This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ایران جامعه شناس و افراد متخصص باسواد کم نداریما..!
میگه:پیروزی جمهوری در آیندهی ایران پیروزیه تعزیهست بر تأتر،پیروزیِ بوی جوراب نمازخانهی حسینیهها بر تالارِ رودکی و بوی واگُن مترو بر عطر دی یور..!
احیای #پادشاهی_پهلوی الزامیست.
#رضاشاه_دوم
sara
@AmirTaheri4
میگه:پیروزی جمهوری در آیندهی ایران پیروزیه تعزیهست بر تأتر،پیروزیِ بوی جوراب نمازخانهی حسینیهها بر تالارِ رودکی و بوی واگُن مترو بر عطر دی یور..!
احیای #پادشاهی_پهلوی الزامیست.
#رضاشاه_دوم
sara
@AmirTaheri4
👍54❤6👏4🔥1🤬1
قانون اساسی پادشاهی مشروطه پهلوی را حذف کردند تا راه برایشان باز شود و شاه پهلوی را کنار بزنند و خودشان قدرت را به دست بگیرند.
#دفتر_تحکیم_وحدت
#بچههای_آیتالله
#KingRezaPahlavi
Rostam D.❁
@AmirTaheri4
#دفتر_تحکیم_وحدت
#بچههای_آیتالله
#KingRezaPahlavi
Rostam D.❁
@AmirTaheri4
👍41🤬7👌3❤1😁1
وقتی میگفتیم دشمنان مشروطه، دشمن پادشاهی هستند، عدهای ما را عامل جمهوری اسلامی و مجاهد معرفی میکردند. اکانتهای اجارهای، بعد از پروژه زدن مشروطه، حالا فاز دوم، یعنی زدن پادشاهی را آغاز کردهاند و از بیان علنی آن هم، واهمهای ندارند. سردسته این باند کثیف، نوفدی و اعتمادی هستند.
Mehrad
@AmirTaheri4
Mehrad
@AmirTaheri4
👍35❤4🔥2🙏1👌1
لیست عناوینی که به ولیعهد دادند تا از عنوان ولیعهد یا شاه استفاده نکنند
سالها از عنوان "آقای پهلوی" استفاده کردند
سجادپور از "آرپی" استفاده کرد
هنرپیشه های صادراتی "وکیل" را استارت زدند
اینترنشنال ولیعهد را به عضو شورای جرج تاون تبدیل کرد
بعد از عنوان رهبر انقلاب رونمایی کردند
ordinary man
@AmirTaheri4
سالها از عنوان "آقای پهلوی" استفاده کردند
سجادپور از "آرپی" استفاده کرد
هنرپیشه های صادراتی "وکیل" را استارت زدند
اینترنشنال ولیعهد را به عضو شورای جرج تاون تبدیل کرد
بعد از عنوان رهبر انقلاب رونمایی کردند
ordinary man
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
ordinary man (@ordinaryman1980) on X
لیست عناوینی که به ولیعهد دادند تا از عنوان ولیعهد یا شاه استفاده نکنند
سالها از عنوان "آقای پهلوی" استفاده کردند
سجادپور از "آرپی" استفاده کرد
هنرپیشه های صادراتی "وکیل" را استارت زدند
اینترنشنال ولیعهد را به عضو شورای جرج تاون تبدیل کرد
بعد از عنوان…
سالها از عنوان "آقای پهلوی" استفاده کردند
سجادپور از "آرپی" استفاده کرد
هنرپیشه های صادراتی "وکیل" را استارت زدند
اینترنشنال ولیعهد را به عضو شورای جرج تاون تبدیل کرد
بعد از عنوان…
👍31👌4🔥3❤1
اینها نمیدونن با اهالی کوی امیرخیز نمیشه در افتاد.
روزگاری که از جنبش سراسری مشروطه فقط آذربایجان مانده بود و از آذربایجان فقط تبریز و از تبریز کوی امیرخیز و از این کوی فقط یک کوچه، ستارخان و یارانش هسته سخت مقاومت رو جوری حفظ کردند که تا امروز میشه روی میراث و یادگارش ایستاد.
نوروز
@AmirTaheri4
روزگاری که از جنبش سراسری مشروطه فقط آذربایجان مانده بود و از آذربایجان فقط تبریز و از تبریز کوی امیرخیز و از این کوی فقط یک کوچه، ستارخان و یارانش هسته سخت مقاومت رو جوری حفظ کردند که تا امروز میشه روی میراث و یادگارش ایستاد.
نوروز
@AmirTaheri4
❤43👍16👏6
آیا بازگشت به «نظام حقوقی پهلوی» ممکن است؟
بنابر تقسیم حقوق به عمومی و خصوصی، بهطور خلاصه، پیش از انقلاب، نظامنامه (۱۹۰۶) و قانون اساسی مشروطه (۱۹۰۷)، قانون مدنی، قانون کار، قانون مجازات عمومی، و قانون تجارت بخشهای اصلی نظام حقوقی ایران را تشکیل میدادند که بسیاری از جنبههای حقوقیِ حکومتی، خصوصی، کاری، کیفری، و تجاری را پوشش میدادند. با این حال، این قوانین بهتنهایی کافی نبودند و به قوانین تخصّصی دیگری وابسته بودند تا نظام حقوقی کامل شود. قوانینی مانند قوانین مالیاتی، آیین دادرسی مدنی، اصلاحات ارضی، و مقررات بانکی نیز وجود داشتند که جنبههای مختلف حقوقی را پوشش میدادند. همچنین، آییننامهها، رویه قضایی، و عرف نیز که نقش مکمل را داشتند. بنابراین در نظام حقوقی آینده ایران:
۱. قانون اساسی ایران پیش از انقلاب ۵۷، میباید مبنا قرار بگیرد. این قانون سکولار است بهمعنای آنکه شرع الهی را به قانون حکمرانی زمینی تبدیل کرده و بهغیر از تعدادی بندهای شرعی که متاثّر از وضع تاریخی دوران خود تصویب شده (البته بابت تعارض با نصّ قانون در همان دوران کانلمیکن تلقّی شده، با این حال میتوان حذفشان کرد) مابقی اصولش کاملا مدرن اند. همچنین تعدادی از بندهای نظامنامه حکومتی (۱۹۰۶) در جهت تشکیل مجلس بنابر مقتضیّات روز نیاز به تغییر دارند که در صلاحیّت بررسی مجلس موسّسان چهارم به بعد خواهد بود. امّا وجودشان نیز چندان مخل انتظام امور نیست.
۲. در نظام حقوقی پس از انقلاب، حقوق خصوصی به شدت تحت تأثیر فقه شیعه قرارگرفته است، اما قانون مدنی ۱۳۰۷ بهعنوان اصلیترین شاخه حقوق خصوصی (که اغلب شئون روابط خصوصی بین افراد را پوشش میدهد)، تغییرات اساسی نکرده است. آنچه تغییر داده شده یا اندکی مطلوب بوده و یا تحتتاثیرات ایدئولوژی جدید مضرّ به حال قانون بوده که به سادگی میتوانند حذف شوند.
۳. در مورد حقوق کیفری بهعنوان بخشی از حقوق عمومی، با قانون کیفری (یا حقوق جزای ماهوی) و آیین دادرسی کیفری روبرو هستیم که هر کدام کارکرد و ماهیت خاص خود را دارند:
قانون کیفری پیش از انقلاب ایران تحت عنوان قانون مجازات عمومی مصوّب ۱۳۰۴ با اصلاحات بعدی مانند سال ۱۳۵۲ که الهامگرفته از حقوق فرانسه با رویکرد سکولار و تأثیر محدود فقه اسلامی است، میتواند بهجای قانون مجازات اسلامی کنونی استفاده شود.
آیین دادرسی کیفری نیز پس از انقلاب تغییرات اساسی کرده است. از ساختار دادگاهها گرفته تا مبنای قوانین از عرفی به شرعی، نحوه تحقیقات، و حقوق طرفین دعوا، همگی دستخوش تحوّلات عمیقی شدهاند. قانون مصوّب ۱۳۹۲ در ظاهر نسبت به قانون ۱۳۱۰ جامعتر است، اما برای مبنا قرار گرفتن میبایست بنابر روح مشروطیّت بند ناف آن از شرع بریده شود.
۴. قانون تجارت ایران که در سال ۱۳۱۱ تصویب شد، پیش از انقلاب نیز اصلیترین قانون در حوزه تجارت بود و تا حد زیادی تا امروز بدون تغییرات اساسی باقی مانده است.
۵. قانون کار ۱۳۳۷ که تا تصویب قانون کار ۱۳۶۹ اجرا میشد، میتواند مبنای قانون کار جدید ایران قرار بگیرد. (قانون کار فعلی با تأکید سوسیالیستی بر حمایت از کارگران و تأثیر فقه اسلامی و اقتصاد دولتی تدوین شده است.)
۶. آیین دادرسی مدنی ۱۳۷۹ و اصلاحاتش جایگزین قانون ۱۳۱۸ شد و دعاوی قبلی را به فرآیند جدید منتقل کرد (ماده ۹). این قانون جدید جامعتر (۵۲۹ ماده) از آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ (۲۰۰ ماده) و مدرنتر است، اگر ساختار سهدرجهای قانون ۱۳۱۸ (بدوی، تجدیدنظر، فرجام) در آن لحاظ شود، تصمیمات صحیحی در زمینه اطاله دادرسی گرفته شود و تاثیرات شرع از نصّ قانون زدوده شود.
۷. در مورد قوانین مالیاتی پس از انقلاب (بررسی ۱۳۵۸، بازنویسی ۱۳۶۶ و اصلاحات تا ۱۴۰۳) به دلیل جامعیّت، انطباق با اقتصاد مدرن، استفاده از فناوری، و تمرکز بر عدالت اجتماعی و کاهش وابستگی به نفت، اگر تاثیرات شرعی از آن حذف شود، نسبت به قوانین ۱۳۴۵ که برای جامعه سادهتر و نفتمحور دهه ۱۳۵۰ طراحی شده بودند، برای زمانه جدید مناسبتر هستند. البته بخشی از پیچیدگی آن متاثّر از جایگاه جا در روابط بینالملل است که بنا بر وضع جدید سادهتر خواهد شد.
۸. آنچه میماند، قوانین بانکی و مالی، قوانین اصلاحات ارضی و آییننامهها و رویههای قضایی هستند که عمیقا از شرعیسازی پس از انقلاب میبایست زدوده شوند. بهویژه مشروعیّت رویه قضایی که پیش از انقلاب بسیار مرسوم بوده، با زدایش دخالتهای شرعی در نصّ قانون میباید از نو مدّنظر قرار بگیرد.
نتیجه:
ساختار کلّی نظام حقوقی دوران پهلوی، هنوز کارآمد است. این همان دعوای ماست که مشروطیّت علیرغم بدعتهای شرعی...
masoudsepanta
@AmirTaheri4
بنابر تقسیم حقوق به عمومی و خصوصی، بهطور خلاصه، پیش از انقلاب، نظامنامه (۱۹۰۶) و قانون اساسی مشروطه (۱۹۰۷)، قانون مدنی، قانون کار، قانون مجازات عمومی، و قانون تجارت بخشهای اصلی نظام حقوقی ایران را تشکیل میدادند که بسیاری از جنبههای حقوقیِ حکومتی، خصوصی، کاری، کیفری، و تجاری را پوشش میدادند. با این حال، این قوانین بهتنهایی کافی نبودند و به قوانین تخصّصی دیگری وابسته بودند تا نظام حقوقی کامل شود. قوانینی مانند قوانین مالیاتی، آیین دادرسی مدنی، اصلاحات ارضی، و مقررات بانکی نیز وجود داشتند که جنبههای مختلف حقوقی را پوشش میدادند. همچنین، آییننامهها، رویه قضایی، و عرف نیز که نقش مکمل را داشتند. بنابراین در نظام حقوقی آینده ایران:
۱. قانون اساسی ایران پیش از انقلاب ۵۷، میباید مبنا قرار بگیرد. این قانون سکولار است بهمعنای آنکه شرع الهی را به قانون حکمرانی زمینی تبدیل کرده و بهغیر از تعدادی بندهای شرعی که متاثّر از وضع تاریخی دوران خود تصویب شده (البته بابت تعارض با نصّ قانون در همان دوران کانلمیکن تلقّی شده، با این حال میتوان حذفشان کرد) مابقی اصولش کاملا مدرن اند. همچنین تعدادی از بندهای نظامنامه حکومتی (۱۹۰۶) در جهت تشکیل مجلس بنابر مقتضیّات روز نیاز به تغییر دارند که در صلاحیّت بررسی مجلس موسّسان چهارم به بعد خواهد بود. امّا وجودشان نیز چندان مخل انتظام امور نیست.
۲. در نظام حقوقی پس از انقلاب، حقوق خصوصی به شدت تحت تأثیر فقه شیعه قرارگرفته است، اما قانون مدنی ۱۳۰۷ بهعنوان اصلیترین شاخه حقوق خصوصی (که اغلب شئون روابط خصوصی بین افراد را پوشش میدهد)، تغییرات اساسی نکرده است. آنچه تغییر داده شده یا اندکی مطلوب بوده و یا تحتتاثیرات ایدئولوژی جدید مضرّ به حال قانون بوده که به سادگی میتوانند حذف شوند.
۳. در مورد حقوق کیفری بهعنوان بخشی از حقوق عمومی، با قانون کیفری (یا حقوق جزای ماهوی) و آیین دادرسی کیفری روبرو هستیم که هر کدام کارکرد و ماهیت خاص خود را دارند:
قانون کیفری پیش از انقلاب ایران تحت عنوان قانون مجازات عمومی مصوّب ۱۳۰۴ با اصلاحات بعدی مانند سال ۱۳۵۲ که الهامگرفته از حقوق فرانسه با رویکرد سکولار و تأثیر محدود فقه اسلامی است، میتواند بهجای قانون مجازات اسلامی کنونی استفاده شود.
آیین دادرسی کیفری نیز پس از انقلاب تغییرات اساسی کرده است. از ساختار دادگاهها گرفته تا مبنای قوانین از عرفی به شرعی، نحوه تحقیقات، و حقوق طرفین دعوا، همگی دستخوش تحوّلات عمیقی شدهاند. قانون مصوّب ۱۳۹۲ در ظاهر نسبت به قانون ۱۳۱۰ جامعتر است، اما برای مبنا قرار گرفتن میبایست بنابر روح مشروطیّت بند ناف آن از شرع بریده شود.
۴. قانون تجارت ایران که در سال ۱۳۱۱ تصویب شد، پیش از انقلاب نیز اصلیترین قانون در حوزه تجارت بود و تا حد زیادی تا امروز بدون تغییرات اساسی باقی مانده است.
۵. قانون کار ۱۳۳۷ که تا تصویب قانون کار ۱۳۶۹ اجرا میشد، میتواند مبنای قانون کار جدید ایران قرار بگیرد. (قانون کار فعلی با تأکید سوسیالیستی بر حمایت از کارگران و تأثیر فقه اسلامی و اقتصاد دولتی تدوین شده است.)
۶. آیین دادرسی مدنی ۱۳۷۹ و اصلاحاتش جایگزین قانون ۱۳۱۸ شد و دعاوی قبلی را به فرآیند جدید منتقل کرد (ماده ۹). این قانون جدید جامعتر (۵۲۹ ماده) از آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ (۲۰۰ ماده) و مدرنتر است، اگر ساختار سهدرجهای قانون ۱۳۱۸ (بدوی، تجدیدنظر، فرجام) در آن لحاظ شود، تصمیمات صحیحی در زمینه اطاله دادرسی گرفته شود و تاثیرات شرع از نصّ قانون زدوده شود.
۷. در مورد قوانین مالیاتی پس از انقلاب (بررسی ۱۳۵۸، بازنویسی ۱۳۶۶ و اصلاحات تا ۱۴۰۳) به دلیل جامعیّت، انطباق با اقتصاد مدرن، استفاده از فناوری، و تمرکز بر عدالت اجتماعی و کاهش وابستگی به نفت، اگر تاثیرات شرعی از آن حذف شود، نسبت به قوانین ۱۳۴۵ که برای جامعه سادهتر و نفتمحور دهه ۱۳۵۰ طراحی شده بودند، برای زمانه جدید مناسبتر هستند. البته بخشی از پیچیدگی آن متاثّر از جایگاه جا در روابط بینالملل است که بنا بر وضع جدید سادهتر خواهد شد.
۸. آنچه میماند، قوانین بانکی و مالی، قوانین اصلاحات ارضی و آییننامهها و رویههای قضایی هستند که عمیقا از شرعیسازی پس از انقلاب میبایست زدوده شوند. بهویژه مشروعیّت رویه قضایی که پیش از انقلاب بسیار مرسوم بوده، با زدایش دخالتهای شرعی در نصّ قانون میباید از نو مدّنظر قرار بگیرد.
نتیجه:
ساختار کلّی نظام حقوقی دوران پهلوی، هنوز کارآمد است. این همان دعوای ماست که مشروطیّت علیرغم بدعتهای شرعی...
masoudsepanta
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Masoud Espanteman (@masoudsepanta) on X
آیا بازگشت به «نظام حقوقی پهلوی» ممکن است؟
بنابر تقسیم حقوق به عمومی و خصوصی، بهطور خلاصه، پیش از انقلاب، نظامنامه (۱۹۰۶) و قانون اساسی مشروطه (۱۹۰۷)، قانون مدنی، قانون کار، قانون مجازات عمومی، و قانون تجارت بخشهای اصلی نظام حقوقی ایران را تشکیل میدادند…
بنابر تقسیم حقوق به عمومی و خصوصی، بهطور خلاصه، پیش از انقلاب، نظامنامه (۱۹۰۶) و قانون اساسی مشروطه (۱۹۰۷)، قانون مدنی، قانون کار، قانون مجازات عمومی، و قانون تجارت بخشهای اصلی نظام حقوقی ایران را تشکیل میدادند…
❤27👍12👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درود به جناب @AmirTaheri4.
نگاهی عمیقتر به #هر_عنوان_طلبان و #رمزارز_طلبان و خطهای مشروطه ستیزی برای حفظ نظام ج.ا در یک پلتفرم دیگر، حال شفافتر میشه چرا به جناب طاهری و دیگر مشروطه خواهان حمله میشه،آیا میدانستید نویسندگان #دفترچه_بیچارگی ایرانی نیستند ؟
Dr.خاک بازی👑
@AmirTaheri4
نگاهی عمیقتر به #هر_عنوان_طلبان و #رمزارز_طلبان و خطهای مشروطه ستیزی برای حفظ نظام ج.ا در یک پلتفرم دیگر، حال شفافتر میشه چرا به جناب طاهری و دیگر مشروطه خواهان حمله میشه،آیا میدانستید نویسندگان #دفترچه_بیچارگی ایرانی نیستند ؟
Dr.خاک بازی👑
@AmirTaheri4
👍41👏6❤3😱1
سروش شفيعيان بر مزار #نیکا_شاکرمی يك بيت زيبا نوشت:
دست خالى آمدم اينجا ولى وقت وداع
پنجه در خاكت زدم، مشتى شرف برداشتم.
DamDam
@AmirTaheri4
دست خالى آمدم اينجا ولى وقت وداع
پنجه در خاكت زدم، مشتى شرف برداشتم.
DamDam
@AmirTaheri4
👍59❤19💔6❤🔥1😢1
دله و دوستان هنوز در صدد همینی هستن که توی عکس تو دستش میبینید.
اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی.
Naturalist
@AmirTaheri4
اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی.
Naturalist
@AmirTaheri4
👍36🤬5❤3👌1
اسم رهبر خیزش ملّی کاوه بود، نه فریدون!
تبدیل شاه به رهبر خیزش ملّی، یعنی شاه را به کاوه تبدیل کنیم، بعد قسم جلاله بخوریم که کاوه قرار است با رفراندُم شاه شود. خُب این فرآیند نزول شَانِ شاه به رهبر که قبلتر یکبار در سال ۵۷ انجام شده بود. فهم استراتژیک از ایران، یعنی آگاه باشیم که مردم برای چیزی بهپامیخیزند که ذکر نامش در مهمترین نامه سیاسیشان آمده باشد. دفترچه نوفدی آمده تا عنوان شاهنامه را قلمبگیرد. همان کاری که جا سالها میکرد. کوشش برای شاهزدایی از منبع زایش شاه. اگر قصدش این نبود، پس جای شاه در جزوهشان کجاست؟ جمهوری اسلامی با آن قدرت ایدئولوژی و میراث اقتصاد آریامهری نتوانست شاهنامه را تبدیل به نامه انقلاب بکند، شما که جای خود دارید. برای زدودن شاه، قبل از خود جا اوّل باید با تاریخ و فرهنگ سیاسی ایران بجنگید. فریدون فیگور ثبات بود نه تغییر. اکتیویست نبود. افکار روشنفکرانه هم نداشت.
مردم ایران هرگز انقلابی نبودهاند. ملّتی که نخستین دولت تاریخ را دارد که انقلابی نمیشود. در آن قیام اساطیری هم اگر به جای فریدون پسر شاه، نهادِ خیزش ملّی وجود داشت، احدی برای قیام بهپا نمیخواست و ضحّاک از جایش تکان نمیخورد. خیزش برای پر کردن خلاءی است که با ضحّاک پدید آمده، نه برابر جایگزین کردن خلاء جدیدی با خلاء قبلی. برای مبارزه با جا اوّل باید پیوندهای فکری ما با بنیادهای آن گسسته شود. چون در آن صورت جا هم اگر برود، ۵۷ بهعنوان تجسّد خلاء در کالبد ایران در غیاب نهاد شاهی، به حیات خود ادامه خواهد داد....
masoudsepanta
@AmirTaheri4
تبدیل شاه به رهبر خیزش ملّی، یعنی شاه را به کاوه تبدیل کنیم، بعد قسم جلاله بخوریم که کاوه قرار است با رفراندُم شاه شود. خُب این فرآیند نزول شَانِ شاه به رهبر که قبلتر یکبار در سال ۵۷ انجام شده بود. فهم استراتژیک از ایران، یعنی آگاه باشیم که مردم برای چیزی بهپامیخیزند که ذکر نامش در مهمترین نامه سیاسیشان آمده باشد. دفترچه نوفدی آمده تا عنوان شاهنامه را قلمبگیرد. همان کاری که جا سالها میکرد. کوشش برای شاهزدایی از منبع زایش شاه. اگر قصدش این نبود، پس جای شاه در جزوهشان کجاست؟ جمهوری اسلامی با آن قدرت ایدئولوژی و میراث اقتصاد آریامهری نتوانست شاهنامه را تبدیل به نامه انقلاب بکند، شما که جای خود دارید. برای زدودن شاه، قبل از خود جا اوّل باید با تاریخ و فرهنگ سیاسی ایران بجنگید. فریدون فیگور ثبات بود نه تغییر. اکتیویست نبود. افکار روشنفکرانه هم نداشت.
مردم ایران هرگز انقلابی نبودهاند. ملّتی که نخستین دولت تاریخ را دارد که انقلابی نمیشود. در آن قیام اساطیری هم اگر به جای فریدون پسر شاه، نهادِ خیزش ملّی وجود داشت، احدی برای قیام بهپا نمیخواست و ضحّاک از جایش تکان نمیخورد. خیزش برای پر کردن خلاءی است که با ضحّاک پدید آمده، نه برابر جایگزین کردن خلاء جدیدی با خلاء قبلی. برای مبارزه با جا اوّل باید پیوندهای فکری ما با بنیادهای آن گسسته شود. چون در آن صورت جا هم اگر برود، ۵۷ بهعنوان تجسّد خلاء در کالبد ایران در غیاب نهاد شاهی، به حیات خود ادامه خواهد داد....
masoudsepanta
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Masoud Espanteman (@masoudsepanta) on X
اسم رهبر خیزش ملّی کاوه بود، نه فریدون!
تبدیل شاه به رهبر خیزش ملّی، یعنی شاه را به کاوه تبدیل کنیم، بعد قسم جلاله بخوریم که کاوه قرار است با رفراندُم شاه شود. خُب این فرآیند نزول شَانِ شاه به رهبر که قبلتر یکبار در سال ۵۷ انجام شده بود. فهم استراتژیک…
تبدیل شاه به رهبر خیزش ملّی، یعنی شاه را به کاوه تبدیل کنیم، بعد قسم جلاله بخوریم که کاوه قرار است با رفراندُم شاه شود. خُب این فرآیند نزول شَانِ شاه به رهبر که قبلتر یکبار در سال ۵۷ انجام شده بود. فهم استراتژیک…
👍41❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در علم سیاست، پایداری نهادها شرط اصلی تداوم دولت و ملت است. در ایران، نهاد پادشاهی نه صرفاً یک ساختار حقوقی، بلکه بنیانی فرهنگی ـ تمدنی است که ریشههای آن از دوران هخامنشیان تا انقلاب ننگین ۵۷ امتداد یافته است. بهرغم نفوذ شیوهی «خلیفةاللهی» و شیوهی «سلطنت اسلامی ترکی» پس از شکست کامل ایرانیان از اعراب، بار دیگر قانون اساسی مشروطه (۱۹۰۶) این حقیقت را آشکار میکند که شاه، در مقام رئیس کشور و پاسدار قانون اساسی، ضامن استقلال ملی و انسجام دولت است. این جایگاه، فراتر از فرد شاه، همان «نهاد شهریاری» است.
از دیدگاه فلسفهی ایرانشهری، شهریور (خشثرَهوئیریَه) یکی از امشاسپندان است که به معنای «شهریاری آرمانی» و پاسدار داد و سامان است. این مفهوم، نشاندهندهی پیوند میان حاکمیت سیاسی و نظم اخلاقی ـ کیهانی در اندیشهی ایرانی است. بنابراین، شاه نه یک فرمانروای مطلق، بلکه نماد هماهنگی میان داد، استقلال و هویت فرهنگی است.
در دانش سیاسی نوین نیز، نهادهای پایدار ـ خواه سلطنت مشروطه یا جمهوریهای دیرپا ـ ابزار اصلی حفظ حاکم...
JashniMitra
@AmirTaheri4
از دیدگاه فلسفهی ایرانشهری، شهریور (خشثرَهوئیریَه) یکی از امشاسپندان است که به معنای «شهریاری آرمانی» و پاسدار داد و سامان است. این مفهوم، نشاندهندهی پیوند میان حاکمیت سیاسی و نظم اخلاقی ـ کیهانی در اندیشهی ایرانی است. بنابراین، شاه نه یک فرمانروای مطلق، بلکه نماد هماهنگی میان داد، استقلال و هویت فرهنگی است.
در دانش سیاسی نوین نیز، نهادهای پایدار ـ خواه سلطنت مشروطه یا جمهوریهای دیرپا ـ ابزار اصلی حفظ حاکم...
JashniMitra
@AmirTaheri4
👍33👏7❤3😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مفهوم #ملت_ایران در #قانون_اساسی #مشروطه تثبیت شده. تضعیف قانون اساسی مشروطه خطرناکه.
در دفترچه بیچارگی یک حقوقدانِ سطح بالایی وجود نداشته که روح قانون اساسی را بفهمد نوشته نشده
دفترچه، باعث بیرون زدن تنشها و تضادها شد.
👑 کاوه آهنگر #برای_ایران👑
@AmirTaheri4
در دفترچه بیچارگی یک حقوقدانِ سطح بالایی وجود نداشته که روح قانون اساسی را بفهمد نوشته نشده
دفترچه، باعث بیرون زدن تنشها و تضادها شد.
👑 کاوه آهنگر #برای_ایران👑
@AmirTaheri4
👍42👏8❤2
#بچههای_آیتالله خوب میدانند روزی که ایران آزاد شود، دریایی از پتانسیل، شایستگی و استعداد بینظیر در برابر شاه ایران خواهد بود. اگر همین حالا برای تضمین قدرت یا ثروت با امضای شاه و پشتیبانی مردم اقدامی نکنند، با کارنامه سیاهشان هیچ جایگاهی در آینده ایران نخواهند داشت.
برای #بچههای_آیتالله این بازی بازی مرگ و یا زندگی است و میخواهند به هر قیمتی شده این تضمین را بگیرند. تنها سد بزرگ روبرویشان #بازگشت_به_مشروطه است.
#همكارى_ملى
#جاویدشاه
#پاينده_ایران
Ehsan Arjmand
@AmirTaheri4
برای #بچههای_آیتالله این بازی بازی مرگ و یا زندگی است و میخواهند به هر قیمتی شده این تضمین را بگیرند. تنها سد بزرگ روبرویشان #بازگشت_به_مشروطه است.
#همكارى_ملى
#جاویدشاه
#پاينده_ایران
Ehsan Arjmand
@AmirTaheri4
X (formerly Twitter)
Ehsan Arjmand (@ehs_arj) on X
#بچههای_آیتالله خوب میدانند روزی که ایران آزاد شود، دریایی از پتانسیل، شایستگی و استعداد بینظیر در برابر شاه ایران خواهد بود. اگر همین حالا برای تضمین قدرت یا ثروت با امضای شاه و پشتیبانی مردم اقدامی نکنند، با کارنامه سیاهشان هیچ جایگاهی در آینده ایران…
👍38❤5
Tooraj_Kazeminy:
رنجبری در این مناظره پس از دو ماه بهانه جدیدی برای مخالفت با بازگشت به مشروطه مطرح کرد.
او گفت رفراندوم نوع حکومت تحت قانون اساسی مشروطه غیر قانونی است.
این ادعا کاملا نادرست است. قانون اساسی مشروطه هیچ مغایرتی با برگزاری همهپرسی نوع حکومت ندارد.
تنها دلیل قابل تأمل برای استفاده نکردن از قانون مشروطه تا امروز همان تمایل صاحب تاج در عدم تحمیل نوع حکومت است....
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Tooraj\_Kazeminy:
وقتی بچه آیت الله از غیب میگوید.
در طول کمی بیش از دو دقیقه ۷ مرتبه عبارت «۴ ماه» را تکرار کرد، گویی از آینده برای هدایت ما برگشته.
همچنین او میگوید: بعد از چهار ماه یک رفراندم برگزار میشود بین در واقع دو نظام پادشاهی و جمهوری.
برای به حقیقت پیوستن ادعای «فقط ۴ ماه» ایشان، مجلس مؤسسان بایستی فردای برگزاری رفراندوم نوع حکومت، قانون اساسی جدید را تدوین و به رفراندم گذاشته و ملت هم تأیید کنند.
به عبا...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@AmirTaheri4
رنجبری در این مناظره پس از دو ماه بهانه جدیدی برای مخالفت با بازگشت به مشروطه مطرح کرد.
او گفت رفراندوم نوع حکومت تحت قانون اساسی مشروطه غیر قانونی است.
این ادعا کاملا نادرست است. قانون اساسی مشروطه هیچ مغایرتی با برگزاری همهپرسی نوع حکومت ندارد.
تنها دلیل قابل تأمل برای استفاده نکردن از قانون مشروطه تا امروز همان تمایل صاحب تاج در عدم تحمیل نوع حکومت است....
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Tooraj\_Kazeminy:
وقتی بچه آیت الله از غیب میگوید.
در طول کمی بیش از دو دقیقه ۷ مرتبه عبارت «۴ ماه» را تکرار کرد، گویی از آینده برای هدایت ما برگشته.
همچنین او میگوید: بعد از چهار ماه یک رفراندم برگزار میشود بین در واقع دو نظام پادشاهی و جمهوری.
برای به حقیقت پیوستن ادعای «فقط ۴ ماه» ایشان، مجلس مؤسسان بایستی فردای برگزاری رفراندوم نوع حکومت، قانون اساسی جدید را تدوین و به رفراندم گذاشته و ملت هم تأیید کنند.
به عبا...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@AmirTaheri4
❤28👍14
AdlerB321:
بی تعارف🤷♂️
توهینکنندگان زیر توییت سپهری رو ببینید:
در بهترین حالت شبیه افرادِ حاضر در این👇 عکس هستند؛
به زودی در آتشی خواهند سوخت که امروز دارن توش بنزین میریزن!
#جاویدشاه
#عبرت
#قطبزاده...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
AsgharSepehri:
بزرگترین نقطه ضعف «بچههای آیتالله کروبی» ناتوانی آنان از آزادسازی خود از تفکر نواستعماری است. آنان آمریکا و اخیرا تاحدیروزافزون، اسرائیل را نوعی «رومسرویس» (خدماترسانی با فشار یک دکمه) میپندارند که کافی است تا نشان دهیم دارای یک رهبر، یک برنامه و مقداری پول هستیم تا ما را به قدرت برسانند. اما این «رومسرویس» اگر در بعضی موارد مانند عراق و افغانستان کار کرد، به شکرانه دخالت نظامی بود، نه حمایت از گروههای محلی با برنامه، رهبر و پول. از این گذشته، سانچو پانزاهای محلی که در عراق و افغانستان سوار بر زرهپوشهای آمریکایی به قدرت رسیدند، سرانجام سرنوشت چندان دلچسبی نداشتند.
تقریبا تمام...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@AmirTaheri4
بی تعارف🤷♂️
توهینکنندگان زیر توییت سپهری رو ببینید:
در بهترین حالت شبیه افرادِ حاضر در این👇 عکس هستند؛
به زودی در آتشی خواهند سوخت که امروز دارن توش بنزین میریزن!
#جاویدشاه
#عبرت
#قطبزاده...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
AsgharSepehri:
بزرگترین نقطه ضعف «بچههای آیتالله کروبی» ناتوانی آنان از آزادسازی خود از تفکر نواستعماری است. آنان آمریکا و اخیرا تاحدیروزافزون، اسرائیل را نوعی «رومسرویس» (خدماترسانی با فشار یک دکمه) میپندارند که کافی است تا نشان دهیم دارای یک رهبر، یک برنامه و مقداری پول هستیم تا ما را به قدرت برسانند. اما این «رومسرویس» اگر در بعضی موارد مانند عراق و افغانستان کار کرد، به شکرانه دخالت نظامی بود، نه حمایت از گروههای محلی با برنامه، رهبر و پول. از این گذشته، سانچو پانزاهای محلی که در عراق و افغانستان سوار بر زرهپوشهای آمریکایی به قدرت رسیدند، سرانجام سرنوشت چندان دلچسبی نداشتند.
تقریبا تمام...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@AmirTaheri4
👏36👍10❤3
بازخوانی انقلاب مهسا از دید یک شاعر
آنچه انقلاب مهسا خوانده شدــ انقلابی که هنوز با ریتمهای گوناگون ادامه داردــ صدای ملت ایران را به گوش جهانیان رساند
امیر طاهری
جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ سِپتامبر ۲۰۲۵ ۱۰:۴۵
اعتراضات سراسری ایرانیان در سال ۱۴۰۱/ Public medias
سه سال پیش هنگامی که مرگ یک دختر جوان در بیمارستانی در تهران مانند جرقهای در انبار باروت، خشم ایرانیان را علیه یک نظام ضدایرانی برانگیخت، کمتر کسی انتظار داشت حادثهای که ممکن بود جزو عادیات زندگی به شمار آید، سرآغاز یک انقلاب بزرگ فرهنگیــاجتماعی شود، اما خیلی زود روشن شد که مهسا امینی، دختری که به دست مزدوران «ولایت فقیه»، بدون توجه به التماس او «من غریبم در تهران» کشته شد، میرود تا نه بهعنوان یک قربانی بلکه در سیمای یک منجی، وارد تاریخ ایران و جهان شود. مهسا جان داد تا ایرانیان را از خواب غفلت بیدار کند و در همان حال، به جهانیان بگوید که ایران، ایران سازنده تمدن و فرهنگ، ایران پرچمدار انسانیت، آماده میشود تا بار دیگر به مرکز زندگی جهانی بازگردد.
آنچه انقلاب مهسا خوانده شدــ انقلابی که هنوز با ریتمهای گوناگون ادامه داردــ صدای ملت ایران را به گوش جهانیان رساند. این انقلاب بر خلاف قیامها و اعتراضات جاری در دنیای معاصر، نه موضعی بود و نه موضوعی. موضعی نبود، زیرا بهسرعت نهتنها سراسر ایران را فرا گرفت، بلکه در بیش از ۱۲۰ کشور دیگر نیز بازتاب یافت. در مدتی کوتاه، میلیونها زن از اقوام، ملیتها و منزلتهای طبقاتی گوناگون، قیچی را تیز کردند تا به گیسوبریدههای ایرانی بپیوندند.
انقلاب مهسا در همان حال، موضوعی هم نبود. با آنکه آغازگرش مسئله تحمیل حجاب اسلامی با خشونت بود، خیلی زود در سپهر گستردهتری رشد کرد. این درست بر خلاف قیامها، شورشها و اعتصاباتی است که در دهههای اخیر در بسیار کشورها دیدهایم؛ رویدادهایی که مربوط به مشکلات و مسائلی خاص هستند. مانند دستمزدهای بهتر، بازنشستگی زودرس، حفظ محیط زیست، رفتار بهتر با قربانیان واقعی یا خیالی در جوامع گوناگون و تسویهحسابهای گذشته در متنی از خشم و انتقامجویی. انقلاب مهسا اما، از یک فهرست خواستههای اینجا و اکنونی غالبا فراتر میرفت و نهتنها ایرانیان، بلکه همه آدمیان را به یک بازبینی فرهنگی گسترده از دادههای اساسی زندگی دعوت میکرد.
یک ویژگی دیگر انقلاب مهسا این بود که به طور خودجوش، بدون رهبری حزبی، سندیکایی یا مسلکی و بدون تشکیلات عمودی یا هرمی شکل گرفت.
از آغاز میشد انتظار داشت که انقلاب مهسا امینی بنمایه پژوهشها و گمانهزنیهای گوناگون شود و شعار آن یعنی «زن، زندگی، آزادی» ریشهیابی گردد. شعار «زن، آزادی» برای نخستین بار سال ۱۳۵۵ خورشیدی در ایران مطرح شد. ۳۰ سال پس از آن، این شعار به مناطق کردنشین ترکیه و سوریه رسید و عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان، واژه زندگی را به آن افزود. اکنون یک شاعر ایرانی، به گمان من یکی از برجستهترین شاعران معاصر ما، همان شعار را به این شکل بازنویسی میکند: «زن، آزادی، عشق»
شعارهای سهکلمهای از آغاز با الهام از شعار اصلی مسیحیتــ پدر، پسر و روحالقدســ شکل گرفت. انقلاب کبیر فرانسه شعار «آزادی، برادری، برابری» را عرضه کرد. انقلاب اکتبر در روسیه با شعار «نان، زمین، صلح» به میدان آمد. دو شعار اول، مسیحیت و انقلاب فرانسه، در انتزاعیات غیرقابل اثبات یا انکار ریشه دارند. شعار حزب بلشویک دو مفهوم قابللمس یعنی نان برای گرسنگان و زمین برای بیزمینان (پرولتاریا) را در کنار مفهوم سیال صلح قرار میدهد.
شعار پیشنهادی شاعر بزرگ ما یعنی محمد جلالی چیمه، متخلص به م. سحر، در دیوان تازهاش که به مناسبت سالگرد انقلاب مهسا منتشر شده است، عرضه میشود. البته این شعار روی هیچ پرچمی نوشته نشده است، اما با خواندن ۱۳۳ قطعه شعر این دیوان با عنوان «از حوا تا مهسا»ــ اشعاری در قالبهای گوناگون از قطعه و غزل گرفته تا قصیدهــ در ذهن خواننده شکل میگیرد. خواندن این اشعار یک حقیقت غالبا نادیدهگرفتهشده را زیر ذرهبین قرار میدهد: زن یعنی زندگی.
بدین سان این واقعیت که زن، از حوا گرفته تا مهسا، در همه فرهنگها و ادوار تاریخ تحقیر شده، تحقیری که به نظر م. سحر در ادیان ابراهیمی با شدت بیشتری شکل گرفت، در واقع بخشی از مبارزه مرگ با زندگی است. دشمن مرگ، یعنی حریفی که برای زندگی نبرد میکند، عشقی است که ادامه نسل بشر را ممکن میسازد:
عشق اگر نیست، شوق زادن نیست/ اثر از جان بجا نهادن نیست/
عشق اگر نیست نسل منفصل است/ زد هستی به نیست متصل است
اما برای آنکه عشق بتواند وظیفه خود را انجام دهد، یعنی از انقراض نسل بشر جلوگیری کند، ما نیازمند آزادی هستیم. م. سحر میافزاید:
@AmirTaheri4
آنچه انقلاب مهسا خوانده شدــ انقلابی که هنوز با ریتمهای گوناگون ادامه داردــ صدای ملت ایران را به گوش جهانیان رساند
امیر طاهری
جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ سِپتامبر ۲۰۲۵ ۱۰:۴۵
اعتراضات سراسری ایرانیان در سال ۱۴۰۱/ Public medias
سه سال پیش هنگامی که مرگ یک دختر جوان در بیمارستانی در تهران مانند جرقهای در انبار باروت، خشم ایرانیان را علیه یک نظام ضدایرانی برانگیخت، کمتر کسی انتظار داشت حادثهای که ممکن بود جزو عادیات زندگی به شمار آید، سرآغاز یک انقلاب بزرگ فرهنگیــاجتماعی شود، اما خیلی زود روشن شد که مهسا امینی، دختری که به دست مزدوران «ولایت فقیه»، بدون توجه به التماس او «من غریبم در تهران» کشته شد، میرود تا نه بهعنوان یک قربانی بلکه در سیمای یک منجی، وارد تاریخ ایران و جهان شود. مهسا جان داد تا ایرانیان را از خواب غفلت بیدار کند و در همان حال، به جهانیان بگوید که ایران، ایران سازنده تمدن و فرهنگ، ایران پرچمدار انسانیت، آماده میشود تا بار دیگر به مرکز زندگی جهانی بازگردد.
آنچه انقلاب مهسا خوانده شدــ انقلابی که هنوز با ریتمهای گوناگون ادامه داردــ صدای ملت ایران را به گوش جهانیان رساند. این انقلاب بر خلاف قیامها و اعتراضات جاری در دنیای معاصر، نه موضعی بود و نه موضوعی. موضعی نبود، زیرا بهسرعت نهتنها سراسر ایران را فرا گرفت، بلکه در بیش از ۱۲۰ کشور دیگر نیز بازتاب یافت. در مدتی کوتاه، میلیونها زن از اقوام، ملیتها و منزلتهای طبقاتی گوناگون، قیچی را تیز کردند تا به گیسوبریدههای ایرانی بپیوندند.
انقلاب مهسا در همان حال، موضوعی هم نبود. با آنکه آغازگرش مسئله تحمیل حجاب اسلامی با خشونت بود، خیلی زود در سپهر گستردهتری رشد کرد. این درست بر خلاف قیامها، شورشها و اعتصاباتی است که در دهههای اخیر در بسیار کشورها دیدهایم؛ رویدادهایی که مربوط به مشکلات و مسائلی خاص هستند. مانند دستمزدهای بهتر، بازنشستگی زودرس، حفظ محیط زیست، رفتار بهتر با قربانیان واقعی یا خیالی در جوامع گوناگون و تسویهحسابهای گذشته در متنی از خشم و انتقامجویی. انقلاب مهسا اما، از یک فهرست خواستههای اینجا و اکنونی غالبا فراتر میرفت و نهتنها ایرانیان، بلکه همه آدمیان را به یک بازبینی فرهنگی گسترده از دادههای اساسی زندگی دعوت میکرد.
یک ویژگی دیگر انقلاب مهسا این بود که به طور خودجوش، بدون رهبری حزبی، سندیکایی یا مسلکی و بدون تشکیلات عمودی یا هرمی شکل گرفت.
از آغاز میشد انتظار داشت که انقلاب مهسا امینی بنمایه پژوهشها و گمانهزنیهای گوناگون شود و شعار آن یعنی «زن، زندگی، آزادی» ریشهیابی گردد. شعار «زن، آزادی» برای نخستین بار سال ۱۳۵۵ خورشیدی در ایران مطرح شد. ۳۰ سال پس از آن، این شعار به مناطق کردنشین ترکیه و سوریه رسید و عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان، واژه زندگی را به آن افزود. اکنون یک شاعر ایرانی، به گمان من یکی از برجستهترین شاعران معاصر ما، همان شعار را به این شکل بازنویسی میکند: «زن، آزادی، عشق»
شعارهای سهکلمهای از آغاز با الهام از شعار اصلی مسیحیتــ پدر، پسر و روحالقدســ شکل گرفت. انقلاب کبیر فرانسه شعار «آزادی، برادری، برابری» را عرضه کرد. انقلاب اکتبر در روسیه با شعار «نان، زمین، صلح» به میدان آمد. دو شعار اول، مسیحیت و انقلاب فرانسه، در انتزاعیات غیرقابل اثبات یا انکار ریشه دارند. شعار حزب بلشویک دو مفهوم قابللمس یعنی نان برای گرسنگان و زمین برای بیزمینان (پرولتاریا) را در کنار مفهوم سیال صلح قرار میدهد.
شعار پیشنهادی شاعر بزرگ ما یعنی محمد جلالی چیمه، متخلص به م. سحر، در دیوان تازهاش که به مناسبت سالگرد انقلاب مهسا منتشر شده است، عرضه میشود. البته این شعار روی هیچ پرچمی نوشته نشده است، اما با خواندن ۱۳۳ قطعه شعر این دیوان با عنوان «از حوا تا مهسا»ــ اشعاری در قالبهای گوناگون از قطعه و غزل گرفته تا قصیدهــ در ذهن خواننده شکل میگیرد. خواندن این اشعار یک حقیقت غالبا نادیدهگرفتهشده را زیر ذرهبین قرار میدهد: زن یعنی زندگی.
بدین سان این واقعیت که زن، از حوا گرفته تا مهسا، در همه فرهنگها و ادوار تاریخ تحقیر شده، تحقیری که به نظر م. سحر در ادیان ابراهیمی با شدت بیشتری شکل گرفت، در واقع بخشی از مبارزه مرگ با زندگی است. دشمن مرگ، یعنی حریفی که برای زندگی نبرد میکند، عشقی است که ادامه نسل بشر را ممکن میسازد:
عشق اگر نیست، شوق زادن نیست/ اثر از جان بجا نهادن نیست/
عشق اگر نیست نسل منفصل است/ زد هستی به نیست متصل است
اما برای آنکه عشق بتواند وظیفه خود را انجام دهد، یعنی از انقراض نسل بشر جلوگیری کند، ما نیازمند آزادی هستیم. م. سحر میافزاید:
@AmirTaheri4
👍31❤8
عشق اگر در زمین حضور نداشت/ زندگی فرصت ظهور نداشت
عشق افسانه نیست، بنمایه است/ کاخ هستی بنا بر این پایه است
او سپس عشق را با آزادی پیوند میدهد:
راه عشق انسداد نپذیرد/ سلطه انقیاد نپذیرد
عشق همراه گوهر جان است/ بی وجودش، بهشت زندان است
این مسیر اندیشه با سخنان حوا، نخستین زن، نخستین مادر و تضمینکننده بقای بشریت، ادامه مییابد:
عوری حور و ستر حوا چیست/ سر پنهان این معما چیست
من که حوای عرصه خاکم/ زین سخن قاصر است ادراکم
که چرا شرمسار باید زیست/ دائمالاستتار باید زیست
م. سحر سپس به چهرهنگاری دختران و زنانی میپردازد که در راه آزادی نبرد کردهاند و گاه جان دادهاند. در بیش از ۳۰ بیت تکاندهنده، نام بیش از ۴۰ دختر جوان ایرانی را که به دست مزدوران آیتالله به قتل رسیدهاند، مییابیم. م. سحر مینویسد:
نامشان اگرچه گونهگون بودست/ عهد و پیمانشان به خون بودست
در زمستان سرد بیدادی/ آرزوشان بهار آزادی
شاعر با طنزی گزنده که گاه یادآور شاعرانی مانند ایرج میرزا و محمدعلی افراشته است، مواضع اصحاب فرقه خمینیه را در سرکوب زن به نام حجاب اجباری شرح میدهد:
خون زن هیچ، موی زن اصل است/ بند ناف خدا به آن وصل است
گر بقایی به کبریا بودست/ موی زن ضامن بقا بودست
شاعر گاه با بیرحمی خشمآلود و گاه با طنزی چشمکزن، به سراغ خرافات ادیان ابراهیمی بهویژه نسخه قلبشده اسلام شیعی میرود و در نمایشنامه «شیطان و خدا» که در پایان دیوان عرضه میشود، قادر متعال را محصول تخیل اعراب توصیف میکند. در آن نمایشنامه، خداوند شیطان را متهم میکند که هوادار عجم و مخالف عرب است.
به لسان عرب ز سر تا بن/ این جهان آفریده گشت ز کن
این چنین شد که جز به لفظ عرب/ رب کلامی نیاورد بر لب
تا ابد گر ز رب پیام رسد/ به زبان عرب پیام رسد
هرکه خواهد ندیم رب گردد/ باید از بیخوبن عرب گردد
زین سبب ما که اهل ایرانیم/ با زبان عرب به زندانیم
م. سحر کاریکاتورهای گویایی از خواهران زینب، خوانندگان «سلام فرمانده»، بسیجیهای سرکوبگر، پاشندگان اسید به خانمهای بدحجاب، آخوندهای دزد و فاسق، مداحان پدوفیل و آقازادگانی که مدعی داشتن «ژن خوب» هستند، عرضه میکند:
کور شو، دور شو که دین داریم/ دست قهر اندر آستین داریم
در کف ماست دشنه و ساطور/ هدیه آسمان ز رب فخور
زانکه ما نور دیده اوییم/ به جهان برگزیده اوییم
خون ما سرخ و جنس ما مرغوب/ طبق آیات صاحب «ژن» خوب
چون چهل دزد قصه بغداد/ همه دزدیم و دزد آقازاد
که به تجویز اقتلوا، شیریم/ متکی بر چماق تکفیریم
بیشتر بخوانید
ایران: در راه دوباره ایران شدن
ایران: لولیتا و شهرآشوب و گزینه هفتم
مهسا، نماد آرزوهای ما ایرانیان برای زندگی در ایرانی امن، آزاد و مقتدر است
از «حوا تا مهسا» یک اثر بزرگ ادبی است که معرفیاش با یک بررسی کوتاه دشوار مینماید، اما چند نکته را میتوان یادآوری کرد. م. سحر در میان شاعران معاصرمان، که نسلی درخشان را تشکیل میدهند، تنها کسی است که در همه اشکال شعر فارسیــ از رباعی گرفته تا قصیدهــ جولان میدهد و غالبا در همه آن زمینهها به اوج میرسد. تسلط او بر زبان فارسی و معاییر اشعار الاعجم بهراستی مثالزدنی است. او هم میتواند در سطح جدل سیاسی روزنامهای جولان دهد و هم در عرصه گمانهزنیهای فلسفی، حتی در حد ناصر خسرو قبادیانی، عرض اندام کند.
م. سحر از معدود شاعران معاصر ماست. شاید بدین خاطر که هنگامی تولد یافت که شب «شعر نو»، «شعر منثور»، «شعر سفید»، «شعر هندسی» و دیگر تجربیات منتهی به بنبست فروکش کرده بود. بلوغ او در زمانی بود که ایرانیان زیر شوک انقلاب اسلامی، ناگهان در جستوجوی پناهگاهی ساخته از تاریخ و فرهنگ خسروانی برآمدند. در زمینه شعر این به معنای بازگشت به خویش بود، با فردوسی، عنصری، منوچهری، فرخی، خاقانی، سعدی، حافظ، نظامی و همانطور که ذکر شد، ناصر خسرو. اگر الگوی شعر برتر برای الف بامداد، شاعران نوپرداز فرانسوی مانند ژ.آ. کلانسیه، پل الوار و لوئی آراگون بودند، م. سحر و اکثر همنسلان او آنچه را خود داشتند، از بیگانه تمنا نمیکردند.
م. سحر پیامآور امید به آینده است و شناختن قدر هر لحظه از هستی را نیز توصیه میکند و از قول حوا، در واقع فلسفه خیام را بازگو میکند:
چندگاهی که مهلتی داریم/ بو که بیهودهاش نپنداریم
یک دو روزه که فرصتی با ماست/ به هدر دادنش نباید خاست
این یک امروز شاد باید زیست/ کاین بهاری که هست، فردا نیست
فصل عشق است و فرصتی محدود/ که به پایان رسید خواهد زود
بهر آن از بهشت دل کندم/ که ببندم به یار دلبندم
مهسا و مهساها زندهاند و سرچشمه زندگی در همه جلوههایش، از فیزیکی گرفته تا فرهنگی. پیام زیبای م. سحر «زن، آزادی، عشق» میتواند الهامبخش فصل آینده انقلاب مهسا باشد؛ فصلی که به پیروزی ملت ایران بر دشمنان خارجی و داخلیاش خواهد انجامید.
Independent Persian
@AmirTaheri4
عشق افسانه نیست، بنمایه است/ کاخ هستی بنا بر این پایه است
او سپس عشق را با آزادی پیوند میدهد:
راه عشق انسداد نپذیرد/ سلطه انقیاد نپذیرد
عشق همراه گوهر جان است/ بی وجودش، بهشت زندان است
این مسیر اندیشه با سخنان حوا، نخستین زن، نخستین مادر و تضمینکننده بقای بشریت، ادامه مییابد:
عوری حور و ستر حوا چیست/ سر پنهان این معما چیست
من که حوای عرصه خاکم/ زین سخن قاصر است ادراکم
که چرا شرمسار باید زیست/ دائمالاستتار باید زیست
م. سحر سپس به چهرهنگاری دختران و زنانی میپردازد که در راه آزادی نبرد کردهاند و گاه جان دادهاند. در بیش از ۳۰ بیت تکاندهنده، نام بیش از ۴۰ دختر جوان ایرانی را که به دست مزدوران آیتالله به قتل رسیدهاند، مییابیم. م. سحر مینویسد:
نامشان اگرچه گونهگون بودست/ عهد و پیمانشان به خون بودست
در زمستان سرد بیدادی/ آرزوشان بهار آزادی
شاعر با طنزی گزنده که گاه یادآور شاعرانی مانند ایرج میرزا و محمدعلی افراشته است، مواضع اصحاب فرقه خمینیه را در سرکوب زن به نام حجاب اجباری شرح میدهد:
خون زن هیچ، موی زن اصل است/ بند ناف خدا به آن وصل است
گر بقایی به کبریا بودست/ موی زن ضامن بقا بودست
شاعر گاه با بیرحمی خشمآلود و گاه با طنزی چشمکزن، به سراغ خرافات ادیان ابراهیمی بهویژه نسخه قلبشده اسلام شیعی میرود و در نمایشنامه «شیطان و خدا» که در پایان دیوان عرضه میشود، قادر متعال را محصول تخیل اعراب توصیف میکند. در آن نمایشنامه، خداوند شیطان را متهم میکند که هوادار عجم و مخالف عرب است.
به لسان عرب ز سر تا بن/ این جهان آفریده گشت ز کن
این چنین شد که جز به لفظ عرب/ رب کلامی نیاورد بر لب
تا ابد گر ز رب پیام رسد/ به زبان عرب پیام رسد
هرکه خواهد ندیم رب گردد/ باید از بیخوبن عرب گردد
زین سبب ما که اهل ایرانیم/ با زبان عرب به زندانیم
م. سحر کاریکاتورهای گویایی از خواهران زینب، خوانندگان «سلام فرمانده»، بسیجیهای سرکوبگر، پاشندگان اسید به خانمهای بدحجاب، آخوندهای دزد و فاسق، مداحان پدوفیل و آقازادگانی که مدعی داشتن «ژن خوب» هستند، عرضه میکند:
کور شو، دور شو که دین داریم/ دست قهر اندر آستین داریم
در کف ماست دشنه و ساطور/ هدیه آسمان ز رب فخور
زانکه ما نور دیده اوییم/ به جهان برگزیده اوییم
خون ما سرخ و جنس ما مرغوب/ طبق آیات صاحب «ژن» خوب
چون چهل دزد قصه بغداد/ همه دزدیم و دزد آقازاد
که به تجویز اقتلوا، شیریم/ متکی بر چماق تکفیریم
بیشتر بخوانید
ایران: در راه دوباره ایران شدن
ایران: لولیتا و شهرآشوب و گزینه هفتم
مهسا، نماد آرزوهای ما ایرانیان برای زندگی در ایرانی امن، آزاد و مقتدر است
از «حوا تا مهسا» یک اثر بزرگ ادبی است که معرفیاش با یک بررسی کوتاه دشوار مینماید، اما چند نکته را میتوان یادآوری کرد. م. سحر در میان شاعران معاصرمان، که نسلی درخشان را تشکیل میدهند، تنها کسی است که در همه اشکال شعر فارسیــ از رباعی گرفته تا قصیدهــ جولان میدهد و غالبا در همه آن زمینهها به اوج میرسد. تسلط او بر زبان فارسی و معاییر اشعار الاعجم بهراستی مثالزدنی است. او هم میتواند در سطح جدل سیاسی روزنامهای جولان دهد و هم در عرصه گمانهزنیهای فلسفی، حتی در حد ناصر خسرو قبادیانی، عرض اندام کند.
م. سحر از معدود شاعران معاصر ماست. شاید بدین خاطر که هنگامی تولد یافت که شب «شعر نو»، «شعر منثور»، «شعر سفید»، «شعر هندسی» و دیگر تجربیات منتهی به بنبست فروکش کرده بود. بلوغ او در زمانی بود که ایرانیان زیر شوک انقلاب اسلامی، ناگهان در جستوجوی پناهگاهی ساخته از تاریخ و فرهنگ خسروانی برآمدند. در زمینه شعر این به معنای بازگشت به خویش بود، با فردوسی، عنصری، منوچهری، فرخی، خاقانی، سعدی، حافظ، نظامی و همانطور که ذکر شد، ناصر خسرو. اگر الگوی شعر برتر برای الف بامداد، شاعران نوپرداز فرانسوی مانند ژ.آ. کلانسیه، پل الوار و لوئی آراگون بودند، م. سحر و اکثر همنسلان او آنچه را خود داشتند، از بیگانه تمنا نمیکردند.
م. سحر پیامآور امید به آینده است و شناختن قدر هر لحظه از هستی را نیز توصیه میکند و از قول حوا، در واقع فلسفه خیام را بازگو میکند:
چندگاهی که مهلتی داریم/ بو که بیهودهاش نپنداریم
یک دو روزه که فرصتی با ماست/ به هدر دادنش نباید خاست
این یک امروز شاد باید زیست/ کاین بهاری که هست، فردا نیست
فصل عشق است و فرصتی محدود/ که به پایان رسید خواهد زود
بهر آن از بهشت دل کندم/ که ببندم به یار دلبندم
مهسا و مهساها زندهاند و سرچشمه زندگی در همه جلوههایش، از فیزیکی گرفته تا فرهنگی. پیام زیبای م. سحر «زن، آزادی، عشق» میتواند الهامبخش فصل آینده انقلاب مهسا باشد؛ فصلی که به پیروزی ملت ایران بر دشمنان خارجی و داخلیاش خواهد انجامید.
Independent Persian
@AmirTaheri4
ایندیپندنت فارسی
امیر طاهری | بازخوانی انقلاب مهسا از دید یک شاعر
سه سال پیش هنگامی که مرگ یک دختر جوان در بیمارستانی در تهران مانند جرقهای در انبار باروت، خشم ایرانیان را علیه یک نظام ضدایرانی برانگیخت، کمتر کسی انتظار داشت حادثهای که ممکن بود جزو عادیات زندگی
👍36❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش ذره ای از شرافت این مرد، در کل اعضای تیم بود.
Mehrad
@AmirTaheri4
Mehrad
حاضرن هر لغتی رو برای رضاشاه دوم به کار ببرن بهجز لغت شاه!
#جاویدشاه
ERN 👑
@AmirTaheri4
❤50👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما افتخار میکنیم که این روزها برای آزادی ایران مبارزه کرده ایم و گفتیم ، زنده باد ایران ، زنده باد پادشاه .
چقدر حرفهای #فریدون_فرخزاد حال و روز این روزهای ماست .
#جاويدشاه_رمز_نجات_ایران
#KingRezaPahlavi
Sasan Rahimpour
@AmirTaheri4
چقدر حرفهای #فریدون_فرخزاد حال و روز این روزهای ماست .
#جاويدشاه_رمز_نجات_ایران
#KingRezaPahlavi
Sasan Rahimpour
@AmirTaheri4
❤67💯7👍6❤🔥3