ایران: شهابهای ثاقب در شب تاریک
هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم. جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد، بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد
امیر طاهری
جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ آوریل ۲۰۲۴ ۱۶:۱۵
میگویند پیروزی هزار پدر دارد اما شکست یتیم است. امروز اما میبینیم که در جمهوری اسلامی شکست را در لباس پیروزی به صحنه میآورند و هزاران پدر برای او ردیف میکنند. هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم. جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد، بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد.
این «شکست پیروزمندانه» که زیر فشار افکار عمومی هم در میان مخالفان رژیم و هم در عرصه هواداران و مزدوران آن به معنای پایان «صبر راهبردی» نیز بود.
اما پدران ادعایی این «شکست پیروزمندانه» کیانند؟ به گفته آیتالله دژکام، پدر اصلی این «فتح المبین» کسی جز رهبر عالیقدر آیتالله علی خامنهای نیست که بهعنوان «نادرشاه» دوم ترسیم میشود. آیتالله دژکام میگوید: حمله ما به اسرائیل بزرگترین پیروزی نظامی ایران پس از فتح هند به وسیله نادرشاه بود.
یک روزنامهنگار هوادار رژیم، آقای ماشاالله شمسالواعظین، نیز «رهبر» را پدر این «پیروزی» میداند و ماشااللهگویان تحسین میکند. اما خبرگزاری دولتی، ایرنا، این «پیروزی» را یکی از دستاوردهای دولت سیزدهم به ریاست آیتالله دکتر سیدابراهیم رئیسی معرفی میکند. خود رئیسجمهوری نیز با تکرار «ما چه کردیم» و «ما چه خواهیم کرد»، این ادعای ابویت را تکرار میکند.
در همان حال صف کسانی که میکوشند عقب نیفتند و امیدوارند که از این نمد کلاهی نصیبشان شود، روزبهروز درازتر میشود. دهها «سردار» سپاه پاسداران از جمله بسیاری که تصور میشد در عالمی دیگر گرفتار حوریان موعود هستند، ناگهان ظاهر شدهاند تا طبل «انا شریک» بزنند. سرتیپ قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و ۲۸۹ عضو دیگر آن نیز در صف قرار گرفتهاند.
البته سرتیپ حاجیزاده، فرمانده بخش موشکساز سپاه پاسداران و سرلشکر حسین سلامی، فرمانده سپاه، با قاطعیت بیشتری خود را جزو پدران «پیروزی» عرضه کردهاند (حاجیزاده امیدوار است که یک ستاره به ستاره تنهایی که بر دوش دارد، افزوده شود).
اما آنچه اهمیت دارد کوشش بعضی «پژوهشگران» و «ایرانشناسان» از جمله مشاوران ایرانیالاصل دولتهای غربی، بهویژه آمریکا، برای استفاده از نمایش موشکپرانی اخیر یا در واقع سوءاستفاده از آن به منظور عرضه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان بهترین گزینه برای عبور از جمهوری ولایت مطلقه فقیه به یک جمهوری قانونمدار و البته گوش به فرمان آمریکا است.
این ادعا، که سالها پیش از سوی بعضی شیفتگان سردار قاسم سلیمانی نیز مطرح شده بود، برای این تصور متکی است که ایران نیازمند یک دوره تجربه با یک مستبد صالح است که سرانجام راه را برای رسیدن به دمکراسی، این ناکجا آباد موعود، هموار خواهد کرد.
این ادعا در یک سلسله از گفتارها و نوشتارها در فضای مجازی منعکس است و رد آن را در چند «تحلیل» برای سازمانهای وابسته به جورج سوروس، پدرخوانده پیشین جناح اصلاحطلب نیز میتوان پیدا کرد. مدعیان همواره خود را جوینده و یابنده راه کوتاه برای خروج ایران از بنبست کنونی معرفی میکنند.
با بررسی بخشی از گفتهها و نوشتهها و همچنین گوش دادن به تحلیلها، ادعاهای موردبحث را میتوان چنین خلاصه کرد: ملت ایران چیزی از دموکراسی نمیداند و در ۴۵ سال گذشته با مهار اسلام از خطهای قرمز خارج نشده است. اما امروز اسلام در ایران نهتنها مهارکننده نیست بلکه عامل اصلی گسستگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه موجد خطر رد شدن از خطهای قرمز است. تنها نیرویی که میتواند ایران سرگشته و لگامگسیخته را مهار کند و از خطر جنگ داخلی یا افروختن آتش جنگ منطقهای مصون دارد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این سپاه است که باید مانند ارتشهای عرب یا آمریکای لاتین یا حتی کره جنوبی و پاکستان با یک کودتا قدرت را به دست گیرد، جامعه را از آشفتگی نجات دهد و رژیمی را که به صورت یک بمب ساعتی درآمده است، از انفجار برهاند.
اما این سناریو چند شرط دارد. نخست، کودتاگران همهجا نیازمند همکاری بخشی از روشنفکران و تکنوکراتها بودهاند. در سوریه روشنفکران بعثی یا کمونیست در تمامی کودتاها نقش داشتند. در مصر نیز نخست اخوانالمسلمین در مخالفت با نظام پادشاهی و سپس کمونیستها و سوسیالیستهای عرب به کودتاچیان کمک کردند. در پاکستان جمعیت علمای اسلام حزب مردم و مسلم لیگ در هر پنج کودتایی که در نیم قرن زندگی آن کشور رخ داد، نقش داشتند. در کره جنوبی، روشنفکران سوسیال دموکرات کادر فنی، اداری و اقتصادی ژنرال پارک چونگ هی را تشکیل دادند.
@AmirTaheri4
هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم. جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد، بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد
امیر طاهری
جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ آوریل ۲۰۲۴ ۱۶:۱۵
میگویند پیروزی هزار پدر دارد اما شکست یتیم است. امروز اما میبینیم که در جمهوری اسلامی شکست را در لباس پیروزی به صحنه میآورند و هزاران پدر برای او ردیف میکنند. هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم. جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد، بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد.
این «شکست پیروزمندانه» که زیر فشار افکار عمومی هم در میان مخالفان رژیم و هم در عرصه هواداران و مزدوران آن به معنای پایان «صبر راهبردی» نیز بود.
اما پدران ادعایی این «شکست پیروزمندانه» کیانند؟ به گفته آیتالله دژکام، پدر اصلی این «فتح المبین» کسی جز رهبر عالیقدر آیتالله علی خامنهای نیست که بهعنوان «نادرشاه» دوم ترسیم میشود. آیتالله دژکام میگوید: حمله ما به اسرائیل بزرگترین پیروزی نظامی ایران پس از فتح هند به وسیله نادرشاه بود.
یک روزنامهنگار هوادار رژیم، آقای ماشاالله شمسالواعظین، نیز «رهبر» را پدر این «پیروزی» میداند و ماشااللهگویان تحسین میکند. اما خبرگزاری دولتی، ایرنا، این «پیروزی» را یکی از دستاوردهای دولت سیزدهم به ریاست آیتالله دکتر سیدابراهیم رئیسی معرفی میکند. خود رئیسجمهوری نیز با تکرار «ما چه کردیم» و «ما چه خواهیم کرد»، این ادعای ابویت را تکرار میکند.
در همان حال صف کسانی که میکوشند عقب نیفتند و امیدوارند که از این نمد کلاهی نصیبشان شود، روزبهروز درازتر میشود. دهها «سردار» سپاه پاسداران از جمله بسیاری که تصور میشد در عالمی دیگر گرفتار حوریان موعود هستند، ناگهان ظاهر شدهاند تا طبل «انا شریک» بزنند. سرتیپ قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و ۲۸۹ عضو دیگر آن نیز در صف قرار گرفتهاند.
البته سرتیپ حاجیزاده، فرمانده بخش موشکساز سپاه پاسداران و سرلشکر حسین سلامی، فرمانده سپاه، با قاطعیت بیشتری خود را جزو پدران «پیروزی» عرضه کردهاند (حاجیزاده امیدوار است که یک ستاره به ستاره تنهایی که بر دوش دارد، افزوده شود).
اما آنچه اهمیت دارد کوشش بعضی «پژوهشگران» و «ایرانشناسان» از جمله مشاوران ایرانیالاصل دولتهای غربی، بهویژه آمریکا، برای استفاده از نمایش موشکپرانی اخیر یا در واقع سوءاستفاده از آن به منظور عرضه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان بهترین گزینه برای عبور از جمهوری ولایت مطلقه فقیه به یک جمهوری قانونمدار و البته گوش به فرمان آمریکا است.
این ادعا، که سالها پیش از سوی بعضی شیفتگان سردار قاسم سلیمانی نیز مطرح شده بود، برای این تصور متکی است که ایران نیازمند یک دوره تجربه با یک مستبد صالح است که سرانجام راه را برای رسیدن به دمکراسی، این ناکجا آباد موعود، هموار خواهد کرد.
این ادعا در یک سلسله از گفتارها و نوشتارها در فضای مجازی منعکس است و رد آن را در چند «تحلیل» برای سازمانهای وابسته به جورج سوروس، پدرخوانده پیشین جناح اصلاحطلب نیز میتوان پیدا کرد. مدعیان همواره خود را جوینده و یابنده راه کوتاه برای خروج ایران از بنبست کنونی معرفی میکنند.
با بررسی بخشی از گفتهها و نوشتهها و همچنین گوش دادن به تحلیلها، ادعاهای موردبحث را میتوان چنین خلاصه کرد: ملت ایران چیزی از دموکراسی نمیداند و در ۴۵ سال گذشته با مهار اسلام از خطهای قرمز خارج نشده است. اما امروز اسلام در ایران نهتنها مهارکننده نیست بلکه عامل اصلی گسستگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه موجد خطر رد شدن از خطهای قرمز است. تنها نیرویی که میتواند ایران سرگشته و لگامگسیخته را مهار کند و از خطر جنگ داخلی یا افروختن آتش جنگ منطقهای مصون دارد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این سپاه است که باید مانند ارتشهای عرب یا آمریکای لاتین یا حتی کره جنوبی و پاکستان با یک کودتا قدرت را به دست گیرد، جامعه را از آشفتگی نجات دهد و رژیمی را که به صورت یک بمب ساعتی درآمده است، از انفجار برهاند.
اما این سناریو چند شرط دارد. نخست، کودتاگران همهجا نیازمند همکاری بخشی از روشنفکران و تکنوکراتها بودهاند. در سوریه روشنفکران بعثی یا کمونیست در تمامی کودتاها نقش داشتند. در مصر نیز نخست اخوانالمسلمین در مخالفت با نظام پادشاهی و سپس کمونیستها و سوسیالیستهای عرب به کودتاچیان کمک کردند. در پاکستان جمعیت علمای اسلام حزب مردم و مسلم لیگ در هر پنج کودتایی که در نیم قرن زندگی آن کشور رخ داد، نقش داشتند. در کره جنوبی، روشنفکران سوسیال دموکرات کادر فنی، اداری و اقتصادی ژنرال پارک چونگ هی را تشکیل دادند.
@AmirTaheri4
👍92❤5💯2🥰1👌1
در نتیجه، در ایران نیز روشنفکران چپگرا و مدرنیست که هدف نهاییشان ایجاد یک نظام دمکراتیک، سکولار و متکی بر خلقها است، میبایستی آماده باشند تا در کنار منجی موعود که میبایستی از میان سرداران ظهور کند، قرار گیرند.
در این چارچوب، نشستهای گوناگون برگزار شده و باز هم برگزار خواهد شد تا با نوشتن منشورهای قابلعرضه به ایرانیان و «افکار عمومی بینالمللی» بخشی از سناریو را بنویسند.
اما این سناریو که ظاهرا بعضی «مشاوران» پرزیدنت جو بایدن را نیز فریفته است، دستور طبخی است که تنها در آشپزخانه شیطان ممکن است جدی گرفته شود.
درست است که در جریان جنگ سایهای با اسرائیل، جمهوری اسلامی نقشی را که واشینگتن برایش نوشته بود، صمیمانه بازی کرد اما این ناشی از قدرت «تحویل دادن وعدهها» از سوی سپاه نبود. این آیتالله خامنهای بود که مانند همیشه آماده بود که در ساعت یازدهم جاخالی بدهد. در واقع اگر چیزی به اسم سپاه پاسداران وجود داشته باشد، که به گمان من وجود ندارد زیرا «سپاه» یک برند یا مارک است برای یک سلسله یگانهای سیاسی، امنیتی، نظامی، صنعتی، تبلیغاتی، جاسوسی، تروریسم اقتصادی و دزدی، رشوهخواری، باجگیری و اختلاس، آنچه قطعات را به هم وصل میکند، همان «ولایت فقیه» است که اگر بخواهیم از اصطلاحات مخصوص مافیا استفاده کنیم، نقش «پدرخوانده پدرها» یا «کلاه همه کلاهها» را بازی میکند. بازوی این «کلاه همه کلاهها» چیزی به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» بهعنوان یک تمامیت مشخص باقی نخواهد ماند. تجربه عراق این واقعیت را، البته در مقیاسی کوچکتر، نشان داد: سپاه پاسداران رئیسجمهوری در ۴۸ ساعت پس از سقوط «رهبر» یا «زعیم» مانند خرگوش ساحران در کلاه ناپدید شد.
در ایران آنچه «سپاه» خوانده میشود، برخلاف ارتشهای کودتاگر در دیگر کشورها، هرگز یک فرمانده کرشمهدار (صاحب کاریزما) نداشته و امروز هم ندارد و هرگز هم نخواهد داشت. از این گذشته، بخشهای نظامی سپاه هرگز زیر چتر یک فرمانده مشخص نبودهاند، زیرا همهچیز میبایستی در «بیت رهبری» هماهنگ شود.
در یکی دو دهه گذشته چهار سرتیپ سپاه برای رسیدن به ریاستجمهوری وارد میدان شدهاند. دو تن از آنان حتی نتوانستند کسب صلاحیت کنند. دو تن دیگر از نظر تعداد آرا فقط چند درجه بالای صفر یخبندان قرار گرفتند. یک پرسش: به قیافه سرلشکر سلامی میخورد که منجی ایران بشود؟
بررسی رکورد ۱۲ سرلشکر بازنشسته یا هنوز شاغل در جمهوری اسلامی چیزی جز گالریایی از سیماهای خاکستری ترسیم نمیکند. با یک یا دو استثناء، آنان حتی در شغل خود یعنی در زمینه نظامی نیز درخششی نداشتند و اگر میداشتند سر کار نمیبودند.
سرلشکر باقری، رئیس ستاد، البته یک نظامی حرفهای است و در آغاز کار با چند سخنرانی و ارائه طرحی برای بازسازی نیروهای نظامی نشان داد که مغزش هنوز کار میکندــ در جهت درست یا نادرست مهم نیست. اما او نیز در طی سالها به سطح یک بوروکرات خاکستری با یونیفرم نظامی تنزل کرده است.
ایران نیازمند کودتا، حکومت نظامی و مستبد صالح نیست. کودتای نظامی که در تمامی کشورهای نوبنیاد، غالبا فراآمده از فروپاشی امپراتوریها، رایجترین وسیله تغییر سیاسی بوده است، در تاریخ دولتــملت دیرین ایران جایی نداشته و ندارد. (دولت نظامی ارتشبد ازهاری که چند هفته با لباس سیویل بهاصطلاح سر کار بود، یک حرکت کودتایی تلقی نمیشود)
بسیار کسانی که اکنون بر طبل کودتا میکوبند، از باقیماندگان ۵۷ هستند که هنوز حاضر نیستند کینهای را که نسبت به شاه داشتند، فراموش کنند. به همین سبب آنچه برای آنان اهمیت دارد، حذف گزینه پادشاهی مشروطه برای دوران گذار از جمهوری اسلامی است. آنان با این راهحل آزموده ایرانی، این لباسی که نیاکان ما به قد و قواره ملتمان دوختند، مخالفند و حاضرند هر انشاء کودکانهای را به عنوان «منشور انقلاب دوم» بپذیرند اما قانون اساسی مشروطه را تحقیر کنند.
از دید این رزمندگان جنگ دیروز هنوز، یعنی امروز، هدف چیزی جز مبارزه با فرهنگ خسروانی و نظام پادشاهی مشروطه نیست. آنان همه گزینهها را میپذیرند - همه به جز پادشاهی مشروطه.
جالب اینجاست که تنها در چارچوب پادشاهی مشروطه است که آنان ممکن است جایی داشته باشند تا ایدئولوژی خود را تبلیغ کنند و سهمی از قدرت بجویندــ همانطور که در مراحل گوناگون پیش از جریان ۵۷ تجربه کردند. «ولایت مطلق فقیه» برعکس، سال به سال بستهتر و انحصارگرتر شده است. نظامهای کودتایی نیز از سرهنگ آربنز در گواتمالا گرفته، یعنی از چپگرایان، تا ژنرال پینوشه، قهرمان راستگرایان در شیلی، نیز جز سیاه و سفید هیچ رنگی را نمیپذیرفتند. در سوریه نخستین اقدام سرلشکر حسنی الزعیم کودتاچی سرکوب روشنفکران چپگرا و بعثی بود که با کمکشان به قدرت رسیده بود.
@AmirTaheri4
در این چارچوب، نشستهای گوناگون برگزار شده و باز هم برگزار خواهد شد تا با نوشتن منشورهای قابلعرضه به ایرانیان و «افکار عمومی بینالمللی» بخشی از سناریو را بنویسند.
اما این سناریو که ظاهرا بعضی «مشاوران» پرزیدنت جو بایدن را نیز فریفته است، دستور طبخی است که تنها در آشپزخانه شیطان ممکن است جدی گرفته شود.
درست است که در جریان جنگ سایهای با اسرائیل، جمهوری اسلامی نقشی را که واشینگتن برایش نوشته بود، صمیمانه بازی کرد اما این ناشی از قدرت «تحویل دادن وعدهها» از سوی سپاه نبود. این آیتالله خامنهای بود که مانند همیشه آماده بود که در ساعت یازدهم جاخالی بدهد. در واقع اگر چیزی به اسم سپاه پاسداران وجود داشته باشد، که به گمان من وجود ندارد زیرا «سپاه» یک برند یا مارک است برای یک سلسله یگانهای سیاسی، امنیتی، نظامی، صنعتی، تبلیغاتی، جاسوسی، تروریسم اقتصادی و دزدی، رشوهخواری، باجگیری و اختلاس، آنچه قطعات را به هم وصل میکند، همان «ولایت فقیه» است که اگر بخواهیم از اصطلاحات مخصوص مافیا استفاده کنیم، نقش «پدرخوانده پدرها» یا «کلاه همه کلاهها» را بازی میکند. بازوی این «کلاه همه کلاهها» چیزی به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» بهعنوان یک تمامیت مشخص باقی نخواهد ماند. تجربه عراق این واقعیت را، البته در مقیاسی کوچکتر، نشان داد: سپاه پاسداران رئیسجمهوری در ۴۸ ساعت پس از سقوط «رهبر» یا «زعیم» مانند خرگوش ساحران در کلاه ناپدید شد.
در ایران آنچه «سپاه» خوانده میشود، برخلاف ارتشهای کودتاگر در دیگر کشورها، هرگز یک فرمانده کرشمهدار (صاحب کاریزما) نداشته و امروز هم ندارد و هرگز هم نخواهد داشت. از این گذشته، بخشهای نظامی سپاه هرگز زیر چتر یک فرمانده مشخص نبودهاند، زیرا همهچیز میبایستی در «بیت رهبری» هماهنگ شود.
در یکی دو دهه گذشته چهار سرتیپ سپاه برای رسیدن به ریاستجمهوری وارد میدان شدهاند. دو تن از آنان حتی نتوانستند کسب صلاحیت کنند. دو تن دیگر از نظر تعداد آرا فقط چند درجه بالای صفر یخبندان قرار گرفتند. یک پرسش: به قیافه سرلشکر سلامی میخورد که منجی ایران بشود؟
بررسی رکورد ۱۲ سرلشکر بازنشسته یا هنوز شاغل در جمهوری اسلامی چیزی جز گالریایی از سیماهای خاکستری ترسیم نمیکند. با یک یا دو استثناء، آنان حتی در شغل خود یعنی در زمینه نظامی نیز درخششی نداشتند و اگر میداشتند سر کار نمیبودند.
سرلشکر باقری، رئیس ستاد، البته یک نظامی حرفهای است و در آغاز کار با چند سخنرانی و ارائه طرحی برای بازسازی نیروهای نظامی نشان داد که مغزش هنوز کار میکندــ در جهت درست یا نادرست مهم نیست. اما او نیز در طی سالها به سطح یک بوروکرات خاکستری با یونیفرم نظامی تنزل کرده است.
ایران نیازمند کودتا، حکومت نظامی و مستبد صالح نیست. کودتای نظامی که در تمامی کشورهای نوبنیاد، غالبا فراآمده از فروپاشی امپراتوریها، رایجترین وسیله تغییر سیاسی بوده است، در تاریخ دولتــملت دیرین ایران جایی نداشته و ندارد. (دولت نظامی ارتشبد ازهاری که چند هفته با لباس سیویل بهاصطلاح سر کار بود، یک حرکت کودتایی تلقی نمیشود)
بسیار کسانی که اکنون بر طبل کودتا میکوبند، از باقیماندگان ۵۷ هستند که هنوز حاضر نیستند کینهای را که نسبت به شاه داشتند، فراموش کنند. به همین سبب آنچه برای آنان اهمیت دارد، حذف گزینه پادشاهی مشروطه برای دوران گذار از جمهوری اسلامی است. آنان با این راهحل آزموده ایرانی، این لباسی که نیاکان ما به قد و قواره ملتمان دوختند، مخالفند و حاضرند هر انشاء کودکانهای را به عنوان «منشور انقلاب دوم» بپذیرند اما قانون اساسی مشروطه را تحقیر کنند.
از دید این رزمندگان جنگ دیروز هنوز، یعنی امروز، هدف چیزی جز مبارزه با فرهنگ خسروانی و نظام پادشاهی مشروطه نیست. آنان همه گزینهها را میپذیرند - همه به جز پادشاهی مشروطه.
جالب اینجاست که تنها در چارچوب پادشاهی مشروطه است که آنان ممکن است جایی داشته باشند تا ایدئولوژی خود را تبلیغ کنند و سهمی از قدرت بجویندــ همانطور که در مراحل گوناگون پیش از جریان ۵۷ تجربه کردند. «ولایت مطلق فقیه» برعکس، سال به سال بستهتر و انحصارگرتر شده است. نظامهای کودتایی نیز از سرهنگ آربنز در گواتمالا گرفته، یعنی از چپگرایان، تا ژنرال پینوشه، قهرمان راستگرایان در شیلی، نیز جز سیاه و سفید هیچ رنگی را نمیپذیرفتند. در سوریه نخستین اقدام سرلشکر حسنی الزعیم کودتاچی سرکوب روشنفکران چپگرا و بعثی بود که با کمکشان به قدرت رسیده بود.
@AmirTaheri4
👍92❤3😁1🙏1💯1
حافظ الاسد، کودتاچی سوریه بعدی، بر دوش کمونیستها و ملیگرایان عرب به قدرت رسید اما بعدا بر اجساد آنان رقصید. جمال عبدالناصر و ژنرال النجیب با ریشجنبانی اخوانالمسلمین به قدرت رسیدند اما سپس با انحصار قدرت در دست ناصر، فصل اعدام اخوانیها فرا رسید.
ایران ما، میهنی که همه مدعی مهرورزی به او هستیم، از فرزندان خود میخواهد که با عقل و درایت، بدون حب و بغض نابجا، به دور از خودخواهی، کینهتوزی و از همه مهمتر توسل به قدرتهای بیگانه، راههایی را که به نظرشان برای خروج از این مازق تاریخی وجود دارد، معرفی کنند. اما در جهان سیاست نظرات باید قابل نفی یا اثبات باشندــ نفی یا اثباتی که یا راجع به تاریخ است یا متمرکز به اینجا و اکنون. بدینسان شعارهای آلامد مانند «حقوق بشر»، «پلورالیسم» و غیره که نه از نظر مصداقی و نه از دید موردی قابل نفی یا اثبات نیستند، نتیجهای جز منحرف کردن نیروهای ملی نخواهند داشت.
سرانجام یک پرسش: چرا ما باید آنچه را میشناسیم حذف کنیم و مردممان را با عرضه شهابهای ثاقب در این شب تاریک تاریخ به گمراهی بکشانیم؟
@AmirTaheri4
ایران ما، میهنی که همه مدعی مهرورزی به او هستیم، از فرزندان خود میخواهد که با عقل و درایت، بدون حب و بغض نابجا، به دور از خودخواهی، کینهتوزی و از همه مهمتر توسل به قدرتهای بیگانه، راههایی را که به نظرشان برای خروج از این مازق تاریخی وجود دارد، معرفی کنند. اما در جهان سیاست نظرات باید قابل نفی یا اثبات باشندــ نفی یا اثباتی که یا راجع به تاریخ است یا متمرکز به اینجا و اکنون. بدینسان شعارهای آلامد مانند «حقوق بشر»، «پلورالیسم» و غیره که نه از نظر مصداقی و نه از دید موردی قابل نفی یا اثبات نیستند، نتیجهای جز منحرف کردن نیروهای ملی نخواهند داشت.
سرانجام یک پرسش: چرا ما باید آنچه را میشناسیم حذف کنیم و مردممان را با عرضه شهابهای ثاقب در این شب تاریک تاریخ به گمراهی بکشانیم؟
@AmirTaheri4
👍135❤9👏8👌2💯2🤩1😐1😭1
«رهبر» خامنهای در پیامی به همایشی درباره سعدی، سعی میکند شاعر بزرگ پارسیگو را به عنوان یک خمینیگرای «الهام گرفته از قرآن و پیام انقلاب» معرفی کند. اما سعدی میگوید:
«طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست»
@AmirTaheri4
«طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست»
@AmirTaheri4
❤126👌34👍14😁5💯5
کنعانی، سخنگوی اسلام، مدعیه وتوی آمریکا در پیشنویس به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان کشور عضو سازمان ملل، جنایتکارانست.
آیا کنعانی می تونه بگه کشور فلسطین اصلا کجاست و بعد اونو به رسمیت بشناسه؟
چرا خامنه ای نمایندگی تشکیلات خودگردان فلسطین در تهرانو به حماس و جهاد اسلامی داد؟
@AmirTaheri4
آیا کنعانی می تونه بگه کشور فلسطین اصلا کجاست و بعد اونو به رسمیت بشناسه؟
چرا خامنه ای نمایندگی تشکیلات خودگردان فلسطین در تهرانو به حماس و جهاد اسلامی داد؟
@AmirTaheri4
👍105❤3👌3💯2
آیا موش زبان آنها را خورده؟
در حالی که حمله ساختگی به اسرائیل به خاطرهها محو میشود، خامنهای و فرمانده موشکی او، سردار حاجیزاده درباره آن سکوت میکند.
انسان تعجب میکند که چرا تبلیغات رژیم آن را، بزرگترین پیروزی اسلام بر کفار در حداقل قرن ۱۸ گذشته، توصیف میکند.
@AmirTaheri4
در حالی که حمله ساختگی به اسرائیل به خاطرهها محو میشود، خامنهای و فرمانده موشکی او، سردار حاجیزاده درباره آن سکوت میکند.
انسان تعجب میکند که چرا تبلیغات رژیم آن را، بزرگترین پیروزی اسلام بر کفار در حداقل قرن ۱۸ گذشته، توصیف میکند.
@AmirTaheri4
👍113😁6❤4🎉2💯2
آیا ارواح برگشتهاند؟
دولت بغداد میگوید نمیتوان گفت چه کسی پشت «انفجار» اخیر در مقر حشدالشعبی شبهنظامیان خامنهای در عراق، بوده است
ارواح چطور؟
«ارواح» اصطلاحی بود که برای آدمکشهای #سیا در هندوچین استفاده میشد که برای از بین بردن گروههای مزاحم مسلح چین و شوروی فرستاده میشدند
@AmirTaheri4
دولت بغداد میگوید نمیتوان گفت چه کسی پشت «انفجار» اخیر در مقر حشدالشعبی شبهنظامیان خامنهای در عراق، بوده است
ارواح چطور؟
«ارواح» اصطلاحی بود که برای آدمکشهای #سیا در هندوچین استفاده میشد که برای از بین بردن گروههای مزاحم مسلح چین و شوروی فرستاده میشدند
@AmirTaheri4
👍119❤4🔥4
سخنگوی اسلامی میگوید تهران برای تشکیل کشور فلسطین مبارزه میکند.
سپس به آمریکا به دلیل وتوی به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور حمله میکند.
(خب، اگر کشور فلسطین وجود دارد، لازم نیست برای ایجاد آن بجنگید.
اگر وجود ندارد، چگونه یک کشور ناموجود را به رسمیت بشناسیم؟)
@AmirTaheri4
سپس به آمریکا به دلیل وتوی به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور حمله میکند.
(خب، اگر کشور فلسطین وجود دارد، لازم نیست برای ایجاد آن بجنگید.
اگر وجود ندارد، چگونه یک کشور ناموجود را به رسمیت بشناسیم؟)
@AmirTaheri4
👌111😁18👍5💯5❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من به نسل جوان و جدید ایران افتخار می کنم.
تفاوت نسل جوان ایران با نسل جوان امریکا و اروپای غربی سال های ۱۹۶۰ در اینستکه نسل جوان ایرانی به گذشته خود نیز توجه دارد. میلیون نفری که در نوروز رفتند به سعدی، حافظیه، پاسارگاد و تخت جمشید و … می خواهند گذشته خود را نیز پیدا کنند و آینده شان را بر اساس گذشته بسازند. دنبال ارتجاع نیستند اما می خواهند بگویند ما یک فرهنگی داریم یک ملیتی داریم یک خاطره تاریخی داریم که نظام کنونی می خواهد این رو از ما بدزدد و می خواهد ما رو از آن محروم کند. ولی ما می خواهیم بر اساس این گذشته، یک ایران جدید بسازیم؛ یک ایران که ایرانیت خود را پیدا کرده است.
@AmirTaheri4
تفاوت نسل جوان ایران با نسل جوان امریکا و اروپای غربی سال های ۱۹۶۰ در اینستکه نسل جوان ایرانی به گذشته خود نیز توجه دارد. میلیون نفری که در نوروز رفتند به سعدی، حافظیه، پاسارگاد و تخت جمشید و … می خواهند گذشته خود را نیز پیدا کنند و آینده شان را بر اساس گذشته بسازند. دنبال ارتجاع نیستند اما می خواهند بگویند ما یک فرهنگی داریم یک ملیتی داریم یک خاطره تاریخی داریم که نظام کنونی می خواهد این رو از ما بدزدد و می خواهد ما رو از آن محروم کند. ولی ما می خواهیم بر اساس این گذشته، یک ایران جدید بسازیم؛ یک ایران که ایرانیت خود را پیدا کرده است.
@AmirTaheri4
❤205👍34🎉4🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«جوانان ایران ارتباط ویژهای با من برقرار میکنند چرا که پیام و نگاهم را درک میکنند و میفهمند که من متعلق به زمان خودم هستم با ایدههایی کاملا جدید و امروزی. علاوه بر آن، نام پهلوی و میراثی که از پدر و پدربزرگم به دوش میکشم نیز در جامعه ایران بازتاب مثبتی دارد.»
نسخه کامل گفتگویم با @JTLonsdale در پادکست @AmOptimistShow
https://youtu.be/MmoEeCx30Fc
Reza Pahlavi
@AmirTaheri4
نسخه کامل گفتگویم با @JTLonsdale در پادکست @AmOptimistShow
https://youtu.be/MmoEeCx30Fc
Reza Pahlavi
@AmirTaheri4
❤215👌12👍6💯3🎉2😐2
آیتالله زکزاکی واعظ شیعه نیجریه: «وقتی دیدم موشکهای امام خامنهای رژیم صهیونیستی (اسرائیل) را هدف قرار می دهد اشک شوق تمام شب از چشمانم سرازیر شد.»
(اشک شوق به دلیل نرسیدن موشکها به هدف یا اینکه برای اینکه پول نهضت شما توسط امامتان در تهران تامین میشود؟)
@AmirTaheri4
(اشک شوق به دلیل نرسیدن موشکها به هدف یا اینکه برای اینکه پول نهضت شما توسط امامتان در تهران تامین میشود؟)
@AmirTaheri4
👍125😁43🔥3🤬3
خبرگزاری رسمی اسلامی ایرنا به نقل از «یک منبع آگاه» میگوید که هیچ مذاکره مستقیمی بین تهران و واشنگتن وجود ندارد، اما مذاکرات غیرمستقیم بر اساس پارامترهای تعیین شده ادامه دارد.
(به عبارت دیگر ما از طریق عمان به آمریکا پیام میفرستیم و آمریکا از طریق همان کانال جواب میدهد.)
@AmirTaheri4
(به عبارت دیگر ما از طریق عمان به آمریکا پیام میفرستیم و آمریکا از طریق همان کانال جواب میدهد.)
@AmirTaheri4
😁120👍10🔥2❤1
خامنهای از نظامیان خود برای «نمایش قدرت ج.ا» تشکر میکند
او استدلال میکند اینکه موشکهایی که تهران به اسرائیل شلیک کرده به هدف برخورد کرده یا نه، یک موضوع جانبی است
پیام او این است:ما باید نشان میدادیم که داریم کاری میکنیم و آن را بدون آسیب زدن به کسی انجام دادیم. لطفا تلافی نکید!
@AmirTaheri4
او استدلال میکند اینکه موشکهایی که تهران به اسرائیل شلیک کرده به هدف برخورد کرده یا نه، یک موضوع جانبی است
پیام او این است:ما باید نشان میدادیم که داریم کاری میکنیم و آن را بدون آسیب زدن به کسی انجام دادیم. لطفا تلافی نکید!
@AmirTaheri4
😁147👍18🔥2❤1
#شاهزاده_رضا_پهلوی در مصاحبهای با تلگراف، گفت: «غرب برای مقابله با تهران به یک رهبری دوجانبه مانند ریگان-تاچر نیاز دارد زیرا سیاست فعلی مماشات شکست خورده است.»
او تاکید کرد که رهبران غربی، چه در اروپا و چه در آمریکا، «موضع ضعیفی» را برای مقابله با جمهوری اسلامی در پیش گرفتهاند. به گفته او، رابطه اروپا با جمهوری اسلامی، نیاز به تعریف دوباره دارد و گام اول در این راستا نیز، بهرسمیت شناختن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یک سازمان تروریستی است.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از این گفتگو، دلیل ریشهای نفوذ جمهوری اسلامی در خاورمیانه بهویژه موضع مقابل اسرائیل را «سیاست مماشات غرب» دانست و گفت: «این راهکار غرب، همواره مبتنی بر انتظار تغییر رفتار از سوی رژیم بوده که به نتیجه نرسیده است. آنچه امروز مورد نیاز است، احیای رهبری قدرتمند به سبک آنچه رونالد ریگان و مارگارت تاچر در زمان جنگ سرد انجام دادند است.»
independentpersian
@AmirTaheri4
او تاکید کرد که رهبران غربی، چه در اروپا و چه در آمریکا، «موضع ضعیفی» را برای مقابله با جمهوری اسلامی در پیش گرفتهاند. به گفته او، رابطه اروپا با جمهوری اسلامی، نیاز به تعریف دوباره دارد و گام اول در این راستا نیز، بهرسمیت شناختن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یک سازمان تروریستی است.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از این گفتگو، دلیل ریشهای نفوذ جمهوری اسلامی در خاورمیانه بهویژه موضع مقابل اسرائیل را «سیاست مماشات غرب» دانست و گفت: «این راهکار غرب، همواره مبتنی بر انتظار تغییر رفتار از سوی رژیم بوده که به نتیجه نرسیده است. آنچه امروز مورد نیاز است، احیای رهبری قدرتمند به سبک آنچه رونالد ریگان و مارگارت تاچر در زمان جنگ سرد انجام دادند است.»
independentpersian
@AmirTaheri4
👍240❤28💯11👌4🫡4👎2🎉2🔥1
مشروطیت و ترفندهای تازه مشروعهخواهان
مردم ایران پادشاهی مشروطه را میشناسند، نقاط قدرت و ضعف آنان را میدانند، و از آنجا که ۷۳ سال با آن زندگی کردهاند، خود را در برابر یک چشمانداز مرموز نمیبینند
امیر طاهری
جمعه ۱ دی ۱۴۰۲ برابر با ۲۲ دِسامبر ۲۰۲۳ ۱۸:۰۰
«اکثریت ایرانیان جمهوری میخواهند، اما اصرار گروهی کوچک از پهلویگرایان برای قرار دادن مشروطه بهجای مشروعه مانع ائتلافسازی برای دوران گذار است.»
آنچه ذکر شد هسته مرکزی تحلیلی است که یک شبکه خبری اسرائیلی منتشر کرده است. تحلیلگر شبکه میافزاید: «عدم آمادگی مشروطهخواهان برای ادامه همکاری با اردوگاه اپوزیسیون دموکراتیک مانع پیدایش اپوزیسیون متحد و نیرومند برای به چالش کشیدن جمهوری اسلامی است.»
او سپس ادعا میکند که جمهوریخواهان ایرانی رهبران خود را شناختهاند و در این زمینه نام سه بانو و یک آقا از اعضای منشور جرج تاون را ذکر میکند و میافزاید: «شواهدی هست که همه آنان درعینحال خواستار یک نظام فدرال هستند.»
نظرات مذکور را میتوان مشتی از خرواری از تناقضات، ادعاهای بیپایه و کینهورزیها علیه هواداران پادشاهی مشروطه دانست.
اگر اکثریت ایرانیان جمهوریخواهاند، چگونه ممکن است که یک «اقلیت کوچک» سد راه پیروزی آنان بشود؟ از این گذشته مگر نظام کنونی در تهران یک جمهوری نیست؟ اگر فکر میکنید که جمهوری نیست، چرا بهجای حمله به «گروهی کوچک» از مشروطهخواهان نمیگویید که تعریف و الگوی شما از جمهوری چیست و چرا جمهوری موردنظرتان گزینهای است بهتر برای ایران. در جهان امروز انواع و اقسام نظامها خود را جمهوری میخوانند – از کره شمالی گرفته تا اسرائیل.
این در حالی است که پادشاهی مشروطه یک الگوی صددرصد ایرانی است- یعنی قبایی است دوخته به تن ملت ایران نه یک جامه عاریتی.
دوستان اسرائیلی ما همچنین باید بگویند چرا سه بانو و یک آقایی که بهعنوان رهبران جمهوریخواهان ایران یاد شدهاند هرگز نگفتهاند که جمهوریخواهاند یا نظام فدرال را توصیه میکنند. آنان ممکن است مخالف پادشاهی مشروطه و هوادار طرح برنارآنری لوی، فیلسوف فرانسوی، برای استقرار نظام فدرالی در ایران باشند، اما هرگز این وابستگی را اعلام نکردهاند. از این گذشته آنان در برنامه جرج تاون در کنار «رضا پهلوی» قرار گرفتند، درحالیکه میدانستند ایشان نماینده همان «گروه کوچک» است که جلو پیروزی «اردوگاه دموکراتیک» را گرفته است.
چرا آنان، همانطور که ما بارها التماس کردهایم، پرچم واقعی خود را برنمیافرازند؟ چرا حزب تشکیل نمیدهند؟ چرا گزینه خود را در کنار دیگر گزینهها عرضه نمیکنند؟ اعلامیه درباره حقوق بشر، دموکراسی، پلورالیسم، سکولاریسم، لائیسیته و دیگر مفاهیم عاریتی کافی نیست. مردم ایران پادشاهی مشروطه را میشناسند، نقاط قدرت و ضعف آنان را میدانند، و از آنجا که ۷۳ سال با آن زندگی کردهاند، خود را در برابر یک چشمانداز مرموز نمیبینند. بنابراین، کسانی که مخالف پادشاهی مشروطه هستند باید بهجای حمله به آن، گزینه خود را ترسیم و تبلیغ کنند.
منفیبازی در سیاست هرگز به موفقیت واقعی نمیانجامد و آنچه لازم است پیامی است مثبت. بیایید بگویید: آنچه ما عرضه میکنیم بهتر از پادشاهی مشروطه است به این دلایل.
مواضع پرتناقض تحلیلگر شبکه اسرائیلی به دیگران نیز سرایت کرده است. بیبیسی فارسی نیز در مقالهای که ۱۶ دسامبر منتشر شد، از «گروهی کوچک که ظاهرا سلطنتطلب هستند میگوید» که ظاهرا مانع از آن شدند که نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل امسال، در مقام رهبر جنبش آزادیخواهانه ایران قرار بگیرد.
نویسنده بیبیسی سپس سلطنتطلبان را یک درجه تنزل میدهد و آنان را «هواداران خانواده پهلوی» میخواند و کمی بعد، با یک درجه تنزل دیگر بهعنوان «هواداران رضا پهلوی فرزند آخرین شاه ایران» معرفی میکند. کینه و عنادی که تحلیلگر شبکه اسرائیلی و نویسنده بیبیسی علیه پادشاهی مشروطه نشان میدهند مانع از آن است که ارزیابی درستی از آن به دست آورند.
آنان از عبارت «پادشاهی مشروطه» مانند جن از بسمالله میترسند، زیرا آن عبارت یادآور نزدیک به دو قرن اندیشهورزی، قانونمندی و تحول و توسعه است. تقلیل «پادشاهی مشروطه» به «سلطنت» نشانه ناآگاهی از فرهنگ، تاریخ و ارزشهای نهضت مشروطیت است. پادشاهی یکی از نهادهای مشروطیت است و سلطنت یعنی حراست از سرزمین و تمکین اجرای قوانین یکی از اجزاء پادشاهی است نه تمامی آن. تا آنجا که من میدانم، امروز در ایران هواداران پادشاهی مشروطه داریم، اما سلطنتطلب نداریم.
@AmirTaheri4
مردم ایران پادشاهی مشروطه را میشناسند، نقاط قدرت و ضعف آنان را میدانند، و از آنجا که ۷۳ سال با آن زندگی کردهاند، خود را در برابر یک چشمانداز مرموز نمیبینند
امیر طاهری
جمعه ۱ دی ۱۴۰۲ برابر با ۲۲ دِسامبر ۲۰۲۳ ۱۸:۰۰
«اکثریت ایرانیان جمهوری میخواهند، اما اصرار گروهی کوچک از پهلویگرایان برای قرار دادن مشروطه بهجای مشروعه مانع ائتلافسازی برای دوران گذار است.»
آنچه ذکر شد هسته مرکزی تحلیلی است که یک شبکه خبری اسرائیلی منتشر کرده است. تحلیلگر شبکه میافزاید: «عدم آمادگی مشروطهخواهان برای ادامه همکاری با اردوگاه اپوزیسیون دموکراتیک مانع پیدایش اپوزیسیون متحد و نیرومند برای به چالش کشیدن جمهوری اسلامی است.»
او سپس ادعا میکند که جمهوریخواهان ایرانی رهبران خود را شناختهاند و در این زمینه نام سه بانو و یک آقا از اعضای منشور جرج تاون را ذکر میکند و میافزاید: «شواهدی هست که همه آنان درعینحال خواستار یک نظام فدرال هستند.»
نظرات مذکور را میتوان مشتی از خرواری از تناقضات، ادعاهای بیپایه و کینهورزیها علیه هواداران پادشاهی مشروطه دانست.
اگر اکثریت ایرانیان جمهوریخواهاند، چگونه ممکن است که یک «اقلیت کوچک» سد راه پیروزی آنان بشود؟ از این گذشته مگر نظام کنونی در تهران یک جمهوری نیست؟ اگر فکر میکنید که جمهوری نیست، چرا بهجای حمله به «گروهی کوچک» از مشروطهخواهان نمیگویید که تعریف و الگوی شما از جمهوری چیست و چرا جمهوری موردنظرتان گزینهای است بهتر برای ایران. در جهان امروز انواع و اقسام نظامها خود را جمهوری میخوانند – از کره شمالی گرفته تا اسرائیل.
این در حالی است که پادشاهی مشروطه یک الگوی صددرصد ایرانی است- یعنی قبایی است دوخته به تن ملت ایران نه یک جامه عاریتی.
دوستان اسرائیلی ما همچنین باید بگویند چرا سه بانو و یک آقایی که بهعنوان رهبران جمهوریخواهان ایران یاد شدهاند هرگز نگفتهاند که جمهوریخواهاند یا نظام فدرال را توصیه میکنند. آنان ممکن است مخالف پادشاهی مشروطه و هوادار طرح برنارآنری لوی، فیلسوف فرانسوی، برای استقرار نظام فدرالی در ایران باشند، اما هرگز این وابستگی را اعلام نکردهاند. از این گذشته آنان در برنامه جرج تاون در کنار «رضا پهلوی» قرار گرفتند، درحالیکه میدانستند ایشان نماینده همان «گروه کوچک» است که جلو پیروزی «اردوگاه دموکراتیک» را گرفته است.
چرا آنان، همانطور که ما بارها التماس کردهایم، پرچم واقعی خود را برنمیافرازند؟ چرا حزب تشکیل نمیدهند؟ چرا گزینه خود را در کنار دیگر گزینهها عرضه نمیکنند؟ اعلامیه درباره حقوق بشر، دموکراسی، پلورالیسم، سکولاریسم، لائیسیته و دیگر مفاهیم عاریتی کافی نیست. مردم ایران پادشاهی مشروطه را میشناسند، نقاط قدرت و ضعف آنان را میدانند، و از آنجا که ۷۳ سال با آن زندگی کردهاند، خود را در برابر یک چشمانداز مرموز نمیبینند. بنابراین، کسانی که مخالف پادشاهی مشروطه هستند باید بهجای حمله به آن، گزینه خود را ترسیم و تبلیغ کنند.
منفیبازی در سیاست هرگز به موفقیت واقعی نمیانجامد و آنچه لازم است پیامی است مثبت. بیایید بگویید: آنچه ما عرضه میکنیم بهتر از پادشاهی مشروطه است به این دلایل.
مواضع پرتناقض تحلیلگر شبکه اسرائیلی به دیگران نیز سرایت کرده است. بیبیسی فارسی نیز در مقالهای که ۱۶ دسامبر منتشر شد، از «گروهی کوچک که ظاهرا سلطنتطلب هستند میگوید» که ظاهرا مانع از آن شدند که نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل امسال، در مقام رهبر جنبش آزادیخواهانه ایران قرار بگیرد.
نویسنده بیبیسی سپس سلطنتطلبان را یک درجه تنزل میدهد و آنان را «هواداران خانواده پهلوی» میخواند و کمی بعد، با یک درجه تنزل دیگر بهعنوان «هواداران رضا پهلوی فرزند آخرین شاه ایران» معرفی میکند. کینه و عنادی که تحلیلگر شبکه اسرائیلی و نویسنده بیبیسی علیه پادشاهی مشروطه نشان میدهند مانع از آن است که ارزیابی درستی از آن به دست آورند.
آنان از عبارت «پادشاهی مشروطه» مانند جن از بسمالله میترسند، زیرا آن عبارت یادآور نزدیک به دو قرن اندیشهورزی، قانونمندی و تحول و توسعه است. تقلیل «پادشاهی مشروطه» به «سلطنت» نشانه ناآگاهی از فرهنگ، تاریخ و ارزشهای نهضت مشروطیت است. پادشاهی یکی از نهادهای مشروطیت است و سلطنت یعنی حراست از سرزمین و تمکین اجرای قوانین یکی از اجزاء پادشاهی است نه تمامی آن. تا آنجا که من میدانم، امروز در ایران هواداران پادشاهی مشروطه داریم، اما سلطنتطلب نداریم.
@AmirTaheri4
👍102❤9👌5💯4
در ادوار پایانی خلافت عباسی، با پیدایش دودمانهای حکومتی ایرانی در بخشهایی از سرزمین نیاکانیمان، مسئله رابطه میان خلیفه بغداد و حاکمان محلی، مثلا طاهریان در خراسان، یا صفاریان در سیستان مطرح شد. راهحلی که شکل گرفت این بود که خلیفه حق سلطه را به حکام محلی واگذارد. سلطه مرحله سوم از تشکیل یک دولت است -پس از تصرف و غلبه و پیش از دو مرحله بعدی یعنی حکومت و دولت. بدین ترتیب، سلطان کسی بود که در یک بخش خاص از خلافت وظیفه حفظ و حراست، یعنی تسلط بر آن را بر عهده داشت، درحالیکه خطبهها به نام خلیفه خوانده میشد و سکهها به نام او ضرب میشد. بهعبارتدیگر، سلطنت بخشی از وظایف و اختیارات پادشاه را در برمیگیرد.
پادشاهی ایرانی ابرنهادی است مهمتر از سلطنت. پادشاه ایران علاوه بر وظیفه تسلط وظایف دیگری نیز دارد. او شاقول جامعه، الگوی اخلاقی، پرستار و پاسدار دین و فرهنگ و داور دیگر نهادهایی است که مجموعا دولت ایران را تشکیل میدهند. شاه ایران، با آنکه حتی پس از پایان خلافت، مدتها «سلطان» خوانده میشد، در سپهری بس گستردهتر از سلطنت صاحب نقش بود. درهرحال، از دوران صفویه به بعد عنوان تاریخی ایرانی-یعنی شاه- جای عنوان موقت سلطان را گرفت.
امروز، هیچیک از هواداران پادشاهی مشروطه نمیخواهند شاه را به مقام سلطان تنزل دهند و درنتیجه سلطنتطلب نیستند.
تفاوت میان سلطان و ملک (یعنی شاه به عربی) در دیگر کشورهای اسلامی مطرح بوده و هست. مراکش تا زمانی که تحتالحمایه فرانسه بود، پادشاه خود را سلطان میخواند، زیرا بخش اعظم وظایف و اختیارات شاه در انحصار دولت استعمارگر بود. پس از استقلال، سلطان مراکش لقب «ملک» را برگزید، زیرا میتوانست یک شاه کامل باشد.
در عمان امروز، هنوز لقب سلطان به کار میرود، زیرا او دستکم بهظاهر، مشروعیت خود را مدیون فرقه اباضیه (سفیدپوشان) است.
نویسنده بیبیسی از کجا و چگونه فهمیده است که هواداران پادشاهی مشروطه یک «گروه کوچک» هستند؟ او از کجا میداند که محمدرضا شاه «آخرین پادشاه ایران» خواهد بود؟ چرا او حاضر نیست رضا پهلوی را، لااقل، والاحضرت بخواند؟ این کینهتوزی از کجا میآید؟ از این مهمتر، آیا او که احتمالا به زبان انگلیسی آشناست، فرق بین مونارکیست Monarchist (پادشاهیخواه) و رویالیست (سلطنتطلب) را میداند.
یک مبلغ نظام مشروعه در مقالهای در فارس نیوز سپاه پاسداران از جهت دیگری به هواداران مشروطه حمله میبرد. او مدعی است که اسلام «برای جلوگیری از نظامهای پادشاهی» شکل گرفت. جالب این است که نویسنده محترم، که قاعدتا باید شیعه اثنی عشری باشد، درعینحال معتقد است که خداوند تمامی کائنات را برای اهلبیت آفرید و تنها اعقاب علی (ع) حق حکومت، خلافت، امارت، سلطنت و امامت بر کل بشریت را دارند.
نویسنده خمینیگرا ظاهرا با نظرات فقیهان کلاسیک آشنا نیست –جلالالدين السيوطی، فقیه برجسته مصر در سده ۱۵ میلادی در «تفسیر الجلالین» مدعی است که اسلام یک دین مدنی است که در آن عالم دینی حکومت نمی کند و نوع حاکم در اسلام ملکیت (پادشاهی) است. قرآن فقط از ملکیت بهعنوان نظام حکومتی سخن میگوید. سیدنا ابوبکر در مفهوم قرآنی، ملک بود. ملک کسی است که مالک امر است و احکام او برای همه مسلمانان امر است.
سرانجام، بپردازیم به ترفندی دیگر برای حمله به پادشاهی مشروطه: معرفی آن بهعنوان یک نظام بسته و غیرقابل تغییر و تحول.
این ترفند در یکی از تلویزیونهای یوتیوبی به شکل زیر عرضه شد: «بحث امکان تغییر نظام ایران بر اساس قانون مشروطه و تبدیل حکومت پادشاهی به جمهوری با التفات به اینکه در متن قانون اساسی در اصول ۴۵، ۴۷، ۴۸، ۲۸، ۲۷، ۱۶، ۱۵، ۳۵، ۳۶، ۲۹، ۲۰ و در قسمنامه نمایندگان (مجلس) متمم دو بند منسوخ و صراحت اصل ۷ که اساس این قانون کلاً و جزئاً تعطیلبردار نیست و در تمامی این اصول اشاره به نام پادشاه ایرانی شده است –اصولی از این قانون که بشود از آن امکان همهپرسی تغییر سلطنت ایران به جمهوری مستفاد بشود را به آگاهی ملت برسانید.»
بیشتر بخوانید
آش رشته و جستوجوی جمهوری آرمانی
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
از «کارتا» تا «چرت»: حملات تازه به مشروطیت
نویسنده پرسش بالا در یک زمینه حق دارد: در قانون اساسی پادشاهی مشروطه «همهپرسی» دیده نمیشود. همهپرسی اصطلاحی است که در سالهای اخیر گاه بهجای «رفراندوم» که یک مفهوم وارداتی است بهکار میرود. آنچه نویسنده چالشگر فراموش میکند این است که در تمامی اصول ذکرشده آنچه مطرح است «تعطیلناپذیر» بودن است نه «تغییرناپذیر» بودن. مشروطیت یک واقعیت ارگانیک، زنده، پویا و درنتیجه تغییرپذیر است – نه یک فرایند جزمی و غیرقابلتحول و تغییر که حتی قابل تفسیر هم نیست. در مشروطه تنها اصل غیرقابل تغییر حاکمیت ملی است. ملت ایران با اعمال این حق حاکمیت میتواند تغییرات لازم را در همه زمینهها شکل دهد.
@AmirTaheri4
پادشاهی ایرانی ابرنهادی است مهمتر از سلطنت. پادشاه ایران علاوه بر وظیفه تسلط وظایف دیگری نیز دارد. او شاقول جامعه، الگوی اخلاقی، پرستار و پاسدار دین و فرهنگ و داور دیگر نهادهایی است که مجموعا دولت ایران را تشکیل میدهند. شاه ایران، با آنکه حتی پس از پایان خلافت، مدتها «سلطان» خوانده میشد، در سپهری بس گستردهتر از سلطنت صاحب نقش بود. درهرحال، از دوران صفویه به بعد عنوان تاریخی ایرانی-یعنی شاه- جای عنوان موقت سلطان را گرفت.
امروز، هیچیک از هواداران پادشاهی مشروطه نمیخواهند شاه را به مقام سلطان تنزل دهند و درنتیجه سلطنتطلب نیستند.
تفاوت میان سلطان و ملک (یعنی شاه به عربی) در دیگر کشورهای اسلامی مطرح بوده و هست. مراکش تا زمانی که تحتالحمایه فرانسه بود، پادشاه خود را سلطان میخواند، زیرا بخش اعظم وظایف و اختیارات شاه در انحصار دولت استعمارگر بود. پس از استقلال، سلطان مراکش لقب «ملک» را برگزید، زیرا میتوانست یک شاه کامل باشد.
در عمان امروز، هنوز لقب سلطان به کار میرود، زیرا او دستکم بهظاهر، مشروعیت خود را مدیون فرقه اباضیه (سفیدپوشان) است.
نویسنده بیبیسی از کجا و چگونه فهمیده است که هواداران پادشاهی مشروطه یک «گروه کوچک» هستند؟ او از کجا میداند که محمدرضا شاه «آخرین پادشاه ایران» خواهد بود؟ چرا او حاضر نیست رضا پهلوی را، لااقل، والاحضرت بخواند؟ این کینهتوزی از کجا میآید؟ از این مهمتر، آیا او که احتمالا به زبان انگلیسی آشناست، فرق بین مونارکیست Monarchist (پادشاهیخواه) و رویالیست (سلطنتطلب) را میداند.
یک مبلغ نظام مشروعه در مقالهای در فارس نیوز سپاه پاسداران از جهت دیگری به هواداران مشروطه حمله میبرد. او مدعی است که اسلام «برای جلوگیری از نظامهای پادشاهی» شکل گرفت. جالب این است که نویسنده محترم، که قاعدتا باید شیعه اثنی عشری باشد، درعینحال معتقد است که خداوند تمامی کائنات را برای اهلبیت آفرید و تنها اعقاب علی (ع) حق حکومت، خلافت، امارت، سلطنت و امامت بر کل بشریت را دارند.
نویسنده خمینیگرا ظاهرا با نظرات فقیهان کلاسیک آشنا نیست –جلالالدين السيوطی، فقیه برجسته مصر در سده ۱۵ میلادی در «تفسیر الجلالین» مدعی است که اسلام یک دین مدنی است که در آن عالم دینی حکومت نمی کند و نوع حاکم در اسلام ملکیت (پادشاهی) است. قرآن فقط از ملکیت بهعنوان نظام حکومتی سخن میگوید. سیدنا ابوبکر در مفهوم قرآنی، ملک بود. ملک کسی است که مالک امر است و احکام او برای همه مسلمانان امر است.
سرانجام، بپردازیم به ترفندی دیگر برای حمله به پادشاهی مشروطه: معرفی آن بهعنوان یک نظام بسته و غیرقابل تغییر و تحول.
این ترفند در یکی از تلویزیونهای یوتیوبی به شکل زیر عرضه شد: «بحث امکان تغییر نظام ایران بر اساس قانون مشروطه و تبدیل حکومت پادشاهی به جمهوری با التفات به اینکه در متن قانون اساسی در اصول ۴۵، ۴۷، ۴۸، ۲۸، ۲۷، ۱۶، ۱۵، ۳۵، ۳۶، ۲۹، ۲۰ و در قسمنامه نمایندگان (مجلس) متمم دو بند منسوخ و صراحت اصل ۷ که اساس این قانون کلاً و جزئاً تعطیلبردار نیست و در تمامی این اصول اشاره به نام پادشاه ایرانی شده است –اصولی از این قانون که بشود از آن امکان همهپرسی تغییر سلطنت ایران به جمهوری مستفاد بشود را به آگاهی ملت برسانید.»
بیشتر بخوانید
آش رشته و جستوجوی جمهوری آرمانی
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
از «کارتا» تا «چرت»: حملات تازه به مشروطیت
نویسنده پرسش بالا در یک زمینه حق دارد: در قانون اساسی پادشاهی مشروطه «همهپرسی» دیده نمیشود. همهپرسی اصطلاحی است که در سالهای اخیر گاه بهجای «رفراندوم» که یک مفهوم وارداتی است بهکار میرود. آنچه نویسنده چالشگر فراموش میکند این است که در تمامی اصول ذکرشده آنچه مطرح است «تعطیلناپذیر» بودن است نه «تغییرناپذیر» بودن. مشروطیت یک واقعیت ارگانیک، زنده، پویا و درنتیجه تغییرپذیر است – نه یک فرایند جزمی و غیرقابلتحول و تغییر که حتی قابل تفسیر هم نیست. در مشروطه تنها اصل غیرقابل تغییر حاکمیت ملی است. ملت ایران با اعمال این حق حاکمیت میتواند تغییرات لازم را در همه زمینهها شکل دهد.
@AmirTaheri4
👍84❤6💯2👌1
با خودداری احمدشاه قاجار از ادامه پادشاهی، مشروطه ناچار شد برای جلوگیری از تعطیل یکی از نهادهای مهم خود چارهایی بجوید. راهحل موقت این بود که مجلس شورای ملی، بهعنوان مجری حاکمیت ملی، وظایف پادشاه را بهطور موقت به رئیسالوزراء با اعطای لقب «والاحضرت» تفویض کند و یافتن راهحلی پایا را به مجلس مؤسسان واگذارد. بهعبارتدیگر، این بهخودیخود تغییری مهم در قانون اساسی بود.
در مجلس مؤسسان که پسازآن انتخاب شد گزینه جمهوری بهجای پادشاهی مطرح گردید و بحثهای فراوانی برانگیخت. اکثریت نمایندگانی که در بحث شرکت کردند در رد جمهوریت و ضرورت حفظ نظام پادشاهی سخن گفتند. شخص رئیسالوزراء که اکنون با لقب «والاحضرت» درواقع نیابت پادشاهی را به عهده داشت آشکارا گزینه جمهوری را ترجیح میداد، اما در تفویض پادشاهی به رضاخان پهلوی، تنها چهار نماینده رای مخالف دادند- چهار نمایندهایی که پرشورترین مخالفان گزینه جمهوری بودند. بهعبارتدیگر، مخالفت آنان با شخص رضاخان بود نه با نهاد پادشاهی.
در هفت دهه پسازآن، پادشاهی مشروطه شاهد تغییرات فراوان در روش اداره کشور بوده است- تغییراتی که با تحولات درونی و بیرونی، پیدایش چالشها و فرصتهای تازه در چهارچوب فرهنگ ملی و با توجه به نیازهای واقعی کشور شکل گرفتند. بیش از ۳۰۰ گروه و حزب سیاسی که در نهضت مشروطه شرکت داشتند بهتدریج، در چهارچوب وحدت در کثرت، در شکل دادن به آن تغییرات یا مخالفت با آن سهیم شدند.
آنچه تجربه مشروطه به ما آموخته است، این است که پادشاهی مشروطه یک مرام یا مسلک یا ایدئولوژی نیست، بلکه یک شیوه حفظ، حراست و اداره کشور در چهارچوب قوانین منبعث از حاکمیت ملی است.
بدینسان، پادشاهی مشروطه پذیرای همه گزینههاست، زیرا هر چه گزینهها بیشتر باشد، دامنه انتخاب ما گستردهتر خواهد بود.
مخالفان پادشاهی مشروطه تاکنون نتوانسته یا نخواستهاند در مخالفت با آن از حد شعار، کلیگویی و گاه حمله به پادشاهان پهلوی فراتر بروند.
صلاح کار در این است که آنان از این مراحل بگذرند و اگر گزینه بهتری دارند آن را با دیدی خیرخواهانه، لحنی آرام و با اتکا به عقل نه احساسات خام عرضه کنند. در حال حاضر، به نظر میرسد که ما جمهوریخواه به معنای واقعی نداریم. آنچه داریم دشمنان محمدرضاشاه پهلوی است و پیش از آنان دشمنان رضاشاه پهلوی. اما این دشمنی نباید سبب شود که خیر و صلاح ملت را از یاد ببریم- ایران را از یاد ببریم.
در شاهنامه در یک جا بین کیکاووس و رستم اختلاف میافتد، زیرا پهلوان ایرانی از بعضی کارهای شاهنشاه دلگیر است. رستم با قهر و عتاب به زابلستان برمیگردد، با این تصور که دیگر در راه ایران نخواهد جنگید. دیگر پهلوانان ایران به دیدار او میروند با این پیام که قهر تو از شاه نباید به معنای قهر تو از ایران باشد.
امروز نیز وظیفه ایرانیان این است در هر کاری که میکنند و هر سخنی که میگویند یک اصل مهم را از یاد نبرند، خیر و صلاح ایران در کجاست؟
@AmirTaheri4
در مجلس مؤسسان که پسازآن انتخاب شد گزینه جمهوری بهجای پادشاهی مطرح گردید و بحثهای فراوانی برانگیخت. اکثریت نمایندگانی که در بحث شرکت کردند در رد جمهوریت و ضرورت حفظ نظام پادشاهی سخن گفتند. شخص رئیسالوزراء که اکنون با لقب «والاحضرت» درواقع نیابت پادشاهی را به عهده داشت آشکارا گزینه جمهوری را ترجیح میداد، اما در تفویض پادشاهی به رضاخان پهلوی، تنها چهار نماینده رای مخالف دادند- چهار نمایندهایی که پرشورترین مخالفان گزینه جمهوری بودند. بهعبارتدیگر، مخالفت آنان با شخص رضاخان بود نه با نهاد پادشاهی.
در هفت دهه پسازآن، پادشاهی مشروطه شاهد تغییرات فراوان در روش اداره کشور بوده است- تغییراتی که با تحولات درونی و بیرونی، پیدایش چالشها و فرصتهای تازه در چهارچوب فرهنگ ملی و با توجه به نیازهای واقعی کشور شکل گرفتند. بیش از ۳۰۰ گروه و حزب سیاسی که در نهضت مشروطه شرکت داشتند بهتدریج، در چهارچوب وحدت در کثرت، در شکل دادن به آن تغییرات یا مخالفت با آن سهیم شدند.
آنچه تجربه مشروطه به ما آموخته است، این است که پادشاهی مشروطه یک مرام یا مسلک یا ایدئولوژی نیست، بلکه یک شیوه حفظ، حراست و اداره کشور در چهارچوب قوانین منبعث از حاکمیت ملی است.
بدینسان، پادشاهی مشروطه پذیرای همه گزینههاست، زیرا هر چه گزینهها بیشتر باشد، دامنه انتخاب ما گستردهتر خواهد بود.
مخالفان پادشاهی مشروطه تاکنون نتوانسته یا نخواستهاند در مخالفت با آن از حد شعار، کلیگویی و گاه حمله به پادشاهان پهلوی فراتر بروند.
صلاح کار در این است که آنان از این مراحل بگذرند و اگر گزینه بهتری دارند آن را با دیدی خیرخواهانه، لحنی آرام و با اتکا به عقل نه احساسات خام عرضه کنند. در حال حاضر، به نظر میرسد که ما جمهوریخواه به معنای واقعی نداریم. آنچه داریم دشمنان محمدرضاشاه پهلوی است و پیش از آنان دشمنان رضاشاه پهلوی. اما این دشمنی نباید سبب شود که خیر و صلاح ملت را از یاد ببریم- ایران را از یاد ببریم.
در شاهنامه در یک جا بین کیکاووس و رستم اختلاف میافتد، زیرا پهلوان ایرانی از بعضی کارهای شاهنشاه دلگیر است. رستم با قهر و عتاب به زابلستان برمیگردد، با این تصور که دیگر در راه ایران نخواهد جنگید. دیگر پهلوانان ایران به دیدار او میروند با این پیام که قهر تو از شاه نباید به معنای قهر تو از ایران باشد.
امروز نیز وظیفه ایرانیان این است در هر کاری که میکنند و هر سخنی که میگویند یک اصل مهم را از یاد نبرند، خیر و صلاح ایران در کجاست؟
@AmirTaheri4
👍100👏12❤4💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران: شهابهای ثاقب در شب تاریک
بگویید پیروزی هزار پدر دارد اما شکست یتیم است. امروز اما میبینیم که در جمهوری اسلامی شکست را در لباس پیروزی به صحنه میآورند و هزاران پدر برای او ردیف میکنند. هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد.
این «شکست پیروزمندانه» که زیر فشار افکار عمومی هم در میان مخالفان رژیم و هم در عرصه هواداران و مزدوران آن به معنای پایان «صبر فرابردی» نیز بود.
@AmirTaheri4
🙏64👍33💯5❤3
ایران: شهابهای ثاقب در شب تاریک
ایران: شهابهای ثاقب در شب تاریک
بگویید پیروزی هزار پدر دارد اما شکست یتیم است. امروز اما میبینیم که در جمهوری اسلامی شکست را در لباس پیروزی به صحنه میآورند و هزاران پدر برای او ردیف میکنند. هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد.
این «شکست پیروزمندانه» که زیر فشار افکار عمومی هم در میان مخالفان رژیم و هم در عرصه هواداران و مزدوران آن به معنای پایان «صبر فرابردی» نیز بود.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
بگویید پیروزی هزار پدر دارد اما شکست یتیم است. امروز اما میبینیم که در جمهوری اسلامی شکست را در لباس پیروزی به صحنه میآورند و هزاران پدر برای او ردیف میکنند. هفتهای که گذشت شاهد تبدیل «نرمش قهرمانانه» به «شکست پیروزمندانه» بودیم جمهوری اسلامی صدها پهپاد، راکت و موشک با هدف «مجازات دشمن صهیونی» شلیک کرد بیآنکه جایی را ویران کند یا کسی را بکشد.
این «شکست پیروزمندانه» که زیر فشار افکار عمومی هم در میان مخالفان رژیم و هم در عرصه هواداران و مزدوران آن به معنای پایان «صبر فرابردی» نیز بود.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
❤83👍29💯3