برخی دوستان در دایرکت پرسیدهاند که چه میشود؟ در ادامه نظرم را عرض میکنم.
حکمرانی ج.ا از ۸۸ وارد چرخهی فرسایش شد.
حد فاصل ۹۲ تا ۹۶ فاز حکمرانی امنیتی را شاهد هستیم.
دی ۹۶ نقطه شکست مدیریت رضایت و ورود به فاز کنترل بود.
آبان ۹۸ پایان رسمی فاز حکمرانی و آغاز قطعی فاز کنترل است.
آبان ۹۸ به بعد بقای رژیم بر اساس توان سرکوب و ظرفیت مدیریت امنیتی اعتراضات تعریف میشود، وضعیتی که نهایتا به "چرخهی فرسایش کنترل" منجر شده است.
چرخهی فرسایش کنترل زمانی آغاز میشود که نظم امنیتی برای حفظ ثبات، ناچار است دائما سطح مداخله و سرکوب را بالا ببرد بدون آنکه ⬇️
محرکهای نارضایتی را کاهش بدهد. در این چرخه هر موج اعتراض سرکوب میشود اما هزینهی امنیتی سرکوب بیشتر از موج قبلی است. علتش هم این است که جامعه سازگارتر و در مقابل دستگاه کنترل فرسودهتر میشود.
تعطیلی کشور، قطع اینترنت، بازداشتها، مانورهای نمایش قدرت و غیره، ابزارهای کلاسیک ⬇️
مدیریت امنیتی هستند اما وقتی بهطور مکرر استفاده بشوند اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در مرحلهی پیشرفتهی چرخه فرسایش کنترل، بازدارندگی جای خود را به واکنش میدهد، یعنی حکومت دیگر پیشبینی و مهار نمیکند، بلکه صرفا بعد از وقوع سرکوب میکند.
⬇️
این دقیقا همان نقطهای است که اعتراضات از نظر زمانی کوتاهتر، اما از نظر جغرافیایی و گوناگونی اجتماعی گستردهتر میشود و پیشبینیپذیری امنیتی کاهش مییابد.
هر بار بازگشت اعتراضات به این معنی است که هزینه کنترل بالا رفته اما کارایی آن پایین آمده،
و این یعنی فرسایش کنترل.
⬇️
کشور تعطیل میشود اما پس از تعطیلات محرکهای اعتراض از بین نرفتهاند،بلکه قویتر از قبل حضور دارند.
در چنین شرایطی آرامش و سکون یک سیگنال امنیتی منفی است چون حاصل ثبات نیست بلکه نتیجه تخلیه موقت خشم و آمادهسازی جامعه برای موج بعدی اعتراضات است.
⬇️
در این مرحله سیستم امنیتی دیگر کنترلکنندهی بحران نیست بلکه صرفا دنبالکنندهی بحران است و ابتکار عمل به جامعه منتقل شده است.
(ما اکنون در همین نقطه قرار داریم)
ادامهی مسیر قطعا به اعتراضات پرتکرارتر، سرکوب پرهزینهتر و فرسایش سریعتر نظم امنیتی منجر خواهد شد.
⬇️
بعد از فرسایش سریع نظم امنیتی،دیگر مسئله این نیست که اعتراض میشود یا خیر،
مسئله این است که رژیم تا چه زمانی میتواند بدون از دست دادن کنترل مؤثر، هزینهی سرکوب اعتراضات را تأمین کند.
⬇️
اگر همزمان این سه مورد رخ بدهد:
بحرانها مهار نشود
اعتراضات تکرارشونده عادی شود
انسجام دستگاه کنترل(سازمان سرکوب) آسیب ببیند
رژیم وارد وضعیتی میشود که در ادبیات امنیتی به آن میگویند:
Loss of Effective Control
از دست دادت کنترل مؤثر.
⬇️
عملکرد اپوزوسیون،قدرتهای خارجی و مردم، فاکتورهایی هستند که بر زمانبندی این روند موثر هستند،ولی الگوی کلی همین است.
اگر دوست داشتید کتابهای چارلز تیلی از جمله کتاب "سیاست ستیزهجو" را مطالعه بفرمایید.
سگکشی
@AmirTaheri4
حکمرانی ج.ا از ۸۸ وارد چرخهی فرسایش شد.
حد فاصل ۹۲ تا ۹۶ فاز حکمرانی امنیتی را شاهد هستیم.
دی ۹۶ نقطه شکست مدیریت رضایت و ورود به فاز کنترل بود.
آبان ۹۸ پایان رسمی فاز حکمرانی و آغاز قطعی فاز کنترل است.
آبان ۹۸ به بعد بقای رژیم بر اساس توان سرکوب و ظرفیت مدیریت امنیتی اعتراضات تعریف میشود، وضعیتی که نهایتا به "چرخهی فرسایش کنترل" منجر شده است.
چرخهی فرسایش کنترل زمانی آغاز میشود که نظم امنیتی برای حفظ ثبات، ناچار است دائما سطح مداخله و سرکوب را بالا ببرد بدون آنکه ⬇️
محرکهای نارضایتی را کاهش بدهد. در این چرخه هر موج اعتراض سرکوب میشود اما هزینهی امنیتی سرکوب بیشتر از موج قبلی است. علتش هم این است که جامعه سازگارتر و در مقابل دستگاه کنترل فرسودهتر میشود.
تعطیلی کشور، قطع اینترنت، بازداشتها، مانورهای نمایش قدرت و غیره، ابزارهای کلاسیک ⬇️
مدیریت امنیتی هستند اما وقتی بهطور مکرر استفاده بشوند اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در مرحلهی پیشرفتهی چرخه فرسایش کنترل، بازدارندگی جای خود را به واکنش میدهد، یعنی حکومت دیگر پیشبینی و مهار نمیکند، بلکه صرفا بعد از وقوع سرکوب میکند.
⬇️
این دقیقا همان نقطهای است که اعتراضات از نظر زمانی کوتاهتر، اما از نظر جغرافیایی و گوناگونی اجتماعی گستردهتر میشود و پیشبینیپذیری امنیتی کاهش مییابد.
هر بار بازگشت اعتراضات به این معنی است که هزینه کنترل بالا رفته اما کارایی آن پایین آمده،
و این یعنی فرسایش کنترل.
⬇️
کشور تعطیل میشود اما پس از تعطیلات محرکهای اعتراض از بین نرفتهاند،بلکه قویتر از قبل حضور دارند.
در چنین شرایطی آرامش و سکون یک سیگنال امنیتی منفی است چون حاصل ثبات نیست بلکه نتیجه تخلیه موقت خشم و آمادهسازی جامعه برای موج بعدی اعتراضات است.
⬇️
در این مرحله سیستم امنیتی دیگر کنترلکنندهی بحران نیست بلکه صرفا دنبالکنندهی بحران است و ابتکار عمل به جامعه منتقل شده است.
(ما اکنون در همین نقطه قرار داریم)
ادامهی مسیر قطعا به اعتراضات پرتکرارتر، سرکوب پرهزینهتر و فرسایش سریعتر نظم امنیتی منجر خواهد شد.
⬇️
بعد از فرسایش سریع نظم امنیتی،دیگر مسئله این نیست که اعتراض میشود یا خیر،
مسئله این است که رژیم تا چه زمانی میتواند بدون از دست دادن کنترل مؤثر، هزینهی سرکوب اعتراضات را تأمین کند.
⬇️
اگر همزمان این سه مورد رخ بدهد:
بحرانها مهار نشود
اعتراضات تکرارشونده عادی شود
انسجام دستگاه کنترل(سازمان سرکوب) آسیب ببیند
رژیم وارد وضعیتی میشود که در ادبیات امنیتی به آن میگویند:
Loss of Effective Control
از دست دادت کنترل مؤثر.
⬇️
عملکرد اپوزوسیون،قدرتهای خارجی و مردم، فاکتورهایی هستند که بر زمانبندی این روند موثر هستند،ولی الگوی کلی همین است.
اگر دوست داشتید کتابهای چارلز تیلی از جمله کتاب "سیاست ستیزهجو" را مطالعه بفرمایید.
سگکشی
@AmirTaheri4
👍16❤9
به نظر بنده هم اگر همین حالا خامنهای را بزنند ج.ا سقوط میکند.
منتهای مراتب زدن خامنهای به راحتی زدن یک پالایشگاه نیست،
مقدمات اطلاعاتی و لجستیک چنین عملیاتی ماهها زمان نیاز دارد.
در فقره سلیمانی که هدفی به مراتب راحتتر و در دسترستر بود جمع آوری اطلاعات هفتهها
زمان برد و ضمنا عنصر غافلگیری هم وجود داشت.
در حال حاضر بحث غافلگیری منتفی است،
خامنهای از شروع جنگ ۱۲ روزه در مخفيگاه است،
دائم چابجا میشود،
معدود برنامههای عمومیاش هم با لحاظ کردن سپر انسانی است.
بعد از جنگ مدیران رده اول حاکمیت در دسترس نیستند، خامنهای که بماند.
اگر اسراییل تصمیم سیاسی این اقدام را بگیرد و ظرف روزهای آینده با موفقیت اجرا کند از نقطه نظر اطلاعاتی و نظامی یک شاهکار به تمام معناست.
به دلیل این محدودیتها برداشت من این است که نباید اعتراضات را به زدن خامنهای گره زد چون انفعال ایجاد میکند.
البته باید توجه داشت که حتی اگر این اعتراضات به دلیل سرکوب متوقف شود، پروژه زدن خامنهای متوقف نمیشود.
هر زمان هم که بزنند پشتبندش اعتراضات استارت میخورد.
این ورود مردم به اعتراضات فاکتور مهمی است و حتما طراحیها را تحت تاثیر قرار میدهد.
سگکشی
@AmirTaheri4
منتهای مراتب زدن خامنهای به راحتی زدن یک پالایشگاه نیست،
مقدمات اطلاعاتی و لجستیک چنین عملیاتی ماهها زمان نیاز دارد.
در فقره سلیمانی که هدفی به مراتب راحتتر و در دسترستر بود جمع آوری اطلاعات هفتهها
زمان برد و ضمنا عنصر غافلگیری هم وجود داشت.
در حال حاضر بحث غافلگیری منتفی است،
خامنهای از شروع جنگ ۱۲ روزه در مخفيگاه است،
دائم چابجا میشود،
معدود برنامههای عمومیاش هم با لحاظ کردن سپر انسانی است.
بعد از جنگ مدیران رده اول حاکمیت در دسترس نیستند، خامنهای که بماند.
اگر اسراییل تصمیم سیاسی این اقدام را بگیرد و ظرف روزهای آینده با موفقیت اجرا کند از نقطه نظر اطلاعاتی و نظامی یک شاهکار به تمام معناست.
به دلیل این محدودیتها برداشت من این است که نباید اعتراضات را به زدن خامنهای گره زد چون انفعال ایجاد میکند.
البته باید توجه داشت که حتی اگر این اعتراضات به دلیل سرکوب متوقف شود، پروژه زدن خامنهای متوقف نمیشود.
هر زمان هم که بزنند پشتبندش اعتراضات استارت میخورد.
این ورود مردم به اعتراضات فاکتور مهمی است و حتما طراحیها را تحت تاثیر قرار میدهد.
سگکشی
زدنِ خامنهای همزمان با اعتراضات، از نظر روحی/نظامی/استراتژیک/ایدئولوژیک بسیار معنادار و تاثیرگذاره
فرصتی کمنظیر برای سنجش عیارِ ادعاهای نتانیاهو در سخنرانیهای مکرّرش خطاب به مردم ایران
اگر خامنهای را نزنند معنایش برای من یک چیز است؛
اولویتشان صرفاً هستهای/بالستیک/نیابتی است
Sam F. Noori
@AmirTaheri4
❤7👍3