Forwarded from Virus_Shajarian (Shahrzad)
📝📝📝📝
🔸️بشنوید برنامه ای از (بزم شاعران) با همکاری استادان💎 (اکبر گلپایگانی، حبیب الله بدیعی) در دستگاه (سه گاه و مخالف سه گاه)🎼
🔸️قبل از انقلاب در رادیوی ملی، بزمی برای شاعران وجود داشت که در بخشی از آن برنامه، هر بار یک یا چند نفر از خوانندگان و نوازندگانِ بی تکرارِ موسیقی اصیل ایرانی نیز در آن هنرنمایی می کردند.
🔸️گاهاً آوازهایی که در این برنامه ها خوانده میشد، ساختارشکنیِ حِسّی و شور و حالِ بیشتری نسبت به برنامه های گلها داشت چرا که خواننده، نوازنده، شاعر و.... همگی در فضایی دوستانه و صمیمانه گردِ هم جمع می شدند و فقط سخن از عشق و شعر و موسیقی🎶 بینِ آنها برقرار بود.
🔸️متاسفانه این نوع بزم ها در آن زمان به کامِ برخی از متحجران و مسلسل نوازان و چکُش نوازانِ🔨 خائنی مانند لطفی و ابتهاج و... شیرین نمی آمد و آنها را بزم هایی کاباره ای و مطربی و... می نامیدند، چرا که حال و احساس و شورِ فراوانی در صدای خواننده و نوازنده بود و بسیاری از اوقات از حالت تکرار مکرراتِ ردیف های خشک و کلیشه ای خارج میشد و خواننده احساس و حالِ درونی اش را در آن لحظه بطور کامل با هنرش نشان می داد و این جماعتِ (چَکُش نوازِ 🔨ردیف زَن و ریش و پَشمی و آخوند مَسلَک) بطورِ کلی با شور و حال و غِنا و احساس در موسیقی مشکل داشتند!
🔸️ساز و آوازی که در این بزم ها اجرا میشد، شور و حالی دیگر داشت که اساسش بر (بداهه خوانی و بداهه نوازی) بود و خواننده و نوازنده، خود را به دست احساس و حال درونی شان در آن لحظه می سپرد که حاصل آن نغمات و نواهایِ شورانگیز و تاثیرگذاری بود که در دیگر برنامه های موسیقی، کمتر یافت میشد.
🔸️زیباترین نغمه پردازی ها و خلق جملات و ملودی های ناب در موسیقیِ اصیل ایرانی، زمانی صورت میگیرد که خواننده و نوازنده در آن لحظه خود را بدست احساس و دل و حالَش بسپارد و به بداهه خوانی و بداهه نوازی بپردازد و برنامه های بزم شاعران رادیو در قبل از انقلاب دقیقا همین فرصت را برای خواننده و نوازنده فراهم می کرد.
🔸️در بسیاری از اوقات، لحظاتی در این برنامه (بزم شاعران) بوجود می آمد که باعث خلق جملات سازی و آوازی ناب و غیر قابل تکرار میشد که در زمره شاهکارهایِ بداهه نوازی و بداهه خوانی بشمار میرود.
🎼🎼🎼🎼
#گلپا #بزم_شاعران #فرهنگ_شریف #جلیل_شهنار #بزم #اکبر_گلپا #اکبر_گلپایگانی #شعر #بداهه_نوازی #بداهه_خوانی #رادیو #آواز_گلپا #پرویز_یاحقی #حبیب_الله_بدیعی #اسدالله_ملک #مهدی_خالدی #محمود_محمودی_خوانساری #آواز_اصیل #آواز_سنتی #آواز_ایرانی #سازوآواز #عود #تار #سنتور #ویولن #ویلن #ویولون
🎼🎼🎼🎼
@mafya_shajarian
@virus_shajarian
🔸️بشنوید برنامه ای از (بزم شاعران) با همکاری استادان💎 (اکبر گلپایگانی، حبیب الله بدیعی) در دستگاه (سه گاه و مخالف سه گاه)🎼
🔸️قبل از انقلاب در رادیوی ملی، بزمی برای شاعران وجود داشت که در بخشی از آن برنامه، هر بار یک یا چند نفر از خوانندگان و نوازندگانِ بی تکرارِ موسیقی اصیل ایرانی نیز در آن هنرنمایی می کردند.
🔸️گاهاً آوازهایی که در این برنامه ها خوانده میشد، ساختارشکنیِ حِسّی و شور و حالِ بیشتری نسبت به برنامه های گلها داشت چرا که خواننده، نوازنده، شاعر و.... همگی در فضایی دوستانه و صمیمانه گردِ هم جمع می شدند و فقط سخن از عشق و شعر و موسیقی🎶 بینِ آنها برقرار بود.
🔸️متاسفانه این نوع بزم ها در آن زمان به کامِ برخی از متحجران و مسلسل نوازان و چکُش نوازانِ🔨 خائنی مانند لطفی و ابتهاج و... شیرین نمی آمد و آنها را بزم هایی کاباره ای و مطربی و... می نامیدند، چرا که حال و احساس و شورِ فراوانی در صدای خواننده و نوازنده بود و بسیاری از اوقات از حالت تکرار مکرراتِ ردیف های خشک و کلیشه ای خارج میشد و خواننده احساس و حالِ درونی اش را در آن لحظه بطور کامل با هنرش نشان می داد و این جماعتِ (چَکُش نوازِ 🔨ردیف زَن و ریش و پَشمی و آخوند مَسلَک) بطورِ کلی با شور و حال و غِنا و احساس در موسیقی مشکل داشتند!
🔸️ساز و آوازی که در این بزم ها اجرا میشد، شور و حالی دیگر داشت که اساسش بر (بداهه خوانی و بداهه نوازی) بود و خواننده و نوازنده، خود را به دست احساس و حال درونی شان در آن لحظه می سپرد که حاصل آن نغمات و نواهایِ شورانگیز و تاثیرگذاری بود که در دیگر برنامه های موسیقی، کمتر یافت میشد.
🔸️زیباترین نغمه پردازی ها و خلق جملات و ملودی های ناب در موسیقیِ اصیل ایرانی، زمانی صورت میگیرد که خواننده و نوازنده در آن لحظه خود را بدست احساس و دل و حالَش بسپارد و به بداهه خوانی و بداهه نوازی بپردازد و برنامه های بزم شاعران رادیو در قبل از انقلاب دقیقا همین فرصت را برای خواننده و نوازنده فراهم می کرد.
🔸️در بسیاری از اوقات، لحظاتی در این برنامه (بزم شاعران) بوجود می آمد که باعث خلق جملات سازی و آوازی ناب و غیر قابل تکرار میشد که در زمره شاهکارهایِ بداهه نوازی و بداهه خوانی بشمار میرود.
🎼🎼🎼🎼
#گلپا #بزم_شاعران #فرهنگ_شریف #جلیل_شهنار #بزم #اکبر_گلپا #اکبر_گلپایگانی #شعر #بداهه_نوازی #بداهه_خوانی #رادیو #آواز_گلپا #پرویز_یاحقی #حبیب_الله_بدیعی #اسدالله_ملک #مهدی_خالدی #محمود_محمودی_خوانساری #آواز_اصیل #آواز_سنتی #آواز_ایرانی #سازوآواز #عود #تار #سنتور #ویولن #ویلن #ویولون
🎼🎼🎼🎼
@mafya_shajarian
@virus_shajarian
❤54👍13
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آموزش موسیقی اصیل ایرانی
در تلوزیون ملی ایران - سال ۱۳۴۷
توسط اساتید نامدار موسیقی ؛
مرتضی حنانه، جلیل شهناز، علیاصغر بهاری و حسین قوامی
@AmirTaheri4
در تلوزیون ملی ایران - سال ۱۳۴۷
توسط اساتید نامدار موسیقی ؛
مرتضی حنانه، جلیل شهناز، علیاصغر بهاری و حسین قوامی
@AmirTaheri4
❤69👍3
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
بخشیدن از کیسه خلیفه؛ ۱۰۰ سال بعد
صد سال پس از قرارداد لوزان، مردم خاورمیانه همچنان بهای بخشیدن از کیسه خلیفه را میپردازند
امیر طاهری جمعه ۶ مرداد ۱۴۰۲ برابر با ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۳ ۱۷:۳۰
در جریان انتخابات ریاستجمهوری ترکیه در ماه گذشته، رجب طیب اردوغان با یک عبارت هواداران خود را به هیجان میآورد: به خاک سپردن قرارداد لوزان. دستگاه شایعهپراکنی حزب اردوغان در همان حال این وهم را پخش میکرد که قرارداد لوزان در ۱۰۰ سالگی، یعنی ماه ژوئن ۲۰۲۳، خودبهخود لغو خواهد شد. این شگرد اردوغان، با هدف برانگیختن احساسات ملیگرایانه کاذب در رایدهندگان ترک، در همان حال یادآور فصلی تاریک از تاریخ معاصر خاورمیانه بود؛ تاریخی پر از دسیسهها، قتلعامها، پاکسازیهای قومی، و خیانتهایی که قرارداد لوزان معرف مجموعه آنان است.
بریتانیا با همکاری فرانسه و ایتالیا این قرارداد را با هدف جمعوجور کردن عواقب جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی یا خلافت عثمانی شکل داد، اما الهامبخش اولیه قرارداد ایالات متحده آمریکا بود.
در پایان جنگ جهانی اول، وودرو ویلسون، رئیسجمهوری وقت آمریکا، بیانیهای ۱۴ مادهای منتشر کرد. در این بیانیه، که طرحی برای «صلح جهانی پایدار» بهشمار میرفت، آمریکا متعهد شد که از «حق تعیین سرنوشت» همه ملتهای آزادشده پس از سقوط امپراتوری اتریش و خلافت اسلامی بکوشد. در کنفرانس صلح در ورسای فرانسه، اصل حق تعیین سرنوشت برای «ملل» آزادشده از امپراتوری اتریش بهسرعت تحقق یافت. اما وقتی نوبت به «ملل» آزادشده از خلافت عثمانی رسید، پرزیدنت ویلسون وارد تاریخ شده بود و رهبران جدید آمریکا سیاست دوری از قارههای دردسردار- یعنی اروپا و آسیا- را در پیش گرفته بودند. روسیه تزاری نیز پس از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ از صحنه خارج شده بود. در نتیجه، بریتانیا و فرانسه همراه با ایتالیا، در حکم شریک کوچک، تعیین سرنوشت سرزمینهای خلافت عثمانی را بر عهده داشتند.
طرح کلی آنان تقسیم بقایای خلافت بین خودشان بود. یک سال پس از کنفرانس ورسای، آنان قرارداد سور (sevres) را بر خلافت شکستخورده و متزلزل عثمانی تحمیل کردند. در آن قرارداد، سایههایی از وعده «تعیین سرنوشت» که ویلسون داده بود دیده میشد. ویلسون شاید بیآنکه متوجه باشد وعده تقسیم موزاییک دولت عثمانی را به ۸ یا ۱۰ کشور داده بود: کردها، ارامنه، مارونیها، دروزیها، آشوریان، و کلدانیان قرار بود با حق تعیین سرنوشت در کشورهای خود به استقلال برسند. دید نوامپریالیستی ویلسون مردمان خاورمیانه و شمال آفریقا را تا حد عروسکهایی که به بازی گرفته میشوند، تنزل میداد؛ عروسکهایی که هر یک پرچم خود را دارند، اما به میل لعبتباز حرکت میکنند. نخستین نتیجه این طرح «صلح پایدار جهانی» در خاورمیانه جنگهای داخلی، کشتار ارامنه، کردها، دروزیان، آشوریان، و کلدانیان و اخراج میلیونها تن از سرزمینهای اجدادیشان بود.
از آنجا که دولت متزلزل عثمانی جرئت و قدرت امضای قرارداد سور را نداشت، آن قرارداد به مرگ طبیعی درگذشت. سه سال بعد، قرارداد لوزان جانشین آن شد. توازن قوا به سود عثمانی، به رهبری مصطفی کمال آتاترک، تغییر کرده بود. بقایای ارتش عثمانی توانسته بود نیروهای مهاجم یونانی، ایتالیایی، فرانسوی، و بریتانیایی را از بخشهای اشغالشده شبهجزیره آناتولی بیرون راند. لرد کرزن، وزیر خارجه وقت بریتانیا، با پذیرفتن این واقعیت که ادامه جنگ با ترکیه نوزاد به سود امپراتوری نیست، طرح قرارداد لوزان را عرضه کرد. بر اساس این قرارداد، ترکیه بهعنوان دولت جانشین خلافت اسلامی از همه ادعاهای ارضی خود بر بینالنهرین (عراق) سوریه، لبنان، فلسطین، مصر، لیبی، سودان، کویت، حجاز، و شمال یمن صرفنظر میکرد و در عوض، بهعنوان دولتی جدید در آسیای صغیر به رسمیت شناخته میشد.
بیشتر بخوانید
در صدمین سالگرد امضای معاهده لوزان؛ منشا شکلگیری ترکیه مدرن
احیای «ینیچری»، سلاح اردوغان برای رسیدن به سوداهای عثمانیگونه
گسترش نفوذ ترکیه در لبنان بر مبنای سیاست نوعثمانی
سرگذشت این قرارداد نواستعماری در واقع سرگذشت نادانیها و جاهطلبیهای کور و خیانتها و فساد رهبران محلی آن سرزمینها نیز است. کرزن موفق شد رهبران کرد را با تهدید و تطمیع با طرح خو همساز کند. در همان حال، شریف حجاز نیز با کمک سرهنگ لارنس (لارنس عربستان) در خط قرار گرفته بودند. فرانسویان به نوبه خود رهبران مسیحیان سوریه و لبنان را به خط کشانده بودند. در تقسیم سرزمینهای کردنشین، کرزن موفق شد مناطق نفتخیز موصل و کرکوک را برای بریتانیا حفظ کند و در عوض، بخشهایی از شرق آناتولی را، که اکثریت کرد و ارمنی داشت، به دولت نوپای آتاترک بسپارد.
@AmirTaheri4
صد سال پس از قرارداد لوزان، مردم خاورمیانه همچنان بهای بخشیدن از کیسه خلیفه را میپردازند
امیر طاهری جمعه ۶ مرداد ۱۴۰۲ برابر با ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۳ ۱۷:۳۰
در جریان انتخابات ریاستجمهوری ترکیه در ماه گذشته، رجب طیب اردوغان با یک عبارت هواداران خود را به هیجان میآورد: به خاک سپردن قرارداد لوزان. دستگاه شایعهپراکنی حزب اردوغان در همان حال این وهم را پخش میکرد که قرارداد لوزان در ۱۰۰ سالگی، یعنی ماه ژوئن ۲۰۲۳، خودبهخود لغو خواهد شد. این شگرد اردوغان، با هدف برانگیختن احساسات ملیگرایانه کاذب در رایدهندگان ترک، در همان حال یادآور فصلی تاریک از تاریخ معاصر خاورمیانه بود؛ تاریخی پر از دسیسهها، قتلعامها، پاکسازیهای قومی، و خیانتهایی که قرارداد لوزان معرف مجموعه آنان است.
بریتانیا با همکاری فرانسه و ایتالیا این قرارداد را با هدف جمعوجور کردن عواقب جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی یا خلافت عثمانی شکل داد، اما الهامبخش اولیه قرارداد ایالات متحده آمریکا بود.
در پایان جنگ جهانی اول، وودرو ویلسون، رئیسجمهوری وقت آمریکا، بیانیهای ۱۴ مادهای منتشر کرد. در این بیانیه، که طرحی برای «صلح جهانی پایدار» بهشمار میرفت، آمریکا متعهد شد که از «حق تعیین سرنوشت» همه ملتهای آزادشده پس از سقوط امپراتوری اتریش و خلافت اسلامی بکوشد. در کنفرانس صلح در ورسای فرانسه، اصل حق تعیین سرنوشت برای «ملل» آزادشده از امپراتوری اتریش بهسرعت تحقق یافت. اما وقتی نوبت به «ملل» آزادشده از خلافت عثمانی رسید، پرزیدنت ویلسون وارد تاریخ شده بود و رهبران جدید آمریکا سیاست دوری از قارههای دردسردار- یعنی اروپا و آسیا- را در پیش گرفته بودند. روسیه تزاری نیز پس از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ از صحنه خارج شده بود. در نتیجه، بریتانیا و فرانسه همراه با ایتالیا، در حکم شریک کوچک، تعیین سرنوشت سرزمینهای خلافت عثمانی را بر عهده داشتند.
طرح کلی آنان تقسیم بقایای خلافت بین خودشان بود. یک سال پس از کنفرانس ورسای، آنان قرارداد سور (sevres) را بر خلافت شکستخورده و متزلزل عثمانی تحمیل کردند. در آن قرارداد، سایههایی از وعده «تعیین سرنوشت» که ویلسون داده بود دیده میشد. ویلسون شاید بیآنکه متوجه باشد وعده تقسیم موزاییک دولت عثمانی را به ۸ یا ۱۰ کشور داده بود: کردها، ارامنه، مارونیها، دروزیها، آشوریان، و کلدانیان قرار بود با حق تعیین سرنوشت در کشورهای خود به استقلال برسند. دید نوامپریالیستی ویلسون مردمان خاورمیانه و شمال آفریقا را تا حد عروسکهایی که به بازی گرفته میشوند، تنزل میداد؛ عروسکهایی که هر یک پرچم خود را دارند، اما به میل لعبتباز حرکت میکنند. نخستین نتیجه این طرح «صلح پایدار جهانی» در خاورمیانه جنگهای داخلی، کشتار ارامنه، کردها، دروزیان، آشوریان، و کلدانیان و اخراج میلیونها تن از سرزمینهای اجدادیشان بود.
از آنجا که دولت متزلزل عثمانی جرئت و قدرت امضای قرارداد سور را نداشت، آن قرارداد به مرگ طبیعی درگذشت. سه سال بعد، قرارداد لوزان جانشین آن شد. توازن قوا به سود عثمانی، به رهبری مصطفی کمال آتاترک، تغییر کرده بود. بقایای ارتش عثمانی توانسته بود نیروهای مهاجم یونانی، ایتالیایی، فرانسوی، و بریتانیایی را از بخشهای اشغالشده شبهجزیره آناتولی بیرون راند. لرد کرزن، وزیر خارجه وقت بریتانیا، با پذیرفتن این واقعیت که ادامه جنگ با ترکیه نوزاد به سود امپراتوری نیست، طرح قرارداد لوزان را عرضه کرد. بر اساس این قرارداد، ترکیه بهعنوان دولت جانشین خلافت اسلامی از همه ادعاهای ارضی خود بر بینالنهرین (عراق) سوریه، لبنان، فلسطین، مصر، لیبی، سودان، کویت، حجاز، و شمال یمن صرفنظر میکرد و در عوض، بهعنوان دولتی جدید در آسیای صغیر به رسمیت شناخته میشد.
بیشتر بخوانید
در صدمین سالگرد امضای معاهده لوزان؛ منشا شکلگیری ترکیه مدرن
احیای «ینیچری»، سلاح اردوغان برای رسیدن به سوداهای عثمانیگونه
گسترش نفوذ ترکیه در لبنان بر مبنای سیاست نوعثمانی
سرگذشت این قرارداد نواستعماری در واقع سرگذشت نادانیها و جاهطلبیهای کور و خیانتها و فساد رهبران محلی آن سرزمینها نیز است. کرزن موفق شد رهبران کرد را با تهدید و تطمیع با طرح خو همساز کند. در همان حال، شریف حجاز نیز با کمک سرهنگ لارنس (لارنس عربستان) در خط قرار گرفته بودند. فرانسویان به نوبه خود رهبران مسیحیان سوریه و لبنان را به خط کشانده بودند. در تقسیم سرزمینهای کردنشین، کرزن موفق شد مناطق نفتخیز موصل و کرکوک را برای بریتانیا حفظ کند و در عوض، بخشهایی از شرق آناتولی را، که اکثریت کرد و ارمنی داشت، به دولت نوپای آتاترک بسپارد.
@AmirTaheri4
👍49🔥11❤1🎉1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
در این اپرای غمانگیز، رهبران کرد در سرزمینهای باقیمانده از خلافت عثمانی، با کوتهبینی و فساد و عنادهای درونی خود بزرگترین باخت را برای همقومان خود رقم زدند. در جریان جنگ جهانی اول، سربازان کرد با دلاوری استثنایی با متجاوزان غربی جنگیده بودند. در حالی که کردان در آن زمان تنها هفت درصد از جمعیت خلافت عثمانی در آسیا را تشکیل میدادند، با دادن بیش از ۳۰۰ هزار کشته نزدیک به ۱۵ درصد کل تلفات خلافت را به خود اختصاص داده بودند. نتیجه همکاری با قدرتهای امپریالیستی، اخراج ۷۰۰ هزار کرد از سرزمینهای اجدادیشان در آناتولی، و بیش از ۵۰ هزار کشته در نبردهای قومی با ترکان و ارامنه بود. کرزن با این جمله معروف که «کردان را همیشه میشود اجاره کرد، اما نمیتوان خرید» متحد محلی بریتانیا را در تقسیم جنازه خلافت عثمانی تحقیر کرد.
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد، البته پس از سالهای تحتالحمایگی بریتانیا و فرانسه. مارونیان و دروزیان لبنان نیز توانستند در چارچوب یک نظام طایفهگر نقش سیاسی مهمی در سرزمین خود به دست آورند. مصر با استقرار یک دودمان آلبانیالاصل به شبهاستقلال رسید و لیبی توانست دودمانی محلی را به حکومت برساند. در یمن، امامت زیدی استقلالش را به دست آورد و کویت تحت حمایت بریتانیا شکل دادن به هویت خاص خود را آغاز کرد. سودان تحت حمایت مشترک بریتانیا و مصر به نوعی خودمختاری رسید. ارامنه پس از قیچی شدن بخشهای بزرگی از سرزمین نیاکانیشان سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند. تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
رفتار مزدورانه رهبران کرد آن زمان تصویر کردها را در نگاه ترکان و اعراب و دیگر اقوام تیره و تار کرده بود. آن رهبران منافع قوم را قربانی منافع شخصی خود کردند. بسیاری از آنان پس از فرو نشستن گرد و خاک زمان به انگلستان مهاجرت کردند، اما این شبهه که رهبران کرد همواره آماده خدمت به قدرتهای بیگانهاند باقی ماند.
قرارداد لوزان در واقع نخستین مهر تصدیق بر سیاست «قومزدایی» یا «پاکسازی قومی» نیز بود. اخراج بیش از یک میلیون یونانی از روستاها و شهرهای نیاکانیشان در آسیای صغیر و بیرون راندن نزدیک به یک میلیون ارمنی از سرزمینشان، همراه با «پاکسازی قومی» علیه کردان در بخشهایی از عراق و سوریه، الگوهایی بود برای «قومزدایی» در یوگسلاوی سالهای ۱۹۹۰ میلادی و در میانمار قرن حاضر.
در صد سالی که از قرارداد لوزان میگذرد، قدرتهای گوناگون از رهبران کرد برای اعمال فشار بر مخالفان یا رقیبان در موارد گوناگون استفاده کردهاند. بریتانیا رهبران کرد را در حکم چهرههایی برای تثبیت تسلط خود بر بینالنهرین به کار گرفت. در سوریه، فرانسه از راه سازماندهی واحدهای رزمی کرد و نصیری، اقلیتها را علیه اکثریت مسلمان عرب به میدان فرستاد. حتی پیش از آن، نمایندگان غیررسمی آمریکا، که در حاشیه مذاکرات برای قرارداد لوزان بودند، کوشیدند از بعضی رهبران کرد برای باز نگاه داشتن ارتباط در منطقه بهره گیرند.
در سالهای ۱۹۴۰ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی از رهبران کرد برای اعمال فشار بر ایران و ترکیه بهره گرفت. در سالهای ۱۹۵۰ و دوران جنگ سرد، هم اتحاد جماهیر شوروی و هم ایالات متحده آمریکا رهبران کرد را بهعنوان مهرههایی در نبرد بر سر قدرت در خاورمیانه به کار گرفتند. در ۱۹۷۳، هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا، کردان را «بهترین متفقان ما» در خاورمیانه خواند.
در همان سالها، ایران با بهرهگیری از رهبران کرد برای اعمال فشار بر دولت بعثی عراق موفق شد مسئله شطالعرب را به سود خود حل کند. اما سرانجام، باز هم سر کردان بیکلاه ماند. در ۳۰ سال گذشته، اسرائیل با برقرار کردن مناسبات نزدیک با رهبران کرد در عراق و فعالان کرد ایرانی در تبعید کوشیده است تا دو کشور بالقوه دشمن را زیر فشار قرار دهد. در جریان کوشش برای سرنگونی رژیم بعثی عراق، رهبران کردان آن کشور از حمایت جمهوری اسلامی در ایران و همچنین آمریکا برخوردار بودند، اما سرانجام، تنها نیمکلاهی برای خود به دست آوردند.
چه چیز میتواند این تجربه غمانگیز را توضیح دهد؟ سه عامل احتمالا مهماند. نخست، رهبران کرد همواره وعدهای میدادند که بهآسانی برآورده شدنی نیست: استقلال و ایجاد کردستان واحد. به عبارت دیگر، اوهام مسلکی واقعیت اینجا و اکنون را حذف میکرد. دوم، رهبران کرد برای تحقق وعده خود بهجای تکیه به پایگاه مردمی، روی کمک قدرتهای خارجی حساب میکردند. عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کرد یا پکک، نیازمند پایگاههای نظامی در سوریه بود و در نتیجه، چارهای نداشت جز اینکه نفوذ دولت دمشق و از ورای آن اتحاد جماهیر شوروی را بپذیرد.
@AmirTaheri4
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد، البته پس از سالهای تحتالحمایگی بریتانیا و فرانسه. مارونیان و دروزیان لبنان نیز توانستند در چارچوب یک نظام طایفهگر نقش سیاسی مهمی در سرزمین خود به دست آورند. مصر با استقرار یک دودمان آلبانیالاصل به شبهاستقلال رسید و لیبی توانست دودمانی محلی را به حکومت برساند. در یمن، امامت زیدی استقلالش را به دست آورد و کویت تحت حمایت بریتانیا شکل دادن به هویت خاص خود را آغاز کرد. سودان تحت حمایت مشترک بریتانیا و مصر به نوعی خودمختاری رسید. ارامنه پس از قیچی شدن بخشهای بزرگی از سرزمین نیاکانیشان سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند. تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
رفتار مزدورانه رهبران کرد آن زمان تصویر کردها را در نگاه ترکان و اعراب و دیگر اقوام تیره و تار کرده بود. آن رهبران منافع قوم را قربانی منافع شخصی خود کردند. بسیاری از آنان پس از فرو نشستن گرد و خاک زمان به انگلستان مهاجرت کردند، اما این شبهه که رهبران کرد همواره آماده خدمت به قدرتهای بیگانهاند باقی ماند.
قرارداد لوزان در واقع نخستین مهر تصدیق بر سیاست «قومزدایی» یا «پاکسازی قومی» نیز بود. اخراج بیش از یک میلیون یونانی از روستاها و شهرهای نیاکانیشان در آسیای صغیر و بیرون راندن نزدیک به یک میلیون ارمنی از سرزمینشان، همراه با «پاکسازی قومی» علیه کردان در بخشهایی از عراق و سوریه، الگوهایی بود برای «قومزدایی» در یوگسلاوی سالهای ۱۹۹۰ میلادی و در میانمار قرن حاضر.
در صد سالی که از قرارداد لوزان میگذرد، قدرتهای گوناگون از رهبران کرد برای اعمال فشار بر مخالفان یا رقیبان در موارد گوناگون استفاده کردهاند. بریتانیا رهبران کرد را در حکم چهرههایی برای تثبیت تسلط خود بر بینالنهرین به کار گرفت. در سوریه، فرانسه از راه سازماندهی واحدهای رزمی کرد و نصیری، اقلیتها را علیه اکثریت مسلمان عرب به میدان فرستاد. حتی پیش از آن، نمایندگان غیررسمی آمریکا، که در حاشیه مذاکرات برای قرارداد لوزان بودند، کوشیدند از بعضی رهبران کرد برای باز نگاه داشتن ارتباط در منطقه بهره گیرند.
در سالهای ۱۹۴۰ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی از رهبران کرد برای اعمال فشار بر ایران و ترکیه بهره گرفت. در سالهای ۱۹۵۰ و دوران جنگ سرد، هم اتحاد جماهیر شوروی و هم ایالات متحده آمریکا رهبران کرد را بهعنوان مهرههایی در نبرد بر سر قدرت در خاورمیانه به کار گرفتند. در ۱۹۷۳، هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا، کردان را «بهترین متفقان ما» در خاورمیانه خواند.
در همان سالها، ایران با بهرهگیری از رهبران کرد برای اعمال فشار بر دولت بعثی عراق موفق شد مسئله شطالعرب را به سود خود حل کند. اما سرانجام، باز هم سر کردان بیکلاه ماند. در ۳۰ سال گذشته، اسرائیل با برقرار کردن مناسبات نزدیک با رهبران کرد در عراق و فعالان کرد ایرانی در تبعید کوشیده است تا دو کشور بالقوه دشمن را زیر فشار قرار دهد. در جریان کوشش برای سرنگونی رژیم بعثی عراق، رهبران کردان آن کشور از حمایت جمهوری اسلامی در ایران و همچنین آمریکا برخوردار بودند، اما سرانجام، تنها نیمکلاهی برای خود به دست آوردند.
چه چیز میتواند این تجربه غمانگیز را توضیح دهد؟ سه عامل احتمالا مهماند. نخست، رهبران کرد همواره وعدهای میدادند که بهآسانی برآورده شدنی نیست: استقلال و ایجاد کردستان واحد. به عبارت دیگر، اوهام مسلکی واقعیت اینجا و اکنون را حذف میکرد. دوم، رهبران کرد برای تحقق وعده خود بهجای تکیه به پایگاه مردمی، روی کمک قدرتهای خارجی حساب میکردند. عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کرد یا پکک، نیازمند پایگاههای نظامی در سوریه بود و در نتیجه، چارهای نداشت جز اینکه نفوذ دولت دمشق و از ورای آن اتحاد جماهیر شوروی را بپذیرد.
@AmirTaheri4
👍42🔥7❤2🤔1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
اما، به محض اینکه سوریه و شوروی به خواستهای خود از ترکیه رسیدند، اوجالان را از خاک سوریه اخراج کردند و پایگاههای او را بستند. رهبر «بزرگ» کرد تبدیل شد به آوارهای فراری که سرانجام با کمک موساد ردیابی و دستگیر شد.
سوم، غالب رهبران کرد فکر میکردند با جمع کردن تعدادی تفنگدار یا چریک به نام «پیشمرگ» می توانند به هدف برسند. اما تجربه نشان داده است که کسب استقلال یک قوم با جدایی از دولت یا امپراتوری موجود، با نبرد مسلحانه، به نتیجه نمیرسد. نروژ از طریق مذاکره از سوئد جدا شد نه با جنگ. اسلواکی و جمهوری چک نیز با مذاکره از هم طلاق گرفتند. بیست سال جنگ به استقلال سودان جنوبی نینجامید. آنچه این هدف را برآورد مذاکرات سه ساله خارطوم و جوبا بود. تیمور شرقی پس از سالها جنگ چریکی با پرتغال و سپس اندونزی نتوانست به استقلال برسد، اما با مذاکره در چارچوب دیپلماسی این آرزو را تحقق بخشید.
مصطفی بارزانی- شاید برجستهترین رهبر سیاسی کرد در ۱۰۰ سال گذشته- دستکم در پایان زندگی این واقعیات را درک کرده بود. او خنجر از پشت خوردن از اتحاد جماهیر شوروی، عراق عبدالکریم قاسم، ایران، اسرائیل، و آمریکا را تجربه کرده بود. به همین سبب، در پایان عمر «جور دیگری نبرد کردن» را توصیه میکرد- نبردی سیاسی با هدف ایجاد نظامهای قانونی بر اساس عدالت اجتماعی. به عبارت دیگر، وعده استقلال دادن در جایی که نظام قانونی بر اساس عدالت اجتماعی وجود ندارد دروغی خطرناک است که نتیجهای جز خونریزی و سرانجام شکست تحقیرآمیز کردان نخواهد داشت.
خوشبختانه نسل جدید رهبران کرد هم در ترکیه و هم در عراق کموبیش به همین نتیجه رسیدهاند. در عراق، پس از نمایش کمیک رفراندوم استقلال، رهبران کرد با توجه به قدرت رای مردم، بهجای لولههای تفنگ، میکوشند در تعیین مسیر آینده کشور نقشی داشته باشند. اما در سوریه، رهبران کرد پس از آنکه دولت اسد، پدر و پسر، تابعیت اکراد را لغو کرد، کوشیدند با بهرهگیری از جنگ داخلی، بهعنوان متحدان رژیم استبدادی جایی بیابند، اما سرانجام در نقش عمال محلی آمریکا قرار گرفتند.
صد سال پس از قرارداد لوزان، مردم خاورمیانه همچنان بهای بخشیدن از کیسه خلیفه را میپردازند. از دید تاریخی، البته گناه این فاجعه بر گردن امپریالیستهای بریتانیایی و فرانسوی است. اما نباید فراموش کرد آن امپریالیستها بدون نوکران و چاکران محلی ممکن نبود بتوانند نقشه سه قاره اروپا و آسیا و و آفریقا را بهآسانی تغییر دهند.
@AmirTaheri4
سوم، غالب رهبران کرد فکر میکردند با جمع کردن تعدادی تفنگدار یا چریک به نام «پیشمرگ» می توانند به هدف برسند. اما تجربه نشان داده است که کسب استقلال یک قوم با جدایی از دولت یا امپراتوری موجود، با نبرد مسلحانه، به نتیجه نمیرسد. نروژ از طریق مذاکره از سوئد جدا شد نه با جنگ. اسلواکی و جمهوری چک نیز با مذاکره از هم طلاق گرفتند. بیست سال جنگ به استقلال سودان جنوبی نینجامید. آنچه این هدف را برآورد مذاکرات سه ساله خارطوم و جوبا بود. تیمور شرقی پس از سالها جنگ چریکی با پرتغال و سپس اندونزی نتوانست به استقلال برسد، اما با مذاکره در چارچوب دیپلماسی این آرزو را تحقق بخشید.
مصطفی بارزانی- شاید برجستهترین رهبر سیاسی کرد در ۱۰۰ سال گذشته- دستکم در پایان زندگی این واقعیات را درک کرده بود. او خنجر از پشت خوردن از اتحاد جماهیر شوروی، عراق عبدالکریم قاسم، ایران، اسرائیل، و آمریکا را تجربه کرده بود. به همین سبب، در پایان عمر «جور دیگری نبرد کردن» را توصیه میکرد- نبردی سیاسی با هدف ایجاد نظامهای قانونی بر اساس عدالت اجتماعی. به عبارت دیگر، وعده استقلال دادن در جایی که نظام قانونی بر اساس عدالت اجتماعی وجود ندارد دروغی خطرناک است که نتیجهای جز خونریزی و سرانجام شکست تحقیرآمیز کردان نخواهد داشت.
خوشبختانه نسل جدید رهبران کرد هم در ترکیه و هم در عراق کموبیش به همین نتیجه رسیدهاند. در عراق، پس از نمایش کمیک رفراندوم استقلال، رهبران کرد با توجه به قدرت رای مردم، بهجای لولههای تفنگ، میکوشند در تعیین مسیر آینده کشور نقشی داشته باشند. اما در سوریه، رهبران کرد پس از آنکه دولت اسد، پدر و پسر، تابعیت اکراد را لغو کرد، کوشیدند با بهرهگیری از جنگ داخلی، بهعنوان متحدان رژیم استبدادی جایی بیابند، اما سرانجام در نقش عمال محلی آمریکا قرار گرفتند.
صد سال پس از قرارداد لوزان، مردم خاورمیانه همچنان بهای بخشیدن از کیسه خلیفه را میپردازند. از دید تاریخی، البته گناه این فاجعه بر گردن امپریالیستهای بریتانیایی و فرانسوی است. اما نباید فراموش کرد آن امپریالیستها بدون نوکران و چاکران محلی ممکن نبود بتوانند نقشه سه قاره اروپا و آسیا و و آفریقا را بهآسانی تغییر دهند.
@AmirTaheri4
🔥35👍19❤8🤔1😱1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشیدن از کیسه خلیفه: ۱۰۰ سال بعد
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد.
ارامنه سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند.
تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
@AmirTaheri4
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد.
ارامنه سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند.
تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
@AmirTaheri4
🔥35👍13❤6🤔1
بخشیدن از کیسه خلیفه: ۱۰۰ سال بعد
indypersian
بخشیدن از کیسه خلیفه: ۱۰۰ سال بعد
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد.
ارامنه سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند.
تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
طرح انگلیسی «بخشیدن از کیسه خلیفه» سرانجام به نوعی استقلال نیمبند برای عراق، سوریه، لبنان، مصر، و لیبی منجر شد.
ارامنه سرانجام به یک مینی ارمنستان دست یافتند.
تنها قومی که سرش بیکلاه ماند، قوم کرد بود.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
🔥36👍15❤7🤔2
یادداشت برای ژیل کپل: به جای نگرانی در مورد جنگ تمدنها، باید دور هم جمع شویم تا از شروع جنگ توسط افراد غیرمتمدن جلوگیری کنیم.
تمدنها با هم نمیجنگند.
مستبدان و تروریستهای غیرمتمدن جنگها را شروع میکنند، اما هرگز آنها را به پایان نمیرسانند زیرا، پیش از آن از بین رفتهاند.
@AmirTaheri4
تمدنها با هم نمیجنگند.
مستبدان و تروریستهای غیرمتمدن جنگها را شروع میکنند، اما هرگز آنها را به پایان نمیرسانند زیرا، پیش از آن از بین رفتهاند.
@AmirTaheri4
👏105👍20❤8💯3🔥1
برخورد تمدن ها در راه است،
۱/ ژیل کپل اسلام شناس برجسته فرانسوی در مقالهای در یک مجله نوشت که صحبتهای تلویزیونی اخیر حسن نصرالله رهبر حزبالله به عنوان اعلام مناقشه جهانی توسط جبهه مقاومت به رهبری »رهبر» آیتالله علی خامنهای...
من بخاطر آن پیشگویی فرانسوی بد خواب نشدم چون آیتالله حسن و علی هر دو جا زدند.
(چند سال پیش، فیلسوف فرانسوی پیشنهاد کرد که اروپا باید الگوی اندلس را اتخاذ کند، زمانیکه مسیحیان، یهودیان و مسلمانان مسالمتآمیز در کنار هم تحت حاکمیت مسلمانان زندگی میکردند)
@AmirTaheri4
۱/ ژیل کپل اسلام شناس برجسته فرانسوی در مقالهای در یک مجله نوشت که صحبتهای تلویزیونی اخیر حسن نصرالله رهبر حزبالله به عنوان اعلام مناقشه جهانی توسط جبهه مقاومت به رهبری »رهبر» آیتالله علی خامنهای...
من بخاطر آن پیشگویی فرانسوی بد خواب نشدم چون آیتالله حسن و علی هر دو جا زدند.
(چند سال پیش، فیلسوف فرانسوی پیشنهاد کرد که اروپا باید الگوی اندلس را اتخاذ کند، زمانیکه مسیحیان، یهودیان و مسلمانان مسالمتآمیز در کنار هم تحت حاکمیت مسلمانان زندگی میکردند)
@AmirTaheri4
👏77😁13❤8💯5👍4🤩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه زنده تلویزیون جهانی پارس
برنامه یاران با علیرضا میبدی
------------------------------------------------------------
رژیم خامنه ای، یالانچی پهلوان
-----------------------------------------------------------
دکتر امیر طاهری
@AmirTaheri4
❤54👍11💯7
برنامه زنده تلویزیون جهانی پارس
برنامه یاران با علیرضا میبدی
------------------------------------------------------------
رژیم خامنه ای، یالانچی پهلوان
-----------------------------------------------------------
دکتر امیر طاهری
فایل صوتی
@AmirTaheri4
------------------------------------------------------------
رژیم خامنه ای، یالانچی پهلوان
-----------------------------------------------------------
دکتر امیر طاهری
فایل صوتی
@AmirTaheri4
❤58👍12💯5👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: افسانهی انقلابِ دزدیده شده
نباید بگذاریم که دعواهای گذشته همراهی و همرزمی آینده را غیرممکن سازد. در عین حال، باید مواظب باشیم که در دام وسوسه آیندهای مجهول نیفتیم. ایران امروز نیازمند بستن پرونده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ساختن آینده خود بر اساس واقعیتهای تاریخ و فرهنگ خویش است. به عبارت دیگر، برای اینکه بار دیگر خودمان بشویم، نظام کنونی باید تغییر کند.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#تغییر_رژیم
@AmirTaheri4
👍92💯8❤1🎉1
امیر طاهری: افسانهی انقلابِ دزدیده شده
امیر طاهری: افسانهی انقلابِ دزدیده شده
نباید بگذاریم که دعواهای گذشته همراهی و همرزمی آینده را غیرممکن سازد. در عین حال، باید مواظب باشیم که در دام وسوسه آیندهای مجهول نیفتیم. ایران امروز نیازمند بستن پرونده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ساختن آینده خود بر اساس واقعیتهای تاریخ و فرهنگ خویش است. به عبارت دیگر، برای اینکه بار دیگر خودمان بشویم، نظام کنونی باید تغییر کند.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#تغییر_رژیم
فایل صوتی
@AmirTaheri4
نباید بگذاریم که دعواهای گذشته همراهی و همرزمی آینده را غیرممکن سازد. در عین حال، باید مواظب باشیم که در دام وسوسه آیندهای مجهول نیفتیم. ایران امروز نیازمند بستن پرونده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و ساختن آینده خود بر اساس واقعیتهای تاریخ و فرهنگ خویش است. به عبارت دیگر، برای اینکه بار دیگر خودمان بشویم، نظام کنونی باید تغییر کند.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#تغییر_رژیم
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍108❤10💯8
یگانهای مسلح امنیت اسلامی شبانه به منازل شهروندان #بهایی در همدان و کرج یورش برده و ۱۲ نفر از جمله ۴ زن را به مکانهای نامعلومی منتقل کردند.
هفته گذشته ۸ بهایی دیگر در اصفهان دستگیر شدند.
این هفته ۶ بهایی در تهران و ۲ نفر در مشهد در دادگاههای غیرعلنی به زندان محکوم شدند.
@AmirTaheri4
هفته گذشته ۸ بهایی دیگر در اصفهان دستگیر شدند.
این هفته ۶ بهایی در تهران و ۲ نفر در مشهد در دادگاههای غیرعلنی به زندان محکوم شدند.
@AmirTaheri4
🤬104🔥8👍5💔2
تاشکند (ازبکستان) - #اردوغان رئیسجمهور ترکیه و رئیسی همتای جمهوریاسلامی او خواستار «پایان فوری حمله اسرائیل به غزه» شدند.
بدون اشاره به تداوم حملات راکتی و موشکی #حماس به اسرائیل.
آنها از اسرائیل میخواهند که آتشبس کند و لبخند بزند در حالی که به آن حمله میشود.
@AmirTaheri4
بدون اشاره به تداوم حملات راکتی و موشکی #حماس به اسرائیل.
آنها از اسرائیل میخواهند که آتشبس کند و لبخند بزند در حالی که به آن حمله میشود.
@AmirTaheri4
👍126🤩8🔥6🍾3❤2🤬2👌1
تظاهرات بیش از ۱۰۰ نفر از داوطلبان شهادت در مقابل سفارت ترکیه در تهران با شعار «اردوغان خائن به اسلام».
یک روحانی که به عنوان سخنگوی معترضان عمل میکند، مدعی است که ترکیه با تامین مواد غذایی و سوخت به اسرائیل، به «حکومت صهیونیستی» برای ادامه جنگ در غزه کمک میکند.
@AmirTaheri4
یک روحانی که به عنوان سخنگوی معترضان عمل میکند، مدعی است که ترکیه با تامین مواد غذایی و سوخت به اسرائیل، به «حکومت صهیونیستی» برای ادامه جنگ در غزه کمک میکند.
@AmirTaheri4
😁119👍17❤4🍾3
غزهای که میتوانست باشد، اما نشد
حماس یک سازمان پان- اسلامی است و به همین جهت نمیخواهد خود را در مفهوم فلسطین محدود کند. حماس برنامهای برای دولتسازی ندارد، و ازآنجا که وجود ملل را نیز نمیپذیرد، خود را متعهد به چیزی به نام ملت فلسطین نمیداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲ برابر با ۱۰ نُوامبر ۲۰۲۳ ۱۲:۳۰
جنگ جاری در غزه، به هر شکل که پایان یابد، بهعنوان یک تراژدی وارد تاریخ خاورمیانه خواهد شد - درواقع یک تراژدی مضاعف، زیرا جنگی غیرلازم بود. غزه میتوانست مسیر دیگری داشته باشد - مسیری بهسوی توسعه و تحول اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. مسئول این انحراف مسیر، انحرافی که به جنگ جاری انجامید، سازمان مقاومت اسلامی یا حماس است که از سال ۲۰۰۷ میلادی به بعد بر غزه تسلط داشته است.
در ۲۰۰۷ یعنی دو سال پس از پایان اشغال غزه از سوی اسرائیل و برچیده شدن تمامی شهرکهای یهودی در نوار فلسطینی، صحنه جنگ امروز یک تکه زمین مرغوب در ساحل مدیترانه بود، با نزدیکی به بزرگترین بازار جهان، یعنی اتحادیه اروپا، خطوط ارتباطی گسترده دریایی، و از همه مهمتر یک سرمایه مهم عاطفی، یعنی همدردی با مردم فلسطین، نهتنها در ۲۱ کشور عرب بلکه در سراسر جهان.
در آن زمان، حماس که از سمپاتی اسرائیل برخوردار بود، میتوانست خود را از یک سازمان مذهبی سیاسی که در آغاز بود تبدیل کند به یک سازمان سیاسی سازنده یک دولت. امروز میدانیم که رهبران حماس از نسل خالد المشعل به بعد تصمیم دیگری گرفتند، تبدیل حماس به یک سازمان نظامی - تروریستی فقط با یک هدف: انتقام از اسرائیل و نابودی دولت یهود.
این تصمیم در بازنویسی یا بهروزرسانی منشور حماس بهخوبی منعکس است. بند اول منشور میگوید: «اسلام قانون زندگی ماست. افکار و آرمانهایمان و حتی دیدگاهمان در قبال کائنات را از آن (اسلام) میگیریم همچنان که نظرات ما درباره زندگی و انسان را.»
بهعبارتدیگر، حماس یک سازمان پان- اسلامی است و به همین جهت نمیخواهد خود را در مفهوم فلسطین محدود کند. حماس برنامهای برای دولتسازی ندارد، و ازآنجا که وجود ملل را نیز نمیپذیرد، خود را متعهد به چیزی به نام ملت فلسطین نمیداند. در بند هفتم منشور، حماس خود را یک جنبش قیامگرا معرفی میکند و تاکید دارد که: «روز قیامت نخواهد آمد مگر زمانی که مسلمانان با یهود نبرد کنند. روزی که در آن هر یهودی، خود را پشت یک سنگ یا یک درخت پنهان کند و سنگها و درختان میگویند: ای مسلمان، ای مؤمن به الله! یک یهودی پشت من پنهان شده است. بیا و او را بکش!»
بیشتر بخوانید
جنگ در غزه: اتهامات و ضد اتهامات
فرزند آتاترک در صد سالگی
«مومو» و برادران؛ چه میخواهند؟
ممکن است بگویید هیچ سازمان سیاسی نمیتواند با چنین منشوری بهصورت یک حکومت نرمال عمل کند و دیر یا زود، با سقوط اقتصادی روبرو خواهد شد. اما چند عامل مانع از این سقوط شد. نخستین عامل رشد سریع بازرگانی، ازجمله صدور کارگر بین اسرائیل و غزه بود. در ۲۰۲۳ میلادی ۷۲ درصد از بازرگانی خارجی غزه با اسرائیل بود. عامل دوم کمکهای مستقیم و غیرمستقیم سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و بیش از ۶۰ سازمان غیردولتی که بخش بزرگی از نیازهای غزه در زمینههای آموزشوپرورش، بهداشت و پزشکی، تاسیسات زیربنایی و حتی فرهنگ و هنر را تامین میکردند و بدینسان به حماس امکان میدادند که منابع مالی خود را در زمینه دلخواه خود یعنی آمادگی برای حمله به اسرائیل به کار اندازد.
در همان حال حماس و شریک کوچکش، «جهاد اسلامی برای آزادی فلسطین» از کمکهای غیررسمی یا زیرمیزی فراوان نیز برخوردار بودند. جمهوری اسلامی در ایران، قطر، شبکه اخوانالمسلمین در سراسر جهان، ثروتمندان فلسطینی دوتابعیتی در اروپا، کانادا، ایالات متحده، آمریکای لاتین و کشورهای عرب به دلایل مختلف و گاه متضاد دهها میلیارد دلار به قطر رساندند.
از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹ قطر به نسبت جمعیت، بزرگترین رشد سرمایهگذاری خارجی را در منطقه خاورمیانه، البته بهاستثنای اسرائیل، داشت. نرخ رشد اقتصادی غزه در آن سالها ۱۱/۷ درصد بود که به گزارش سازمان ملل متحد، براثر بحران کووید به ۳/۹ درصد کاهش یافته است. اما همین ۳/۹ درصد نیز از نرخ رشد اقتصادی در غالب کشورهای منطقه مثلا جمهوری اسلامی ایران، لبنان، سوریه و مصر بیشتر است. (ترکیه، اسرائیل و اردن نرخ مشابه یا بهتری داشتهاند.)
باز به گزارش سازمان ملل متحد، درآمد سالانه در غزه در حدود ۳/۴۱۳ دلار در سال ۲۰۲۳ در مقایسه با ارقام مربوط به جمهوری اسلامی در ایران (۴/۹۱۲ دلار) اردن (۴/۱۰۳ دلار) و مصر (۳/۳۰۰ دلار) چندان بد نیست.
@AmirTaheri4
حماس یک سازمان پان- اسلامی است و به همین جهت نمیخواهد خود را در مفهوم فلسطین محدود کند. حماس برنامهای برای دولتسازی ندارد، و ازآنجا که وجود ملل را نیز نمیپذیرد، خود را متعهد به چیزی به نام ملت فلسطین نمیداند
امیر طاهری جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲ برابر با ۱۰ نُوامبر ۲۰۲۳ ۱۲:۳۰
جنگ جاری در غزه، به هر شکل که پایان یابد، بهعنوان یک تراژدی وارد تاریخ خاورمیانه خواهد شد - درواقع یک تراژدی مضاعف، زیرا جنگی غیرلازم بود. غزه میتوانست مسیر دیگری داشته باشد - مسیری بهسوی توسعه و تحول اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. مسئول این انحراف مسیر، انحرافی که به جنگ جاری انجامید، سازمان مقاومت اسلامی یا حماس است که از سال ۲۰۰۷ میلادی به بعد بر غزه تسلط داشته است.
در ۲۰۰۷ یعنی دو سال پس از پایان اشغال غزه از سوی اسرائیل و برچیده شدن تمامی شهرکهای یهودی در نوار فلسطینی، صحنه جنگ امروز یک تکه زمین مرغوب در ساحل مدیترانه بود، با نزدیکی به بزرگترین بازار جهان، یعنی اتحادیه اروپا، خطوط ارتباطی گسترده دریایی، و از همه مهمتر یک سرمایه مهم عاطفی، یعنی همدردی با مردم فلسطین، نهتنها در ۲۱ کشور عرب بلکه در سراسر جهان.
در آن زمان، حماس که از سمپاتی اسرائیل برخوردار بود، میتوانست خود را از یک سازمان مذهبی سیاسی که در آغاز بود تبدیل کند به یک سازمان سیاسی سازنده یک دولت. امروز میدانیم که رهبران حماس از نسل خالد المشعل به بعد تصمیم دیگری گرفتند، تبدیل حماس به یک سازمان نظامی - تروریستی فقط با یک هدف: انتقام از اسرائیل و نابودی دولت یهود.
این تصمیم در بازنویسی یا بهروزرسانی منشور حماس بهخوبی منعکس است. بند اول منشور میگوید: «اسلام قانون زندگی ماست. افکار و آرمانهایمان و حتی دیدگاهمان در قبال کائنات را از آن (اسلام) میگیریم همچنان که نظرات ما درباره زندگی و انسان را.»
بهعبارتدیگر، حماس یک سازمان پان- اسلامی است و به همین جهت نمیخواهد خود را در مفهوم فلسطین محدود کند. حماس برنامهای برای دولتسازی ندارد، و ازآنجا که وجود ملل را نیز نمیپذیرد، خود را متعهد به چیزی به نام ملت فلسطین نمیداند. در بند هفتم منشور، حماس خود را یک جنبش قیامگرا معرفی میکند و تاکید دارد که: «روز قیامت نخواهد آمد مگر زمانی که مسلمانان با یهود نبرد کنند. روزی که در آن هر یهودی، خود را پشت یک سنگ یا یک درخت پنهان کند و سنگها و درختان میگویند: ای مسلمان، ای مؤمن به الله! یک یهودی پشت من پنهان شده است. بیا و او را بکش!»
بیشتر بخوانید
جنگ در غزه: اتهامات و ضد اتهامات
فرزند آتاترک در صد سالگی
«مومو» و برادران؛ چه میخواهند؟
ممکن است بگویید هیچ سازمان سیاسی نمیتواند با چنین منشوری بهصورت یک حکومت نرمال عمل کند و دیر یا زود، با سقوط اقتصادی روبرو خواهد شد. اما چند عامل مانع از این سقوط شد. نخستین عامل رشد سریع بازرگانی، ازجمله صدور کارگر بین اسرائیل و غزه بود. در ۲۰۲۳ میلادی ۷۲ درصد از بازرگانی خارجی غزه با اسرائیل بود. عامل دوم کمکهای مستقیم و غیرمستقیم سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و بیش از ۶۰ سازمان غیردولتی که بخش بزرگی از نیازهای غزه در زمینههای آموزشوپرورش، بهداشت و پزشکی، تاسیسات زیربنایی و حتی فرهنگ و هنر را تامین میکردند و بدینسان به حماس امکان میدادند که منابع مالی خود را در زمینه دلخواه خود یعنی آمادگی برای حمله به اسرائیل به کار اندازد.
در همان حال حماس و شریک کوچکش، «جهاد اسلامی برای آزادی فلسطین» از کمکهای غیررسمی یا زیرمیزی فراوان نیز برخوردار بودند. جمهوری اسلامی در ایران، قطر، شبکه اخوانالمسلمین در سراسر جهان، ثروتمندان فلسطینی دوتابعیتی در اروپا، کانادا، ایالات متحده، آمریکای لاتین و کشورهای عرب به دلایل مختلف و گاه متضاد دهها میلیارد دلار به قطر رساندند.
از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹ قطر به نسبت جمعیت، بزرگترین رشد سرمایهگذاری خارجی را در منطقه خاورمیانه، البته بهاستثنای اسرائیل، داشت. نرخ رشد اقتصادی غزه در آن سالها ۱۱/۷ درصد بود که به گزارش سازمان ملل متحد، براثر بحران کووید به ۳/۹ درصد کاهش یافته است. اما همین ۳/۹ درصد نیز از نرخ رشد اقتصادی در غالب کشورهای منطقه مثلا جمهوری اسلامی ایران، لبنان، سوریه و مصر بیشتر است. (ترکیه، اسرائیل و اردن نرخ مشابه یا بهتری داشتهاند.)
باز به گزارش سازمان ملل متحد، درآمد سالانه در غزه در حدود ۳/۴۱۳ دلار در سال ۲۰۲۳ در مقایسه با ارقام مربوط به جمهوری اسلامی در ایران (۴/۹۱۲ دلار) اردن (۴/۱۰۳ دلار) و مصر (۳/۳۰۰ دلار) چندان بد نیست.
@AmirTaheri4
👍58💯7👏5❤2
تولید ناخالص ملی غزه از رقم مشابه برای ۱۲ کشور عضو سازمان ملل متحد بیشتر است. هرچند که بعضی از آنان، مثلاً لیبریه، چاد، مالاوی، سودان جنوبی و آفریقای مرکزی جمعیتی چند برابر غزه دارند. در سطح درآمد سرانه، غزه از بسیاری از کشورها ازجمله افغانستان و یمن ثروتمندتر یا کمتر فقیر است.
ممکن است بپرسید پولهایی که در غزه ریخته شد کجا رفت؟ بخشی از آن در سطح سرمایهگذاریهای کوچک خصوصی بهویژه از سوی دو تابعیتیها، صرف ساختن ویلاهای مجلل، مثلا در محله حی الرمال (سه کیلومتری شهر غزه در کنار دریا)، مهمانسراها و هتلهای لوکس و بازارهای مدرن شد. بخش دیگر در ایجاد کارخانههای کوچک برای کالاهای مصرفی و مواد غذایی به کار آمد و بخشی نیز بهاحتمالقوی، اما غیرقابل اثبات، راهی حسابهای بانکی رهبران حماس و جهاد در اروپا و کشورهای خلیج فارس شد.
اما امروز میدانیم که بزرگترین سرمایهگذاری در غزه در ۱۵ سال گذشته، صرف ساختن ماشین جنگی حماس برای حمله به اسرائیل شده است. این ماشین جنگی با به کار گرفتن بیش از ۵۰ هزار رزمنده و کادرهای پشتیبانی آنان، بزرگترین کارفرمای غزه است. شاخههای صنعتی این ماشین در بعضی زمینههای صنایع تسلیحاتی پیشرفت کردهاند: مونتاژ پهپادهای هوایی از تهران یا قاچاق شده از ترکیه، مسلسلهای مدرن، و البته انباری از راکتها و موشکهای کوتاه و میانبرد.
بااینحال، شاید بزرگترین بخش سرمایهگذاری در ایجاد یک ماشین جنگی، صرف ساختن شبکهای از تونلهای زیرزمینی شد که احتمالا پس از شبکه مشابه در کره شمالی و جمهوری اسلامی در ایران، سومین شبکه تونلی گسترده در جهان است. بر اساس بهترین دادههای موجود، این شبکه حداقل پنج هزار کیلومتر وسعت دارد، و متوسط عمق هر تونل ۷۵ متر است. (گزارشهای اسرائیل رقم ۱۰ هزار کیلومتر را عرضه میکند.)
حماس از این تونلها به دو منظور بهره میگیرد: دور نگه داشتن زرادخانه خود، بهویژه سیلوهای موشکی، از حملات هوایی اسرائیل و در مرحله جاری جنگ، پنهان کردن رزمندگان خود برای کشاندن سربازان اسرائیلی به نبردهای زیرزمینی که با آن آشنایی ندارند. فراموش نکنیم که اکثریت سربازان اسرائیلی شهروندان عادیاند که پس از یک دوران خدمت، بهعنوان ذخیره برای روز مبادا در نظر گرفته میشوند. آنان فاقد تعلیم و تجربه لازم برای نبردهای نامتقارن شهری، آنهم در شبکهای از تونلها هستند. حماس امیدوار است که نبردهای تونلی جنگ کنونی را تا آنجایی که ممکن است طولانیتر کند. این نیز هزینه سنگینی برای اسرائیل خواهد داشت، زیرا سربازان ذخیره ناچارند شغل خود را رها کنند و به میدان بیایند و درنتیجه فعالیتهای اقتصادی کشور را به کندی بکشانند.
باز هم بر اساس دادههای موجود، شبکه تونلی حماس بین ۵ تا ۶ میلیارد دلار هزینه داشته است که بزرگترین سرمایهگذاری در تاریخ غزه به شمار میآید. اسرائیلیها مدعیاند که بخش مهمی از این مبلغ را جمهوری اسلامی در ایران تامین کرده است. اما برآورد ما از کمک مستقیم تهران به حماس که از زمان سردار قاسم سلیمانی آغاز شد، در حدود ۶۰۰ میلیون دلار است. رهبران حماس تاکنون دریافت فقط ۱۴۰ میلیون دلار از ایران را علنا پذیرفتهاند.
تجربه حماس در جهت عکس تجربه دیگر گروههای سیاسی- نظامی با هدف رسیدن به قدرت شکل گرفته است. پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دوران استعمارزدایی دهها گروه با شعار استقلال یا انتقامجویی از «اشغالگر» به میدان آمدند، اما تنها گروههایی که موفق شدند به قدرت برسند و قدرت را در راه دولتسازی به کار گیرند، توانستند باقی بمانند.
گروههایی که نتوانستند این استحاله را انجام دهند سرکوب و حذف شدند: ارتش سری برای آزادسازی ارمنستان (ASALA) راه درخشان (پرو) ام ۱۹ (آرژانتین) جبهه خلق برای آزادی خلیج اشغالشده (PFLOAG) حزب کارگران کرد (PKK) جیش محمد و لشکر طیبه (کشمیر) بریگادهای سرخ (ایتالیا) بخش ارتش سرخ (آلمان غربی) سلول انقلابی کمونیست (فرانسه) اتحادیه برای استقلال ملی آنگولا (UNITA) و ارتش آزادیبخش کازامانس (سنگال) از زمره شکستخوردگاناند.
در ایران نیز گروههایی مانند سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق، و یک دوجین گروه کوچکتر موفق نشدند که خود را به مرحله احزاب سیاسی با برنامه دولتسازی ارتقا دهند و درنتیجه علیرغم پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ که در آن شرکت داشتند، بهسرعت حذف شدند.
برعکس سازمانهایی که خود را از سطح چریکی و تروریستی، به سطح سیاسی و دولتسازی ارتقا دادند، موفق شدند و در بسیاری نقاط هنوز حضور دارند. قدیمیترین نمونه این استحاله را در کوبا مییابیم. در الجزایر نیز جبهه ملی برای آزادی (FLN) یک نمونه دیگر است. در کلمبیا جبهه انقلابی مسلح کلمبیا (FARC) پس از ۴۰ سال به بخشی از قدرت سیاسی دست یافت.
@AmirTaheri4
ممکن است بپرسید پولهایی که در غزه ریخته شد کجا رفت؟ بخشی از آن در سطح سرمایهگذاریهای کوچک خصوصی بهویژه از سوی دو تابعیتیها، صرف ساختن ویلاهای مجلل، مثلا در محله حی الرمال (سه کیلومتری شهر غزه در کنار دریا)، مهمانسراها و هتلهای لوکس و بازارهای مدرن شد. بخش دیگر در ایجاد کارخانههای کوچک برای کالاهای مصرفی و مواد غذایی به کار آمد و بخشی نیز بهاحتمالقوی، اما غیرقابل اثبات، راهی حسابهای بانکی رهبران حماس و جهاد در اروپا و کشورهای خلیج فارس شد.
اما امروز میدانیم که بزرگترین سرمایهگذاری در غزه در ۱۵ سال گذشته، صرف ساختن ماشین جنگی حماس برای حمله به اسرائیل شده است. این ماشین جنگی با به کار گرفتن بیش از ۵۰ هزار رزمنده و کادرهای پشتیبانی آنان، بزرگترین کارفرمای غزه است. شاخههای صنعتی این ماشین در بعضی زمینههای صنایع تسلیحاتی پیشرفت کردهاند: مونتاژ پهپادهای هوایی از تهران یا قاچاق شده از ترکیه، مسلسلهای مدرن، و البته انباری از راکتها و موشکهای کوتاه و میانبرد.
بااینحال، شاید بزرگترین بخش سرمایهگذاری در ایجاد یک ماشین جنگی، صرف ساختن شبکهای از تونلهای زیرزمینی شد که احتمالا پس از شبکه مشابه در کره شمالی و جمهوری اسلامی در ایران، سومین شبکه تونلی گسترده در جهان است. بر اساس بهترین دادههای موجود، این شبکه حداقل پنج هزار کیلومتر وسعت دارد، و متوسط عمق هر تونل ۷۵ متر است. (گزارشهای اسرائیل رقم ۱۰ هزار کیلومتر را عرضه میکند.)
حماس از این تونلها به دو منظور بهره میگیرد: دور نگه داشتن زرادخانه خود، بهویژه سیلوهای موشکی، از حملات هوایی اسرائیل و در مرحله جاری جنگ، پنهان کردن رزمندگان خود برای کشاندن سربازان اسرائیلی به نبردهای زیرزمینی که با آن آشنایی ندارند. فراموش نکنیم که اکثریت سربازان اسرائیلی شهروندان عادیاند که پس از یک دوران خدمت، بهعنوان ذخیره برای روز مبادا در نظر گرفته میشوند. آنان فاقد تعلیم و تجربه لازم برای نبردهای نامتقارن شهری، آنهم در شبکهای از تونلها هستند. حماس امیدوار است که نبردهای تونلی جنگ کنونی را تا آنجایی که ممکن است طولانیتر کند. این نیز هزینه سنگینی برای اسرائیل خواهد داشت، زیرا سربازان ذخیره ناچارند شغل خود را رها کنند و به میدان بیایند و درنتیجه فعالیتهای اقتصادی کشور را به کندی بکشانند.
باز هم بر اساس دادههای موجود، شبکه تونلی حماس بین ۵ تا ۶ میلیارد دلار هزینه داشته است که بزرگترین سرمایهگذاری در تاریخ غزه به شمار میآید. اسرائیلیها مدعیاند که بخش مهمی از این مبلغ را جمهوری اسلامی در ایران تامین کرده است. اما برآورد ما از کمک مستقیم تهران به حماس که از زمان سردار قاسم سلیمانی آغاز شد، در حدود ۶۰۰ میلیون دلار است. رهبران حماس تاکنون دریافت فقط ۱۴۰ میلیون دلار از ایران را علنا پذیرفتهاند.
تجربه حماس در جهت عکس تجربه دیگر گروههای سیاسی- نظامی با هدف رسیدن به قدرت شکل گرفته است. پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دوران استعمارزدایی دهها گروه با شعار استقلال یا انتقامجویی از «اشغالگر» به میدان آمدند، اما تنها گروههایی که موفق شدند به قدرت برسند و قدرت را در راه دولتسازی به کار گیرند، توانستند باقی بمانند.
گروههایی که نتوانستند این استحاله را انجام دهند سرکوب و حذف شدند: ارتش سری برای آزادسازی ارمنستان (ASALA) راه درخشان (پرو) ام ۱۹ (آرژانتین) جبهه خلق برای آزادی خلیج اشغالشده (PFLOAG) حزب کارگران کرد (PKK) جیش محمد و لشکر طیبه (کشمیر) بریگادهای سرخ (ایتالیا) بخش ارتش سرخ (آلمان غربی) سلول انقلابی کمونیست (فرانسه) اتحادیه برای استقلال ملی آنگولا (UNITA) و ارتش آزادیبخش کازامانس (سنگال) از زمره شکستخوردگاناند.
در ایران نیز گروههایی مانند سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق، و یک دوجین گروه کوچکتر موفق نشدند که خود را به مرحله احزاب سیاسی با برنامه دولتسازی ارتقا دهند و درنتیجه علیرغم پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ که در آن شرکت داشتند، بهسرعت حذف شدند.
برعکس سازمانهایی که خود را از سطح چریکی و تروریستی، به سطح سیاسی و دولتسازی ارتقا دادند، موفق شدند و در بسیاری نقاط هنوز حضور دارند. قدیمیترین نمونه این استحاله را در کوبا مییابیم. در الجزایر نیز جبهه ملی برای آزادی (FLN) یک نمونه دیگر است. در کلمبیا جبهه انقلابی مسلح کلمبیا (FARC) پس از ۴۰ سال به بخشی از قدرت سیاسی دست یافت.
@AmirTaheri4
💯31👍15❤3🔥1