Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
امروز اسرائیل بار دیگر زیر هجوم تروریستهایی با ایدئولوژی آدمکشانه قرار دارد. این نیروهای شر و حامیانشان باید متوقف شوند.
ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بیرحمانه علیه زنان و کودکان و گروگانگیری افراد بیگناه را محکوم میکنیم. همراه با همه ایرانیان آزادیخواه و صلحجو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، همدردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانوادههای آنان اعلام میکنیم.
اشتباه نکنید، اسرائیل امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشههای زهرآگینی قرار دارد که کشور ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگرداندهاند.
حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروههای تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظهای تردید نمیکنند.
اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریستهای معتقد به آن میکند به زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
@OfficialRezaPahlavi
ما حمله وحشیانه امروز به مردم عادی، خشونت بیرحمانه علیه زنان و کودکان و گروگانگیری افراد بیگناه را محکوم میکنیم. همراه با همه ایرانیان آزادیخواه و صلحجو، که به جای دشمنی با همسایگان به دنبال همکاری و همزیستی هستند، همدردی صمیمانه خود را با قربانیان و خانوادههای آنان اعلام میکنیم.
اشتباه نکنید، اسرائیل امروز هدف هجوم همان نیروهای افراطی و اندیشههای زهرآگینی قرار دارد که کشور ما را که زمانی پیشرفته و پیشرو بوده، به عصر تاریکی بازگرداندهاند.
حمایت جمهوری اسلامی از حماس، جهاد اسلامی فلسطین و گروههای تروریستی دیگر غیرقابل انکار است. شادی مقامات این رژیم در تهران از اخبار تلخ امروز بار دیگر نشان داد که آنها در حمایت از ترور و خشونت علیه مردم عادی لحظهای تردید نمیکنند.
اسرائیل، مردم ایران، و کل منطقه تنها زمانی به امنیت و ثبات دست خواهند یافت که رژیم اسلامی در تهران که ثروت ایرانیان را هزینه حمایت از یک ایدئولوژی قاتلانه و تروریستهای معتقد به آن میکند به زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
@OfficialRezaPahlavi
❤229👍55💯7❤🔥5
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
July 30, 2019 مساله فلسطین از نگاه شاه و آیتالله خامنهای موشکهای نقطهزن برای فلسطینیها دستاوردی جز درگیریهای پر هزینه با اسرائیل نداشته است امیر طاهری پنج شنبه 3 مرداد 1398 برابر با 25 ژوئیه 2019 AFP هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش…
👍76❤10👏7💯2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین…
اما پیشرفت به سوی چه چیزی؟ مبارزه فلسطینیها با سنگپرانی «انتفاضه» دستکم منجر به شناسایی سازمان آزادی فلسطین و استقرار دستگاه خودگران فلسطین در رام الله گردید. موشکهای نقطهزن آقای خامنهای تا کنون دستاوردی برای فلسطینیها جز درگیریهای نابرابر و پر هزینه با اسرائیل و اختلاف میان احزاب فلسطینی نداشته است.
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
👍133❤12👏10💯3
خامنه ای دست داشتن رژیم خود در حملات حماس به #اسرائیل را تکذیب کرد.
سپس بلافاصله افزود: «صهیونیست سیلی سختتری بر صورتش خواهد خورد».
آیا این بدان معناست که به او برنامه #حماس در آینده گفته میشود، حتی اگر او در کارهایی که حماس در این هفته انجام داد، دخالتی نداشته باشد؟
@AmirTaheri4
سپس بلافاصله افزود: «صهیونیست سیلی سختتری بر صورتش خواهد خورد».
آیا این بدان معناست که به او برنامه #حماس در آینده گفته میشود، حتی اگر او در کارهایی که حماس در این هفته انجام داد، دخالتی نداشته باشد؟
@AmirTaheri4
❤107👍72👏5😁2🥰1
«رهبر» #خامنهای مسجد و چاه جماران را »مقدس» اعلام کرد و هیئت جدیدی را برای مدیریت آن معرفی کرد.
قرار است امام غایب از طریق چاه جماران با مؤمنان برگزیده ارتباط برقرار کند.
آیا خامنهای نمیداند که در اسلام صفت «مقدس» منحصر به الله است؟
@AmirTaheri4
قرار است امام غایب از طریق چاه جماران با مؤمنان برگزیده ارتباط برقرار کند.
آیا خامنهای نمیداند که در اسلام صفت «مقدس» منحصر به الله است؟
@AmirTaheri4
😁110👍22🔥8😱1🤬1
برای ۷۰ سال، ابراهیم زکزاکی، واعظ شیعی نیجریه نمیدانست که او از نسل پیامبر است.
زمانی که آیتالله نوری همدانی قم او را سید «اعلام کرد»، او را به عنوان سید ارتقاء دادند.
همدانی معمولاً ۵۰۰۰ دلار برای تحقیق در شجرهنامه دریافت میکند تا مشخص شود که آیا متقاضی سید است.
@AmirTaheri4
زمانی که آیتالله نوری همدانی قم او را سید «اعلام کرد»، او را به عنوان سید ارتقاء دادند.
همدانی معمولاً ۵۰۰۰ دلار برای تحقیق در شجرهنامه دریافت میکند تا مشخص شود که آیا متقاضی سید است.
@AmirTaheri4
😁134👍16🔥4😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری →
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
@AmirTaheri4
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
@AmirTaheri4
👍98❤4🔥1🤩1
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری
Unika
مروری بر کتابِ «آیا اسرائیل وجود داشته باشد؟» | امیر طاهری →
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
فایل صوتی
@AmirTaheri4
وجود اسرائیل منجر به ظهور ائتلافی عجیب شده است که در آن یهودیستیزان سنتی، جنگجویان سرد استالینیستی، احمقهای مفید، هژمونیگرایان پانعرب، ضدآمریکاییها از همهی رنگها و طیفهایش و اسلامگرایان انتقامجو علیه یک دشمن مشترک را گرد هم آورده است.
آیا اسرائیل چون یهودی است باید به هدف احساسات و کینه توزیهای ضدیهودیای تبدیل شود که ریشههای عمیقی در بسیاری از جوامع غربی و برخی جوامع اسلامی دارد؟ در بسیاری از کشورها، یهودیستیزی دیگر صرفاً به عنوان یک عقیده در نظر گرفته نمیشود، بلکه جرمی قابل مجازات قانونی است. راه عبور از این مانع و دور زدن آن، پخش احساسات ضدیهودی در پوشش انتقاد از اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت است. برای اینکه تا حدودی خوش طعمتر شود، اغلب با یادآوری رنج فلسطینیان، کمی ادویه به آن اضافه میشود. با این حال، هنگامی که مایونز نارضایتیهای سیاسی علیه اسرائیل کنار گذاشته میشود، فرد اغلب با نفرتِ ناخوشایند قدیمی از یهودیان مواجه می شود.
منبع: گیتاستون
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍95❤14😱2🔥1
انسان و تغییر: چرا الگوی کاگب مخدوش است؟
پرسش اساسی در این زمینه این است که آیا انسان میتواند در ساحتهای گوناگون، در زمانهای مختلف، ظاهر شود یا برای تمام عمر، زندانی هویتی است که در یک مرحله خاص از زندگی شکل میگیرد؟
امیر طاهری جمعه ۲۱ مهر ۱۴۰۲ برابر با ۱۳ اُکتُبر ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
در ماههای اخیر تقریبا هیچ هفتهای نگذشته است بیآنکه «دلسوزان» ناشناس «پرونده محرمانه» یکی از فعالان سیاسی سرشناس را به بهانه «هشدار علیه دشمنان ایران» برای ما نفرستند. چه کسی این پروندهها را میسازد نمیدانیم. میتوان دید که تهیهکنندگان، یعنی پروندهسازان، هم کارشان را بلدند و هم از امکانات فنی لازم برای سیاهنمایی دشمنان واقعی یا خیالی برخوردارند.
هدف از این پروندهسازی ایجاد شک و تردید و سوءظن میان کسانی است که امروز هر یک از دید خود، در راه بیرون کشاندن ایران از بنبست نظام مشروعهــولایتی میکوشند. الگوی این پروندهسازی را میتوان در بایگانی کاگب، سازمان امنیتی اتحاد شوروی سابق، پیدا کرد. بر اساس این الگو، سه ادعا با قوت تمام مطرح میشود: نخست، فردی که هدف گرفته شده است، به عنوان یک «عامل نفوذی» دشمن معرفی میشود. دوم، فرد موردهدف متهم میشود به اینکه حضورش در محل مبارزان سیاسی صرفا برای تامین منافع مادی است. سرانجام، آنجا که دو اتهام ذکرشده ممکن است جدی گرفته نشوند، ادعای دیگری عرضه میشود: فرد موردبحث قبلا در صف مقابل نبرد قرار داشته است و اکنون میکوشد خود را کاتولیکتر از پاپ جلوه دهد.
بر اساس این الگو بود که از ۱۶ عضو دفتر سیاسی حزب بلشویک در اکتبر ۱۹۱۷، فقط دو تن به مرگ طبیعی درگذشتند: لنین و استالین. دیگران از جمله کامنف و زینوویف به اتهام توطئه علیه انقلاب اعدام شدند و تروتسکی، بنیانگذار ارتش سرخ، در تبعید در مکزیک، به قتل رسید.
پرسش اساسی در این زمینه این است که آیا انسان میتواند در ساحتهای گوناگون، در زمانهای مختلف، ظاهر شود یا برای تمام عمر، زندانی هویتی است که در یک مرحله خاص از زندگی شکل میگیرد؟ به بیان دیگر، آیا آدمیان قابل تغییر هستند یا نه؟ و اگر قابل تغییرپذیری هستند، آیا هویت آنان در هر مرحله از زندگی را باید به قول عکاسان با منجمد کردن کادر (فریز فریم) تعیین کرد.
از دید فلاسفه خودمان، بودن و نبودن پرسش اساسی نیست؛ پرسش اساسی چگونه بودن است. از این دید، انسان در یک روند «شدن» استــ یعنی موجودی که از نظر فیزیکی مدام تغییر میکند و در نتیجه، برخلاف جانوران دیگر که قوه تمییز و اختیار ندارند، زیرا زندانی غرایز خویشاند، میتواند خود را تغییر دهد. ارجاع به اسلاف، نیاکان و پدران تنها نقطه آغاز شکلگیری یک هویت انسانی است. همانطور که فرزند الزاما از فضل پدر بهره نمیبرد، پاسخگوی عذر پدر نیز نیست.
تاریخ سرشار است از موارد تغییرپذیری آدمیان. تمیستوکلس، مردی که به گفته تاریخنویسان کلاسیک، درخشانترین بخش از یونان باستان را رهبری کرد و فرمانده یکی از بزرگترین پروژههای نظامی یونانی علیه «مهاجران ایرانی» بود، در دهه آخر زندگیاش به عنوان یک مشاور شاهنشاهی هخامنشی در شوش مشغول کار بود. پیش از آن، نفرت تمیستوکلس از ایرانیان به حدی بود که یک شهروند آتن را به اتهام مترجمی برای نیروهای ایرانی اعدام کرد. پیش از تمسیتوکلس، یک یونانی برجسته دیگر، میداس پادشاه فیدیه، به استخدام ایران درآمد و در طراحی نخستین نظام پولی بینالمللی از سوی هخامنشیان، نقش مهمی عهدهدار شد.
در عالم مسیحیت، شاید بهترین نمونه دگرگونی هویتی را در قدیس آگوستین مییابیم. آگوستین سالها عمر خودش را به لهوولعب گذرانده بود و رنجهای مسیح مصلوب را افسانه میپنداشت. در زندگینامه خود زیر عنوان «اعترافات»، آگوستین به یاد میآورد که هرگاه مرتکب گناهی میشد، گناه از دید مسیحیت، دعا میکرد: ای خدا! مرا از گناه دور بدار! اما نه حالا، کمی بعد!
همین آگوستین، بعدها از «پدران» مسیحیت شد و لقب «قدیس» گرفت و الگوی همه اساقفه به شمار میرفت. البته پیش از او قدیس پل را داشتیم که سالها عمر خود را صرف مبارزه با مسیحیت کرد اما ناگهان در حین سفر به دمشق، به دین مطرود دیروزش پیوست و به نظر بسیاری از کارشناسان، مسیحیت را جانی تازه بخشید.
در دنیای اسلام، بنیامیه که در آغاز سرسختترین دشمنان محمد و دین جدید او بودند، بهسرعت با کسب خلافت از سوی عثمان بن عفان، سکاندار همان دین شدند. معاویه و اخلاف او بزرگترین خلافت اسلامی را از شبهجزیره ایبریا در اروپا تا قلب آسیای مرکزی به وجود آوردند. هند، معروف به جگرخوار، از چهرههای برجسته بنیامیه بود که در ترور حمزه، عموی پیامبر، دست داشت (میگویند که جگر حمزه را بیرون آورد و بلعید!). چند سال بعد اما همین هند که شاعره خوشذوقی هم بود، لقب «مادر مومنان» را به دست آورد.
@AmirTaheri4
پرسش اساسی در این زمینه این است که آیا انسان میتواند در ساحتهای گوناگون، در زمانهای مختلف، ظاهر شود یا برای تمام عمر، زندانی هویتی است که در یک مرحله خاص از زندگی شکل میگیرد؟
امیر طاهری جمعه ۲۱ مهر ۱۴۰۲ برابر با ۱۳ اُکتُبر ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
در ماههای اخیر تقریبا هیچ هفتهای نگذشته است بیآنکه «دلسوزان» ناشناس «پرونده محرمانه» یکی از فعالان سیاسی سرشناس را به بهانه «هشدار علیه دشمنان ایران» برای ما نفرستند. چه کسی این پروندهها را میسازد نمیدانیم. میتوان دید که تهیهکنندگان، یعنی پروندهسازان، هم کارشان را بلدند و هم از امکانات فنی لازم برای سیاهنمایی دشمنان واقعی یا خیالی برخوردارند.
هدف از این پروندهسازی ایجاد شک و تردید و سوءظن میان کسانی است که امروز هر یک از دید خود، در راه بیرون کشاندن ایران از بنبست نظام مشروعهــولایتی میکوشند. الگوی این پروندهسازی را میتوان در بایگانی کاگب، سازمان امنیتی اتحاد شوروی سابق، پیدا کرد. بر اساس این الگو، سه ادعا با قوت تمام مطرح میشود: نخست، فردی که هدف گرفته شده است، به عنوان یک «عامل نفوذی» دشمن معرفی میشود. دوم، فرد موردهدف متهم میشود به اینکه حضورش در محل مبارزان سیاسی صرفا برای تامین منافع مادی است. سرانجام، آنجا که دو اتهام ذکرشده ممکن است جدی گرفته نشوند، ادعای دیگری عرضه میشود: فرد موردبحث قبلا در صف مقابل نبرد قرار داشته است و اکنون میکوشد خود را کاتولیکتر از پاپ جلوه دهد.
بر اساس این الگو بود که از ۱۶ عضو دفتر سیاسی حزب بلشویک در اکتبر ۱۹۱۷، فقط دو تن به مرگ طبیعی درگذشتند: لنین و استالین. دیگران از جمله کامنف و زینوویف به اتهام توطئه علیه انقلاب اعدام شدند و تروتسکی، بنیانگذار ارتش سرخ، در تبعید در مکزیک، به قتل رسید.
پرسش اساسی در این زمینه این است که آیا انسان میتواند در ساحتهای گوناگون، در زمانهای مختلف، ظاهر شود یا برای تمام عمر، زندانی هویتی است که در یک مرحله خاص از زندگی شکل میگیرد؟ به بیان دیگر، آیا آدمیان قابل تغییر هستند یا نه؟ و اگر قابل تغییرپذیری هستند، آیا هویت آنان در هر مرحله از زندگی را باید به قول عکاسان با منجمد کردن کادر (فریز فریم) تعیین کرد.
از دید فلاسفه خودمان، بودن و نبودن پرسش اساسی نیست؛ پرسش اساسی چگونه بودن است. از این دید، انسان در یک روند «شدن» استــ یعنی موجودی که از نظر فیزیکی مدام تغییر میکند و در نتیجه، برخلاف جانوران دیگر که قوه تمییز و اختیار ندارند، زیرا زندانی غرایز خویشاند، میتواند خود را تغییر دهد. ارجاع به اسلاف، نیاکان و پدران تنها نقطه آغاز شکلگیری یک هویت انسانی است. همانطور که فرزند الزاما از فضل پدر بهره نمیبرد، پاسخگوی عذر پدر نیز نیست.
تاریخ سرشار است از موارد تغییرپذیری آدمیان. تمیستوکلس، مردی که به گفته تاریخنویسان کلاسیک، درخشانترین بخش از یونان باستان را رهبری کرد و فرمانده یکی از بزرگترین پروژههای نظامی یونانی علیه «مهاجران ایرانی» بود، در دهه آخر زندگیاش به عنوان یک مشاور شاهنشاهی هخامنشی در شوش مشغول کار بود. پیش از آن، نفرت تمیستوکلس از ایرانیان به حدی بود که یک شهروند آتن را به اتهام مترجمی برای نیروهای ایرانی اعدام کرد. پیش از تمسیتوکلس، یک یونانی برجسته دیگر، میداس پادشاه فیدیه، به استخدام ایران درآمد و در طراحی نخستین نظام پولی بینالمللی از سوی هخامنشیان، نقش مهمی عهدهدار شد.
در عالم مسیحیت، شاید بهترین نمونه دگرگونی هویتی را در قدیس آگوستین مییابیم. آگوستین سالها عمر خودش را به لهوولعب گذرانده بود و رنجهای مسیح مصلوب را افسانه میپنداشت. در زندگینامه خود زیر عنوان «اعترافات»، آگوستین به یاد میآورد که هرگاه مرتکب گناهی میشد، گناه از دید مسیحیت، دعا میکرد: ای خدا! مرا از گناه دور بدار! اما نه حالا، کمی بعد!
همین آگوستین، بعدها از «پدران» مسیحیت شد و لقب «قدیس» گرفت و الگوی همه اساقفه به شمار میرفت. البته پیش از او قدیس پل را داشتیم که سالها عمر خود را صرف مبارزه با مسیحیت کرد اما ناگهان در حین سفر به دمشق، به دین مطرود دیروزش پیوست و به نظر بسیاری از کارشناسان، مسیحیت را جانی تازه بخشید.
در دنیای اسلام، بنیامیه که در آغاز سرسختترین دشمنان محمد و دین جدید او بودند، بهسرعت با کسب خلافت از سوی عثمان بن عفان، سکاندار همان دین شدند. معاویه و اخلاف او بزرگترین خلافت اسلامی را از شبهجزیره ایبریا در اروپا تا قلب آسیای مرکزی به وجود آوردند. هند، معروف به جگرخوار، از چهرههای برجسته بنیامیه بود که در ترور حمزه، عموی پیامبر، دست داشت (میگویند که جگر حمزه را بیرون آورد و بلعید!). چند سال بعد اما همین هند که شاعره خوشذوقی هم بود، لقب «مادر مومنان» را به دست آورد.
@AmirTaheri4
👍42❤6🎉1💯1
تاریخ روم باستان نیز سرشار است از دگرگونیهای هویتی. ماریوس و سولا، دو سرداری که بهاتفاق به اوج افتخار رسیده بودند، سرانجام در هیئت دشمنان خونی ظاهر شدند و نخستین جنگ داخلی آن سرزمین را به راه انداختند.
بیشتر بخوانید
مشروطه پادشاهی و بنبست خیالی
ایران و تجزیهطلبان: کی از کی طلبکار است؟
لائیسیته؛ تبادلنظری دوستانه با ژان پییر
یولیوس قیصر با ضربههای خنجر نزدیکترین دوست خود، بروتوس، به قتل رسید. در عوض مارکوس آنتونیوس که از کمک یولیوس برای ترفیع درجه محروم مانده بود، رهبری خونخواهان را به عهده گرفت تا اکتاویوس، پسرخوانده یولیوس، را در راس امپراتوری قرار دهد.
جامه عوض کردن البته منحصر به سیاستمداران و سرداران نظامی و چهرههای مذهبی نیست. ولتر، فیلسوف بزرگ فرانسوی که به عنوان قهرمان نبرد برای آزادی اندیشه و بیان شهرت دارد، سالها مشاور کاترین دوم، امپراتریس روسیه، بود؛ در زمانی که روسیه تزاری را نمیشد الگویی از آن آزادیها به شمار آورد.
یک مفهوم کلیدی برای قضاوت درباره تغییرکنندگان را روزبهان بقلی مطرح میکند: گناه را نباید بخشید، اما گناهکار را باید بخشید! در سنت ایرانیــاسلامی، توبه حتی تا دم آخر زندگی انسان، پذیرفتنی است. شبیه این مفهوم را در سنت «اعتراف کن و بخشوده شو» کلیسای کاتولیک مییابیم: خداوند از گناه خشمگین است، اما گناهکار را دوست دارد و گناهکار توبهکرده را باز هم بیشتر.
در دهههایی که مارکسیسمــ لنینیسمــ استالینیسم در میان «روشنفکران»، بهویژه در اروپا، مد بود، تعدادی شگفتآور از نویسندگان، شاعران و فلاسفه شیفته نظامی میشدند که یکی از سیاهترین فصلهای تاریخ انسان را رقم میزد. با این حال، بودند دوآتشههایی که ناگهان در جبهه مقابل «سوسیالیسم جهانی» قرار میگرفتند. آندره ژید، نویسنده فرانسوی، یکی از آنان بود که پس از سفری طولانی به اتحاد شوروی، مبارزه علیه کمونیسم را از وظایف خود قلمداد میکرد. در سالهای ۱۹۷۰ میلادی گروه بزرگی از روشنفکران چپگرای فرانسوی ناگهان با تغییر موضع، در نقش پیشقراول ضدکمونیسم ظاهر شدندــ با لقب «فلاسفه نو».
زندگی واقعی با زندگی مسلکی تفاوت دارد. زندگی واقعی، مدرسهای است که درهایش به روی جهان، به روی هوای تازه، به روی چهرهها و صداهای نو باز است. از سوی دیگر، زندگی مسلکی مانند خانههای دمشقی است؛ بناهایی با پنجرههایی که فقط به درون، از پس دیوارهای بلند، باز میشوند. ماکسیم گورکی پس از سالها زندگی در خانه دمشقی بلشوویسم، زیبایی زندگی واقعیــ دانشکده من، به قول خودشــ را کشف کرد.
جامه عوض کردن گاه به انتخاب بدتر در مقایسه با بد منجر میشود. بالدور فون شیراخ، یکی از رهبران برجسته حزب نازی آلمان، در جریان دادگاه نورنبرگ گفت: «الگوی من هنری فورد، مخترع آمریکایی اتومبیل فورد، بود که ملتها را در طبقه کارگر مجسم میدید.» آلفرد روزنبرگ، فرضیهساز و رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران، از طراحان برنامه «پاکسازی قومی» علیه یهودیان بود. اما در سال ۱۹۴۲ میلادی با رواج سوءظن درباره اصل یهودی خودشــ ظاهرا هشت نسل پیش خانوادهاشــ از شرکت در کنفرانس «وان زه» که طرح «راهحل نهایی» را تصویب کرد، محروم ماند.
روژه گارودی، فیلسوف حزب کمونیست فرانسه، پس از استعفا از کمیته مرکزی، نخست به کلیسای پروتستان پیوست، سپس مسلمان سنی و سرانجام مسلمان شیعه شد و مشاطهگر جمهوری اسلامی در تهران. پیش از او، یک فیلسوف دیگر حزب کمونیست فرانسه، آنری لوفور، به جمع مشاوران فلسفی شهبانو فرح پهلوی پیوسته بود تا به «گفتوگوی تمدنها» کمک کند.
تاریخ دوران پادشاهی محمدرضا شاه پر است از جامهعوضکردگان. علی دشتی با خروج از لباس روحانیت نقش دشمن شماره یک قشر آخوندان را بر عهده گرفت. شخصیتهای مذهبی دیگری نیز در همان مسیر قرار گرفتند، از جمله علامه وحیدی و شمس قناتآبادی. در ۱۳۵۷، ساواک به گفته منابع آن زمان، دستکم ۳۰ روحانی را در تهران و شهرستانها در فهرست حقوقبگیران خود داشت.
جامهعوضکردگان را در میان کمونیستهای آن زمان نیز میشد یافت. دکتر یزدی، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، در نقش پرشورترین ضدکمونیست ایرانی زندگی تازهای برای خود رقم زد. انور خامهای، یکی از ۵۳ تن بنیانگذار حزب، به سردبیری «اطلاعات هفتگی» رسید و به دریافت نشان همایونی نائل شد. محمد باهری و هادی هدایتی با خروج از حزب، به وزارت رسیدند. محمود جعفریان در مقام معاونت رادیوــتلویزیون ملی، به مثابه یک مدافع پرشور و حقیقی مشروطه پادشاهی ظاهر شد. کوروش لاشایی، نخستین چهگوارای ایران، به دبیرکلی لژیون خدمتگزاران بشر رسید.
@AmirTaheri4
بیشتر بخوانید
مشروطه پادشاهی و بنبست خیالی
ایران و تجزیهطلبان: کی از کی طلبکار است؟
لائیسیته؛ تبادلنظری دوستانه با ژان پییر
یولیوس قیصر با ضربههای خنجر نزدیکترین دوست خود، بروتوس، به قتل رسید. در عوض مارکوس آنتونیوس که از کمک یولیوس برای ترفیع درجه محروم مانده بود، رهبری خونخواهان را به عهده گرفت تا اکتاویوس، پسرخوانده یولیوس، را در راس امپراتوری قرار دهد.
جامه عوض کردن البته منحصر به سیاستمداران و سرداران نظامی و چهرههای مذهبی نیست. ولتر، فیلسوف بزرگ فرانسوی که به عنوان قهرمان نبرد برای آزادی اندیشه و بیان شهرت دارد، سالها مشاور کاترین دوم، امپراتریس روسیه، بود؛ در زمانی که روسیه تزاری را نمیشد الگویی از آن آزادیها به شمار آورد.
یک مفهوم کلیدی برای قضاوت درباره تغییرکنندگان را روزبهان بقلی مطرح میکند: گناه را نباید بخشید، اما گناهکار را باید بخشید! در سنت ایرانیــاسلامی، توبه حتی تا دم آخر زندگی انسان، پذیرفتنی است. شبیه این مفهوم را در سنت «اعتراف کن و بخشوده شو» کلیسای کاتولیک مییابیم: خداوند از گناه خشمگین است، اما گناهکار را دوست دارد و گناهکار توبهکرده را باز هم بیشتر.
در دهههایی که مارکسیسمــ لنینیسمــ استالینیسم در میان «روشنفکران»، بهویژه در اروپا، مد بود، تعدادی شگفتآور از نویسندگان، شاعران و فلاسفه شیفته نظامی میشدند که یکی از سیاهترین فصلهای تاریخ انسان را رقم میزد. با این حال، بودند دوآتشههایی که ناگهان در جبهه مقابل «سوسیالیسم جهانی» قرار میگرفتند. آندره ژید، نویسنده فرانسوی، یکی از آنان بود که پس از سفری طولانی به اتحاد شوروی، مبارزه علیه کمونیسم را از وظایف خود قلمداد میکرد. در سالهای ۱۹۷۰ میلادی گروه بزرگی از روشنفکران چپگرای فرانسوی ناگهان با تغییر موضع، در نقش پیشقراول ضدکمونیسم ظاهر شدندــ با لقب «فلاسفه نو».
زندگی واقعی با زندگی مسلکی تفاوت دارد. زندگی واقعی، مدرسهای است که درهایش به روی جهان، به روی هوای تازه، به روی چهرهها و صداهای نو باز است. از سوی دیگر، زندگی مسلکی مانند خانههای دمشقی است؛ بناهایی با پنجرههایی که فقط به درون، از پس دیوارهای بلند، باز میشوند. ماکسیم گورکی پس از سالها زندگی در خانه دمشقی بلشوویسم، زیبایی زندگی واقعیــ دانشکده من، به قول خودشــ را کشف کرد.
جامه عوض کردن گاه به انتخاب بدتر در مقایسه با بد منجر میشود. بالدور فون شیراخ، یکی از رهبران برجسته حزب نازی آلمان، در جریان دادگاه نورنبرگ گفت: «الگوی من هنری فورد، مخترع آمریکایی اتومبیل فورد، بود که ملتها را در طبقه کارگر مجسم میدید.» آلفرد روزنبرگ، فرضیهساز و رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران، از طراحان برنامه «پاکسازی قومی» علیه یهودیان بود. اما در سال ۱۹۴۲ میلادی با رواج سوءظن درباره اصل یهودی خودشــ ظاهرا هشت نسل پیش خانوادهاشــ از شرکت در کنفرانس «وان زه» که طرح «راهحل نهایی» را تصویب کرد، محروم ماند.
روژه گارودی، فیلسوف حزب کمونیست فرانسه، پس از استعفا از کمیته مرکزی، نخست به کلیسای پروتستان پیوست، سپس مسلمان سنی و سرانجام مسلمان شیعه شد و مشاطهگر جمهوری اسلامی در تهران. پیش از او، یک فیلسوف دیگر حزب کمونیست فرانسه، آنری لوفور، به جمع مشاوران فلسفی شهبانو فرح پهلوی پیوسته بود تا به «گفتوگوی تمدنها» کمک کند.
تاریخ دوران پادشاهی محمدرضا شاه پر است از جامهعوضکردگان. علی دشتی با خروج از لباس روحانیت نقش دشمن شماره یک قشر آخوندان را بر عهده گرفت. شخصیتهای مذهبی دیگری نیز در همان مسیر قرار گرفتند، از جمله علامه وحیدی و شمس قناتآبادی. در ۱۳۵۷، ساواک به گفته منابع آن زمان، دستکم ۳۰ روحانی را در تهران و شهرستانها در فهرست حقوقبگیران خود داشت.
جامهعوضکردگان را در میان کمونیستهای آن زمان نیز میشد یافت. دکتر یزدی، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، در نقش پرشورترین ضدکمونیست ایرانی زندگی تازهای برای خود رقم زد. انور خامهای، یکی از ۵۳ تن بنیانگذار حزب، به سردبیری «اطلاعات هفتگی» رسید و به دریافت نشان همایونی نائل شد. محمد باهری و هادی هدایتی با خروج از حزب، به وزارت رسیدند. محمود جعفریان در مقام معاونت رادیوــتلویزیون ملی، به مثابه یک مدافع پرشور و حقیقی مشروطه پادشاهی ظاهر شد. کوروش لاشایی، نخستین چهگوارای ایران، به دبیرکلی لژیون خدمتگزاران بشر رسید.
@AmirTaheri4
👍52❤7🔥1
ابراهیم گلستان در یک قرن زندگی، جامههای گوناگون پوشید: خزانهدار حزب توده ایران، خبرنگار روزنامه شرکت نفت ایران و انگلیس، مترجم و مبلغ ادبیات آمریکا، فیلمبردار ویژه دربار شاهنشاهی و منتقد نظام مشروطه سلطنتی. رسول پرویزی، یکی دیگر از برجستگان حزب توده ایران، بخشی از زندگی خود را به عنوان دستیار امیراسدالله علم، وزیر دربار شاهنشاهی و نخستوزیر، گذراند.
در بسیاری از موارد بالا، تا آنجا که میتوانستیم از نزدیک شاهد باشیم، این تغییر جامه ظاهرسازی نبود. حتی سیدحسین نصر که اینک هدف انتقادهای بسیار است، احتمالا خواستار صدمه زدن به نظام پادشاهی که در چارچوب آن، اداره دفتر شهبانو فرح را بر عهده گرفته بود، نبود و در عالم تخیلی خود به ایجاد یک امپراتوری شیعه، احتمالا به رهبری محمدرضا شاه، میاندیشید.
دوران مشروعه نیز البته پر است از موارد تغییر جامه. میرحسین موسوی که روزی مدعی بود که مفاهیمی مانند ملت ایران و میهن را خارجیان برای مقابله با مفاهیم امت اسلام و دارالاسلام درست کردهاند، امروز از ملت ایران سخن میگوید و خواستار انحلال جمهوری اسلامی است. آیتالله مهدی کروبی که روزی در کنار اسامه بن لادن، گلبدین حکمتیار و حسن الترابی، عضو کمیته ۹ نفره «رهبری انقلاب اسلامی جهانی» بود، امروز به جرم ایستادن در برابر استبداد در منزل خویش زندانی است.
این فهرست میتواند بسیار طولانیتر باشد. روزی نمیگذرد که یکی از چهرههای نظام مشروعه از پیراستن کهنجامه ناامید نشود و جامه عاریتی نجوید. هم در داخل و هم در خارج، کسانی را داریم که طی دهههای اخیر و در دورهها مختلفی از زندگی، هم چریک بودهاند، هم تحلیلگر ویژه ساواک، هم مشاطهگر نظام خمینیگرا و هم در حال حاضر مبلغان تغییر رژیم.
این قابلیت برای تغییر مسیر، بازسازی فکری، پذیرفتن گناهان و جستوجو برای مسیر بهتر از زیباییهای انسانیت است، یا اگر دینی بیندیشیم، از نعمتهایی که خداوند به اشرف مخلوقات خود داده است. در میان جانوران، تنها انسان است که میتواند خود را تغییر دهد و در نتیجه بالقوه توانایی تغییر جهان را نیز دارد.
بعضی شاید این خوشبینی مرا سادهلوحانه بپندارند و شاید هم حق دارند. اما از دید من، هر انسانی در هر لحظه، آنچنان که هست، باید پذیرفته شود؛ با این امید که در دانشکده زندگی واقعی، مسیر تغییر را کشف کند.
در ۱۳۵۵، پس از مذاکرات طولانی با عفو بینالملل، همراه با رئیس دانشکده حقوق تهران، دبیر کمیته حقوق بشر ایران، رئیس انجمن حمایت از زندانیان و یک پزشک دولتی برای رسیدگی به وضع ۲۷ زندانی سیاسی که به ادعای عفو بینالملل شکنجه شده بودند، یک روز تمام را در زندان اوین گذراندیم. در این بررسی، همه زندانیان ذکرشده در فهرست به جز یک تن دوستانه با ما روبرو شدند و تاکید کردند که لااقل در آن زمان شکنجهای ندیدهاند، اما با این حال، هنوز خود را قربانی رژیمی میدانند که آنان را به دلیل فعالیتهای سیاسی به زندان افکنده است. این واقعیت که آنان آماده بودند در یک گفتوشنود شرکت کنند، حتی اگر اظهاراتشان نادرست یا اغراقآمیز باشد، نظر مرا که انسانها قابلتغییرند، تایید میکرد. در چهار دهه گذشته، تقریبا تمامی آنان این تغییر را در زندگی واقعی خود نشان دادهاند؛ غالبا با مبارزه علیه نظام خمینیگرا در تهران.
اما آن یک نفر که حاضر نشد حتی یک کلمه با ما حرف بزند، که بود؟ نمیخواهم نام او را بنویسم، زیرا احتمالا هنوز زنده است و در کانادا یا سوئد یا جای دیگر در پنهان، اشک پشیمانی میریزد. او دختری جوان بود؛ احتمالا بیستوچند ساله، که در تبادل آتش با ماموران کمیته مبارزه با خرابکاری، روی پشتبام یک خانه قدیمی گروه خود، کلاشنیکفبهدست دستگیر شده بود. این دختر کوچکاندام اما بسیار زیبا، مانند یک بمبساعتی جلوه میکرد. میشد دید که او اگر میتوانست، تمامی هیئت ما را به مسلسل میبست. برای نخستین و الحمدلله تاکنون آخرین بار، تجسم خشم در هیئت انسان را در آن دختر دیدم.
ممکن است بپرسید خوب! آیا فکر میکنید حتی او هم تغییر کرده است؟
جواب من آری است. اما جواب قطعی را خود او، هر جا که باشد، میتواند بدهد.
به گفته عبدالله وزیری، درباره هیچکس تا روز مرگ او داوری نکنید و البته پس از آن روز هم داوری کار تاریخنویسان است و به قول خودمانی، پشت سر مرده نباید حرف زد.
@AmirTaheri4
در بسیاری از موارد بالا، تا آنجا که میتوانستیم از نزدیک شاهد باشیم، این تغییر جامه ظاهرسازی نبود. حتی سیدحسین نصر که اینک هدف انتقادهای بسیار است، احتمالا خواستار صدمه زدن به نظام پادشاهی که در چارچوب آن، اداره دفتر شهبانو فرح را بر عهده گرفته بود، نبود و در عالم تخیلی خود به ایجاد یک امپراتوری شیعه، احتمالا به رهبری محمدرضا شاه، میاندیشید.
دوران مشروعه نیز البته پر است از موارد تغییر جامه. میرحسین موسوی که روزی مدعی بود که مفاهیمی مانند ملت ایران و میهن را خارجیان برای مقابله با مفاهیم امت اسلام و دارالاسلام درست کردهاند، امروز از ملت ایران سخن میگوید و خواستار انحلال جمهوری اسلامی است. آیتالله مهدی کروبی که روزی در کنار اسامه بن لادن، گلبدین حکمتیار و حسن الترابی، عضو کمیته ۹ نفره «رهبری انقلاب اسلامی جهانی» بود، امروز به جرم ایستادن در برابر استبداد در منزل خویش زندانی است.
این فهرست میتواند بسیار طولانیتر باشد. روزی نمیگذرد که یکی از چهرههای نظام مشروعه از پیراستن کهنجامه ناامید نشود و جامه عاریتی نجوید. هم در داخل و هم در خارج، کسانی را داریم که طی دهههای اخیر و در دورهها مختلفی از زندگی، هم چریک بودهاند، هم تحلیلگر ویژه ساواک، هم مشاطهگر نظام خمینیگرا و هم در حال حاضر مبلغان تغییر رژیم.
این قابلیت برای تغییر مسیر، بازسازی فکری، پذیرفتن گناهان و جستوجو برای مسیر بهتر از زیباییهای انسانیت است، یا اگر دینی بیندیشیم، از نعمتهایی که خداوند به اشرف مخلوقات خود داده است. در میان جانوران، تنها انسان است که میتواند خود را تغییر دهد و در نتیجه بالقوه توانایی تغییر جهان را نیز دارد.
بعضی شاید این خوشبینی مرا سادهلوحانه بپندارند و شاید هم حق دارند. اما از دید من، هر انسانی در هر لحظه، آنچنان که هست، باید پذیرفته شود؛ با این امید که در دانشکده زندگی واقعی، مسیر تغییر را کشف کند.
در ۱۳۵۵، پس از مذاکرات طولانی با عفو بینالملل، همراه با رئیس دانشکده حقوق تهران، دبیر کمیته حقوق بشر ایران، رئیس انجمن حمایت از زندانیان و یک پزشک دولتی برای رسیدگی به وضع ۲۷ زندانی سیاسی که به ادعای عفو بینالملل شکنجه شده بودند، یک روز تمام را در زندان اوین گذراندیم. در این بررسی، همه زندانیان ذکرشده در فهرست به جز یک تن دوستانه با ما روبرو شدند و تاکید کردند که لااقل در آن زمان شکنجهای ندیدهاند، اما با این حال، هنوز خود را قربانی رژیمی میدانند که آنان را به دلیل فعالیتهای سیاسی به زندان افکنده است. این واقعیت که آنان آماده بودند در یک گفتوشنود شرکت کنند، حتی اگر اظهاراتشان نادرست یا اغراقآمیز باشد، نظر مرا که انسانها قابلتغییرند، تایید میکرد. در چهار دهه گذشته، تقریبا تمامی آنان این تغییر را در زندگی واقعی خود نشان دادهاند؛ غالبا با مبارزه علیه نظام خمینیگرا در تهران.
اما آن یک نفر که حاضر نشد حتی یک کلمه با ما حرف بزند، که بود؟ نمیخواهم نام او را بنویسم، زیرا احتمالا هنوز زنده است و در کانادا یا سوئد یا جای دیگر در پنهان، اشک پشیمانی میریزد. او دختری جوان بود؛ احتمالا بیستوچند ساله، که در تبادل آتش با ماموران کمیته مبارزه با خرابکاری، روی پشتبام یک خانه قدیمی گروه خود، کلاشنیکفبهدست دستگیر شده بود. این دختر کوچکاندام اما بسیار زیبا، مانند یک بمبساعتی جلوه میکرد. میشد دید که او اگر میتوانست، تمامی هیئت ما را به مسلسل میبست. برای نخستین و الحمدلله تاکنون آخرین بار، تجسم خشم در هیئت انسان را در آن دختر دیدم.
ممکن است بپرسید خوب! آیا فکر میکنید حتی او هم تغییر کرده است؟
جواب من آری است. اما جواب قطعی را خود او، هر جا که باشد، میتواند بدهد.
به گفته عبدالله وزیری، درباره هیچکس تا روز مرگ او داوری نکنید و البته پس از آن روز هم داوری کار تاریخنویسان است و به قول خودمانی، پشت سر مرده نباید حرف زد.
@AmirTaheri4
👍69❤12🔥2💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 انسان و تغییر: چرا الگوی «کاگب» مخدوش است؟ →
هدف از این پروندهسازی، ایجاد شک و تردید و سوءظن میان کسانی است که امروز، هر یک از دید خود، در راه بیرون کشاندن ایران از بنبست نظام مشروعه - ولایتی میکوشند. الگوی این پروندهسازی را میتوان در بایگانی کاگب، سازمان امنیتی اتحاد شوروی سابق، پیدا کرد.
✍️ استاد امیر طاهری (@AmirTaheri4)
نسخه کامل مقاله را در یوتیوب #ایندیپندنت_فارسی ببینید:
youtu.be/QNtNvhuMjMY
@AmirTaheri4
هدف از این پروندهسازی، ایجاد شک و تردید و سوءظن میان کسانی است که امروز، هر یک از دید خود، در راه بیرون کشاندن ایران از بنبست نظام مشروعه - ولایتی میکوشند. الگوی این پروندهسازی را میتوان در بایگانی کاگب، سازمان امنیتی اتحاد شوروی سابق، پیدا کرد.
✍️ استاد امیر طاهری (@AmirTaheri4)
نسخه کامل مقاله را در یوتیوب #ایندیپندنت_فارسی ببینید:
youtu.be/QNtNvhuMjMY
@AmirTaheri4
👍69❤8💯3
انسان و تغییر: چرا الگوی «کاگب» مخدوش است؟
indypersian
هدف از این پروندهسازی، ایجاد شک و تردید و سوءظن میان کسانی است که امروز، هر یک از دید خود، در راه بیرون کشاندن ایران از بنبست نظام مشروعه - ولایتی میکوشند. الگوی این پروندهسازی را میتوان در بایگانی کاگب، سازمان امنیتی اتحاد شوروی سابق، پیدا کرد.
✍️
فایل صوتی
@AmirTaheri4
✍️
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍90❤9💯4🤔1
فارسنیوزِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، امروز: حزبالله لبنان، انصار در یمن، حشدالشعبی در عراق برای ورود به جنگی که #حماس علیه #اسرائیل به راه انداخته است، دست بر ماشه دارند.
یعنی فقط سپاه قصد دارد بیرون بماند و مزدوران عرب خود را به مسلخ بفرستد.
@AmirTaheri4
یعنی فقط سپاه قصد دارد بیرون بماند و مزدوران عرب خود را به مسلخ بفرستد.
@AmirTaheri4
🤬74😁32👍21🔥3❤2
با شکستن سالها سکوت، حسن روحانی، رئیسجمهور سابق اسلامی، بیانیهای به شدت ضد اسرائیلی صادر کرد که گویی حماس مطلقاً هیچ نقشی در ایجاد فاجعه کنونی در غزه نداشته است.
آیا حجتالاسلام برای برای خامنهای خودشیرینی میکند؟
@AmirTaheri4
آیا حجتالاسلام برای برای خامنهای خودشیرینی میکند؟
@AmirTaheri4
👍101😁14🔥9❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: اشتباه مهلک آمریکا در پیشبردِ استراتژی بیتفاوتی به دوستان و امید به آغوش گرم دشمنان →
«در رویارویی با دشمن مهلک تنها آن را زخمی و سپس رهایش نکنید تا زنده بماند و بهبود یابد. یا آن را به دوست تبدیل کنید یا آن را بُکُشید.»
اتفاقات کنونی در منطقه خاور میانه، نشان از ناتوانی یا عدم تمایل دولت بایدن در کنار گذاشتن سیاست فاجعه بار رئیس جمهور اوباما در خاورمیانه است؛ سیاستی که بر بی تفاوتی نسبت به دوستان به امید دستیابی به آغوش گرم از سوی دشمنان استواربود. و اینجا یک جمله خطاب به جیک سالیوان: در خاورمیانه، زمانی که همه چیز بسیار خوب به نظر می رسد باید منتظر اخبار بد باشید.
برگردانِ فارسی تحلیل امیر طاهری، روزنامه نگارو تحلیلگر برجسته در رسانه چند زبانه شرق الاوسط با تیتر اصلی :
Hamas and Israel: What Next?
#امیر_طاهری
#شمشیرهای_آهنین
#اسرائیل
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=Xwi83GI1EeM
@AmirTaheri4
«در رویارویی با دشمن مهلک تنها آن را زخمی و سپس رهایش نکنید تا زنده بماند و بهبود یابد. یا آن را به دوست تبدیل کنید یا آن را بُکُشید.»
اتفاقات کنونی در منطقه خاور میانه، نشان از ناتوانی یا عدم تمایل دولت بایدن در کنار گذاشتن سیاست فاجعه بار رئیس جمهور اوباما در خاورمیانه است؛ سیاستی که بر بی تفاوتی نسبت به دوستان به امید دستیابی به آغوش گرم از سوی دشمنان استواربود. و اینجا یک جمله خطاب به جیک سالیوان: در خاورمیانه، زمانی که همه چیز بسیار خوب به نظر می رسد باید منتظر اخبار بد باشید.
برگردانِ فارسی تحلیل امیر طاهری، روزنامه نگارو تحلیلگر برجسته در رسانه چند زبانه شرق الاوسط با تیتر اصلی :
Hamas and Israel: What Next?
#امیر_طاهری
#شمشیرهای_آهنین
#اسرائیل
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=Xwi83GI1EeM
@AmirTaheri4
👍72💯14❤5
امیر طاهری: اشتباه مهلک آمریکا در پیشبردِ استراتژی بیتفاوتی به…
Unika
امیر طاهری: اشتباه مهلک آمریکا در پیشبردِ استراتژی بیتفاوتی به دوستان و امید به آغوش گرم دشمنان →
«در رویارویی با دشمن مهلک تنها آن را زخمی و سپس رهایش نکنید تا زنده بماند و بهبود یابد. یا آن را به دوست تبدیل کنید یا آن را بُکُشید.»
اتفاقات کنونی در منطقه خاور میانه، نشان از ناتوانی یا عدم تمایل دولت بایدن در کنار گذاشتن سیاست فاجعه بار رئیس جمهور اوباما در خاورمیانه است؛ سیاستی که بر بی تفاوتی نسبت به دوستان به امید دستیابی به آغوش گرم از سوی دشمنان استواربود. و اینجا یک جمله خطاب به جیک سالیوان: در خاورمیانه، زمانی که همه چیز بسیار خوب به نظر می رسد باید منتظر اخبار بد باشید.
برگردانِ فارسی تحلیل امیر طاهری، روزنامه نگارو تحلیلگر برجسته در رسانه چند زبانه شرق الاوسط با تیتر اصلی :
Hamas and Israel: What Next?
#امیر_طاهری
#شمشیرهای_آهنین
#اسرائیل
فایل صوتی
@AmirTaheri4
«در رویارویی با دشمن مهلک تنها آن را زخمی و سپس رهایش نکنید تا زنده بماند و بهبود یابد. یا آن را به دوست تبدیل کنید یا آن را بُکُشید.»
اتفاقات کنونی در منطقه خاور میانه، نشان از ناتوانی یا عدم تمایل دولت بایدن در کنار گذاشتن سیاست فاجعه بار رئیس جمهور اوباما در خاورمیانه است؛ سیاستی که بر بی تفاوتی نسبت به دوستان به امید دستیابی به آغوش گرم از سوی دشمنان استواربود. و اینجا یک جمله خطاب به جیک سالیوان: در خاورمیانه، زمانی که همه چیز بسیار خوب به نظر می رسد باید منتظر اخبار بد باشید.
برگردانِ فارسی تحلیل امیر طاهری، روزنامه نگارو تحلیلگر برجسته در رسانه چند زبانه شرق الاوسط با تیتر اصلی :
Hamas and Israel: What Next?
#امیر_طاهری
#شمشیرهای_آهنین
#اسرائیل
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍98💯13❤6
فارسنیوز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: رهبر انصارالله یمن به ایران اعلام کرد که نیروهایش آماده اعزام صدها هزار رزمنده برای کمک به #حماس هستند. سایر نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و سوریه آماده هستند.
(فقط ایران قرار نیست هیچ کمکی بکند!)
@AmirTaheri4
(فقط ایران قرار نیست هیچ کمکی بکند!)
@AmirTaheri4
😁88👍14🤬5❤4🔥3
نقاب برداشته میشود
کیهان خامنهای در سرمقاله امروز خود میگوید #صهیونیست ها و یهودیها یکی هستند و از ابتدا با خدا مخالفت کردهاند.
از خمینی نقل میکند که همه یهودیان دشمن هستند.
(این ادعا که جمهوریاسلامی مخالف صهیونیسم است و نه یهودیت، به این صورت کنار گذاشته شده است.)
@AmirTaheri4
کیهان خامنهای در سرمقاله امروز خود میگوید #صهیونیست ها و یهودیها یکی هستند و از ابتدا با خدا مخالفت کردهاند.
از خمینی نقل میکند که همه یهودیان دشمن هستند.
(این ادعا که جمهوریاسلامی مخالف صهیونیسم است و نه یهودیت، به این صورت کنار گذاشته شده است.)
@AmirTaheri4
👍95🔥6❤4😁1
اگر «مبارزان مقاومت» به غزه بروند، جالب است که ببینیم حزبالله و حماس برای اولین بار در یک طرف میجنگند.
آنها در ۱۲ سال گذشته در جبهههای مخالف در سوریه میجنگند: حزبالله برای بشار اسد و حماس برای داعش و متحدانش.
@AmirTaheri4
آنها در ۱۲ سال گذشته در جبهههای مخالف در سوریه میجنگند: حزبالله برای بشار اسد و حماس برای داعش و متحدانش.
@AmirTaheri4
👍96❤8🔥4😁2