This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضاشاه روحت شاد
شعار تماشاچیان مسابقه فوتبال بین دو تیم ملوان و ذوب آهن
استادیوم «سیروس قایقران»
بندر انزلی (پهلوی)
چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۴۰۲
#رضاشاه_روحت_شاد
KayhanLondon کیهان لندن
@AmirTaheri4
شعار تماشاچیان مسابقه فوتبال بین دو تیم ملوان و ذوب آهن
استادیوم «سیروس قایقران»
بندر انزلی (پهلوی)
چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۴۰۲
#رضاشاه_روحت_شاد
KayhanLondon کیهان لندن
@AmirTaheri4
👍114❤40👏7😁3
- طنز جایزه نوبل صلح -
برندگان جایزه #نوبل «صلح» که وارد «جنگ و کشتار» شدند:
۱- نخست وزیر اتیوپی، ابی احمد، که برنده صلح نوبل ۲۰۱۹ بود، دستور حمله نظامی به منطقه تیگرن در شمال اتیوپی را داد.
۲- رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، جایزه نوبل صلح سال ۲۰۰۹ را ۹ ماه پس از مراسم تحلیف ریاست جمهوریش دریافت کرد در حالیکه تمام مدت ۸ سال اقامتش در کاخ سفید پرچمدار جنگ در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، پاکستان، یمن و سومالی بود (مسئول ویرانی خاورمیانه!).
۳- آن سان سوکی، رهبر میانمار که شهرتش برای قتل عام مسلمانان میانمار طی عملیاتی که بآن نام «پاکسازی» داده بود میباشد. او این قتل عام را به بهانه حمایت از «حقوق دیگر اقلیتها» و به کمک رژیمی انجام داد که در سال ۱۹۹۱ برای مبارزه با آن رژیم جایزه صلح نوبل را گرفته بود!
۴- در سال ۱۹۷۳، هنری کیسینجر معاون رئیس جمهور وقت آمریکا، بهمراه لی دوکتو از ویتنام جایزه نوبل صلح را برنده شد اما دوکتو از پذیرفتن سهم خودش امتناع کرد چون کسینجر کسی بود که کامبوج را بمباران کرد تا دیکتاتورهای حامی آمریکا را در قدرت نگه دارد.
۵- ارنستو مونهتا از ایتالیا نوبل صلح ۱۹۱۱ را برنده شد و چهارسال بعد جنگی را علیه امپراطوری آتومن (لیبی امروز) آغاز کرد.
۶- ؟؟؟
آیا برنده جایزه نوبل صلح دیگری قرار است به لیست بالا اضافه شود؟ @AlinejadMasih
Nazanin
@AmirTaheri4
برندگان جایزه #نوبل «صلح» که وارد «جنگ و کشتار» شدند:
۱- نخست وزیر اتیوپی، ابی احمد، که برنده صلح نوبل ۲۰۱۹ بود، دستور حمله نظامی به منطقه تیگرن در شمال اتیوپی را داد.
۲- رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، جایزه نوبل صلح سال ۲۰۰۹ را ۹ ماه پس از مراسم تحلیف ریاست جمهوریش دریافت کرد در حالیکه تمام مدت ۸ سال اقامتش در کاخ سفید پرچمدار جنگ در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، پاکستان، یمن و سومالی بود (مسئول ویرانی خاورمیانه!).
۳- آن سان سوکی، رهبر میانمار که شهرتش برای قتل عام مسلمانان میانمار طی عملیاتی که بآن نام «پاکسازی» داده بود میباشد. او این قتل عام را به بهانه حمایت از «حقوق دیگر اقلیتها» و به کمک رژیمی انجام داد که در سال ۱۹۹۱ برای مبارزه با آن رژیم جایزه صلح نوبل را گرفته بود!
۴- در سال ۱۹۷۳، هنری کیسینجر معاون رئیس جمهور وقت آمریکا، بهمراه لی دوکتو از ویتنام جایزه نوبل صلح را برنده شد اما دوکتو از پذیرفتن سهم خودش امتناع کرد چون کسینجر کسی بود که کامبوج را بمباران کرد تا دیکتاتورهای حامی آمریکا را در قدرت نگه دارد.
۵- ارنستو مونهتا از ایتالیا نوبل صلح ۱۹۱۱ را برنده شد و چهارسال بعد جنگی را علیه امپراطوری آتومن (لیبی امروز) آغاز کرد.
۶- ؟؟؟
آیا برنده جایزه نوبل صلح دیگری قرار است به لیست بالا اضافه شود؟ @AlinejadMasih
Nazanin
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍105❤11😁8👏2🤯1🤩1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسش: آیا انقلاب مشروطه حاصل تراوشات ذهنی روشن فکران آن زمان بود یا متاثر از انقلاب کبیر فرانسه؟
استاد #امیر_طاهری پاسخ می دهند.
#مهسا_امینی
#آیدا_رستمی
@AmirTaheri4
Hossein
@AmirTaheri4
استاد #امیر_طاهری پاسخ می دهند.
#مهسا_امینی
#آیدا_رستمی
@AmirTaheri4
Hossein
@AmirTaheri4
❤89👍19😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیح استاد #امیر_طاهری بر جنبش مشروطیت در ۱۰ دقیقه.
نکته مهمی که #امیر_طاهری می خواهد به آن توجه شود: برای اولین بار در چارچوب جنبش مشروطیت، ایرانی ها متوجه شدند که اختلاف ها و تضادهایی که که در جامعه خودشان هست، می شود از راه سیاسی حل کرد. نه از راه های جنگ، جنگ های دودمانی، جنگ های قبیله ای، س@ر@ بریدن، و ک@ش@ت@ا@ر.
Hossein
@AmirTaheri4
👏88❤24👍10😁2
شاهکار دیگری از امیر طاهری: ایران در فردای برخاستن از خاکسترِ رژیم…
Unika
شاهکار دیگری از امیر طاهری: ایران در فردای برخاستن از خاکسترِ رژیم ضدایرانی کنونی
فایل صوتی
@AmirTaheri4
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍75❤23😁3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از پروین نوریمند، یکی از بزرگترین خوانندههای موسیقی کلاسیک ایران که در سن ۸۵ سالگی درگذشت.
او که به نام ستاره پروین نامگذاری شد، در سال ۱۳۳۸ در آغاز زندگی حرفهای درخشان خود به اوج رسید.
برای هفتهنامه روشنفکر با او مصاحبه کردم و طرفدار صدای آسمانی او شدم.
Amir Taheri
A thought for Parvin Nurimand, one of the greatest divas of Iranian classical music who has passed away aged 85.
Named after the star Parvin, she rose on 1959 at the start of a brilliant career.
I interviewed her for the weekly Roshanfakr and became a fan of her celestial voice.
@AmirTaheri4
❤141👍14🕊5😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری گرامی @AmirTaheri4 اگر اشتباه نکنم چند سال پیش خاطرهی اولین برخورد مشاعرهایه شاهنشاه آریامهر با پرزیدنت سادات رو در یک برنامه تلویزیونی از زبان شما شنیدم در نت گشتم پیدا نکردم اگر برایتان مقدور است بار دیگر این خاطره را بازگو کنید، سپاسگزارم.
#جاویدشاه
Misso
لینک تلگرامش خدمت شما با اون قسمت از ویدئو
https://t.me/AmirTaheri4/81
Dariush Ariamehr
@AmirTaheri4
#جاویدشاه
Misso
لینک تلگرامش خدمت شما با اون قسمت از ویدئو
https://t.me/AmirTaheri4/81
Dariush Ariamehr
@AmirTaheri4
❤93👍8😁3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: سَنْدْرُمِ ما باید کاری انجام دهیم
حقیقت این است که ابرازِ حمایت غرب از آنچه آنها «رهبران منتخب دموکراتیک» مینامند به ندرت فراتر از مواضع دیپلماتیک پیش میرود. واقعیت مؤید این است که برگزاری یک یا چند انتخابات، به تنهایی یک جامعه را به جامعهای دموکراتیک و آزاد تبدیل نمیکند. جهان پیشتر شاهد وجود چندین رهبر غیردموکراتیک بوده که از مسیرهایی که دموکراتیک به نظر میرسند انتخاب شدهاند.
تحلیلی از امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
The We’ve Got to Do Something Syndrome
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
حقیقت این است که ابرازِ حمایت غرب از آنچه آنها «رهبران منتخب دموکراتیک» مینامند به ندرت فراتر از مواضع دیپلماتیک پیش میرود. واقعیت مؤید این است که برگزاری یک یا چند انتخابات، به تنهایی یک جامعه را به جامعهای دموکراتیک و آزاد تبدیل نمیکند. جهان پیشتر شاهد وجود چندین رهبر غیردموکراتیک بوده که از مسیرهایی که دموکراتیک به نظر میرسند انتخاب شدهاند.
تحلیلی از امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
The We’ve Got to Do Something Syndrome
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
@unikador
@AmirTaheri4
👍64❤6😁2👌1
امیر طاهری: سَنْدْرُمِ ما باید کاری انجام دهیم
Unika
امیر طاهری: سَنْدْرُمِ ما باید کاری انجام دهیم
حقیقت این است که ابرازِ حمایت غرب از آنچه آنها «رهبران منتخب دموکراتیک» مینامند به ندرت فراتر از مواضع دیپلماتیک پیش میرود. واقعیت مؤید این است که برگزاری یک یا چند انتخابات، به تنهایی یک جامعه را به جامعهای دموکراتیک و آزاد تبدیل نمیکند. جهان پیشتر شاهد وجود چندین رهبر غیردموکراتیک بوده که از مسیرهایی که دموکراتیک به نظر میرسند انتخاب شدهاند.
تحلیلی از امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
The We’ve Got to Do Something Syndrome
فایل صوتی
@AmirTaheri4
حقیقت این است که ابرازِ حمایت غرب از آنچه آنها «رهبران منتخب دموکراتیک» مینامند به ندرت فراتر از مواضع دیپلماتیک پیش میرود. واقعیت مؤید این است که برگزاری یک یا چند انتخابات، به تنهایی یک جامعه را به جامعهای دموکراتیک و آزاد تبدیل نمیکند. جهان پیشتر شاهد وجود چندین رهبر غیردموکراتیک بوده که از مسیرهایی که دموکراتیک به نظر میرسند انتخاب شدهاند.
تحلیلی از امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
The We’ve Got to Do Something Syndrome
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍68❤11😁1
سکولاریسم: بحث فردا و نیازهای امروز
نیروی ما در حال حاضر باید در راه گذار از نظام ورشکسته خمینیگرایان به کار آید، بحث بر سر مفاهیم آرمانی را بگذاریم برای فردا، برای پس از آزادی ایران و استقرار مجدد مشروطیت
امیر طاهری جمعه ۲۰ مرداد ۱۴۰۲ برابر با ۱۱ اوت ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
«چرا با سکولاریسم مخالفت میکنید؟ مگر خواستار ادامه حکومت این آدمفروشان هستید؟» این دو پرسش جزئی است از پیامی که یک خواننده ناشناس برای من فرستاده است. در یکی از مقالاتم از کلیشههای مبتذلی سخن گفته بودم که طرحشان در این مرحله از مبارزه مردم ایران برای آزادی حاصلی جز منحرف ساختن بحث، ترساندن بخشی از جامعه، و فریفتن بخشی دیگر ندارد.
درباره کلیشه دموکراسی قبلا نوشتهام و باید تکرار کنم که من نه مخالف دموکراسی هستم نه موافق آن. به دو دلیل: نخست، دقیقا نمیدانم این کلیشه معرف چه چیزی است، زیرا در بررسی نظامهایی که خود را دموکرات میخوانند، چیزی جز تضاد نمیبینم. دوم، ایرانیانی که این کلیشه را به کار میبرند هنوز نتوانستهاند تعریفی از آن- البته با توجه به ویژگیهای جامعه ما- ارائه دهند. در واقع، کمتر ایرانی را مییابید که بگوید دموکراسی نمیخواهد. بعضی میکوشند با چسباندن یک صفت، دموکراسی مورد علاقه خود را تعریف کنند: مردمسالاری دینی، دموکراسی سوسیالیستی، دموکراسی فدرال و....
اما امروز با اجازه شما به کلیشههای دیگر میپردازیم: سکولاریسم، که گاهی هم سکولاریزم نوشته میشود، و گاهی نیز، مانند کتاب خواندنی دکتر محمدحسین صدیق یزدچی، عنوان لائیسیته (Laicite) میگیرد. یک نویسنده دیگر مینویسد سکولاریزم دینی مدرنیته، واژهای که کلیشه دیگری را ارائه میدهد. دکتر یزدچی بهتفضیل توضیح میدهد که لائیسیته را نباید با سکولاریسم اشتباه گرفت، اما در هر حال منظور جدایی دین از سیاست نیست.
دکتر یزدچی با هدف معرفی دین بهعنوان حربهای برای ستمگری یا حتی جنایت مینویسد که پونتیوس پیلات، دادستان یهودی اورشلیم، حکم عیسی مسیح را صادر کرد. گرفتاری اینجا است که پیلات اصلا یهودی نبود، چه رسد به اینکه دادستان یهودیان باشد. او فرماندار رومی فلسطین بود. از سوی دیگر، اگر او حکم اعدام مسیح را صادر کرد، پس باید او را «سکولار» یا «لائیک» به حساب آوریم، زیرا یک نماینده دینی را به صلیب کشانده بود.
دکتر یزدچی همچینین میگوید: «لائیتیسم را نباید با دموکراسی اشتباه کرد. اما چند صفحه بعد، خودش این نقل قول را از ژان ژورس، پرچمدار لائیسته در سالهای ۱۹۳۰، عرضه میکند: «دموکراسی و لائیسیته دو کلمه مترادف و یکساناند.» البته مترادف بودن با یکسان بودن فرق دارد، ولی مهم نیست. در جایی که خود موضوع بحث روشن نیست، این لغزشهای جنبی را باید نادیده گرفت.
تازهترین کتاب درباره سکولاریسم یا سکولاریزم یا لائیسیته با عنوان «فراتر از شک» (Beyond Doubt) ماه گذشته منتشر شد. نویسندگان آمریکایی این کتاب آشکارا سکولاریسم را با «دینزدایی» یا «بیخدایی» (Atheism) مساوی میدانند. خلاصه ادعای آنان این است که دین در مقیاس جهانی بهدلیل مدرنیته رو به زوال است. فیل زاکرمن، استاد دانشگاه در کالیفرنیا و یکی از نویسندگان کتاب، میگوید: «ایران بدون تردید از نظر فرایند سکولاریزاسیون در میان همه کشورها مقام اول را دارد.»
زاکرمن، این ادعا را بر اساس «پژوهشهای موسسه هندی گمان» مطرح میکند. بر اساس این پژوهشها، بیش از نیمی از ایرانیان از دینداری به بیدینی رسیدهاند و فقط ۴۰ درصد از ایرانیان خود را مسلمان میدانند. تعداد آنان که خود را شیعه میدانند حدود ۲۲ درصد است.
چه چیز باعث شده است که ایرانیان از دین بگریزند؟ زاکرمن انگشت اتهام را به سوی رژیم کنونی ایران، یعنی جمهوریاسلامی و مرام و مسلک آیتالله روحالله خمینی، دراز میکند.
در اینجا وضع جالبی پیش میآید. اگر گریز از دین یا سکولاریسم به گفته زاکرمن چیز خوبی است، پس باید بگذاریم جمهوری اسلامی ادامه یابد تا صددرصد ایرانیان بیدین شوند و آرمان لائیسیته و سکولاریسم تحقق یابد.
این نظر زاکرمن را، که به گمان من هیچ پایه علمی ندارد، آیتالله محمد زکایی، استاد حوزه علمیه قم، به نحوی دیگر بیان میکند: «همه ما متوجه فاصله گرفتن آحاد مردم از اعتقادات مذهبی شدهایم. تنها راه نجات دین از آسیب بیشتر خروج روحانیت از پستهای حکومتی و سیاسی و پرداختن به مسائل اعتقادی جامعه است که البته دیگر دیر شده است و اکثریت افراد ۵۰ تا ۹۰ بیدین شدهاند.»
البته این نظر که دین در حال محو شدن است حتی در مقیاس جهانی تازه نیست. مارکس وبر و امیل دورکیم (Durkheim) و پیش از آنان مارکس، که دین را «افیون تودهها» خوانده بود، سنگ قبر همه ادیان را ساخته بودند.
@AmirTaheri4
نیروی ما در حال حاضر باید در راه گذار از نظام ورشکسته خمینیگرایان به کار آید، بحث بر سر مفاهیم آرمانی را بگذاریم برای فردا، برای پس از آزادی ایران و استقرار مجدد مشروطیت
امیر طاهری جمعه ۲۰ مرداد ۱۴۰۲ برابر با ۱۱ اوت ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
«چرا با سکولاریسم مخالفت میکنید؟ مگر خواستار ادامه حکومت این آدمفروشان هستید؟» این دو پرسش جزئی است از پیامی که یک خواننده ناشناس برای من فرستاده است. در یکی از مقالاتم از کلیشههای مبتذلی سخن گفته بودم که طرحشان در این مرحله از مبارزه مردم ایران برای آزادی حاصلی جز منحرف ساختن بحث، ترساندن بخشی از جامعه، و فریفتن بخشی دیگر ندارد.
درباره کلیشه دموکراسی قبلا نوشتهام و باید تکرار کنم که من نه مخالف دموکراسی هستم نه موافق آن. به دو دلیل: نخست، دقیقا نمیدانم این کلیشه معرف چه چیزی است، زیرا در بررسی نظامهایی که خود را دموکرات میخوانند، چیزی جز تضاد نمیبینم. دوم، ایرانیانی که این کلیشه را به کار میبرند هنوز نتوانستهاند تعریفی از آن- البته با توجه به ویژگیهای جامعه ما- ارائه دهند. در واقع، کمتر ایرانی را مییابید که بگوید دموکراسی نمیخواهد. بعضی میکوشند با چسباندن یک صفت، دموکراسی مورد علاقه خود را تعریف کنند: مردمسالاری دینی، دموکراسی سوسیالیستی، دموکراسی فدرال و....
اما امروز با اجازه شما به کلیشههای دیگر میپردازیم: سکولاریسم، که گاهی هم سکولاریزم نوشته میشود، و گاهی نیز، مانند کتاب خواندنی دکتر محمدحسین صدیق یزدچی، عنوان لائیسیته (Laicite) میگیرد. یک نویسنده دیگر مینویسد سکولاریزم دینی مدرنیته، واژهای که کلیشه دیگری را ارائه میدهد. دکتر یزدچی بهتفضیل توضیح میدهد که لائیسیته را نباید با سکولاریسم اشتباه گرفت، اما در هر حال منظور جدایی دین از سیاست نیست.
دکتر یزدچی با هدف معرفی دین بهعنوان حربهای برای ستمگری یا حتی جنایت مینویسد که پونتیوس پیلات، دادستان یهودی اورشلیم، حکم عیسی مسیح را صادر کرد. گرفتاری اینجا است که پیلات اصلا یهودی نبود، چه رسد به اینکه دادستان یهودیان باشد. او فرماندار رومی فلسطین بود. از سوی دیگر، اگر او حکم اعدام مسیح را صادر کرد، پس باید او را «سکولار» یا «لائیک» به حساب آوریم، زیرا یک نماینده دینی را به صلیب کشانده بود.
دکتر یزدچی همچینین میگوید: «لائیتیسم را نباید با دموکراسی اشتباه کرد. اما چند صفحه بعد، خودش این نقل قول را از ژان ژورس، پرچمدار لائیسته در سالهای ۱۹۳۰، عرضه میکند: «دموکراسی و لائیسیته دو کلمه مترادف و یکساناند.» البته مترادف بودن با یکسان بودن فرق دارد، ولی مهم نیست. در جایی که خود موضوع بحث روشن نیست، این لغزشهای جنبی را باید نادیده گرفت.
تازهترین کتاب درباره سکولاریسم یا سکولاریزم یا لائیسیته با عنوان «فراتر از شک» (Beyond Doubt) ماه گذشته منتشر شد. نویسندگان آمریکایی این کتاب آشکارا سکولاریسم را با «دینزدایی» یا «بیخدایی» (Atheism) مساوی میدانند. خلاصه ادعای آنان این است که دین در مقیاس جهانی بهدلیل مدرنیته رو به زوال است. فیل زاکرمن، استاد دانشگاه در کالیفرنیا و یکی از نویسندگان کتاب، میگوید: «ایران بدون تردید از نظر فرایند سکولاریزاسیون در میان همه کشورها مقام اول را دارد.»
زاکرمن، این ادعا را بر اساس «پژوهشهای موسسه هندی گمان» مطرح میکند. بر اساس این پژوهشها، بیش از نیمی از ایرانیان از دینداری به بیدینی رسیدهاند و فقط ۴۰ درصد از ایرانیان خود را مسلمان میدانند. تعداد آنان که خود را شیعه میدانند حدود ۲۲ درصد است.
چه چیز باعث شده است که ایرانیان از دین بگریزند؟ زاکرمن انگشت اتهام را به سوی رژیم کنونی ایران، یعنی جمهوریاسلامی و مرام و مسلک آیتالله روحالله خمینی، دراز میکند.
در اینجا وضع جالبی پیش میآید. اگر گریز از دین یا سکولاریسم به گفته زاکرمن چیز خوبی است، پس باید بگذاریم جمهوری اسلامی ادامه یابد تا صددرصد ایرانیان بیدین شوند و آرمان لائیسیته و سکولاریسم تحقق یابد.
این نظر زاکرمن را، که به گمان من هیچ پایه علمی ندارد، آیتالله محمد زکایی، استاد حوزه علمیه قم، به نحوی دیگر بیان میکند: «همه ما متوجه فاصله گرفتن آحاد مردم از اعتقادات مذهبی شدهایم. تنها راه نجات دین از آسیب بیشتر خروج روحانیت از پستهای حکومتی و سیاسی و پرداختن به مسائل اعتقادی جامعه است که البته دیگر دیر شده است و اکثریت افراد ۵۰ تا ۹۰ بیدین شدهاند.»
البته این نظر که دین در حال محو شدن است حتی در مقیاس جهانی تازه نیست. مارکس وبر و امیل دورکیم (Durkheim) و پیش از آنان مارکس، که دین را «افیون تودهها» خوانده بود، سنگ قبر همه ادیان را ساخته بودند.
@AmirTaheri4
👍56❤15😁4
در ادبیات خودمان، دین اغلب وسیلهای برای رسیدن به آرزوهای دیگر معرفی میشود: فلاح در آخرت، بخشودن گناهان، یا به گفته ناصرخسرو قبادیانی: ترسیدن مردم ز مرگ دردی است / کان را بهجز از علم دین دوا نیست.
باری، برای خودداری از عرضه کلیشههای مبتذل، پیشنهاد من جنبه علمی دارد. مشکل امروز ما دین نیست. مشکل امروز ما نبود آزادی، قانون، پاکدستی، و احترام به عزت و کرامت انسانها است. ما با رژیمی فاسد، جبار، شلخته، و بیاخلاق روبهروییم که از اصلاحات دینی و مراسم مذهبی برای کسب نوعی مشروعیت سوءاستفاده میکند. این ادعا که موتور انقلاب ۱۳۵۷ اسلام و نسخه شیعی آن بود این واقعیت را در نظر نمیگیرد که کمونیستها، سوسیالیستها، خلقچیها، ملی-مذهبیها و... نیز در شکل دادن به آن فاجعه نقش داشتند.
شگفتآور نیست که آقای خامنهای و همراهانش میکوشند مخالفان خود را «دشمن دین و بهویژه دشمن تشیع» جلوه دهند و بدینسان بخشی از مشروعیت رو به زوال خود را، دستکم برای آن ۲۲ درصدی که زاکرمن و موسسه «گمان» ذکر میکنند، حفظ کنند.
برگردیم به ابهامی که در لائیسیته و سکولاریسم وجود دارد. آیا منظور جدایی دین از حکومت است یا جدایی دین از سیاست بهطور کلی؟ اگر مراد جدایی دین از حکومت باشد، آیا بدین معناست که افراد دیندار نمیتوانند پست دولتی داشته باشند؟ در آن صورت، در قبرس سالهای ۱۹۵۰، آیا اسقف ماکاریوس انسانتر از سرهنگ گریواس تروریست نبود؟ آیا در زیمباوه اسقف موزروا بهتر از رابرت موگابه آدمکش نبود؟
اما اگر منظور جلوگیری از شرکت دینداران، چه بهعنوان فرد چه در چارچوب حزبهای خاص خودشان، در سیاست باشد، آیا این نوعی آپارتاید نخواهد بود؟ چه کسی تصمیم میگیرد کدامیک از شهروندان- که حقوق مساوی دارند- میتوانند در سطح فردی یا جمعی در حکومت و سیاست شرکت کنند؟
در مشروطه ایران، همه شهروندان صرفنظر از دین و مذهب میتوانند در زندگی سیاسی کشور نقش فعال داشته باشند. مشروطه ایرانی جمعکننده است نه حذفکننده. مشروطه ایرانی دیندار و بیدین را به جان هم نمیاندازد، همانطور که جنگ طبقاتی پرولتاریا-بورژوا را نمیپذیرد.
عنوان «جمهوری اسلامی» جمع اضداد بود- مثل اینکه بگوییم کچل مو فرفری. در این جمع ضدین، واژه جمهوری خنثاگر واژه اسلامی است و برعکس. اما این بدان معنا نیست که ما دشمن جمهوری یا دشمن اسلام بشویم.
دکتر یزدچی در کتاب خواندنیاش تجربه فرانسه را با مفهوم لائیسیته بهخوبی شرح میدهد. اما او برخی از جنبههای این تجربه را نادیده میگیرد. در سراسر فرانسه ساختمانهایی را مییابید که پیش از «انقلاب کبیر» جنبه مذهبی داشتند: کلیسا، صومعه، و منازل کشیشان و راهبهها؛ ساختمانهایی که به دست انقلابیون ویران شد و در دو قرن گذشته، مردم فرانسه به نجات آنان از نابودی همت گماشتند.
لائیکهای انقلاب فرانسه دهها هزار دیندار را با ماشین سر بریدن خود- گیوتین- نابود کردند. آنان به بهانه انتقام از دین به هزاران راهبه تجاوز کردند. همین تجربه را لائیکهای اسپانیا در جریان جنگ داخلی خود، پیش از جنگ جهانی دوم، تکرار کردند.
سکولاریسم در هر شکل یکی از ایدئولوژیهایی است که جامعه را به خوب و بد تقسیم میکند و نتیجهای جز نفرتپراکنی و سرانجام کشتار ندارد. امروز آنان که میگویند «بر هر تیر چراغ برق یک آخوند»، مبلغ این ایدئولوژی خطرناکاند.
اما مهمترین شکل این است که دین در هیچ فرهنگی تعریف مشخص و مقبول همگان ندارد. آنچه برای یک عده دین است برای عدهای دیگر کفر بهشمار میرود. آیا هندوئیسم یا بوداییگرایی دین است؟ آیا بعضی از ایدئولوژیها، مانند مائوئیسم، نوعی دین در لباس دیگری نیستند؟
بعضی از مدافعان سکولاریسم میگویند: ما چیزی جز حذف دین رسمی نمیخواهیم. آیا مشکل ایران داشتن دین رسمی بود؟ امروز لهستان دین رسمی دارد، اما در همسایگیاش بلاروس ضددین را میبینیم. زندگی در کدامیک را ترجیح میدهید؟
کشورهایی که مدعی داشتن نظام لائیک هستند نیز از شامورتیبازی سیاسی استفاده میکنند. آیا ترکیه که با یک وزارتخانه دین را کنترل میکند لائیک بهشمار میآید؟ فرانسه چطور؟ کشوری که در آن کلیسای کاتولیک، پیروان دین یهود، و مسلمانان از بسیاری امتیازها و کمکهای دولتی برخوردارند- امتیازها و کمکهایی که بیدینان یا خداناباوران از آن محروماند. در بریتانیا، پادشاه رئیس کلیسای انگلستان است، کلیسایی که خود را دین رسمی کل کشور میداند.
اگر نیاکان ما که نهضت مشروطیت را به پیروزی رساندند لائیک میبودند، میبایست اجازه میدادند کسانی مانند ملکالمتکلمین، علی آقا تبریزی، آیتالله بهبهانی، و بسیار روحانیان دیگر در کنار آنان برای پایان دادن به سلطنت مطلقه نبرد کنند و گاه حتی مرگ را بپذیرند.
@AmirTaheri4
باری، برای خودداری از عرضه کلیشههای مبتذل، پیشنهاد من جنبه علمی دارد. مشکل امروز ما دین نیست. مشکل امروز ما نبود آزادی، قانون، پاکدستی، و احترام به عزت و کرامت انسانها است. ما با رژیمی فاسد، جبار، شلخته، و بیاخلاق روبهروییم که از اصلاحات دینی و مراسم مذهبی برای کسب نوعی مشروعیت سوءاستفاده میکند. این ادعا که موتور انقلاب ۱۳۵۷ اسلام و نسخه شیعی آن بود این واقعیت را در نظر نمیگیرد که کمونیستها، سوسیالیستها، خلقچیها، ملی-مذهبیها و... نیز در شکل دادن به آن فاجعه نقش داشتند.
شگفتآور نیست که آقای خامنهای و همراهانش میکوشند مخالفان خود را «دشمن دین و بهویژه دشمن تشیع» جلوه دهند و بدینسان بخشی از مشروعیت رو به زوال خود را، دستکم برای آن ۲۲ درصدی که زاکرمن و موسسه «گمان» ذکر میکنند، حفظ کنند.
برگردیم به ابهامی که در لائیسیته و سکولاریسم وجود دارد. آیا منظور جدایی دین از حکومت است یا جدایی دین از سیاست بهطور کلی؟ اگر مراد جدایی دین از حکومت باشد، آیا بدین معناست که افراد دیندار نمیتوانند پست دولتی داشته باشند؟ در آن صورت، در قبرس سالهای ۱۹۵۰، آیا اسقف ماکاریوس انسانتر از سرهنگ گریواس تروریست نبود؟ آیا در زیمباوه اسقف موزروا بهتر از رابرت موگابه آدمکش نبود؟
اما اگر منظور جلوگیری از شرکت دینداران، چه بهعنوان فرد چه در چارچوب حزبهای خاص خودشان، در سیاست باشد، آیا این نوعی آپارتاید نخواهد بود؟ چه کسی تصمیم میگیرد کدامیک از شهروندان- که حقوق مساوی دارند- میتوانند در سطح فردی یا جمعی در حکومت و سیاست شرکت کنند؟
در مشروطه ایران، همه شهروندان صرفنظر از دین و مذهب میتوانند در زندگی سیاسی کشور نقش فعال داشته باشند. مشروطه ایرانی جمعکننده است نه حذفکننده. مشروطه ایرانی دیندار و بیدین را به جان هم نمیاندازد، همانطور که جنگ طبقاتی پرولتاریا-بورژوا را نمیپذیرد.
عنوان «جمهوری اسلامی» جمع اضداد بود- مثل اینکه بگوییم کچل مو فرفری. در این جمع ضدین، واژه جمهوری خنثاگر واژه اسلامی است و برعکس. اما این بدان معنا نیست که ما دشمن جمهوری یا دشمن اسلام بشویم.
دکتر یزدچی در کتاب خواندنیاش تجربه فرانسه را با مفهوم لائیسیته بهخوبی شرح میدهد. اما او برخی از جنبههای این تجربه را نادیده میگیرد. در سراسر فرانسه ساختمانهایی را مییابید که پیش از «انقلاب کبیر» جنبه مذهبی داشتند: کلیسا، صومعه، و منازل کشیشان و راهبهها؛ ساختمانهایی که به دست انقلابیون ویران شد و در دو قرن گذشته، مردم فرانسه به نجات آنان از نابودی همت گماشتند.
لائیکهای انقلاب فرانسه دهها هزار دیندار را با ماشین سر بریدن خود- گیوتین- نابود کردند. آنان به بهانه انتقام از دین به هزاران راهبه تجاوز کردند. همین تجربه را لائیکهای اسپانیا در جریان جنگ داخلی خود، پیش از جنگ جهانی دوم، تکرار کردند.
سکولاریسم در هر شکل یکی از ایدئولوژیهایی است که جامعه را به خوب و بد تقسیم میکند و نتیجهای جز نفرتپراکنی و سرانجام کشتار ندارد. امروز آنان که میگویند «بر هر تیر چراغ برق یک آخوند»، مبلغ این ایدئولوژی خطرناکاند.
اما مهمترین شکل این است که دین در هیچ فرهنگی تعریف مشخص و مقبول همگان ندارد. آنچه برای یک عده دین است برای عدهای دیگر کفر بهشمار میرود. آیا هندوئیسم یا بوداییگرایی دین است؟ آیا بعضی از ایدئولوژیها، مانند مائوئیسم، نوعی دین در لباس دیگری نیستند؟
بعضی از مدافعان سکولاریسم میگویند: ما چیزی جز حذف دین رسمی نمیخواهیم. آیا مشکل ایران داشتن دین رسمی بود؟ امروز لهستان دین رسمی دارد، اما در همسایگیاش بلاروس ضددین را میبینیم. زندگی در کدامیک را ترجیح میدهید؟
کشورهایی که مدعی داشتن نظام لائیک هستند نیز از شامورتیبازی سیاسی استفاده میکنند. آیا ترکیه که با یک وزارتخانه دین را کنترل میکند لائیک بهشمار میآید؟ فرانسه چطور؟ کشوری که در آن کلیسای کاتولیک، پیروان دین یهود، و مسلمانان از بسیاری امتیازها و کمکهای دولتی برخوردارند- امتیازها و کمکهایی که بیدینان یا خداناباوران از آن محروماند. در بریتانیا، پادشاه رئیس کلیسای انگلستان است، کلیسایی که خود را دین رسمی کل کشور میداند.
اگر نیاکان ما که نهضت مشروطیت را به پیروزی رساندند لائیک میبودند، میبایست اجازه میدادند کسانی مانند ملکالمتکلمین، علی آقا تبریزی، آیتالله بهبهانی، و بسیار روحانیان دیگر در کنار آنان برای پایان دادن به سلطنت مطلقه نبرد کنند و گاه حتی مرگ را بپذیرند.
@AmirTaheri4
👍53❤15😁5
امروزه نیز اگر ادعا کنیم ایرانی دیندار حق دخالت در سیاست ندارد، میبایست مولوی عبدالحمید، مولوی گرگیج، و حتی بعضی از روحانیان قم و نجف را از اظهارنظر درباره خواستهای مردم محروم کنیم.
در نظام مشروطه هیچ بخشی از جامعه را نمیتوان از دایره مشارکت در تصمیمگیری بیرون انداخت. مشروطه سدی است در برابر قدرت بیحدود که راهگشای جنایت بیحدود است. هیتلر، استالین، مائوتسه تونگ، و پل پوت همگی لائیک بودند. همانطور که روبسپیرو سن ژوست و سازنده گیوتین دینزدایی را در راس برنامههایشان میدیدند.
نظام مشروطه میبایست خیلی جلوتر و سریعتر از کل جامعه حرکت کند. در همان حال، این نظام نباید از حرکت جامعه عقب بماند. تنظیم این دو حرکت به شکلی که منافع مردم را تامین کند و به پیشرفت کلی جامعه بینجامد کار آسانی نیست. عرضه کلیشههایی که درک عمومی واحدی از آن وجود ندارد در مراحلی از مبارزه در راه آزادی میتواند گمراهکننده باشد.
البته منظور خودداری از تبلیغ سکولاریسم یا لائیسیته نیست. هواداران این الفاظ آزادند که جنس خود را به مردم عرضه کنند. اما گام اول این است: دقیقا بگویید منظورتان از این الفاظ چیست و الگویی که مورد نظرتان است چگونه و کجاست؟
باز تکرار میکنم: من نه مخالف دموکراسی هستم و نه مخالف سکولاریسم و نه میگویم این مفاهیم خوباند یا بد. پیشنهاد من این است: نیروی ما در حال حاضر باید در راه گذار از نظام ورشکسته خمینیگرایان به کار آید. بحث بر سر مفاهیم آرمانی را بگذاریم برای فردا، برای پس از آزادی ایران و استقرار مجدد مشروطیت.
@AmirTaheri4
در نظام مشروطه هیچ بخشی از جامعه را نمیتوان از دایره مشارکت در تصمیمگیری بیرون انداخت. مشروطه سدی است در برابر قدرت بیحدود که راهگشای جنایت بیحدود است. هیتلر، استالین، مائوتسه تونگ، و پل پوت همگی لائیک بودند. همانطور که روبسپیرو سن ژوست و سازنده گیوتین دینزدایی را در راس برنامههایشان میدیدند.
نظام مشروطه میبایست خیلی جلوتر و سریعتر از کل جامعه حرکت کند. در همان حال، این نظام نباید از حرکت جامعه عقب بماند. تنظیم این دو حرکت به شکلی که منافع مردم را تامین کند و به پیشرفت کلی جامعه بینجامد کار آسانی نیست. عرضه کلیشههایی که درک عمومی واحدی از آن وجود ندارد در مراحلی از مبارزه در راه آزادی میتواند گمراهکننده باشد.
البته منظور خودداری از تبلیغ سکولاریسم یا لائیسیته نیست. هواداران این الفاظ آزادند که جنس خود را به مردم عرضه کنند. اما گام اول این است: دقیقا بگویید منظورتان از این الفاظ چیست و الگویی که مورد نظرتان است چگونه و کجاست؟
باز تکرار میکنم: من نه مخالف دموکراسی هستم و نه مخالف سکولاریسم و نه میگویم این مفاهیم خوباند یا بد. پیشنهاد من این است: نیروی ما در حال حاضر باید در راه گذار از نظام ورشکسته خمینیگرایان به کار آید. بحث بر سر مفاهیم آرمانی را بگذاریم برای فردا، برای پس از آزادی ایران و استقرار مجدد مشروطیت.
@AmirTaheri4
👍67❤14😁5
سرمقاله نویس «لیبراسیون» (الکساندرا شووارتزبرود) در مطلب خود با عنوان "شور زندگی و آزادی زنان ایران خاموش ناشدنی است"، جامعۀ جهانی را به حمایت از مبارزه و مقاومت زنان ایران فراخوانده است. او نوشته است که زنان ایران با شهامت و مقاومتشان جهان را به تحسین واداشتهاند. به نوشتۀ سرمقاله نویس «لیبراسیون»، "زنان ایران در مقابل رژیمی تاریک اندیش که علیه مردماش مجازاتهای قرونوسطایی تازیانه و طناب دار به راه انداخته مقاومتی باشکوه را به نمایش میگذارند. آنان با شهامتی باورنکردنی و در حالی که هزاران تن از آنان دستگیر و شکنجه شدهاند خشونت و مرگ نظام اسلامی را به چالش کشیدهاند."
به نوشتۀ سرمقالهنویس «لیبراسیون» زنان دلیر ایران "می دانند که هر چقدر در این مقاومت پرشمارتر باشند، سلطۀ حکومت بر آنان کمتر است."
«لیبراسیون» در ادامه افزوده است که در نبرد جاری "ای بسا زنان ایران از هم اکنون به پیروزی رسیده باشند، چون رژیم اسلامی میترسد."
«لیبراسیون» در ادامه افزوده است : "در آستانۀ سالگرد قتل مهسا امینی و بازگشایی دانشگاهها، رژیم اسلامی ایران به تب و تاب افتاده زیرا شاهد سربرآوردن شور زندگی و آزادی نزد جوانان ایران است. ای بسا زنان ایران در نبرد خود از هم اکنون به پیروزی رسیده باشند زیرا جهان از این پس چشم به ایران دوخته و رژیم اسلامی نیز نمیتواند رابطۀ خود را با جهان تماماً قطع کند چنانکه طالبان با زنان افغانستان و با زنده به گور کردن آنان در چهاردیواری منازل کرده اند."
سرمقاله نویس «لیبراسیون» در پایان نوشته است : "نمیتوان زنان ایران را در نبردشان تنها گذاشت آنان به پشتیبانی جامعۀ بین المللی به هر شکل و صورتی احتیاج دارند."
«لیبراسیون» همچنین گزارش مفصلی دارد دربارۀ ازسرگیری گشت ارشاد و سرکوب زنان و جوانان ایران در کوی و برزن و ناتوانی سرکوب نظام اسلامی در برابر عزم و مقاومت زنان ایران.
الناز، دختر جوان ایرانی، به گزارشگر «لیبراسیون» گفته است : "رژیم اسلامی در یک سال گذشته صدها نفر از ما را کُشت و هزاران تن دیگر را دستگیر کرد و زندگی میلیونها ایرانی را دستخوش ناآرامی و دگرگونی کرد. اما، در نهایت این ما، زنان ایران هستیم که به کابوس رژیم اسلامی بدل شده ایم و موجودیت مان در جان رهبران این نظام وحشت انداخته است. هر روز که بدون حجاب اجباری بیرون می رویم رهبران نظام اسلامی را به چالش میکشیم و به آنان نشان می دهیم که نمی توانند ما را کنترل کنند."
دختر جوان ایرانی در ادامه افزوده است که او مصمم است و هرگز تسلیم نخواهد شد و "حتا اگر رهبران جمهوری اسلامی با مسلسل و تانک به مصاف زنان و جوانان به خیابان های بیایند، زنان دیگر حاضر نیستند به وضعیت گذشته بازگردند." او سپس افزوده است : "ما هیچ گزینهای جز نبرد نداریم."
گزارشگر «لیبراسیون» در ادامه افزوده است که الناز همانند هزاران زن ایرانی دیگر نمیخواهد به حجاب اجباری تن دهد و هیچ چیز و به ویژه ازسرگیری گشت ارشاد نظر و عزم او را در نبرد جاری تغییر نخواهد داد.
@AmirTaheri4
به نوشتۀ سرمقالهنویس «لیبراسیون» زنان دلیر ایران "می دانند که هر چقدر در این مقاومت پرشمارتر باشند، سلطۀ حکومت بر آنان کمتر است."
«لیبراسیون» در ادامه افزوده است که در نبرد جاری "ای بسا زنان ایران از هم اکنون به پیروزی رسیده باشند، چون رژیم اسلامی میترسد."
«لیبراسیون» در ادامه افزوده است : "در آستانۀ سالگرد قتل مهسا امینی و بازگشایی دانشگاهها، رژیم اسلامی ایران به تب و تاب افتاده زیرا شاهد سربرآوردن شور زندگی و آزادی نزد جوانان ایران است. ای بسا زنان ایران در نبرد خود از هم اکنون به پیروزی رسیده باشند زیرا جهان از این پس چشم به ایران دوخته و رژیم اسلامی نیز نمیتواند رابطۀ خود را با جهان تماماً قطع کند چنانکه طالبان با زنان افغانستان و با زنده به گور کردن آنان در چهاردیواری منازل کرده اند."
سرمقاله نویس «لیبراسیون» در پایان نوشته است : "نمیتوان زنان ایران را در نبردشان تنها گذاشت آنان به پشتیبانی جامعۀ بین المللی به هر شکل و صورتی احتیاج دارند."
«لیبراسیون» همچنین گزارش مفصلی دارد دربارۀ ازسرگیری گشت ارشاد و سرکوب زنان و جوانان ایران در کوی و برزن و ناتوانی سرکوب نظام اسلامی در برابر عزم و مقاومت زنان ایران.
الناز، دختر جوان ایرانی، به گزارشگر «لیبراسیون» گفته است : "رژیم اسلامی در یک سال گذشته صدها نفر از ما را کُشت و هزاران تن دیگر را دستگیر کرد و زندگی میلیونها ایرانی را دستخوش ناآرامی و دگرگونی کرد. اما، در نهایت این ما، زنان ایران هستیم که به کابوس رژیم اسلامی بدل شده ایم و موجودیت مان در جان رهبران این نظام وحشت انداخته است. هر روز که بدون حجاب اجباری بیرون می رویم رهبران نظام اسلامی را به چالش میکشیم و به آنان نشان می دهیم که نمی توانند ما را کنترل کنند."
دختر جوان ایرانی در ادامه افزوده است که او مصمم است و هرگز تسلیم نخواهد شد و "حتا اگر رهبران جمهوری اسلامی با مسلسل و تانک به مصاف زنان و جوانان به خیابان های بیایند، زنان دیگر حاضر نیستند به وضعیت گذشته بازگردند." او سپس افزوده است : "ما هیچ گزینهای جز نبرد نداریم."
گزارشگر «لیبراسیون» در ادامه افزوده است که الناز همانند هزاران زن ایرانی دیگر نمیخواهد به حجاب اجباری تن دهد و هیچ چیز و به ویژه ازسرگیری گشت ارشاد نظر و عزم او را در نبرد جاری تغییر نخواهد داد.
@AmirTaheri4
❤51👍22😁2
دختر جوان ایرانی به گزارشگر «لیبراسیون» گفته است که "برغم برخی ادعاها، رژیم اسلامی کمترین تغییری طی ماه های گذشته نکرده است و تنها تغییر صورت گرفته در این مدت این است که زنان و دختران ایران دلیرتر از همیشه شدهاند و با ایستادگی خود در مقابل حجاب اجباری آشکارا شهامت خویش را به نمایش میگذارند." او سپس گفته است که "نه فقط در این مدت حکومت اسلامی ایران تغییری نکرده، بلکه حتا خشنتر از همیشه شده است و اتفاقاً در چنین لحظهای است که نباید عقب نشست. ما ایستاده ایم و در برابر این بی عدالتی ساکت نخواهیم ماند."
خود «لیبراسیون» ازسرگیری سرکوب و گشت ارشاد را نشانۀ نگرانی رژیم اسلامی دانسته است که اینک به دلیل همین نگرانی بخشی از نیروهای خود را در ظاهر لباس شخصی به گشت زنی در خیابان ها و آزار زنانی گسیل داشته که به حجاب اجباری تن نمیدهند.
شبنم دختر جوان دیگر به «لیبراسیون» گفته است که حاضر نیست با وجود نگرانی اش از سرکوب و خشونت رژیم اسلامی عقب نشینی کند. او گفته است که ازسرگیری گشت ارشاد همۀ آسیبهای روحی را از نو زنده میکند. اما وجود این ترس به معنای عقب نشینی نیست. او گفته است : "بالعکس برغم این ترس به نبرد خود ادامه می دهیم و اگر این احساس ترس وجود نمی داشت، شهامت ما بی معنا بود."
گزارشگر «لیبراسیون» در ادامه افزوده است : "تشدید سرکوب ماه های گذشته در ایران تنها تشدید نارضایتی های جامعه و واکنش قوّی عموم مردم را در پی دارد"، به ویژه این که رسوایی های جنسی مقامات جمهوری اسلامی، کسانی که با تحمیل حجاب اجباری خود را "مدافع عفت و اخلاق عمومی" جا می زنند اعتباری برای این دست دعاوی باقی نگذاشته است.
"لیبراسیون" همچنین در خصوص تشدید سرکوب ها در ایران به ویژه علیه زنان با آزاده کیان، استاد جامعهشناسی در دانشگاه "پاریس-دیدرو" مصاحبه ای انجام داده که در آن پژوهشگر ایرانی-فرانسوی گفته است که سرکوب زنان و ازسرگیری گشت ارشاد در بادی امر نشانۀ ترس حکومت اسلامی از بیداری انقلاب در آستانۀ سالگرد قتل مهسا امینی و همزمان با بازگشایی دانشگاه ها است.
اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید
این سرکوب به گفتۀ آزاده کیان پیامی است در عین حال از سوی رژیم اسلامی به دیگر بخش های جامعۀ معترض. آزاده کیان در سخنانش به اعتراف فرماندۀ سپاه پاسداران، حسین سلامی، اشاره کرده که از اعتراضهای برآمده از مرگ مهسا امینی به عنوان بزرگترین تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران یاد کرده است.
او سپس افزوده است که در نتیجۀ نگرانی از همین تهدید بی سابقه، رژیم اسلامی ایران همۀ امکانات خود را برای خفه کردن انقلابی که اسمش را نمیآورد و آن را به غرب نسبت میدهد، به کار گرفته است. آزاده کیان سپس افزوده است : زنان که به نماد این انقلاب بدل شدهاند در کانون سرکوب حکومت اسلامی قرار گرفتهاند.
آزاده کیان تشدید سرکوبها برای تحمیل حجاب اجباری را بی ثمر دانسته است. او حتا بعید دانسته که مجلس شورای اسلامی لایحۀ مربوط به "عفاف و حجاب" را در قالب و شمایل کنونی به تصویب برساند. هدف حکومت، به گفتۀ او، ترساندن زنان و مردانی است که به اعتراضهای خود همچنان ادامه میدهند، به ویژه این که از نگاه رژیم اسلامی نتایج تشدید تدابیر سختگیرانه کاملاً ناروشن هستند. به گفتۀ آزاده کیان رهبران جمهوری اسلامی میترسند که خود پلیس از اجرای چنین تدابیری امتناع ورزد. او در جای دیگری از سخنانش افزوده است که اعتراض و اتحاد از میان نرفته، حتی اگر در نتیجۀ سرکوب و دستگیریهای گسترده فروکش کرده باشد.
@AmirTaheri4
خود «لیبراسیون» ازسرگیری سرکوب و گشت ارشاد را نشانۀ نگرانی رژیم اسلامی دانسته است که اینک به دلیل همین نگرانی بخشی از نیروهای خود را در ظاهر لباس شخصی به گشت زنی در خیابان ها و آزار زنانی گسیل داشته که به حجاب اجباری تن نمیدهند.
شبنم دختر جوان دیگر به «لیبراسیون» گفته است که حاضر نیست با وجود نگرانی اش از سرکوب و خشونت رژیم اسلامی عقب نشینی کند. او گفته است که ازسرگیری گشت ارشاد همۀ آسیبهای روحی را از نو زنده میکند. اما وجود این ترس به معنای عقب نشینی نیست. او گفته است : "بالعکس برغم این ترس به نبرد خود ادامه می دهیم و اگر این احساس ترس وجود نمی داشت، شهامت ما بی معنا بود."
گزارشگر «لیبراسیون» در ادامه افزوده است : "تشدید سرکوب ماه های گذشته در ایران تنها تشدید نارضایتی های جامعه و واکنش قوّی عموم مردم را در پی دارد"، به ویژه این که رسوایی های جنسی مقامات جمهوری اسلامی، کسانی که با تحمیل حجاب اجباری خود را "مدافع عفت و اخلاق عمومی" جا می زنند اعتباری برای این دست دعاوی باقی نگذاشته است.
"لیبراسیون" همچنین در خصوص تشدید سرکوب ها در ایران به ویژه علیه زنان با آزاده کیان، استاد جامعهشناسی در دانشگاه "پاریس-دیدرو" مصاحبه ای انجام داده که در آن پژوهشگر ایرانی-فرانسوی گفته است که سرکوب زنان و ازسرگیری گشت ارشاد در بادی امر نشانۀ ترس حکومت اسلامی از بیداری انقلاب در آستانۀ سالگرد قتل مهسا امینی و همزمان با بازگشایی دانشگاه ها است.
اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید
این سرکوب به گفتۀ آزاده کیان پیامی است در عین حال از سوی رژیم اسلامی به دیگر بخش های جامعۀ معترض. آزاده کیان در سخنانش به اعتراف فرماندۀ سپاه پاسداران، حسین سلامی، اشاره کرده که از اعتراضهای برآمده از مرگ مهسا امینی به عنوان بزرگترین تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران یاد کرده است.
او سپس افزوده است که در نتیجۀ نگرانی از همین تهدید بی سابقه، رژیم اسلامی ایران همۀ امکانات خود را برای خفه کردن انقلابی که اسمش را نمیآورد و آن را به غرب نسبت میدهد، به کار گرفته است. آزاده کیان سپس افزوده است : زنان که به نماد این انقلاب بدل شدهاند در کانون سرکوب حکومت اسلامی قرار گرفتهاند.
آزاده کیان تشدید سرکوبها برای تحمیل حجاب اجباری را بی ثمر دانسته است. او حتا بعید دانسته که مجلس شورای اسلامی لایحۀ مربوط به "عفاف و حجاب" را در قالب و شمایل کنونی به تصویب برساند. هدف حکومت، به گفتۀ او، ترساندن زنان و مردانی است که به اعتراضهای خود همچنان ادامه میدهند، به ویژه این که از نگاه رژیم اسلامی نتایج تشدید تدابیر سختگیرانه کاملاً ناروشن هستند. به گفتۀ آزاده کیان رهبران جمهوری اسلامی میترسند که خود پلیس از اجرای چنین تدابیری امتناع ورزد. او در جای دیگری از سخنانش افزوده است که اعتراض و اتحاد از میان نرفته، حتی اگر در نتیجۀ سرکوب و دستگیریهای گسترده فروکش کرده باشد.
@AmirTaheri4
❤60👍21😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش مهمی از سخنان #شاهنشاه_رضا_پهلوی در موسسه هادسن در مورد مفهوم
#بازگشت_به_مشروطه و استفاده از #قانون_اساسی_مشروطه_سلطنتی ایران برای دوران گذار
رضاشاه دوم :
ممکن است فاز گذار یک تا سه سال طول بکشد .. پس بر اساس کدام قانونی دولت میخواهد کار بکند ؟
#جاویدشاه
👑Hiwa👑
@AmirTaheri4
#بازگشت_به_مشروطه و استفاده از #قانون_اساسی_مشروطه_سلطنتی ایران برای دوران گذار
رضاشاه دوم :
ممکن است فاز گذار یک تا سه سال طول بکشد .. پس بر اساس کدام قانونی دولت میخواهد کار بکند ؟
#جاویدشاه
👑Hiwa👑
@AmirTaheri4
❤124👍13❤🔥4😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جاویدشاه
مملکت صاحب میخواد
برنامه میخواد
افراد میهن پرست میخواد که ازش مراقبت کنن✋
نه یک مشت وطن فروش بی عرضه که حتی از پس طالبان هم بر نمیاد
#رضاشاه_روحت_شاد
درودها جناب @AmirTaheri4 💐
👑GordAfarid
@AmirTaheri4
مملکت صاحب میخواد
برنامه میخواد
افراد میهن پرست میخواد که ازش مراقبت کنن✋
نه یک مشت وطن فروش بی عرضه که حتی از پس طالبان هم بر نمیاد
#رضاشاه_روحت_شاد
درودها جناب @AmirTaheri4 💐
👑GordAfarid
@AmirTaheri4
👍154❤36👏6❤🔥2😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مشکل امروز ما دین نیست، مشکل امروز ما فقدان آزادی، قانون، و احترام به عزت و کرامت انسانها است. ما با یک رژیم فاسد، جبار، شلخته و بیاخلاق روبهرو هستیم که از اصلاحات دینی و مراسم مذهبی برای کسب نوعی مشروعیت سوء استفاده میکند.
در مشروطه ایران، همه شهروندان صرفنظر از دین و مذهب میتوانند در زندگی سیاسی کشور نقش فعال داشته باشند. مشروطه ایرانی، جمعکننده است نه حذفکننده. مشروطه ایرانی دیندار و بیدین را به جان هم نمیاندازد همانطور که جنگ طبقاتی پرولتاریا – بورژوا را نیز نمیپذیرد.
✍️به قلم استاد امیر طاهری
@AmirTaheri4
در مشروطه ایران، همه شهروندان صرفنظر از دین و مذهب میتوانند در زندگی سیاسی کشور نقش فعال داشته باشند. مشروطه ایرانی، جمعکننده است نه حذفکننده. مشروطه ایرانی دیندار و بیدین را به جان هم نمیاندازد همانطور که جنگ طبقاتی پرولتاریا – بورژوا را نیز نمیپذیرد.
✍️به قلم استاد امیر طاهری
@AmirTaheri4
👍92❤16🤔2😁1