سالها کوشش ایران برای رفع اختلافها از طریق دیپلماسی بینتیجه ماند. سرانجام ایران تصمیم گرفت با نشان دادن قدرت نوساخته نظامی خود رهبران عراق را به پای میز مذاکره بکشاند. این کار با اعزام یک کشتی بازرگانی با پرچم ایران و زیر حمایت واحدهایی از نیروی دریایی شاهنشاهی به فرماندهی دریابان رمزی عطائی برای عبور از شطالعرب آغاز شد.
بیشتر بخوانید
چرا ایران حرف آخر را میزند
تحریم و تبلیغ اختناق به نام آزادیخواهی
فرانسه و اسلام: پیامهای متضاد یک گزارش
در آن زمان در نقش یک خبرنگار جوان برای کیهان بینالمللی، ناظر این نمایش قدرت بودم. همه ناظران متفقالقول بودند که این نمایش به جنگ مستقیم میان دو همسایه منجر خواهد شد. میشد دید که عراقیها در ساحل روبروی ما یک آرایش جنگی گسترده ترتیب داده بودند. در طرف ایرانی، رمزی عطائی دستور داشت که به محض شلیک شدن یک گلوله از آن سوی آب، توپهای ناوگان خود را به کار اندازد، بیآنکه منتظر فرمان مجدد شود. در چنان صورتی، جنگندههای فاتوم ایران از پایگاه وحدتی، نزدیک دزفول، برمیخاستند تا نیروهای عراقی متمرکز در ساحل شطالعرب را در هم بکوبند. در همان حال، لشکر زرهی اهواز ماموریت داشت که در سه نقطه از مرز عراق بگذرد و نیروهای عراقی را در محاصره بیفکند.
در میان شگفتی عمومی حاضران در آن صحنه، نیروهای عراقی حتی یک گلوله شلیک نکردند. چرای این رفتار بزدلانه همچنان یک معما است. یک فرضیه این است که مسکو به صدام حسین توصیه کرده بود که پارس بکند، اما سعی نکند که گاز بگیرد. یک فرضیه دیگر این است که عراق بهراستی از نظر نظامی آماده درگیری گسترده با ایران نبود.
رویداد آن روز تاریخی منجر شد به بحث گستردهای در تهران درباره آینده مناسبات با بغداد. بعضی دیپلماتهای برجسته از جمله عزتالله عاملی که سابقه سفارت در بغداد را هم داشت، معتقد بودند که میبایستی از فرصت استفاده کرد و با کمک به مخالفان نظامی صدام حسین به رهبری سرلشکر عبدالغنی الروای، نظام بعثی را برافکند. ضداطلاعات ایران با همکاری عوامل ساواک در عراق از سالها پیش طرحهایی برای کودتا علیه بعث تهیه کرده بودند. اما این نظرات و برنامه مخالفانی نیز داشت. در راس آن عباس آرام، وزیر خارجه اسبق که مدتی نیز سفارت ایران در بغداد را به عهده داشت. این نظر دوم تایید محمدرضاشاه را به دست آورد، زیرا او همواره مخالف دخالت در امور داخلی دیگر کشورها بود (همین مخالفت باعث شد که ایران برای حفظ نظام پادشاهی در کابل و پس از آن، برای جلوگیری از تسلط کمونیستها بر افغانستان اقدام نکند).
با توجه به سوابقی که ذکر کردیم، کمتر کسی انتظار داشت که تب جنگ فروکش کند و دو همسایه در مسیر صلح قرار گیرند. دو عامل سبب شد که آنچه غیرممکن به نظر میرسید، ممکن شود. عامل اول تحلیل واقعبینانه صدام حسین از امکانات عراق بود. صدام درک کرده بود که ادامه تنش با ایران همراه با ادامه جنگ داخلی با کردهاــ که از کمک نظامی و سیاسی تهران برخوردار بودندــ سرانجام رژیم او را در خطر سقوط قرار خواهد داد. عادیسازی مناسبات با ایران به صدام اجازه میداد که با قدرت بیشتری در برابر رقیب بعثی خود، حافظ الاسد، دیکتاتور سوریه، موضعگیری کند و با بازسازی نظامیاقتصادی عراق، کشور خود را در میان مدعیان رهبری «جهان عرب» قرار دهد. در همان حال، عادیسازی با ایران راه را برای معاملهای به منظور پایان دادن به قیام مسلحانه کردها به رهبری ملا مصطفی بارزانی بازخواهد کرد.
اما به نظر من، عامل دومی که راه صلح را گشود، مهمتر بود: عزم جزم محمدرضاشاه که پیش از پایان سلطنت یا عمر طبیعیاش، آخرین مرز زمینی، آبی و دریایی ایران را تعیین و ترسیم کند و به یادگار بگذارد. در ۱۳۲۰، هنگامی که محمدرضای جوان به پادشاهی رسید، تنها مرز تعیینشده و علامتگذاریشده ایران با جمهوری ترکیه بود. مرز آبی ما در دریای مازندران بر اساس دو معاهده قرن نوزدهمی و دو معاهده دیگر در ۱۹۲۱ و ۱۹۴۲ میلادی بیشتر جنبه فرضی داشت، زیرا دریای مذکور با آنکه ملک مشاع ایران و شوروی شناخته میشد، پذیرای نیروی دریایی یا ناوگانهای بازرگانی ایرانی نبود. در همان حال، مرزهای ایران با جمهوری ترکمنستان در شمالشرقی و جمهوریهای شوروی آذربایجان در شمال غربی نیز خطوط فرضی به ارث گرفتهشده از دوران امپریالیسم تزاری بودند.
پس از نزدیک به یک دهه مذاکرات، خطوط مرزی ایران با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تعیین، ترسیم و علامتگذاری شد. مرز ایران با امپراتوری بریتانیا در شبهقاره هند پس از پیدایش پاکستان بهعنوان یک کشور مستقل، با توافق در بلوچستان، تعیین، ترسیم و علامتگذاری شد. یک دهه از مذاکرات دیگر به تعیین، ترسیم و علامتگذاری مرز ایران با افغانستان منجر گردید.
@AmirTaheri4
بیشتر بخوانید
چرا ایران حرف آخر را میزند
تحریم و تبلیغ اختناق به نام آزادیخواهی
فرانسه و اسلام: پیامهای متضاد یک گزارش
در آن زمان در نقش یک خبرنگار جوان برای کیهان بینالمللی، ناظر این نمایش قدرت بودم. همه ناظران متفقالقول بودند که این نمایش به جنگ مستقیم میان دو همسایه منجر خواهد شد. میشد دید که عراقیها در ساحل روبروی ما یک آرایش جنگی گسترده ترتیب داده بودند. در طرف ایرانی، رمزی عطائی دستور داشت که به محض شلیک شدن یک گلوله از آن سوی آب، توپهای ناوگان خود را به کار اندازد، بیآنکه منتظر فرمان مجدد شود. در چنان صورتی، جنگندههای فاتوم ایران از پایگاه وحدتی، نزدیک دزفول، برمیخاستند تا نیروهای عراقی متمرکز در ساحل شطالعرب را در هم بکوبند. در همان حال، لشکر زرهی اهواز ماموریت داشت که در سه نقطه از مرز عراق بگذرد و نیروهای عراقی را در محاصره بیفکند.
در میان شگفتی عمومی حاضران در آن صحنه، نیروهای عراقی حتی یک گلوله شلیک نکردند. چرای این رفتار بزدلانه همچنان یک معما است. یک فرضیه این است که مسکو به صدام حسین توصیه کرده بود که پارس بکند، اما سعی نکند که گاز بگیرد. یک فرضیه دیگر این است که عراق بهراستی از نظر نظامی آماده درگیری گسترده با ایران نبود.
رویداد آن روز تاریخی منجر شد به بحث گستردهای در تهران درباره آینده مناسبات با بغداد. بعضی دیپلماتهای برجسته از جمله عزتالله عاملی که سابقه سفارت در بغداد را هم داشت، معتقد بودند که میبایستی از فرصت استفاده کرد و با کمک به مخالفان نظامی صدام حسین به رهبری سرلشکر عبدالغنی الروای، نظام بعثی را برافکند. ضداطلاعات ایران با همکاری عوامل ساواک در عراق از سالها پیش طرحهایی برای کودتا علیه بعث تهیه کرده بودند. اما این نظرات و برنامه مخالفانی نیز داشت. در راس آن عباس آرام، وزیر خارجه اسبق که مدتی نیز سفارت ایران در بغداد را به عهده داشت. این نظر دوم تایید محمدرضاشاه را به دست آورد، زیرا او همواره مخالف دخالت در امور داخلی دیگر کشورها بود (همین مخالفت باعث شد که ایران برای حفظ نظام پادشاهی در کابل و پس از آن، برای جلوگیری از تسلط کمونیستها بر افغانستان اقدام نکند).
با توجه به سوابقی که ذکر کردیم، کمتر کسی انتظار داشت که تب جنگ فروکش کند و دو همسایه در مسیر صلح قرار گیرند. دو عامل سبب شد که آنچه غیرممکن به نظر میرسید، ممکن شود. عامل اول تحلیل واقعبینانه صدام حسین از امکانات عراق بود. صدام درک کرده بود که ادامه تنش با ایران همراه با ادامه جنگ داخلی با کردهاــ که از کمک نظامی و سیاسی تهران برخوردار بودندــ سرانجام رژیم او را در خطر سقوط قرار خواهد داد. عادیسازی مناسبات با ایران به صدام اجازه میداد که با قدرت بیشتری در برابر رقیب بعثی خود، حافظ الاسد، دیکتاتور سوریه، موضعگیری کند و با بازسازی نظامیاقتصادی عراق، کشور خود را در میان مدعیان رهبری «جهان عرب» قرار دهد. در همان حال، عادیسازی با ایران راه را برای معاملهای به منظور پایان دادن به قیام مسلحانه کردها به رهبری ملا مصطفی بارزانی بازخواهد کرد.
اما به نظر من، عامل دومی که راه صلح را گشود، مهمتر بود: عزم جزم محمدرضاشاه که پیش از پایان سلطنت یا عمر طبیعیاش، آخرین مرز زمینی، آبی و دریایی ایران را تعیین و ترسیم کند و به یادگار بگذارد. در ۱۳۲۰، هنگامی که محمدرضای جوان به پادشاهی رسید، تنها مرز تعیینشده و علامتگذاریشده ایران با جمهوری ترکیه بود. مرز آبی ما در دریای مازندران بر اساس دو معاهده قرن نوزدهمی و دو معاهده دیگر در ۱۹۲۱ و ۱۹۴۲ میلادی بیشتر جنبه فرضی داشت، زیرا دریای مذکور با آنکه ملک مشاع ایران و شوروی شناخته میشد، پذیرای نیروی دریایی یا ناوگانهای بازرگانی ایرانی نبود. در همان حال، مرزهای ایران با جمهوری ترکمنستان در شمالشرقی و جمهوریهای شوروی آذربایجان در شمال غربی نیز خطوط فرضی به ارث گرفتهشده از دوران امپریالیسم تزاری بودند.
پس از نزدیک به یک دهه مذاکرات، خطوط مرزی ایران با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تعیین، ترسیم و علامتگذاری شد. مرز ایران با امپراتوری بریتانیا در شبهقاره هند پس از پیدایش پاکستان بهعنوان یک کشور مستقل، با توافق در بلوچستان، تعیین، ترسیم و علامتگذاری شد. یک دهه از مذاکرات دیگر به تعیین، ترسیم و علامتگذاری مرز ایران با افغانستان منجر گردید.
@AmirTaheri4
❤39👍8
در خلیج فارس، ایران توانست با امضای قراردادهای فلات قارهــ یعنی تقسیم خلیج فارس میان کشورهای ساحلیــ و اعلام محدوده ۱۲ میل دریایی بهعنوان آبهای حاکمیتی، مرزهای جنوبی خود را تعیین، ترسیم و تثبیت کند. تکمیل این چینش یا پازل زمینیــسیاسی بدون موافقت بر سر مرزهای ایران و عراق ممکن نبود.
توافق مرزی ممکن است در نخستین نظر، آسان به نظر آید. سایکز و پیکو، دو دیپلمات انگلیسی و فرانسوی، که مستملکات عثمانی را پس از سقوط خلافت بین خود تقسیم کردند، این کار را به کمک خطکش انجام دادند و کشورهایی را روی نقشه قرار دادند که بعضی مرزهایشان یک خط مستقیم است.
در دنیای واقعیات اما، تعیین مرزها بهمراتب پیچیدهتر است. تعیین سهم دو طرف از آب رودخانههای مرزی، شناخت حقوق اقوامی که در دو سوی مرزها زندگی میکنند، برای رفتوآمدهای ضروری، بهرهگیری از مراکز ویژه برای دادوستد بازرگانی مرزی، مبارزه مشترک با بیماریهای واگیردار مانند وبا و ایجاد تسهیلات برای مسافران تجاری، زائران، جهانگردان از زمره مسائلی اند که در مذاکرات مرزی جلوه میکنند.
خلعتبری با پذیرفتن «سختترین ماموریت»، در واقع آخرین آرزوی محمدرضاشاه را برای تبدیل ایران به تنها کشور خاورمیانه با مرزهای تعیین، ترسیم و علامتگذاریشده در سراسر خاورمیانه بزرگ، براورده کرد. روزی که محمدرضاشاه از ایران میرفت، ایران یکی از معدود کشورها در میان ۱۹۳ عضو سازمان ملل متحد بود که درگیر هیچ اختلاف ارضی و مرزی با همسایگان دور و نزدیک خود نبود.
بر اساس تعریف کنوانسیون اروگوئه، نخستین شرط برای شناختن یک دولتــملت داشتن مرزهای مشخص و پذیرفتهشده از سوی جامعه جهانی است. در چارچوب آن مرزها، کسانی که زندگی میکنند بهاتفاق یک ملت به شمار میآیند؛ ملتی مرکب از شهروندان متساویالحقوق که حکومت خود را تعیین و مدیریت میکنند.
رضاشاه کبیر که اکنون شاهد آغاز صدمین سال پادشاهی او هستیم، با بهرهگیری از انقلاب مشروطه، نخستین پایههای یک دولت به معنای مدرن آن را در ایران بنا کرد. محمدرضاشاه این بنا را تکمیل کرد، آن هم بدون جنگهای بیپایان.
در طی سه سال مذاکراتی که به قرارداد الجزایر در ۱۹۷۵ میلادی منجر شد، بهعنوان یک روزنامهنگار، شانس این را داشتم که از نزدیک شاهد و ناظر شکل گرفتن آن روز تاریخی باشم. هفتهها مذاکرات محرمانه در ویلای صدرالدین آقاخان در نزدیکی ژنو به دو طرف امکان داد که دور از نورافکنها، با یکدیگر آشنا شوند و اندکاندک به هم اعتماد کنند. جالب اینجا است که سالنی که دو هیئت ایران و عراقی در آن گفتگو میکردند، مزین بود به یک پرتره بزرگ فتحعلیشاه قاجار؛ پادشاهی که بدنامی ترکمانچای و گلستان تا ابد همراه او است. صدرالدین، رئیس سازمان آوارگان سازمان ملل، یکی از نوادگان فتحعلیشاه بود و پیش از آغاز مذاکرات در ویلایش، پیشنهاد کرد که پرتره نیای خود را بردارد، اما خلعتبری با لبخند گفت: نه، بگذارید بماند تا یادمان باشد چه کنیم و چه نکنیم!
حساسترین دور مذاکرات در بغداد، در قصرالسلام، با شرکت عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیر خارجه الجزایر، بهعنوان میانجی و رئیس جلسه صورت گرفت. بوتفلیقه همواره در پایان ساعتها جلسه، اصرار داشت که به یک کاباره در بغداد برود و من چند بار او را همراهی کردم. او دیسیپلین فوقالعاده خلعتبری را تحسین میکرد که به محض پایان جلسات، با صرف یک شام سبک، به اتاق خود در هتل میرفت تا گزارش روز را تهیه کند و به تهران بفرستد و پس از استراحت چندساعته، ساعت ۷ صبح روز بعد در قصرالاسلام حاضر بشود؛ کاری که بوتفلیقه بیخواب شبدوست هرگز نتوانست بکند. دیر آمدن بوتفلیقه به جلسه پس از سه روز باعث شد که خود صدام ساعت ۷ صبح به محل مذاکرات بیاید و دو ساعت در انتظار میانجی الجزایری در راهروها قدم بزند یا تلویزیون تماشا کند. روز بعد بوتفلیقه خوابآلود سر ساعت ۷ صبح در جلسه حاضر شد.
آخرین مشکل در راه بستن قرارداد الجزایر اصرار صدام حسین برای ملاقات با محمدرضاشاه بود. وزارت خارجه ما مخالف این کار بود، زیرا صدام معاون رئیسجمهوری بود نه رئیس کشور و از نظر تشریفاتی نمیشد او را در مقام مساوی با شاه قرار داد. اما در اینجا نیز درایت محمدرضاشاه و آمادگی او برای کنار گذاشتن تشریفات و سنن برای تامین منافع ایران، مشکل را حل کرد. گفته شاه به وزیر خارجه این بود: آنها (عراقیها) همه چیزهایی را که ما خواستیم، دادهاند. چرا این چیز کوچک را به آنها ندهیم؟
یک دیدار تشریفاتی در حاشیه کنفرانس سران اوپک مشکل را حل کرد. صدام حسین به سوی محمدرضاشاه رفت و ادای احترام کرد و با تفقد پادشاه ایران روبرو شد.
@AmirTaheri4
توافق مرزی ممکن است در نخستین نظر، آسان به نظر آید. سایکز و پیکو، دو دیپلمات انگلیسی و فرانسوی، که مستملکات عثمانی را پس از سقوط خلافت بین خود تقسیم کردند، این کار را به کمک خطکش انجام دادند و کشورهایی را روی نقشه قرار دادند که بعضی مرزهایشان یک خط مستقیم است.
در دنیای واقعیات اما، تعیین مرزها بهمراتب پیچیدهتر است. تعیین سهم دو طرف از آب رودخانههای مرزی، شناخت حقوق اقوامی که در دو سوی مرزها زندگی میکنند، برای رفتوآمدهای ضروری، بهرهگیری از مراکز ویژه برای دادوستد بازرگانی مرزی، مبارزه مشترک با بیماریهای واگیردار مانند وبا و ایجاد تسهیلات برای مسافران تجاری، زائران، جهانگردان از زمره مسائلی اند که در مذاکرات مرزی جلوه میکنند.
خلعتبری با پذیرفتن «سختترین ماموریت»، در واقع آخرین آرزوی محمدرضاشاه را برای تبدیل ایران به تنها کشور خاورمیانه با مرزهای تعیین، ترسیم و علامتگذاریشده در سراسر خاورمیانه بزرگ، براورده کرد. روزی که محمدرضاشاه از ایران میرفت، ایران یکی از معدود کشورها در میان ۱۹۳ عضو سازمان ملل متحد بود که درگیر هیچ اختلاف ارضی و مرزی با همسایگان دور و نزدیک خود نبود.
بر اساس تعریف کنوانسیون اروگوئه، نخستین شرط برای شناختن یک دولتــملت داشتن مرزهای مشخص و پذیرفتهشده از سوی جامعه جهانی است. در چارچوب آن مرزها، کسانی که زندگی میکنند بهاتفاق یک ملت به شمار میآیند؛ ملتی مرکب از شهروندان متساویالحقوق که حکومت خود را تعیین و مدیریت میکنند.
رضاشاه کبیر که اکنون شاهد آغاز صدمین سال پادشاهی او هستیم، با بهرهگیری از انقلاب مشروطه، نخستین پایههای یک دولت به معنای مدرن آن را در ایران بنا کرد. محمدرضاشاه این بنا را تکمیل کرد، آن هم بدون جنگهای بیپایان.
در طی سه سال مذاکراتی که به قرارداد الجزایر در ۱۹۷۵ میلادی منجر شد، بهعنوان یک روزنامهنگار، شانس این را داشتم که از نزدیک شاهد و ناظر شکل گرفتن آن روز تاریخی باشم. هفتهها مذاکرات محرمانه در ویلای صدرالدین آقاخان در نزدیکی ژنو به دو طرف امکان داد که دور از نورافکنها، با یکدیگر آشنا شوند و اندکاندک به هم اعتماد کنند. جالب اینجا است که سالنی که دو هیئت ایران و عراقی در آن گفتگو میکردند، مزین بود به یک پرتره بزرگ فتحعلیشاه قاجار؛ پادشاهی که بدنامی ترکمانچای و گلستان تا ابد همراه او است. صدرالدین، رئیس سازمان آوارگان سازمان ملل، یکی از نوادگان فتحعلیشاه بود و پیش از آغاز مذاکرات در ویلایش، پیشنهاد کرد که پرتره نیای خود را بردارد، اما خلعتبری با لبخند گفت: نه، بگذارید بماند تا یادمان باشد چه کنیم و چه نکنیم!
حساسترین دور مذاکرات در بغداد، در قصرالسلام، با شرکت عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیر خارجه الجزایر، بهعنوان میانجی و رئیس جلسه صورت گرفت. بوتفلیقه همواره در پایان ساعتها جلسه، اصرار داشت که به یک کاباره در بغداد برود و من چند بار او را همراهی کردم. او دیسیپلین فوقالعاده خلعتبری را تحسین میکرد که به محض پایان جلسات، با صرف یک شام سبک، به اتاق خود در هتل میرفت تا گزارش روز را تهیه کند و به تهران بفرستد و پس از استراحت چندساعته، ساعت ۷ صبح روز بعد در قصرالاسلام حاضر بشود؛ کاری که بوتفلیقه بیخواب شبدوست هرگز نتوانست بکند. دیر آمدن بوتفلیقه به جلسه پس از سه روز باعث شد که خود صدام ساعت ۷ صبح به محل مذاکرات بیاید و دو ساعت در انتظار میانجی الجزایری در راهروها قدم بزند یا تلویزیون تماشا کند. روز بعد بوتفلیقه خوابآلود سر ساعت ۷ صبح در جلسه حاضر شد.
آخرین مشکل در راه بستن قرارداد الجزایر اصرار صدام حسین برای ملاقات با محمدرضاشاه بود. وزارت خارجه ما مخالف این کار بود، زیرا صدام معاون رئیسجمهوری بود نه رئیس کشور و از نظر تشریفاتی نمیشد او را در مقام مساوی با شاه قرار داد. اما در اینجا نیز درایت محمدرضاشاه و آمادگی او برای کنار گذاشتن تشریفات و سنن برای تامین منافع ایران، مشکل را حل کرد. گفته شاه به وزیر خارجه این بود: آنها (عراقیها) همه چیزهایی را که ما خواستیم، دادهاند. چرا این چیز کوچک را به آنها ندهیم؟
یک دیدار تشریفاتی در حاشیه کنفرانس سران اوپک مشکل را حل کرد. صدام حسین به سوی محمدرضاشاه رفت و ادای احترام کرد و با تفقد پادشاه ایران روبرو شد.
@AmirTaheri4
👍43❤7❤🔥6
مرزها تعیین شد، راه کربلا باز شد، سرکوب خونین کردها پایان یافت، تقسیم آب رودخانههای مرزی شکل گرفت، شطالعرب، شاهرگ تجاری بصره، بزرگترین بندر عراق، شد، با مدیریت و حاکمیت مشترک دو همسایه و عشایر قبایل کرد، ایلامی و عربزبان در دو سوی مرز بار دیگر یکدیگر را در محیطی از دوستی و احترام یافتند. محمدرضا شاه اهل سیاست بردــبرد بود.
این هفته ۵۰ سال از آن موفقیت دیپلماتیک میگذرد. آیا نباید یادی کنیم از خدابیامرز پادشاه دلسوز ایران و دیپلماتهای سختکوش، دانا و بادرایت او و در راس آنان، عباسعلی خلعتبری؟
https://www.independentpersian.com/node/415832/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%E2%80%8C%D9%80%D9%80%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88
@AmirTaheri4
این هفته ۵۰ سال از آن موفقیت دیپلماتیک میگذرد. آیا نباید یادی کنیم از خدابیامرز پادشاه دلسوز ایران و دیپلماتهای سختکوش، دانا و بادرایت او و در راس آنان، عباسعلی خلعتبری؟
https://www.independentpersian.com/node/415832/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%E2%80%8C%D9%80%D9%80%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88
@AmirTaheri4
ایندیپندنت فارسی
امیر طاهری | محمدرضا شاه و پیروزیهای بردــبرد او
«سختترین ماموریت من!» این عبارتی بود که عباسعلی خلعتبری، وزیر خارجه ایران، هنگامی که در اوج یک دوران خدمتگزاری پرافتخار بود، به کار برد. ماموریتی که محمدرضا شاه به آن روانشاد داده بود، آغاز مذاکرات
❤97👍9😐1
مهمترین اصلی که در قانون اساسی مشروطه وجود دارد اصل ۳۵ است که پادشاهی #رضاشاه_دوم و سلسله پهلوی است و این اصل غیر قابل تغییر است .
#جاویدشاه
آیوار ۲
@AmirTaheri4
#جاویدشاه
آیوار ۲
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
آیوار ۲ (@Ivar_lathbrug2) on X
مهمترین اصلی که در قانون اساسی مشروطه وجود دارد اصل ۳۵ است که پادشاهی #رضاشاه_دوم و سلسله پهلوی است و این اصل غیر قابل تغییر است .
#جاویدشاه
#جاویدشاه
💯77❤19👍5🔥1🤬1
آیا برای دوران گذار میخواهید قانون اساسی فرانسه را بیاورید ؟!
مشروطه نزدیک ترین و ایرانی شده ترین قانون هست که به کارمون میآید .
اون بند هایی هم که الان کاربرد ندارد حذف میشود ٫ #رضاشاه_دوم هم در موردشون گفته است ، مثل جدایی دین از سیاست.
همانطور که آریامهر بزرگ بند جانشینی همسر به جای شاه رو اضافه کرد، بند جانشینی دختر شاه (شاهدخت نور) به جای خودش رو میشود اضافه کرد .
از همه مهمتر تنها ٫ قانون اساسی مشروطه هست که در آن نوشته شده است شاهنشاهی به نام پهلوی هست، چه قانونی میخوایین جایگزین کنید؟!!
#جاویدشاه
🔗 آیوار ۲
@AmirTaheri4
مشروطه نزدیک ترین و ایرانی شده ترین قانون هست که به کارمون میآید .
اون بند هایی هم که الان کاربرد ندارد حذف میشود ٫ #رضاشاه_دوم هم در موردشون گفته است ، مثل جدایی دین از سیاست.
همانطور که آریامهر بزرگ بند جانشینی همسر به جای شاه رو اضافه کرد، بند جانشینی دختر شاه (شاهدخت نور) به جای خودش رو میشود اضافه کرد .
از همه مهمتر تنها ٫ قانون اساسی مشروطه هست که در آن نوشته شده است شاهنشاهی به نام پهلوی هست، چه قانونی میخوایین جایگزین کنید؟!!
#جاویدشاه
🔗 آیوار ۲
@AmirTaheri4
🔥48🫡19❤16👍10💯3🤬1👌1
اصلاحات ۱۳۲۸ در قانون اساسی مشروطه!
یکی از استدلالهای مدافعان نواقص جزوه شکوفایی که به روشهای مختلفی ابراز میشود، ناکارآمد بودن قانون اساسی مشروطه است، که معمولا هم با عبارت «قدیمی بودن» همراه میشود. بگذریم که قانون اساسی مشروطه ایران (۱۹۰۶) جدیدترین قانونهای اساسیها در میان کشورهای صاحب دولت باقوام است.
در اینجا قصد داریم که به یکی از بهانهها بپردازیم. آقای امیر اعتمادی که در خیمه شاهزاده بهطور غیررسمی مشاور ایشان خطاب میشوند در توییتر (به عکس مطلب رجوع شود) فرمودهاند که بابت اصلاحات مثلا در مجلس دوم موسّسان، که ایشان اشتباها آن را "متمّم" میخوانند، بخشهای مهمّی از قانون اساسی مشروطه اصلا قابل اصلاح و بازبینی نیست!
جهت بررسی این ادّعا، که مجلس دوم موسّسان چه خبطی مرتکب شده که بر اساس آن، مشروطیّت توسّط "مشاور شاهزاده" «کلّا و جزئا» تعطیلبردار شده، باید بدانیم که طیّ این اصلاحات شاه این امتیاز را یافت که مجلس را منحل اعلام کند و بهمنظور تشکیل مجلس جدید، انتخابات جدیدی برگزار نماید.
این ادّعا را از چند جهت میتوان بررسی کرد:
نخست آنکه در فرانسه هم که مهد دموکراسی است، رئیسجمهور حق انحلال مجلس و برگذاری انتخابات جدید را دارد. در امریکا هم اختیارات کنونی رئیسجمهور بسیار بیشتر از اختیارات شاه در آن روز ایران است. چنین اختیاراتی در همهٔ قانونهای اساسی وجود دارد، و منحصر به ایران نبوده است. رئیس کشور در همهٔ قانوناساسیهای همهٔ کشورها، چند اختیار منحصر به فرد دارند، ایران هم یکی از آنها بود. در فرانسه در جمهوری سوم و در آلمان در جمهوری وایمار چنین اختیاراتی وجود نداشت، یا مبهم بود، در نتیجه یکی به هرجومرج منجر شد و دیگری به فاشیسم! تجربهٔ فرانسه بسیار تلخ بود، از این نظر دوگل با توجّه به درسهای تجربه شده در جمهوری وایمار و جمهوری چهارم فرانسه، قانون اساسی جمهوری پنجم را نوشت. در جمهوری وایمار بابت عدم ائتلاف احزابی که دولت را تشکیل میدادند، بر اساس اصل ۳۸م هیتلر توانست که وضع اضطراری را تمدید کند و قدرت مافوقی وجود نداشت که از آن ممانعت کند.
در ایران، مهمترین مخالف اصلاحات سال ۱۳۲۸، احمد قوام بود که میگفت این کار به دیکتاتوری میانجامد. ولی دست بر قضا همین قوام به محض سر کار آمدن در سال ۱۳۳۱ و روبرو شدن با بحرانی ملّی، از شاه درخواست کرد که مجلس را طبق همین نسخهٔ اصلاحشدهٔ قانون اساسی منحل کند و وقتی شاه زیر بار نرفت، کاری از پیش نبرد و سقوط کرد. ناگفته نماند که حتّی پیش از اصلاحات ۱۳۲۸ نیز شاه با تصویب دو-سوم اعضای سنا، انحلال مجلس شورای ملّی را میتوانست توشیح کند.
جالب توجّهتر خواهد بود اگر بدانیم که همزمان با اصلاحات ۱۳۲۸، کمی پیش از ترکتازیهای مصدق، تامی لَسِلز، منشی خصوصی ملکه الیزابت اصول محافظهکارانهٔ خود را تحت عنوان اصول Lascelles در روزنامهٔ تایمز منتشر میکند. محتوای این اصول که بهشکل موافقتنامهای از ۱۹۵۰ بهبعد اجرایی میشود، به ملکه این اختیار را میداد که بر اساس سه اصل درخواست نخستوزیر را برای انحلال پارلمان رد کند:
۱. اگر مجلس موجود قادر به انجام وظایف خود باشد.
۲. اگر انتخابات عمومی برای اقتصاد ملّی مضر باشد.
۳. اگر حاکمیّت بتواند نخستوزیر دیگری با اکثریّت مقبولیّت در مجلس عوام بیابد.
این موافقتنامه از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۱ برقرار بود تا اینکه بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۲ معلّق شده امّا طیّ سالهای اخیر دوباره احیاء شد.
به بیان دیگر، در قدیمیترین دموکراسی دنیا و مهمترین پادشاهی مشروطه، به ملکه این قدرت داده شد که در دعوای میان پارلمان و قوه مجریّه، دست نخستوزیر را برای اعمال قدرت علیه پارلمان ببندد. چون طبیعتاً شاه در مشروطه، مسئول ایجاد تعادل بین قواست. و اصلاحاتِ سال ۱۳۲۸ از قضا از جمله مترقّیترین اصولی بود که جهت حفظ تعادل میانِ قوا میبایست در اختیار شاه قرار میگرفت. این اختیارات که از ضرورتِ ممانعت از یکّهتاز و مطلقه شدن قوا ناشی میشود، خاصّ شاه ایران نبوده، بلکه نظیر آن در فرانسه و بریتانیا بهعنوان دو کشور دموکراتیک، اوّلی در قالب جمهوری و دومی در قالب پادشاهی مشروطه دیده میشود.
Masoud Espanteman
@AmirTaheri4
یکی از استدلالهای مدافعان نواقص جزوه شکوفایی که به روشهای مختلفی ابراز میشود، ناکارآمد بودن قانون اساسی مشروطه است، که معمولا هم با عبارت «قدیمی بودن» همراه میشود. بگذریم که قانون اساسی مشروطه ایران (۱۹۰۶) جدیدترین قانونهای اساسیها در میان کشورهای صاحب دولت باقوام است.
در اینجا قصد داریم که به یکی از بهانهها بپردازیم. آقای امیر اعتمادی که در خیمه شاهزاده بهطور غیررسمی مشاور ایشان خطاب میشوند در توییتر (به عکس مطلب رجوع شود) فرمودهاند که بابت اصلاحات مثلا در مجلس دوم موسّسان، که ایشان اشتباها آن را "متمّم" میخوانند، بخشهای مهمّی از قانون اساسی مشروطه اصلا قابل اصلاح و بازبینی نیست!
جهت بررسی این ادّعا، که مجلس دوم موسّسان چه خبطی مرتکب شده که بر اساس آن، مشروطیّت توسّط "مشاور شاهزاده" «کلّا و جزئا» تعطیلبردار شده، باید بدانیم که طیّ این اصلاحات شاه این امتیاز را یافت که مجلس را منحل اعلام کند و بهمنظور تشکیل مجلس جدید، انتخابات جدیدی برگزار نماید.
این ادّعا را از چند جهت میتوان بررسی کرد:
نخست آنکه در فرانسه هم که مهد دموکراسی است، رئیسجمهور حق انحلال مجلس و برگذاری انتخابات جدید را دارد. در امریکا هم اختیارات کنونی رئیسجمهور بسیار بیشتر از اختیارات شاه در آن روز ایران است. چنین اختیاراتی در همهٔ قانونهای اساسی وجود دارد، و منحصر به ایران نبوده است. رئیس کشور در همهٔ قانوناساسیهای همهٔ کشورها، چند اختیار منحصر به فرد دارند، ایران هم یکی از آنها بود. در فرانسه در جمهوری سوم و در آلمان در جمهوری وایمار چنین اختیاراتی وجود نداشت، یا مبهم بود، در نتیجه یکی به هرجومرج منجر شد و دیگری به فاشیسم! تجربهٔ فرانسه بسیار تلخ بود، از این نظر دوگل با توجّه به درسهای تجربه شده در جمهوری وایمار و جمهوری چهارم فرانسه، قانون اساسی جمهوری پنجم را نوشت. در جمهوری وایمار بابت عدم ائتلاف احزابی که دولت را تشکیل میدادند، بر اساس اصل ۳۸م هیتلر توانست که وضع اضطراری را تمدید کند و قدرت مافوقی وجود نداشت که از آن ممانعت کند.
در ایران، مهمترین مخالف اصلاحات سال ۱۳۲۸، احمد قوام بود که میگفت این کار به دیکتاتوری میانجامد. ولی دست بر قضا همین قوام به محض سر کار آمدن در سال ۱۳۳۱ و روبرو شدن با بحرانی ملّی، از شاه درخواست کرد که مجلس را طبق همین نسخهٔ اصلاحشدهٔ قانون اساسی منحل کند و وقتی شاه زیر بار نرفت، کاری از پیش نبرد و سقوط کرد. ناگفته نماند که حتّی پیش از اصلاحات ۱۳۲۸ نیز شاه با تصویب دو-سوم اعضای سنا، انحلال مجلس شورای ملّی را میتوانست توشیح کند.
جالب توجّهتر خواهد بود اگر بدانیم که همزمان با اصلاحات ۱۳۲۸، کمی پیش از ترکتازیهای مصدق، تامی لَسِلز، منشی خصوصی ملکه الیزابت اصول محافظهکارانهٔ خود را تحت عنوان اصول Lascelles در روزنامهٔ تایمز منتشر میکند. محتوای این اصول که بهشکل موافقتنامهای از ۱۹۵۰ بهبعد اجرایی میشود، به ملکه این اختیار را میداد که بر اساس سه اصل درخواست نخستوزیر را برای انحلال پارلمان رد کند:
۱. اگر مجلس موجود قادر به انجام وظایف خود باشد.
۲. اگر انتخابات عمومی برای اقتصاد ملّی مضر باشد.
۳. اگر حاکمیّت بتواند نخستوزیر دیگری با اکثریّت مقبولیّت در مجلس عوام بیابد.
این موافقتنامه از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۱ برقرار بود تا اینکه بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۲ معلّق شده امّا طیّ سالهای اخیر دوباره احیاء شد.
به بیان دیگر، در قدیمیترین دموکراسی دنیا و مهمترین پادشاهی مشروطه، به ملکه این قدرت داده شد که در دعوای میان پارلمان و قوه مجریّه، دست نخستوزیر را برای اعمال قدرت علیه پارلمان ببندد. چون طبیعتاً شاه در مشروطه، مسئول ایجاد تعادل بین قواست. و اصلاحاتِ سال ۱۳۲۸ از قضا از جمله مترقّیترین اصولی بود که جهت حفظ تعادل میانِ قوا میبایست در اختیار شاه قرار میگرفت. این اختیارات که از ضرورتِ ممانعت از یکّهتاز و مطلقه شدن قوا ناشی میشود، خاصّ شاه ایران نبوده، بلکه نظیر آن در فرانسه و بریتانیا بهعنوان دو کشور دموکراتیک، اوّلی در قالب جمهوری و دومی در قالب پادشاهی مشروطه دیده میشود.
Masoud Espanteman
@AmirTaheri4
FixupX
Masoud Espanteman (@masoudsepanta)
اصلاحات ۱۳۲۸ در قانون اساسی مشروطه!
یکی از استدلالهای مدافعان نواقص جزوه شکوفایی که به روشهای مختلفی ابراز میشود، ناکارآمد بودن قانون اساسی مشروطه است، که معمولا هم با عبارت «قدیمی بودن» همراه میشود. بگذریم که قانون اساسی مشروطه ایران (۱۹۰۶) جدیدترین…
یکی از استدلالهای مدافعان نواقص جزوه شکوفایی که به روشهای مختلفی ابراز میشود، ناکارآمد بودن قانون اساسی مشروطه است، که معمولا هم با عبارت «قدیمی بودن» همراه میشود. بگذریم که قانون اساسی مشروطه ایران (۱۹۰۶) جدیدترین…
❤46👌11👏4👍2👎2
بی وجود ها ما چه گفتگویی میتوانیم درباره مرز های دریایی خودمان با کشور های حوضه خلیج فارس داشته باشیم؟مرز های ایران مشخص است از پیش از شکل گیری این کشور ها مشخص بوده و هیچگاه هم قابل مذاکره و گفت و گو نیست
نکنه میخواهید جزایر را هم بذل و بخشش کنید؟
تیس
@AmirTaheri4
نکنه میخواهید جزایر را هم بذل و بخشش کنید؟
تیس
@AmirTaheri4
👍55❤10🤯4👎1🤬1
هر کس که قانون اساسی مشروطه را تا پیش از سقوط جمهوری اسلامی و همه پرسیهای لازم ملغی اعلام کند، جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخته است.
@SGhasseminejad
@nejatbahrami
Khosro Fravahar
@AmirTaheri4
@SGhasseminejad
@nejatbahrami
Khosro Fravahar
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Khosro Fravahar (@KFravahar) on X
هر کس که قانون اساسی مشروطه را تا پیش از سقوط جمهوری اسلامی و همه پرسیهای لازم ملغی اعلام کند، جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخته است.
@SGhasseminejad
@nejatbahrami
@SGhasseminejad
@nejatbahrami
👏53👍7❤6👎1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد @AmirTaheri4:
ما سابقه داریم، ما یک کشور بی سابقه نیستیم، یک کاغذ سفیدی نیستیم که یهو یک عده بیان هرچی دلشون می خواد روش بکشند.
Dr.خاک بازی👑
@AmirTaheri4
ما سابقه داریم، ما یک کشور بی سابقه نیستیم، یک کاغذ سفیدی نیستیم که یهو یک عده بیان هرچی دلشون می خواد روش بکشند.
Dr.خاک بازی👑
@AmirTaheri4
👌70👍14❤8
ملت دادخواه، فریاد مشترک:
از ۵۷ تا امروز؛
روایت یک شهروند دادخواه از همایش «همکاری ملی برای نجات ایران»
(دیدگاه / فیروزه غفارپور)
- فضا پر از شور و امید بود؛ جمعی متنوع از اقشار مختلف جامعه، با گرایشها و ایدئولوژیهای گوناگون، اما با هدفی واحد: نجات ایران از چنگال چهل و اندی سالهی رژیمی که حق و حقوق شهروندان این سرزمین را در هر شکل و سطحی پایمال کرده است.
- ۴۷ سال از جنایاتی گذشته که آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ امرداد ۵۷ در رأس آن قرار دارد و همان آتشسوزی نیز نقش مؤثری در گُر گرفتن شعلههایی داشت که «انقلاب» نام گرفت. انقلابی که با اعدامهای فراقانونی و خونین افسران و امیران ارتش، خلبانان دلاور، نظامیان شریف، و کارگزاران سیاسی و مدنی حکومت پهلوی بر پشت بام مدرسه علوی، چهره واقعی خود را نشان داد.
- امروز «دادخواهی» در ایران، مفهومی فراتر از یک حق فردی یا خانوادگی حقوقی در ارتباط با زندان و یا قتل و اعدام یافته است. دادخواهی امروز یعنی حق بازگشت به میهن، حق حفظ هویت ملی و فرهنگی و تاریخی، و حق داش...
@KayhanLondon
@AmirTaheri4
از ۵۷ تا امروز؛
روایت یک شهروند دادخواه از همایش «همکاری ملی برای نجات ایران»
(دیدگاه / فیروزه غفارپور)
- فضا پر از شور و امید بود؛ جمعی متنوع از اقشار مختلف جامعه، با گرایشها و ایدئولوژیهای گوناگون، اما با هدفی واحد: نجات ایران از چنگال چهل و اندی سالهی رژیمی که حق و حقوق شهروندان این سرزمین را در هر شکل و سطحی پایمال کرده است.
- ۴۷ سال از جنایاتی گذشته که آتشسوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ امرداد ۵۷ در رأس آن قرار دارد و همان آتشسوزی نیز نقش مؤثری در گُر گرفتن شعلههایی داشت که «انقلاب» نام گرفت. انقلابی که با اعدامهای فراقانونی و خونین افسران و امیران ارتش، خلبانان دلاور، نظامیان شریف، و کارگزاران سیاسی و مدنی حکومت پهلوی بر پشت بام مدرسه علوی، چهره واقعی خود را نشان داد.
- امروز «دادخواهی» در ایران، مفهومی فراتر از یک حق فردی یا خانوادگی حقوقی در ارتباط با زندان و یا قتل و اعدام یافته است. دادخواهی امروز یعنی حق بازگشت به میهن، حق حفظ هویت ملی و فرهنگی و تاریخی، و حق داش...
@KayhanLondon
@AmirTaheri4
❤49👍9
قانون اساسی مشروطه، میراث مردمان ایران
مال هیچ فرد یا گروهی نیست که بتونه ازش گذر کنه
ما ملت ایران از میراث خودمون با خونمون محافظت میکنیم
frank
@AmirTaheri4
مال هیچ فرد یا گروهی نیست که بتونه ازش گذر کنه
ما ملت ایران از میراث خودمون با خونمون محافظت میکنیم
frank
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
frank (@FrankThePaniran) on X
قانون اساسی مشروطه، میراث مردمان ایران
مال هیچ فرد یا گروهی نیست که بتونه ازش گذر کنه
ما ملت ایران از میراث خودمون با خونمون محافظت میکنیم
مال هیچ فرد یا گروهی نیست که بتونه ازش گذر کنه
ما ملت ایران از میراث خودمون با خونمون محافظت میکنیم
👍60👏8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نظریه_محبوب
برای خنثی سازی تمامی دسیسههای پیش رو و
با توجه به اینکه اعلیحضرت در سال ۱۳۵۹ طبق قانون اساسی سوگند پادشاهی یاد کردهاند و پادشاه قانونی ایران هستند ٫ در فردای آزادی، ورود ایشان به ایران باید در مقام پادشاه صورت گیرد و برگزاری هر گونه انتخابات، تحت نظارت پادشاه کشور انجام شود. این خواسته تمام پادشاهیخواهان است
#جاویدشاه
#رضاشاه_دوم
#بازگشت_پادشاهی_پهلوی
آیوار ۲
@AmirTaheri4
برای خنثی سازی تمامی دسیسههای پیش رو و
با توجه به اینکه اعلیحضرت در سال ۱۳۵۹ طبق قانون اساسی سوگند پادشاهی یاد کردهاند و پادشاه قانونی ایران هستند ٫ در فردای آزادی، ورود ایشان به ایران باید در مقام پادشاه صورت گیرد و برگزاری هر گونه انتخابات، تحت نظارت پادشاه کشور انجام شود. این خواسته تمام پادشاهیخواهان است
#جاویدشاه
#رضاشاه_دوم
#بازگشت_پادشاهی_پهلوی
آیوار ۲
@AmirTaheri4
👍93❤22👌6🤬1
برعکس گروههای چپ که در هر موردی با هم، هماهنگی کامل دارند (اخلاق بردهوار)، ما پادشاهیخواهان با هر اقدام خلاف منافع ملی ایران و ایرانی مخالفت کردیم.
Nahid Ghani
@AmirTaheri4
Nahid Ghani
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Nahid Ghani (@NahidGhani) on X
برعکس گروههای چپ که در هر موردی با هم، هماهنگی کامل دارند (اخلاق بردهوار)، ما پادشاهیخواهان با هر اقدام خلاف منافع ملی ایران و ایرانی مخالفت کردیم.
👏55👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر اتفاقی که بیفتد پشت پادشاه را خالی نخواهیم کرد.
#همکاری_ملی
#جاویدشاه
Samad kalavani 🤾♂️
@AmirTaheri4
#همکاری_ملی
#جاویدشاه
Samad kalavani 🤾♂️
@AmirTaheri4
👍81❤16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
We Iranians dont want a Republic,
We want our Shah back.
ما جمهوری نمیخواهیم،
ما شاهمون را میخواهیم.
Right from the heart of 80 million Iranians.
Javid Shah forever
Long live Reza Shah II Pahlavi
#KingRezaPahlavi 👑🩵🫡
#جاویدشاه
Tina 🎗️
@MihanParastanX
We want our Shah back.
ما جمهوری نمیخواهیم،
ما شاهمون را میخواهیم.
Right from the heart of 80 million Iranians.
Javid Shah forever
Long live Reza Shah II Pahlavi
#KingRezaPahlavi 👑🩵🫡
#جاویدشاه
Tina 🎗️
پشتیبانی میهنپرستان از شاهنشاه ایرانزمین: من عنوان یک ایرانی میهنپرست اعلام میکنم، من جمهوری نمیخوام، من شاهمون میخوام. #جاویدشاه
#همکاری_ملی
Yasaman Khodajoo
@MihanParastanX
👍67❤17🤬1
اگر این نوعی استعمار نیست پس چیست؟ یعنی مثلا فلان شخص از کامبوج که در یک سازمان چپول حضور دارد میتواند ارتشی ایران رد صلاحیت کند!یا فلان چینی اگر با ارتشی ما حال نکرد رد صلاحیت میشود در حالی که خود ارتشی که تابعیت ایران را دارد باید اطاعت امر کند
تیس
@AmirTaheri4
تیس
قرار ه نیروهای نظامی و امنیتی ایران توسط نهاد های بین المللی راستی آزمایی شوند! این مورد نقص علنی حاکمیت ملی ایران است چه کسی به شما اجازه داده که نیروی نظامی یک مملکت را توسط بیگانگان راستی آزمایی کنید؟ یعنی فردا ارتشی ما باید به فلان چپول در یک سازمان بین المللی جواب پس دهد؟
تیس
@AmirTaheri4
🤔40👍14👎3👏2😐1
پادشاهی مشروطه، دولت کهن را نوآیین کرد، نه آنکه از نو ساخت.
نجات ایران، در تداوم مشروعیت تاریخی است، نه مهندسی سیاسی.
#جاويدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
شیرشاه
@AmirTaheri4
نجات ایران، در تداوم مشروعیت تاریخی است، نه مهندسی سیاسی.
#جاويدشاه
#بازگشت_به_مشروطه
شیرشاه
@AmirTaheri4
👍78❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرامیداشت سالگرد صدور فرمان مشروطه
سخنرانی کدبان همایون هنربخش
با افتخار، «خانه مشروطه لندن» روز دوشنبه، ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ (۲ اوت ۲۰۲۵) در فضایی فرهنگی و پرشکوه، در دانشگاه معتبر کالج کینگز لندن میزبان بزرگداشت یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران بود:
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
سخنرانی کدبان همایون هنربخش
با افتخار، «خانه مشروطه لندن» روز دوشنبه، ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ (۲ اوت ۲۰۲۵) در فضایی فرهنگی و پرشکوه، در دانشگاه معتبر کالج کینگز لندن میزبان بزرگداشت یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران بود:
Azadeh Khorasani👑💙
@AmirTaheri4
❤66👏3👎1