Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری و پاسخ به این پرسش که ایرانیان چه میخواهند؟ بازگشت به خویشتنِ خویش
youtube.com/watch?v=Z69a1e…
این روزها، شاهد «جریان»ی هستیم که نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد. این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
@AmirTaheri4
youtube.com/watch?v=Z69a1e…
این روزها، شاهد «جریان»ی هستیم که نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد. این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
@AmirTaheri4
👍87❤20👎2
امیر طاهری و پاسخ به این پرسش که ایرانیان چه میخواهند؟ بازگشت به…
Unika
امیر طاهری و پاسخ به این پرسش که ایرانیان چه میخواهند؟ بازگشت به خویشتنِ خویش
youtube.com/watch?v=Z69a1e…
این روزها، شاهد «جریان»ی هستیم که نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد. این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
فایل صوتی
@AmirTaheri4
youtube.com/watch?v=Z69a1e…
این روزها، شاهد «جریان»ی هستیم که نقش اساسی را در گذار ایران از برزخ کنونی بازی خواهد کرد. این «جریان» را میتوان با نامهای گوناگون معرفی کرد: توفان پنهان زیر آرامش دریا؟ جستوجوی آب حیات در ظلمات؟ اما یک عنوان سادهتر شاید گویاتر باشد: بازگشت به خویش؛ یعنی دوباره ایرانی شدن که، در تحلیل نهایی، به معنای طرد هویت جعلی عرضه شده از سوی خمینیگرایان خواهد بود.
اکنون که گفتمان ملی رو به اوج است، بایستی به مرحله تازهای از بذرافشانی فکری پرداخت: عرضه راهحلهای عملی در چارچوب این گفتمان.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍76❤16👎2
👍44❤8👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍38🔥11❤6👎1🙏1
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل
خمینیگرایان میخواستند و کوشیدند تا هویت میهنی ایرانیان را از میان ببرند و امروز ایرانیان نشان میدهند که میخواهند از هر زمان دیگر ایرانیتر باشند
امیر طاهری جمعه ۱۱ فروردین ۱۴۰۲ برابر با ۳۱ مارس ۲۰۲۳ ۱۸:۳۰
در حالی که جنبش آزادیخواهی ایرانیان نفس تازه میکند تا مرحله بعدی نبرد را آغاز کند، شاید لازم باشد که ضرورت پاکسازی گفتمان سیاسیمان را از مبتذلات گمراهکننده یادآور بشویم. نگاهی به آنچه در فضای مجازی و نشستهای منشورنویسی در ایالات متحده میگذرد شماری روزافزون از کلیشههای مبتذل را در برابر ما قرار می دهد؛ دمکراسی، اتنیک، لاییک، سکولاریسم، پلورالیست و از همه فراوانتر فدرالیسم.
چرا این کلیشهها را در شرایط امروز ایران، مبتذل میخوانیم؟ ابتذال از مصدر بذل میآید و بذل بهمعنای پراکندن چیزی یا فکری بدون توجه به عواقب کار و نیازهای احتمالی است. سمر، یعنی آنچه همگان میگویند- البته همگان به معنای عده زیادی- یک نمونه از این نوع ابتذال است.
ناصرخسرو میگوید:
سمر درست بود، نادرست نیز بود
تو چون درست ندانی، سمر مکن باور!
نوع دیگر ابتذال عملی است که با یک نیت مشخص صورت میگیرد اما کمترین تاثیری در مسیر ایفای آن نیت ندارد.
سعدی میگوید:
پیرمردی ز نزع مینالید
پیرزن صندلش همی مالید!
از هر زاويه که بنگریم پخش یا بذل کلیشههای مذکور در بالا ربطی به بحران کنونی ایران - بحران ناشی از شکست ایدئولوژی خمینیگرا و شعلهور شدن آتش عشق به ایران- ندارد. خمینیگرایان میخواستند و کوشیدند تا هویت میهنی ایرانیان را از میان ببرند و امروز ایرانیان نشان میدهند که میخواهند از هر زمان دیگر ایرانیتر باشند.
در یک مقاله نمیتوان به حساب همه کلیشههای مد روز پرداخت. در اینجا، میپردازیم به یکی از ان مبتذلات: فدرالیسم.
این کلیشه ورد زبان کسانی است که از نام ایران مانند جن از بسمالله میترسند. اما کسانی نیز هستند که به ایران عشق میورزند، اما معنای واقعی این کلیشه شیکوپیک را نمیدانند. کسانی نیز هستند که برای جدا کردن حساب خود از تجزیهطلبان واقعی یا تصوری از کلیشههای دیگری همانند عدم تمرکز و تمرکززدایی بهره میگیرند. آنان نیز بار منفی، اگر نخواهیم بگوییم تخریبگر این کلیشهها را در نظر نمیگیرند. عدم یعنی نابودی- ریشه اعدام- و در نتیجه، معنایی جز نابودی دولت مرکزی ایران- شاید به امید بازگشت نظامهای خانخانی، اقطاعی و ملوکالطوایفی- ندارند. زدایی- از مصدر زدودن، به معنی پاک کردن یا تطهیر یک نجاست است. به عبارت دیگر دولت مرکزی ایران نجاستی است که باید پاک شود.
از هر دید که بنگریم برافراشتن پرچمهای دروغین فدرالیسم، تمرکز نداشتن و تمرکززایی نشانه ضدیت با موجودیت ایران بهعنوان یک ملت-دولت واحد و تجزیهناپذیر است.
بعضی پیلهگران کلیشههای مورد بحث ایالات متحده را بهعنوان الگویی از یک ملت- دولت فدرال و متکی بر عدم تمرکز عرضه میکنند. اما آنان دو واقعیت را نادیده میگیرند، نخست، ایالات متحده از جمله ۱۳ مستعمره انگلیس در آمریکای شمالی تشکیل شد و به عبارت دیگر، موجودیت خود را از آغاز بر فدرالیسم پی نهاد. تازه این پایهگذاری نیز پس از نزدیک به یک قرن و با عبور از یک جنگ داخلی- جنگی که از نظر شمار کشتگان در تاریخ ایالات متحده هنوز هم در صدر جدول است- کموبیش شکل گرفت. دوم، شعار ملی ایالات متحده این است: یک ملت زیر (سایه) خدا (One Nation Under God).
مقایسه ایالات متحده- کشوری جدیدالتاسیس و مرکب از تکههای مجزا که در طی دو قرن به اشکال مختلف - گاه با خرید از قدرتهای بیگانه مانند خرید لوئیزیانا از فرانسه و آلاسکا از روسیه و گاه با رشوه دادن به سران قبایل بومی مانند هوایی و گاه با فتح در جنگ با همسایگان مانند کالیفرنیا که از مکزیک جدا شد و بخشهایی از کانادا - قیاسی معالفارق است.
پیلهوران فدرالیسم برای آنکه فدراسیون آرمانی خود را بسازند، میبایستی ایران را، آنچنان که امروز هست - تجزیه کنند و سپس تکههای تجزیهشده را دوباره در چارچوب فدراسیون به هم بچسبانند.
در حال حاضر، دستکم ۳۰ کشور نظام فدرال دارند. همه آنان با چسباندن تکههای مجزا و پس از قرنها تسلط استعمار شکل گرفتهاند. اما فدراسیونسازی، دستکم در دوران معاصر، غالبا با شکست یا حتی تراژدی همراه بوده است. در سالهای ۱۹۵۰ میلادی، بریتانیا پس از ۱۱ سال جنگ چریکی در جنگلهای مالای تصمیم گرفت که فدراسیون مالزیا را در مجموعه مالایا، سنگاپور، صباح و ساراواک روی نقشه قرار دهد. اما در کمتر از یک دهه، نخست صباح و ساراواک حذف شدند و سپس سنگاپور استقلال خود را اعلام کرد در حالی که برونئی به صورت یک پادشاهی مستقل ظاهر شد.
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل →
@AmirTaheri4
خمینیگرایان میخواستند و کوشیدند تا هویت میهنی ایرانیان را از میان ببرند و امروز ایرانیان نشان میدهند که میخواهند از هر زمان دیگر ایرانیتر باشند
امیر طاهری جمعه ۱۱ فروردین ۱۴۰۲ برابر با ۳۱ مارس ۲۰۲۳ ۱۸:۳۰
در حالی که جنبش آزادیخواهی ایرانیان نفس تازه میکند تا مرحله بعدی نبرد را آغاز کند، شاید لازم باشد که ضرورت پاکسازی گفتمان سیاسیمان را از مبتذلات گمراهکننده یادآور بشویم. نگاهی به آنچه در فضای مجازی و نشستهای منشورنویسی در ایالات متحده میگذرد شماری روزافزون از کلیشههای مبتذل را در برابر ما قرار می دهد؛ دمکراسی، اتنیک، لاییک، سکولاریسم، پلورالیست و از همه فراوانتر فدرالیسم.
چرا این کلیشهها را در شرایط امروز ایران، مبتذل میخوانیم؟ ابتذال از مصدر بذل میآید و بذل بهمعنای پراکندن چیزی یا فکری بدون توجه به عواقب کار و نیازهای احتمالی است. سمر، یعنی آنچه همگان میگویند- البته همگان به معنای عده زیادی- یک نمونه از این نوع ابتذال است.
ناصرخسرو میگوید:
سمر درست بود، نادرست نیز بود
تو چون درست ندانی، سمر مکن باور!
نوع دیگر ابتذال عملی است که با یک نیت مشخص صورت میگیرد اما کمترین تاثیری در مسیر ایفای آن نیت ندارد.
سعدی میگوید:
پیرمردی ز نزع مینالید
پیرزن صندلش همی مالید!
از هر زاويه که بنگریم پخش یا بذل کلیشههای مذکور در بالا ربطی به بحران کنونی ایران - بحران ناشی از شکست ایدئولوژی خمینیگرا و شعلهور شدن آتش عشق به ایران- ندارد. خمینیگرایان میخواستند و کوشیدند تا هویت میهنی ایرانیان را از میان ببرند و امروز ایرانیان نشان میدهند که میخواهند از هر زمان دیگر ایرانیتر باشند.
در یک مقاله نمیتوان به حساب همه کلیشههای مد روز پرداخت. در اینجا، میپردازیم به یکی از ان مبتذلات: فدرالیسم.
این کلیشه ورد زبان کسانی است که از نام ایران مانند جن از بسمالله میترسند. اما کسانی نیز هستند که به ایران عشق میورزند، اما معنای واقعی این کلیشه شیکوپیک را نمیدانند. کسانی نیز هستند که برای جدا کردن حساب خود از تجزیهطلبان واقعی یا تصوری از کلیشههای دیگری همانند عدم تمرکز و تمرکززدایی بهره میگیرند. آنان نیز بار منفی، اگر نخواهیم بگوییم تخریبگر این کلیشهها را در نظر نمیگیرند. عدم یعنی نابودی- ریشه اعدام- و در نتیجه، معنایی جز نابودی دولت مرکزی ایران- شاید به امید بازگشت نظامهای خانخانی، اقطاعی و ملوکالطوایفی- ندارند. زدایی- از مصدر زدودن، به معنی پاک کردن یا تطهیر یک نجاست است. به عبارت دیگر دولت مرکزی ایران نجاستی است که باید پاک شود.
از هر دید که بنگریم برافراشتن پرچمهای دروغین فدرالیسم، تمرکز نداشتن و تمرکززایی نشانه ضدیت با موجودیت ایران بهعنوان یک ملت-دولت واحد و تجزیهناپذیر است.
بعضی پیلهگران کلیشههای مورد بحث ایالات متحده را بهعنوان الگویی از یک ملت- دولت فدرال و متکی بر عدم تمرکز عرضه میکنند. اما آنان دو واقعیت را نادیده میگیرند، نخست، ایالات متحده از جمله ۱۳ مستعمره انگلیس در آمریکای شمالی تشکیل شد و به عبارت دیگر، موجودیت خود را از آغاز بر فدرالیسم پی نهاد. تازه این پایهگذاری نیز پس از نزدیک به یک قرن و با عبور از یک جنگ داخلی- جنگی که از نظر شمار کشتگان در تاریخ ایالات متحده هنوز هم در صدر جدول است- کموبیش شکل گرفت. دوم، شعار ملی ایالات متحده این است: یک ملت زیر (سایه) خدا (One Nation Under God).
مقایسه ایالات متحده- کشوری جدیدالتاسیس و مرکب از تکههای مجزا که در طی دو قرن به اشکال مختلف - گاه با خرید از قدرتهای بیگانه مانند خرید لوئیزیانا از فرانسه و آلاسکا از روسیه و گاه با رشوه دادن به سران قبایل بومی مانند هوایی و گاه با فتح در جنگ با همسایگان مانند کالیفرنیا که از مکزیک جدا شد و بخشهایی از کانادا - قیاسی معالفارق است.
پیلهوران فدرالیسم برای آنکه فدراسیون آرمانی خود را بسازند، میبایستی ایران را، آنچنان که امروز هست - تجزیه کنند و سپس تکههای تجزیهشده را دوباره در چارچوب فدراسیون به هم بچسبانند.
در حال حاضر، دستکم ۳۰ کشور نظام فدرال دارند. همه آنان با چسباندن تکههای مجزا و پس از قرنها تسلط استعمار شکل گرفتهاند. اما فدراسیونسازی، دستکم در دوران معاصر، غالبا با شکست یا حتی تراژدی همراه بوده است. در سالهای ۱۹۵۰ میلادی، بریتانیا پس از ۱۱ سال جنگ چریکی در جنگلهای مالای تصمیم گرفت که فدراسیون مالزیا را در مجموعه مالایا، سنگاپور، صباح و ساراواک روی نقشه قرار دهد. اما در کمتر از یک دهه، نخست صباح و ساراواک حذف شدند و سپس سنگاپور استقلال خود را اعلام کرد در حالی که برونئی به صورت یک پادشاهی مستقل ظاهر شد.
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل →
@AmirTaheri4
👍75❤8👎1🔥1😱1🤩1
دومین فدراسیون ساخته بریتانیا در غرب آفریقا با ادغام سرزمینهای فولانی (Fulani)، هاوسا (Hausa)، ایبو (Ibo)، و اوروبا (Uruba)، تحت عنوان «نیجریه» به نام وامگرفته از رودخانه نیجر- در سال ۱۹۶۰ میلادی زاده شد. اما این بار نیز، فدرالیسم نخست به یک جنگ داخلی چهارساله - با یک میلیون تلفات- انجامید و سپس محملی شد برای ۳۰ سال حکومت نظامی. در تمامی آن مدت، قدرت در دست قبال مسلمان فولانی و هاوسا بود. (دو ماه پیش نخستین رئیسجمهوری یوروبا انتخاب شد.)
فدراسیون شکستخورده دیگر در آفریقای جنوبی-مرکزی با انضمام مالوی (Malawi) به رودزیای جنوبی و رودزیای شمالی- البته با رهبری ارکستر بریتانیا شکل گرفت. در آنجا نیز سالها جنگ قبیلهای، دیکتاتوری نژادی و سرانجام جدایی مالوی و رودزیای شمالی و پیدایش زیمبابوه - تحت سلطه یک رژیم به اصطلاح مارکیستی (Markist) شکست فدرالیسم را رقم زد.
دو قدرت بزرگ آسیایی- چین کمونیست و هند- نیز ظاهرا معرف نظام فدرالیاند. جمهوری خلق، پس از پیروزی ارتش آزادیبخش مائوزدونگ- توانست میچوری، مغولستان داخلی، ترکستان خاوری و، سرانجام، تبت را زیر پرچم سرخ با پنج ستاره به نشانه وحدت فدرالی پنج قوم متحد کند. اما کمتر ترکمنی میتواند تصور کند که جمهوری خلق یک فدراسیون است در حالی که پکن جنبش حتی یک پشه را روی یک خاشاک در کاشغر یا لهاسا زیر نظر دارد.
هند- شاید از آنجا که بدون جنگ داخلی متولد شد، نسبت به چین مائو، چهره بهتری از فدرالیسم عرضه میکند. اما هند نیز از آفات اجتنابناپذیر فدرالیسم مصون نمانده است. چهار جنگ با پاکستان- برای خنثی کردن تقسیم شبهقاره و سپس دخالت نظامی برای ایجاد بنگلادش فصلهای خونباری در تاریخ هند به شمار میروند. در هفت دههای که از پیدایش هند میگذرد، آن کشور با جنگهای داخلی در سطح محلی - مانند کشمیر، ناگالند و شورشهای مذهبی در چند استان شمالی و غربی روبرو بوده است.
برزیل نیز دارای یک نظام به ظاهر فدرال است که با بههم چسباندن ۱۳ ولایت دوران استعمار پرتغال و سپس پادشاهی نیمهمستقل شکل گرفته است. اما اینجا نیز تاریخ این فدراسیون زاده استعمار پر است از نبردهای داخلی و حکومتهای نظامی و امروز نیز گروههای تجزیهطلب در چند نقطه، بهویژه پورتوالگره - با توسل به حربههای نژادپرستانه در پی به هم زدن بازی نظام فدرالاند.
فدراليسم در مکزیک نیز سرنوشتی مشابه دارد: نبرد برای رهایی از استعمار اسپانیا، تحمیل رژیم سلطنتی با کمک ارتش فرانسه، شورشهای علیه رهبری زاپاتا، تحمیل نظام تکحزبی برای ۶۰ سال و باختن دو جنگ علیه ایالات متحده داستانی دردناک را شکل میدهند.
در سالهای ۱۹۵۰ میلادی، فرانسه کوشید تا سه بخش از مستعمرات خود را در هندوچین، ویتنام، آنام و کوچین چین - در چارچوب یک نظام فدرال بازسازی کند. پایان دادن به نظام پادشاهی در آنام - حکومت بائودای (Baodai)- گامی در آن مسیر بود. اما همانطور که میدانید، فدرالیسم ساختهشده در پاریس نتیجهای جز ۳۰ سال جنگ، توام با دخالت نظامی آمریکا - و سرانجام استقرار یک نظام کمونیست فوقالعاده متمرکز در هانوی- نداشت.
در سده جاری یک فدراسیون دیگر با شکست پایان یافت، این بار، خوشبختانه، بدون جنگ داخلی: چکسلواکی. این پایان مسالمتآمیز البته، با توجه به تجربه چکها و اسلواکیها بهعنوان اتباع امپراتوری اتریش میسر شد.
از سالهای ۱۹۸۰ میلادی، گرایش برتر در سطح سیاسی بینالمللی به سوی فدرالیسم تحت عناوین گوناگون بود: اتحادیه اروپا، آفریقای متحد، سازمان کشورهای آمریکایی، سازمان ملل آسیای جنوب خاروی، گروه کشورهای اوراسیا و غیره. این گرایش از ظهور گلوبالیسم و جهانگرایی بهعنوان گفتمان سیاسی برتر در میان زبدگان اقتصادی و سیاسی، بهویژه در کشورهای سرمایهداری، نیرو میگرفت. اما در دهه اخیر تجربه دو بحران بزرگ اقتصادی، تجربه کرونایی همهگیر و وحشتپراکنی پیرامون خطرات محیط زیستی، گفتمان جهانگرایی را همراه با دوقلوی آن - یعنی فدارسیونهای عینی اما اعلامشده زیر سوال برده است.
امروز، گرایش روبهرشد در سطح گفتمان سیاسی جهانی بر بازگشت ملت-دولت بهعنوان بهترین، موثرترین و منطقیترین شیوه سازماندهی جوامع انسانی است. انقلاب ناشی از وسایل ارتباط جمعی امروزی به کارآیی بیشتر دولتهای مرکزگرا - در سطوح اداری و تشکیلاتی- و انعکاس خواستهای مردمی از پایین به بالا کمک میکند. امروز، دیگر لازم نیست که برای گرفتن یک رونوشت شناسنامه از مارسی به پاریس بروید. همچنین، تصمیمگیران پاریسنشین که گزیده مردماند، لازم نیست در مارسی آبگوشت ماهی سفارش دهند تا از نظریات مردم محلی آگاه شوند.
از سوی دیگر، تنها یک دولت نیرومند و متکی به مردم میتواند کشور را حفظ کند و با همکاری با دول مشابه - برابری حقوق و احترام مساوی و متقابل - در حل مشکلات فراسرزمینی نقش داشته باشد.
@AmirTaheri4
فدراسیون شکستخورده دیگر در آفریقای جنوبی-مرکزی با انضمام مالوی (Malawi) به رودزیای جنوبی و رودزیای شمالی- البته با رهبری ارکستر بریتانیا شکل گرفت. در آنجا نیز سالها جنگ قبیلهای، دیکتاتوری نژادی و سرانجام جدایی مالوی و رودزیای شمالی و پیدایش زیمبابوه - تحت سلطه یک رژیم به اصطلاح مارکیستی (Markist) شکست فدرالیسم را رقم زد.
دو قدرت بزرگ آسیایی- چین کمونیست و هند- نیز ظاهرا معرف نظام فدرالیاند. جمهوری خلق، پس از پیروزی ارتش آزادیبخش مائوزدونگ- توانست میچوری، مغولستان داخلی، ترکستان خاوری و، سرانجام، تبت را زیر پرچم سرخ با پنج ستاره به نشانه وحدت فدرالی پنج قوم متحد کند. اما کمتر ترکمنی میتواند تصور کند که جمهوری خلق یک فدراسیون است در حالی که پکن جنبش حتی یک پشه را روی یک خاشاک در کاشغر یا لهاسا زیر نظر دارد.
هند- شاید از آنجا که بدون جنگ داخلی متولد شد، نسبت به چین مائو، چهره بهتری از فدرالیسم عرضه میکند. اما هند نیز از آفات اجتنابناپذیر فدرالیسم مصون نمانده است. چهار جنگ با پاکستان- برای خنثی کردن تقسیم شبهقاره و سپس دخالت نظامی برای ایجاد بنگلادش فصلهای خونباری در تاریخ هند به شمار میروند. در هفت دههای که از پیدایش هند میگذرد، آن کشور با جنگهای داخلی در سطح محلی - مانند کشمیر، ناگالند و شورشهای مذهبی در چند استان شمالی و غربی روبرو بوده است.
برزیل نیز دارای یک نظام به ظاهر فدرال است که با بههم چسباندن ۱۳ ولایت دوران استعمار پرتغال و سپس پادشاهی نیمهمستقل شکل گرفته است. اما اینجا نیز تاریخ این فدراسیون زاده استعمار پر است از نبردهای داخلی و حکومتهای نظامی و امروز نیز گروههای تجزیهطلب در چند نقطه، بهویژه پورتوالگره - با توسل به حربههای نژادپرستانه در پی به هم زدن بازی نظام فدرالاند.
فدراليسم در مکزیک نیز سرنوشتی مشابه دارد: نبرد برای رهایی از استعمار اسپانیا، تحمیل رژیم سلطنتی با کمک ارتش فرانسه، شورشهای علیه رهبری زاپاتا، تحمیل نظام تکحزبی برای ۶۰ سال و باختن دو جنگ علیه ایالات متحده داستانی دردناک را شکل میدهند.
در سالهای ۱۹۵۰ میلادی، فرانسه کوشید تا سه بخش از مستعمرات خود را در هندوچین، ویتنام، آنام و کوچین چین - در چارچوب یک نظام فدرال بازسازی کند. پایان دادن به نظام پادشاهی در آنام - حکومت بائودای (Baodai)- گامی در آن مسیر بود. اما همانطور که میدانید، فدرالیسم ساختهشده در پاریس نتیجهای جز ۳۰ سال جنگ، توام با دخالت نظامی آمریکا - و سرانجام استقرار یک نظام کمونیست فوقالعاده متمرکز در هانوی- نداشت.
در سده جاری یک فدراسیون دیگر با شکست پایان یافت، این بار، خوشبختانه، بدون جنگ داخلی: چکسلواکی. این پایان مسالمتآمیز البته، با توجه به تجربه چکها و اسلواکیها بهعنوان اتباع امپراتوری اتریش میسر شد.
از سالهای ۱۹۸۰ میلادی، گرایش برتر در سطح سیاسی بینالمللی به سوی فدرالیسم تحت عناوین گوناگون بود: اتحادیه اروپا، آفریقای متحد، سازمان کشورهای آمریکایی، سازمان ملل آسیای جنوب خاروی، گروه کشورهای اوراسیا و غیره. این گرایش از ظهور گلوبالیسم و جهانگرایی بهعنوان گفتمان سیاسی برتر در میان زبدگان اقتصادی و سیاسی، بهویژه در کشورهای سرمایهداری، نیرو میگرفت. اما در دهه اخیر تجربه دو بحران بزرگ اقتصادی، تجربه کرونایی همهگیر و وحشتپراکنی پیرامون خطرات محیط زیستی، گفتمان جهانگرایی را همراه با دوقلوی آن - یعنی فدارسیونهای عینی اما اعلامشده زیر سوال برده است.
امروز، گرایش روبهرشد در سطح گفتمان سیاسی جهانی بر بازگشت ملت-دولت بهعنوان بهترین، موثرترین و منطقیترین شیوه سازماندهی جوامع انسانی است. انقلاب ناشی از وسایل ارتباط جمعی امروزی به کارآیی بیشتر دولتهای مرکزگرا - در سطوح اداری و تشکیلاتی- و انعکاس خواستهای مردمی از پایین به بالا کمک میکند. امروز، دیگر لازم نیست که برای گرفتن یک رونوشت شناسنامه از مارسی به پاریس بروید. همچنین، تصمیمگیران پاریسنشین که گزیده مردماند، لازم نیست در مارسی آبگوشت ماهی سفارش دهند تا از نظریات مردم محلی آگاه شوند.
از سوی دیگر، تنها یک دولت نیرومند و متکی به مردم میتواند کشور را حفظ کند و با همکاری با دول مشابه - برابری حقوق و احترام مساوی و متقابل - در حل مشکلات فراسرزمینی نقش داشته باشد.
@AmirTaheri4
👍67❤7👎2🔥1👏1🤩1
البته هنوز کسانی هستند که وجود یک ایران بزرگ با یک دولت نیرومند را مغایر منافع و مطامع خود میدانند. ویلیام سالیوان، سفیر رئیسجمهوری جیمی کارتر در سال ۱۳۵۷ در خاطرات خود مینویسد: «ایران پس از تسلط اعراب در قرن هفتم به صورت واحدهایی که کوچکتر از آنچه قبلا بود، اداره میشده است و غیرعادی نخواهد بود اگر در آینده نیز وضعی غیر از این نداشته باشد. با در نظر گرفتن امکان تجزیه این کشور، وسوسه دخالت کشورهایی که در این منطقه منافع مهم دارند، اجتنابناپذیر است.»
خوب، کدام کشورها در این منطقه منافع مهم دارند؟ حدس بزند.
اما ایران تجزیهناپذیر است و نیازی به کلیشههای مبتذل وامگرفته از بیگانه ندارد. ملت ایران امروز ترجیح میدهد که به فرزند برومند خود رضاشاه کبیر گوش فرادهد. او برنامه کارش را در ِآغاز و بر صحنه سیاسی ایران چنین بیان کرد: «این جانب هیچوقت معتقد به اظهار یک سلسله الفاظ بارونق ولی غیرمتعقب به عمل، عاری از حقیقت و جملات مشعشع نبودهام و پیوسته عقیده داشتهام که بهواسطه عمل بهتر میتوان حقایق را گفت تا بهواسطه الفاظ. بدون ترتیب برنامه خود را در دو بند اعلام میکنم: « ۱- حفظ حقوق مملکت یا یک دولت نیرومند ۲- اجرای قانون.»
رضاشاه کبیر فرانسه و انگلیسی نمیدانست و نمیخواست مثل جعفرخان از فرنگ برگشتههای زمان خود یا جعفرخانهای نشست برگزارکننده امروز در ینگه دنیا، از کلیشههای مبتذل شیکوپیک استفاده کند. او فارسی حرف می زد و آنچه را میخواست با صراحت میگفت: «همین یک ایران را داریم و به همین یک ایران عشق میورزیم و برای حفظ و پیشرفت آن میکوشیم.»
@AmirTaheri4
خوب، کدام کشورها در این منطقه منافع مهم دارند؟ حدس بزند.
اما ایران تجزیهناپذیر است و نیازی به کلیشههای مبتذل وامگرفته از بیگانه ندارد. ملت ایران امروز ترجیح میدهد که به فرزند برومند خود رضاشاه کبیر گوش فرادهد. او برنامه کارش را در ِآغاز و بر صحنه سیاسی ایران چنین بیان کرد: «این جانب هیچوقت معتقد به اظهار یک سلسله الفاظ بارونق ولی غیرمتعقب به عمل، عاری از حقیقت و جملات مشعشع نبودهام و پیوسته عقیده داشتهام که بهواسطه عمل بهتر میتوان حقایق را گفت تا بهواسطه الفاظ. بدون ترتیب برنامه خود را در دو بند اعلام میکنم: « ۱- حفظ حقوق مملکت یا یک دولت نیرومند ۲- اجرای قانون.»
رضاشاه کبیر فرانسه و انگلیسی نمیدانست و نمیخواست مثل جعفرخان از فرنگ برگشتههای زمان خود یا جعفرخانهای نشست برگزارکننده امروز در ینگه دنیا، از کلیشههای مبتذل شیکوپیک استفاده کند. او فارسی حرف می زد و آنچه را میخواست با صراحت میگفت: «همین یک ایران را داریم و به همین یک ایران عشق میورزیم و برای حفظ و پیشرفت آن میکوشیم.»
@AmirTaheri4
👍78❤14👎1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍67❤11👏4👎2
پخش زنده گفتگو با امیر طاهری با عنوان «پرسش و پاسخ درباره مشروطه»…
Unika
پخش زنده گفتگو با امیر طاهری با عنوان «پرسش و پاسخ درباره مشروطه» در اسپس توییتر →
فایل صوتی
@AmirTaheri4
فایل صوتی
@AmirTaheri4
❤73👍12👏6🔥3👎1
«#ایران_گرایی: راه رهایی از دعواهای قومی»
«ایران یک ملت در جستجوی هویت نیست و دارای #هویت_ایرانی است.»
افتخار طرح این پرسش را از حضور استاد @AmirTaheri4 داشتم: تفاوت #ایران_گرایی با ملی گرایی چیست؟
پاسخ استاد #امیر_طاهری: ملی گرایی لغتی است که با ترجمه از لغت فرانسوی “نَسیون” (Nation) که خودش ریشه لاتینی دارد درست شده است و این لغت از قرن ۱۷ به بعد یعنی بعد از فرو ریختن امپراطوری روم مقدس و بعد از جنگ های مذهبی سی ساله و صد ساله ای که بود، با قرارداد هایی که در شهر مونِستِر امضا شد، شکل گرفت که بیایم اداره کشورها را بر این اساس تنظیم کنیم که یک سرزمینی هست و یک عده هم در آن سرزمین زندگی می کنند یک پادشاه یا حاکمی هم دارند، و این می شود یک “نَسیون” یا Nation. بعد، تسلط کلیسا بر ملت از بین می رود. به همین جهت خیلی از گروه های قومی که در داخل امپراطوری روم مقدس بودند (شارلِمان، معروف ترین امپراطور روم مقدس بود)، این اقوام فکر می کردند پس ما هم تبدیل شویم به یک #ملت. در نتیجه لغت ناسیونالیسم بوجود آمد یعنی ملت سازی. ما در ایران این را لازم ندارم برای اینکه ایران همیشه بوده است و چیزی که الان مطرح است، #ایران_گرایی است. یعنی حفظ و بهبود و عمق دادنِ بیشتر به #فرهنگ_ایرانی است.
«ایران یک ملت در جستجوی هویت نیست.»
بلکه یک واقعیت فرهنگی فرا ملتی هست که بخاطر زبان سیاسی امروزی، لغت ملت را برایش بکار می بریم. وگرنه ایران ایران است، ایرانِ ازلی و ابدی.
#ایران_گرایی باعث می شود ما از دعواهای قومی و این جور چیزها بطور کلی بیاییم بیرون. و بدانیم که ما ملتی نیستیم که بخواهیم تازه ملت شویم. برای اینکه همیشه بودیم و همیشه هم خواهیم بود.
@AmirTaheri4
«ایران یک ملت در جستجوی هویت نیست و دارای #هویت_ایرانی است.»
افتخار طرح این پرسش را از حضور استاد @AmirTaheri4 داشتم: تفاوت #ایران_گرایی با ملی گرایی چیست؟
پاسخ استاد #امیر_طاهری: ملی گرایی لغتی است که با ترجمه از لغت فرانسوی “نَسیون” (Nation) که خودش ریشه لاتینی دارد درست شده است و این لغت از قرن ۱۷ به بعد یعنی بعد از فرو ریختن امپراطوری روم مقدس و بعد از جنگ های مذهبی سی ساله و صد ساله ای که بود، با قرارداد هایی که در شهر مونِستِر امضا شد، شکل گرفت که بیایم اداره کشورها را بر این اساس تنظیم کنیم که یک سرزمینی هست و یک عده هم در آن سرزمین زندگی می کنند یک پادشاه یا حاکمی هم دارند، و این می شود یک “نَسیون” یا Nation. بعد، تسلط کلیسا بر ملت از بین می رود. به همین جهت خیلی از گروه های قومی که در داخل امپراطوری روم مقدس بودند (شارلِمان، معروف ترین امپراطور روم مقدس بود)، این اقوام فکر می کردند پس ما هم تبدیل شویم به یک #ملت. در نتیجه لغت ناسیونالیسم بوجود آمد یعنی ملت سازی. ما در ایران این را لازم ندارم برای اینکه ایران همیشه بوده است و چیزی که الان مطرح است، #ایران_گرایی است. یعنی حفظ و بهبود و عمق دادنِ بیشتر به #فرهنگ_ایرانی است.
«ایران یک ملت در جستجوی هویت نیست.»
بلکه یک واقعیت فرهنگی فرا ملتی هست که بخاطر زبان سیاسی امروزی، لغت ملت را برایش بکار می بریم. وگرنه ایران ایران است، ایرانِ ازلی و ابدی.
#ایران_گرایی باعث می شود ما از دعواهای قومی و این جور چیزها بطور کلی بیاییم بیرون. و بدانیم که ما ملتی نیستیم که بخواهیم تازه ملت شویم. برای اینکه همیشه بودیم و همیشه هم خواهیم بود.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍108❤30👎3👏3❤🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍73❤9🔥4❤🔥2👎1
قیامی که ایران را به دوراهی کشاند
Iranshahr
👍67❤8❤🔥3🔥2👎1
امیر طاهری - آیا پلنگ دست از پوست برجسته خود میکشد؟ https://persian.aawsat.com/node/4231716
آیا پلنگ دست از پوست برجسته خود میکشد؟
April 1, 2023
آیا رهبری ایران در تلاش است مسیر خود را تغییر دهد یا فقط شاهد تغییر پوست برجسته یک پلنگ هستیم؟
حقیقت این است که نشانههایی که از تهران میرسند هر دو فرض را منطقی نشان میدهند. اول از همه، بیانات رسمی درجهای از اعتدال را نشان داد.
به عنوان مثال، سه شنبه گذشته «رهبر معظم» آیت الله علی خامنهای در پیام ویژه خود به مناسبت سال نو ایرانی، مضامین همیشگی خود یعنی «محو اسرائیل از روی نقشه»، «به خاک مالیدن پوزه آمریکا» و رهبری «جبهه مقاومت» به سوی پیروزی را کنار گذاشت. وی همچنین ادعاهای همیشگی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی از تحریمهای خارجی بهره میبرد و دستاوردهای آن «حسادت قدرتهای بزرگ» را برانگیخته است، تکرار نکرد.
به جای آن سال آینده را «سال مهار تورم» توصیف و تلویحاً اذعان کرد که ایران هنوز کشوری فقیر است.
وی گفت:« ما تنها کشوری نیستیم که تحت تاثیر تورم و مشکلات زندگی قرار گرفتهایم، حتی کشورهای ثروتمند و توسعه یافته نیز با مشکلاتی مواجه هستند».
همچنین خامنهای حمایت ایران از روسیه در جنگ با اوکراین را تکذیب و این ادعا را «دروغ محض» خواند.
بازتاب این لحن نو از سوی خامنهای در پیامها و سخنرانیهای دستیاران ارشد آیتالله از جمله ابراهیم رئیسی رئیسجمهوری، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین تعدادی از آیتاللههای وابسته به نظام و ژنرالهای سپاه پاسداران ایران تکرار شد.
در همان زمان، دستور عفو بیش از 8000 معترض از حدود 20000 برآورد شده، ظاهراً به مناسبت جشن سال نو صادر شد.
شاید یکی از شاخصهای جالبتر، برنامه پاکسازی باشد که در میان صفوف نیروهای امنیتی رخ داده است و برخی افسران تندرو به حاشیه رانده شده یا به بازنشستگی پیش از موعد وادار شدهاند.
به همین ترتیب، موج خاموش پاکسازی در میان صفوف شاغلان در زمینه دیپلماسی با جایگزینی حداقل 30 سفیر و حذف حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه اسمی کشور، از پروندههای محوری مانند عادی سازی روابط با سعودی، انعقاد قرارداد امنیتی جدید با عراق و مذاکره بر سر برنامه زمانبندی خروج نیروهای ایرانی از سوریه در جریان است.
به جای آن، خامنهای از چهرههایی دعوت کرد که مدتها با جناح رقیب به ریاست علی اکبر هاشمی رفسنجانی مرتبط بودند.
دریادار علی شمخانی، وزیر سابق دفاع و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی بود که برای انعقاد توافقنامهای با هدف احیای روابط دیپلماتیک با سعودی به پکن اعزام شد.
شمخانی همچنین مسئولیت پرونده روابط با عراق را به عهده گرفت و روند عادی سازی روابط را با امارات متحده عربی، بحرین و مصر آغاز کرد و مأموریت دشوار خارج سازی ایران از باتلاق سوریه بدون به خطر انداختن موقعیت بشار اسد در بخشهایی از کشور تحت کنترل اسمیاش، به کمال خرازی و عباس عراقچی دو دیپلمات که تحت رهبری رفسنجانی و رئیس جمهوری محمد خاتمی کار میکردند سپرده شد.
همه این تحرکات دیپلماتیک حاکی از به حاشیه راندن نقش «سپاه قدس» است که تحت رهبری سردار قاسم سلیمانی تسلط انحصاری بر سیاست ایران در آنچه تهران به جای خاورمیانه «غرب آسیا» میخواند در دست داشت.
خامنهای به نوبهی خود، مدتهاست که به دیپلماتهای حرفهای جمهوری اسلامی بدگمان بوده و بر این باور است که چون تحصیلات خارجی دارند، بیشتر آنها در دام اغواگری غربیها میافتند و با او در رؤیای ساختن یک «تمدن نوین اسلامی» به عنوان الگوی جایگزین برای بشریت شریک نمیشوند.
برخی دیپلماتها از چند طریق به این شبهات دامن زدهاند. به عنوان مثال، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، در تعدادی از مقالات دیدگاه که در روزنامههای آمریکایی نوشت، بدون اشاره به جمهوری اسلامی، خود را «وزیر خارجه ایران» توصیف کرد، چه رسد به اینکه به خامنهای یا بنیانگذار رژیم «امام» خمینی سلام کند.
مجید تخت روانچی، سفیر اخیراً بازنشسته تهران در سازمان ملل متحد، از این اقدام پیروی کرد. وی در پیام خداحافظیاش با منصب خود بدون اشاره به جمهوری اسلامی خامنهای گفت که «برای خدمت به منافع ملت ایران» کار کرده است.
بر اساس تحقیقی که مهین نوایی انجام داده، بیش از 100 دیپلمات جمهوری اسلامی در پایان دوره مسئولیت خود یا پس از بازنشستگی در کشورهایی که در آن مشغول به کار بودند ماندهاند، یا خانوادههای خود را در آنجا نگه داشتهاند. با اینکه تعداد اندکی از آنها برای پیوستن به مخالفان جدا شدهاند، بسیاری از آنها در اروپا، بریتانیا و ایالات متحده و قبل از همه آنها در کانادا املاک خریدند.
هیچکس نمیتواند این موضوع را تأیید کند، اما برخی تحلیلگران معتقدند که خامنهای به میل فزاینده سلیمانی برای مدیریت تیولداریاش در «غرب آسیا» آنطور که
Amir Taheri
@AmirTaheri4
آیا پلنگ دست از پوست برجسته خود میکشد؟
April 1, 2023
آیا رهبری ایران در تلاش است مسیر خود را تغییر دهد یا فقط شاهد تغییر پوست برجسته یک پلنگ هستیم؟
حقیقت این است که نشانههایی که از تهران میرسند هر دو فرض را منطقی نشان میدهند. اول از همه، بیانات رسمی درجهای از اعتدال را نشان داد.
به عنوان مثال، سه شنبه گذشته «رهبر معظم» آیت الله علی خامنهای در پیام ویژه خود به مناسبت سال نو ایرانی، مضامین همیشگی خود یعنی «محو اسرائیل از روی نقشه»، «به خاک مالیدن پوزه آمریکا» و رهبری «جبهه مقاومت» به سوی پیروزی را کنار گذاشت. وی همچنین ادعاهای همیشگی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی از تحریمهای خارجی بهره میبرد و دستاوردهای آن «حسادت قدرتهای بزرگ» را برانگیخته است، تکرار نکرد.
به جای آن سال آینده را «سال مهار تورم» توصیف و تلویحاً اذعان کرد که ایران هنوز کشوری فقیر است.
وی گفت:« ما تنها کشوری نیستیم که تحت تاثیر تورم و مشکلات زندگی قرار گرفتهایم، حتی کشورهای ثروتمند و توسعه یافته نیز با مشکلاتی مواجه هستند».
همچنین خامنهای حمایت ایران از روسیه در جنگ با اوکراین را تکذیب و این ادعا را «دروغ محض» خواند.
بازتاب این لحن نو از سوی خامنهای در پیامها و سخنرانیهای دستیاران ارشد آیتالله از جمله ابراهیم رئیسی رئیسجمهوری، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین تعدادی از آیتاللههای وابسته به نظام و ژنرالهای سپاه پاسداران ایران تکرار شد.
در همان زمان، دستور عفو بیش از 8000 معترض از حدود 20000 برآورد شده، ظاهراً به مناسبت جشن سال نو صادر شد.
شاید یکی از شاخصهای جالبتر، برنامه پاکسازی باشد که در میان صفوف نیروهای امنیتی رخ داده است و برخی افسران تندرو به حاشیه رانده شده یا به بازنشستگی پیش از موعد وادار شدهاند.
به همین ترتیب، موج خاموش پاکسازی در میان صفوف شاغلان در زمینه دیپلماسی با جایگزینی حداقل 30 سفیر و حذف حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه اسمی کشور، از پروندههای محوری مانند عادی سازی روابط با سعودی، انعقاد قرارداد امنیتی جدید با عراق و مذاکره بر سر برنامه زمانبندی خروج نیروهای ایرانی از سوریه در جریان است.
به جای آن، خامنهای از چهرههایی دعوت کرد که مدتها با جناح رقیب به ریاست علی اکبر هاشمی رفسنجانی مرتبط بودند.
دریادار علی شمخانی، وزیر سابق دفاع و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی بود که برای انعقاد توافقنامهای با هدف احیای روابط دیپلماتیک با سعودی به پکن اعزام شد.
شمخانی همچنین مسئولیت پرونده روابط با عراق را به عهده گرفت و روند عادی سازی روابط را با امارات متحده عربی، بحرین و مصر آغاز کرد و مأموریت دشوار خارج سازی ایران از باتلاق سوریه بدون به خطر انداختن موقعیت بشار اسد در بخشهایی از کشور تحت کنترل اسمیاش، به کمال خرازی و عباس عراقچی دو دیپلمات که تحت رهبری رفسنجانی و رئیس جمهوری محمد خاتمی کار میکردند سپرده شد.
همه این تحرکات دیپلماتیک حاکی از به حاشیه راندن نقش «سپاه قدس» است که تحت رهبری سردار قاسم سلیمانی تسلط انحصاری بر سیاست ایران در آنچه تهران به جای خاورمیانه «غرب آسیا» میخواند در دست داشت.
خامنهای به نوبهی خود، مدتهاست که به دیپلماتهای حرفهای جمهوری اسلامی بدگمان بوده و بر این باور است که چون تحصیلات خارجی دارند، بیشتر آنها در دام اغواگری غربیها میافتند و با او در رؤیای ساختن یک «تمدن نوین اسلامی» به عنوان الگوی جایگزین برای بشریت شریک نمیشوند.
برخی دیپلماتها از چند طریق به این شبهات دامن زدهاند. به عنوان مثال، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، در تعدادی از مقالات دیدگاه که در روزنامههای آمریکایی نوشت، بدون اشاره به جمهوری اسلامی، خود را «وزیر خارجه ایران» توصیف کرد، چه رسد به اینکه به خامنهای یا بنیانگذار رژیم «امام» خمینی سلام کند.
مجید تخت روانچی، سفیر اخیراً بازنشسته تهران در سازمان ملل متحد، از این اقدام پیروی کرد. وی در پیام خداحافظیاش با منصب خود بدون اشاره به جمهوری اسلامی خامنهای گفت که «برای خدمت به منافع ملت ایران» کار کرده است.
بر اساس تحقیقی که مهین نوایی انجام داده، بیش از 100 دیپلمات جمهوری اسلامی در پایان دوره مسئولیت خود یا پس از بازنشستگی در کشورهایی که در آن مشغول به کار بودند ماندهاند، یا خانوادههای خود را در آنجا نگه داشتهاند. با اینکه تعداد اندکی از آنها برای پیوستن به مخالفان جدا شدهاند، بسیاری از آنها در اروپا، بریتانیا و ایالات متحده و قبل از همه آنها در کانادا املاک خریدند.
هیچکس نمیتواند این موضوع را تأیید کند، اما برخی تحلیلگران معتقدند که خامنهای به میل فزاینده سلیمانی برای مدیریت تیولداریاش در «غرب آسیا» آنطور که
Amir Taheri
@AmirTaheri4
الشرق الاوسط فارسی
آیا پلنگ دست از پوست برجسته خود میکشد؟
آیا رهبری ایران در تلاش است مسیر خود را تغییر دهد یا فقط شاهد تغییر پوست برجسته یک پلنگ هستیم؟حقیقت این است که نشانههایی که از تهران میرسند هر دو فرض را منطقی نشان میدهند. اول از همه، بیانات رسمی درجهای از اعتدال را نشان داد.به عنوان مثال، سه شنب
👏55❤9👍9👎4🔥2
میخواهد، با ورودی فکری کمتری از سوی اطرافیان خامنهای، دچار شک شده بود.
شاید یکی از دلایل تصمیم آیتالله برای تشدید کنترل خود بر پروندههای مرکزی سیاست خارجی، تظاهراتهایی باشد که طی شش ماه گذشته در کشور به راه افتاده است که به اعتقاد وی بهطور بیسابقهای از سوی قدرتهای غربی و متحدان آنها در «غرب آسیا» حمایت میشوند.
بنابراین، کمتر تهاجمی ظاهر شدن در روابط خارجی ممکن است به دلسردی تظاهرکنندگان کمک کند.
در عین حال، «رهبر معظم» تلاش میکند تظاهرات را نشانه نارضایتی اقتصادی بازتعبیر کند، چیزی که در سخنرانی نوروزی خود بر آن تاکید کرد.
در این میان، وی سخنانش درباره «اقتصاد مقاومتی» و فراخوانش برای «سرمایهگذاری و تولید» را از یاد برد، اهدافی که بدون کنار گذاشتن ایران از استراتژی «گرگ تنها» که از سال 2005 دنبال میکند محقق نمیشوند.
این دلیلی است برحساسیتی که امروز تهران برای احیای «مذاکرات هستهای» منجمد در میان گزارشهای تأییدنشده درباره تماسهای دولت بایدن و سعید ایروانی، مرد تهران در سازمان ملل متحد نشان میدهد.
و اگر تغییر مسیری رخ دهد، مهمترین جنبه آن بی شک امکان عادی سازی روابط با سعودی است. رفسنجانی و پسر مورد علاقهاش مهدی، اولین کسانی بودند که در سال 1995 یخ روابط با سعودی را شکستند و به دنبال آن قرارداد امنیتی و توافقنامهای برای همکاریهای تجاری و اقتصادی امضا شد.
اولین سرمایه گذاری عظیم سعودی در جمهوری اسلامی سال 1997 با امیدهای فزاینده برای روابط نزدیکتر صورت گرفت. سعودیها در قانع ساختن کشورهای مسلمان کمک کردند تا اجازه دهند ایران میزبان نشست سازمان کنفرانس اسلامی باشد.
سعودیها با نادیده گرفتن لفاظیهای جنگ طلبانه محمود احمدی نژاد، رقیب سرسخت رفسنجانی، او را در سال 1997 دعوت کردند تا به امید حفظ توافقنامههای امضا شده جدید، از پادشاهی دیدن کند.
با این حال، به زودی مشخص شد که سرازیرشدن درآمدهای عظیم نفتی، به لطف افزایش قیمتها و صادرات رو به رشد، رهبری ایران را بر آن داشت تا به رؤیای هژمونی بر «غرب آسیا» بازگردد. و پلنگ به زودی پوست خالداربرجسته خود را دوباره به تن کرد.
سئوال این است: آیا امروز باز تماشاگر همان مسئله هستیم؟ فقط زمان میتواند پاسخ ما را بدهد.
@AmirTaheri4
شاید یکی از دلایل تصمیم آیتالله برای تشدید کنترل خود بر پروندههای مرکزی سیاست خارجی، تظاهراتهایی باشد که طی شش ماه گذشته در کشور به راه افتاده است که به اعتقاد وی بهطور بیسابقهای از سوی قدرتهای غربی و متحدان آنها در «غرب آسیا» حمایت میشوند.
بنابراین، کمتر تهاجمی ظاهر شدن در روابط خارجی ممکن است به دلسردی تظاهرکنندگان کمک کند.
در عین حال، «رهبر معظم» تلاش میکند تظاهرات را نشانه نارضایتی اقتصادی بازتعبیر کند، چیزی که در سخنرانی نوروزی خود بر آن تاکید کرد.
در این میان، وی سخنانش درباره «اقتصاد مقاومتی» و فراخوانش برای «سرمایهگذاری و تولید» را از یاد برد، اهدافی که بدون کنار گذاشتن ایران از استراتژی «گرگ تنها» که از سال 2005 دنبال میکند محقق نمیشوند.
این دلیلی است برحساسیتی که امروز تهران برای احیای «مذاکرات هستهای» منجمد در میان گزارشهای تأییدنشده درباره تماسهای دولت بایدن و سعید ایروانی، مرد تهران در سازمان ملل متحد نشان میدهد.
و اگر تغییر مسیری رخ دهد، مهمترین جنبه آن بی شک امکان عادی سازی روابط با سعودی است. رفسنجانی و پسر مورد علاقهاش مهدی، اولین کسانی بودند که در سال 1995 یخ روابط با سعودی را شکستند و به دنبال آن قرارداد امنیتی و توافقنامهای برای همکاریهای تجاری و اقتصادی امضا شد.
اولین سرمایه گذاری عظیم سعودی در جمهوری اسلامی سال 1997 با امیدهای فزاینده برای روابط نزدیکتر صورت گرفت. سعودیها در قانع ساختن کشورهای مسلمان کمک کردند تا اجازه دهند ایران میزبان نشست سازمان کنفرانس اسلامی باشد.
سعودیها با نادیده گرفتن لفاظیهای جنگ طلبانه محمود احمدی نژاد، رقیب سرسخت رفسنجانی، او را در سال 1997 دعوت کردند تا به امید حفظ توافقنامههای امضا شده جدید، از پادشاهی دیدن کند.
با این حال، به زودی مشخص شد که سرازیرشدن درآمدهای عظیم نفتی، به لطف افزایش قیمتها و صادرات رو به رشد، رهبری ایران را بر آن داشت تا به رؤیای هژمونی بر «غرب آسیا» بازگردد. و پلنگ به زودی پوست خالداربرجسته خود را دوباره به تن کرد.
سئوال این است: آیا امروز باز تماشاگر همان مسئله هستیم؟ فقط زمان میتواند پاسخ ما را بدهد.
@AmirTaheri4
👏93👍31🔥5❤4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی عالیجناب طاهری در استراسبورگ درس هایی را به ما داد
پرچم ها به دست ، و باصدای بلند بگوییم
تا ابد #جاویدشاه با شاهزاده رضا پهلوی
@AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي
آری به مشروطه پادشاهی
لطفا پخش کنیم
#KingRezaPahlavi
قسمت اول
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
پرچم ها به دست ، و باصدای بلند بگوییم
تا ابد #جاویدشاه با شاهزاده رضا پهلوی
@AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي
آری به مشروطه پادشاهی
لطفا پخش کنیم
#KingRezaPahlavi
قسمت اول
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
👍101❤25👏6👎3🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی عالیجناب طاهری در استراسبورگ درس هایی را به ما داد پرچم ها به دست ، و باصدای بلند بگوییم تا ابد #جاویدشاه با شاهزاده رضا پهلوی @AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي آری به مشروطه پادشاهی لطفا پخش کنیم #KingRezaPahlavi
قسمت دوم
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي آری به مشروطه پادشاهی لطفا پخش کنیم #KingRezaPahlavi
قسمت دوم
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
👍93❤27👎3🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی عالیجناب طاهری در استراسبورگ درس هایی را به ما داد پرچم ها به دست ، و باصدای بلند بگوییم تا ابد #جاویدشاه با شاهزاده رضا پهلوی @AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي آری به مشروطه پادشاهی لطفا پخش کنیم #KingRezaPahlavi قسمت سوم
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
@PahlaviReza
#نه_به_جمهوري_اسلامي آری به مشروطه پادشاهی لطفا پخش کنیم #KingRezaPahlavi قسمت سوم
Saba Khoi سباخويى
@AmirTaheri4
👍103❤26🔥3👎2