Amir Taheri امیر طاهری
7.2K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


امیر طاهری راه حل نجات ایران از شر جمهوری اسلامی را معرفی کرد!
آرشیو: امیر طاهری، روزنامه‌نگار ارشد در نشستی با عنوان «احیای پادشاهی پارلمانی در ایران»، اظهار داشت: ما اکنون سه وظیفه داریم؛ نخست اینکه از حالت تدافعیِ کنونی بیرون بیاییم و از پادشاهی‌خواه بودن خود، خجالت نکشیم. دومین وظیفه این است که اطلاعات خودمان را درباره ایران افزایش دهیم و از تاریخ و اقتصاد آن مطلع شویم. سومین وظیفه ما این است که بقیه هموطنان خود را قانع کنیم که مملکت در شرایط خطرناکی است و برنامه‌مان را برای گذر از این شرایط، تشریح کنیم.

@AmirTaheri4
👏12323👍11🎉2
امیر طاهری راه حل نجات ایران از شر جمهوری اسلامی را معرفی کرد!
شبكه رسانه ای بیان
امیر طاهری راه حل نجات ایران از شر جمهوری اسلامی را معرفی کرد!
آرشیو: امیر طاهری، روزنامه‌نگار ارشد در نشستی با عنوان «احیای پادشاهی پارلمانی در ایران»، اظهار داشت: ما اکنون سه وظیفه داریم؛ نخست اینکه از حالت تدافعیِ کنونی بیرون بیاییم و از پادشاهی‌خواه بودن خود، خجالت نکشیم. دومین وظیفه این است که اطلاعات خودمان را درباره ایران افزایش دهیم و از تاریخ و اقتصاد آن مطلع شویم. سومین وظیفه ما این است که بقیه هموطنان خود را قانع کنیم که مملکت در شرایط خطرناکی است و برنامه‌مان را برای گذر از این شرایط، تشریح کنیم.

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👏107👍146👌3🎉1
السودانی، نخست‌وزیر عراق میگوید قصد دارد پس از اتمام مأموریت، کمیته‌ای برای بررسی پایان فعالیت نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق تشکیل دهد. او پنجمین نخست وزیر پس از صدام حسین است که این قول را میدهد. و آخرین نفر هم نخواهد بود.

دیپلمات‌ها میگویند: اگر نمیخواهید کاری انجام دهید، کمیته‌ای تشکیل دهید تا آن کار را انجام ندهد!

@AmirTaheri4
60👍33😁9👏2🔥1
امیر طاهری
۱۷ دی: روزی درخشان در نهضت آزادی ایران

امیر طاهری


برای روزهای متمادی یک شایعه بازارها و کوچه خیابان‌های تهران را پرکرده بود. به‌زودی پایتخت دولت شاهنشاهی با یک زلزله بی‌سابقه ویران خواهد شد!

این شایعه را چند روحانی در تهران و شهرری با کمک جمعی از مردم به راه انداخته بودند به این امید که مسئولان دولت با «اقدام به‌موقع و قاطعانه» جلوی بروز فاجعه را بگیرند.

اما علت وقوع زلزله چه بود؟ نزدیک به ۱۰۰ سال پیش قرار بود که یک دختر ۱۹ ساله بدون حجاب، نقاب، چادر، چاقچور، برقع، پیچه‌، روسری و دیگر انواع پوشاندن گیسوی زنان درملأعام ظاهر شود. از این خطرناک‌تر، اعلان‌هایی بود که مردم را برای شنیدن آواز دختر موردبحث به گراند هتل تهران دعوت می‌کرد. بازهم از این بدتر، در اعلان‌ها ذکر نشده بود که زنان و مردانی که به هتل دعوت می‌آیند در بخش‌های مجزا و جداشده با پرده قرار خواند گرفت.

قمرالملوک وزیری
قمرالملوک وزیری
در شرایطی که مسلک مسلط بر جامعه توانسته بود زنان ایرانی را از زندگی اجتماعی عملاً حذف کند، دیدن یک زن بی‌حجاب درملأعام به‌خودی‌خود یک زلزله بود چه رسد به شنیدن صدای یک زن نامحرم، آن‌هم در شرایطی که زنان حتی هنگام پاسخ دادن به یک نامحرم از پس پرده یک یا چند ریگ در دهان می‌گذاشتند تا صدایشان را عوض کنند، زیرا صدای واقعی زن نامحرم می‌توانست هر مردی را با انفجار تمایلات شهوانی به دیوانگی بکشاند.

اما در آن روزها یا آن شب دختر خطاکار روی صحنه آمد، با صدای جادویی خود چندین آواز خواند. حاضران را- هم مرد و هم زن- مسحور کرد بی‌آنکه خدای الارض دکمه زمین‌لرزه را فشار دهد.

دختر خطاکار قمرالملوک وزیری بود که پس‌ازآن شب جادویی برای بیش از چهار دهه الهه موسیقی سنتی ایران بود. من قمر را یک سال پیش از مرگش او دیدم. برای مصاحبه‌ای برای هفته‌نامه روشنفکر به همراه دخترخوانده‌اش زبیده جهانگیری شاعر و هنرپیشه.

قمر نخستین کنسرت خود را «تولد واقعی» خود می‌دانست، «اگر نتوانسته بودم که صدایم را به گوش همه برسانم، احساس زنده‌بودن نمی‌کردم.» قمر می‌گفت که هرگز نمی‌دانست که باید ۱۲ سال دیگر صبر کند تا نهضت کشف حجاب با حمایت رضاشاه پهلوی به زن ایرانی امکان دهد که به مقام شهروندی مساوی برسد– مقامی که در آن آزادی پوشاک یک حق بود نه یک آرزو؛ اما پیش از «کشف حجاب» در ۱۷ دی، زنان ایرانی در هموار کردن راه رسیدن به آن کوشیدند. چهار سال پس از کنسرت تاریخی قمر، صدیقه دولت‌آبادی که اکنون به‌عنوان پرچم‌دار آزادی زن ایرانی تحسین می‌شود، بدون حجاب درملأعام ظاهر شد.

چندی پس‌ازآن، ملکه تاج‌الملوک، همسر رضاشاه، بدون حجاب به زیارت مرقد معصومه در قم رفت.

شاید بی‌آنکه توافقی رسمی در کار باشد، رضاشاه همراه با روشنفکران و ایرانیان آن روز ایران به این نتیجه رسیدند که کشف حجاب می‌بایستی پشتیبانی بخشی از جامعه را به دست آورد و تحمیل آن از طریق حکم حکومتی کافی نخواهد بود. در همسایگی ایران، در اتحاد جماهیر شوروی نوبنیاد آن روز، کشف حجاب که به دستور حزب بلشویک و با مراسم «برقع سوزان» تحمیل‌شده بود، عکس‌العمل‌های خون‌بار مسلمانان آسیای مرکزی و ماورای قفقاز را به همراه داشت.

در ایران، هواداران کشف حجاب مصمم بودند که با قانع کردن بخش بزرگی از جامعه به نتیجه دلخواه برسند.

بدین‌سان بود که شاعران و نویسندگان و سرایندگان بحرطویل – آنچه امروز در غرب زیر عنوان «رپ» عرضه می‌شود- ذوق خود را در مسیر تبلیغ برای کشف حجاب و آزادی زن به‌طورکلی به کار گرفتند.

پروین اعتصامی، مانند همیشه، با بهره‌گیری از منطق به‌جای احساس، به مسئله پرداخت:

دست چپ از راست ندارد کم‌وکاست

می‌کرد اگر کار قوی بود چو راست

روزنامه‌نگارانی مانند ابراهیم خواجه‌نوری و ابوالقاسم پاینده از اهمیت آزادی زن برای قرار دادن ایران در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی نوشتند. بسیج نیمی از نیروی کار بالقوه کشور می‌توانست اقتصاد ملی را با سرعتی بیشتر به‌سوی رشد هدایت کند.

ایرج میرزا، استاد بزرگ طنز، در تبلیغ فکر آزادی زن با آمیزه‌ای از برهان عقلانی و هزل گزنده وارد میدان شد:

امیر طاهری
امیر طاهری
نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند

نعوذبالله اگر جلوه بی‌نقاب کند

فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست

چراکه هر چه کند حیله در حجاب کند

چو نیست ظاهر قرآن به وفق خواهش او

رود به باطن و تفسیر ناصواب کند

نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است

کجاست دست حقیقت مه فتح باب کند؟

اما هرگاه لازم بود، ایرج، شاهزاده یه لا قبا، تیغ تیز طنز را نیز به کار می‌برد. مثلاً در شعر معروف:

بر سر در کاروانسرایی

تصویر زنی به گچ کشیدند

ارباب عمایم این خبر را

از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا، خلق

روی زن بی‌نقاب دیدند

@AmirTaheri4
👍8312👏7🔥2💯2
البته این نظر که حجاب نماد تحقیر زن است- زنی که «ضعیفه»، «منزل» «والده آقا مصطفی» «علیامخدره» و (مادر بچه‌ها) خوانده می‌شد از قرن‌ها پیش از آغاز نهضت «کشف حجاب» در ایران موردتوجه بود. سعدی می‌گوید:

روی بپوش ای قمر خانگی

تا نرسد کار به دیوانگی

بوالعجبی‌های خیالت ببست

راه خردمندی و فرزانگی

با تو درآمیختنم آرزوست

با دگران وحشت و بیگانگی

شیخ اجل همچنین گفته بود:

پری‌رو تاب مستوری ندارد

چو در بندی سر از روزن برآرد

در جریان نهضت کشف حجاب، همان‌طور که گفتیم، تصنیف‌سازان و سرایندگان بحرطویل نیز شرکت داشتند. تصنیف‌هایی مانند «گل پری جون» یا «من زن ملأ نمی‌شم» و بحرطویل‌هایی مانند «تاکسی نگه‌دار» و «زیر جلکی، پشت تابو». طیف‌های وسیع‌تری را هدف قرار می‌دادند.

به‌عبارت‌دیگر، کشف حجاب و اندیشه آزادی زن به‌طورکلی برخلاف آنچه در غرب دیدیم، به‌صورت یک ایدئولوژی مانند فمینیسم عرضه نمی‌شد و هدف آن ایجاد نوعی آپارتاید جنسی نبود. در اساطیر ایرانی و پس‌ازآن، در شاهنامه زن ایرانی همواره حضور فعال داشت: رودابه، تهمینه، منیژه، فرنگیس و حتی کتایون دسیسه‌باز و گرد آفرید رزمجو هرگز به‌صورت کاریکاتور فمینیستی از زن ظاهر نمی‌شوند. در شاهنامه، برخلاف ایلیاد و اودیسه هومر، زنان به سطوح «جوایز» برای مردان جنگجو یا کد بانوان منتظر شوهر سفرکرده تنزل نمی‌کنند.

البته ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماکی» تأکید می‌کند که «هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند دل‌شاد باشند مگر زنان آن نیز دل‌شاد باشند.» سقراط نیز شاید از آن روی که از زنش زانتیپه حساب می‌برد خواستار دخالت و مشارکت زنان در سیاست بود بی‌آنکه اطرافیان خود را قانع کند.

افلاطون نیز مخالف آموزش زنان نبود اما تلویحاً خواستار آموزش جداگانه (زنانه مردانه) برای آنان بود. ماکیاولی نیز همراه با دیگر فیلسوفان دوره رنسانس (نوزایی) اروپایی نیز با تبلیغ تلویحی اندیشه «مساوی اما جدا» زمینه را برای پیدایش فمینیسم آماده کردند.

فمینیسم اما یک جنبه دارد: زن فقط تا حدی می‌تواند که طنابی که او را به ارابه تمدن وصل می‌کند اجازه می‌دهد. این واقعیت را می‌توان در یک سری فیلم‌های هالیوودی در سال ۱۹۳۰ و ۱۹۴۵ میلادی- یعنی در آغاز شکل‌گیری فمینیسم به‌خوبی دید. در «میلدرد پیرس» (با شرکت جون کرافورد) «استلا دالاس» (باربارا استانویک) «جزبل» (بت دیویس) و «مزرعه بدنام» (مارلند دیتریش) زنانی را می‌بینیم که هر یک از زمینه خاص خود به اوج موفقیت می‌رسد اما سرانجام گرفتار کمند عشق به یک مرد فاسد و فاسق می‌شود و سقوط می‌کند.

تقریباً در همان دوران رمان نویسان ایرانی نیز در رمان‌هایی مانند «فتنه» «زیبا» «شهرآشوب» «شعله» «یگانه» و «اجتماعی‌ها» نسخه دیگری از فمینیسم ارائه می‌دادند –نسخه‌ای که در آن قهرمان زن با سرنوشتی محتوم به سقوط کشانده نمی‌شد.

رضاشاه
رضاشاه
۱۷ دی سرآغاز مرحله‌ای مهم در طرح آرمان آزادی و برابری شهروندی زنان بود– آرمانی که در سال‌های اخیر با نیرویی تازه مطرح‌شده است همان‌طور که نمونه آن را در جنبش «زن زندگی آزادی» دیدیم.

متأسفانه عده‌ایی کوشیدند تا این شعار را با تعبیری فمینیستی ارائه دهند و جنبش آزادی‌خواهانه ایرانیان را زنانه مردانه کنند.

در دید فمینیسم غربی، زن یا تبدیل می‌شود به کاریکاتوری از مرد- به قول ویکتور دیوید هنسون: «یک مرد مؤنث» ژرمن گریر Germaine Greer مادربزرگ فمینیسم «یک اخته مؤنث» سیمون دوبوار گرل فرند ژان پل سارتر و فیلسوف فمینیسم که کتاب او زیر عنوان «جنس دوم» انجیل فمینیست‌ها به شمار می‌رود، به سرنوشت میلدرد پیرس و استلا دالاس دچار شد. عشق او به نلسون آلگرن، نویسنده آمریکایی رمان‌های پلیسی – رابطه‌ایی که او را برای چند سال از سارتر جدا کرد- پایه‌های سست فمینیسم را به‌عنوان یک فلسفه اجتماعی زیر نورافکن قرارداد.

دوبوار در نامه‌ای به معشوق خود، آلگرن، نوشت: «سرانجام، آرزوی من این است که در خانه بمانم، آشپزی کنم، جارو کنم، ظرف‌ها را بشویم، رخت‌های تو را اطو کنم و مثل یک زوجه عرب از تو اطاعت کنم.»

دوبوار اندکی پس از به قدرت رسیدن آیت‌الله خمینی در ایران، همراه با گروهی از «اخته‌های مؤنث» به تهران رفت اما در دیدار با زنان ایران متوجه شد که آنان در پی فمینیسم نیستند زیرا خواست اصلی‌شان آزادی و برابری شهروندی است. در فرهنگ ایرانی آپارتاید جنسی پذیرفته نیست.

این فرهنگ از یک‌سو با فرهنگ خمینی و پیروان او در تضاد است زیرا آنان می‌خواهند با پوشاندن زن او را در حاشیه جامعه قرار دهند و از سوی دیگر، فمینیسم غربی را که ملهم از مارکی دوساد است را رد می‌کند؛ زیرا مارکی دوساد می‌خواهد با برهنه کردن او را به حاشیه جامعه بکشاند. به‌عبارت‌دیگر خمینی و مارکی دوساد، مخترع سادیسم، دو روی یک سکه‌اند. از دید خمینی زن برانگیزنده شهوات حیوانی مرد است و پوشاندن او نوعی رفع خطر است.

@AmirTaheri4
👍8116👌1
از دید ساد نیز زن همان نقش را بر عهده دارد اما برای اجرای بهتر این نقش باید برهنه شود.

فرهنگ ایرانی زن را یک انسان کامل و یک شهروند مساوی‌الحقوق می‌داند – به همین سبب، مسئله آزادی زن- از نهضت کشف حجاب تا جنبش ضد استبدادی کنونی در ایران- مقوله‌ای جنسی نبوده است.

بازگشت ایران به مسیر تاریخی‌اش تحولی خواهد بود فراگیر و فراتر از خواست‌ها و آرمان‌های طبقاتی، جنسی، دینی و موضعی.

چه پایانی برای این تفأل به‌جز چند بیت از میرزاده عشقی:

شرم چه؟ مرد یکی بنده و زن یک بنده – زن چه کرده است که از مرد شود شرمنده؟

چیست آن چادر و روبنده نازیبنده؟ گر کفن نیست بگو چیست پس این روبنده؟

مرد باد آنکه زنان زنده‌به‌گور افکنده.

@AmirTaheri4
👍8413💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


امیر طاهری: آیت‌الله، حرف مفت و کنتوری که به سرعت در حال شماره انداختن است
همه می‌دانیم که نظام خمینی‌گرا در تهران از آغاز دچار بیماری بوده که خود را قهرمان داستان‌ها و حوادث گوناگون می‌بیند. از بنیانگذار این نظام، روح‌‌الله خمینی، گرفته که تصور می‌کرد که موفقیت تصادفی و نامنتظره‌اش در رسیدن به قدرت در ایران سرآغاز پیدایش یک امپراتوری جهانی است که در آن اهل‌بیت سکان‌دار سرنوشت بشریت خواهند بود، تا جانشین او یعنی علی خامنه‌ای که بیماری او را به ارث برده. او خود را «رهبر جهان اسلام» می‌پندارد توهمی که کروبیان دورادور عرش او هریک به شکلی جار می‌زنند. خمینی، ایران را به ماجراهایی کشاند که هنوز هزینه‌اش را می‌پردازیم. جانشین او البته محتاط‌تر بوده است و تاکنون توانسته است به گفته خودش، به سبک تام و جری در کارتون‌های هالیوود، گربه را تحریک و حتی اذیت کند، اما سرانجام به چنگ او نیفتد. در زندگی عادی، حرف مفت زدن هزینه‌ای ندارد، اما در جهان واقعیت، به‌ویژه هنگامی‌که مسئله من...

@AmirTaheri4
👏79👍133👌1💯1
امیر طاهری: آیت‌الله، حرف مفت و کنتوری که به سرعت در حال شماره انداختن…
امیر طاهری: آیت‌الله، حرف مفت و کنتوری که به سرعت در حال شماره انداختن است
همه می‌دانیم که نظام خمینی‌گرا در تهران از آغاز دچار بیماری بوده که خود را قهرمان داستان‌ها و حوادث گوناگون می‌بیند. از بنیانگذار این نظام، روح‌‌الله خمینی، گرفته که تصور می‌کرد که موفقیت تصادفی و نامنتظره‌اش در رسیدن به قدرت در ایران سرآغاز پیدایش یک امپراتوری جهانی است که در آن اهل‌بیت سکان‌دار سرنوشت بشریت خواهند بود، تا جانشین او یعنی علی خامنه‌ای که بیماری او را به ارث برده. او خود را «رهبر جهان اسلام» می‌پندارد توهمی که کروبیان دورادور عرش او هریک به شکلی جار می‌زنند. خمینی، ایران را به ماجراهایی کشاند که هنوز هزینه‌اش را می‌پردازیم. جانشین او البته محتاط‌تر بوده است و تاکنون توانسته است به گفته خودش، به سبک تام و جری در کارتون‌های هالیوود، گربه را تحریک و حتی اذیت کند، اما سرانجام به چنگ او نیفتد. در زندگی عادی، حرف مفت زدن هزینه‌ای ندارد، اما در جهان واقعیت، به‌ویژه هنگامی‌که مسئله من...

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👏83👍12🎉1💯1
‏حتی زمانی که مسلمانان کاری غیرقابل تحمل می‌کنند، اروپایی ها باید آن را به عنوان تاوان اعمال ناشایست استعماری و امپریالیستی گذشته، تحمل کنند. قربانی‌بودن سرمایه پایان‌ناپذیری است که مسلمانان در اروپا می‌توانند برای نسل‌ها به آن بپردازند. این واقعیت که قاتلان کارکنان شارلی ابدو
‏هرگز حتی الجزایر را ندیده بودند، آنها را از سرمایه اجدادی آنها از قربانی‌بودن، محروم نکرد، زیرا دهه‌ها قبل از تولد این دو قاتل در پاریس، فرلنسه حضور استعماری در آنجا داشت. حتی اعمالی که آشکارا شایسته احترام نیستند، مانند ختنه زنان،
‏باید به نام تفاوت فرهنگی، مورد احترام قرار گیرند.
امیر طاهری

@AmirTaheri4
👍89💯6👏3🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا اتحاد اپوزیسیون ممکن است؟
خیر، اما ائتلاف بر اساس "قانون اساسی مشروطه" بله

"برای خروج از وضعیت فعلی و تبدیل ایران به یک دولت کشور، به زیربنای قانونی نیاز داریم.
نیروهای خواستار تغییر می‌توانند بر سر قانون اساسی مشروطیت ائتلاف کنند."

@AmirTaheri4
👍16021💯9🤬3👌3😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری: به خاطر دشمنی با شخص #محمدرضاشاه و پنهان شدن پشت کلیشه‌های مبتذل، مردم را گیج نکنید!

‌‎1984 𓃬‌‌‎☼

@AmirTaheri4
👏152👍2117😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کنسولگری جمهوری اسلامی در عراق نماینده‌ی دولت و ملت نیست،‌ وسیله‌ایست برای انتشار یک ایدئولوژی در کشور همسایه و مردم عراق این را به خوبی می‌دانند.»
در گفتگو با امیر طاهری، روزنامه‌نگار ارشد

@AmirTaheri4
👍119👏14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگرانی اروپا در رابطه با رژیم چنج در ایران و پاسخ دکتر امیر طاهری به اروپا و کسانی که سعی در حفظ و بقای رژیم دارند:

"رژیم خمینیسم در وضعیتی قرار گرفته که اگر بخواهید حمایتش هم کنید، نمی‌توانید."


@AmirTaheri4
👏154👍3113🎉2
💯84👍1816🤯1🎉1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ایران؛ ملّت‌ترین، ملّتِ دنیا است."

@AmirTaheri4
👍9734💯2
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای

چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟


در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری می‌شود: چگونه می‌توان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟

این کلاف سردرگم، رشته‌های گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبه‌رو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچم‌های گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیاده‌نظام را برای نیروی‌ هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.

در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشه‌ای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شده‌اند، در ساخت‌وساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدف‌هایی آسان برای اسرائیل در آمده‌اند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.

رهبران جمهوری اسلامی می‌دانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نا‌معلوم. به همین سبب است که در ماه‌های اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباع‌شان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده می‌شوند، علاقه‌ای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان می‌خواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور ده‌ها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چاره‌ای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.

«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابو‌مهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.

شبیه همین مشکل را در لبنان نیز می‌بینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزب‌الله» قابل قبول نخواهد بود. مسئله‌ای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبه‌رو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است. 

«حزب‌الله» بخشی از یک شبکه گسترده بین‌المللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیخته‌اند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزب‌الله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.

شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزب‌الله و گرو‌های مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیت‌الله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه  لبنانی حزب‌الله را آیت‌الله علی‌اکبر محتشمی‌پور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشه‌های آیت‌الله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروه‌های شبه‌نظامی، از جمله فیلقه البدر، سال‌ها بود که در صحنه حضور داشتند.

بازسازی مناسبات ایران با این گروه‌ها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ به‌ویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق به‌دست آورده‌اند، ندارند.

در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سال‌ها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروه‌های مسلح عرب فعالیت داشته است.

برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار می‌رود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیت‌الله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیت‌الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
👍656🎉3👌3
Amir Taheri امیر طاهری
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟ در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری…
در دوران ریاست جمهوری حجت‌الاسلام محمد خاتمی، قدرت و بودجه بیشتری به این سپاه اختصاص یافت و عملا اداره سیاست جمهوری اسلامی را در بخش مهم خاورمیانه به عهده گرفت.
هنگامی که فیلم این جریانات را در ذهن خود به نمایش در می‌آوریم، به خوبی می‌بینیم که سلیمانی همواره سوار موجی شده است که تحولات شاید اجتناب‌ناپذیر یک انقلاب راه گم کرده، دیکته می‌کند. به عبارت دیگر، سلیمانی مبتکر خطاهای سیاسی بزرگ جمهوری اسلامی در منطقه نبود، بلکه مجری استراتژی کودکانه‌ای بود که به‌ناچار آن خطاها را به وجود می‌آورد.
روزنامه کیهان، که ظاهرا بازگوکننده نظرات آیت‌الله علی خامنه‌ای، «رهبر جمهوری اسلامی» است، در سرمقاله خود به مناسبت کشته شدن یا «شهادت» سلیمانی می‌نویسد:«دنیا حق دارد بپرسد او کیست که از کشمیر و هند و افغانستان و پاکستان و ایران تا ترکیه و عراق و سوریه و لبنان و یمن و حتی آفریقا و اروپا و آمریکا، دلباخته‌اش شده‌اند؟»
پرسش خوبی است؛ حتی اگر این تصور که تمامی مناطق ذکر شده کسانی «دلباخته» سلیمانی هستند، درست نباشد.
نکته جالب اینجاست که هیچ یک از صدها سخنرانی و مقاله در رثای سلیمانی در جمهوری اسلامی، کوششی برای ترسیم او به صورت یک فرمانده نظامی جدی و موفق دیده نمی‌شود. ما می‌شنویم که او «داعش» را از صحنه پاک کرد، اما کسی نمی‌گوید که او کی، کجا و چگونه این کار را کرد. آیا ادعای ائتلاف ۲۷ کشور، به رهبری آمریکا، که خود را نابود کننده داعش می‌داند، دروغ محض است؟ آیا ارتش عراق در شکست داعش نقشی نداشت؟ آیا کُردهای سوریه و عراق فقط برای هورا کشیدن برای «حاج قاسم» به رقه، موصل و کرکوک و ده‌ها شهر و روستای دیگر حمله بردند؟ آیا «حاج قاسم»، حتی به عنوان توریست، به موصل و رقه رفته است؟
در تمامی سخنرانی‌ها، فقط یک بار، آن هم از زبان آیت‌الله علوی بروجردی در قم، از جزئیات یک نبرد که «حاج قاسم» در آن ظاهرا نقش تعیین کننده داشته است، می‌شنویم. آیت‌الله می‌گوید که «سردار سلیمانی» ۳۰ هزار شیعه عراقی مقیم شهر آمرلی را از کشتار حتمی نجات داد. اما آیا او در نبردهایی که سه ماه طول کشید، آن هم بین نبردهای عراقی و داعشی‌ها که شهر را محاصره کرده بودند، حضور داشت؟ سلیمانی استاد روابط عمومی و تبلیغ برای خود بود و هر جا می‌رفت، یک سری «سلفی» از خود می‌گرفت و در فضای مجازی پخش می‌کرد. بدین سان، باید انتظار داشت که «سلفی»های زیادی از او در حال فرماندهی نیروهای متعدد وجود داشته باشد.
آیت‌الله خامنه‌ای در مرثیه سه هزار کلمه‌ای خود برای «حاج قاسم»، از همه خصایص راستین یا خیالی‌ او سخن می‌گوید، بی آن که حتی یک کلمه درباره دستاوردهای نظامی او، حتی در یک نبرد، با ذکر محل و تاریخ مشخص، بر زبان آورد.
خامنه‌ای می‌گوید:«او شجاعت و تدبیرش را برای خدا خرج می‌کرد»، و می‌افزاید:«او فرماندهی جنگاور و مسلط برعرصه نظامی بود، اما در میدان جنگ نیز حدود شرعی را کاملا رعایت می‌کرد.»
بسیار خوب! اما آیا لازم نیست از حداقل یک «میدان جنگ» یاد شود؟ کسانی که کوروش بزرگ را به خاطر نبوغ نظامی‌اش می‌ستایند، از فرماندهی او در «نبرد بابل» یاد می‌کنند. جولیوس سزار، با اشاره به نبرد علیه ورسن‌ٓتوریکوس، فرمانده و متحدکننده ساکنان منطقه «گل»ها، تجلیل می‌شود. علی ابن ابیطالب به عنوان فاتح خیبر ستایش می‌شود. ناپلئون بناپارت، ستاره نبرد استرلیتز قلمداد می‌گردد.
تردیدی نیست که در بررسی یک «اسطوره»، نمی‌توان توقع داشت که واقعیات در مرکز صحنه قرار گیرند. آنچه امروز شاهد آنیم، یک «اسطوره‌سازی» پیرامون شخصیت قاسم سلیمانی است که در یک بررسی غیر‌احساساتی، به صورت فرماندهی متوسط از نظر نظامی، استادی در روابط عمومی و تبلیغ برای خویش، و سیاستمداری زرنگ که موفق شده بود در نبرد قدرت در تهران با همه جناح‌ها رابطه برقرار کند، ظاهر خواهد شد. کسی نمی‌خواهد بخیل باشد. هر انقلابی، به‌ویژه انقلاب‌های شکست خورده، نیازمند «اسطوره» است. یادآوری سابقه دردناک «حاج قاسم» در جریان جنگ ایران و عراق، به‌ویژه سه شکست فاجعه‌بار برای ایران در نبردهای جنوب باختری خوزستان که سلیمانی جوان در آن‌ها نقش فرماندهی داشت، مانع شکل گرفتن و پر باد شدن بادکنک «اسطوره‌»اش نخواهد شد. 
تجلیل‌گران از «حاج قاسم»، نقش او را در نوسازی پاره‌ای از حرم‌های شیعیان در عراق و سوریه، به‌حق، ستوده‌اند. یک تجلیل‌گر به تفصیل از کمک‌های او برای بازسازی روستای زادگاهش در نزدیکی کرمان، سخن گفته است. یک تجلیل‌گر دیگر، «حاج قاسم» را به صورت «یک شیشه عطر» توصیف می‌کند که شکستن آن، یعنی «شهادت سردار»، به سود همه بشریت است؛ زیرا «بوی خوش آن فضا را پر می‌کند.» نامه‌های متعددی که «حاج قاسم» به دوستان و آشنایانش نوشته است، همواره حاوی ابراز علاقه او به «کسب شهادت» است.

@AmirTaheri4
👍79😁8🎉1
Amir Taheri امیر طاهری
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟ در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری…
برمی‌گردیم به پرسش نخست در این مقاله: فراتر از «اسطوره»، دنیا، به‌ویژه ایران، آیا حق دارد بپرسد که «حاج قاسم که بود؟»
در بسیاری از پوسترهای اسطوره‌سازی «حاج قاسم»، این شعار دیده می‌شود:
«او رفت تا ایران بماند!»
این شعار ممکن است درست از آب در آید، به شرط آن که اشتباهات بزرگ «حاج قاسم» را بشناسیم و تصحیح کنیم. رفتن او فرصتی است برای تجدید نظر غیراحساساتی، به‌دور از هوچی‌بازی و های و هوی، درباره استراتژی‌ای که ایران را به بن بست خطرناک کنونی کشانده است. 

@AmirTaheri4
👍1101
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظام سلطنتی در ایران ریشه‌های تاریخی و فرهنگی دارد.

ایرانیان در دوران هخامنشیان برای نخستین بار دولتی درست می‌کنند که در ۳ قاره حضور داشته.

لزومی ندارد این ثروت فرهنگی و یادبود تاریخی، که ما را از دیگران متفاوت می‌کند، دور بیندازیم!


@AmirTaheri4
👍13737💯12🎉1