#بیبیسی فارسی با اجازه دادن به شبهنظامیان حزبی برای تبدیل شدن به گزارشگر و دادستانهایی که درباره «بیعدالتی و فساد» در زمان شاه فقید ایران صحبت میکنند، بدون ذکر نمونهای از آنچه که ادعا میکنند، به اعتبار BBC بهعنوان یک رسانه خبری حرفهای، لطمه میزند.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤159👍79💯14👏4👎3😁2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍66❤10👏6👎1
یادی از حسین کاشانیان، یکی از برجستهترین خوشنویسان معاصر ایران که در سن ۸۱ سالگی چشم از جهان فرو بست.
او یکی از معدود هنرمندانی بود که خوشنویسی فارسی را به اوج نوآوری و زیبایی رساند. همچنین یک نقاش [بود].
در سال ۱۳۵۲، از شاه فقید ایران، نشان دریافت کرد.
@AmirTaheri4
او یکی از معدود هنرمندانی بود که خوشنویسی فارسی را به اوج نوآوری و زیبایی رساند. همچنین یک نقاش [بود].
در سال ۱۳۵۲، از شاه فقید ایران، نشان دریافت کرد.
@AmirTaheri4
❤125👍6💯3👎1
کیش شخصیت آیتالله علی خامنهای از نظر دروغگویی به پایینترین حد خود رسیده. سرمقالههای رسانههای تحت کنترل دولت اکنون از او به عنوان «جانشین واقعی پیامبر» و «هدیه امام خمینی به بشریت» و «حکیمترین رهبر تاریخ» یاد میکنند. آیا به این معناست که او آماده است که تبديل به تاریخ شود؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍113😁25❤3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#امیر_طاهری:
گردش اطلاعات در جامعه مانند گردش خون است. اگر گردش خون خوب باشد، بدن سالم می ماند،جامعه هم همین گونه است.
جامعه ای که فقط یک نوع «اطلاعات» به آن بدهند، محکوم به «فنا» است.
شوروی همین بلا سرش آمد.
جمهوری اسلامی همین بلا سرش خواهد آمد.
@AmirTaheri4
گردش اطلاعات در جامعه مانند گردش خون است. اگر گردش خون خوب باشد، بدن سالم می ماند،جامعه هم همین گونه است.
جامعه ای که فقط یک نوع «اطلاعات» به آن بدهند، محکوم به «فنا» است.
شوروی همین بلا سرش آمد.
جمهوری اسلامی همین بلا سرش خواهد آمد.
@AmirTaheri4
👍137❤18👌9💯6👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت تولد🎂 استاد #امیر_طاهری مینوسیم:
زحمات شما، ایراندوستی شما، صداقت شما در این سالهای سیاه، گوهر کمیاب این روزهای ایرانه. از صمیم قلب آرزو دارم به زودی نتیجه تلاشهای چند دهه خودتان و با فروریزی دیوار استبداد و برگشتن به وطنی که به شما افتخار میکنه، ببینید.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
زحمات شما، ایراندوستی شما، صداقت شما در این سالهای سیاه، گوهر کمیاب این روزهای ایرانه. از صمیم قلب آرزو دارم به زودی نتیجه تلاشهای چند دهه خودتان و با فروریزی دیوار استبداد و برگشتن به وطنی که به شما افتخار میکنه، ببینید.
1984 ☼𓃬
@AmirTaheri4
❤159👍10🎉6👎1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ استاد امیر طاهری به سوال
کی به خانه برمی گردیم ؟؟؟
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار ارشد و تحلیلگر برجسته بین المللی
همه میهن پرستان به خانه برمیگردند به زودی..
چرا که نسلی پرورش یافته چون منصوره دختر ایران که در فعل و قول صرف میکنند
تا ابد و یک روز جانم فدای وطن
هزاران هزار پهلوان رهنورد حسینی کرمی نیکا مهسا و حدیث و ....داریم
عزم کرده اند و عزم کرده ایم با سازماندهی میهن پرستان ایرانمان پس بگیریم زیرا ایران معبد میهن پرستان و بازگشت مشروطه سلطنتی ایران ضامن پایندگی ایران است.
#جاویدشاه
#شاهنشاه_روحت...
@AmirTaheri4
کی به خانه برمی گردیم ؟؟؟
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار ارشد و تحلیلگر برجسته بین المللی
همه میهن پرستان به خانه برمیگردند به زودی..
چرا که نسلی پرورش یافته چون منصوره دختر ایران که در فعل و قول صرف میکنند
تا ابد و یک روز جانم فدای وطن
هزاران هزار پهلوان رهنورد حسینی کرمی نیکا مهسا و حدیث و ....داریم
عزم کرده اند و عزم کرده ایم با سازماندهی میهن پرستان ایرانمان پس بگیریم زیرا ایران معبد میهن پرستان و بازگشت مشروطه سلطنتی ایران ضامن پایندگی ایران است.
#جاویدشاه
#شاهنشاه_روحت...
@AmirTaheri4
👏90❤30👍8💯2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به بهانه ی زادروز عالیجناب #امیرطاهری
هر دمتان زادروزی باد استاد بزرگوارم
@AmirTaheri4
پرسش وپاسخی تاریخی
«کوچکترین تغییری در ژئوپولتیک ایران، ممکنه اصن نقشه دنیارو بهم بزنه.»
بشنویم پاسخی از محمدرضاشاه فقید «منظورتان ایرانستان؟!»
نمیگذاریم کورخواندید
#ایران_معبدماست
SabaKhoi
@AmirTaheri4
هر دمتان زادروزی باد استاد بزرگوارم
@AmirTaheri4
پرسش وپاسخی تاریخی
«کوچکترین تغییری در ژئوپولتیک ایران، ممکنه اصن نقشه دنیارو بهم بزنه.»
بشنویم پاسخی از محمدرضاشاه فقید «منظورتان ایرانستان؟!»
نمیگذاریم کورخواندید
#ایران_معبدماست
SabaKhoi
@AmirTaheri4
❤201👍11❤🔥1👎1
تبعید، بازگشت و زیر و بمهای تاریخ
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ برابر با ۹ ژوئن ۲۰۲۳ ۱۶:۱۵
«کی برمیگردیم؟» در هفتههای اخیر در یک سلسله دیدارهای دوستانه با هممیهنانم در لندن، پاریس و ژنو این پرسش پایانبخش گفتوشنودهای ما بوده است. «کی برمیگردیم؟» با گردروبی از خاطرات، مرا به یاد دیدار دیگری در سال ۱۳۵۸ در نیویورک انداخت؛ دیداری که در آن تلخیهای دوران تبعید و امید به بازگشت به وطن از دیدگاههای گوناگون مطرح شد.
آن دیدار را فریدون هویدا در آخرین سفیر محمدرضا شاه در سازمان ملل متحد، در منزل ییلاقی خود در لانگ آیلند ترتیب داده بود. یکی از مهمانان ناهار ماریا، دختر گاری کوپر هنرپیشه نامدار هالیوود بود که از دوستان نزدیک گیزلا، همسر فریدون هویدا، به شمار میرفت. دو مهمان دیگر طالب شبیب وزیر خارجه اسبق عراق و همسر آلبانیالاصلش بودند. اما مهمانی که بحث را کوک کرد، ارژیبت ناگی، دختر ایمره ناگی، نخستوزیر سالهای ۱۹۵۰ میلادی مجارستان و همسرش هم بودند.
ارژیبت که نویسنده و مترجم سرشناسی بود سر بحث را اینطور باز کرد: «من در دوران کودکی با پرشیا (ایران) از طریق یک کتاب تصویری آشنا شدم و همیشه آرزو داشتم که روزی بتوانم گلهای شیراز و اصفهان را ببینم.»
ماریا کوپر وارد بحث شد تا پز بدهد که او همراه با مادر و پدرش در سال ۱۹۶۰ به ایران سفر کرده بودند؛ سفری که آخرین سفر گاری کوپر بود.
طالب شبیب این طور به بحث پیوست: «من فکر نمیکنم هیچ وقت بتوانم به عراق برگردم. آنان اکنون در قدرتاند و مرا خواهند کشت. آنانی که ممکن است بعد از اینان به قدرت برسند نیز مرا خواهند کشت.»
هم فریدون هویدا و هم همسرش از «احساسات متضاد» سخن گفتند. از یک سو هر دو که بیشترین سالهای زندگی خود را بیرون از ایران گذرانده بودند، از «نیاز دردآمیز»شان به بازگشت به ایران از یک سو و «دلزدگی عمیق» از آنچه جریان خمینیگرا در ایران به راه انداخته بود، یاد کردند. فریدون که داغدار برادرش امیر عباس هویدا، نخستوزیر، بود گفت: «آرزوی من این است که مردم ایران روزی قدر برادرم را بدانند.»
ارژیبت اما مطمئن بود که هرگز نخواهد توانست به مجارستان بازگردد. او از «خوابهای هراسانگیز» خود گفت: ورود تانکهای شوروی به بوداپست، کشتار بیش از سه هزار میهنپرست مجار، بازداشت شبانه ایمره ناگی و انتقال او به زندانی در رومانی و سرانجام اعدام و به خاک سپردن او در گوری بینام و نشان.
ناگی نخستین رهبر کمونیست اروپای خاوری بود که با برافراشتن پرچم قیام علیه امپراتوری بلشویکی، شورشی را که چند سال پیش لهستانیها آغاز کرده بودند به مرحلهای جدید هدایت کرد. اعدام او شعلههای شورش ضد کمونیستی را خاموش نکرد. «بهار پراگ» و سرانجام فرو ریختن دیوار برلین را که مقدمه سقوط امپراتوری بلشویک بودند، میتوان ادامه نبردی دانست که ایمره ناگی آغاز کرد.
توصیه ارژیبت به ما این بود که فکر بازگشت را کنار بگذاریم و به ساختن یک زندگی تازه در آمریکا «سرزمین فرصتهای طلایی» بپردازیم.
او گفت: «من و شوهرم به توصیه پدرم دختر خردسالمان کاتلین را برداشتیم و شبانه به اتریش گریختیم. در اتریش و پس از آن در آمریکا روزی نمیگذشت که نپرسیم: کی بازخواهیم گشت. در نیویورک با دیگر مجاران تبعیدی آشنا شدیم و به اتفاق یک مجارستان کوچک مجازی درست کردیم - مجارستانی که در آن شادی و اندوه دو روی یک سکه بودند.»
او ادامه داد: همسایگان ما از قومیتهای مختلف خیلی محبت نشان دادند و اندک اندک انگلیسی یادگرفتیم تا روزی که حتی به انگلیسی خواب میدیدیم. هسایگان ما با اسم من گرفتاری داشتند و مرا «الیزابت» یا حتی «لیزی» میخواندند. دخترمان کاتلین نیز در طی سالها یک دختر آمریکایی شد و دوستانش او را «کاترین» یا «کیتی» صدا میکردند. آروزی بازگشت به میهن ما را رها نمیکرد. اما میدانستیم که این آرزو هرگز عملی نخواهد شد. در جمع دیگر مجاران تبعیدی شنیدن «چاردوش» و «چشمهای سیاه» ما را به گریه میانداخت. در مهمانیها دوستان آمریکاییمان جام شراب را با اصطلاح مجاری بهسلامتی، «اگی شی گیره» (Egészségére) به جای «چیرز» (Cheers) انگلیسی برمیداشتند و اشک ما را در میآوردند. اگی شی گیره! اما بوداپست را هرگز نخواهی دید!
بیشتر بخوانید
مرگ یک روشنفکر و خطرات آشنایی ناگهانی با غرب
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل
ایران و شیطان بزرگ: داستان یک عشق خیالی
هجوم نیروهای پیمان ورشو به مجارستان واقعهای بود که به سادگی نمیشد از یاد برد.
@AmirTaheri4
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ برابر با ۹ ژوئن ۲۰۲۳ ۱۶:۱۵
«کی برمیگردیم؟» در هفتههای اخیر در یک سلسله دیدارهای دوستانه با هممیهنانم در لندن، پاریس و ژنو این پرسش پایانبخش گفتوشنودهای ما بوده است. «کی برمیگردیم؟» با گردروبی از خاطرات، مرا به یاد دیدار دیگری در سال ۱۳۵۸ در نیویورک انداخت؛ دیداری که در آن تلخیهای دوران تبعید و امید به بازگشت به وطن از دیدگاههای گوناگون مطرح شد.
آن دیدار را فریدون هویدا در آخرین سفیر محمدرضا شاه در سازمان ملل متحد، در منزل ییلاقی خود در لانگ آیلند ترتیب داده بود. یکی از مهمانان ناهار ماریا، دختر گاری کوپر هنرپیشه نامدار هالیوود بود که از دوستان نزدیک گیزلا، همسر فریدون هویدا، به شمار میرفت. دو مهمان دیگر طالب شبیب وزیر خارجه اسبق عراق و همسر آلبانیالاصلش بودند. اما مهمانی که بحث را کوک کرد، ارژیبت ناگی، دختر ایمره ناگی، نخستوزیر سالهای ۱۹۵۰ میلادی مجارستان و همسرش هم بودند.
ارژیبت که نویسنده و مترجم سرشناسی بود سر بحث را اینطور باز کرد: «من در دوران کودکی با پرشیا (ایران) از طریق یک کتاب تصویری آشنا شدم و همیشه آرزو داشتم که روزی بتوانم گلهای شیراز و اصفهان را ببینم.»
ماریا کوپر وارد بحث شد تا پز بدهد که او همراه با مادر و پدرش در سال ۱۹۶۰ به ایران سفر کرده بودند؛ سفری که آخرین سفر گاری کوپر بود.
طالب شبیب این طور به بحث پیوست: «من فکر نمیکنم هیچ وقت بتوانم به عراق برگردم. آنان اکنون در قدرتاند و مرا خواهند کشت. آنانی که ممکن است بعد از اینان به قدرت برسند نیز مرا خواهند کشت.»
هم فریدون هویدا و هم همسرش از «احساسات متضاد» سخن گفتند. از یک سو هر دو که بیشترین سالهای زندگی خود را بیرون از ایران گذرانده بودند، از «نیاز دردآمیز»شان به بازگشت به ایران از یک سو و «دلزدگی عمیق» از آنچه جریان خمینیگرا در ایران به راه انداخته بود، یاد کردند. فریدون که داغدار برادرش امیر عباس هویدا، نخستوزیر، بود گفت: «آرزوی من این است که مردم ایران روزی قدر برادرم را بدانند.»
ارژیبت اما مطمئن بود که هرگز نخواهد توانست به مجارستان بازگردد. او از «خوابهای هراسانگیز» خود گفت: ورود تانکهای شوروی به بوداپست، کشتار بیش از سه هزار میهنپرست مجار، بازداشت شبانه ایمره ناگی و انتقال او به زندانی در رومانی و سرانجام اعدام و به خاک سپردن او در گوری بینام و نشان.
ناگی نخستین رهبر کمونیست اروپای خاوری بود که با برافراشتن پرچم قیام علیه امپراتوری بلشویکی، شورشی را که چند سال پیش لهستانیها آغاز کرده بودند به مرحلهای جدید هدایت کرد. اعدام او شعلههای شورش ضد کمونیستی را خاموش نکرد. «بهار پراگ» و سرانجام فرو ریختن دیوار برلین را که مقدمه سقوط امپراتوری بلشویک بودند، میتوان ادامه نبردی دانست که ایمره ناگی آغاز کرد.
توصیه ارژیبت به ما این بود که فکر بازگشت را کنار بگذاریم و به ساختن یک زندگی تازه در آمریکا «سرزمین فرصتهای طلایی» بپردازیم.
او گفت: «من و شوهرم به توصیه پدرم دختر خردسالمان کاتلین را برداشتیم و شبانه به اتریش گریختیم. در اتریش و پس از آن در آمریکا روزی نمیگذشت که نپرسیم: کی بازخواهیم گشت. در نیویورک با دیگر مجاران تبعیدی آشنا شدیم و به اتفاق یک مجارستان کوچک مجازی درست کردیم - مجارستانی که در آن شادی و اندوه دو روی یک سکه بودند.»
او ادامه داد: همسایگان ما از قومیتهای مختلف خیلی محبت نشان دادند و اندک اندک انگلیسی یادگرفتیم تا روزی که حتی به انگلیسی خواب میدیدیم. هسایگان ما با اسم من گرفتاری داشتند و مرا «الیزابت» یا حتی «لیزی» میخواندند. دخترمان کاتلین نیز در طی سالها یک دختر آمریکایی شد و دوستانش او را «کاترین» یا «کیتی» صدا میکردند. آروزی بازگشت به میهن ما را رها نمیکرد. اما میدانستیم که این آرزو هرگز عملی نخواهد شد. در جمع دیگر مجاران تبعیدی شنیدن «چاردوش» و «چشمهای سیاه» ما را به گریه میانداخت. در مهمانیها دوستان آمریکاییمان جام شراب را با اصطلاح مجاری بهسلامتی، «اگی شی گیره» (Egészségére) به جای «چیرز» (Cheers) انگلیسی برمیداشتند و اشک ما را در میآوردند. اگی شی گیره! اما بوداپست را هرگز نخواهی دید!
بیشتر بخوانید
مرگ یک روشنفکر و خطرات آشنایی ناگهانی با غرب
ایران و سونامی کلیشههای مبتذل
ایران و شیطان بزرگ: داستان یک عشق خیالی
هجوم نیروهای پیمان ورشو به مجارستان واقعهای بود که به سادگی نمیشد از یاد برد.
@AmirTaheri4
❤62👍13😢3👎1
بیش از ۲۰۰ هزار سرباز، به فرماندهی ژنرالهای روس، یک نبرد چهار روزه با غیرنظامیان مجار، کشتار قیامکنندگان، سوزاندن دفاتر روزنامهها، بازداشت بیش از ۱۰ هزار مظنون، هفتهها انزوای کامل شهر با سیم خاردار و زرهپوشها کابوسی ساخته بودند که رویای بازگشت به روزهای پیش از نوامبر ۱۹۵۶ میلادی را زیر بهمنی از ترس و نفرت دفن میکرد.
نام ایمره ناگی، که هفته گذشته سالگرد اعدام او بود، برای بیش از یک ربع قرن در کشور خود ممنوع بود. او کسی بود که با عرضه برنامهای زیر عنوان «راه نو» کوشید تا رژیم کمونیست مجارستان را اندک اندک به یک رژیم سوسیال دمکرات با الهام از الگوی سوسیال دمکراسی در آلمان فدرال مبدل کند. او اسیر تخیلی شد که بسیاری از «اصلاحطلبان» یا حتی «اصلاحگران» در نظامهای استبدادی را به گمراهی و سرانجام مرگ یا حداقل تبعید ابدی کشانده است.
او خواستار خروج مجارستان از پیمان ورشو و اعلام بیطرفی بود و هرگز تصور نمیکرد که شوروی به رهبری نیکیتا خروشچف، مردی که جنایات استالین را محکوم کرده بود، تانکهای خود را برای «دفاع از سوسیالیسم» بهکارگیرد.
ناگی یک خطای تحلیلی دیگر نیز داشت: این تصور که «جهان آزاد» به رهبری ایالات متحده، اجازه نخواهد داد که قیام استقلالطلبانه یک ملت در قلب اروپا با آمیزهای از آتش و آهن سرکوب شود. او نمیدانست که روزنامههای آمریکا سرمقالههای خود را به تحسین از «قیام دلیرانه» مجارستان اختصاص خواهند داد و سناتورهای آمریکایی با نطقهای غرا از «قهرمانان بوداپست» سخن خواهند گفت، اما ایالات متحده، ابرقدرت پرچمدار «دمکراسی» و «آزادی» کمترین اقدامی برای کمک به جنبش دمکراتیک مجارستان نخواهد کرد.
برگردیم به گفتههای ارژیبت ناگی: «ما یک مجارستان کوچک مجازی در آمریکا درست کردیم که در آن اشعار شاندور پتوفی را میخواندیم و به موسیقی بلا بارتوک، فرانتس لیست و زولتان کودای گوش میدادیم. گاه به زیارت مزار بارتوک که در تبعید، در نیویورک مرده بود، میرفتیم. با گذشت سالها مجارستان خیالی ما جای مجارستان واقعی را میگرفت.»
خوب میتوانید تصور کنید که این سخنان یأسآمیز برای فریدون هویدا و من بسیار دردانگیز بود. پس از خروج از ایران من زندگیام را طوری ترتیب داده بودم که هرگز بیش از چند هفته در یک شهر نباشم تا این تصور شکل بگیرد که در حال سفر هستم و سرانجام به ایران بازخواهم گشت. پاریس، لندن، نیویورک، برلین و ژنو میزبانان موقت من بودند. در همان حال کار به عنوان روزنامهنگار این فرصت را میداد که به کشورهای گوناگون سفر کنم: ژاپن، کره جنوبی، چین، تایلند، مالزی، اندونزی، هند، بنگلادش، برزیل، آرژانتین، اوروگوئه، مکزیک، کانادا و ...
دو سال کار در مجله «ژون افریک» درهای قاره سیاه را نیز به رویم گشود. در ۱۰ سالی که پس از آن نهار غمانگیز در لانگ آیلند گذشت، به ۸۲ کشور سفر کردم با این احساس که یک مسافر ایرانی هستم در راه بازگشت به میهن. بیآنکه بدانم، این اطمینان در من شکل گرفت که اگر برای بازگشت به میهن بجنگیم، سرانجام بازخواهیم گشت.
واقعهای که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد، در ۱۹۸۹ میلادی رخ داد: ترکهای کاخ امپراتوری وسیعتر و وسیعتر شد و مجارستان سرانجام، یوغ اسارت را از گردن برداشت. با سرعتگرفتن رویدادها، گور بینام ونشان امیره ناگی را کشف کردند و او را دوباره در مزاری که شایسته او بود به خاک سپردند. در طی چند ماه این مزار به عنوان نماد مقاومت ملت مجار زیارتگاه میهنپرستان شد. ارژیبت به وطن بازگشت. با چشمانی پر از اشک – این بار اشک شادی. او اکنون دختر یک «قهرمان ملی» بود نه فرزند یک «خائن به سوسیالیسم». فریدون و من وقتی خبر بازگشت او به بوداپست را شنیدیم بیاختیار گفتیم: اگی شی گیره!
در سال ۱۹۹۲ میلادی در سفری به بوداپست – در جریان کنفرانسی از انستیتیو بینالمللی مطبوعات، تاجی از گل بر مزار ایمره ناگی گذاشتم با این احساس که تاریخ همواره قابل بازنویسی است. این واقعیت را امروز در ایران خودمان نیز میبینم. دیدی که امروز ایرانیان، حتی آنان که سالها پس از ۱۳۵۷ به دنیا آمدهاند، به محمدرضا شاه و امیرعباس هویدا دارند هیچ شباهتی به تصویر سیاهی که خمینیگرایان و متحدان راست و چپ ترسیم کردهاند، ندارد.
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
@AmirTaheri4
نام ایمره ناگی، که هفته گذشته سالگرد اعدام او بود، برای بیش از یک ربع قرن در کشور خود ممنوع بود. او کسی بود که با عرضه برنامهای زیر عنوان «راه نو» کوشید تا رژیم کمونیست مجارستان را اندک اندک به یک رژیم سوسیال دمکرات با الهام از الگوی سوسیال دمکراسی در آلمان فدرال مبدل کند. او اسیر تخیلی شد که بسیاری از «اصلاحطلبان» یا حتی «اصلاحگران» در نظامهای استبدادی را به گمراهی و سرانجام مرگ یا حداقل تبعید ابدی کشانده است.
او خواستار خروج مجارستان از پیمان ورشو و اعلام بیطرفی بود و هرگز تصور نمیکرد که شوروی به رهبری نیکیتا خروشچف، مردی که جنایات استالین را محکوم کرده بود، تانکهای خود را برای «دفاع از سوسیالیسم» بهکارگیرد.
ناگی یک خطای تحلیلی دیگر نیز داشت: این تصور که «جهان آزاد» به رهبری ایالات متحده، اجازه نخواهد داد که قیام استقلالطلبانه یک ملت در قلب اروپا با آمیزهای از آتش و آهن سرکوب شود. او نمیدانست که روزنامههای آمریکا سرمقالههای خود را به تحسین از «قیام دلیرانه» مجارستان اختصاص خواهند داد و سناتورهای آمریکایی با نطقهای غرا از «قهرمانان بوداپست» سخن خواهند گفت، اما ایالات متحده، ابرقدرت پرچمدار «دمکراسی» و «آزادی» کمترین اقدامی برای کمک به جنبش دمکراتیک مجارستان نخواهد کرد.
برگردیم به گفتههای ارژیبت ناگی: «ما یک مجارستان کوچک مجازی در آمریکا درست کردیم که در آن اشعار شاندور پتوفی را میخواندیم و به موسیقی بلا بارتوک، فرانتس لیست و زولتان کودای گوش میدادیم. گاه به زیارت مزار بارتوک که در تبعید، در نیویورک مرده بود، میرفتیم. با گذشت سالها مجارستان خیالی ما جای مجارستان واقعی را میگرفت.»
خوب میتوانید تصور کنید که این سخنان یأسآمیز برای فریدون هویدا و من بسیار دردانگیز بود. پس از خروج از ایران من زندگیام را طوری ترتیب داده بودم که هرگز بیش از چند هفته در یک شهر نباشم تا این تصور شکل بگیرد که در حال سفر هستم و سرانجام به ایران بازخواهم گشت. پاریس، لندن، نیویورک، برلین و ژنو میزبانان موقت من بودند. در همان حال کار به عنوان روزنامهنگار این فرصت را میداد که به کشورهای گوناگون سفر کنم: ژاپن، کره جنوبی، چین، تایلند، مالزی، اندونزی، هند، بنگلادش، برزیل، آرژانتین، اوروگوئه، مکزیک، کانادا و ...
دو سال کار در مجله «ژون افریک» درهای قاره سیاه را نیز به رویم گشود. در ۱۰ سالی که پس از آن نهار غمانگیز در لانگ آیلند گذشت، به ۸۲ کشور سفر کردم با این احساس که یک مسافر ایرانی هستم در راه بازگشت به میهن. بیآنکه بدانم، این اطمینان در من شکل گرفت که اگر برای بازگشت به میهن بجنگیم، سرانجام بازخواهیم گشت.
واقعهای که کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد، در ۱۹۸۹ میلادی رخ داد: ترکهای کاخ امپراتوری وسیعتر و وسیعتر شد و مجارستان سرانجام، یوغ اسارت را از گردن برداشت. با سرعتگرفتن رویدادها، گور بینام ونشان امیره ناگی را کشف کردند و او را دوباره در مزاری که شایسته او بود به خاک سپردند. در طی چند ماه این مزار به عنوان نماد مقاومت ملت مجار زیارتگاه میهنپرستان شد. ارژیبت به وطن بازگشت. با چشمانی پر از اشک – این بار اشک شادی. او اکنون دختر یک «قهرمان ملی» بود نه فرزند یک «خائن به سوسیالیسم». فریدون و من وقتی خبر بازگشت او به بوداپست را شنیدیم بیاختیار گفتیم: اگی شی گیره!
در سال ۱۹۹۲ میلادی در سفری به بوداپست – در جریان کنفرانسی از انستیتیو بینالمللی مطبوعات، تاجی از گل بر مزار ایمره ناگی گذاشتم با این احساس که تاریخ همواره قابل بازنویسی است. این واقعیت را امروز در ایران خودمان نیز میبینم. دیدی که امروز ایرانیان، حتی آنان که سالها پس از ۱۳۵۷ به دنیا آمدهاند، به محمدرضا شاه و امیرعباس هویدا دارند هیچ شباهتی به تصویر سیاهی که خمینیگرایان و متحدان راست و چپ ترسیم کردهاند، ندارد.
ایران اکنون جامعهای است که بازنگری به تاریخ معاصر خود را ضرورت ملی میداند. از سوی دیگر، این واقعیت که میلیونها ایرانی که در تبعید زندگی موفقی داشتهاند اما اکنون در آرزوی بازگشت به ایراناند، نشان میدهد که ایران علیرغم دردها و رنجهای چهار دهه اخیر، همچنان گیرایی خود را حفظ کرده است؛ مادری است که همه فرزندان خود را به خانه میخواند با این پیام که: من شما را رها نکردهام، شما نیز مرا رها نکنید!
@AmirTaheri4
👍84❤26👏6😢5👎1
ایران و جنگ فرهنگی آن
ایران و جنگ فرهنگی آن
April 29, 2023
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر معظم» همراه حلقه پیرامونی از نظامیان و روحانیون وارد میشود تا روی یک صندلی بلند، برسکوی مرتفعی رو به حاضران بنشیند که درجایی 10 متر پایینتر نشستهاند.
با چرخش دوربینها، «مقام معظم رهبری» سخنان خود را در مورد تحقیر «شیطان بزرگ» آمریکایی و محو «رژیم صهیونیستی» از وجود تکرار میکند و از جوانان حاضر میخواهد تا آماده شهادت به عنوان راهی کوتاه برای رسیدن به جایی تضمین شده در بهشت در جهان دیگر شوند. در پایان مراسم همه فریاد میزنند: «سلام بر رهبری» در حالی که «رهبر معظم» با لبخند پیروزی بر لب صحنه را ترک میکند.
اما هفته گذشته این قسمت از آن سریال تلویزیونی 34 ساله با فیلمنامه همخوانی نداشت. در ابتدا، حضار متشکل از جوانان جذب شده در «واحد بسیج»، عنصر اصلی دستگاه امنیتی، به نظر میرسیدند که با رسیدن «رهبر» برای سرپا ایستادن مردد بودند و بدتر از آن، به شدت تمایلی به ابراز خوشحالی شدید از حضور او نداشتند.
حتی در آن زمان، بدترین اتفاق هنوز در راه بود.
وقتی «رهبر معظم» استدلال خود را ضد مشورت با مردم از طریق رفراندوم مطرح کرد، برخی از جوانان حاضر شروع به استهزاء و تمسخر کردند. رهبر وقتی گفت: «نباید دهان به دهان شویم» به طرز کاملاً آشکاری بسیار وحشت کرده بود. سپس در حالی که صدای انتقاد پی در پی ادامه مییافت، هرچند به طور پنهان، اعلام کرد جلسه تمام شده و با شتاب به سمت در خروجی رفت.
این صحنه خیره کننده که به صورت زنده پخش میشد، بعداً از سایتهای رسمی حذف شد، اما نه بدون اعلام مرحله جدیدی از درگیری نسل جدید ایرانیان با حکومت ملاها به رهبری آیت الله خامنهای.
بیش از 50 میلیون نفر از جمعیت 87 میلیونی ایران در زمان به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها در سال 1979 متولد نشده بودند و 10 میلیون کودک یا نوجوان دیگر وجود دارند که در دنیایی که آخوندهای فرتوت که به نظر میرسد متعلق به دورانی دیگر بلکه به طور کامل به یک سیاره دیگر باشند، احساس بیگانگی میکنند.
گسترش حیرتانگیز فضای مجازی در ایران دو اثر حیاتی داشت: به انحصار دولت بر منابع اطلاعاتی پایان داد و پنجرهای را به روی جهان بیرونی گشود که به نظر میرسید در زمانی کاملاً متفاوت در منطقه زندگی میکرد. و هر دوی این واقعیت علیه رژیمی کار میکنند که از مدتها پیش دچار سستی ایدئولوژیک شده و نتوانست هیچ مکانیزمی برای اصلاحات ایجاد کند.
امروز کمتر از 20 درصد ایرانیان تلویزیون دولتی را تماشا میکنند، در حالی که ایستگاههای تلویزیونی ماهوارهای خارجی که از بریتانیا و ایالات متحده پخش میشوند، تقریباً در هر گوشهای از کشور مخاطبان خود را تضمین کردهاند. باوجود تلاشهای مکرر برای قطع اینترنت، ایستگاههای تلویزیونی فارسیزبان خارج از کشور ادعا میکنند که مخاطبان آنها، حتی در برنامههای پرسش و پاسخ بیش از یک میلیون نفرند، جایی که ایرانیها برای بیان مشکلات خود بر صفحههای پخش زنده تلویزیونی هزینه هنگفتی را صرف قبضهای تلفن میکنند.
اما این همه ماجرا نیست. برخی از اینفلوئنسرهای ایرانی به لطف دسترسی به فضای مجازی موفق شدهاند مخاطبان زیادی را به خود جذب کنند. دختران جوان با حسابهای توییتر یا اینستاگرام بیشتر از «رهبر معظم» از طریق رسانههای دولتی گرانقیمت به افراد دسترسی پیدا میکنند.
نوازندگان مردمی نسبت به قاریان رسمی متون مذهبی یا وعاظی که حقوق دولتی میگیرند، مخاطبان بسیار بیشتری را جذب میکنند. آهنگی ساده از شروین حاجی پور جوان ستاره موسیقی پاپ به سرود جایگزین میهن پرستانه تبدیل شده و سرود ملی 44 سال ادای احترام به امام خمینی را تحت الشعاع قرار داده است. شاهین نجفی شاعر و آهنگساز معروف اخیراً در عرض چند هفته بیش از یک میلیون نسخه فروخت.
تصویر جدید ایران در فضای مجازی بازتابهایی در زندگی واقعی پیدا میکند. در آخرین تعطیلات سال نو ایرانیان، در ماه مارس، اماکن تاریخی ایران مانند «پرسپولیس»، پایتخت امپراتوری هخامنشی و «پاسارگاد»، محل دفن «کوروش کبیر»، در صدر فهرست پربازدیدترین مکانهای کشور قرار گرفتند. بر اساس آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مقبره شاعرانی چون سعدی و حافظ بیشتر از حرم امام هشتم در مشهد بازدیدکننده داشته است.
نوع دیگری از نوآوریهای جدید این است که جوانان ایرانی جدیدترین لباسها و مدهای روز دنیا را بپوشند و برای ارسال در شبکههای اجتماعی سلفی بگیرند. ایده در اینجا نشان دادن https://persian.aawsat.com/node/4301271
Amir Taheri
@AmirTaheri4
ایران و جنگ فرهنگی آن
April 29, 2023
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر معظم» همراه حلقه پیرامونی از نظامیان و روحانیون وارد میشود تا روی یک صندلی بلند، برسکوی مرتفعی رو به حاضران بنشیند که درجایی 10 متر پایینتر نشستهاند.
با چرخش دوربینها، «مقام معظم رهبری» سخنان خود را در مورد تحقیر «شیطان بزرگ» آمریکایی و محو «رژیم صهیونیستی» از وجود تکرار میکند و از جوانان حاضر میخواهد تا آماده شهادت به عنوان راهی کوتاه برای رسیدن به جایی تضمین شده در بهشت در جهان دیگر شوند. در پایان مراسم همه فریاد میزنند: «سلام بر رهبری» در حالی که «رهبر معظم» با لبخند پیروزی بر لب صحنه را ترک میکند.
اما هفته گذشته این قسمت از آن سریال تلویزیونی 34 ساله با فیلمنامه همخوانی نداشت. در ابتدا، حضار متشکل از جوانان جذب شده در «واحد بسیج»، عنصر اصلی دستگاه امنیتی، به نظر میرسیدند که با رسیدن «رهبر» برای سرپا ایستادن مردد بودند و بدتر از آن، به شدت تمایلی به ابراز خوشحالی شدید از حضور او نداشتند.
حتی در آن زمان، بدترین اتفاق هنوز در راه بود.
وقتی «رهبر معظم» استدلال خود را ضد مشورت با مردم از طریق رفراندوم مطرح کرد، برخی از جوانان حاضر شروع به استهزاء و تمسخر کردند. رهبر وقتی گفت: «نباید دهان به دهان شویم» به طرز کاملاً آشکاری بسیار وحشت کرده بود. سپس در حالی که صدای انتقاد پی در پی ادامه مییافت، هرچند به طور پنهان، اعلام کرد جلسه تمام شده و با شتاب به سمت در خروجی رفت.
این صحنه خیره کننده که به صورت زنده پخش میشد، بعداً از سایتهای رسمی حذف شد، اما نه بدون اعلام مرحله جدیدی از درگیری نسل جدید ایرانیان با حکومت ملاها به رهبری آیت الله خامنهای.
بیش از 50 میلیون نفر از جمعیت 87 میلیونی ایران در زمان به دست گرفتن قدرت توسط آخوندها در سال 1979 متولد نشده بودند و 10 میلیون کودک یا نوجوان دیگر وجود دارند که در دنیایی که آخوندهای فرتوت که به نظر میرسد متعلق به دورانی دیگر بلکه به طور کامل به یک سیاره دیگر باشند، احساس بیگانگی میکنند.
گسترش حیرتانگیز فضای مجازی در ایران دو اثر حیاتی داشت: به انحصار دولت بر منابع اطلاعاتی پایان داد و پنجرهای را به روی جهان بیرونی گشود که به نظر میرسید در زمانی کاملاً متفاوت در منطقه زندگی میکرد. و هر دوی این واقعیت علیه رژیمی کار میکنند که از مدتها پیش دچار سستی ایدئولوژیک شده و نتوانست هیچ مکانیزمی برای اصلاحات ایجاد کند.
امروز کمتر از 20 درصد ایرانیان تلویزیون دولتی را تماشا میکنند، در حالی که ایستگاههای تلویزیونی ماهوارهای خارجی که از بریتانیا و ایالات متحده پخش میشوند، تقریباً در هر گوشهای از کشور مخاطبان خود را تضمین کردهاند. باوجود تلاشهای مکرر برای قطع اینترنت، ایستگاههای تلویزیونی فارسیزبان خارج از کشور ادعا میکنند که مخاطبان آنها، حتی در برنامههای پرسش و پاسخ بیش از یک میلیون نفرند، جایی که ایرانیها برای بیان مشکلات خود بر صفحههای پخش زنده تلویزیونی هزینه هنگفتی را صرف قبضهای تلفن میکنند.
اما این همه ماجرا نیست. برخی از اینفلوئنسرهای ایرانی به لطف دسترسی به فضای مجازی موفق شدهاند مخاطبان زیادی را به خود جذب کنند. دختران جوان با حسابهای توییتر یا اینستاگرام بیشتر از «رهبر معظم» از طریق رسانههای دولتی گرانقیمت به افراد دسترسی پیدا میکنند.
نوازندگان مردمی نسبت به قاریان رسمی متون مذهبی یا وعاظی که حقوق دولتی میگیرند، مخاطبان بسیار بیشتری را جذب میکنند. آهنگی ساده از شروین حاجی پور جوان ستاره موسیقی پاپ به سرود جایگزین میهن پرستانه تبدیل شده و سرود ملی 44 سال ادای احترام به امام خمینی را تحت الشعاع قرار داده است. شاهین نجفی شاعر و آهنگساز معروف اخیراً در عرض چند هفته بیش از یک میلیون نسخه فروخت.
تصویر جدید ایران در فضای مجازی بازتابهایی در زندگی واقعی پیدا میکند. در آخرین تعطیلات سال نو ایرانیان، در ماه مارس، اماکن تاریخی ایران مانند «پرسپولیس»، پایتخت امپراتوری هخامنشی و «پاسارگاد»، محل دفن «کوروش کبیر»، در صدر فهرست پربازدیدترین مکانهای کشور قرار گرفتند. بر اساس آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، مقبره شاعرانی چون سعدی و حافظ بیشتر از حرم امام هشتم در مشهد بازدیدکننده داشته است.
نوع دیگری از نوآوریهای جدید این است که جوانان ایرانی جدیدترین لباسها و مدهای روز دنیا را بپوشند و برای ارسال در شبکههای اجتماعی سلفی بگیرند. ایده در اینجا نشان دادن https://persian.aawsat.com/node/4301271
Amir Taheri
@AmirTaheri4
الشرق الاوسط فارسی
ایران و جنگ فرهنگی آن
قرار بود مسئله تنها یک تکرار معمولی از دهها گزارش خبری باشد که تلویزیون دولتی هر سال پخش میکند. و فرمول به کاررفته ساده است: یک سالن اجتماعات مملو از حاضران به دقت گلچین شده شرکت کنندگانی است که شعار میدهند: «الله اکبر، درود بر رهبر!» سپس «رهبر م
👍68❤17👎2
این است که بسیاری از جوانان ایرانی، اگر نگوییم اکثریت، دست رد بر سبک زندگی یکجانبه «اسلامی» که رژیم بیش از چهار دهه سعی در تحمیل آن داشته میزنند. اخیراً یک دختر جوان از یک شهر کوچک ساحلی در یک برنامه تلویزیونی زنده گفت: «ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم و تنها چیزی که میخواهیم این است که خودمان تصمیم بگیریم چه بپوشیم و چگونه زندگی کنیم بدون اینکه به کسی آسیبی برسانیم.»
رسانههای جهانی تنش کنونی جامعه ایران را جنبشی مردمی علیه پوشش رسمی تحمیلی موسوم به «حجاب» معرفی کردند. اما یک نگاه دقیقتر نشان میدهد که بزنگاههای بسیار بیشتری وجود دارند. هر روز که میگذرد، بر تعداد زنانی که از «حجاب» دست میکشند، افزوده میشود، در حالی که آخوندها متحیرند که در برابر آن چه کنند.
از زمان آغاز تظاهرات نزدیک به 6 ماه پیش تاکنون حداقل 600 شهروند به دست نیروهای امنیتی کشته شدهاند و رژیم22 هزار تن دیگر را بر اساس آمار رسمی بازداشت کرده است.
این جنگی فرهنگی است که بین یک جهانبینی که توسط نظریه پردازان خمینی ترویج میشود و دیدگاهی دیگر که قهرمانان به اصطلاح «ناسیونالیسم ایرانی» از آن دفاع میکنند، جریان دارد.
برای خمینیگرایان، ایران چیزی نیست جز بخشی از یک موجودیت جهانی که رسالتش انتشار «پیام حقیقی» به هر گوشه از جهان است. دکتر حسن عباسی از نظریه پردازان برجسته خمینییسم معروف به «کسینجر اسلام» میگوید، سرنوشت روشن ایران تبدیل کاخ سفید در واشنگتن به حسینیه و پایان دادن به هژمونی جهانی آمریکاست! ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران اسلامی، درباره « به آتش کشیدن تل آویو و محو حیفا از روی زمین» صحبت میکند.
جوانان ایرانی ایران را واقعیتی واقعی میبینند که از بخش اسلامی هویت پیچیده آن فراتر میرود؛ ایران «کل» است، در حالی که اسلام در نسخه خمینیستی آن فقط «جزئی» است.
مجموعهای از نظرسنجیها در سه دهه گذشته نشان میدهند که «شیطان بزرگ» آمریکایی در ایران از محبوبیت بیشتری نسبت به فرانسه و آلمان برخوردار است.
یکباره همه چیز ایرانی بسیار مورد توجه قرار میگیرد. متون سنتی به معنای واقعی کلمه دوباره ویرایش میشوند تا به خوانندگانی که قبلاً به ندرت در حال مطالعه آنها دیده شدهاند، برسند. معماری، موسیقی، هنر و حتی روشهای سنتی آشپزی به عنوان عناصری از هویت ایرانی احیا شده مجدداً مطرح میشوند.
جدل کنونی بین آخوندهای خمینی و نسل جدید ایرانیان ما را به یاد جنگ فرهنگی (Kulturkampf) میاندازد که آلمان در قرن نوزدهم تجربه کرد، وقتی که قصد «بازگشت به خویشتن» برای حفظ هویت آلمانی بود، در حالی که کلیسای کاتولیک ارتباط و تبادل افکار و احساسات فقط از طریق مسیحیت را موعظه میکرد.
آلمانیها در آن جنگ پیروز شدند. باید دید ایرانیان در نبرد فرهنگی خود در ایران پیروز خواهند شد یا خیر.
@AmirTaheri4
رسانههای جهانی تنش کنونی جامعه ایران را جنبشی مردمی علیه پوشش رسمی تحمیلی موسوم به «حجاب» معرفی کردند. اما یک نگاه دقیقتر نشان میدهد که بزنگاههای بسیار بیشتری وجود دارند. هر روز که میگذرد، بر تعداد زنانی که از «حجاب» دست میکشند، افزوده میشود، در حالی که آخوندها متحیرند که در برابر آن چه کنند.
از زمان آغاز تظاهرات نزدیک به 6 ماه پیش تاکنون حداقل 600 شهروند به دست نیروهای امنیتی کشته شدهاند و رژیم22 هزار تن دیگر را بر اساس آمار رسمی بازداشت کرده است.
این جنگی فرهنگی است که بین یک جهانبینی که توسط نظریه پردازان خمینی ترویج میشود و دیدگاهی دیگر که قهرمانان به اصطلاح «ناسیونالیسم ایرانی» از آن دفاع میکنند، جریان دارد.
برای خمینیگرایان، ایران چیزی نیست جز بخشی از یک موجودیت جهانی که رسالتش انتشار «پیام حقیقی» به هر گوشه از جهان است. دکتر حسن عباسی از نظریه پردازان برجسته خمینییسم معروف به «کسینجر اسلام» میگوید، سرنوشت روشن ایران تبدیل کاخ سفید در واشنگتن به حسینیه و پایان دادن به هژمونی جهانی آمریکاست! ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران اسلامی، درباره « به آتش کشیدن تل آویو و محو حیفا از روی زمین» صحبت میکند.
جوانان ایرانی ایران را واقعیتی واقعی میبینند که از بخش اسلامی هویت پیچیده آن فراتر میرود؛ ایران «کل» است، در حالی که اسلام در نسخه خمینیستی آن فقط «جزئی» است.
مجموعهای از نظرسنجیها در سه دهه گذشته نشان میدهند که «شیطان بزرگ» آمریکایی در ایران از محبوبیت بیشتری نسبت به فرانسه و آلمان برخوردار است.
یکباره همه چیز ایرانی بسیار مورد توجه قرار میگیرد. متون سنتی به معنای واقعی کلمه دوباره ویرایش میشوند تا به خوانندگانی که قبلاً به ندرت در حال مطالعه آنها دیده شدهاند، برسند. معماری، موسیقی، هنر و حتی روشهای سنتی آشپزی به عنوان عناصری از هویت ایرانی احیا شده مجدداً مطرح میشوند.
جدل کنونی بین آخوندهای خمینی و نسل جدید ایرانیان ما را به یاد جنگ فرهنگی (Kulturkampf) میاندازد که آلمان در قرن نوزدهم تجربه کرد، وقتی که قصد «بازگشت به خویشتن» برای حفظ هویت آلمانی بود، در حالی که کلیسای کاتولیک ارتباط و تبادل افکار و احساسات فقط از طریق مسیحیت را موعظه میکرد.
آلمانیها در آن جنگ پیروز شدند. باید دید ایرانیان در نبرد فرهنگی خود در ایران پیروز خواهند شد یا خیر.
@AmirTaheri4
👍108❤1👎1🤩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
[ویدئو]
کیهان لندن چهل ساله میشود؛ گفتگوی نازنین انصاری و امیر طاهری و یادی از همه آنها که #کیهان_لندن را با جان و دل راه انداختند و زنده نگه داشتهاند
مؤسسه کیهان توسط دکتر مصطفی مصباحزاده در سوم خرداد ۱۳۲۱ (۱۹۴۲) در تهران بنیان گذاشته شد.
با وقوع انقلاب اسلامی و مصادره و غصب این مؤسسه، دکتر مصباحزاده با همکای شماری از روزنامهنگاران بنام و باتجربه اقدام به انتشار کیهان در تبعید کرد که در خرداد ۱۴۰۲ چهل ساله میشود.
نازنین انصاری مدیرمسئول کیهان لندن و کیهان لایف و امیر طاهری روزنامهنگار بینالمللی و سردبیر اسبق هر دو کیهان در ایران و در لندن در همین ارتباط با هم گفتگو کردهاند.
@AmirTaheri4
@NazeninA
در وبسایت:
https://kayhan.london/1402/03/20/321742/
در یوتیوب:
https://youtu.be/txDEDJxniR0
KayhanLondon کیهان لندن
@AmirTaheri4
کیهان لندن چهل ساله میشود؛ گفتگوی نازنین انصاری و امیر طاهری و یادی از همه آنها که #کیهان_لندن را با جان و دل راه انداختند و زنده نگه داشتهاند
مؤسسه کیهان توسط دکتر مصطفی مصباحزاده در سوم خرداد ۱۳۲۱ (۱۹۴۲) در تهران بنیان گذاشته شد.
با وقوع انقلاب اسلامی و مصادره و غصب این مؤسسه، دکتر مصباحزاده با همکای شماری از روزنامهنگاران بنام و باتجربه اقدام به انتشار کیهان در تبعید کرد که در خرداد ۱۴۰۲ چهل ساله میشود.
نازنین انصاری مدیرمسئول کیهان لندن و کیهان لایف و امیر طاهری روزنامهنگار بینالمللی و سردبیر اسبق هر دو کیهان در ایران و در لندن در همین ارتباط با هم گفتگو کردهاند.
@AmirTaheri4
@NazeninA
در وبسایت:
https://kayhan.london/1402/03/20/321742/
در یوتیوب:
https://youtu.be/txDEDJxniR0
KayhanLondon کیهان لندن
@AmirTaheri4
❤64👍13👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد #امیر_طاهری @AmirTaheri4
#کیهان بزرگترین موسسه مطبوعاتی بین «اروپای غربی» و «ژاپن» بود با پیشرفته ترین وسایل چاپ و حروفچینی .
کیهان جزو اولین سه روزنامه ای بود که حروفچینی کامپیوتری را آورد که البته دو روزنامه دیگر کوچک بودند.
آقای #مصباح_زاده عاشق نوآوری بود.
#جاویدشاه
TheOne
@AmirTaheri4
#کیهان بزرگترین موسسه مطبوعاتی بین «اروپای غربی» و «ژاپن» بود با پیشرفته ترین وسایل چاپ و حروفچینی .
کیهان جزو اولین سه روزنامه ای بود که حروفچینی کامپیوتری را آورد که البته دو روزنامه دیگر کوچک بودند.
آقای #مصباح_زاده عاشق نوآوری بود.
#جاویدشاه
TheOne
@AmirTaheri4
👍89❤21👎1😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: عراق و توهمات تهران
https://www.youtube.com/watch?v=jRXKNE8xDaY&ab_channel=Unika
اکنون طرح امپراتوری خمینییستی در عراق شکست خورده و استراتژی تهران در عراق، عراقیها را با هر پیشینه ای دچار تفرقه کرده است. عراق ممکن است هنوز در مورد آینده ای که برای خود متصور است، نامطمئن باشد. اما ...
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد و تحلیلگر برجسته
منبع: شرق الاوسط
Iraq and Tehran’s Illusions
#ایران_معبد_ماست
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
https://www.youtube.com/watch?v=jRXKNE8xDaY&ab_channel=Unika
اکنون طرح امپراتوری خمینییستی در عراق شکست خورده و استراتژی تهران در عراق، عراقیها را با هر پیشینه ای دچار تفرقه کرده است. عراق ممکن است هنوز در مورد آینده ای که برای خود متصور است، نامطمئن باشد. اما ...
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد و تحلیلگر برجسته
منبع: شرق الاوسط
Iraq and Tehran’s Illusions
#ایران_معبد_ماست
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
👍68👎2
امیر طاهری: عراق و توهمات تهران
Unika
امیر طاهری: عراق و توهمات تهران
اکنون طرح امپراتوری خمینییستی در عراق شکست خورده و استراتژی تهران در عراق، عراقیها را با هر پیشینه ای دچار تفرقه کرده است. عراق ممکن است هنوز در مورد آینده ای که برای خود متصور است، نامطمئن باشد. اما ...
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد و تحلیلگر برجسته
منبع: شرق الاوسط
Iraq and Tehran’s Illusions
#ایران_معبد_ماست
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
فایل صوتی
@AmirTaheri4
اکنون طرح امپراتوری خمینییستی در عراق شکست خورده و استراتژی تهران در عراق، عراقیها را با هر پیشینه ای دچار تفرقه کرده است. عراق ممکن است هنوز در مورد آینده ای که برای خود متصور است، نامطمئن باشد. اما ...
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد و تحلیلگر برجسته
منبع: شرق الاوسط
Iraq and Tehran’s Illusions
#ایران_معبد_ماست
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍63❤9👎2
علی جدی، نماینده مجلس اسلامی: تعجب میکنم که چرا پیمان همکاری ۲۵ ساله با چین که در سال ۱۳۹۵ منعقد شده، اجرایی نمیشود؟
پاسخ روشن است: پکن نسبت به آینده جمهوریاسلامی مطمئن نیست و با سرمایهگذاری در یک وضعیت نامشخص، ریسک نمیکند.
@AmirTaheri4
پاسخ روشن است: پکن نسبت به آینده جمهوریاسلامی مطمئن نیست و با سرمایهگذاری در یک وضعیت نامشخص، ریسک نمیکند.
@AmirTaheri4
👍172❤14🤩3👎2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#امیر_طاهری:
علی رغم «استبداد» ، علی رغم «اسلام»، علی رغم «سرکوب» ، علی رغم «زورگویی»، #ایران زنده است .
ایران «خلاق» است .
ایران «جاودانه» است.
@AmirTaheri4
علی رغم «استبداد» ، علی رغم «اسلام»، علی رغم «سرکوب» ، علی رغم «زورگویی»، #ایران زنده است .
ایران «خلاق» است .
ایران «جاودانه» است.
@AmirTaheri4
👍167❤64👎2💯2
لبخند بزن و تحمل کن
خامنهای خطاب به کارکنان انرژی اتمی میگوید: «اگر روی 'مواضع' محکم بایستید، معامله با دار و دسته ۱+۵ مشکلی ندارد».
اما بسیاری از «مواضع» قبلاً فرو ریختهاند، به ویژه کارخانه آب سنگین در اراک.
«نرمش قهرمانانه» یعنی تسلیم مفتضحانه در برابر ۱+۵ است.
@AmirTaheri4
خامنهای خطاب به کارکنان انرژی اتمی میگوید: «اگر روی 'مواضع' محکم بایستید، معامله با دار و دسته ۱+۵ مشکلی ندارد».
اما بسیاری از «مواضع» قبلاً فرو ریختهاند، به ویژه کارخانه آب سنگین در اراک.
«نرمش قهرمانانه» یعنی تسلیم مفتضحانه در برابر ۱+۵ است.
@AmirTaheri4
👍118❤8💯2👎1😁1