This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۷، ۸ سال پیش مردم ایران متوجه شدن به تدریج بایستی نگاهی به میراث فرهنگی و سیاسی خودشون بکنند.
همین الان که داریم صحبت میکنیم من زیر بمباران خبرنگارانی هستم که میخوان با رضاشاه دوم مصاحبه بکنن، یه موقعی هیچکی نمیخواست باهاش صحبت بکنه حالا همه میخوان باهاش صحبت کنن.
@AmirTaheri4
همین الان که داریم صحبت میکنیم من زیر بمباران خبرنگارانی هستم که میخوان با رضاشاه دوم مصاحبه بکنن، یه موقعی هیچکی نمیخواست باهاش صحبت بکنه حالا همه میخوان باهاش صحبت کنن.
@AmirTaheri4
❤157👍14💯6👌2🤔1
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: قدرتِ بیقدرتان کُنده رژیم را خواهد کشید
نظام خمینیگرا نهتنها فرهنگ ایرانی را نمیشناسد، بلکه آن را دشمن میپندارد. اما چهار دهه کوشش برای «ایرانزدایی» نتیجه معکوس داشته است. امروز تشنگی برای بهرهگیری از فرهنگ خسروانی ایران بیش از هر زمان دیگر در دو سده اخیر است.
خلاقیت، شجاعت، درایت و سرسختی دختران و پسران امروز ایران سازنده «قدرت» واقعی است - قدرت بیقدرتان یعنی قدرتی نیرومندتر از زور که چیزی جز یک شبهقدرت یا کاریکاتور قدرت نیست.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#انقلاب_ملی_ایران
@Unikador
نظام خمینیگرا نهتنها فرهنگ ایرانی را نمیشناسد، بلکه آن را دشمن میپندارد. اما چهار دهه کوشش برای «ایرانزدایی» نتیجه معکوس داشته است. امروز تشنگی برای بهرهگیری از فرهنگ خسروانی ایران بیش از هر زمان دیگر در دو سده اخیر است.
خلاقیت، شجاعت، درایت و سرسختی دختران و پسران امروز ایران سازنده «قدرت» واقعی است - قدرت بیقدرتان یعنی قدرتی نیرومندتر از زور که چیزی جز یک شبهقدرت یا کاریکاتور قدرت نیست.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#انقلاب_ملی_ایران
@Unikador
💯60👍12❤8👌1
امیر طاهری: قدرتِ بیقدرتان کُنده رژیم را خواهد کشید
Unika
امیر طاهری: قدرتِ بیقدرتان کُنده رژیم را خواهد کشید
نظام خمینیگرا نهتنها فرهنگ ایرانی را نمیشناسد، بلکه آن را دشمن میپندارد. اما چهار دهه کوشش برای «ایرانزدایی» نتیجه معکوس داشته است. امروز تشنگی برای بهرهگیری از فرهنگ خسروانی ایران بیش از هر زمان دیگر در دو سده اخیر است.
خلاقیت، شجاعت، درایت و سرسختی دختران و پسران امروز ایران سازنده «قدرت» واقعی است - قدرت بیقدرتان یعنی قدرتی نیرومندتر از زور که چیزی جز یک شبهقدرت یا کاریکاتور قدرت نیست.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#انقلاب_ملی_ایران
فایل صوتی
@AmirTaheri4
نظام خمینیگرا نهتنها فرهنگ ایرانی را نمیشناسد، بلکه آن را دشمن میپندارد. اما چهار دهه کوشش برای «ایرانزدایی» نتیجه معکوس داشته است. امروز تشنگی برای بهرهگیری از فرهنگ خسروانی ایران بیش از هر زمان دیگر در دو سده اخیر است.
خلاقیت، شجاعت، درایت و سرسختی دختران و پسران امروز ایران سازنده «قدرت» واقعی است - قدرت بیقدرتان یعنی قدرتی نیرومندتر از زور که چیزی جز یک شبهقدرت یا کاریکاتور قدرت نیست.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#انقلاب_ملی_ایران
فایل صوتی
@AmirTaheri4
💯78❤22👍12👌3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد #امیر_طاهری:
از من می پرسند شما ضد کمونیست یا ضد جمهوری یا ضد سکولار هستید؟ من ضد هیچ کدام از اینها نیستم، من «غیر از اینها هستم».
تفاوت در این است که اگر من بگویم ضد جمهوریت یا ضد لائیک یا ضد سکولار هستم، یعنی خودم را قفل می کنم در یک رابطه دیالکتیک دو جانبه با اون چیزی که باهاش مخالف هستم. یعنی من آزادی خود را از دست می دهم.
بنابراین زندگی من می شود مبارزه با کمونیست و سکولار و … . این من را اسیر می کند من می خواهم آزاد باشم فکر خودم را بکنم کارهای خودم را بکنم بحث های خودم را انجام دهم مثل آنها نباشم اما دشمن آنها هم نیستم.
@AmirTaheri4
از من می پرسند شما ضد کمونیست یا ضد جمهوری یا ضد سکولار هستید؟ من ضد هیچ کدام از اینها نیستم، من «غیر از اینها هستم».
تفاوت در این است که اگر من بگویم ضد جمهوریت یا ضد لائیک یا ضد سکولار هستم، یعنی خودم را قفل می کنم در یک رابطه دیالکتیک دو جانبه با اون چیزی که باهاش مخالف هستم. یعنی من آزادی خود را از دست می دهم.
بنابراین زندگی من می شود مبارزه با کمونیست و سکولار و … . این من را اسیر می کند من می خواهم آزاد باشم فکر خودم را بکنم کارهای خودم را بکنم بحث های خودم را انجام دهم مثل آنها نباشم اما دشمن آنها هم نیستم.
@AmirTaheri4
👍110❤22🤔2👏1👌1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1984 𓃬☼
جملات طلایی استاد امیر طاهری:
ما در ایران واقعاً جمهوریخواه که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
ما در ایران سوسیالیست که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
ما در ایران لیبرال که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
#عقده_پهلوی
سیروس پارسا
و سرانجام تمامی دشمنان ایران در پوشش «جمهوریخواهی» و زیر بیرق ۵۷، در برابر وارث مشروطه، صف خواهندکشید! ویرانی کامل و نابودی ایران را به بازگشت پهلوی ترجیح میدهند! زیر عبای آخوند و لچک مریم رفته و خواهند خزید اما #عقده_پهلوی را کنار نخواهند گذاشت! دموکراسی، حقوقبشر، سکولاریسم و تکثرگرایی بهانه است و بازیچهای برای حفظ بنیان ۵۷ و حراست از مفهوم غاییاش: «پادشاهی ستیزی و برپایی حکومت بردگان»
نشست دیروز اسماعیلیون با سایر تُفالههای ۵۷تی، خود گواهی بر این ادعاست!
@AmirTaheri4
جملات طلایی استاد امیر طاهری:
ما در ایران واقعاً جمهوریخواه که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
ما در ایران سوسیالیست که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
ما در ایران لیبرال که نداریم، ولی دشمن شاه داریم.
#عقده_پهلوی
سیروس پارسا
و سرانجام تمامی دشمنان ایران در پوشش «جمهوریخواهی» و زیر بیرق ۵۷، در برابر وارث مشروطه، صف خواهندکشید! ویرانی کامل و نابودی ایران را به بازگشت پهلوی ترجیح میدهند! زیر عبای آخوند و لچک مریم رفته و خواهند خزید اما #عقده_پهلوی را کنار نخواهند گذاشت! دموکراسی، حقوقبشر، سکولاریسم و تکثرگرایی بهانه است و بازیچهای برای حفظ بنیان ۵۷ و حراست از مفهوم غاییاش: «پادشاهی ستیزی و برپایی حکومت بردگان»
نشست دیروز اسماعیلیون با سایر تُفالههای ۵۷تی، خود گواهی بر این ادعاست!
@AmirTaheri4
❤126👍42💯3🫡2👏1😢1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ همیشه تکرار شده !
در گذشته هم پلوتوکراتی به نام آرمند همر واشنگتن رو متقاعد کرد بیایید به بلشوویک ها فرصت بدیم تا طعم ثروتمند شدن رو بچشن
بعد از شش دهه کومونیست ها اتحاد جماهیرشون شکست خورد!!
دقیقا مثل الان که دموکرات ها تلاش میکنن اخوندها رو نگه دارن اما
این تلاش بلاخره شکست خواهد خورد خواهیم دید
@AmirTaheri4
در گذشته هم پلوتوکراتی به نام آرمند همر واشنگتن رو متقاعد کرد بیایید به بلشوویک ها فرصت بدیم تا طعم ثروتمند شدن رو بچشن
بعد از شش دهه کومونیست ها اتحاد جماهیرشون شکست خورد!!
دقیقا مثل الان که دموکرات ها تلاش میکنن اخوندها رو نگه دارن اما
این تلاش بلاخره شکست خواهد خورد خواهیم دید
@AmirTaheri4
👍161💯15❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استاد_امیر_طاهری بزرگ مشروطه خواهان
تفاوت به معنای اختلاف نیست ، اختلاف هم به معنای دشمنی نیست، متاسفانه یک عده از هم میهنان ما چنان دچار کوری ناشی از کینه نسبت به #شاه شدند که به چیزهای دیگری نمی توانند فکر کنند. اتحاد میهن پرستان شرط است
#جاویدشاه
@AmirTaheri4
sara
@AmirTaheri4
تفاوت به معنای اختلاف نیست ، اختلاف هم به معنای دشمنی نیست، متاسفانه یک عده از هم میهنان ما چنان دچار کوری ناشی از کینه نسبت به #شاه شدند که به چیزهای دیگری نمی توانند فکر کنند. اتحاد میهن پرستان شرط است
#جاویدشاه
@AmirTaheri4
sara
@AmirTaheri4
👍142❤19👌8💯3
مشروطه پادشاهی و بنبست خیال
امیر طاهری
ایهاالناس! ایهاالناس! مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند و اکنون میکوشند تا راه را برای نیروهای مترقی سد کنند! این تازهترین مضمونی است که بعضی مخالفان مشروطه پادشاهی در فضای مجازی با بهتر بگوییم جنگلهای توییترستان و یوتوبستان تبلیغ میکنند. (البته بهجای ایهاالناس میبایستی میگفتیم: تاواریشهای عزیز!)
این هجوم تازه علیه مشروطه پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توأم با حملات شخصی صورت میگیرد؛ اما ما برای پرهیز از شخصی کردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولاً اگر مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند، چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
ثانیاً این ادعا متکی بر کدام دادههای جدی است؟ یک سخنگوی نیروهای مترقی میگوید: درحالیکه یکی از مشاوران «شاهزاده رضا پهلوی» برقراری یک نظام «سکولار و دمکرات» را هدف میداند، یک تئوریسین مشروطهخواهی خود را مخالف سکولاریسم و دمکراسی اعلام میکند.
به فرض که چنین ادعایی درست باشد که نیست، باید یادآور شد که نظام مشروطه پادشاهی با نظام مارکسیست-لنینست-استالینیست مترقی تفاوت دارد. مشروطه پادشاهی، یک نظام تکحزبی و درنتیجه تکنواز و تکصدا نیست، زیرا نه مرام است، نه مسلک و نه ایدئولوژی، بلکه دستورالعملی است برای اداره یک جامعه بر اساس فرهنگ و تمدن خودش و اصل حاکمیت ملی. درنتیجه آنچه یک مشاور «شاهزاده» میگوید فصل الخطاب، به قول آیتالله خمینی، یا پراودا به قول ولادیمیر ایلیچ نیست و میتواند و باید مورد نقد یا بهگزینی قرار بگیرد.
در قلمرو ولادیمیر ایلیچ است که یک دنیای موازی شکل میگیرد. واقعیت که به زبان روسی «ایستینا» (ISTINA) است تبدیل میشود به پرودا (PRAVDA) یعنی آنچه از حزب طراز نوین، حقیقت شناخته میشود. در این دنیای موازی، طبقه کارگر میشود پرولتاریا. بعد پرولتاریا تقسیم میشود به لومپن پرولتاریا و استخانویستها (STAKHATOVIST)، طبقه متوسط میشود بورژوازی و سپس خردهبورژوازی و بورژوازی کمپرادور (Comperador)، زمینداران میشوند فئودالیته و سپس فئودالیسم وابسته به امپریالیسم.
هدف ترقیخواهان به گفته لنین در جزوه دولت و انقلاب «ایجاد شرایطی است در جامعه که در آن هر ننهقمری یاد بگیرد چگونه حکومت کند»، (واژهای که لنین به کار میبرد کوخارک KUKHARK است که ترجمه روسی کنیز مطبخی است)، اما همین کنیز مطبخی یا ننهقمر که قرار است یاد بگیرد چگونه حکومت کند، همچنین باید بیاموزد که مهمترین وظیفهاش «اطاعت محض» از «رهبر» است.
لنین اصل «سانترالیسم دموکراتیک» را چنین توضیح میدهد: کارگران (البته نه همه مردم) در هر ابراز عقیده آزادند، اما هنگامیکه کمیته مرکزی حزب تصمیم گرفت، دیگر هیچ نظری نمیتواند مطرح شود. لنین اندکی پس از پیروزی کودتای بلشویکها متوجه شد کنترل خود کمیته مرکزی نیز کار آسانی نیست، زیرا انسانها دوست ندارند که در نقش لعبتکان بیاراده ظاهر شوند. درنتیجه او یک گروه کوچکتر را به نام کمیته کنترل کمیته مرکزی (cccc) مرکزی برای همصدا کردن کمیته مرکزی به راه انداخت. چندی بعد معلوم شد که cccc نیز نمیخواهد تکنواز باشد – یعنی بهناچار دفتر سیاسی (Politbyuro) را فصلالخطاب معرفی کرد.
بعضی اعضای دفتر سیاسی اط جمله رفیق میازنیکوف (MYAZNKOV) خواستار بازگرداندن آزادی بیان و مطبوعات البته در سطحی محدود شدند.
لنین در پاسخ به عریضه رفیق میازنیکوف نوشت: «ما چون هیچ علاقهای نداریم که خودکشی کنیم و هرگز آزادی بیان و مطبوعات را نخواهیم پذیرفت. آزادی مطبوعات به این معناست که بورژوازی بینالمللی بهسرعت صدها و هزاران نویسنده و روزنامهنگار ضدانقلاب را خواهد خرید تا جنگ تبلیغاتی علیه ما به راه اندازد.»
او سپس خواستار تصفیه روزنامهنگارانی مانند میلیوف، چرتف و مارتوف میشود که انتظارات بسیار ملایمی از رفتار «حزب طراز نوین» داشتند.
در پاسخ به نامهای از کامنف، عضو برجسته دفتر سیاسی لنین، مینویسد فکر نکنید که ما برای همیشه از ترور دست کشیدهایم. هرگاه لازم باشد از ترور برای دفاع از انقلاب بهره خواهیم گرفت.
امیر طاهری
سرانجام برای حذف همه صداهای متفاوت لنین، «اطاعت محض از رهبر» را یک ضرورت تاریخی برای حفظ نظام انقلابی اعلام میکند. (چیزی شبیه اطاعت از ولیفقیه برای حفظ نظام خمینیگرا که اوجب واجبات است.)
او مینویسد پیروزی انقلاب در سطح جهانی مستلزم همصدایی انقلابیون است، در غیر این صورت سوسیالیسم یعنی دیکتاتوری پرولتاریای جهانی، واقعیت نخواهد یافت.
@AmirTaheri4
امیر طاهری
ایهاالناس! ایهاالناس! مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند و اکنون میکوشند تا راه را برای نیروهای مترقی سد کنند! این تازهترین مضمونی است که بعضی مخالفان مشروطه پادشاهی در فضای مجازی با بهتر بگوییم جنگلهای توییترستان و یوتوبستان تبلیغ میکنند. (البته بهجای ایهاالناس میبایستی میگفتیم: تاواریشهای عزیز!)
این هجوم تازه علیه مشروطه پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توأم با حملات شخصی صورت میگیرد؛ اما ما برای پرهیز از شخصی کردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولاً اگر مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند، چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
ثانیاً این ادعا متکی بر کدام دادههای جدی است؟ یک سخنگوی نیروهای مترقی میگوید: درحالیکه یکی از مشاوران «شاهزاده رضا پهلوی» برقراری یک نظام «سکولار و دمکرات» را هدف میداند، یک تئوریسین مشروطهخواهی خود را مخالف سکولاریسم و دمکراسی اعلام میکند.
به فرض که چنین ادعایی درست باشد که نیست، باید یادآور شد که نظام مشروطه پادشاهی با نظام مارکسیست-لنینست-استالینیست مترقی تفاوت دارد. مشروطه پادشاهی، یک نظام تکحزبی و درنتیجه تکنواز و تکصدا نیست، زیرا نه مرام است، نه مسلک و نه ایدئولوژی، بلکه دستورالعملی است برای اداره یک جامعه بر اساس فرهنگ و تمدن خودش و اصل حاکمیت ملی. درنتیجه آنچه یک مشاور «شاهزاده» میگوید فصل الخطاب، به قول آیتالله خمینی، یا پراودا به قول ولادیمیر ایلیچ نیست و میتواند و باید مورد نقد یا بهگزینی قرار بگیرد.
در قلمرو ولادیمیر ایلیچ است که یک دنیای موازی شکل میگیرد. واقعیت که به زبان روسی «ایستینا» (ISTINA) است تبدیل میشود به پرودا (PRAVDA) یعنی آنچه از حزب طراز نوین، حقیقت شناخته میشود. در این دنیای موازی، طبقه کارگر میشود پرولتاریا. بعد پرولتاریا تقسیم میشود به لومپن پرولتاریا و استخانویستها (STAKHATOVIST)، طبقه متوسط میشود بورژوازی و سپس خردهبورژوازی و بورژوازی کمپرادور (Comperador)، زمینداران میشوند فئودالیته و سپس فئودالیسم وابسته به امپریالیسم.
هدف ترقیخواهان به گفته لنین در جزوه دولت و انقلاب «ایجاد شرایطی است در جامعه که در آن هر ننهقمری یاد بگیرد چگونه حکومت کند»، (واژهای که لنین به کار میبرد کوخارک KUKHARK است که ترجمه روسی کنیز مطبخی است)، اما همین کنیز مطبخی یا ننهقمر که قرار است یاد بگیرد چگونه حکومت کند، همچنین باید بیاموزد که مهمترین وظیفهاش «اطاعت محض» از «رهبر» است.
لنین اصل «سانترالیسم دموکراتیک» را چنین توضیح میدهد: کارگران (البته نه همه مردم) در هر ابراز عقیده آزادند، اما هنگامیکه کمیته مرکزی حزب تصمیم گرفت، دیگر هیچ نظری نمیتواند مطرح شود. لنین اندکی پس از پیروزی کودتای بلشویکها متوجه شد کنترل خود کمیته مرکزی نیز کار آسانی نیست، زیرا انسانها دوست ندارند که در نقش لعبتکان بیاراده ظاهر شوند. درنتیجه او یک گروه کوچکتر را به نام کمیته کنترل کمیته مرکزی (cccc) مرکزی برای همصدا کردن کمیته مرکزی به راه انداخت. چندی بعد معلوم شد که cccc نیز نمیخواهد تکنواز باشد – یعنی بهناچار دفتر سیاسی (Politbyuro) را فصلالخطاب معرفی کرد.
بعضی اعضای دفتر سیاسی اط جمله رفیق میازنیکوف (MYAZNKOV) خواستار بازگرداندن آزادی بیان و مطبوعات البته در سطحی محدود شدند.
لنین در پاسخ به عریضه رفیق میازنیکوف نوشت: «ما چون هیچ علاقهای نداریم که خودکشی کنیم و هرگز آزادی بیان و مطبوعات را نخواهیم پذیرفت. آزادی مطبوعات به این معناست که بورژوازی بینالمللی بهسرعت صدها و هزاران نویسنده و روزنامهنگار ضدانقلاب را خواهد خرید تا جنگ تبلیغاتی علیه ما به راه اندازد.»
او سپس خواستار تصفیه روزنامهنگارانی مانند میلیوف، چرتف و مارتوف میشود که انتظارات بسیار ملایمی از رفتار «حزب طراز نوین» داشتند.
در پاسخ به نامهای از کامنف، عضو برجسته دفتر سیاسی لنین، مینویسد فکر نکنید که ما برای همیشه از ترور دست کشیدهایم. هرگاه لازم باشد از ترور برای دفاع از انقلاب بهره خواهیم گرفت.
امیر طاهری
سرانجام برای حذف همه صداهای متفاوت لنین، «اطاعت محض از رهبر» را یک ضرورت تاریخی برای حفظ نظام انقلابی اعلام میکند. (چیزی شبیه اطاعت از ولیفقیه برای حفظ نظام خمینیگرا که اوجب واجبات است.)
او مینویسد پیروزی انقلاب در سطح جهانی مستلزم همصدایی انقلابیون است، در غیر این صورت سوسیالیسم یعنی دیکتاتوری پرولتاریای جهانی، واقعیت نخواهد یافت.
@AmirTaheri4
👍78❤15💯2
تاریخ نشان داد که لنین، بیآنکه خودش بداند، حق داشت. تکصدایی موردنظر او هرگز میسر نشد. دنیا انواع سوسیالیسمها را تجربه کرد؛ سوسیالیسم واقعی، سوسیالیسم در یک کشور، سوسیالیسم علمی، سوسیالیسم دموکراتیک، سوسیالیسم انقلابی، سوسیالیسم فرضی، سوسیالیسم نهادی- انقلابی، سوسیالیسم عربی، سوسیالیسم اسلامی، سوسیالیسم گولاش و سوسیالیسم بودایی.
لنین درواقع از سن ژوست، انقلابی فرانسه سده هجدهم، الهام گرفته بود. به گفته سن ژوست: «انقلاب مانند سفر کاشفانی است که همه نقشههای گذشته را میسوزانند و بینقشه به سرزمینهای ناشناس میروند.» البته سن ژوست شاید نمیدانست که بعضی کاشفان بینقشه مانند معروفترین آنان یعنی مجلان (MAGELLAN) پیش از پایان سفرشان کشته میشوند. شکست همه سفرهای بینقشه از انقلاب کبیر فرانسه گرفته تا استقرار نظام کاسترویی در کوبا، نخست ناشی از نادانی سیاسی ناخدایان آن سفرهاست که همواره تخیلات خود را بر واقعیت رجحان میدادند.
تنها «انقلاب» بالنسبه موفق «انقلاب آمریکا» بود که با چندصدایی، زد و بند سیاسی، سازشکاری و ترجیح ممکن به مطلوب توانست، تازه آنهم پس از یک جنگ داخلی پرهزینه، به استقرار برسد. (رهبران انقلاب آمریکا از تساوی همه آدمیان میگفتند، اما همگی جزو بردهداران بودند.)
دومین دلیل شکست «انقلابها» این تصور است که جامعه یک صفحه سفید است که رهبران انقلابی میتوانند آنچه را که دلخواهشان است بر آن نقش کنند.
جنبش مشروطه ایران، البته، با توجه به آن زمان که از انقلاب فرانسه الهام گرفته بود، انقلاب خوانده شد؛ اما این جنبش در شرایطی متفاوت شکلگرفته بود. طراحان مشروطه ایرانی، شاید بهطور غریزی سرچشمه الهام خود را در فرهنگ خسروانی خود یافتند. برای آنان ایران یک کاغذ سفید نبود – واقعیتی زنده بود که مانند هر واقعیت زنده دارای تضادها و تناقضهای گوناگون است. رهبران مشروطه ایرانی برخلاف سن ژوست یا لنین، حذف این تضادها و تناقضها را با اعمال زور و البته ترور جستوجو نمیکردند. آنان نمیخواستند پادشاهی را حذف کنند و اسلام و تشیع را به زبالهدان تاریخ بیفکنند. همچنین مشروطه ایرانی برنامهای برای ایجاد یک «استبداد صالح» نداشت. هدف مشروطه بازتعریف نیروها و ساختوسازهایی بودند که ایران را تشکیل میدادند – بازتعریف آن در خدمت انسان ایرانی. در قانون اساسی مشروطه، پادشاه هیچ قدرتی خارج از آنچه در آن قانون آمده است، ندارد و درنتیجه با «رهبر» به گفته لنین یا «ولیفقیه» خمینیگرایان قابلمقایسه نیست.
مشروطه، برخلاف لنینیسم و خمینیگرایی انحصارطلب نیست – تنها نظامی است که در آن برای همهجا هست – ازجمله لنینیستها و خمینیگرایان در چهارچوب قانونی که بر اساس آن حاکمیت ملی، نه طبقاتی یا مذهبی، وضعشده است.
یک ویژگی مشروطه تواضع هدفهای آن بود – هدفهایی که در چهارچوب ممکنات شکل گرفت نه در چهارچوب مطلوبات یا خیالات ناکجاآبادی.
همه انقلابهای بعد تراژیک و البته یک بعد کمیک دارد. بعد تراژیک هنگامی ظاهر میشود که قهرمانان انقلاب با عواقب قهرمانی خود روبرو میشود. در یک ملودرام قهرمان در برابر یک ضدقهرمان قرار میگیرد. در تراژدی قهرمان در برابر سرنوشت محتوم خود از پای درمیآید. کافکا این رودرروی را چنین توصیف میکند: «اسب درشکه شلاق را از درشکهچی میگیرد و خود شلاقزن میشود. سرانجام اسب درمییابد که این شگرد درشکهچی بوده است که حتی نمیخواهد زحمت شلاق زدن را بکشد.»
طرز فکر انقلابی در نقطه مقابل طرز فکر سیاسی قرار دارد، زیرا همواره ممکنات را فدای مطلوبات میکند. درحالیکه سیاست هنر شناخت ناممکنات است. انقلاب با شعار آزادی به میدان میآید، اما بهسرعت درمییابد که انقلاب و آزادی مانع الجمعاند. روبسپیر، رادیکالترین رهبر انقلاب کبیر فرانسه، چند روز پیش از آنکه سرخود را زیر گیوتین از دست بدهد، نوشت: «انقلابی که نمیتواند آزادی بدهد جنایت بزرگی است که جنایات کوچک را میپوشاند.»
در عالم انقلاب مفاهیم کپسولی بهجای دادههای تحلیلی عرضه میشوند. گفتمان انقلابی به سبک کتاب دعاها نوشته میشود. در چنان عالمی بحث سیاسی آرام، مؤدبانه و بهگزینانه میسر نیست، زیرا رقیب یا مخالف خیالی یا واقعی تبدیل میشود به یک کاریکاتور.
امروز مخالفان انقلابی و مترقی مشروطه پادشاهی همان روش را به کار میبرند. نخست، کل فرهنگ خسروانی ایران را با کلیشههایی مانند «باستانگرایی» یا «ارتجاع» کنار میگذارند، سپس مشروطه را از پادشاهی جدا میکنند. گام بعدی، تنزیل پادشاهی به سلطنت و پادشاهیخواهان به سلطنتطلبان یا «شاهاللهی» هست که بهنوبه خود لمپن لقب میگیرند. مخالفان فرهنگ ایرانی و مشروطه پادشاهی در آخرین سنگر خود در جدل میگویند: شاه باید سلطنت کند نه حکومت!
@AmirTaheri4
لنین درواقع از سن ژوست، انقلابی فرانسه سده هجدهم، الهام گرفته بود. به گفته سن ژوست: «انقلاب مانند سفر کاشفانی است که همه نقشههای گذشته را میسوزانند و بینقشه به سرزمینهای ناشناس میروند.» البته سن ژوست شاید نمیدانست که بعضی کاشفان بینقشه مانند معروفترین آنان یعنی مجلان (MAGELLAN) پیش از پایان سفرشان کشته میشوند. شکست همه سفرهای بینقشه از انقلاب کبیر فرانسه گرفته تا استقرار نظام کاسترویی در کوبا، نخست ناشی از نادانی سیاسی ناخدایان آن سفرهاست که همواره تخیلات خود را بر واقعیت رجحان میدادند.
تنها «انقلاب» بالنسبه موفق «انقلاب آمریکا» بود که با چندصدایی، زد و بند سیاسی، سازشکاری و ترجیح ممکن به مطلوب توانست، تازه آنهم پس از یک جنگ داخلی پرهزینه، به استقرار برسد. (رهبران انقلاب آمریکا از تساوی همه آدمیان میگفتند، اما همگی جزو بردهداران بودند.)
دومین دلیل شکست «انقلابها» این تصور است که جامعه یک صفحه سفید است که رهبران انقلابی میتوانند آنچه را که دلخواهشان است بر آن نقش کنند.
جنبش مشروطه ایران، البته، با توجه به آن زمان که از انقلاب فرانسه الهام گرفته بود، انقلاب خوانده شد؛ اما این جنبش در شرایطی متفاوت شکلگرفته بود. طراحان مشروطه ایرانی، شاید بهطور غریزی سرچشمه الهام خود را در فرهنگ خسروانی خود یافتند. برای آنان ایران یک کاغذ سفید نبود – واقعیتی زنده بود که مانند هر واقعیت زنده دارای تضادها و تناقضهای گوناگون است. رهبران مشروطه ایرانی برخلاف سن ژوست یا لنین، حذف این تضادها و تناقضها را با اعمال زور و البته ترور جستوجو نمیکردند. آنان نمیخواستند پادشاهی را حذف کنند و اسلام و تشیع را به زبالهدان تاریخ بیفکنند. همچنین مشروطه ایرانی برنامهای برای ایجاد یک «استبداد صالح» نداشت. هدف مشروطه بازتعریف نیروها و ساختوسازهایی بودند که ایران را تشکیل میدادند – بازتعریف آن در خدمت انسان ایرانی. در قانون اساسی مشروطه، پادشاه هیچ قدرتی خارج از آنچه در آن قانون آمده است، ندارد و درنتیجه با «رهبر» به گفته لنین یا «ولیفقیه» خمینیگرایان قابلمقایسه نیست.
مشروطه، برخلاف لنینیسم و خمینیگرایی انحصارطلب نیست – تنها نظامی است که در آن برای همهجا هست – ازجمله لنینیستها و خمینیگرایان در چهارچوب قانونی که بر اساس آن حاکمیت ملی، نه طبقاتی یا مذهبی، وضعشده است.
یک ویژگی مشروطه تواضع هدفهای آن بود – هدفهایی که در چهارچوب ممکنات شکل گرفت نه در چهارچوب مطلوبات یا خیالات ناکجاآبادی.
همه انقلابهای بعد تراژیک و البته یک بعد کمیک دارد. بعد تراژیک هنگامی ظاهر میشود که قهرمانان انقلاب با عواقب قهرمانی خود روبرو میشود. در یک ملودرام قهرمان در برابر یک ضدقهرمان قرار میگیرد. در تراژدی قهرمان در برابر سرنوشت محتوم خود از پای درمیآید. کافکا این رودرروی را چنین توصیف میکند: «اسب درشکه شلاق را از درشکهچی میگیرد و خود شلاقزن میشود. سرانجام اسب درمییابد که این شگرد درشکهچی بوده است که حتی نمیخواهد زحمت شلاق زدن را بکشد.»
طرز فکر انقلابی در نقطه مقابل طرز فکر سیاسی قرار دارد، زیرا همواره ممکنات را فدای مطلوبات میکند. درحالیکه سیاست هنر شناخت ناممکنات است. انقلاب با شعار آزادی به میدان میآید، اما بهسرعت درمییابد که انقلاب و آزادی مانع الجمعاند. روبسپیر، رادیکالترین رهبر انقلاب کبیر فرانسه، چند روز پیش از آنکه سرخود را زیر گیوتین از دست بدهد، نوشت: «انقلابی که نمیتواند آزادی بدهد جنایت بزرگی است که جنایات کوچک را میپوشاند.»
در عالم انقلاب مفاهیم کپسولی بهجای دادههای تحلیلی عرضه میشوند. گفتمان انقلابی به سبک کتاب دعاها نوشته میشود. در چنان عالمی بحث سیاسی آرام، مؤدبانه و بهگزینانه میسر نیست، زیرا رقیب یا مخالف خیالی یا واقعی تبدیل میشود به یک کاریکاتور.
امروز مخالفان انقلابی و مترقی مشروطه پادشاهی همان روش را به کار میبرند. نخست، کل فرهنگ خسروانی ایران را با کلیشههایی مانند «باستانگرایی» یا «ارتجاع» کنار میگذارند، سپس مشروطه را از پادشاهی جدا میکنند. گام بعدی، تنزیل پادشاهی به سلطنت و پادشاهیخواهان به سلطنتطلبان یا «شاهاللهی» هست که بهنوبه خود لمپن لقب میگیرند. مخالفان فرهنگ ایرانی و مشروطه پادشاهی در آخرین سنگر خود در جدل میگویند: شاه باید سلطنت کند نه حکومت!
@AmirTaheri4
👍75❤10💯2
اما در مشروطه ایرانی شاه نه باید سلطنت کند و نه حکومت و در همین حال باید هم سلطنت کند هم حکومت. بهعبارتدیگر، شاه مشروطه فراتر از سلطنت حکومت وظیفه دارد که پادشاهی کند.
سلطنت یعنی اعمال سلطه یا کنترل بر کشور، کاری است که نهادهای نظامی در چهارچوب دولت زیر نظارت شاه باید انجام دهند. حکومت یعنی تعیین سیاستها و اداره کشور که وظیفه قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه است و بازهم زیر نظارت پادشاه بر عهده میگیرند.
ازآنجاکه وظیفه اصلی هر ساختار دولتی اداره استثناهاست، نه تسلط بر همه جنبههای زندگی فردی و اجتماعی، پادشاه مشروطه بهعنوان یکنهاد وصلکننده همه نهادها نمیتواند یک رهبر، در مفهوم لنینی یا خمینیگرایانه باشد. به گفته ابوالقاسم پاینده: «شاهی که از این نقش خارج شود، شاه بد یا خوبی نخواهد بود. او فقط، شاه نخواهد بود.»
این مفهوم را محمدرضا شاه در عمل نشان داد. «پیوند شاه و ملت» که اصل اساسی پادشاهی محمدرضا شاه بود، به ایران امکان داد که زیربناهای دولت ملت معاصر با زمان خود را به وجود آورد. در سال ۱۳۵۷ محمدرضا شاه تأکید کرد که شاه ایران نمیتواند یک دیکتاتور انقلابی باشد و برای حفظ قدرت باز به گفته لنین و خمینی، هر کاری را «که لازم باشد» انجام دهد – هر کاری یعنی اعدامهای دستهجمعی و مجمعالجزایری از فراری دادن میلیونها شهروند از میهن خودشان و تحمیل یکصدایی موردعلاقه انقلابیون مترقی.
امروز در ایران، در چهارچوب فرهنگ خسروانی و مشروطه پادشاهی برای همهجا هست. درحالیکه دیگر گفتمانها شقهشقه کردن جامعه را بر اساس طبقه، دین، مذهب، قوم، زبان و مسلک عرضه میکنند. سوسیالیسم توحیدی میتواند همانقدر خطرناک باشد که «ولایتفقیه» با پوشش توحیدی اسلام.
پیام مشروطهخواهان این است: ما شما را حذف نمیکنیم. آیا شما نیز حاضرید ما را حذف نکنید؟ بیایید دوستانه گفتوگو کنیم.
@AmirTaheri4
سلطنت یعنی اعمال سلطه یا کنترل بر کشور، کاری است که نهادهای نظامی در چهارچوب دولت زیر نظارت شاه باید انجام دهند. حکومت یعنی تعیین سیاستها و اداره کشور که وظیفه قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه است و بازهم زیر نظارت پادشاه بر عهده میگیرند.
ازآنجاکه وظیفه اصلی هر ساختار دولتی اداره استثناهاست، نه تسلط بر همه جنبههای زندگی فردی و اجتماعی، پادشاه مشروطه بهعنوان یکنهاد وصلکننده همه نهادها نمیتواند یک رهبر، در مفهوم لنینی یا خمینیگرایانه باشد. به گفته ابوالقاسم پاینده: «شاهی که از این نقش خارج شود، شاه بد یا خوبی نخواهد بود. او فقط، شاه نخواهد بود.»
این مفهوم را محمدرضا شاه در عمل نشان داد. «پیوند شاه و ملت» که اصل اساسی پادشاهی محمدرضا شاه بود، به ایران امکان داد که زیربناهای دولت ملت معاصر با زمان خود را به وجود آورد. در سال ۱۳۵۷ محمدرضا شاه تأکید کرد که شاه ایران نمیتواند یک دیکتاتور انقلابی باشد و برای حفظ قدرت باز به گفته لنین و خمینی، هر کاری را «که لازم باشد» انجام دهد – هر کاری یعنی اعدامهای دستهجمعی و مجمعالجزایری از فراری دادن میلیونها شهروند از میهن خودشان و تحمیل یکصدایی موردعلاقه انقلابیون مترقی.
امروز در ایران، در چهارچوب فرهنگ خسروانی و مشروطه پادشاهی برای همهجا هست. درحالیکه دیگر گفتمانها شقهشقه کردن جامعه را بر اساس طبقه، دین، مذهب، قوم، زبان و مسلک عرضه میکنند. سوسیالیسم توحیدی میتواند همانقدر خطرناک باشد که «ولایتفقیه» با پوشش توحیدی اسلام.
پیام مشروطهخواهان این است: ما شما را حذف نمیکنیم. آیا شما نیز حاضرید ما را حذف نکنید؟ بیایید دوستانه گفتوگو کنیم.
@AmirTaheri4
👍95❤11💯3🤩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✍️دیدگاهی از استاد #امیر_طاهری
این هجوم تازه علیه #مشروطه_پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توام با حملات شخصی صورت میگیرد. اما، برای پرهیز از شخصیکردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولا اگر #مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
@AmirTaheri4
این هجوم تازه علیه #مشروطه_پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توام با حملات شخصی صورت میگیرد. اما، برای پرهیز از شخصیکردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولا اگر #مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
@AmirTaheri4
👍93❤5👏4💯2
مشروطه پادشاهی و بنبست خیالی
مشروطه پادشاهی و بنبست خیالی
ایهاالناس! ایهاالناس! مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند و اکنون میکوشند تا راه را برای نیروهای مترقی سد کنند! این تازهترین مضمونی است که بعضی مخالفان مشروطه پادشاهی در فضای مجازی با بهتر بگوییم جنگلهای توییترستان و یوتوبستان تبلیغ میکنند. (البته به جای ایهاالناس میبایستی میگفتیم: تاواریشهای عزیز!)
دیدگاهی از #امیر_طاهری
این هجوم تازه علیه مشروطه پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توام با حملات شخصی صورت میگیرد. اما، برای پرهیز از شخصیکردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولا اگر مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
ثانیا این ادعا متکی بر کدام دادههای جدی است؟ یک سخنگوی نیروهای مترقی میگوید: در حالی که یکی از مشاوران «شاهزاده رضا پهلوی» برقراری یک نظام «سکولار و دمکرات» را هدف میداند، یک تئوریسین مشروطه..
فایل صوتی
@AmirTaheri4
ایهاالناس! ایهاالناس! مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند و اکنون میکوشند تا راه را برای نیروهای مترقی سد کنند! این تازهترین مضمونی است که بعضی مخالفان مشروطه پادشاهی در فضای مجازی با بهتر بگوییم جنگلهای توییترستان و یوتوبستان تبلیغ میکنند. (البته به جای ایهاالناس میبایستی میگفتیم: تاواریشهای عزیز!)
دیدگاهی از #امیر_طاهری
این هجوم تازه علیه مشروطه پادشاهی به شکلهای گوناگون، اما همواره توام با حملات شخصی صورت میگیرد. اما، برای پرهیز از شخصیکردن این جدال سیاسی تنها به ادعای مطرحشده میپردازیم.
اولا اگر مشروطهخواهان به بنبست رسیدهاند چطور میتوانند راه نیروهای مترقی را سد کنند؟ آیا نیروهای مترقی نیز در بنبست قرار دارند؟
ثانیا این ادعا متکی بر کدام دادههای جدی است؟ یک سخنگوی نیروهای مترقی میگوید: در حالی که یکی از مشاوران «شاهزاده رضا پهلوی» برقراری یک نظام «سکولار و دمکرات» را هدف میداند، یک تئوریسین مشروطه..
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍109❤6👏6💯2🤯1
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
امروز اسرائیل بار دیگر زیر هجوم تروریستهایی با ایدئولوژی آدمکشانه قرار دارد. این نیروهای شر و حامیانشان باید متوقف شوند.
ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بیرحمانه علیه زنان و کودکان و گروگانگیری افراد بیگناه را محکوم میکنیم. همراه با همه ایرانیان آزادیخواه و صلحجو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، همدردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانوادههای آنان اعلام میکنیم.
اشتباه نکنید، اسرائیل امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشههای زهرآگینی قرار دارد که کشور ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگرداندهاند.
حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروههای تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظهای تردید نمیکنند.
اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریستهای معتقد به آن میکند به زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
@OfficialRezaPahlavi
ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بیرحمانه علیه زنان و کودکان و گروگانگیری افراد بیگناه را محکوم میکنیم. همراه با همه ایرانیان آزادیخواه و صلحجو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، همدردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانوادههای آنان اعلام میکنیم.
اشتباه نکنید، اسرائیل امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشههای زهرآگینی قرار دارد که کشور ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگرداندهاند.
حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروههای تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظهای تردید نمیکنند.
اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریستهای معتقد به آن میکند به زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
@OfficialRezaPahlavi
❤229👍55💯7❤🔥5
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
July 30, 2019 مساله فلسطین از نگاه شاه و آیتالله خامنهای موشکهای نقطهزن برای فلسطینیها دستاوردی جز درگیریهای پر هزینه با اسرائیل نداشته است امیر طاهری پنج شنبه 3 مرداد 1398 برابر با 25 ژوئیه 2019 AFP هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش…
👍76❤10👏7💯2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین…
اما پیشرفت به سوی چه چیزی؟ مبارزه فلسطینیها با سنگپرانی «انتفاضه» دستکم منجر به شناسایی سازمان آزادی فلسطین و استقرار دستگاه خودگران فلسطین در رام الله گردید. موشکهای نقطهزن آقای خامنهای تا کنون دستاوردی برای فلسطینیها جز درگیریهای نابرابر و پر هزینه با اسرائیل و اختلاف میان احزاب فلسطینی نداشته است.
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
👍133❤12👏10💯3
خامنه ای دست داشتن رژیم خود در حملات حماس به #اسرائیل را تکذیب کرد.
سپس بلافاصله افزود: «صهیونیست سیلی سختتری بر صورتش خواهد خورد».
آیا این بدان معناست که به او برنامه #حماس در آینده گفته میشود، حتی اگر او در کارهایی که حماس در این هفته انجام داد، دخالتی نداشته باشد؟
@AmirTaheri4
سپس بلافاصله افزود: «صهیونیست سیلی سختتری بر صورتش خواهد خورد».
آیا این بدان معناست که به او برنامه #حماس در آینده گفته میشود، حتی اگر او در کارهایی که حماس در این هفته انجام داد، دخالتی نداشته باشد؟
@AmirTaheri4
❤107👍72👏5😁2🥰1
«رهبر» #خامنهای مسجد و چاه جماران را »مقدس» اعلام کرد و هیئت جدیدی را برای مدیریت آن معرفی کرد.
قرار است امام غایب از طریق چاه جماران با مؤمنان برگزیده ارتباط برقرار کند.
آیا خامنهای نمیداند که در اسلام صفت «مقدس» منحصر به الله است؟
@AmirTaheri4
قرار است امام غایب از طریق چاه جماران با مؤمنان برگزیده ارتباط برقرار کند.
آیا خامنهای نمیداند که در اسلام صفت «مقدس» منحصر به الله است؟
@AmirTaheri4
😁110👍22🔥8😱1🤬1
برای ۷۰ سال، ابراهیم زکزاکی، واعظ شیعی نیجریه نمیدانست که او از نسل پیامبر است.
زمانی که آیتالله نوری همدانی قم او را سید «اعلام کرد»، او را به عنوان سید ارتقاء دادند.
همدانی معمولاً ۵۰۰۰ دلار برای تحقیق در شجرهنامه دریافت میکند تا مشخص شود که آیا متقاضی سید است.
@AmirTaheri4
زمانی که آیتالله نوری همدانی قم او را سید «اعلام کرد»، او را به عنوان سید ارتقاء دادند.
همدانی معمولاً ۵۰۰۰ دلار برای تحقیق در شجرهنامه دریافت میکند تا مشخص شود که آیا متقاضی سید است.
@AmirTaheri4
😁134👍16🔥4😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری →
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
@AmirTaheri4
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
@AmirTaheri4
👍98❤4🔥1🤩1
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری
Unika
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری →
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
فایل صوتی
@AmirTaheri4
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍95❤14😱2🔥1