This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی مصیبت ۵۷ بر سر ما آمد
به ریشههای خودمون باز گشتیم
قدر عافیت آن داند که به مصیبتی افتد
ما در گذشته دستاوردهای ملی و فرهنگی مون رو دست کم میگرفتیم
اما امروزه به خاطر صدماتی که دیدیم
تماما به شناخت خویشتن رفتیم
و تمام ارزشهای ملی را زنده کردیم.
@AmirTaheri4
به ریشههای خودمون باز گشتیم
قدر عافیت آن داند که به مصیبتی افتد
ما در گذشته دستاوردهای ملی و فرهنگی مون رو دست کم میگرفتیم
اما امروزه به خاطر صدماتی که دیدیم
تماما به شناخت خویشتن رفتیم
و تمام ارزشهای ملی را زنده کردیم.
@AmirTaheri4
👍121❤23💯5👎3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری: «زمانی که #محمدرضاشاه_پهلوی ایران را ترک میکرد، دیگر دشمنی نداشتیم. امروز دیگر دوستی نداریم و روسیه هم از ناآگاهی رهبران جمهوری اسلامی بهره برداری میکند.»
@AmirTaheri4
#ایندیپندنت_فارسی
گفتگوی کامل را در یوتیوب ببینید
https://youtu.be/KE3sQVzuJ9k
independentpersian
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
#ایندیپندنت_فارسی
گفتگوی کامل را در یوتیوب ببینید
https://youtu.be/KE3sQVzuJ9k
independentpersian
@AmirTaheri4
👍125❤19👎2👏1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن زندگی آزادی
شاهزاده رضا پهلوی و همسرشان در کنار نقاشی دیواری در شهر ناتانیا در حمایت از زنان شجاع ایرانی، همراه با وزیر اطلاعات اسرائیل و شهردار ناتانیا
اسرائیل به فارسی
@AmirTaheri4
شاهزاده رضا پهلوی و همسرشان در کنار نقاشی دیواری در شهر ناتانیا در حمایت از زنان شجاع ایرانی، همراه با وزیر اطلاعات اسرائیل و شهردار ناتانیا
اسرائیل به فارسی
@AmirTaheri4
❤173👍13❤🔥5👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه زنده تلویزیون جهانی پارس
گفتگو با امیر طاهری
ضربدر سرخ روی جمهوری اسلامی ایران
دوباره ایرانی شویم.
@AmirTaheri4
گفتگو با امیر طاهری
ضربدر سرخ روی جمهوری اسلامی ایران
دوباره ایرانی شویم.
@AmirTaheri4
❤124👍9❤🔥6👎3
برنامه زنده تلویزیون جهانی پارس
ParsTV
❤116👍18❤🔥5👎4🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری:
سه گروهی که جهانبینی شان مقابل ایرانیت ما است!
امت گرایان (ارتجاع سیاه)
قبیله گرایان (تجزیه طلبان)
جهان وطنان و گلوبالیستها (ارتجاع سرخ هم بخشی از زیر مجموعه جهان گرایان است)
#بازگشت_به_مشروطه
#آری_به_مشروط_پادشاهی
@AmirTaheri4
سه گروهی که جهانبینی شان مقابل ایرانیت ما است!
امت گرایان (ارتجاع سیاه)
قبیله گرایان (تجزیه طلبان)
جهان وطنان و گلوبالیستها (ارتجاع سرخ هم بخشی از زیر مجموعه جهان گرایان است)
#بازگشت_به_مشروطه
#آری_به_مشروط_پادشاهی
@AmirTaheri4
👍129❤19👏5💯5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شاه فقید: با سرهمبندی، حقهبازی، یک چند وقتی میشود یک کار را پیش برد، ولی این کار دائمی نمیتواند باشد.
چنته هر کسی که توخالی باشد، بالاخره معلوم میشود.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
چنته هر کسی که توخالی باشد، بالاخره معلوم میشود.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
❤174👍24💯5👎1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاسیس بانک ملی و بیمه ملی ایران و ارتش یکپارچه توسط #رضاشاه_بزرگ،به سلطه روحانیت و بانک های روس و انگلیس در ایران پایان داد
استاد گرانقدر @AmirTaheri4
تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست
شاهان #پهلوی برای به روز شدن خود،آنچه میتوانستند انجام دادن
Benjamin Hamed بنیامین
@AmirTaheri4
استاد گرانقدر @AmirTaheri4
تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست
شاهان #پهلوی برای به روز شدن خود،آنچه میتوانستند انجام دادن
Benjamin Hamed بنیامین
@AmirTaheri4
👍143❤22👎2💯2❤🔥1
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
امیر طاهری جمعه 1 اردیبهشت 1402 برابر با 21 آوریل 2023 11:15
در چند ماه گذشته که گفتمان بازگشت به مشروطیت در سپهر سیاسی ایران جایی روزبهروز بزرگتر یافته است، پارهای از هممیهنان نگرانیهایی را در این زمینه ابراز داشتهاند. یک نگرانی که بیش از همه مطرح میشود این است که قانون اساسی مشروطه با توجه به بندهایی که مربوط به نقش اسلامی میشود، ممکن است از پیشرفت سیاسی – اجتماعی ایران با معیارهای سیاسی جهان امروز جلوگیری کند.
یک استاد دانشگاه از داخل ایران مینویسد: «ایران نمیتواند بدون کندن ریشههای اسلام، در مسیر آزادی و ترقی قرار گیرد.»
مسئله این است که ایران امروز در یک بنبست تاریخی قرار دارد و به گمان من، کمهزینهترین وسیله برای خروج از این بنبست استفاده از فرهنگ مشروطه و قانون اساسی آن دستکم در دوران انتقالی است. کندن ریشه اسلام چه بهحق چه بهناحق، یک طرح است و خروج ایران از بنبست نکبتبار کنونی، طرحی دیگر. درنتیجه این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
یک کنشگر سیاسی پادشاهیخواه نیز نگرانی خود را از «بازگشت به مشروطیت» چنین بیان میکند: «در قانون اساسی مشروطه، پادشاه میبایستی مذهب جعفری داشته باشد و در ترویج آن بکوشد، آیا این به معنای آمیختن مذهب و سیاست نیست؟»
پاسخ این است: آری، اما آنچه اهمیت دارد کردار و نتیجه کردار است. آیا اصل مورد بحث سبب شد که پادشاهان ایران، از مظفرالدین شاه گرفته تا محمدرضاشاه، ترویج مذهب حقه جعفری را در صدر دغدغهها و برنامههای خود قرار دهند؟ از پنج پادشاه دوران مشروطه فقط یک تن، محمدرضاشاه پهلوی، کوششهایی در این زمینه به خرج داد. اما این کوششها خلاصه میشود در حفظ ارتباط احترامآمیز با بعضی آیتاللهها، کمک به ترمیم و تزیین بقاع متبرکه و اعزام دو روحانی(موسی صدر در لبنان و مهدی روحانی در پاریس) برای ترویج تشیع.
از این گذشته، تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست. در بریتانیا، چارلز سوم هم پادشاه است و هم رئیس کلیسای انگلیسی در یک نظام سلطنتی که شعارش «خدا و قانون من (یعنی پادشاه) است».
هیچ موردی را نمیتوان یافت که تفویض نقش مذهبی به یک پادشاه، مانع تغییر و تحول و ترقی در یک جامعه شده باشد.
یک کنشگر سیاسی دیگر با انتقاد از طرح بازگشت به مشروطه میگوید: «در قانون اساسی به یک گروه پنج نفری از روحانیون حق وتو داده شده است. به عبارت دیگر در اینجا نوعی ولایت فقیه مطرح است.»
اما در اینجا نیز روایت با واقعیت نمیخواند. روحانیون هرگز نتوانستند در انتخاب ۲۰ مجتهد که پنج تن از آنان میبایستی با قرعه یا زدوبند با مجلس شورای ملی انتخاب شوند، به توافق برسند و درنتیجه، مشکل خیالی هرگز تحقق نیافت. ایران در دوران شاهان پهلوی آنچه را میتوانست برای تغییر و تحول و بهروز شدن خود انجام داد، بیآنکه با «وتو» روحانیون روبرو شود. یکی از نخستین اقدامهای رضاشاه کبیر ایجاد بانک ملی ایران بود. پیش از آن، روحانیون شیعه مخالف ایجاد بانکهای ایرانی بودند، زیرا بانکداری را نوعی رباخواری میدانستند. درنتیجه، چند بانک خارجی ازجمله بانک پادشاهی انگلیس و بانک استقراضی روس، بخش بزرگی از ایران را زیر سلطه داشتند. با ایجاد بانک ملی، این دولت ایران بود که کنترل حجم پول در گردش، تامین اعتبارات و تثبیت ارزش پولی را به دست گرفت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپس عبور از سد روحانیون با ایجاد شرکت بیمه ایران ادامه یافت. روحانیون بیمه را ضد اسلامی میدانستند، زیرا به گمان آنان سدی در راه معیشت الهی است. اگر الله بخواهد خانه شما را در آتش افکند و شما را مجازات کند، چرا باید به بیمه اجازه داد که جلو این مجازات را با پرداخت غرامت به شما بگیرد؟ ایجاد بیمه ملی به انحصار بیمه روسی اینگستراخ و شرکتهای دیگر اروپایی – ازجمله لوید لندن – در ایران پایان داد.
ایجاد ارتش ملی و تعیین پادشاه بهعنوان فرمانده کل قوا و نهادی که جنگ و صلح را رهبری میکند، نیز با وجود مخالفت روحانیون شکل گرفت. از آن پس، این یا آن مرجع تقلید اجازه اعلام جهاد و کشاندن کشور به جنگ را نداشت.
بسیاری اصلاحات و تغییرات دیگر در همه زمینههای زندگی ایرانی، بدون توجه به «وتو» روحانیون تحقق یافت. گرفتن کنترل اوقاف که بخش بزرگی از اقتصاد زراعی را تشکیل میداد، یکی از آن تغییرات بود که قدرت اقتصادی روحانیت شیعه را کاهش داد. در همان راستا، لغو معافیت مالیاتی برای پرداخت خمس، زکات و سهم امام نیز گامی بزرگ بود.
@AmirTaheri4
این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
امیر طاهری جمعه 1 اردیبهشت 1402 برابر با 21 آوریل 2023 11:15
در چند ماه گذشته که گفتمان بازگشت به مشروطیت در سپهر سیاسی ایران جایی روزبهروز بزرگتر یافته است، پارهای از هممیهنان نگرانیهایی را در این زمینه ابراز داشتهاند. یک نگرانی که بیش از همه مطرح میشود این است که قانون اساسی مشروطه با توجه به بندهایی که مربوط به نقش اسلامی میشود، ممکن است از پیشرفت سیاسی – اجتماعی ایران با معیارهای سیاسی جهان امروز جلوگیری کند.
یک استاد دانشگاه از داخل ایران مینویسد: «ایران نمیتواند بدون کندن ریشههای اسلام، در مسیر آزادی و ترقی قرار گیرد.»
مسئله این است که ایران امروز در یک بنبست تاریخی قرار دارد و به گمان من، کمهزینهترین وسیله برای خروج از این بنبست استفاده از فرهنگ مشروطه و قانون اساسی آن دستکم در دوران انتقالی است. کندن ریشه اسلام چه بهحق چه بهناحق، یک طرح است و خروج ایران از بنبست نکبتبار کنونی، طرحی دیگر. درنتیجه این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
یک کنشگر سیاسی پادشاهیخواه نیز نگرانی خود را از «بازگشت به مشروطیت» چنین بیان میکند: «در قانون اساسی مشروطه، پادشاه میبایستی مذهب جعفری داشته باشد و در ترویج آن بکوشد، آیا این به معنای آمیختن مذهب و سیاست نیست؟»
پاسخ این است: آری، اما آنچه اهمیت دارد کردار و نتیجه کردار است. آیا اصل مورد بحث سبب شد که پادشاهان ایران، از مظفرالدین شاه گرفته تا محمدرضاشاه، ترویج مذهب حقه جعفری را در صدر دغدغهها و برنامههای خود قرار دهند؟ از پنج پادشاه دوران مشروطه فقط یک تن، محمدرضاشاه پهلوی، کوششهایی در این زمینه به خرج داد. اما این کوششها خلاصه میشود در حفظ ارتباط احترامآمیز با بعضی آیتاللهها، کمک به ترمیم و تزیین بقاع متبرکه و اعزام دو روحانی(موسی صدر در لبنان و مهدی روحانی در پاریس) برای ترویج تشیع.
از این گذشته، تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست. در بریتانیا، چارلز سوم هم پادشاه است و هم رئیس کلیسای انگلیسی در یک نظام سلطنتی که شعارش «خدا و قانون من (یعنی پادشاه) است».
هیچ موردی را نمیتوان یافت که تفویض نقش مذهبی به یک پادشاه، مانع تغییر و تحول و ترقی در یک جامعه شده باشد.
یک کنشگر سیاسی دیگر با انتقاد از طرح بازگشت به مشروطه میگوید: «در قانون اساسی به یک گروه پنج نفری از روحانیون حق وتو داده شده است. به عبارت دیگر در اینجا نوعی ولایت فقیه مطرح است.»
اما در اینجا نیز روایت با واقعیت نمیخواند. روحانیون هرگز نتوانستند در انتخاب ۲۰ مجتهد که پنج تن از آنان میبایستی با قرعه یا زدوبند با مجلس شورای ملی انتخاب شوند، به توافق برسند و درنتیجه، مشکل خیالی هرگز تحقق نیافت. ایران در دوران شاهان پهلوی آنچه را میتوانست برای تغییر و تحول و بهروز شدن خود انجام داد، بیآنکه با «وتو» روحانیون روبرو شود. یکی از نخستین اقدامهای رضاشاه کبیر ایجاد بانک ملی ایران بود. پیش از آن، روحانیون شیعه مخالف ایجاد بانکهای ایرانی بودند، زیرا بانکداری را نوعی رباخواری میدانستند. درنتیجه، چند بانک خارجی ازجمله بانک پادشاهی انگلیس و بانک استقراضی روس، بخش بزرگی از ایران را زیر سلطه داشتند. با ایجاد بانک ملی، این دولت ایران بود که کنترل حجم پول در گردش، تامین اعتبارات و تثبیت ارزش پولی را به دست گرفت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپس عبور از سد روحانیون با ایجاد شرکت بیمه ایران ادامه یافت. روحانیون بیمه را ضد اسلامی میدانستند، زیرا به گمان آنان سدی در راه معیشت الهی است. اگر الله بخواهد خانه شما را در آتش افکند و شما را مجازات کند، چرا باید به بیمه اجازه داد که جلو این مجازات را با پرداخت غرامت به شما بگیرد؟ ایجاد بیمه ملی به انحصار بیمه روسی اینگستراخ و شرکتهای دیگر اروپایی – ازجمله لوید لندن – در ایران پایان داد.
ایجاد ارتش ملی و تعیین پادشاه بهعنوان فرمانده کل قوا و نهادی که جنگ و صلح را رهبری میکند، نیز با وجود مخالفت روحانیون شکل گرفت. از آن پس، این یا آن مرجع تقلید اجازه اعلام جهاد و کشاندن کشور به جنگ را نداشت.
بسیاری اصلاحات و تغییرات دیگر در همه زمینههای زندگی ایرانی، بدون توجه به «وتو» روحانیون تحقق یافت. گرفتن کنترل اوقاف که بخش بزرگی از اقتصاد زراعی را تشکیل میداد، یکی از آن تغییرات بود که قدرت اقتصادی روحانیت شیعه را کاهش داد. در همان راستا، لغو معافیت مالیاتی برای پرداخت خمس، زکات و سهم امام نیز گامی بزرگ بود.
@AmirTaheri4
👍98❤18👎3😱1
روحانیون با بسیار تغییرات دیگر همچون شبکه انتقال خون، تشریح در دانشکده پزشکی، مدارس دخترانه، ارجاع بیماران زن به پزشکان مرد، آموزش علوم مدرن ازجمله تئوری داروین و پذیرفتن اصول فیزیک امروزی ازجمله اینکه زمین سیارهای است که به دور خورشید میگردد نیز مخالف بودند. آنان همچنین با زیستشناسی، جانورشناسی و زمینشناسی مدرن نیز مشکل داشتند، زیرا علوم مورد بحث، فرضیه قرآنی خلق کائنات در شش روز را زیر سوال میبرد.
روحانیون در عرصه هنری و فرهنگی نتوانستند مانع پیدایش اپرا، تئاتر، سینما، سالن کنسرت، میخانه، کاباره و کازینو شوند. عکاسی، کاریکاتور، نقاشی و مجسمهسازی نیز، با وجود حرام بودن، جای خود را در ایران پسامشروطیت تثبیت کردند.
در همان حال که نویسندگان اسلامستیز مانند سید احمد کسروی و صادق هدایت، آثار خود را منتشر میکردند، نویسندگان اسلامگرا مانند سید کاظم عصار و علامه طباطبایی نیز در پناه قانون مشروطه مینوشتند و تبلیغ میکردند. در مشروطه هم برای ایرانگرایان تندرو و هم برای مدعیان اسلام ناب محمدی جا بود.
در دوران محمدرضاشاه انواع اسلامگرایی عرضه میشد، بیآنکه مسیر تغییرات موردنیاز کشور را سد کند. اصلاحات ارضی از دید روحانیون، نوعی غصب بود، اما انجام شد. در قانون کار اسلامی، کارگر عملا برده کارفرما است، اما در دوران مشروطه قوانین کار ایران بر اساس پیشرفتهترین دکترینها در این زمینه، نوشته میشد. قانون حمایت خانواده، پذیرفتن زنان در شبکه قضایی و سپس حتی در نهادهای نظامی و دیپلماتیک با وجود مخالفت اعلام شده یا تلویحی روحانیون صورت گرفت. قانون مشروطه در احوال شخصیه، تعدد زوجات و صیغهگری را به رسمیت نشناخت. همچنین تبعیض علیه زنان در مسئله ارث هرگز در چارچوب قانون پذیرفته نشد و در سطح انتخاب فردی میراثدهنده باقی ماند.
درحالیکه اسلام ناب محمدی علاقهمند بود همهچیز را دیکته کند: چه بپوشیم، چه بخوریم، چه بنوشیم، چه بخوانیم، چه ببینیم و ...، قانون اساسی مشروطه کل آن سیستم «یجوز و لایجوز» را برهم زد.
بعضی اسلامگرایان تلاش کردند تا نقاب یک مدرنیسم کاذب به چهره بزنند و جلوی تغییر و تحول ایران را به بهانه مبارزه با استبداد یا «امپریالیسم» بگیرند. علی شریعتی مقلد گورویچ فرانسوی، مرتضی مطهری مبلغ هگلیسم اسلامی، مصباح یزدی مقلد هایدگر آلمانی، عبدالکریم سروش مقلد کارل پوپر انگلیسی و سید حسن نصر منشی خصوصی شهبانو فرح و تئوریسین «مریمیه» تلاش کردند تا توهمات دیرین روحانیون را در لباس امروزی به میدان بفرستند.
برای رعایت انصاف باید یادآور شویم که در تمام دوران مشروطه، اکثریت روحانیون شیعه تغییرات و اصلاحات دو پادشاه پهلوی را گاه با رضایت اعلام نشده و گاه با اکراه پذیرفتند. گروه فداییان اسلام که آیتالله روحالله خمینی از دوستداران آن بود، در اقلیت قرار داشتند. تمامی مراجع تقلید از آیتالله ابوالقاسم اصفهانی گرفته تا آیتالله خوئی خطوط ارتباطی خود را با دولتهای مشروط حفظ کردند.
به عبارت دیگر، تغییرات و تحولات ایران دوران مشروطه با مانع «کمیته پنج مجتهد یا حق وتو» روبرو نشد.
بدینسان، ساختن یک لولو خرخره از بندی که هرگز تحقق نیافت، نباید ما را از بازگشت به مشروطه دلسرد کند- آن هم زمانی که ۴۴ سال نکبت زیر سلطه مشروعه بیزاری از دیانت را به اعماق جامعه ایران کشانده است.
این واقعیت که مشروعه بعد از ۴۴ سال قدرت مطلقه نتوانسته است بسیاری از دستاوردهای مشروطه را از بین ببرد، نشان میدهد که مخالفت با بازگشت به مشروطه به بهانه بندهای اسلامی قانون اساسی بیمورد است. از این گذشته دو بند مورد بحث را میتوان در فرصت مناسب و با تشکیل مجلس موسسان تغییر داد. در هر حال غیراسلامی بودن مشروطه با ضد اسلامی بودن بعضی کاسههای داغتر از آش فرق دارد.
مشروطه از تمامی میراث فرهنگی – تاریخی ایران به سود جامعه بهره میگیرد و اسلام بخشی از این میراث است. ما ز قرآن مغز را برداشتیم – پوست را نزد خران بگذاشتیم.
بعضی مخالفان بازگشت به مشروطه میگویند: همه حرفها درست، اما ایران سوئد نیست که مشروطه پادشاهی داشته باشد.
درست است، ایران سوئد نیست و خوشبختانه سوئد هم ایران نیست. ما در دنیا و دورانی قرار داریم که هر دولت – ملت هویت خود را دارد. اما فراموش نکنیم که سوئد در سال ۱۹۲۱ میلادی، یعنی ۱۵ سال بعد از انقلاب مشروطه در ایران، در جدول دموکراسیهای مشروطه قرار گرفت. از این گذشته، سوئد در چارچوب میراث مسیحیاش از آغاز اصل تمییز قیصر از مسیح را پذیرفته بود، حال آنکه ایران ناچار بود از ثنویت امام – شاه، یک سنتز جدید بسازد.
@AmirTaheri4
روحانیون در عرصه هنری و فرهنگی نتوانستند مانع پیدایش اپرا، تئاتر، سینما، سالن کنسرت، میخانه، کاباره و کازینو شوند. عکاسی، کاریکاتور، نقاشی و مجسمهسازی نیز، با وجود حرام بودن، جای خود را در ایران پسامشروطیت تثبیت کردند.
در همان حال که نویسندگان اسلامستیز مانند سید احمد کسروی و صادق هدایت، آثار خود را منتشر میکردند، نویسندگان اسلامگرا مانند سید کاظم عصار و علامه طباطبایی نیز در پناه قانون مشروطه مینوشتند و تبلیغ میکردند. در مشروطه هم برای ایرانگرایان تندرو و هم برای مدعیان اسلام ناب محمدی جا بود.
در دوران محمدرضاشاه انواع اسلامگرایی عرضه میشد، بیآنکه مسیر تغییرات موردنیاز کشور را سد کند. اصلاحات ارضی از دید روحانیون، نوعی غصب بود، اما انجام شد. در قانون کار اسلامی، کارگر عملا برده کارفرما است، اما در دوران مشروطه قوانین کار ایران بر اساس پیشرفتهترین دکترینها در این زمینه، نوشته میشد. قانون حمایت خانواده، پذیرفتن زنان در شبکه قضایی و سپس حتی در نهادهای نظامی و دیپلماتیک با وجود مخالفت اعلام شده یا تلویحی روحانیون صورت گرفت. قانون مشروطه در احوال شخصیه، تعدد زوجات و صیغهگری را به رسمیت نشناخت. همچنین تبعیض علیه زنان در مسئله ارث هرگز در چارچوب قانون پذیرفته نشد و در سطح انتخاب فردی میراثدهنده باقی ماند.
درحالیکه اسلام ناب محمدی علاقهمند بود همهچیز را دیکته کند: چه بپوشیم، چه بخوریم، چه بنوشیم، چه بخوانیم، چه ببینیم و ...، قانون اساسی مشروطه کل آن سیستم «یجوز و لایجوز» را برهم زد.
بعضی اسلامگرایان تلاش کردند تا نقاب یک مدرنیسم کاذب به چهره بزنند و جلوی تغییر و تحول ایران را به بهانه مبارزه با استبداد یا «امپریالیسم» بگیرند. علی شریعتی مقلد گورویچ فرانسوی، مرتضی مطهری مبلغ هگلیسم اسلامی، مصباح یزدی مقلد هایدگر آلمانی، عبدالکریم سروش مقلد کارل پوپر انگلیسی و سید حسن نصر منشی خصوصی شهبانو فرح و تئوریسین «مریمیه» تلاش کردند تا توهمات دیرین روحانیون را در لباس امروزی به میدان بفرستند.
برای رعایت انصاف باید یادآور شویم که در تمام دوران مشروطه، اکثریت روحانیون شیعه تغییرات و اصلاحات دو پادشاه پهلوی را گاه با رضایت اعلام نشده و گاه با اکراه پذیرفتند. گروه فداییان اسلام که آیتالله روحالله خمینی از دوستداران آن بود، در اقلیت قرار داشتند. تمامی مراجع تقلید از آیتالله ابوالقاسم اصفهانی گرفته تا آیتالله خوئی خطوط ارتباطی خود را با دولتهای مشروط حفظ کردند.
به عبارت دیگر، تغییرات و تحولات ایران دوران مشروطه با مانع «کمیته پنج مجتهد یا حق وتو» روبرو نشد.
بدینسان، ساختن یک لولو خرخره از بندی که هرگز تحقق نیافت، نباید ما را از بازگشت به مشروطه دلسرد کند- آن هم زمانی که ۴۴ سال نکبت زیر سلطه مشروعه بیزاری از دیانت را به اعماق جامعه ایران کشانده است.
این واقعیت که مشروعه بعد از ۴۴ سال قدرت مطلقه نتوانسته است بسیاری از دستاوردهای مشروطه را از بین ببرد، نشان میدهد که مخالفت با بازگشت به مشروطه به بهانه بندهای اسلامی قانون اساسی بیمورد است. از این گذشته دو بند مورد بحث را میتوان در فرصت مناسب و با تشکیل مجلس موسسان تغییر داد. در هر حال غیراسلامی بودن مشروطه با ضد اسلامی بودن بعضی کاسههای داغتر از آش فرق دارد.
مشروطه از تمامی میراث فرهنگی – تاریخی ایران به سود جامعه بهره میگیرد و اسلام بخشی از این میراث است. ما ز قرآن مغز را برداشتیم – پوست را نزد خران بگذاشتیم.
بعضی مخالفان بازگشت به مشروطه میگویند: همه حرفها درست، اما ایران سوئد نیست که مشروطه پادشاهی داشته باشد.
درست است، ایران سوئد نیست و خوشبختانه سوئد هم ایران نیست. ما در دنیا و دورانی قرار داریم که هر دولت – ملت هویت خود را دارد. اما فراموش نکنیم که سوئد در سال ۱۹۲۱ میلادی، یعنی ۱۵ سال بعد از انقلاب مشروطه در ایران، در جدول دموکراسیهای مشروطه قرار گرفت. از این گذشته، سوئد در چارچوب میراث مسیحیاش از آغاز اصل تمییز قیصر از مسیح را پذیرفته بود، حال آنکه ایران ناچار بود از ثنویت امام – شاه، یک سنتز جدید بسازد.
@AmirTaheri4
👍112❤16👎3🔥3
باری برگردیم به اصل مطلب، امروز انتخاب مابین مشروعه شکست خورده و مشروطه زخمدیده اما هنوز نیرومند، است. مشروطه فراگیر است و مشروعه چیزی جز ماشین مطلقسازی از طریق حذف همه گزینههای شناختهشده یا آرمانی است. آنان که مشروطه را رد میکنند، خواه ناخواه در سوی ماشین مطلقسازی قرار میگیرند. برعکس آنان نیز که به نام مشروطه دیگر گزینههای احتمالی یا حتی خیالی را حذف میکنند، در عمل به ادامه نکبت مشروعه کمک میکنند.
مشروطه به ما امکان میدهد که نگذاریم دیگران میهن ما را به ماجراهای خطرناک به نام قانون اساسیهای جعلشده در آمریکا و اروپا بکشانند و با طرح برنامههای صد تا یک غاز مانند رفراندوم تحت نظارت بینالمللی – طرحی که در مستعمرات به کار بردهاند- آزادی، استقلال و امنیت ما را در خطر افکنند. ما قیم لازم نداریم و میدانیم چگونه با بهرهگیری عاقلانه از میراث سیاسی خودمان، به زیگزاگ پس از ۱۳۵۷ پایان دهیم.
این را نیز بدانیم که قدرتهای بیگانه هرگز کمترین منافع خود را به سود ما رها نخواهند کرد. آنان که از درون ماشین مطلقسازی نارضایتی خود را اعلام میکنند، باید بدانند که «نه گفتن» به این ماشین کافی نیست و بدون عرضه یک گزینه شناختهشده نخواهند توانست به نجات ایران از نکبت کنونی، کمک کنند. بهجای سخن گفتن از «رفراندوم» و ایجاد همهمه پیرامون «اصلاحات موضعی» نظام خمینیگرا، آنان باید به گفتمان فراگیر مشروطه، یعنی حاکمیت ملی، بپیوندند.
سرانجام حتی مومنان واقعی، آنان که مهر «ایمان العجائز» خوردهاند، باید بدانند که اسلام در چارچوب نظام کنونی، آیندهای ندارد و فقط در یک نظام مشروطه میتواند جای خود را حفظ کند.
@AmirTaheri4
مشروطه به ما امکان میدهد که نگذاریم دیگران میهن ما را به ماجراهای خطرناک به نام قانون اساسیهای جعلشده در آمریکا و اروپا بکشانند و با طرح برنامههای صد تا یک غاز مانند رفراندوم تحت نظارت بینالمللی – طرحی که در مستعمرات به کار بردهاند- آزادی، استقلال و امنیت ما را در خطر افکنند. ما قیم لازم نداریم و میدانیم چگونه با بهرهگیری عاقلانه از میراث سیاسی خودمان، به زیگزاگ پس از ۱۳۵۷ پایان دهیم.
این را نیز بدانیم که قدرتهای بیگانه هرگز کمترین منافع خود را به سود ما رها نخواهند کرد. آنان که از درون ماشین مطلقسازی نارضایتی خود را اعلام میکنند، باید بدانند که «نه گفتن» به این ماشین کافی نیست و بدون عرضه یک گزینه شناختهشده نخواهند توانست به نجات ایران از نکبت کنونی، کمک کنند. بهجای سخن گفتن از «رفراندوم» و ایجاد همهمه پیرامون «اصلاحات موضعی» نظام خمینیگرا، آنان باید به گفتمان فراگیر مشروطه، یعنی حاکمیت ملی، بپیوندند.
سرانجام حتی مومنان واقعی، آنان که مهر «ایمان العجائز» خوردهاند، باید بدانند که اسلام در چارچوب نظام کنونی، آیندهای ندارد و فقط در یک نظام مشروطه میتواند جای خود را حفظ کند.
@AmirTaheri4
👍140❤24👎4🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیرطاهری: خروج اسماعیلیون اهمیت بحث ندارد →
پرداختن به خروج اسماعیلیون از گروه منشور اهمیت بحث ندارد. در ایران اعتصابات کارگری توسعه پیدا میکنه و هفته آینده اعتصابات در اداره های دولتی (و از اداره گمرک) شروع میشه. این یعنی یه تصویر دیگهیی داره در ایران شکل میگیره. بنظر من بازیهایی که در خارج از کشور شکل گرفته بیشتر جنبه سرگرمی و تفریح داره و هیچ تاثیری روی تحولات ایران نمیذاره.
در مورد شورای مورد بحث قبلن صحبت کردم؛ معلوم نیست کی این شورا رو تشکیل داده، که اینارو دور هم جمع کرده، و کی بهشون گفته شما نقش رهبری دارید چون هیچکدوم نماینده حزب یا جنبشی نبودن.
@AmirTaheri4
پرداختن به خروج اسماعیلیون از گروه منشور اهمیت بحث ندارد. در ایران اعتصابات کارگری توسعه پیدا میکنه و هفته آینده اعتصابات در اداره های دولتی (و از اداره گمرک) شروع میشه. این یعنی یه تصویر دیگهیی داره در ایران شکل میگیره. بنظر من بازیهایی که در خارج از کشور شکل گرفته بیشتر جنبه سرگرمی و تفریح داره و هیچ تاثیری روی تحولات ایران نمیذاره.
در مورد شورای مورد بحث قبلن صحبت کردم؛ معلوم نیست کی این شورا رو تشکیل داده، که اینارو دور هم جمع کرده، و کی بهشون گفته شما نقش رهبری دارید چون هیچکدوم نماینده حزب یا جنبشی نبودن.
@AmirTaheri4
❤143👍43👏8💯7👎4
امیرطاهری: خروج اسماعیلیون اهمیت بحث ندارد
Shahram Homayoun
امیرطاهری: خروج اسماعیلیون اهمیت بحث ندارد →
پرداختن به خروج اسماعیلیون از گروه منشور اهمیت بحث ندارد. در ایران اعتصابات کارگری توسعه پیدا میکنه و هفته آینده اعتصابات در اداره های دولتی (و از اداره گمرک) شروع میشه. این یعنی یه تصویر دیگهیی داره در ایران شکل میگیره. بنظر من بازیهایی که در خارج از کشور شکل گرفته بیشتر جنبه سرگرمی و تفریح داره و هیچ تاثیری روی تحولات ایران نمیذاره.
در مورد شورای مورد بحث قبلن صحبت کردم؛ معلوم نیست کی این شورا رو تشکیل داده، که اینارو دور هم جمع کرده، و کی بهشون گفته شما نقش رهبری دارید چون هیچکدوم نماینده حزب یا جنبشی نبودن.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
پرداختن به خروج اسماعیلیون از گروه منشور اهمیت بحث ندارد. در ایران اعتصابات کارگری توسعه پیدا میکنه و هفته آینده اعتصابات در اداره های دولتی (و از اداره گمرک) شروع میشه. این یعنی یه تصویر دیگهیی داره در ایران شکل میگیره. بنظر من بازیهایی که در خارج از کشور شکل گرفته بیشتر جنبه سرگرمی و تفریح داره و هیچ تاثیری روی تحولات ایران نمیذاره.
در مورد شورای مورد بحث قبلن صحبت کردم؛ معلوم نیست کی این شورا رو تشکیل داده، که اینارو دور هم جمع کرده، و کی بهشون گفته شما نقش رهبری دارید چون هیچکدوم نماینده حزب یا جنبشی نبودن.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍111❤25👏8💯6🤩3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری: اگر هم در گروه منشور دعوت میشدم نمیرفتم چون تصور خود رهبرپنداری در من نیست. من فقط میگم همه پرچمهاشونو از جیباشون دربیارن بگن چی هستن؟ جمهوریخواهن؟ سلطنت طلبن؟ مصدقین؟ تجزیهطلبن؟ هرچه هستن با صداقت و راستی بیار آنچه داری ز مردی و زور!
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍156❤30👏13💯7👎2
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خبر فوری: شاهزاده رضا پهلوی و بانو یاسمین در راه ایتالیا پس از سفر تاریخی به اسرائیل
خبرگزاریهای ایتالیایی از سفر دو روزه و رسمی شاهزاده رضا پهلوی و بانو یاسمین پهلوی به ایتالیا خبر دادند. از رویادهای برنامهریزی شده برای این سفر، شرکت شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس «چشم انداز سکولار و دموکراتیک برای ایران فردا» است که در تاریخ چهارشنبه ۶ اردیبهشتماه برابر با ۲۶ آوریل ۲۰۲۳ برگزار میشود. خبرگزاری نوا ایتالیا در گزارش خود از این سفر برنامهریزی شده که با عنوان اصلی «ولیعهد ایران در رُم پس از سفری تاریخی به اسرائیل» منتشر شده، نوشته است:
«این سفر، اولین سفر رسمی شاهزاده رضا پهلوی به همراه همسر ایشان بانو یاسمین پهلوی به ایتالیا خواهد بود»
#شاهزاده_رضا_پهلوی
#بانو_یاسمین_پهلوی
#انقلاب_ملی_ایران
#ایتالیا
@Unikador
خبرگزاریهای ایتالیایی از سفر دو روزه و رسمی شاهزاده رضا پهلوی و بانو یاسمین پهلوی به ایتالیا خبر دادند. از رویادهای برنامهریزی شده برای این سفر، شرکت شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس «چشم انداز سکولار و دموکراتیک برای ایران فردا» است که در تاریخ چهارشنبه ۶ اردیبهشتماه برابر با ۲۶ آوریل ۲۰۲۳ برگزار میشود. خبرگزاری نوا ایتالیا در گزارش خود از این سفر برنامهریزی شده که با عنوان اصلی «ولیعهد ایران در رُم پس از سفری تاریخی به اسرائیل» منتشر شده، نوشته است:
«این سفر، اولین سفر رسمی شاهزاده رضا پهلوی به همراه همسر ایشان بانو یاسمین پهلوی به ایتالیا خواهد بود»
#شاهزاده_رضا_پهلوی
#بانو_یاسمین_پهلوی
#انقلاب_ملی_ایران
#ایتالیا
@Unikador
👍131❤33❤🔥20👎3
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
امیر طاهری جمعه 1 اردیبهشت 1402 برابر با 21 آوریل 2023 11:15
در چند ماه گذشته که گفتمان بازگشت به مشروطیت در سپهر سیاسی ایران جایی روزبهروز بزرگتر یافته است، پارهای از هممیهنان نگرانیهایی را در این زمینه ابراز داشتهاند. یک نگرانی که بیش از همه مطرح میشود این است که قانون اساسی مشروطه با توجه به بندهایی که مربوط به نقش اسلامی میشود، ممکن است از پیشرفت سیاسی – اجتماعی ایران با معیارهای سیاسی جهان امروز جلوگیری کند.
یک استاد دانشگاه از داخل ایران مینویسد: «ایران نمیتواند بدون کندن ریشههای اسلام، در مسیر آزادی و ترقی قرار گیرد.»
مسئله این است که ایران امروز در یک بنبست تاریخی قرار دارد و به گمان من، کمهزینهترین وسیله برای خروج از این بنبست استفاده از فرهنگ مشروطه و قانون اساسی آن دستکم در دوران انتقالی است. کندن ریشه اسلام چه بهحق چه بهناحق، یک طرح است و خروج ایران از بنبست نکبتبار کنونی، طرحی دیگر. درنتیجه این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
یک کنشگر سیاسی پادشاهیخواه نیز نگرانی خود را از «بازگشت به مشروطیت» چنین بیان میکند: «در قانون اساسی مشروطه، پادشاه میبایستی مذهب جعفری داشته باشد و در ترویج آن بکوشد، آیا این به معنای آمیختن مذهب و سیاست نیست؟»
پاسخ این است: آری، اما آنچه اهمیت دارد کردار و نتیجه کردار است. آیا اصل مورد بحث سبب شد که پادشاهان ایران، از مظفرالدین شاه گرفته تا محمدرضاشاه، ترویج مذهب حقه جعفری را در صدر دغدغهها و برنامههای خود قرار دهند؟ از پنج پادشاه دوران مشروطه فقط یک تن، محمدرضاشاه پهلوی، کوششهایی در این زمینه به خرج داد. اما این کوششها خلاصه میشود در حفظ ارتباط احترامآمیز با بعضی آیتاللهها، کمک به ترمیم و تزیین بقاع متبرکه و اعزام دو روحانی(موسی صدر در لبنان و مهدی روحانی در پاریس) برای ترویج تشیع.
از این گذشته، تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست. در بریتانیا، چارلز سوم هم پادشاه است و هم رئیس کلیسای انگلیسی در یک نظام سلطنتی که شعارش «خدا و قانون من (یعنی پادشاه) است».
هیچ موردی را نمیتوان یافت که تفویض نقش مذهبی به یک پادشاه، مانع تغییر و تحول و ترقی در یک جامعه شده باشد.
یک کنشگر سیاسی دیگر با انتقاد از طرح بازگشت به مشروطه میگوید: «در قانون اساسی به یک گروه پنج نفری از روحانیون حق وتو داده شده است. به عبارت دیگر در اینجا نوعی ولایت فقیه مطرح است.»
اما در اینجا نیز روایت با واقعیت نمیخواند. روحانیون هرگز نتوانستند در انتخاب ۲۰ مجتهد که پنج تن از آنان میبایستی با قرعه یا زدوبند با مجلس شورای ملی انتخاب شوند، به توافق برسند و درنتیجه، مشکل خیالی هرگز تحقق نیافت. ایران در دوران شاهان پهلوی آنچه را میتوانست برای تغییر و تحول و بهروز شدن خود انجام داد، بیآنکه با «وتو» روحانیون روبرو شود. یکی از نخستین اقدامهای رضاشاه کبیر ایجاد بانک ملی ایران بود. پیش از آن، روحانیون شیعه مخالف ایجاد بانکهای ایرانی بودند، زیرا بانکداری را نوعی رباخواری میدانستند. درنتیجه، چند بانک خارجی ازجمله بانک پادشاهی انگلیس و بانک استقراضی روس، بخش بزرگی از ایران را زیر سلطه داشتند. با ایجاد بانک ملی، این دولت ایران بود که کنترل حجم پول در گردش، تامین اعتبارات و تثبیت ارزش پولی را به دست گرفت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپس عبور از سد روحانیون با ایجاد شرکت بیمه ایران ادامه یافت. روحانیون بیمه را ضد اسلامی میدانستند، زیرا به گمان آنان سدی در راه معیشت الهی است. اگر الله بخواهد خانه شما را در آتش افکند و شما را مجازات کند، چرا باید به بیمه اجازه داد که جلو این مجازات را با پرداخت غرامت به شما بگیرد؟ ایجاد بیمه ملی به انحصار بیمه روسی اینگستراخ و شرکتهای دیگر اروپایی – ازجمله لوید لندن – در ایران پایان داد.
ایجاد ارتش ملی و تعیین پادشاه بهعنوان فرمانده کل قوا و نهادی که جنگ و صلح را رهبری میکند، نیز با وجود مخالفت روحانیون شکل گرفت. از آن پس، این یا آن مرجع تقلید اجازه اعلام جهاد و کشاندن کشور به جنگ را نداشت.
بسیاری اصلاحات و تغییرات دیگر در همه زمینههای زندگی ایرانی، بدون توجه به «وتو» روحانیون تحقق یافت. گرفتن کنترل اوقاف که بخش بزرگی از اقتصاد زراعی را تشکیل میداد، یکی از آن تغییرات بود که قدرت اقتصادی روحانیت شیعه را کاهش داد. در همان راستا، لغو معافیت مالیاتی برای پرداخت خمس، زکات و سهم امام نیز گامی بزرگ بود.
@AmirTaheri4
این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
امیر طاهری جمعه 1 اردیبهشت 1402 برابر با 21 آوریل 2023 11:15
در چند ماه گذشته که گفتمان بازگشت به مشروطیت در سپهر سیاسی ایران جایی روزبهروز بزرگتر یافته است، پارهای از هممیهنان نگرانیهایی را در این زمینه ابراز داشتهاند. یک نگرانی که بیش از همه مطرح میشود این است که قانون اساسی مشروطه با توجه به بندهایی که مربوط به نقش اسلامی میشود، ممکن است از پیشرفت سیاسی – اجتماعی ایران با معیارهای سیاسی جهان امروز جلوگیری کند.
یک استاد دانشگاه از داخل ایران مینویسد: «ایران نمیتواند بدون کندن ریشههای اسلام، در مسیر آزادی و ترقی قرار گیرد.»
مسئله این است که ایران امروز در یک بنبست تاریخی قرار دارد و به گمان من، کمهزینهترین وسیله برای خروج از این بنبست استفاده از فرهنگ مشروطه و قانون اساسی آن دستکم در دوران انتقالی است. کندن ریشه اسلام چه بهحق چه بهناحق، یک طرح است و خروج ایران از بنبست نکبتبار کنونی، طرحی دیگر. درنتیجه این اولویتبندی هدفها است که باید موردتوجه قرار گیرد: اولویت ما کندن ریشه اسلام است، یا نجات ایران؟
یک کنشگر سیاسی پادشاهیخواه نیز نگرانی خود را از «بازگشت به مشروطیت» چنین بیان میکند: «در قانون اساسی مشروطه، پادشاه میبایستی مذهب جعفری داشته باشد و در ترویج آن بکوشد، آیا این به معنای آمیختن مذهب و سیاست نیست؟»
پاسخ این است: آری، اما آنچه اهمیت دارد کردار و نتیجه کردار است. آیا اصل مورد بحث سبب شد که پادشاهان ایران، از مظفرالدین شاه گرفته تا محمدرضاشاه، ترویج مذهب حقه جعفری را در صدر دغدغهها و برنامههای خود قرار دهند؟ از پنج پادشاه دوران مشروطه فقط یک تن، محمدرضاشاه پهلوی، کوششهایی در این زمینه به خرج داد. اما این کوششها خلاصه میشود در حفظ ارتباط احترامآمیز با بعضی آیتاللهها، کمک به ترمیم و تزیین بقاع متبرکه و اعزام دو روحانی(موسی صدر در لبنان و مهدی روحانی در پاریس) برای ترویج تشیع.
از این گذشته، تفویض یک نقش مذهبی به یک پادشاه الزاما مانعی در راه پیشرفت کشور نیست. در بریتانیا، چارلز سوم هم پادشاه است و هم رئیس کلیسای انگلیسی در یک نظام سلطنتی که شعارش «خدا و قانون من (یعنی پادشاه) است».
هیچ موردی را نمیتوان یافت که تفویض نقش مذهبی به یک پادشاه، مانع تغییر و تحول و ترقی در یک جامعه شده باشد.
یک کنشگر سیاسی دیگر با انتقاد از طرح بازگشت به مشروطه میگوید: «در قانون اساسی به یک گروه پنج نفری از روحانیون حق وتو داده شده است. به عبارت دیگر در اینجا نوعی ولایت فقیه مطرح است.»
اما در اینجا نیز روایت با واقعیت نمیخواند. روحانیون هرگز نتوانستند در انتخاب ۲۰ مجتهد که پنج تن از آنان میبایستی با قرعه یا زدوبند با مجلس شورای ملی انتخاب شوند، به توافق برسند و درنتیجه، مشکل خیالی هرگز تحقق نیافت. ایران در دوران شاهان پهلوی آنچه را میتوانست برای تغییر و تحول و بهروز شدن خود انجام داد، بیآنکه با «وتو» روحانیون روبرو شود. یکی از نخستین اقدامهای رضاشاه کبیر ایجاد بانک ملی ایران بود. پیش از آن، روحانیون شیعه مخالف ایجاد بانکهای ایرانی بودند، زیرا بانکداری را نوعی رباخواری میدانستند. درنتیجه، چند بانک خارجی ازجمله بانک پادشاهی انگلیس و بانک استقراضی روس، بخش بزرگی از ایران را زیر سلطه داشتند. با ایجاد بانک ملی، این دولت ایران بود که کنترل حجم پول در گردش، تامین اعتبارات و تثبیت ارزش پولی را به دست گرفت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سپس عبور از سد روحانیون با ایجاد شرکت بیمه ایران ادامه یافت. روحانیون بیمه را ضد اسلامی میدانستند، زیرا به گمان آنان سدی در راه معیشت الهی است. اگر الله بخواهد خانه شما را در آتش افکند و شما را مجازات کند، چرا باید به بیمه اجازه داد که جلو این مجازات را با پرداخت غرامت به شما بگیرد؟ ایجاد بیمه ملی به انحصار بیمه روسی اینگستراخ و شرکتهای دیگر اروپایی – ازجمله لوید لندن – در ایران پایان داد.
ایجاد ارتش ملی و تعیین پادشاه بهعنوان فرمانده کل قوا و نهادی که جنگ و صلح را رهبری میکند، نیز با وجود مخالفت روحانیون شکل گرفت. از آن پس، این یا آن مرجع تقلید اجازه اعلام جهاد و کشاندن کشور به جنگ را نداشت.
بسیاری اصلاحات و تغییرات دیگر در همه زمینههای زندگی ایرانی، بدون توجه به «وتو» روحانیون تحقق یافت. گرفتن کنترل اوقاف که بخش بزرگی از اقتصاد زراعی را تشکیل میداد، یکی از آن تغییرات بود که قدرت اقتصادی روحانیت شیعه را کاهش داد. در همان راستا، لغو معافیت مالیاتی برای پرداخت خمس، زکات و سهم امام نیز گامی بزرگ بود.
@AmirTaheri4
👍81❤10👏3👎2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
روحانیون با بسیار تغییرات دیگر همچون شبکه انتقال خون، تشریح در دانشکده پزشکی، مدارس دخترانه، ارجاع بیماران زن به پزشکان مرد، آموزش علوم مدرن ازجمله تئوری داروین و پذیرفتن اصول فیزیک امروزی ازجمله اینکه زمین سیارهای است که به دور خورشید میگردد نیز مخالف بودند. آنان همچنین با زیستشناسی، جانورشناسی و زمینشناسی مدرن نیز مشکل داشتند، زیرا علوم مورد بحث، فرضیه قرآنی خلق کائنات در شش روز را زیر سوال میبرد.
روحانیون در عرصه هنری و فرهنگی نتوانستند مانع پیدایش اپرا، تئاتر، سینما، سالن کنسرت، میخانه، کاباره و کازینو شوند. عکاسی، کاریکاتور، نقاشی و مجسمهسازی نیز، با وجود حرام بودن، جای خود را در ایران پسامشروطیت تثبیت کردند.
در همان حال که نویسندگان اسلامستیز مانند سید احمد کسروی و صادق هدایت، آثار خود را منتشر میکردند، نویسندگان اسلامگرا مانند سید کاظم عصار و علامه طباطبایی نیز در پناه قانون مشروطه مینوشتند و تبلیغ میکردند. در مشروطه هم برای ایرانگرایان تندرو و هم برای مدعیان اسلام ناب محمدی جا بود.
در دوران محمدرضاشاه انواع اسلامگرایی عرضه میشد، بیآنکه مسیر تغییرات موردنیاز کشور را سد کند. اصلاحات ارضی از دید روحانیون، نوعی غصب بود، اما انجام شد. در قانون کار اسلامی، کارگر عملا برده کارفرما است، اما در دوران مشروطه قوانین کار ایران بر اساس پیشرفتهترین دکترینها در این زمینه، نوشته میشد. قانون حمایت خانواده، پذیرفتن زنان در شبکه قضایی و سپس حتی در نهادهای نظامی و دیپلماتیک با وجود مخالفت اعلام شده یا تلویحی روحانیون صورت گرفت. قانون مشروطه در احوال شخصیه، تعدد زوجات و صیغهگری را به رسمیت نشناخت. همچنین تبعیض علیه زنان در مسئله ارث هرگز در چارچوب قانون پذیرفته نشد و در سطح انتخاب فردی میراثدهنده باقی ماند.
درحالیکه اسلام ناب محمدی علاقهمند بود همهچیز را دیکته کند: چه بپوشیم، چه بخوریم، چه بنوشیم، چه بخوانیم، چه ببینیم و ...، قانون اساسی مشروطه کل آن سیستم «یجوز و لایجوز» را برهم زد.
بعضی اسلامگرایان تلاش کردند تا نقاب یک مدرنیسم کاذب به چهره بزنند و جلوی تغییر و تحول ایران را به بهانه مبارزه با استبداد یا «امپریالیسم» بگیرند. علی شریعتی مقلد گورویچ فرانسوی، مرتضی مطهری مبلغ هگلیسم اسلامی، مصباح یزدی مقلد هایدگر آلمانی، عبدالکریم سروش مقلد کارل پوپر انگلیسی و سید حسن نصر منشی خصوصی شهبانو فرح و تئوریسین «مریمیه» تلاش کردند تا توهمات دیرین روحانیون را در لباس امروزی به میدان بفرستند.
برای رعایت انصاف باید یادآور شویم که در تمام دوران مشروطه، اکثریت روحانیون شیعه تغییرات و اصلاحات دو پادشاه پهلوی را گاه با رضایت اعلام نشده و گاه با اکراه پذیرفتند. گروه فداییان اسلام که آیتالله روحالله خمینی از دوستداران آن بود، در اقلیت قرار داشتند. تمامی مراجع تقلید از آیتالله ابوالقاسم اصفهانی گرفته تا آیتالله خوئی خطوط ارتباطی خود را با دولتهای مشروط حفظ کردند.
به عبارت دیگر، تغییرات و تحولات ایران دوران مشروطه با مانع «کمیته پنج مجتهد یا حق وتو» روبرو نشد.
بدینسان، ساختن یک لولو خرخره از بندی که هرگز تحقق نیافت، نباید ما را از بازگشت به مشروطه دلسرد کند- آن هم زمانی که ۴۴ سال نکبت زیر سلطه مشروعه بیزاری از دیانت را به اعماق جامعه ایران کشانده است.
این واقعیت که مشروعه بعد از ۴۴ سال قدرت مطلقه نتوانسته است بسیاری از دستاوردهای مشروطه را از بین ببرد، نشان میدهد که مخالفت با بازگشت به مشروطه به بهانه بندهای اسلامی قانون اساسی بیمورد است. از این گذشته دو بند مورد بحث را میتوان در فرصت مناسب و با تشکیل مجلس موسسان تغییر داد. در هر حال غیراسلامی بودن مشروطه با ضد اسلامی بودن بعضی کاسههای داغتر از آش فرق دارد.
مشروطه از تمامی میراث فرهنگی – تاریخی ایران به سود جامعه بهره میگیرد و اسلام بخشی از این میراث است. ما ز قرآن مغز را برداشتیم – پوست را نزد خران بگذاشتیم.
بعضی مخالفان بازگشت به مشروطه میگویند: همه حرفها درست، اما ایران سوئد نیست که مشروطه پادشاهی داشته باشد.
درست است، ایران سوئد نیست و خوشبختانه سوئد هم ایران نیست. ما در دنیا و دورانی قرار داریم که هر دولت – ملت هویت خود را دارد. اما فراموش نکنیم که سوئد در سال ۱۹۲۱ میلادی، یعنی ۱۵ سال بعد از انقلاب مشروطه در ایران، در جدول دموکراسیهای مشروطه قرار گرفت. از این گذشته، سوئد در چارچوب میراث مسیحیاش از آغاز اصل تمییز قیصر از مسیح را پذیرفته بود، حال آنکه ایران ناچار بود از ثنویت امام – شاه، یک سنتز جدید بسازد.
@AmirTaheri4
روحانیون در عرصه هنری و فرهنگی نتوانستند مانع پیدایش اپرا، تئاتر، سینما، سالن کنسرت، میخانه، کاباره و کازینو شوند. عکاسی، کاریکاتور، نقاشی و مجسمهسازی نیز، با وجود حرام بودن، جای خود را در ایران پسامشروطیت تثبیت کردند.
در همان حال که نویسندگان اسلامستیز مانند سید احمد کسروی و صادق هدایت، آثار خود را منتشر میکردند، نویسندگان اسلامگرا مانند سید کاظم عصار و علامه طباطبایی نیز در پناه قانون مشروطه مینوشتند و تبلیغ میکردند. در مشروطه هم برای ایرانگرایان تندرو و هم برای مدعیان اسلام ناب محمدی جا بود.
در دوران محمدرضاشاه انواع اسلامگرایی عرضه میشد، بیآنکه مسیر تغییرات موردنیاز کشور را سد کند. اصلاحات ارضی از دید روحانیون، نوعی غصب بود، اما انجام شد. در قانون کار اسلامی، کارگر عملا برده کارفرما است، اما در دوران مشروطه قوانین کار ایران بر اساس پیشرفتهترین دکترینها در این زمینه، نوشته میشد. قانون حمایت خانواده، پذیرفتن زنان در شبکه قضایی و سپس حتی در نهادهای نظامی و دیپلماتیک با وجود مخالفت اعلام شده یا تلویحی روحانیون صورت گرفت. قانون مشروطه در احوال شخصیه، تعدد زوجات و صیغهگری را به رسمیت نشناخت. همچنین تبعیض علیه زنان در مسئله ارث هرگز در چارچوب قانون پذیرفته نشد و در سطح انتخاب فردی میراثدهنده باقی ماند.
درحالیکه اسلام ناب محمدی علاقهمند بود همهچیز را دیکته کند: چه بپوشیم، چه بخوریم، چه بنوشیم، چه بخوانیم، چه ببینیم و ...، قانون اساسی مشروطه کل آن سیستم «یجوز و لایجوز» را برهم زد.
بعضی اسلامگرایان تلاش کردند تا نقاب یک مدرنیسم کاذب به چهره بزنند و جلوی تغییر و تحول ایران را به بهانه مبارزه با استبداد یا «امپریالیسم» بگیرند. علی شریعتی مقلد گورویچ فرانسوی، مرتضی مطهری مبلغ هگلیسم اسلامی، مصباح یزدی مقلد هایدگر آلمانی، عبدالکریم سروش مقلد کارل پوپر انگلیسی و سید حسن نصر منشی خصوصی شهبانو فرح و تئوریسین «مریمیه» تلاش کردند تا توهمات دیرین روحانیون را در لباس امروزی به میدان بفرستند.
برای رعایت انصاف باید یادآور شویم که در تمام دوران مشروطه، اکثریت روحانیون شیعه تغییرات و اصلاحات دو پادشاه پهلوی را گاه با رضایت اعلام نشده و گاه با اکراه پذیرفتند. گروه فداییان اسلام که آیتالله روحالله خمینی از دوستداران آن بود، در اقلیت قرار داشتند. تمامی مراجع تقلید از آیتالله ابوالقاسم اصفهانی گرفته تا آیتالله خوئی خطوط ارتباطی خود را با دولتهای مشروط حفظ کردند.
به عبارت دیگر، تغییرات و تحولات ایران دوران مشروطه با مانع «کمیته پنج مجتهد یا حق وتو» روبرو نشد.
بدینسان، ساختن یک لولو خرخره از بندی که هرگز تحقق نیافت، نباید ما را از بازگشت به مشروطه دلسرد کند- آن هم زمانی که ۴۴ سال نکبت زیر سلطه مشروعه بیزاری از دیانت را به اعماق جامعه ایران کشانده است.
این واقعیت که مشروعه بعد از ۴۴ سال قدرت مطلقه نتوانسته است بسیاری از دستاوردهای مشروطه را از بین ببرد، نشان میدهد که مخالفت با بازگشت به مشروطه به بهانه بندهای اسلامی قانون اساسی بیمورد است. از این گذشته دو بند مورد بحث را میتوان در فرصت مناسب و با تشکیل مجلس موسسان تغییر داد. در هر حال غیراسلامی بودن مشروطه با ضد اسلامی بودن بعضی کاسههای داغتر از آش فرق دارد.
مشروطه از تمامی میراث فرهنگی – تاریخی ایران به سود جامعه بهره میگیرد و اسلام بخشی از این میراث است. ما ز قرآن مغز را برداشتیم – پوست را نزد خران بگذاشتیم.
بعضی مخالفان بازگشت به مشروطه میگویند: همه حرفها درست، اما ایران سوئد نیست که مشروطه پادشاهی داشته باشد.
درست است، ایران سوئد نیست و خوشبختانه سوئد هم ایران نیست. ما در دنیا و دورانی قرار داریم که هر دولت – ملت هویت خود را دارد. اما فراموش نکنیم که سوئد در سال ۱۹۲۱ میلادی، یعنی ۱۵ سال بعد از انقلاب مشروطه در ایران، در جدول دموکراسیهای مشروطه قرار گرفت. از این گذشته، سوئد در چارچوب میراث مسیحیاش از آغاز اصل تمییز قیصر از مسیح را پذیرفته بود، حال آنکه ایران ناچار بود از ثنویت امام – شاه، یک سنتز جدید بسازد.
@AmirTaheri4
👍76❤6💯4👎2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
باری برگردیم به اصل مطلب، امروز انتخاب مابین مشروعه شکست خورده و مشروطه زخمدیده اما هنوز نیرومند، است. مشروطه فراگیر است و مشروعه چیزی جز ماشین مطلقسازی از طریق حذف همه گزینههای شناختهشده یا آرمانی است. آنان که مشروطه را رد میکنند، خواه ناخواه در سوی ماشین مطلقسازی قرار میگیرند. برعکس آنان نیز که به نام مشروطه دیگر گزینههای احتمالی یا حتی خیالی را حذف میکنند، در عمل به ادامه نکبت مشروعه کمک میکنند.
مشروطه به ما امکان میدهد که نگذاریم دیگران میهن ما را به ماجراهای خطرناک به نام قانون اساسیهای جعلشده در آمریکا و اروپا بکشانند و با طرح برنامههای صد تا یک غاز مانند رفراندوم تحت نظارت بینالمللی – طرحی که در مستعمرات به کار بردهاند- آزادی، استقلال و امنیت ما را در خطر افکنند. ما قیم لازم نداریم و میدانیم چگونه با بهرهگیری عاقلانه از میراث سیاسی خودمان، به زیگزاگ پس از ۱۳۵۷ پایان دهیم.
این را نیز بدانیم که قدرتهای بیگانه هرگز کمترین منافع خود را به سود ما رها نخواهند کرد. آنان که از درون ماشین مطلقسازی نارضایتی خود را اعلام میکنند، باید بدانند که «نه گفتن» به این ماشین کافی نیست و بدون عرضه یک گزینه شناختهشده نخواهند توانست به نجات ایران از نکبت کنونی، کمک کنند. بهجای سخن گفتن از «رفراندوم» و ایجاد همهمه پیرامون «اصلاحات موضعی» نظام خمینیگرا، آنان باید به گفتمان فراگیر مشروطه، یعنی حاکمیت ملی، بپیوندند.
سرانجام حتی مومنان واقعی، آنان که مهر «ایمان العجائز» خوردهاند، باید بدانند که اسلام در چارچوب نظام کنونی، آیندهای ندارد و فقط در یک نظام مشروطه میتواند جای خود را حفظ کند.
@AmirTaheri4
مشروطه به ما امکان میدهد که نگذاریم دیگران میهن ما را به ماجراهای خطرناک به نام قانون اساسیهای جعلشده در آمریکا و اروپا بکشانند و با طرح برنامههای صد تا یک غاز مانند رفراندوم تحت نظارت بینالمللی – طرحی که در مستعمرات به کار بردهاند- آزادی، استقلال و امنیت ما را در خطر افکنند. ما قیم لازم نداریم و میدانیم چگونه با بهرهگیری عاقلانه از میراث سیاسی خودمان، به زیگزاگ پس از ۱۳۵۷ پایان دهیم.
این را نیز بدانیم که قدرتهای بیگانه هرگز کمترین منافع خود را به سود ما رها نخواهند کرد. آنان که از درون ماشین مطلقسازی نارضایتی خود را اعلام میکنند، باید بدانند که «نه گفتن» به این ماشین کافی نیست و بدون عرضه یک گزینه شناختهشده نخواهند توانست به نجات ایران از نکبت کنونی، کمک کنند. بهجای سخن گفتن از «رفراندوم» و ایجاد همهمه پیرامون «اصلاحات موضعی» نظام خمینیگرا، آنان باید به گفتمان فراگیر مشروطه، یعنی حاکمیت ملی، بپیوندند.
سرانجام حتی مومنان واقعی، آنان که مهر «ایمان العجائز» خوردهاند، باید بدانند که اسلام در چارچوب نظام کنونی، آیندهای ندارد و فقط در یک نظام مشروطه میتواند جای خود را حفظ کند.
@AmirTaheri4
👍81❤6💯4👎3