Amir Taheri امیر طاهری
6.65K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
خامنه‌ای افتخار می‌کند که دارای موشک هایی است که در فاصله یک متری هدف قرار می گیرند. به تازگی دیدیم که وقتی ۱۵ فروند موشک وی علیه پایگاه های آمریکایی شلیک شد، چیزی به دست نیامد، اما یکی از هواپیماهای مسافربری #اوکراینی را هدف قرار دادند و ۱۷۶ نفر جان خود را از دست دادند.
او "سلفی" خود را در اتاق کنترل موشک منتشر می‌کند.

@AmirTaheri4
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای

چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟


در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری می‌شود: چگونه می‌توان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟

این کلاف سردرگم، رشته‌های گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبه‌رو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچم‌های گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیاده‌نظام را برای نیروی‌ هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.

در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشه‌ای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شده‌اند، در ساخت‌وساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدف‌هایی آسان برای اسرائیل در آمده‌اند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.

رهبران جمهوری اسلامی می‌دانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نا‌معلوم. به همین سبب است که در ماه‌های اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباع‌شان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده می‌شوند، علاقه‌ای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان می‌خواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور ده‌ها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چاره‌ای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.

«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابو‌مهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.

شبیه همین مشکل را در لبنان نیز می‌بینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزب‌الله» قابل قبول نخواهد بود. مسئله‌ای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبه‌رو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است. 

«حزب‌الله» بخشی از یک شبکه گسترده بین‌المللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیخته‌اند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزب‌الله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.

شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزب‌الله و گرو‌های مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیت‌الله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه  لبنانی حزب‌الله را آیت‌الله علی‌اکبر محتشمی‌پور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشه‌های آیت‌الله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروه‌های شبه‌نظامی، از جمله فیلقه البدر، سال‌ها بود که در صحنه حضور داشتند.

بازسازی مناسبات ایران با این گروه‌ها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ به‌ویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق به‌دست آورده‌اند، ندارند.

در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سال‌ها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروه‌های مسلح عرب فعالیت داشته است.

برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار می‌رود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیت‌الله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیت‌الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
‏از رژیمی که ایران را به لجنزار برد، نمی توان انتظار داشت آن را بیرون بیاورد. بی کفایتی حکومت خمینیستی , در مدیریت روزهای پس از مرگ ‎#سلیمانی کاملا مشخص شد. حمله موشکی کمدی وار بر پایگاه آمریکایی، و وحشت از آن که منجر به نابود کردن ‎#هواپیمای_اوکراینی شد.

@AmirTaheri4
‏در این روز های پر تنش ایران یک چیز در حال روشن شدن است: ایران فاقد یک حکومت نرمال است. مسئله بی کفایتی مطلق نخبگان خمینیستی حاکم (بر مردم ) است که نمی توانند خود را از ایدئولوژی بیمار رها کند و آنها را مجبور میکند به هر کسی از جمله خودشان دروغ بگویند

@AmirTaheri4
‏وقتی از اروپایی ها و کانادا دعوت شد که به حمایت از رژیم در تهران پایان دهند، اغلب آنها گفتند: اما اگر ملاها بروند، چه کسی بر ایران حکومت کند؟ روزهای گذشته باید به آنها نشان داده باشد که مولاها بر ایران حکومت نمی‌کنند بلکه آنها ایران را به سمت یک تراژدی پیش می‌برند.

@AmirTaheri4
‏خمینیستی ها اغلب بازی "من نبودم" رو در میارن. هیچ وقت مسئولیت اشتباهاتشان را نمیپذیرند. برای پیروزی خیالی، به خودشون اعتبار میدن. رئیس سپاه گفته آنها در مورد شلیک به ‎#هواپیمای_اوکراینی چیزی نمی دانستند. ‎#خامنه‌ای می گوید به ما اطلاع داده نشده بود. هرچند زنجیره فرماندهی واضح است.

@AmirTaheri4
‏با ساقط کردن ‎#هواپیمای_اوکراینی خمینیستی ها ادعا کردند که هواپیما در حال حرکت به سمت هدف نظامی بود. آیا آنها نمی دانند که مسیر داده شده به هواپیما از اتاق کنترل فرودگاه امام بوده؟ حتی اگر هم اینگونه بوده، چرا دو موشک؟ یک موشک کافی نبود؟

@AmirTaheri4
‏تا حالا کلمه "اشتباه" هیچ جایی در فرهنگ لغات خمینیستی ها نداشته است. امام "معصوم" اشتباه نمی‌کند. مخالفان امام تماما خیانت می‌کردند.
حالا که ‎#خامنه‌ای "اشتباه" را در مورد ‎#هواپيماى_اكراينى پذیرفته، چرا بزرگترین "اشتباه" یعنی انقلاب اسلامی را نمی‌پذیرد؟

@AmirTaheri4
‏با وجود سرکوب ظالمانه، پروپگاندای شرم آور و تلاش برای رشوه دادن در غالب پاداش های نوروزی، ایران امروز در حالت یک شورش و طغیان علیه بی کفایتی و بی اعتباری رژیم است. همین الان گزارش هایی از اعتراضات پراکنده در تهران دریافت کردم.

@AmirTaheri4
‏من هنوز میزان گستردگی تظاهرات جدید تهران و سایر شهر ها رو نمی دونم. شعار اصلی مردم استعفای خامنه‌ای است. به هر حال خامنه‌ای مسئول اعمالش است. او درحال حاضر بسیار خشمگین است. هدف باید سرنگونی جمهوری اسلامی و ظهور مجدد ایران به عنوان یک کشور ملی باشد.

@AmirTaheri4
‏یادی از ‎#سلطانقابوس بن سعید البوسی ، حاکم عمان که در سن 79 سالگی درگذشت. یک دوست وفادار ایران،همیشه از کمکهایی که ‎#شاه به او داده بود برای پایان دادن به یک شورش کمونیستی ستایش میکرد. من نخستین روزنامه نگار بودم که چند روز پس از گرفتن قدرت از پدرش، با وی مصاحبه کردم.

@AmirTaheri4
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای

چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟


در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری می‌شود: چگونه می‌توان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟

این کلاف سردرگم، رشته‌های گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبه‌رو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچم‌های گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیاده‌نظام را برای نیروی‌ هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.

در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشه‌ای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شده‌اند، در ساخت‌وساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدف‌هایی آسان برای اسرائیل در آمده‌اند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.

رهبران جمهوری اسلامی می‌دانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نا‌معلوم. به همین سبب است که در ماه‌های اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباع‌شان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده می‌شوند، علاقه‌ای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان می‌خواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور ده‌ها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چاره‌ای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.

«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابو‌مهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.

شبیه همین مشکل را در لبنان نیز می‌بینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزب‌الله» قابل قبول نخواهد بود. مسئله‌ای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبه‌رو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است. 

«حزب‌الله» بخشی از یک شبکه گسترده بین‌المللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیخته‌اند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزب‌الله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.

شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزب‌الله و گرو‌های مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیت‌الله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه  لبنانی حزب‌الله را آیت‌الله علی‌اکبر محتشمی‌پور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشه‌های آیت‌الله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروه‌های شبه‌نظامی، از جمله فیلقه البدر، سال‌ها بود که در صحنه حضور داشتند.

بازسازی مناسبات ایران با این گروه‌ها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ به‌ویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق به‌دست آورده‌اند، ندارند.

در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سال‌ها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروه‌های مسلح عرب فعالیت داشته است.

برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار می‌رود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیت‌الله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیت‌الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتحاد و اعتماد تنها راه پیروزی بر این حکومت سرکوبگر فاسد است.
جوانان مبارز یکدیگر را کف خیابانها پیدا می‌کنند.
پیام این جوانان را پخش کنید تا بگوش همه کسانیکه فکر می‌نند سیاسی نیستند برسد.
این یک درد مشترک است و درمانش نیازمند عزم ملّیست.
#ایران_پس_میگیریم

Afsheen Nariman

@TwitterMamnoe
Forwarded from مملکته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشک تو چشمام جمع شد
shahinmilani

دوستانی که دنبال فراخوان روزهای پیش رو بودند. اینم فراخوان:

موج دوم انقلاب شروع شده. ماها مقاومت می‌کنیم. ماها مداومت می‌کنیم. چقد دوستامونو از دست بدیم؟ ماهام والا خیلی چیزا برا از دست دادن داریم ولی اومدیم. حمایت کنید.

دنیا هم داره نگاه می‌کنه

@mamlekate
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم‌میهنان دلیرم! شما یک بار دیگر نشان دادید که نمی‌خواهید گروگان این رژیم سرکوبگر و اشغالگر باشید. شجاعت شما زنجیر ستم و دیوار دروغ را می‌شکند. جهان اکنون در حال شنیدن فریاد غرورآفرین شماست.
#ایران
@OfficialRezaPahlavi
گزارش‌هایی از اعتراضات مردمی علیه "ولی فقیه" علی خامنه‌ای از اهواز، تبریز، مشهد و کاشان دریافت کرده‌ام که خواسته آنها بسیار روشن است: تغییر رژیم.
این اولین بار است که "تغییر رژیم" در این سطح به صورت اساسی، مخصوصاً توسط جوانان درخواست شده است.
جای هیچ اصلاحاتی نیست!

@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت شاه #ایرانساز و شیخ #ایرانستیز از زبان استاد عالیقدر جناب @AmirTaheri4
این کلیپ قابل توجه آن ملیجکان مکتب ملا مصدق قجري که نه شیخ و نه شاه مي‌گویند.
#جاویدشاه
#پاینده_ایرانشاهي

Amir

@TwitterMamnoe
حاج قاسم» و شیشه عطر اسطوره‌ای

چگونه می‌توان «کلاف سردرگم» میراث سلیمانی را با حداقل خسارت باز کرد؟


در حالی که سر و صدای ناشی از کشتن سرلشکر قاسم سلیمانی اندک اندک فروکش می‌کند، مسئله مهمی که پیش از این حادثه مطرح بود و هنوز هم مطرح است، شایسته توجه بیشتری می‌شود: چگونه می‌توان کلاف سردرگمی را که آن «اسطوره شهادت» در بخشی از خاورمیانه به وجود آورد، با حداقل خسارت باز کرد؟

این کلاف سردرگم، رشته‌های گوناگون دارد. از یک سو، با بیش از ۱۰۰ هزار سرباز مزدور یا داوطلب شهادت، روبه‌رو هستیم که هنوز در سوریه زیر پرچم‌های گوناگون، اما با کنترل جمهوری اسلامی، حضور دارند. این سربازان، از جمله ۲۰هزار افغان، ۱۴ هزار پاکستانی، ۶ هزار لبنانی، ۵ هزار ایرانی و بقیه سوری یا از ملل دیگر، در جنگ داخلی سوریه نقش پیاده‌نظام را برای نیروی‌ هوایی روسیه و دولت بشار اسد بازی کردند.

در حال حاضر اما، این نیروها که اساسا در گوشه‌ای از صحرای میان سوریه و عراق مستقر شده‌اند، در ساخت‌وساز جدید وضع موجود نقشی ندارند. واحدهای ایرانی این نیروها به صورت هدف‌هایی آسان برای اسرائیل در آمده‌اند که توانسته است بیش از ۵۰۰ افسر و سرباز ایرانی را با حملات هوایی و موشکی به افتخار شهادت نایل سازد.

رهبران جمهوری اسلامی می‌دانند که طرح سلیمانی برای ایجاد این «لژیون خارجی» از نظر دراز مدت یک اشتباه بزرگ بود با عواقب نا‌معلوم. به همین سبب است که در ماه‌های اخیر، تهران کوشیده است تا مذاکراتی را با پاکستان و افغانستان به منظور بازگرداندن تدریجی اتباع‌شان از سوریه شکل بدهد. مشکل این است که «داوطلبان شهادت» که گاه «مدافعان حرم» نیز خوانده می‌شوند، علاقه‌ای به بازگشت به موطن اصلی خود ندارند. تقریبا همه آنان می‌خواهند در ایران مستقر شوند. تصویری از حضور ده‌ها هزار جنگجوی جهادی در ایران و چگونگی جذب آنان در جامعه ایرانی، چالشی است که به فکر «سردار شهید» خطور نکرده بود، اما اربابان او اکنون باید چاره‌ای برای آن معضل احتمالی بیندیشند.

«سردار عارف و سالک» در چند نوبت به مزدوران جهادی قول داده بود که همگی دارای گذرنامه ایرانی خواهند شد. اما این هفته در سخنرانی برادر ابو‌مهدی المهندس که او نیز همراه سلیمانی به «شهادت» رسید، روشن شد که حتی او، که مادرش ایرانی و پدرش عراقی است، نتوانسته بوده است گذرنامه ایرانی به دست آورد.

شبیه همین مشکل را در لبنان نیز می‌بینیم. سرانجام روزی خواهد رسید که لبنان به وضع عادی باز خواهد گشت و در آن صورت، حضور یک ارتش موازی به نام «حزب‌الله» قابل قبول نخواهد بود. مسئله‌ای که اربابان «سردار فیلسوف» با آن روبه‌رو هستند، چگونگی پایین آوردن شتری است که سلیمانی به پشت بام برده است. 

«حزب‌الله» بخشی از یک شبکه گسترده بین‌المللی است که در آن تجارت، بانکداری، بازار سیاه، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و عملیات نظامی کلاسیک، در هم آمیخته‌اند. تغییر شکل این شبکه به صورتی که لبنان بتواند حزب‌الله لبنان را به عنوان یک نیروی سیاسی عادی بپذیرد، کار آسانی نیست.

شبیه همین وضع را سلیمانی در عراق به وجود اورد. البته سلیمانی بنیانگذار حزب‌الله و گرو‌های مشابه آن در عراق و سوریه نبود، و سوار اتوبوسی شد که آیت‌الله خمینی از سال ۱۹۸۲ میلادی براه انداخت. شاخه  لبنانی حزب‌الله را آیت‌الله علی‌اکبر محتشمی‌پور تاسیس کرد، و الگوی اصلی که در تهران ایجاد شده بود، پیرو اندیشه‌های آیت‌الله هادی غفاری بود. در عراق نیز سلیمانی هنگامی وارد بازی شد که گروه‌های شبه‌نظامی، از جمله فیلقه البدر، سال‌ها بود که در صحنه حضور داشتند.

بازسازی مناسبات ایران با این گروه‌ها که جملگی در بخش سیاه اقتصاد کشورشان نیز سهم دارند، کار آسانی نیست؛ به‌ویژه در افغانستان، پاکستان و یمن که سلیمانی و تشکیلات او، نفوذی را که در لبنان و عراق به‌دست آورده‌اند، ندارند.

در اینجا نیز نباید سلیمانی را تنها مسئول ایجاد این باتلاق برای ایران دانست. حسین سلامی یادآور شد که سرلشکر اسماعیل قاآنی، جانشین سلیمانی در فرماندهی سپاه قدس، سال‌ها پیش از ورود «سردار عارف» به صحنه، در زمینه سازماندهی گروه‌های مسلح عرب فعالیت داشته است.

برنامه «صدور انقلاب» نیز زاده اندیشه « سردار شاعر و ادیب» نبود. «صدور انقلاب» در قانون اساسی جمهوری اسلامی یک وظیفه رسمی به شمار می‌رود. برنامه «صدور انقلاب» با ایجاد یک مدیریت کل در وزارت امور خارجه اسلامی، به سرپرستی آیت‌الله هادی خسروی آغاز شد و در دوران ریاست جمهوری آیت‌الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، اندک اندک، در هیات «سپاه قدس» تبلور یافت.

IndependentPersian

@AmirTaheri4
برجام اوباما می‌رود، برجام ترامپ می‌آید

فرار رهبران اسلامی از حساب پس دادن به مردم ایران آنها را در اسارت قدرت‌های بیگانه گرفتار کرده است
همان‌طور که انتظار می‌رفت، رهبران جمهوری اسلامی ایران پس از دوری تازه از شاخ و شانه کشیدن، خود را برای یک عقب‌نشینی دیپلماتیک دیگر آماده می‌کنند. این عقب‌نشینی پیرامون «برجام»، توافقی که دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده مولف آن بود، شکل می‌گیرد. طرح کلی این عقب‌نشینی را بوریس جانسون، نخست وزیر جدید بریتانیا، ارائه کرده است، اما محصول نهایی آن به نام دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا شناخته خواهد شد.

به عبارت دیگر، عقربه‌ها دارند به سوی یک «برجام ترامپی» حرکت می‌کنند. اما این «برجام ترامپی» چگونه جانوری خواهد بود؟ چند عنصر از پاسخ به این پرسش روشن است. نخست، هدف بریتانیا این است که به‌رغم خروج از اتحادیه اروپا، همکاری با کشورهای کلیدی اروپا را در زمینه‌های سیاست خارجی و امنیت حفظ کند. بدین‌سان، جانسون نمی‌خواهد با کناره‌گیری صریح از برجام، به صورت عامل اروپایی ترامپ جلوه کند. در همان حال، جانسون می‌کوشد تا ترامپ را نیز راضی کند و از رضایت او برای رسیدن به یک توافق بازرگانی سریع بهره گیرد. به همین سبب، جانسون پیشنهاد می‌کند که برجام از نو تعریف شود و به نام ترامپ به بازار عرضه گردد.

امپراتوری مالی ترامپ، که مرکب از ده‌ها هتل، کازینو و زمین گلف است، اساسا تشکیل می‌شود از واحدهایی که مالکان متعدد و متفاوت دارند، اما همه با عنوان «ترامپ» شناخته می‌شوند. این سیستم را در دیگر زمینه‌های بازرگانی امتیازی زنجیره‌ای یا «فرانچایز» نیز می‌بینیم؛ مثلا رستوران‌های مک‌دونالد.

ترامپ همین سیستم را در زمینه‌های سیاسی نیز به کار برده است. مثلا قرارداد بازرگانی آزاد آمریکای شمالی (کانادا و مکزیک) را ملغی کرد و سپس همان قرارداد را با تغییراتی جزیی، با عنوانی تازه امضا و به نام خود ثبت کرد. مسئله اصلی برای ترامپ، گذاردن مهر خودش روی قراردادها و وقایع است.

البته برجام یک «قرارداد» به معنای حقوقی متعارف نیست، و این واقعیت، کار بازنویسی آن را آسان‌تر می‌کند؛ به‌ویژه اگر ترامپ اصراری نداشته باشد که متن دستکاری شده به‌عنوان یک معاهده رسمی قانونی شناخته شود.

از سخنان نخست‌وزیر بریتانیا، می‌توان استنباط کرد که او می‌داند که ترامپ خواستار چه تغییراتی در متن برجام است.

برای ما ،اما، خواست‌های نهایی ترامپ کاملا روشن نیست. البته او از طریق وزیر خارجه‌اش، مایک پمپئو، یک فهرست ۱۲ بندی از خواست‌های خود را اعلام کرده است،‌ اما هنوز معلوم نیست که وزن هر یک از آن خواست‌ها، که غالبا از سوی جمهوری اسلامی برآورده شده‌ بوده‌اند، چیست. جمهوری اسلامی حتی خواست حساسی را مانند محدود شدن برنامه موشکی ایران به برد ۲۰۰۰ کیلومتر، پذیرفته است، اما می‌کوشد تا این پذیرش را به عنوان تصمیم مستقل خود، نه تسلیم در برابر ترامپ، ارائه دهد. گرفتاری این است که ترامپ اشتهای سیری‌ناپذیری برای اعلام پیروزی‌های شخصی خود دارد و اصرار خواهد کرد که جمهوری اسلامی ایران برای او، در برابر دوربین‌های تلویزیونی بین‌المللی، کف بزند.

موضع، یا شاید بهتر بگوییم، مواضع و خواسته‌های جمهوری اسلامی ایران، کاملا متفاوت است. اساس جمهوری اسلامی ایران بر ظاهرسازی بنا شده است. اسلام ظاهری، جمهوری ظاهری، مقاومت ظاهری، و مبارزه با استکبار ظاهری. اگر این ظاهرسازی‌ها را از جمهوری اسلامی ایران بگیرید، چیزی جز اسکلتی از یک شبح سیاسی باقی نخواهد ماند.

با این حال، گردانندگان نظام حاکم بر ایران در این زمینه نیز یکدل و گاه حتی یک‌زبان نیستند. گروهی که دور حجت‌الاسلام حسن روحانی، بازیگر نقش رئیس جمهوری، شکل گرفته است، حاضر است هرگونه خواری و خفتی را بپذیرد، به شرط آن که چیزی به نام برجام، حتی با برچسب ترامپ، باقی بماند. دلیل این موضع روشن است: اگر برجام را حذف کنید، گروه آقای روحانی و «بچه‌های نیویورک» پس از پنج سال چیزی برای توجیه لاف‌زنی‌های خود نمی‌یابند.

البته برجام وجود قانونی ندارد، هیچگاه اجرا نشده است، و هرگز هم اجرا نخواهد شد. اما حفظ نام آن و فانتزی آن برای گروه حجت‌الاسلام مسئله مرگ و زندگی است.

از سوی دیگر، صاحبان قدرت اصلی در جمهوری اسلامی ایران، که آیت‌الله علی خامنه‌ای «ولی فقیه» و پرچمدار آنان به شمار می‌آید، هم خواستار ادامه افسانه برجام است، و هم علنا از «پاره کردن» و «آتش زدن» آن سخن می‌گوید. این گروه، ادامه برجام را نوعی «بیمه» علیه اقدامات شدید «استکبار جهانی» علیه «انقلاب اسلامی» می‌داند، اما در عین حال، نمی‌خواهد مقوله برجام تخته پرشی بشود برای گروه رقیب که در حال حاضر در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد.

IndependentPersian

@AmirTaheri4