تهران- در سمینار ايمان و عمل #اسلامی ، در تبيين تفاوت بين "دين و دينداري" پژوهشگران رسمی "بهره گيري از افلاطون ، ویتگنشتاین ، شلیرماخر و ماکس مولر" را پيشنهاد كردند. سئوال اما اينجاست:
پس فتوای #خامنه_ای برای كنار گذاشتن فلاسفه غربی از فضاي آكادميك ایران چه شد؟
@AmirTaheri4
پس فتوای #خامنه_ای برای كنار گذاشتن فلاسفه غربی از فضاي آكادميك ایران چه شد؟
@AmirTaheri4
در نهایت: آیت الله سیستانی سکوت میکند تا هشدار دهد هیچ قدرت خارجی نباید در عراق مداخله کند. صحبت های مربوط به سخنان ژنرال سلیمانی برای از بین بردن تظاهرات مردم عراق است. سیستانی باید با بیانیه حمایت از قیام مردمی بدهد برای آزادی، همراه با زندگی مناسب و عزت ملی باشد.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
سخنرانی حسن نصرالله، رئیس حزبالله امروز من را به یاد کاپیتان تایتانیک میاندازد که گفت: اوه ما به کوه یخ زدهایم بنابراین، بیایید بلندتر آواز بخوانیم!
"بيچاره حسن"، با اين كه در محافل خمينيستی شناخته شده است متوجه نمیشود كه حتی اربابان وی نيز در تهران شروع به وحشت کردهاند.
@AmirTaheri4
"بيچاره حسن"، با اين كه در محافل خمينيستی شناخته شده است متوجه نمیشود كه حتی اربابان وی نيز در تهران شروع به وحشت کردهاند.
@AmirTaheri4
امیر طاهری | ایران: از کابوس روحانی تا رویای خامنهای
کابوس یا رویا؟ سالهاست که خوانش رهبران جمهوری اسلامی از اوضاع ایران بین این دو تصور نوسان داشته است. بر اساس خوانش نخست، ایران در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی با مشکلات روز افزون دست و پنجه نرم میکند. حجتالاسلام حسن روحانی، رئیسجمهوری، میگوید، مملکت تعطیل است و میافزاید، به مردم میگوییم چه کسی مملکت را تعطیل کرده است. به کار بردن «مملکت» برای توصیف ایران امروز بهنوبه خود جالب است و نشان میدهد که از دید روحانی، کشور به نوعی به نظام پادشاهی (یا ملکی) اما در شکل استبدادی آن بازگشته است. چندی پیش، حجتالاسلام، گفته بود که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی میتواند به شیوه «از این ستون به آن ستون فرج است» به بقای خود ادامه بدهد، اما نباید انتظار پیشرفت و رفاه عمومی بیشتر داشته باشد.
البته حجتالاسلام به وعده خود برای معرفی مسئول، یا مسئولان تعطیلی کشور وفا نکرده است. با این حال، با مراجعه به یک سخنرانی دیگر ایشان میتوان در این زمینه گمانهزنی کرد. در آن سخنرانی، آقای روحانی به صراحت گفته که همه «سیاستهای راهبردی» نظام را «ولی فقیه» آیتالله علی خامنهای در نقش «رهبر» تعیین میکند. بدین سان، شاید بتوان نتیجهگیری کرد که آقای روحانی، آقای خامنهای را مسئول کشاندن ایران به بنبست میداند.
اما این کابوس که آقای روحانی تلویحا از آن سخن میگوید تا چه حد واقعیت دارد؟
تردید نیست که اوضاع ایران از نظر اقتصادی، سیاسی و بینالمللی خوب نیست. با این حال، اقتصاد جمهوری اسلامی، علیرغم ندانمکاریهای رهبران و فساد گسترده در همه سطوح، تعطیل نشده است و در آستانه سقوط نیز قرار ندارد. یک عامل در این پهنه، سهم بسیار بزرگ «اقتصاد سپاه» در جمهوری اسلامی است که گاه به موازات و گاه در جهت عکس اقتصاد رسمی و نیمه رسمی به زندگی خود ادامه میدهد. تحریمهای وضع شده از سوی ایالاتمتحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد نقش این «اقتصاد سپاه» را پررنگتر کرده است.
بعضی همسایگان ایران، بهویژه ترکیه، عراق و افغانستان به ادامه و گسترش این «اقتصاد سپاه» کمک میکنند و خود نیز از آن سود میبرند.
در صحنه سیاسی نیز اوضاع کنونی جمهوری اسلامی رضایتبخش نیست. کلمه نظام در متنی از خستگی تاریخی، رخوت ایدئولوژیک و تضادهای درونی هر روز عمیقتر، ناتوانی خود را هر روز آشکارتر میکند. تبلیغات گسترده درباره انتخابات آینده نشانه تشبث غریق به گیاهی لزران در میان امواج خروشان بهشمار میرود. با این حال، در پهنه سیاسی نیز جمهوری اسلامی احتمالا خواهد توانست، لنگان لنگان، به راه خود، دستکم تا مدتی ادامه دهد.
در اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به بنبست رسیده، شکی نیست. شعار آقای خامنهای، «نه جنگ، نه مذاکره»، بهترین توصیف از این بنبست است. در همان حال قیامهای مردمی که در لبنان و عراق آغاز شده است، محدودیت استراتژی «صدور انقلاب» را ترسیم میکند. این قیامها ریشه اساسا داخلی دارند و جنبههای ضد جمهوری اسلامیشان دست کم در حال حاضر، هنوز تهدیدی مستقیم برای رهبران تهران بهشمار نمیرود.
اگر قرار باشد از کابوس سخن بگوییم، شکست «برجام» که زیربنای استراژی گروه آقای روحانی را تشکیل میداد، برای رژیم بهمراتب نگران کنندهتر از قیامهای مردمی در لبنان و عراق و حتی کاهش روزافزون نفوذ ایران در سوریه و یمن بهشمار میرود.
IndependentPersian
خواندن ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
کابوس یا رویا؟ سالهاست که خوانش رهبران جمهوری اسلامی از اوضاع ایران بین این دو تصور نوسان داشته است. بر اساس خوانش نخست، ایران در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی با مشکلات روز افزون دست و پنجه نرم میکند. حجتالاسلام حسن روحانی، رئیسجمهوری، میگوید، مملکت تعطیل است و میافزاید، به مردم میگوییم چه کسی مملکت را تعطیل کرده است. به کار بردن «مملکت» برای توصیف ایران امروز بهنوبه خود جالب است و نشان میدهد که از دید روحانی، کشور به نوعی به نظام پادشاهی (یا ملکی) اما در شکل استبدادی آن بازگشته است. چندی پیش، حجتالاسلام، گفته بود که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی میتواند به شیوه «از این ستون به آن ستون فرج است» به بقای خود ادامه بدهد، اما نباید انتظار پیشرفت و رفاه عمومی بیشتر داشته باشد.
البته حجتالاسلام به وعده خود برای معرفی مسئول، یا مسئولان تعطیلی کشور وفا نکرده است. با این حال، با مراجعه به یک سخنرانی دیگر ایشان میتوان در این زمینه گمانهزنی کرد. در آن سخنرانی، آقای روحانی به صراحت گفته که همه «سیاستهای راهبردی» نظام را «ولی فقیه» آیتالله علی خامنهای در نقش «رهبر» تعیین میکند. بدین سان، شاید بتوان نتیجهگیری کرد که آقای روحانی، آقای خامنهای را مسئول کشاندن ایران به بنبست میداند.
اما این کابوس که آقای روحانی تلویحا از آن سخن میگوید تا چه حد واقعیت دارد؟
تردید نیست که اوضاع ایران از نظر اقتصادی، سیاسی و بینالمللی خوب نیست. با این حال، اقتصاد جمهوری اسلامی، علیرغم ندانمکاریهای رهبران و فساد گسترده در همه سطوح، تعطیل نشده است و در آستانه سقوط نیز قرار ندارد. یک عامل در این پهنه، سهم بسیار بزرگ «اقتصاد سپاه» در جمهوری اسلامی است که گاه به موازات و گاه در جهت عکس اقتصاد رسمی و نیمه رسمی به زندگی خود ادامه میدهد. تحریمهای وضع شده از سوی ایالاتمتحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد نقش این «اقتصاد سپاه» را پررنگتر کرده است.
بعضی همسایگان ایران، بهویژه ترکیه، عراق و افغانستان به ادامه و گسترش این «اقتصاد سپاه» کمک میکنند و خود نیز از آن سود میبرند.
در صحنه سیاسی نیز اوضاع کنونی جمهوری اسلامی رضایتبخش نیست. کلمه نظام در متنی از خستگی تاریخی، رخوت ایدئولوژیک و تضادهای درونی هر روز عمیقتر، ناتوانی خود را هر روز آشکارتر میکند. تبلیغات گسترده درباره انتخابات آینده نشانه تشبث غریق به گیاهی لزران در میان امواج خروشان بهشمار میرود. با این حال، در پهنه سیاسی نیز جمهوری اسلامی احتمالا خواهد توانست، لنگان لنگان، به راه خود، دستکم تا مدتی ادامه دهد.
در اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به بنبست رسیده، شکی نیست. شعار آقای خامنهای، «نه جنگ، نه مذاکره»، بهترین توصیف از این بنبست است. در همان حال قیامهای مردمی که در لبنان و عراق آغاز شده است، محدودیت استراتژی «صدور انقلاب» را ترسیم میکند. این قیامها ریشه اساسا داخلی دارند و جنبههای ضد جمهوری اسلامیشان دست کم در حال حاضر، هنوز تهدیدی مستقیم برای رهبران تهران بهشمار نمیرود.
اگر قرار باشد از کابوس سخن بگوییم، شکست «برجام» که زیربنای استراژی گروه آقای روحانی را تشکیل میداد، برای رژیم بهمراتب نگران کنندهتر از قیامهای مردمی در لبنان و عراق و حتی کاهش روزافزون نفوذ ایران در سوریه و یمن بهشمار میرود.
IndependentPersian
خواندن ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
ایران: از کابوس روحانی تا رویای خامنهای
ایران: از کابوس روحانی تا رویای خامنهای ایران که دچار کرختی تاریخی شده، لنگ لنگان دور خود میچرخد و همچنان میگوید: «مرگ بر آمریکا!» امیر طاهری جمعه ۱۰ آبان ۹۸ برابر با ۱ نوامبر ۲۰۱۹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری، ناب تر از همیشه در یک سخنرانی کم نظیر که نباید دیدنش را از دست داد
UnikaNews
نسخه کم حجم این سخنرانی دکتر امیر طاهری است
https://t.me/AmirTaheri4/412
@AmirTaheri4
UnikaNews
نسخه کم حجم این سخنرانی دکتر امیر طاهری است
https://t.me/AmirTaheri4/412
@AmirTaheri4
چندین احزاب و گروههای مخالف جمهوریاسلامی برای همبستگی با قیام مردمی در عراق بیانیههایی صادر کردهاند. این قوت قلب است. هر چه در عراق رخ دهد، بر ایران نیز تأثیر خواهد گذاشت. من از اینکه شخصیتها و گروههای "اصلاحطلب" سکوت اختیار کردهاند، ناامید شدهام.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهایی متفاوت و تازه از دکتر امیر طاهری در گفتگویی با حسن اعتمادی.
اپوزیسیون ایران باید با اپوزیسیون عراق ارتباط برقرار کند.
من هنوز یک میلیونیوم دین خودم را به ایران ادا نکردم و....... بسیاری حرفهای مثل همیشه مستدل، با عشق به ایران
@AmirTaheri4
اپوزیسیون ایران باید با اپوزیسیون عراق ارتباط برقرار کند.
من هنوز یک میلیونیوم دین خودم را به ایران ادا نکردم و....... بسیاری حرفهای مثل همیشه مستدل، با عشق به ایران
@AmirTaheri4
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سورپرایز خبری دکتر رضا تقی زاده برای استاد امیر طاهری – اتفاقی بی نظیر
دکتر رضا تقی زاده در یک سورپرایز خبری اعلام کرد که مدتی است که هزاران جوان ایران او(دکتر تقی زاده) و استاد امیر طاهری را ...
#یونیکا
@AmirTaheri4
Unika News
@TwitterMamnoe
دکتر رضا تقی زاده در یک سورپرایز خبری اعلام کرد که مدتی است که هزاران جوان ایران او(دکتر تقی زاده) و استاد امیر طاهری را ...
#یونیکا
@AmirTaheri4
Unika News
@TwitterMamnoe
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
از «معدوم» و «فقید» تا …
محمدرضا شاه در ۱۰۰ سالگی
برای آنان که از بیرون مینگرند، ایران همواره بهصورت یک معما جلوه کرده است.
هرودوت از «آداب اسرارآمیز ایرانیان» سخن میگوید و ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی سده هجدهم «پیچیدگی رمزآمیز» ایرانیان را در «برابر سادگی و صراحت» رقیبان رومی ایران باستان قرار میدهد.
کنت دوگوبینو، دیپلمات پژوهشگر فرانسوی، در شگفتی از آن است که ایرانیان که «میهنشان زادگاه نژاد آریایی» است، چگونه یک دین سامی، یعنی اسلام را پذیرفتهاند.
در دوران نزدیکتر به امروز بسیار سیاستمداران و پژوهشگران خاوری و باختری از دشواری درک ایران و ایرانیان سخن گفتهاند. بیل کلینتون، رئیسجمهور ایالاتمتحده در سالهای ۱۹۹۰ میلادی، یک بار گفت: سرانجام نفهمیدیم که ایرانیان چه میخواهند!
ناظران امور ایران این روزها با جلوهای دیگر از معمای ایران روبرو هستند: رابطه ایرانیان با محمدرضا شاه پهلوی که صدمین زاد روز او فرا رسیده است.
در شرایط عادی هر کشور دیگر، پادشاهی که در توفان یک انقلاب کنار گذاشته شده است، نه در ۱۰۰ سالگی، بلکه در چند دی و بهمن از یاد میرود.
در ۱۸۲۹ میلادی؛ ۴۰ سال پس از انقلاب فرانسه، کسی به یاد لوئی شانزدهم نبود. در فرانسه آن زمان، تاریخ با نوشتن چند فصل دراماتیک از ترور روبسپیر گرفته تا امپراتوری ناپلئون بناپارت و سرانجام بازگشت شارل دهم به عنوان پادشاه بوربون، لوئی سر بریده را به محاق فراموشی سپرده بود.
در روسیه ۱۹۵۷ میلادی، ۴۰ سال پس از اعدام تزار نیکلا، کسی به یاد تاجدار رومانف نبود. آن سال برای اتحاد جماهیر شوروی سال آغاز برنامه فضایی با اسپوتنیک و فاجعه اتمی کیشتیم بود. اگر از یک شهروند روسی میپرسیدید: آیا نیکلا را به یاد دارید؟ پاسخ شما در سراسر آن سرزمین پهناور از کییف تا آرخانگلسک، بیشک یک «نه» قاطع بود.
در جمهوری خلق چین در ۱۹۸۹ میلادی، ۴۰ سال پس از استقرار نظام مائوئیستی،کسی از پویی، آخرین امپراتور چین از دودمان منچوریالاصل کیئیگ سخنی نمیگفت.
در ۱۹۸۹ چین فصل مائوئیستی تاریخ خود را بسته بود و در آغاز فصل هیجانانگیز تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی در مقیاس جهانی قرار داشت. رهبران چین در ۱۹۸۹ از امپراتور پویی نمیترسیدند.
تنها در جمهوری اسلامی در ایران است که یک پادشاه رانده از سلطنت هنوز در مرکز دغدغههای سیاسی یک رژیم انقلابی و مخالفان آن قرار دارد.
یک بررسی گفتمان سیاسی در جمهوری اسلامی بهخوبینشان میدهد که کینه آمیخته با هراس از محمدرضا شاه پهلوی از مهمترین مضامین مورد علاقه حکمرانان امروزی تهران و مشاطهگران آنان قرار دارد. تلاش برای تخریب شخصیت محمدرضا شاه جزو مهمترین هدفهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی هم از طریق وسائل ارتباط جمعی کلاسیک و هم تریبون نماز جمعه در هزاران مسجد، یک روند روزمره است.
کینه آمیخته با ترس از محمدرضا شاه که چهار دهه پیش در تبعید درگذشته، باعث بسیاری از اقدامات پرسشانگیز از سوی نظام کنونی ایران شده است. در سال ۲۰۱۱ میلادی، فرهنگستان اسلامی در تهران برنامهای را برای «پاکسازی» زبان فارسی از واژگانی که «شاه» را در بر دارند، آغاز کرد. قرار شد لغاتی چون شاهزاده، شاهبیت، شاهنده، شاهکار و حتی پایتخت از زبان و ادبیات فارسی حذف شوند. خوشبختانه این برنامه کوکانه پیش از اجرا، مرد. اما ترس و کینه از محمدرضا شاه فروکش نکرد.
کینه و ترس از محمدرضا شاه محدود به اردوگاه مسلکی خمینی و بازماندگان او نیست. بقایای «چپ» استالینی و مائوئی نیز در آن سهیماند. آنان هرگاه که از شاه سخن میگویند، صفت «معدوم» را فراموش نمیکنند.
دشمنان لیبرال محمدرضا شاه، بر عکس مودبترند. آنان به جای صفت «معدوم» از صف «آخرین» بهره میگیرند، به این امید که ایران هرگز به اصل شاهنشاهی خود بازنگردد.
یک شگرد دیگر، این بار از سوی آنان که میخواهند بیطرف جلوه کنند، به کار بردن صفت «سابق» است، به این معنا که محمدرضا شاه متعلق به گذشته است و آینده نیز نامعلوم!
از سوی دیگر، سلطنتطلبان نیز بر سر صفت شایسته محمدرضا شاه به توافق نرسیدهاند.
گروهی او را «شاه فقید» میخوانند. همان لقبی که برای رضا شاه، بنیانگذار دودمان پهلوی پس از مرگ او به کار میرفت. فقید، به عربی یعنی کسی که نبود او با رنج فراوان حس میشود.
گروهی دیگر از سلطنتطلبان زیر شعار «جاوید شاه» یا «شاه جاوید» گرد هم میآیند.
در اساطیر ایرانی، کیومرث نخستین «زندهمیرا» یا «جاوید» بود. اما از آنجا که فره ایزدی، یعنی منبع آغازین شاهنشاهی ایران، ازلی و ابدی است، همه شاهان ایران «زنده میرا» و «جاوید» بودهاند و خواهند بود.
با این حال باید پذیرفت که پدیده محمدرضا شاه را نمیتوان تنها در چارچوب درس اساطیری از تاریخ ایران توضیح داد.
IndependentPersian
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
محمدرضا شاه در ۱۰۰ سالگی
برای آنان که از بیرون مینگرند، ایران همواره بهصورت یک معما جلوه کرده است.
هرودوت از «آداب اسرارآمیز ایرانیان» سخن میگوید و ادوارد گیبون، تاریخنویس انگلیسی سده هجدهم «پیچیدگی رمزآمیز» ایرانیان را در «برابر سادگی و صراحت» رقیبان رومی ایران باستان قرار میدهد.
کنت دوگوبینو، دیپلمات پژوهشگر فرانسوی، در شگفتی از آن است که ایرانیان که «میهنشان زادگاه نژاد آریایی» است، چگونه یک دین سامی، یعنی اسلام را پذیرفتهاند.
در دوران نزدیکتر به امروز بسیار سیاستمداران و پژوهشگران خاوری و باختری از دشواری درک ایران و ایرانیان سخن گفتهاند. بیل کلینتون، رئیسجمهور ایالاتمتحده در سالهای ۱۹۹۰ میلادی، یک بار گفت: سرانجام نفهمیدیم که ایرانیان چه میخواهند!
ناظران امور ایران این روزها با جلوهای دیگر از معمای ایران روبرو هستند: رابطه ایرانیان با محمدرضا شاه پهلوی که صدمین زاد روز او فرا رسیده است.
در شرایط عادی هر کشور دیگر، پادشاهی که در توفان یک انقلاب کنار گذاشته شده است، نه در ۱۰۰ سالگی، بلکه در چند دی و بهمن از یاد میرود.
در ۱۸۲۹ میلادی؛ ۴۰ سال پس از انقلاب فرانسه، کسی به یاد لوئی شانزدهم نبود. در فرانسه آن زمان، تاریخ با نوشتن چند فصل دراماتیک از ترور روبسپیر گرفته تا امپراتوری ناپلئون بناپارت و سرانجام بازگشت شارل دهم به عنوان پادشاه بوربون، لوئی سر بریده را به محاق فراموشی سپرده بود.
در روسیه ۱۹۵۷ میلادی، ۴۰ سال پس از اعدام تزار نیکلا، کسی به یاد تاجدار رومانف نبود. آن سال برای اتحاد جماهیر شوروی سال آغاز برنامه فضایی با اسپوتنیک و فاجعه اتمی کیشتیم بود. اگر از یک شهروند روسی میپرسیدید: آیا نیکلا را به یاد دارید؟ پاسخ شما در سراسر آن سرزمین پهناور از کییف تا آرخانگلسک، بیشک یک «نه» قاطع بود.
در جمهوری خلق چین در ۱۹۸۹ میلادی، ۴۰ سال پس از استقرار نظام مائوئیستی،کسی از پویی، آخرین امپراتور چین از دودمان منچوریالاصل کیئیگ سخنی نمیگفت.
در ۱۹۸۹ چین فصل مائوئیستی تاریخ خود را بسته بود و در آغاز فصل هیجانانگیز تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی در مقیاس جهانی قرار داشت. رهبران چین در ۱۹۸۹ از امپراتور پویی نمیترسیدند.
تنها در جمهوری اسلامی در ایران است که یک پادشاه رانده از سلطنت هنوز در مرکز دغدغههای سیاسی یک رژیم انقلابی و مخالفان آن قرار دارد.
یک بررسی گفتمان سیاسی در جمهوری اسلامی بهخوبینشان میدهد که کینه آمیخته با هراس از محمدرضا شاه پهلوی از مهمترین مضامین مورد علاقه حکمرانان امروزی تهران و مشاطهگران آنان قرار دارد. تلاش برای تخریب شخصیت محمدرضا شاه جزو مهمترین هدفهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی هم از طریق وسائل ارتباط جمعی کلاسیک و هم تریبون نماز جمعه در هزاران مسجد، یک روند روزمره است.
کینه آمیخته با ترس از محمدرضا شاه که چهار دهه پیش در تبعید درگذشته، باعث بسیاری از اقدامات پرسشانگیز از سوی نظام کنونی ایران شده است. در سال ۲۰۱۱ میلادی، فرهنگستان اسلامی در تهران برنامهای را برای «پاکسازی» زبان فارسی از واژگانی که «شاه» را در بر دارند، آغاز کرد. قرار شد لغاتی چون شاهزاده، شاهبیت، شاهنده، شاهکار و حتی پایتخت از زبان و ادبیات فارسی حذف شوند. خوشبختانه این برنامه کوکانه پیش از اجرا، مرد. اما ترس و کینه از محمدرضا شاه فروکش نکرد.
کینه و ترس از محمدرضا شاه محدود به اردوگاه مسلکی خمینی و بازماندگان او نیست. بقایای «چپ» استالینی و مائوئی نیز در آن سهیماند. آنان هرگاه که از شاه سخن میگویند، صفت «معدوم» را فراموش نمیکنند.
دشمنان لیبرال محمدرضا شاه، بر عکس مودبترند. آنان به جای صفت «معدوم» از صف «آخرین» بهره میگیرند، به این امید که ایران هرگز به اصل شاهنشاهی خود بازنگردد.
یک شگرد دیگر، این بار از سوی آنان که میخواهند بیطرف جلوه کنند، به کار بردن صفت «سابق» است، به این معنا که محمدرضا شاه متعلق به گذشته است و آینده نیز نامعلوم!
از سوی دیگر، سلطنتطلبان نیز بر سر صفت شایسته محمدرضا شاه به توافق نرسیدهاند.
گروهی او را «شاه فقید» میخوانند. همان لقبی که برای رضا شاه، بنیانگذار دودمان پهلوی پس از مرگ او به کار میرفت. فقید، به عربی یعنی کسی که نبود او با رنج فراوان حس میشود.
گروهی دیگر از سلطنتطلبان زیر شعار «جاوید شاه» یا «شاه جاوید» گرد هم میآیند.
در اساطیر ایرانی، کیومرث نخستین «زندهمیرا» یا «جاوید» بود. اما از آنجا که فره ایزدی، یعنی منبع آغازین شاهنشاهی ایران، ازلی و ابدی است، همه شاهان ایران «زنده میرا» و «جاوید» بودهاند و خواهند بود.
با این حال باید پذیرفت که پدیده محمدرضا شاه را نمیتوان تنها در چارچوب درس اساطیری از تاریخ ایران توضیح داد.
IndependentPersian
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
از «معدوم» و «فقید» تا …
از «معدوم» و «فقید» تا … محمدرضا شاه در ۱۰۰ سالگی امیر طاهری جمعه 3 آبان 1398 برابر با 25 اُکتُبر 2019 برای آنان که از بیرون مینگرند، ایران همواره بهصورت یک معما جلوه کرده است. هرودوت از «آداب اسرارآمیز ایرانیان» سخن میگوید و ادوارد گیبون، تاریخنویس…
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: خاورمیانه؛ آبستن پرده دری ها
برگرفته از مقاله ای با عنوان زیر:
In Middle East: Pull Down Facades
هراس در میان تبهکاران حاکم بر ایران موج میزند . ملایان راهی را میروند که اتحاد جماهیر شوری را لرزاند و کاخ کمونیست را بر سرشان خراب کرد ....
Unika News
@AmirTaheri4
برگرفته از مقاله ای با عنوان زیر:
In Middle East: Pull Down Facades
هراس در میان تبهکاران حاکم بر ایران موج میزند . ملایان راهی را میروند که اتحاد جماهیر شوری را لرزاند و کاخ کمونیست را بر سرشان خراب کرد ....
Unika News
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرفتار شدن خامنهای، مقتدا صدر و آیت الله سیستانی در مخمسه ای بین
"رهبر سیاسی" شدن و "رهبر مذهبی" .
@AmirTaheri4
"رهبر سیاسی" شدن و "رهبر مذهبی" .
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کنسولگری جمهوری اسلامی در عراق نمایندهی دولت و ملت نیست، وسیلهایست برای انتشار یک ایدئولوژی در کشور همسایه و مردم عراق این را به خوبی میدانند.»
در گفتگو با امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد
@AmirTaheri4
در گفتگو با امیر طاهری، روزنامهنگار ارشد
@AmirTaheri4
رسانههای جمهوریاسلامی کماکان اخبار مربوط به تصرف و سوختن کنسولگری رژیم در کربلا را پنهان میکنند و بازتاب نمیدهند؛ فقط به این بسنده میکنند که عدهای در صدد حمله به آن بودهاند.
در عین حال، هرگونه حمله به پایگاه و مقر دیپلماتیک را یک عملیات جنایتکارانه قلمداد میکنند.
با این وجود، چهلمین سالگرد حمله و تسخیر سفارت آمریکا در تهران را نیز گرامی میدارند.
@AmirTaheri4
در عین حال، هرگونه حمله به پایگاه و مقر دیپلماتیک را یک عملیات جنایتکارانه قلمداد میکنند.
با این وجود، چهلمین سالگرد حمله و تسخیر سفارت آمریکا در تهران را نیز گرامی میدارند.
@AmirTaheri4
به یاد شاعر و منتقد ادبی، مظاهر مصفا که در تهران درگذشت. استاد گونههای کلاسیک، بویژه قصیده و غزل بود. مصفا همچنین متون ادبیات فارسی را ویرایش کرده است. دوستان او شوخ طبعی، سخاوت و عشق بی حد و مرزش به ایران را به یاد خواهند سپرد.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
در زمانی که ایرانی ها از عراق دسته دسته فرار میکنند کنسول جمهوری اسلامی در کربلا میرمسعود حسینیان میگوید : شرایط سفر به عراق مناسب نیست و احتمالا مدت زیادی مناسب نخواهد بود
توصیف فارسی زیبائی برای "اگر به اینجا بیایی جانت در خطر است"
@AmirTaheri4
توصیف فارسی زیبائی برای "اگر به اینجا بیایی جانت در خطر است"
@AmirTaheri4
رسانه های جمهوری اسلامی ادعا میکنند که قیام ضد تهران عراقی ها توسط روحانی "محمود الحسن السرخی" رهبری میشود که پیروانش وی را "آیت الله العظمی" مینامند. وی از قبیله قدرتمند السرخه شیعه است، و در حال حاضر در قطر زندگی میکند.
(چه اتفاقی برای دوستی تهران-دوحه افتاد؟)
@AmirTaheri4
(چه اتفاقی برای دوستی تهران-دوحه افتاد؟)
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه تاریخی «امیر طاهری» با آریامهر پادشاه فقید ایران، «محمدرضا شاه پهلوی» - بخش چهارم
این گفتگو در آبان ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی برابر با آبان ماه ۱۳۵۵ انجام شده
بخش اول مصاحبه
بخش دوم مصاحبه
بخش سوم مصاحبه
@AmirTaheri4
این گفتگو در آبان ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی برابر با آبان ماه ۱۳۵۵ انجام شده
بخش اول مصاحبه
بخش دوم مصاحبه
بخش سوم مصاحبه
@AmirTaheri4
یک بازی و ۵ بازیگر و یک بازنده دائمی
«برجام» از نظر بنیادی مذموم و ناقض حاکمیت ملی ایران است
جمعه 17 آبان 1398 برابر با 8 نُوامبر 2019
یک نوع بازی را تصور کنید که در آن پنچ بازیگر شرکت دارند اما فقط یکی از آنان همواره بازنده خواهد بود. تصور لازم نیست زیرا بازی مورد بحث ما واقعیت دارد و در انظار جهانی صورت میگیرد. نام این بازی «برنامه جامع اقدام مشترک» یا «برجام» است که با نامهای دیگر از جمله «زد و بند اتمی باراک اوباما» یا «سازش هستهای» نیز شناخته میشود.
پنچ بازیگر «برجام» عبارتند از ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه، چین کمونیست و آخرین و نه کمترین و در همان حال تنها بازنده بالقوه و بالفعل، جمهوری اسلامی در ایران.
«برجام» برخلاف ادعای مدافعان آن در تهران، نه یک قرارداد بینالمللی است و نه یک معاهده قابل تنفیذ. متن «برجام» را کسی امضا نکرده است و البته، هیچ قوه مقننهای نیز آن را به تصویب نرسانده است. تنها ادعای مدافعان از نظر حقوقی، اشاره قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد است که با تایید «برجام» محدودیتهای دیگری را در زمینه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، فروش اسلحه و واردات و کالاهای «استفاده مضاعف» وضع میکند. جمهوری اسلامی این قطعنامه را رد کرده است و اصرار دارد که متن «برجام» به تنهایی مرجعیت داشته باشد. در همان حال وزارت امور خارجه ایالات متحده کتبا اعلام کرده است که «برجام» هرگز جنبه قانونی نداشته است و چیزی جز یک برنامه مشکوک داوطلبانه به شمار نمیرود.
نزدیک به چهار سال پس از اعلام «برجام» شرکتکنندگان در آن هنوز نتوانستهاند بر سر تعریف آن به توافق برسند.
حال فرض کنیم که هر پنچ شرکتکننده در این بازی حیرتانگیز تعهدات خود را اجرا کنند. جمهوری اسلامی نه تنها بایستی برنامه جاهطلبانه هستهای خود را در پایینترین حد ممکن نگاه دارد، بلکه ناچار است که بخشهای قابل توجهی از سیاست علمی، فنی، بازرگانی و اقتصادی خود را زیرنظر چهار بازیگر دیگر شکل دهد و اجرا کند. بعضی محدودیتهایی که علیه جمهوری اسلامی وضع شده است دارای مدت معین است، از پنچ تا ۲۵ سال. اما بعضی محدودیتهای دیگر ابدی خواهد بود.
در نخستین دو سال «برجام» جمهوری اسلامی با دیسیپلین و وفاداری غیرقابل انتظار، همه تعهدات خود را انجام داد و حتی از تحسین آژانس بینالمللی اتمی بهرهمند شد. در ازای این رفتار سازنده، باراک اوباما، رییس جمهور وقت ایالات متحده، سر کیسه را اندکی شل کرد و به جمهوری اسلامی امکان داد که بخشی از داراییهای توقیف شده ایران را بدست آورد. بعضی منابع، بویژه در ایالات متحده، مدعیاند که در آن دو سال طلایی، آقای اوباما نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار به تهران رساند. این رقم بیتردید، چیزی جز یک فانتزی تبلیغاتی نیست. پژوهشهایی که در این زمینه دیدهایم نشان میدهد که مجموع دریافتیهای تهران در دو سال مورد بحث در حدود ۱۷ میلیارد دلار بوده است یا همان هفت میلیارد دلار ماهانهای که آقای جان کری، وزیر امور خارجه اوباما، اعلام کرده بود. علاوه بر آن مبلغ، آقای اوباما ترتیبی داده تا ۵/۱ میلیارد دلار پول نقد نیز به شیوه جیمز باندی یا مافیایی به تهران برسد.
اما دیگر بازیگران چه کردهاند؟ ایالات متحده با روی کار آمدن آقای دونالد ترامپ، رییس جمهور جدید، رسما از بازی کنار کشید و تحریمهای تازهای را برای تحریمهای وضع شده از سوی پیشینیان خود در طی چهار دهه، افزود.
IndependentPersian
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
«برجام» از نظر بنیادی مذموم و ناقض حاکمیت ملی ایران است
جمعه 17 آبان 1398 برابر با 8 نُوامبر 2019
یک نوع بازی را تصور کنید که در آن پنچ بازیگر شرکت دارند اما فقط یکی از آنان همواره بازنده خواهد بود. تصور لازم نیست زیرا بازی مورد بحث ما واقعیت دارد و در انظار جهانی صورت میگیرد. نام این بازی «برنامه جامع اقدام مشترک» یا «برجام» است که با نامهای دیگر از جمله «زد و بند اتمی باراک اوباما» یا «سازش هستهای» نیز شناخته میشود.
پنچ بازیگر «برجام» عبارتند از ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه، چین کمونیست و آخرین و نه کمترین و در همان حال تنها بازنده بالقوه و بالفعل، جمهوری اسلامی در ایران.
«برجام» برخلاف ادعای مدافعان آن در تهران، نه یک قرارداد بینالمللی است و نه یک معاهده قابل تنفیذ. متن «برجام» را کسی امضا نکرده است و البته، هیچ قوه مقننهای نیز آن را به تصویب نرسانده است. تنها ادعای مدافعان از نظر حقوقی، اشاره قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد است که با تایید «برجام» محدودیتهای دیگری را در زمینه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، فروش اسلحه و واردات و کالاهای «استفاده مضاعف» وضع میکند. جمهوری اسلامی این قطعنامه را رد کرده است و اصرار دارد که متن «برجام» به تنهایی مرجعیت داشته باشد. در همان حال وزارت امور خارجه ایالات متحده کتبا اعلام کرده است که «برجام» هرگز جنبه قانونی نداشته است و چیزی جز یک برنامه مشکوک داوطلبانه به شمار نمیرود.
نزدیک به چهار سال پس از اعلام «برجام» شرکتکنندگان در آن هنوز نتوانستهاند بر سر تعریف آن به توافق برسند.
حال فرض کنیم که هر پنچ شرکتکننده در این بازی حیرتانگیز تعهدات خود را اجرا کنند. جمهوری اسلامی نه تنها بایستی برنامه جاهطلبانه هستهای خود را در پایینترین حد ممکن نگاه دارد، بلکه ناچار است که بخشهای قابل توجهی از سیاست علمی، فنی، بازرگانی و اقتصادی خود را زیرنظر چهار بازیگر دیگر شکل دهد و اجرا کند. بعضی محدودیتهایی که علیه جمهوری اسلامی وضع شده است دارای مدت معین است، از پنچ تا ۲۵ سال. اما بعضی محدودیتهای دیگر ابدی خواهد بود.
در نخستین دو سال «برجام» جمهوری اسلامی با دیسیپلین و وفاداری غیرقابل انتظار، همه تعهدات خود را انجام داد و حتی از تحسین آژانس بینالمللی اتمی بهرهمند شد. در ازای این رفتار سازنده، باراک اوباما، رییس جمهور وقت ایالات متحده، سر کیسه را اندکی شل کرد و به جمهوری اسلامی امکان داد که بخشی از داراییهای توقیف شده ایران را بدست آورد. بعضی منابع، بویژه در ایالات متحده، مدعیاند که در آن دو سال طلایی، آقای اوباما نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار به تهران رساند. این رقم بیتردید، چیزی جز یک فانتزی تبلیغاتی نیست. پژوهشهایی که در این زمینه دیدهایم نشان میدهد که مجموع دریافتیهای تهران در دو سال مورد بحث در حدود ۱۷ میلیارد دلار بوده است یا همان هفت میلیارد دلار ماهانهای که آقای جان کری، وزیر امور خارجه اوباما، اعلام کرده بود. علاوه بر آن مبلغ، آقای اوباما ترتیبی داده تا ۵/۱ میلیارد دلار پول نقد نیز به شیوه جیمز باندی یا مافیایی به تهران برسد.
اما دیگر بازیگران چه کردهاند؟ ایالات متحده با روی کار آمدن آقای دونالد ترامپ، رییس جمهور جدید، رسما از بازی کنار کشید و تحریمهای تازهای را برای تحریمهای وضع شده از سوی پیشینیان خود در طی چهار دهه، افزود.
IndependentPersian
ادامه مقاله دکتر امیرطاهری در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
یک بازی و ۵ بازیگر و یک بازنده دائمی
یک بازی و ۵ بازیگر و یک بازنده دائمی «برجام» از نظر بنیادی مذموم و ناقض حاکمیت ملی ایران است جمعه 17 آبان 1398 برابر با 8 نُوامبر 2019
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری: قیام در عراق نشانگر اختلافات در تهران و نجف
برگرفته از تحلیلی با عنوان زیر:
Revolt in Iraq Reveals Divisions in Tehran, Najaf
در دو سال گذشته، اهمیت عراق برای ملاها افزایش یافته است؛ "اعمال مجدد تحریم ها توسط ترامپ که همتای پیشین او باراک اوباما به حالت تعلیق درآورده بود". "از دست دادن عراق" به عنوان مهمترین نگرانی سران حکومت خمینیستی در تهران مطرح می شود....
@AmirTaheri4
برگرفته از تحلیلی با عنوان زیر:
Revolt in Iraq Reveals Divisions in Tehran, Najaf
در دو سال گذشته، اهمیت عراق برای ملاها افزایش یافته است؛ "اعمال مجدد تحریم ها توسط ترامپ که همتای پیشین او باراک اوباما به حالت تعلیق درآورده بود". "از دست دادن عراق" به عنوان مهمترین نگرانی سران حکومت خمینیستی در تهران مطرح می شود....
@AmirTaheri4