Amir Taheri امیر طاهری
7.3K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
‏امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه اسلامی با پیام «رهبر» خامنه‌ای برای ارسال به رئیس‌جمهور آمریکا ‎#بایدن در مسقط است.
خامنه‌ای از بایدن می‌خواهد که اسرائیل را نسبت به حملات بیشتر به ایران «مهار» کند.
در عوض، ایران بازو‌هایش را از حمله به اسرائیل منع خواهد کرد.

@AmirTaheri4
😁100👍9🤯43🤔2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سخن استاد #امیر_طاهری را احتمالا شنیده اید اما بهتر است گاهی مرور کنیم چراکه استبداد را سیم خاردار و تانک و مسلسل و پیمان نمی توانند حفظ کنند و ناگهان دیوار استبداد فرو می ریزد؛ درست زمانی که تصورش را نمی کنیم.

#آرمیتا_گراوند
#مهسا_امینی
#آیدا_رستمی
——
@AmirTaheri4

(HosseinHVJ)

@AmirTaheri4
👍13322💯13🤩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Saved by @download_it_bot

امیر طاهری: ملاها و اسرائیل؛ آیا سوتِ پایانِ بازیِ انکار به صدا در آمده؟
«آیا این بار متفاوت خواهد بود؟» این پرسشی است که محافل سیاسیِ جمهوری اسلامی را در تهران، درگیر خود کرده است، زیرا جنازه‌های بیشتری از دمشق راهی تهران شدند. [...] این اولین بار نیست که اسرائیلی‌ها نیروهای سپاه و مزدوران لبنانی، عراقی، سوری، پاکستانی و افغانی‌اش را در سوریه از پای در می‌آورند اما آیا این بار تفاوت دارد؟

برگردان فارسی مقاله‌ای به قلم امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد بین‌المللی با عنوان اصلی زیر در شرق‌الاوسط:
Iran and Israel: Is the Denial Game Over?

#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
===================
#ایران
#یونیکا
#خبر_یونیکا

@AmirTaheri4
👍90🔥6
امیر طاهری: ملاها و اسرائیل؛ آیا سوتِ پایانِ بازیِ انکار به صدا…

امیر طاهری: ملاها و اسرائیل؛ آیا سوتِ پایانِ بازیِ انکار به صدا در آمده
؟
«آیا این بار متفاوت خواهد بود؟» این پرسشی است که محافل سیاسیِ جمهوری اسلامی را در تهران، درگیر خود کرده است، زیرا جنازه‌های بیشتری از دمشق راهی تهران شدند. [...] این اولین بار نیست که اسرائیلی‌ها نیروهای سپاه و مزدوران لبنانی، عراقی، سوری، پاکستانی و افغانی‌اش را در سوریه از پای در می‌آورند اما آیا این بار تفاوت دارد؟

برگردان فارسی مقاله‌ای به قلم امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد بین‌المللی با عنوان اصلی زیر در شرق‌الاوسط:
Iran and Israel: Is the Denial Game Over?

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👍93🔥5😁1
‏سرلشکر یحیی رحیم صفوی، مشاور ارشد نظامی خامنه‌ای: ۴ سرباز برجسته را به امام خامنه‌ای معرفی کردم. همه سردار شدند و همه توسط صهیونیست‌ها به شهادت رسیدند.

(آیا این به معنی علت و معلول است؟
صفوی بهتر است دیگر افسری را به امامش معرفی نکند.)

@AmirTaheri4
😁151👍17🎉41
‏تظاهرات در پاریس برای گروگانهایی که ‎#حماس نگه داشته
شعار:آنها را به خانه بیاورید!
خطاب به کیست؟
اگر اسرائیل باشد،ارتش اسرائیل برای برگرداندن آنها به خانه میجنگد
اگر خطاب به حماس است،شعار باید«آنها را به خانه بفرست!»باشد
(استفاده از این فرصت برای حمله به نتانیاهو نیز بد سلیقگی بود

@AmirTaheri4
👍130💯6🎉3😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اطلاعاتمون رو راجع به ایران زیاد کنیم. تاریخ ایران را بخوانیم، ایران چند استان دارد، اقتصاد ایران چگونه است، تولید نفت ایران چقدر است، چقدر گندم تولید می کنیم، روابط ما با همسایگان چگونه است و …
و این را به بقیه هم وطن هامون نشون بدیم که ما اینقدر ایران را دوست داریم که کوچک ترین مسائلش را هم می دانیم. و اینقدر بدانیم که بگوییم: می خواهی راجع به ایران صحبت کنی؟ با من حرف بزن.

سعی کنیم بقیه هم وطن هامون رو بدون بدون لج بازی و کینه خواهی، قانع کنیم. ما باید وارد بحث شویم.

@AmirTaheri4
👍178💯18👏84😁1
‏این بار بدون صهیونیست‌ها

امنیت اسلامی آمار نهایی حملات تروریستی اخیر در جنوب شرق ایران را ۲۳ مرزبان و پلیس کشته شده اعلام کرد.
جیش العدل ۱۴ نفر را از دست داد.
امنیت اسلامی می‌گوید «سرویس‌های اطلاعاتی غربی» جیش العدل را جذب، آموزش، مسلح و مستقر کردند.
اشاره‌ای به اسرائیل نشد!

@AmirTaheri4
👍78🔥8😁6👌32
‏آیا حماس پیروز شده است؟

خبرگزاری رسمی اسلامی ایرنا به نقل از عبدالباری عطوان به عنوان «روشنفکر برجسته جهان عرب» گفت که اسرائیل در جنگ غزه شکست خورده و با حفظ آبرو به دنبال راه چاره است.

ادعا می‌کند که خروج نیروها از خان یونس، اولین مرحله عقب‌نشینی اسرائیل است.

@AmirTaheri4
😁191👍11🔥2🤯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پخش زنده گفتگوی توییتری با امیر طاهری، نادر صدیقی و نامدار بقایی در خصوص قانون اساسی مشروطه

لینک یوتیوب

@AmirTaheri4
👍819👌3💯2😁1🎉1🙏1
پخش زنده گفتگوی توییتری با امیر طاهری، نادر صدیقی و نامدار بقایی…
Unika
پخش زنده گفتگوی توییتری با امیر طاهری، نادر صدیقی و نامدار بقایی در خصوص قانون اساسی مشروطه

فایل صوتی

@AmirTaheri4
72👍17💯7😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف ما ایجاد بزرگ‌ترین تفاهم بین بیشترین شماره ایرانیان است.



@AmirTaheri4
👍13212💯5🎉3👏2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر ۳ اصل اساسی متحد باشیم:

۱- میهن پرستی.
۲- پذیرفتن موجودیت ایران بعنوان یک دولت-ملت واحد و تجزیه ناپذیر.
۳- حق حاکمیت ملی است که مردم ایران رعیت هیچ کس نیستند (شهروند هستند). حکومت در ایران شرط دارد و چک سفید به کسی داده نمی شود.

بعد از پذیرش این ۳ اصل، اتفاقا خیلی خوب هست که بین ما تفاوت باشد، چون تفاوت به معنای اختلاف نیست، اختلاف هم به معنای دشمنی نیست.

در مشروطه چون همه مردم کشور یا اعضا ملت، شهروندان متساوی الحقوق هستند، نظام حذف کردن دیگران مطرح نیست. بنابراین افتخار بزرگ ما مشروطه خواهان این است که در حال حاضر، نظامی که پیشنهاد می دهیم (یعنی دستور اداره کشور) برای همه در آن جا هست و هیچ کس را حذف نمی کند.



@AmirTaheri4
🙏103👍4819💯5😁2👎1🎉1
ایران، خطاهای گذشته و درسی برای آینده
ایران در مسیر تولدی دیگر قرار گرفته است‌ــ تولدی که ممکن است دردآلود باشدــ اما مژده‌بخش زندگی شایسته‌تری برای ملت ستم‌دیده ما خواهد بود
امیر طاهری
جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ برابر با ۲۳ فِورِیه ۲۰۲۴ ۱۷:۴۵
«خمینی انقلاب ما را دزدید!» این جمله را حتما بارها شنیده‌اید و این روزها که روسیاهی «انقلاب اسلامی» بیش از پیش آشکار است، بیش از همیشه می‌شنوید. گویندگان این جمله افراد و گروه‌هایی هستند که در ۱۳۵۷، زیر پرچم آیت‌الله خمینی گرد آمدند تا مسیری را که ایران در چارچوب نظام مشروطه پادشاهی خود در پیش گرفته بود، متوقف کنند. آنان هرگز گزینه مشخصی در برابر آن مسیر عرضه نکردند. گاه از «حکومت اسلامی» می‌گفتند و گاه از«دیکتاتوری پرولتاریا» و «حقوق خلق‌ها» یا «راه غیرسرمایه‌داری توسعه». اما امروز همان‌طور که یک استاد بازنشسته دانشگاه تهران می‌گوید، مدعی‌اند که «فقط برای آزادی و حقوق بشر» وارد راهپیمایی شوم شده بودند.

آیا خمینی واقعا «دزد انقلاب» بود؟ حتی یک بررسی کوتاه از آنچه در ماه‌های «انقلابی» ۱۳۵۷ گذشت، نشان می‌دهد که چنین نبود. آنچه در ۲۲ بهمن آن سال به پیروزی رسید، انقلابی بود که خمینی و یارانش از جمله فداییان اسلام، هیئت‌های موتلفه اسلامی، ده‌ها بازاری ثروتمند و «روشنفکران دینی» همراه با چریک‌های اسلامی تعلیم‌دیده در اردوگا‌‌های فلسطینیان در لبنان و صدها دانشجوی بورسیه «بنیاد پهلوی» در آمریکا و اروپا به راه انداختند.

گاه این تصور وجود دارد که دیگر گروه‌های ضد مشروطه پادشاهی، یعنی نهضت آزادی ایران، جبهه ملی، حزب توده، سازمان مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق و یک دوجین گروه چپ‌گرای دیگر فقط در هفته‌های پایانی ۱۳۵۷ خمینی را به عنوان «رهبر» پذیرفتند.

اما تاریخ تصویر دیگری عرضه می‌کند. ردیف شدن همه آن بازیگران پشت سر آیت‌الله از سال‌ها پیش از ۱۳۵۷ آغاز شده بود. نخستین گروهی که رهبری خمینی را پذیرفت، نهضت آزادی ایران به رهبری مرحوم مهدی بازرگان بود که در نامه‌ای به آیت الله در شهریور ۱۳۴۳، با اشاره به «قیام» ۱۵ خرداد او را «زعیم عالیقدر» خطاب کرد. اما پس از آن جبهه ملی ایران و حزب زحمتکشان ملت ایران (به رهبری مرحوم دکتر مظفر بقایی کرمانی) در اعلامیه‌ای به تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۳، از بازاریان تهران خواستند که کسب‌وکار خود را تعطیل کنند و در اعتراض به توقیف «رهبر جنبش مردمی، حضرت آیت‌الله العظمی خمینی»، دست به اعتصاب بزند (اطلاعات ۱۳ آبان ۱۳۴۳).

بیشتر بخوانید

«مبارزان متعهد» و بیماری دشمنی با شاه

مشروطیت و ترفندهای تازه مشروعه‌خواهان

سکولاریسم: بحث فردا و نیازهای امروز
در آذرماه ۱۳۵۴، کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی با تشکیل یک «کمیته دفاع» به ستایش از «روحانیت مترقی و مبارز که سابقه درخشانی در تاریخ ملت ایران دارد» پرداخت و «رهبری آقای خمینی در جنبش پرشکوه و خونین ۱۵ خرداد» را ستود (ویژه‌نامه دفاع کنفدراسیون ۲۸ آذر).

البته کنفدراسیون پیش از آن نیز با انتشار اعلامیه‌هایی به زبان‌های آلمانی، فرانسوی و انگلیسی از «رهبری» آیت‌الله تمجید کرده بود. پس از آن در ماه‌های تیر، مرداد و شهریور، چند تن از گردانندگان کنفدراسیون از جمله حسن ماسالی، مجید زربخش، محمود رفیع گیلانی (مسئول امور مالی) با آقای خمینی در نجف ملاقات کردند و به گزارش خبرنامه گروه، «رهبری حضرت آیت‌الله» را پذیرفتند.

سوسیالیست‌ها و سوسیال‌دموکرات‌های ایران که از بطن «نیروی سوم» به رهبری خلیل ملکی بیرون آمده بودند، نیز رهبری «حضرت آیت‌الله خمینی» را پذیرفته بودند. ماهنامه «سوسیالیسم»، ارگان جامعه سوسیالیست‌های ایرانی، در شماره ۱۰ خود، آذرماه ۱۳۴۳، در سرمقاله خود به تبعید خمینی اعتراض می‌کند و می‌گوید: «مردم ایران سخت نگران سلامت آیت‌الله خمینی هستند» و می‌افزاید که «جامعه سوسیالیست‌های ایرانی برای آزادی آیت‌الله خمینی، رهبری که بارها نشان داده میهن‌دوست و ضداستعمار است»، مبارزه خواهد کرد.

جبهه ملی ایران از ۱۳۴۳ به بعد، نخست با احتیاط و اندک‌اندک با صراحت، رهبری خمینی را پذیرفت. «ایران آزاد»، ارگان جبهه ملی، در شماره اردیبهشت ماه ۱۳۴۶ خود از «آزادیخواهان مبارز» خواست که با هدایت آیت‌الله خمینی، «جنبش مردمی» را به سوی پیروزی ببرند. ماهنامه «باختر امروز»، ارگان جبهه ملی در آمریکا، نیز در چندین سرمقاله به ستایش از «رهبری شجاعانه» آیت‌الله پرداخت.

بدین ترتیب هنگامی که مرحوم کریم سنجابی و مرحوم داریوش فروهر، دو رهبر جبهه ملی در جریان «انقلاب» برای دیدار خمینی به پاریس رفتند، هدفی جز تایید رهبری او نداشتند. آنان در دو دیدار جداگانه با آیت‌الله، تغییر هویت سیاسی جبهه ملی را‌ــ به عنوان گروهی که برای اجرای قانون اساسی مشروطه تلاش می‌کند‌ــ اعلام کردند و در مسیری که به «ولایت فقیه» می‌انجامید، قرار گرفتند.

@AmirTaheri4
👍96💯7👏32😁1
خبرنامه جبهه ملی ایران در ۱۳۵۰، با انتشار آنچه مدعی بود «فهرست شکنجه‌گران» ساواک است، از «راه مقدس مبارزه» به رهبری «مرجع تقلید آیت‌الله العظمی خمینی» سخن گفت.

مجاهدین نیز سال‌ها پیش از ۱۳۵۷ در همان حال که دچار بحران هویت ناشی از اسلامی‌گرایی از یک سو و وسوسه مارکسیسم از سوی دیگر بودند، اندک‌اندک خود را زیر عبای آیت‌الله قرار دادند. پیام مجاهد در مقاله‌ای درباره اعدام چند «خرابکار» از جمله محمد حنیف‌نژاد (از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران) می‌نویسد: «ملت ایران تحت رهبری خردمندانه مرجع تقلید شیعه، حضرت آیت‌الله العظمی خمینی، خاموش ننشسته و نخواهد نشست.» سرمقاله‌نویس با تکیه به صلاحیت آیت‌الله، از «ملت غیور» می‌خواهد که «هرجا مشرکین (یعنی تراشندگان بت شاه) را یافتید، نابود سازید،آنان را اسیر کنید، محاصره‌شان نمایید و در کمین آنان بنشینید».

سازمان مجاهدین خلق در همان حال چند عضو اعدام‌شده خود- یعنی حنیف نژاد، سعید محسن، بدیع‌زادگان، ناصر صادق و باکری را «فداییان فلسطین» می‌خواند و بدین‌سان یکی از شعارهای خمینی را در صدر دغدغه‌های خود قرار می‌د‌اد. در دوران تبعید خمینی در نجف عراق، مهندس محمدرضا اشراقی رابط مجاهدین با آیت‌الله بود (او در هواپیمای خمینی از پاریس به تهران آمد).

حزب توده نیز از ۱۳۴۳ به بعد ارتباط خود را با آیت‌الله خمینی برقرار کرد. اما رهبری بلامنازع او را فقط در ۱۳۵۷، با تصفیه حزب از هواداران ایرج اسکندری و تسلط کامل گروه نورالدین کیانوری، پذیرفت. شبنامه «نوید»، ارگان حزب در داخل ایران، مدعی شد که «مبارزه پرشور خلق‌های ایران با هدف آزادی کشور از سلطه امپریالیسم جهانخوار آمریکا شکل گرفته است. در این مرحله از مبارزه رویارویی خلق‌ها با امپریالیسم مطرح است نه نبرد طبقاتی». بدین سان تنها معیار دشمنی با آمریکا است و در این زمینه خمینی را می‌توان به عنوان رهبر پذیرفت.

جالب اینجا است که بقایای حزب توده و متحدان آن یعنی گروهی از بازماندگان چریک‌های فدایی خلق (اکثریت) هنوز هم خود را در مسیر خمینی و مدافع «جمهوری اسلامی» می‌دانند و در «انتخابات» نظام ولایت فقیه شرکت می‌کنند.

نشریه «مردم»، ارگان کمیته مرکزی حزب توده ایران، حتی دیدن تصویر خمینی در ماه را نیز دلیلی برای تحسین رهبری او قلمداد می‌کرد.

گروهی از فعالان ضد مشروطه پادشاهی هم در چارچوب سازمانی به نام «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» فعالیت می‌کردند و بقایای آنان در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ توانستند جایزه صلح نوبل را برای خانم‌ها شیرین عبادی و نرگس محمدی به دست آوردند. در ۱۳۵۷، آنان کوشیدند تا یک شخصیت مذهبی دیگر را به جای خمینی علم کنند. کسی که برگزیدند آیت‌الله العظمی سیدمحمدکاظم شریعتمداری بود. آنان گروهی را برای تحصن به منزل شریعتمداری در قم فرستادند‌ــ حرکتی که سروصدای فراوان به پا کرد و عکس‌العمل شدید خمینی را در پی داشت.

هواداران خمینی فتوایی را که او در بهمن‌ماه ۱۳۴۸ صادر کرده بود، بدین شرح منتشر کردند: «قضیه ورود علما در دستگاه ظلم غیر از ورود افراد عادی است. یک نفر معمم اگر وارد دستگاه شد، مثل این است که کل امت وارد شده باشد. آن‌هایی که عمامه بر سر گذاشتند و چهار کلمه هم اینجا یا جای دیگر خواندند یا نخواندند، برای شکم به دستگاه ظلم پیوسته‌‌اند. این‌ها از علمای اسلام نیستند. این‌ها را سازمان امنیت معمم کرد. این‌ها را باید رسوا کرد... آیا جوان‌های ما مرده‌اند؟ چرا عمامه‌های اینان را برنمی‌دارند؟ نمی‌گویم آن‌ها را بکشید لکن عمامه‌شان را از سرشان بردارید!» (پس از انقلاب خمینی موفق شد عمامه آیت‌الله شریعتمداری را از سرش بردارد).

ترس از «جوانان» سبب شد که مبارزان «آزادی و حقوق بشر» نیز به‌سرعت به گله هواداران آقای خمینی بپیوندند و «رهبری درخشان و فداکاری» او را بستایند.

در گله‌ای که خمینی را به عنوان چوپان پذیرفت، گروه به‌اصطلاح «روشنفکران» تهرانی نیز دیده می‌شدند. جمع آنان از ۶۵ تن (در نامه‌ای به کورت والدهایم، دبیرکل سازمان ملل متحد) تجاوز نمی‌کرد. اما همگی در یک جلسه تاریخی، به حضور «امام» در قم شرفیاب شدند و چرندیات او را در حالت سحرزدگان شنیدند و بی آنکه جرات کنند از «آزادی» و «حقوق بشر» بگویند، مست و مفتون از دیدار با «مجاهد نستوه» به تهران بازگشتند. البته تقریبا تمامی آنان طی سال‌ها یا به زندان خمینی افتادند یا مخفیانه به تبعید گریختند یا اعدام شدند. چند تن از آنان علنا ابراز ندامت کردند و چند تن حتی پذیرفتند که «اشتباه» کرده‌اند.

منظور از این یادآوری‌ها به هیچ وجه تسویه‌حساب سیاسی نیست. حتی انتقام‌جویی، روشی که در جوامع بدوی رواج داشت، هم نمی‌تواند مطرح باشد. پس هدف چیست؟

نخستین هدف این است که همه بپذیریم که مسئول اعمال خود هستیم و اگر مرتکب اشتباه و خطا شدیم، آن را به گردن دیگران یا «شرایط زمان» نیندازیم.

@AmirTaheri4
👍859👏4💯4👌2😁1
دوم، بیاموزیم که اگر با یک نظام سیاسی مخالفیم، مخالفت خود را با توجه به هویت واقعی‌مان به کار گیریم. یعنی اگر مارکسیست‌‌ــ‌‌لنینیست هستید، زیر پرچم این یا آن دین نروید. اگر «ملی» هستید، ناگهان امت‌گرا نشوید. اگر آزادی و حقوق بشر می‌خواهید، آن را از کسی که حتی اگر بخواهد، نمی‌تواند آن را به شما بدهد، درخواست نکنید. به عبارت دیگر، اگر به دیگران دروغ گفتید، سرانجام به خودتان نیز دروغ خواهید گفت.

بسیاری از فریفتگان مرحوم خمینی مدعی‌اند که او را خوب نمی‌شناختند. بنابراین چرا زیر علم کسی که خوب نمی‌شناختید، نمی‌دانستید از کجا آمده، چه کرده و چه می‌خواهد، سینه زدید؟ از این پس، این کار را نکنید.

بعضی دیگر از فریفتگان می‌گویند که کتاب‌های آیت‌الله و همگنان او مانند علی شریعتی، جلال آل احمد و ... را نخوانده بودیم. در حالی که همه این کتاب‌ها در دسترس بود و برخی آنان مانند «غرب‌زدگی» یا «فاطمه فاطمه است» با پول دولت شاهنشاهی چاپ شد و در بزرگ‌ترین روزنامه کشور به صورت پاورقی منتشر گردید. از این گذشته، اگر کتاب‌ها را نخوانده‌اید، فریب نویسنده آنان را نخورید.

آنچه ما را نمی‌کشد، می‌تواند ما را نیرومندتر سازد. بدین‌سان می‌بینیم که بیماری خمینی‌گرایی در برنامه خود برای کشتن ایران به عنوان یک دولت‌ــ‌ملت شکست خورده است و اکنون می‌تواند ما را با کشف مجدد هویت ایرانی‌مان، با از سرگرفتن مسیر تاریخی میهنمان،‌ با درس‌ گرفتن از اشتباهات مرگبار بسیاری از نخبگانمان، نیرومندتر سازد.

برای اینکه بلایی را که بر سرمان آمده است، با شگرد جوجیتسو (jujitsu) به سود ملتمان برگردانیم، باید بیاموزیم که گذشته را نباید سدی در راه آینده قرار داد. ایران در مسیر تولدی دیگر قرار گرفته است‌ــ تولدی که ممکن است دردآلود باشدــ اما مژده‌بخش زندگی شایسته‌تری برای ملت ستم‌دیده ما خواهد بود.

وقت آن است که یکدیگر را از نو بشناسیم و آیا جرات دارم که بگویم، یکدیگر را اندکی دوست بداریم؟

@AmirTaheri4
👍11316💯8👏5😁2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


«آقا» و دانشجویان: برخورد دو تگ‌گو
یی
.
مراسم قصه بی‌دونگی به سبک آیت‌الله خامنه‌ای، معمولا در حسینیه جماران برگزار می‌شود. ده‌ها صدها و گاه هزاران شنونده دست‌چین شده و از همه الک‌های امنیتی بیرون آمده از ساعت‌ها قبل از آغاز برنامه در محل جمع می‌شوند و بعد از تفتیش بدنی دقیق در صندلی‌‌هایی که از پیش برایشان تعیین شده می‌نشینند تا «آقا» - یکی از از ده‌ها لقب آیت الله - ظاهر شود.
سرانجام لحظه موعود فرا می‌رسد. «آقا» در محاصره همراهان عمامه دار یا بی‌عمامه و با حفاظت حلقه‌‌ای از محافظان اخمو، با جای مهر بر پیشانی بر یک سکوی چند متری ظاهر می‌‌شود - سکویی که چند متر با اولین ردیف «مهمانان» فاصله دارد. پس از سرد دادن چند شعار ستایش آمیز و تلاوت آیه‌ای از قرآن قصه بی‌دونگی آغاز می‌شود. حاضران یکی پس از دیگری تک‌گویی خود را اجرا می‌کنند در حالی که «آقا» ظاهرا گوش می‌‌دهد. تسبیح می‌گرداند و با انگشتری عقیق خود بازی می‌‌کند.
حاضران گاه همانطور که چندی پیش دیدیم، شاعران یا در و...

@AmirTaheri4
👌70👍9👏52🔥2
«آقا» و دانشجویان: برخورد دو تگ‌گویی


«آقا» و دانشجویان: برخورد دو تگ‌گو
یی
.
مراسم قصه بی‌دونگی به سبک آیت‌الله خامنه‌ای، معمولا در حسینیه جماران برگزار می‌شود. ده‌ها صدها و گاه هزاران شنونده دست‌چین شده و از همه الک‌های امنیتی بیرون آمده از ساعت‌ها قبل از آغاز برنامه در محل جمع می‌شوند و بعد از تفتیش بدنی دقیق در صندلی‌‌هایی که از پیش برایشان تعیین شده می‌نشینند تا «آقا» - یکی از از ده‌ها لقب آیت الله - ظاهر شود.
سرانجام لحظه موعود فرا می‌رسد. «آقا» در محاصره همراهان عمامه دار یا بی‌عمامه و با حفاظت حلقه‌‌ای از محافظان اخمو، با جای مهر بر پیشانی بر یک سکوی چند متری ظاهر می‌‌شود - سکویی که چند متر با اولین ردیف «مهمانان» فاصله دارد. پس از سرد دادن چند شعار ستایش آمیز و تلاوت آیه‌ای از قرآن قصه بی‌دونگی آغاز می‌شود. حاضران یکی پس از دیگری تک‌گویی خود را اجرا می‌کنند در حالی که «آقا» ظاهرا گوش می‌‌دهد. تسبیح می‌گرداند و با انگشتری عقیق خود بازی می‌‌کند.
حاضران گاه همانطور که چندی پیش دیدیم، شاعران یا در و...

فایل صوتی

@AmirTaheri4
👍965🔥4👌3👏1
‏جمهوری اسلامی «انتقام سخت» خود را از اسرائیل گرفت و «پیروزی بزرگ دیگر اسلام» را جشن گرفت.
البته حدود ۴۰۰ پهپاد، راکت و موشک شلیک شده به اسرائیل، هیچ آسیبی به «دشمن صهیونیستی» وارد نکرد.
آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اردن به نابودی آنها در آسمان عراق، سوریه و لبنان کمک کردند.

@AmirTaheri4
👍123😁30🔥3👎1😱1
«نه» بزرگ ملت ایران

«حماسه»، «جهاد»، «دوران‌ساز»، «باشکوه». خوب حتماً حدس زده‌اید که این کلیشه‌ها در توصیف آنچه در نظام خمینی‌‌گرا «انتخابات» خوانده می‌شود به‌سوی مردم شلیک‌شده‌اند. بخشی از این شلیک، مثلاً از سوی آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری اسلامی، حتی پیش از شمارش آراء صورت گرفت. با این حال، حتی با پذیرفتن آمار و ارقامی که رژیم ارائه داده است، اکنون همه می‌دانند که انتخابات اخیر که از سوی آیت‌الله علی خامنه‌ای «رهبر عالی‌قدر» به‌عنوان رفراندوم عرضه‌شده بود با یک «نه» قاطع به نظام کنونی پایان یافت.

بررسی اعداد و ارقام مربوط به این «سیرک انتخاباتی» را در جاهای دیگر انجام داده‌ایم و دیگران نیز بسیار بهتر از این انجام داده‌اند؛ بنابراین اکنون می‌توان و باید به دیگر جنبه‌های این «حماسه بزرگ» پرداخت – حماسه «نه» گفتن ملت ایران به‌نظام ضد ایرانی خمینی‌گرایان.

نخستین مطلب مهم جلو‌ه‌ای است که این «سیرک انتخاباتی» از همدلی و همبستگی ملت ایران عرضه کرد. ایرانیان بدون بهره‌گیری از تشکیلات سیاسی کلاسیک موفق شدند که یک‌صدا – از سرخس تا آبادان و از ماکو تا گوادر – به این نظام «نه» بگویند. این «نه» را در همه شهرها و روستاها و استان‌ها شنیدیم. حتی در استان‌هایی که تعداد رأی‌دهندگان نزدیک به ۵۰ درصد اعلام شد، «نه» بزرگ علیه شنا‌خته‌شده‌ترین دلقکان حکومتی شنیده شد. آیت‌الله علم‌الهدی با ۱۶ درصد آراء وارد مجلس خبرگان شد. داماد او آیت‌الله رئیسی، بی‌آنکه رقیب جدی داشته باشد، کمتر از ۲۰ درصد حائزان شرایط را به‌سوی خود کشاند.

دومین مطلب مهم این است که کوشش‌های توطئه‌گران علیه ملت ایران برای دادن امتیاز این «نه» به این یا آن رهبر مقوایی بی‌نتیجه ماند. مردم ایران نشان دادند که رهبران عروسکی شناخته‌شده در خارج را نمی‌پذیرند. کوشش‌هایی که برای تنزیل این «نه» به یک «آری، اما» صورت گرفته است و می‌گیرد، کسی را نمی‌فریبد.

سومین مطلب مهم رسوایی تقریباً تمامی چهره‌های تماشاگر، یا به‌اصطلاح «اصلاح‌طلب» بود که به امید بهره‌گیری از ریز‌ه‌های خوان یغما در این «سیرک» شرکت کردند. آنان به قول آخوندها خسر الدنیا و الاخره شدند.

چهارمین مطلب احتمالاً نه مهم اما قابل‌ملاحظه، کوشش بعضی چهره‌‌های شناخته‌شده رژیم برای بازیافت بخشی از بکارت ازدست‌رفته‌شان است. علی اردشیر لاریجانی، یکی از چهره‌های اصلی رژیم در طی ۴۰ سال، اعلام کرد که این بار «فعالیت انتخاباتی» نخواهد کرد اما رأی خواهد داد؛ زیرا، به گفته او، رأی ندادن به دیکتاتوری منجر می‌شود. در این موضع‌گیری پرتناقض چند ادعای اعلام‌نشده وجود دارد. نخست اینکه نظام کنونی یک دیکتاتوری نیست. دوم اینکه هر نوع رأی دادن در هر شرایطی سد راه دیکتاتوری است، حتی اگر همان‌طور که می‌دانیم هیتلر نیز می‌تواند با رأی مردم به قدرت برسد. علی اردشیر یکی از چندین برادر لاریجانی آملی است که دهه‌های متمادی در نقش «خاندان حکمرانی» در جمهوری اسلامی بازی می‌کردند. چند سال پیش روزنامه‌های آمریکا آنان را «کندی‌های جمهوری اسلامی» می‌خواندند. در ۲۰۰۶ میلادی علی اردشیر قرار بود در رأس یک هیات ۱۰۰ نفره و با تائید قاطعانه تونی بلر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، به واشینگتن بیاید و با یک ملاقات با پرزیدنت جرج دبلیو بوش، برنامه کنار گذاشتن آخوندها و روی کار آمدن «نسل جوان و مدرن» خمینی‌گرایان را به رهبری «کندی‌های ایران» به راه اندازد.

امروز علی اردشیر حتی در نقش پامنبری رهبر هم به حساب نمی‌آید و برادرش آقا صادق آرزوی جانشینی سید علی خامنه‌ای را احتمالاً به گور خواهد برد. در این «سیرک» یکی‌دوروزه، بازیگر، حجت‌الاسلام و المسلمین حسن فریدون روحانی نیز کوشید تا در حاشیه بازی باقی بماند. او مردم را به رأی ‌دادن دعوت کرد به شرط آنکه به نامزدهای معترض رأی بدهند؛ اما نخواست یا نمی‌توانست حتی یک نامزد معترض را نام ببرد. از آنجا که در این انتخابات هیچ اعتراضی شنیده نشد می‌توان گفت که کاندیداهای معترض فقط زیر عمامه شیخ وجود داشتند.

چهره دیگری در همین مسیر دکتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری اسبق اسلامی، بود. او نیز اعلام کرد که فعالیت انتخاباتی نخواهد داشت – چیزی که تحصیل حاصل بود زیرا حتی اگر هم می‌خواست فعالیتی داشته باشد دستگاه به او اجازه نمی‌داد.

لاریجانی، روحانی و احمدی‌نژاد متوجه بودند که چون چیزی برای عرضه ندارند بهتر است لعبت‌بار چرخی بزنند و به صندوق لعبت‌باز برگردند؛ اما حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی اردکانی، رئیس‌جمهوری اسبق اسلامی، خود را برتر از آنان پنداشت و کوشید در نقش محلی از اعراب آخرین شانس خود را بیازماید.

@AmirTaheri4
👍735💯3