مربوط به برجام برداشته شود، ایران همچنان با سهچهارم از تحریمهای جاری روبهرو خواهد ماند.
مذاکره برای «احیای برجام» کاری است عبث زیرا حتی اگر جمهوری اسلامی همه تعهدهای خود را اجرا کند، تضمینی وجود ندارد که ۱+۵، از جمله روسیه و چین، به تعهدهای خود عمل خواهند کرد. از سوی دیگر، اگر جمهوری اسلامی به تعهدهای خود عمل نکند، در چارچوب همان برجام مجازات خواهد شد؛ در حالی که هیچیک از اعضای ۱+۵ بهدلیل عمل نکردن به تعهدهای خود مجازات نشدهاند و نخواهند شد.
کوشش آقای سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، برای نگه داشتن مذاکرات در چارچوب محدود برجام، هدفی جز نگه داشتن ایران در برزخ دیپلماتیک ندارد. روسیه و تا حدی چین نیز نمیخواهند که ایران، حتی در هیئت رژیم فکسنی کنونی در تهران، در مسیر مناسبات عادی با جهان امروز قرار گیرد. برای آنان، برجام بهترین وسیله برای ادامه انزوای ایران و در نتیجه، وابستگی آن به حمایت ظاهری روسیه و چین است.
اگر ایران اکنون دارای یک دولت بهمعنای متعارف آن میبود، منطقیترین سیاست این میبود که مرگ برجام را بهعنوان یک اشتباه، اگر نخواهیم بگوییم خیانت، اعلام کنیم و در همان حال، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات درباره کل تحریمها و علل وضع آنها نشان بدهیم.
در چارچوب چنان مسیری از مذاکرات، پایان فوری بسیاری از تحریمها که علت وجودی خود را از دست دادهاند، اجتنابناپذیر خواهد بود. در مورد بعضی دیگر از تحریمها که مربوط میشوند به عملیات ثباتزدایانه جمهوری اسلامی، گروگانگیری، تروریسم، آدمربایی، پولشویی، و دیگر اقدامهای جنایتکارانه کار دشوارتر خواهد بود. اما در آن زمینهها نیز این پرسش مطرح خواهد بود: آیا بیش از ۴۰ سال خرابکاری و جنایت در سطح منطقه به سود ایران بوده است یا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، میتوان در چارچوب سود و زیان تصمیم گرفت که تحمل تحریمها بهایی است که باید پرداخت. برعکس، اگر پاسخ منفی باشد، ترک استراتژی خرابکاری، تهاجم، ثباتزدایی و دیگر عملیات جنایتکارانه راه را برای پایان تحریمها خواهد گشود.
متاسفانه، در حال حاضر و با ادامه تسلط یک گروه نادان اما ماجراجو بر ایران، نباید انتظار داشت که چیزی جز ادامه بازی شوم «برجام»، یعنی ادامه همه تحریمها همراه با «راهحل موقت» پیشنهادی آقای جیک سالیوان، مشاور امنیتی پرزیدنت جو بایدن، مطرح شود. تیم آقای بایدن نیز، مانند مسکو و پکن، ترجیح میدهد که با یک ایران ضعیف، منزوی و سرگشته روبهرو باشد. در چارچوب «راهحل موقت» پیشنهادی، بعضی تحریمهای مربوط به برجام معلق خواهد شد و زمینه برای دسترسی جمهوری اسلامی به بخشی از منابع مالی خود (در حال حاضر رقمی که ذکر میشود حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار در سال است) فراهم خواهد آمد. آقای بایدن همچنین از شدت تحریم علیه صدور نفت ایران کاسته است.
دوم
اگر مسئله تحریمها را بهطور جداگانه مطرح کنیمــ همه تحریمها، نه فقط تحریمهای مربوط به برجامــ مسئله «تهدید اتمی» جمهوری اسلامی به ابعاد واقعی خود باز خواهد گشت. ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) پیوست و برنامه هستهایاش میبایستی در چارچوب همان پیمان و با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارزیابی شود. در چارچوب انپیتی، مکانیسمهای لازم برای مجازات هر نوع پیمانشکنی پیشبینی شده است. در چارچوب همین پیمان، بسیاری کشورها از جمله آلمان فدرال، آرژانتین، برزیل، اوکراین، آفریقای جنوبی و قزاقستان اختلافهایی را که با آژانس داشتند حل کردند و هرگاه لازم بود، مجازات لازم را نیز پذیرفتند. دلیلی وجود ندارد که فقط و فقط ایران، تنها کشوری باشد که برنامه هستهایاش خارج از چارچوب معاهده و زیرنظر یک گروه غیرقانونی، یعنی ۱+۵، ارزیابی میشود. جالب اینجاست که بعضی اعضای ۱+۵، بعد از ایران به انپیتی پیوستند و اکنون میخواهند آن را دور بزنند.
حجهالاسلام دکتر حسن روحانی، رئیسجمهوری پیشین اسلامی، و دارودسته او تصور میکردند که اگر با پذیرفتن «برجام» بخش مهمی از حاکمیت ملی و عزت ایران را قربانی کنند، راه برای رفع تدریجی تمامی تحریمها هموار خواهد شد. اکنون میدانیم که این تصور بچگانه نتیجهای جز تحقیر و تضعیف ایران و وضع تحریمهای بیشتر نداشته است. بنابراین، محدود کردن کل مسئله روابط جمهوری اسلامی با جهان خارج به زدوبند برجام تکرار اشتباه روحانی و دارودستهاش خواهد بود. به فرض آنکه تحریمهای مربوط به برجام برداشته شود، ایران همچنان با سهچهارم از تحریمهای جاری روبهرو خواهد ماند.
مذاکره برای «احیای برجام» کاری است عبث زیرا حتی اگر جمهوری اسلامی همه تعهدهای خود را اجرا کند، تضمینی وجود ندارد که ۱+۵، از جمله روسیه و چین، به تعهدهای خود عمل خواهند کرد. از سوی دیگر، اگر جمهوری اسلامی به تعهدهای خود عمل نکند، در چارچوب همان برجام مجازات خواهد شد؛ در حالی که هیچیک از اعضای ۱+۵ بهدلیل عمل نکردن به تعهدهای خود مجازات نشدهاند و نخواهند شد.
کوشش آقای سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، برای نگه داشتن مذاکرات در چارچوب محدود برجام، هدفی جز نگه داشتن ایران در برزخ دیپلماتیک ندارد. روسیه و تا حدی چین نیز نمیخواهند که ایران، حتی در هیئت رژیم فکسنی کنونی در تهران، در مسیر مناسبات عادی با جهان امروز قرار گیرد. برای آنان، برجام بهترین وسیله برای ادامه انزوای ایران و در نتیجه، وابستگی آن به حمایت ظاهری روسیه و چین است.
اگر ایران اکنون دارای یک دولت بهمعنای متعارف آن میبود، منطقیترین سیاست این میبود که مرگ برجام را بهعنوان یک اشتباه، اگر نخواهیم بگوییم خیانت، اعلام کنیم و در همان حال، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات درباره کل تحریمها و علل وضع آنها نشان بدهیم.
در چارچوب چنان مسیری از مذاکرات، پایان فوری بسیاری از تحریمها که علت وجودی خود را از دست دادهاند، اجتنابناپذیر خواهد بود. در مورد بعضی دیگر از تحریمها که مربوط میشوند به عملیات ثباتزدایانه جمهوری اسلامی، گروگانگیری، تروریسم، آدمربایی، پولشویی، و دیگر اقدامهای جنایتکارانه کار دشوارتر خواهد بود. اما در آن زمینهها نیز این پرسش مطرح خواهد بود: آیا بیش از ۴۰ سال خرابکاری و جنایت در سطح منطقه به سود ایران بوده است یا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، میتوان در چارچوب سود و زیان تصمیم گرفت که تحمل تحریمها بهایی است که باید پرداخت. برعکس، اگر پاسخ منفی باشد، ترک استراتژی خرابکاری، تهاجم، ثباتزدایی و دیگر عملیات جنایتکارانه راه را برای پایان تحریمها خواهد گشود.
متاسفانه، در حال حاضر و با ادامه تسلط یک گروه نادان اما ماجراجو بر ایران، نباید انتظار داشت که چیزی جز ادامه بازی شوم «برجام»، یعنی ادامه همه تحریمها همراه با «راهحل موقت» پیشنهادی آقای جیک سالیوان، مشاور امنیتی پرزیدنت جو بایدن، مطرح شود. تیم آقای بایدن نیز، مانند مسکو و پکن، ترجیح میدهد که با یک ایران ضعیف، منزوی و سرگشته روبهرو باشد. در چارچوب «راهحل موقت» پیشنهادی، بعضی تحریمهای مربوط به برجام معلق خواهد شد و زمینه برای دسترسی جمهوری اسلامی به بخشی از منابع مالی خود (در حال حاضر رقمی که ذکر میشود حدود ۷ تا ۸ میلیارد دلار در سال است) فراهم خواهد آمد. آقای بایدن همچنین از شدت تحریم علیه صدور نفت ایران کاسته است.
دوم
بدینسان، بعضی مشتریان بزرگ نفت ایران، بهویژه چین و هند، خواهند توانست واردات نفتی از ایران را افزایش دهند. این شگرد نیز حدود ۳۰ میلیارد دلار درآمد برای تهران فراهم خواهد آورد. البته مجموع این ارقام هنوز کمتر از رقم ۶۰ میلیارد دلار در سال است که به گفته آقای محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، برای تامین حداقل مخارج رژیم لازم است. با این حال، «راهحل موقت» به تیم آیتالله دکتر ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری جدید، امکان خواهد داد که از یک «پیروزی بزرگ اسلامی» سخن بگوید و با دسترسی به منابع مالی بیشتر، فتیله بحران اقتصادی را تا حدی پایین بکشد.
متاسفانه، این احتمال را نباید نادیده گرفت که تیم آقای رئیسی چیزی حتی بدتر از آنچه آقای روحانی تحویل داد، عرضه کند: نگه داشتن ایران در برزخ میان مرگ و زندگی بهعنوان یک دولتـملت مستقل در چارچوب قوانین و عرف بینالمللی. «راهحل موقت» تلهای است در مسیر آن برزخ.
نگه داشتن ایران در این برزخ ممکن است در کوتاهمدت، به سود قدرتهای بزرگ یا لااقل رهبران کنونی آنان به نظر برسد. عقب کشیدن عقربه یک بمب ساعتی ممکن است برای کسانی که اراده یا توانایی خنثی کردن آن را ندارند اطمینانبخش به نظر آید، اما تیکتاک اجتنابناپذیر بمب ساعتی ادامه خواهد یافت.
سوم
@AmirTaheri4
متاسفانه، این احتمال را نباید نادیده گرفت که تیم آقای رئیسی چیزی حتی بدتر از آنچه آقای روحانی تحویل داد، عرضه کند: نگه داشتن ایران در برزخ میان مرگ و زندگی بهعنوان یک دولتـملت مستقل در چارچوب قوانین و عرف بینالمللی. «راهحل موقت» تلهای است در مسیر آن برزخ.
نگه داشتن ایران در این برزخ ممکن است در کوتاهمدت، به سود قدرتهای بزرگ یا لااقل رهبران کنونی آنان به نظر برسد. عقب کشیدن عقربه یک بمب ساعتی ممکن است برای کسانی که اراده یا توانایی خنثی کردن آن را ندارند اطمینانبخش به نظر آید، اما تیکتاک اجتنابناپذیر بمب ساعتی ادامه خواهد یافت.
سوم
@AmirTaheri4
مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، گروسی، دوشنبه به تهران میآید.
۲ سوال:
۱- آیا جمهوری اسلامی و گروه ۱+۵ به وعدههای خود در چارچوب برجام (توافق هستهای) عمل کردهاند؟
۲- اگر بله، مذاکرات بیشتر چه فایدهای دارد؟ اگر خیر، حفظ همان چارچوب چه فایدهای دارد؟
@AmirTaheri4
۲ سوال:
۱- آیا جمهوری اسلامی و گروه ۱+۵ به وعدههای خود در چارچوب برجام (توافق هستهای) عمل کردهاند؟
۲- اگر بله، مذاکرات بیشتر چه فایدهای دارد؟ اگر خیر، حفظ همان چارچوب چه فایدهای دارد؟
@AmirTaheri4
فرش قرمز برای ایرانیانِ در تبعید؟
امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه: ایرانیان خارج از کشور میتوانند با ما تماس بگیرند تا ببینیم آیا میتوانند بدون مشکل به ایران سفر کنند یا خیر.
(این بدان معناست که همه آنها مجرم فرض میشوند مگر زمانیکه وزارت اسلامی آنها را بیگناه اعلام کند.)
@AmirTaheri4
امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه: ایرانیان خارج از کشور میتوانند با ما تماس بگیرند تا ببینیم آیا میتوانند بدون مشکل به ایران سفر کنند یا خیر.
(این بدان معناست که همه آنها مجرم فرض میشوند مگر زمانیکه وزارت اسلامی آنها را بیگناه اعلام کند.)
@AmirTaheri4
رهبران کودتای نظامی سودان با پذیرش بازگشت حمداوی نخست وزیر مخلوع و دو عضو دیگر دولت انتقالی، در مقابل خیزش مردمی سر خم میکنند.
اما این کافی نیست.
ارتش باید به پادگانها بازگردد و به مردم سودان اجازه دهد که راه پر پیچ و خم به سوی دموکراسی را از سر بگیرند.
@AmirTaheri4
اما این کافی نیست.
ارتش باید به پادگانها بازگردد و به مردم سودان اجازه دهد که راه پر پیچ و خم به سوی دموکراسی را از سر بگیرند.
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در ایران و منطقه چه می گذرد؟
بررسی و تفسیر تازه ترین خبرهای روز
در گفتگو با آقای امیر طاهری
چهارشنبه ۳ آذر | ۲۱:۳۰ تهران | ایران فردا
@AmirTaheri4
بررسی و تفسیر تازه ترین خبرهای روز
در گفتگو با آقای امیر طاهری
چهارشنبه ۳ آذر | ۲۱:۳۰ تهران | ایران فردا
@AmirTaheri4
Audio
در ایران و منطقه چه می گذرد؟
بررسی و تفسیر تازه ترین خبرهای روز
در گفتگو با آقای امیر طاهری
چهارشنبه ۳ آذر | ۲۱:۳۰ تهران | ایران فردا
فایل صوتی کم حجم
@AmirTaheri4
بررسی و تفسیر تازه ترین خبرهای روز
در گفتگو با آقای امیر طاهری
چهارشنبه ۳ آذر | ۲۱:۳۰ تهران | ایران فردا
فایل صوتی کم حجم
@AmirTaheri4
گروسی، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سفر خود به ایران را «بدون نتیجه» به پایان رساند.
خبر بد برای تیم #جو_بایدن که امیدوار است «توافق هستهای» اوباما را به شکل جدید احیا کند؟
جناح #خامنهای با وجود قبضه کردن تمامی اهرمهای قدرت، به نظر میرسد قادر به گرفتن تصمیمهای سخت نیست.
@AmirTaheri4
خبر بد برای تیم #جو_بایدن که امیدوار است «توافق هستهای» اوباما را به شکل جدید احیا کند؟
جناح #خامنهای با وجود قبضه کردن تمامی اهرمهای قدرت، به نظر میرسد قادر به گرفتن تصمیمهای سخت نیست.
@AmirTaheri4
⚡️جمهوری اسلامی، گرگ تنهای جهان اسلام
کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» ممکن است در شهرهای ۵۶ کشور دیگر تشکیل شود؛ به استثنای ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی
اگر تبلیغات جمهوری اسلامی را بررسی کنید، بهسرعت با دو ادعای بزرگ روبهرو خواهید شدــ نخست، اسلام ناب محمدی امروز فقط و فقط در جمهوری اسلامی ایران واقعیت دارد؛ دوم، آیتالله العظمی امام علی خامنهای، یا به گفته آیتالله مصباح یزدی، «جانشین پیامبر» تنها رهبر واقعی همه مسلمانان جهان است.
با این حال، آیا شگفتیآور نیست که جمهوری اسلامی در حال حاضر، به حاشیه «جهان اسلام» رانده شده است؟
تازهترین مورد از این «حاشیه شدن» را هفته پیش در کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» که در جده در عربستان سعودی برگزار شد، دیدیم. در این اجلاس، ۳۳ شخصیت دینی و فرهنگی از ۲۷ کشور، در چارچوب «چشمانداز فرابردی» مناسبات روسیه و کشورهای مسلمان گرد هم آمدند تا کوششی را که از سال ۲۰۰۶، با پیوستن روسیه به «سازمان همکاری اسلامی» بهعنوان ناظر، آغاز شده بود در سطحی بالاتر ادامه دهند. این اجلاس مانند اجلاسهای پیشین گروه که در مسکو، غازان (پایتخت جمهوری خودمختار تاتارستان)، استانبول، جده و کویت برگزار شده بود، یک غایب بزرگ داشت: جمهوری اسلامی ایران.
در اجلاس امسال، رستم مینیخانف، رئیسجمهوری تاتارستان، ریاست هیئت نمایندگی فدراسیون را بر عهده داشت. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، نیز با یک پیام پرمحتوا، بر حمایت خود از کل برنامه تاکید کرد. هم مینیخانف و هم پوتین بر ضرورت توسعه گفتوشنود فرهنگی و مناسبات اقتصادی و بازرگانی میان روسیه و «جهان اسلام» تاکید کردند. شاید برای نشان دادن نگرانیهای کرملین، پیام پوتین اشارهای نیز داشت به «ضرورت همکاری در مبارزه با تروریسم».
حذف جمهوری اسلامی نه تنها از نظر مقام ایران در «جهان اسلام» اهمیت دارد بلکه با توجه به اوهام آقای خامنهای درباره «محور تهرانـمسکو» نیز قابل توجه است. بهخوبی میتوان دید که از نگاه پوتین، جمهوری اسلامی هرگز نمیتواند یک متفق و شریک جدی باشد. از دید پوتین، جمهوری اسلامی گاو شیردهی است که پس از دادن شیر، پاداشی جز یک لگد نخواهد گرفت.
کوشش روسیه برای توسعه نفوذ در کشورهای مسلمان شگفتیآور نیست. آسیای مرکزی، حوزه دریای مازندران، آسیای باختری و شمال آفریقا، یعنی سرزمینهایی که اکثریت جمعیت مسلمان دارند، جزو همسایگان دیوار به دیوار یا نزدیک روسیه به شمار میآیند. از این گذشته، فدراسیون روسیه بیش از ۲۷ میلیون شهروند مسلمان یا مسلمانزاده دارد (البته فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت را میتوان مسلمان عملی به شمار آورد). مسلمانان و مسلمانزادگاه روسیه همچنین بالاترین نرخ زادوولد را در فدراسیون دارند و اگر کاهش زادوولد در میان روستباران ادامه یابد، ممکن است تا سال ۲۰۳۵، نزدیک به نیمی از جمعیت فدراسیون را تشکیل دهند.
روسیه بهعنوان یک صادرکننده نفت و گاز نیز نیازمند مناسبات نزدیک با کشورهای مسلمان است که اکثریت صادرکنندگان انرژی فسیلی را تشکیل میدهند. این همکاری هم دوجانبه و هم در چارچوب گروه «اوپک پلاس» شکل گرفته است.
نزدیکی با کشورهای مسلمان از یک دید دیگر نیز در مسیر فرابردی پوتین برای تبدیل روسیه بهعنوان یک قدرت موثر در سطح جهانی اهمیت دارد. دو رقیب واقعی یا تصوری روسیه در این زمینه ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چیناند. ایالات متحده آمریکا بهدلیل ساختار سیاسی و چارچوب قانون اساسیاش، نمیتواند مناسبات خود را با دیگر کشورها بر اساس دین و مذهب شکل دهد. به همین سبب، با آنکه امروز ایالات متحده آمریکا وطن نزدیک به چهار میلیون مسلمان است، نمیتواند درخواست کند، حتی بهعنوان ناظر، در سازمان «همکاری اسلامی» عضو شودـ کاری که روسیه ۱۵ سال پیش انجام داد. چین با نزدیک به ۶۰ میلیون مسلمان، بهدلیل ملاحظات ایدئولوژیک حزب کمونیست، نمیتواند کارت اسلامی را روی میز بگذارد. از این گذشته، جمهوری خلق چین هیچ دین و مذهبی را به رسمیت نمیشناسدـ برخلاف روسیه که انواع مسیحیت و اسلام را جزو ادیان رسمی شناخته است. رهبران حزب کمونیست چین، بهویژه در چارچوب دکترین ناسیونالیستی شی جینپینگ، با هرگونه دین و مذهب بهصورت رقیب ایدئولوژیک برخورد میکنند. سرکوب قوم اویغور در ترکستان خاوری (سینکیانگ) هم جنبه قومی دارد و هم جنبه دینی.
البته پوتین صفحه سیاه سرکوب بیرحمانه قوم چچن را در پرونده خود دارد. اما این سرکوب جنبه سیاسی داشت و در پی قومزدایی یا اسلامزدایی نبودــ یعنی درست برعکس سیاست شیجینپینگ در ترکستان خاوری و تا حدی در تبت.
@AmirTaheri4
کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» ممکن است در شهرهای ۵۶ کشور دیگر تشکیل شود؛ به استثنای ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی
اگر تبلیغات جمهوری اسلامی را بررسی کنید، بهسرعت با دو ادعای بزرگ روبهرو خواهید شدــ نخست، اسلام ناب محمدی امروز فقط و فقط در جمهوری اسلامی ایران واقعیت دارد؛ دوم، آیتالله العظمی امام علی خامنهای، یا به گفته آیتالله مصباح یزدی، «جانشین پیامبر» تنها رهبر واقعی همه مسلمانان جهان است.
با این حال، آیا شگفتیآور نیست که جمهوری اسلامی در حال حاضر، به حاشیه «جهان اسلام» رانده شده است؟
تازهترین مورد از این «حاشیه شدن» را هفته پیش در کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» که در جده در عربستان سعودی برگزار شد، دیدیم. در این اجلاس، ۳۳ شخصیت دینی و فرهنگی از ۲۷ کشور، در چارچوب «چشمانداز فرابردی» مناسبات روسیه و کشورهای مسلمان گرد هم آمدند تا کوششی را که از سال ۲۰۰۶، با پیوستن روسیه به «سازمان همکاری اسلامی» بهعنوان ناظر، آغاز شده بود در سطحی بالاتر ادامه دهند. این اجلاس مانند اجلاسهای پیشین گروه که در مسکو، غازان (پایتخت جمهوری خودمختار تاتارستان)، استانبول، جده و کویت برگزار شده بود، یک غایب بزرگ داشت: جمهوری اسلامی ایران.
در اجلاس امسال، رستم مینیخانف، رئیسجمهوری تاتارستان، ریاست هیئت نمایندگی فدراسیون را بر عهده داشت. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، نیز با یک پیام پرمحتوا، بر حمایت خود از کل برنامه تاکید کرد. هم مینیخانف و هم پوتین بر ضرورت توسعه گفتوشنود فرهنگی و مناسبات اقتصادی و بازرگانی میان روسیه و «جهان اسلام» تاکید کردند. شاید برای نشان دادن نگرانیهای کرملین، پیام پوتین اشارهای نیز داشت به «ضرورت همکاری در مبارزه با تروریسم».
حذف جمهوری اسلامی نه تنها از نظر مقام ایران در «جهان اسلام» اهمیت دارد بلکه با توجه به اوهام آقای خامنهای درباره «محور تهرانـمسکو» نیز قابل توجه است. بهخوبی میتوان دید که از نگاه پوتین، جمهوری اسلامی هرگز نمیتواند یک متفق و شریک جدی باشد. از دید پوتین، جمهوری اسلامی گاو شیردهی است که پس از دادن شیر، پاداشی جز یک لگد نخواهد گرفت.
کوشش روسیه برای توسعه نفوذ در کشورهای مسلمان شگفتیآور نیست. آسیای مرکزی، حوزه دریای مازندران، آسیای باختری و شمال آفریقا، یعنی سرزمینهایی که اکثریت جمعیت مسلمان دارند، جزو همسایگان دیوار به دیوار یا نزدیک روسیه به شمار میآیند. از این گذشته، فدراسیون روسیه بیش از ۲۷ میلیون شهروند مسلمان یا مسلمانزاده دارد (البته فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت را میتوان مسلمان عملی به شمار آورد). مسلمانان و مسلمانزادگاه روسیه همچنین بالاترین نرخ زادوولد را در فدراسیون دارند و اگر کاهش زادوولد در میان روستباران ادامه یابد، ممکن است تا سال ۲۰۳۵، نزدیک به نیمی از جمعیت فدراسیون را تشکیل دهند.
روسیه بهعنوان یک صادرکننده نفت و گاز نیز نیازمند مناسبات نزدیک با کشورهای مسلمان است که اکثریت صادرکنندگان انرژی فسیلی را تشکیل میدهند. این همکاری هم دوجانبه و هم در چارچوب گروه «اوپک پلاس» شکل گرفته است.
نزدیکی با کشورهای مسلمان از یک دید دیگر نیز در مسیر فرابردی پوتین برای تبدیل روسیه بهعنوان یک قدرت موثر در سطح جهانی اهمیت دارد. دو رقیب واقعی یا تصوری روسیه در این زمینه ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چیناند. ایالات متحده آمریکا بهدلیل ساختار سیاسی و چارچوب قانون اساسیاش، نمیتواند مناسبات خود را با دیگر کشورها بر اساس دین و مذهب شکل دهد. به همین سبب، با آنکه امروز ایالات متحده آمریکا وطن نزدیک به چهار میلیون مسلمان است، نمیتواند درخواست کند، حتی بهعنوان ناظر، در سازمان «همکاری اسلامی» عضو شودـ کاری که روسیه ۱۵ سال پیش انجام داد. چین با نزدیک به ۶۰ میلیون مسلمان، بهدلیل ملاحظات ایدئولوژیک حزب کمونیست، نمیتواند کارت اسلامی را روی میز بگذارد. از این گذشته، جمهوری خلق چین هیچ دین و مذهبی را به رسمیت نمیشناسدـ برخلاف روسیه که انواع مسیحیت و اسلام را جزو ادیان رسمی شناخته است. رهبران حزب کمونیست چین، بهویژه در چارچوب دکترین ناسیونالیستی شی جینپینگ، با هرگونه دین و مذهب بهصورت رقیب ایدئولوژیک برخورد میکنند. سرکوب قوم اویغور در ترکستان خاوری (سینکیانگ) هم جنبه قومی دارد و هم جنبه دینی.
البته پوتین صفحه سیاه سرکوب بیرحمانه قوم چچن را در پرونده خود دارد. اما این سرکوب جنبه سیاسی داشت و در پی قومزدایی یا اسلامزدایی نبودــ یعنی درست برعکس سیاست شیجینپینگ در ترکستان خاوری و تا حدی در تبت.
@AmirTaheri4
Telegraph
جمهوری اسلامی، گرگ تنهای جهان اسلام
جمهوری اسلامی، گرگ تنهای جهان اسلام کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» ممکن است در شهرهای ۵۶ کشور دیگر تشکیل شود؛ به استثنای ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی جمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۶ نُوامبر ۲۰۲۱ ۴:۱۵
اینکه هر سه قدرت بزرگ رقیب میکوشند تا جمهوری اسلامی در ایران را در قفس سیاسی و دیپلماتیک نگه دارند شگفتیآور نیست. چین و روسیه حاضر نیستند هزینه واقعی نزدیکی با جمهوری اسلامی را بپذیرند. این هزینه چیزی جز از دست دادن دوستی و همکاری دیگر کشورهای اسلامی نیست زیرا جمهوری اسلامی ایران تقریبا با تمامی کشورهای مسلمان دیگر مشکل دارد. جمهوری اسلامی، زیر سلطه ایدئولوژی خمینیگرا، عامل نفاق و عناد و در پارهای موارد، حتی جنگ میان مسلمانان بوده و است.
در لبنان، جمهوری اسلامی حتی طائفه شیعه را که نزدیک به ۴۰ درصد از جمعیت را تشکیل میدهد به چندین گروه تقسیم کرده است. در سوریه، جمهوری اسلامی با حمایت از اقلیت نصیری (علوی)، در کشتار اکثریت مسلمان سنی شرکت کرد. در یمن، جمهوری اسلامی با سازماندهی به یک بخش از اقلیت زیدی، یعنی طایفه حوثی، هم زیدیان را تقسیم کرد و هم آنان را علیه مسلمانان سنی یمن برانگیخت. در پاکستان، سازمان سنتی شیعیان که بیش از یک قرن سابقه داشت، یعنی تحریک جعفری، با دخالتهای تهران به چندین گروه تقسیم شده است. تحریکات تهران در پاکستان همچنین آتش زیر خاکستر دشمنی شیعه و سنی را روشن کرده است. در افغانستان، بهرهگیری تهران از اقلیت شیعه هزاره بهعنوان گوشت دم توپ در جنگ علیه مردم سوریه، بسیاری از شیعیان افغانستان را که همواره دوستدار ایران بودهاند علیه ایران و ایرانیت شورانده است.
تازهترین نمونه نفاقافکنی و آتشافروزی فرقه خمینیه را در عراق میبینیم. هماکنون، تهران میکوشد تا نتایج انتخابات پارلمانی عراق را به سود گروههای مسلح مزدور خود، به رهبری هادی العامری، تغییر دهد. در این روند، تهران حتی حاضر است که گروه مورد حمایت خود را علیه گروه شیعه مقتدی صدر به میدان بکشاند. در حالی که صدر، با آنکه از ناسیونالیسم عراقی سخن میگوید، هرگز عملا مخالف جمهوری اسلامی نبوده است.
نفاقافکنی جمهوری اسلامی حتی میان مسلمانان شیعه را در بسیاری از نقاط دیگر جهان میتوان دید. در مصر، شیعیان بومی که تاریخشان به ۱۲۰۰ سال پیش برمیگردد، میکوشند تا کوچکترین تماسی با تهران نداشته باشند. در هند، رهبران دینی برجسته شیعیان سالهاست که به ایران سفر نکردهاند. در فضای مجازی، نبردهای سختی میان گروههای هوادار مسلک خمینیه و مخالفان شیعه آنان در جریان است.
مشکل جمهوری اسلامی در این زمینه مانند دیگر زمینهها، کوشش برای تنزل دین، در اینجا یعنی اسلام، به سطح یک ایدئولوژی و سپس، تنزل آن ایدئولوژی، یعنی خمینیگرایی، به یک کیش شخصیت، یعنی ولایت فقیه، و سپس، تنزل آن کیش شخصیت به بتسازی آیتالله خامنهای است. وقتی روزنامه کیهان تهران ادعا میکند که «رهبر» میتواند در «همه زمینهها» حرف آخر را بزند، منظورش حذف قرآن، پیامبر، ۱۴ معصوم و هزاران مرشد دینی دیروز و امروز است. چنین اسلامی طبعا مشکلآفرین است، هم در سطح دینی و هم در سطح سیاسی.
در سطح دینی، نیازی به توضیح بیشتری در این زمینه نیست. در سطح سیاسی، همکاری میان ملل و دولتها تنها بر اساس برابری، حتی فرضی، ممکن میشود. اما جمهوری اسلامی بههیچوجه حاضر نیست خود را یکی از ۱۹۳ ملتـدولت موجود بداند و برابری در چارچوب قانون را بپذیرد. رهبران فرقه خمینیه ترجیح میدهند که گرگ تنها باشند و در بیابان اوهام خود جولان بدهند.
نتیجه این سیاست انزوای جمهوری اسلامی است حتی در میان ۵۷ کشوری که در آنها مسلمانان اکثریت دارند. این انزوای ناشی از خودبزرگبینی مانع از آن است که جمهوری اسلامی بتواند با دیگر کشورها مناسبات عادی سیاسی، فرهنگی و بازرگانی داشته باشد. بدینسان، شگفتیآور نیست که کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» ممکن است در شهرهای ۵۶ کشور دیگر تشکیل شودــ به استثنای ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی.
@AmirTaheri4
در لبنان، جمهوری اسلامی حتی طائفه شیعه را که نزدیک به ۴۰ درصد از جمعیت را تشکیل میدهد به چندین گروه تقسیم کرده است. در سوریه، جمهوری اسلامی با حمایت از اقلیت نصیری (علوی)، در کشتار اکثریت مسلمان سنی شرکت کرد. در یمن، جمهوری اسلامی با سازماندهی به یک بخش از اقلیت زیدی، یعنی طایفه حوثی، هم زیدیان را تقسیم کرد و هم آنان را علیه مسلمانان سنی یمن برانگیخت. در پاکستان، سازمان سنتی شیعیان که بیش از یک قرن سابقه داشت، یعنی تحریک جعفری، با دخالتهای تهران به چندین گروه تقسیم شده است. تحریکات تهران در پاکستان همچنین آتش زیر خاکستر دشمنی شیعه و سنی را روشن کرده است. در افغانستان، بهرهگیری تهران از اقلیت شیعه هزاره بهعنوان گوشت دم توپ در جنگ علیه مردم سوریه، بسیاری از شیعیان افغانستان را که همواره دوستدار ایران بودهاند علیه ایران و ایرانیت شورانده است.
تازهترین نمونه نفاقافکنی و آتشافروزی فرقه خمینیه را در عراق میبینیم. هماکنون، تهران میکوشد تا نتایج انتخابات پارلمانی عراق را به سود گروههای مسلح مزدور خود، به رهبری هادی العامری، تغییر دهد. در این روند، تهران حتی حاضر است که گروه مورد حمایت خود را علیه گروه شیعه مقتدی صدر به میدان بکشاند. در حالی که صدر، با آنکه از ناسیونالیسم عراقی سخن میگوید، هرگز عملا مخالف جمهوری اسلامی نبوده است.
نفاقافکنی جمهوری اسلامی حتی میان مسلمانان شیعه را در بسیاری از نقاط دیگر جهان میتوان دید. در مصر، شیعیان بومی که تاریخشان به ۱۲۰۰ سال پیش برمیگردد، میکوشند تا کوچکترین تماسی با تهران نداشته باشند. در هند، رهبران دینی برجسته شیعیان سالهاست که به ایران سفر نکردهاند. در فضای مجازی، نبردهای سختی میان گروههای هوادار مسلک خمینیه و مخالفان شیعه آنان در جریان است.
مشکل جمهوری اسلامی در این زمینه مانند دیگر زمینهها، کوشش برای تنزل دین، در اینجا یعنی اسلام، به سطح یک ایدئولوژی و سپس، تنزل آن ایدئولوژی، یعنی خمینیگرایی، به یک کیش شخصیت، یعنی ولایت فقیه، و سپس، تنزل آن کیش شخصیت به بتسازی آیتالله خامنهای است. وقتی روزنامه کیهان تهران ادعا میکند که «رهبر» میتواند در «همه زمینهها» حرف آخر را بزند، منظورش حذف قرآن، پیامبر، ۱۴ معصوم و هزاران مرشد دینی دیروز و امروز است. چنین اسلامی طبعا مشکلآفرین است، هم در سطح دینی و هم در سطح سیاسی.
در سطح دینی، نیازی به توضیح بیشتری در این زمینه نیست. در سطح سیاسی، همکاری میان ملل و دولتها تنها بر اساس برابری، حتی فرضی، ممکن میشود. اما جمهوری اسلامی بههیچوجه حاضر نیست خود را یکی از ۱۹۳ ملتـدولت موجود بداند و برابری در چارچوب قانون را بپذیرد. رهبران فرقه خمینیه ترجیح میدهند که گرگ تنها باشند و در بیابان اوهام خود جولان بدهند.
نتیجه این سیاست انزوای جمهوری اسلامی است حتی در میان ۵۷ کشوری که در آنها مسلمانان اکثریت دارند. این انزوای ناشی از خودبزرگبینی مانع از آن است که جمهوری اسلامی بتواند با دیگر کشورها مناسبات عادی سیاسی، فرهنگی و بازرگانی داشته باشد. بدینسان، شگفتیآور نیست که کنفرانس «روسیهــ جهان اسلام» ممکن است در شهرهای ۵۶ کشور دیگر تشکیل شودــ به استثنای ایران زیر سلطه جمهوری اسلامی.
@AmirTaheri4
بحران آب
یزد، مرکز ایران، به دلیل شکسته شدن کانال تامینکننده آب از اصفهان در ۴ نقطه با کمبود آب آشامیدنی مواجه است. مقامات محلی میگویند گروههای ناشناس با استفاده از لودر در طول شب به لولهها آسیب زدند.
ترفندی برای مقابل هم قرار دادن یزدیها و اصفهانیها بر سر تقسیم آب؟
@AmirTaheri4
یزد، مرکز ایران، به دلیل شکسته شدن کانال تامینکننده آب از اصفهان در ۴ نقطه با کمبود آب آشامیدنی مواجه است. مقامات محلی میگویند گروههای ناشناس با استفاده از لودر در طول شب به لولهها آسیب زدند.
ترفندی برای مقابل هم قرار دادن یزدیها و اصفهانیها بر سر تقسیم آب؟
@AmirTaheri4
رژیم خمینی در تهران مزدوران شیعه افغان را برای کشتن مردم سوریه فرستاد.
اکنون در حال برگزاری کنفرانسی است تا برنامهای برای انتقال برخی از آنها به لبنان در حمایت از #حزب_الله لبنان برگزار کند، زیرا از مقاومت مسلحانه علیه حزبالله لبنان به دلیل گروگان گرفتن دولت لبنان، بیم دارد.
@AmirTaheri4
اکنون در حال برگزاری کنفرانسی است تا برنامهای برای انتقال برخی از آنها به لبنان در حمایت از #حزب_الله لبنان برگزار کند، زیرا از مقاومت مسلحانه علیه حزبالله لبنان به دلیل گروگان گرفتن دولت لبنان، بیم دارد.
@AmirTaheri4
اصفهان، دومین شهر بزرگ ایران، در حال شورش است در حالی که اعتراضات در شهرهای دیگر ادامه دارد.
با این حال، رژیم حتی به خبرنگاران رسمی هم اجازه پوشش عادی رویدادها را نمیدهد.
یک روایت واحد بر تمامی رسانههای رسمی اسلامی تحمیل شده است.
حتی برخی از خبرنگاران رسمی احساس شرمندگی میکنند.
@AmirTaheri4
با این حال، رژیم حتی به خبرنگاران رسمی هم اجازه پوشش عادی رویدادها را نمیدهد.
یک روایت واحد بر تمامی رسانههای رسمی اسلامی تحمیل شده است.
حتی برخی از خبرنگاران رسمی احساس شرمندگی میکنند.
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 ویژه برنامه پرسش و پاسخ از لندن با همراهی امیر طاهری; اردشیر زاهدی: پیچیدگی های یک زندگی →
→
@AmirTaheri4
→
@AmirTaheri4
ویژه برنامه پرسش و پاسخ از لندن با همراهی امیر طاهری; اردشیر زاهدی:…
Bijan Farhoodi
📹 ویژه برنامه پرسش و پاسخ از لندن با همراهی امیر طاهری; اردشیر زاهدی: پیچیدگی های یک زندگی →
فایل صوتی
@AmirTaheri4
فایل صوتی
@AmirTaheri4
خبرگزاریهای رسمی اسلامی ادعا میکنند که اعتراضات در منطقه #اصفهان پایان یافته اما مدرکی ارائه نمیکنند
شهروند خبرنگاران با فیلمهایی که تصویر متفاوتی میدهند ما را بمباران خبری میکنند
اگر چیزی برای پنهان کردن ندارید،چرا اجازه بازدید به برخی خبرنگاران خارجی در ایران را نمیدهید؟
@AmirTaheri4
شهروند خبرنگاران با فیلمهایی که تصویر متفاوتی میدهند ما را بمباران خبری میکنند
اگر چیزی برای پنهان کردن ندارید،چرا اجازه بازدید به برخی خبرنگاران خارجی در ایران را نمیدهید؟
@AmirTaheri4
سرکوب، سپس فریب
رژیم اسلامی با گروهی که مدعی نمایندگی کشاورزان منطقه اصفهان هستند قرارداد ۷ مادهای امضا میکند.
بر اساس وعده بازگرداندن سهم آب زایندهرود اصفهان به سطوحی است که در سال ۱۳۳۷ ثبت شده بود.
این یک وعده توخالی است که عملی کردن آن غیرممکن است.
@AmirTaheri4
رژیم اسلامی با گروهی که مدعی نمایندگی کشاورزان منطقه اصفهان هستند قرارداد ۷ مادهای امضا میکند.
بر اساس وعده بازگرداندن سهم آب زایندهرود اصفهان به سطوحی است که در سال ۱۳۳۷ ثبت شده بود.
این یک وعده توخالی است که عملی کردن آن غیرممکن است.
@AmirTaheri4
قیام اصفهان
سازمان امنیت اسلامی در تهران از بازداشت ۶۷ نفر در اعتراضات ۶ روز گذشته در اصفهان خبر داد.
اما رئیس امنیت اسلامی اصفهان میگوید «تعدادی دستگیر شدهاند، که نمیتوان گفت چند نفر».
در جمهوری اسلامی حتی ستمگران هم، هر کدام یک ساز جداگانه میزنند [یک حرف را نمیزنند].
@AmirTaheri4
سازمان امنیت اسلامی در تهران از بازداشت ۶۷ نفر در اعتراضات ۶ روز گذشته در اصفهان خبر داد.
اما رئیس امنیت اسلامی اصفهان میگوید «تعدادی دستگیر شدهاند، که نمیتوان گفت چند نفر».
در جمهوری اسلامی حتی ستمگران هم، هر کدام یک ساز جداگانه میزنند [یک حرف را نمیزنند].
@AmirTaheri4
هشدار به #ابراهیم_رئیسی و جناح او:
تصویب نهایی کنوانسیون خزر، معاهده ننگین دیکته شده توسط مسکو، خیانت به حاکمیت و منافع ملی ایران است.
رفسنجانی، خاتمی، احمدینژاد و حتی حسن روحانی ترسو هم از چنین خیانتی دوری کردند.
@AmirTaheri4
تصویب نهایی کنوانسیون خزر، معاهده ننگین دیکته شده توسط مسکو، خیانت به حاکمیت و منافع ملی ایران است.
رفسنجانی، خاتمی، احمدینژاد و حتی حسن روحانی ترسو هم از چنین خیانتی دوری کردند.
@AmirTaheri4