Amir Taheri امیر طاهری
7.01K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
یارو ترامپ براش پیام شخصی تبریک تولد میفرسته، میتونه تبدیل شه به بزرگترین لابی شما در تیم ترامپ، ایرانی‌الاصله، برای پهلوی احترام قائله، اما بادمجان دور‌قاب‌چین ایرانی با سابقه مدیریت جز در آموزش‌و‌پرورش آخوند بهش میگه "پاتریک ماتریک" چون به رییسشون گفته آقا داری اشتباه میزنی.

LibAntiL / لیبانتیل


متوجهم که میخواین همه جوره از شاه حمایت کنین ولی رفقا این دوستمون با امیراعتمادی و شاهین نجفی یه نمور فرق میکنه، طرف کسیه که ترامپ رفت نشست پادکستش قبل انتخابات، بعد هم که رییس جمهور شد به طرف زنگ زد از پشت میز رییس جمهوری تولدش رو تبریک گفت. یارو رسما میتونه لابی کنه براتون

Fresh_AblimoOo)


به این پاتریک‌‌ماتریک‌ها که در واقع «باج‌نیوز» هستند، به اندازه آب بینی یک بز بها ندهید. آنها بنده توجه و پول هستند و اگر تلفن‌ آنها را جواب ندهی، حرف‌های قبلی خود را در کوزه گذاشته و علیه شما حرف می‌زنند.

ملت ایران در خیابان‌های کشور تعیین کننده‌اند.

#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده

nejat.bahrami نجات بهرامی


@AmirTaheri4
👍94🔥1
این یک "اتفاق" نیست، یک "عادت" است!

🔻 سال ۹۵: دعوت سنا را رد کرد (بهانه: نگفتن لقب اعلیحضرت!)
🔻 پارسال: کنفرانس CPAC را لغو کرد (بهانه: بیماری مادر)
🔻 امسال: پیام واسطه‌ی ترامپ را "سین" کرد و جواب نداد

senator 👑 ☼𓃬

پاتریک بت-دیوید افشا کرد!🤦🏻‍♂️
شاهزاده رضا پهلوی حتی حاضر نیست برای دیدار با ترامپ یک پیام را جواب بدهد!
پاتریک فاش کرد: "جمعه پیش ساعت ۱۲:۰۸ به او پیام دادم تا مقدمات دیدار را فراهم کنم. پیام را دید (Seen)، اما جواب نداد.
@PahlaviReza
@patrickbetdavid

senator 👑 ☼𓃬


@AmirTaheri4
👍15🔥43🤔3🤯1
رهبران جمهوری اسلامی و حامیان‌شان درغرب مانند شترمرغ عمل می‌کنند که سرش را در شن فرو می‌برد. آن‌ها خود را فریب می‌دهند با این ادعا که قیام ضدرژیم دربیش از ۷۰ شهر ایران پایان یافته و اوضاع به حالت عادی بازگشته است.متأسفانه، بخش قابل توجهی از رسانه‌های غربی این دروغ راترویج می‌کنند



Islamic Republic leaders & apologists in the West act as an ostrich burying its head in the sand. They delude themselves by claiming the anti-regime uprising in more than 70 Iranian cities has ended & things are back to normal.
Sadly,a good part of Western media peddle that lie.

Amir Taheri


@AmirTaheri4
14👍7🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وعده افزایش حقوق برای آرام کردن اعتراضات از سوی نیکلای چائوشسکو، رهبر رومانی، در آخرین سخنرانی پیش از سرنگونی حکومت و تیرباران (۳۰ آذر ۱۳۶۸)

حافظه تاریخی

@AmirTaheri4
🔥16🤩21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
دکتر رضا تقی‌زاده، تحلیلگر مسائل سیاسی می‌گوید اعتراضات سراسری ایرانیان، در صورت فعال شدن نهادهای اجتماعی داخل ایران، ازجمله جنبش دانشجویی و انجمن‌های بازاریان می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر مردم به زانو درآورد.
آقای تقی‌زاده معتقد است، جمهوری اسلامی که در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخ خود قرار دارد، تلاش می‌کند تا راهی برای فرار از بحران بیابد. به این‌ترتیب، احتمال کودتا یا برکناری دولت ناتوان و بی‌تجریه مسعود پزشکیان مطرح می‌شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به شعارهای مردم در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و اعلام آمادگی او برای رهبری دوران گذار از جمهوری اسلامی می‌گوید ترجیح عمومی بر این است که جمهوری اسلامی به دست خودم مردم و بدون دخالت نیروی خارجی، سرنگون شود.

#اعتراضات_ملی #ایران #ایندیپندنت_فارسی


@AmirTaheri4
41👍7🔥2
‏یک «نه» بزرگ به ملاها
تظاهرات امروز ایرانیان طرفدار پادشاهی در ‎#مونیخ ۲۵۰,۰۰۰ نفر را جذب کرد، که رکورد تمام دوران در تاریخ آلمان پس از جنگ جهانی دوم است.
رکورد قبلی مربوط به تجمع برای شنیدن سخنرانی رئیس‌جمهور ایالات متحده جان اف. کندی در برلین غربی در ژوئن ۱۹۶۳ بود که ۱۲۰,۰۰۰ نفر را جذب کرد.
#جاویدشاه


@AmirTaheri4
👌5337👍10🔥3🤷‍♂1
حرومزاده‌های جمهوری اسلامی برای دادگاه‌های نمایشی‌شون یک بخشی دارند به‌نام "بخش گریم مجرمانه".
بچه‌های اسیر شده‌ی مردم رو میگیرن قیافه‌هاشون رو شبیه خلافکارهای سابقه‌دار گریم میکنن و بعد میفرستن دادگاه تا جرم‌هایی که بهشون بستن، برای احمقهای ساده‌لوح باورپذیر بشه
#احسان_حسینی_پور

🔗 Sheldon (@patrick_jane77)

📲 @twittervid_bot

‏--------------------‏-
🖥 خرید سرور مجازی با سرو دیتا
👍27🔥9😱93
امیر طاهری:
آمریکا و گزینه‌هایی که روی میز می‌ماند

۲۴. بهمن ۲۵۸۴

«همه گزینه‌ها روی میز است!» این جمله را نخستین بار کی شنیدید؟ من این جمله را برای اولین بار چند روز پس از حمله دانشجویان «خط امام» به سفارت آمریکا از جیمی کارتر، رئیس‌جمهوری وقت ایالات‌متحده، شنیدم که آن را با تکان دادن انگشت زنهار در برابر دوربین‌های تلویزیونی، شلیک می‌کرد. جمله جالبی بود، زیرا در حالی که لباس عزم جزم بر تن داشت، می‌شد دید که برهنه است. در دهه‌هایی که گذشت، همین جمله را از تمامی روسای جمهوری آمریکا‌، رونالد ریگان، جورج بوش پدر، بیل کلینتون، جورج بوش پسر، باراک اوباما، جو بایدن و البته دونالد ترامپ شنیده‌ایم؛ البته هر یک با لحنی متفاوت.

کارتر در حالی که از «همه گزینه‌ها» سخن می‌گفت، سرش را به علامت تأسف تکان می‌داد. مثل اینکه می‌خواست بگوید حیف شد که من و آیت‌الله که هر دو مردان مؤمن هستیم، نتوانستیم باهم کارکنیم. مگر من دو نامه تقریباً عاشقانه برای آیت‌الله ننوشته بودم؟ مگر من با اعزام رمزی کلارک و جورج بال همراه با چند مأمور دو تابعیتی به نوفل‌لوشاتو، قول نداده بودم که دوست خوبی برای انقلاب اسلامی باشم؟ مگر مشاور امنیتی من، زبیگنیو برژینسکی، در دیدار با نخست‌وزیر آیت‌الله یعنی مهدی بازرگان، قول نداد که آمریکا بهترین دوست رژیم جدید در تهران خواهد بود؟

ریگان که پیش از انتخابات آمریکا با «امام» در تماس غیرمستقیم بود تا آزادی گروگان‌ها به تعویق افتد، عبارت «همه گزینه‌ها» را با لحن تهدیدآمیز بیان می‌کرد، اما در همان حال برنامه قاچاق اسلحه به تهران را با کمک اسرائیل پیش می‌برد و هدایایی مانند یک کیک به شکل کلید، یک هفت‌تیر کلت و یک جلد از انجیل با جلد چرمی برای آیت‌الله می‌فرستاد.

جورج بوش پدر حتی پیش از انتخاب، با آیت‌الله در تماس بود. آن‌هم تماس دوشاخه‌ای؛ یک شاخه مربوط می‌شد به تماس با میرحسین موسوی خامنه، نخست‌وزیر وقت امام، و یک شاخه دیگر وصل می‌شد به حجت‌الاسلام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی که برای مدتی کوتاه «مرد نیرومند» آینده در تهران تصور می‌شد.

بیل کلینتون از همه «گزینه‌ها» یکی را برگزید: عذرخواهی از جمهوری اسلامی ایران برای صدماتی که «فرهنگ و تمدن غربی» به ایران زده بود، همراه با این ادعای غریب که رهبران جمهوری اسلامی سیاست‌هایشان نزدیک‌تر است به سیاست‌های حزب دموکرات.

جورج بوش پسر به تشویق تونی بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس، معتقد شده بود که جمهوری اسلامی با «رهبر جوان» پس از خمینی، می‌تواند بهترین متحد ایالات‌متحده در خاورمیانه شود و همکاری‌هایی را که در سطح تاکتیکی در جنگ‌های افغانستان و عراق ارائه داده بود، در مقیاسی وسیع‌تر به مرحله فرابردی برساند. در بیانیه‌ای که خانم کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت، انتشار داد، حتی یک کلمه در مورداحترام به حقوق بشر مردم ایران دیده نمی‌شد.

اوباما، از سوی دیگر، به‌راستی هم‌رزم آیت‌الله‌های تهران بود. او آمریکا را قدرتی امپریالیستی می‌دانست که می‌بایستی تقاص پس بدهد. اوباما کل مسئله ایران را که در واقع مربوط می‌شود به تسلط یک نظام ضدانسانی بر یک ملت بزرگ و متمدن را تقلیل داد به مسئله خیالی اتمی شدن ایران و راه را برای دو دهه نمایش مذاکراتی یا مذاکرات نمایشی به عنوان «گزینه» برتر باز کرد.

بایدن، از سوی دیگر، لااقل در لحظه‌هایی که هنوز بیدار بود، همان سیاست اوباما را ادامه داد، بی‌آنکه عبارت «همه گزینه‌ها» را فراموش کند.

ترامپ در دور اول، چنان سرگرم الاکلنگ سیاسی داخلی بود که چندان توجهی به مسائل خارجی نداشت، اما او نیز هرگاه با پرسشی درباره ایران خود را در منگنه می‌دید، به همان عبارت «همه گزینه‌ها» متوسل می‌شد.

جورج شولتز، یکی از داناترین مردان سیاسی آمریکا در سال‌های اخیر، اندکی پس از پایان خدمتش به‌عنوان وزیر خارجه ریگان، به این نتیجه رسیده بود که جمهوری اسلامی مانند مرض قندی می‌ماند که قابل معالجه نیست، اما اگر دارودرمانی شود، شما را نخواهد کشت. به همین سبب او فکر می‌کرد که انقلابیون اسلامی تهران را باید به حال خودشان گذاشت تا در سوپ خود بجوشند.

مشکل اینجا بود که انقلابیون اسلامی تهران حاضر نبودند از ضدیت با آمریکا دست‌بردارند، زیرا بدون این ضدیت، به قول محمدجواد ظریف، تنزل می‌یافتند به سطح کشوری مانند پاکستان که اسلامی است، اما کسی به آن توجه ندارد.

امیر طاهری
امیر طاهری
از سوی دیگر، آیت‌الله‌ها آمریکاستیزی را برای حفظ مؤتلفان چپ‌گرا و مصدقی‌چی خود ضروری می‌دانستند. در سطح بین‌المللی، نیز آمریکاستیزی به آیت‌الله‌ها امکان می‌داد که از حمایت چپ جهانی و جهان‌سومی‌ها برخوردار شوند.


@AmirTaheri4
24🔥5👍1
بدون ژست آمریکا‌ستیزی، ممکن نبود کسانی مانند فیدل کاسترو، کیم ایل سونگ، رابرت موگابه، معمر القذافی و البته گروهک‌های اسلامی‌ــ از اخوان‌المسلمین گرفته تا پدران داعشی آینده جمهوری اسلامی را هم‌رزم خود بخوانند.

مسئله هنگامی پیچیده‌تر شد که مخالفان ایرانی نظام ولایت‌فقیه نیز کل استراتژی خود را پیرامون گمان‌زنی درباره سیاست آمریکا شکل دادند. مرحوم شاپور بختیار، نخستین مخالف رژیم ولایتی در تبعید، از ایالات‌متحده به‌عنوان «رهبر جهان آزاد» درخواست کمک کرد. پس از او، مرحوم ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، در دیداری با جوزف فینچ در پاریس، به واشنگتن پیام داد: نگذارید غاصبان قدرت در تهران آزادی ایرانیان را از بین ببرند و سپس در کنار شوروی، با کل دنیای آزاد بجنگند.

از دید تمامی مخالفان تبعیدی آیت‌الله‌ها، آنچه آمریکا می‌خواهد، تبدیل شد به دغدغه اصلی. مرحوم علی امینی در دیداری با شش روزنامه‌نگار تبعیدی ایرانی در پاریس، تأکید کرد: از دید ما همه‌چیز برای نجات ایران آماده است. فقط منتظر چراغ سبز آمریکا هستیم! چراغ سبزی که هرگز روشن نشد.

در طی دهه‌ها، آنچه بر سر بسیار گروه‌های سیاسی تبعیدی آمده بود، بر سر ایرانیان تبعیدی نیز آمد: بدل شدن به گروه‌های لابی‌گر در آمریکا.‌

لابی‌گری در آمریکا از دوران ریاست‌جمهوری اندرو جکسون آغاز شد. هنگامی‌که او در «لابی» هتل بزرگ روبروی کاخ سفید می‌نشست و هم‌زمان با صرف چای، به گروه‌های لابی‌گر گوش می‌داد. آمریکا از آنجا که دست‌کم به‌ظاهر، متعلق به هیچ فرد، دودمان، قوم و امپراتوری خاصی نبود، می‌شد در جهت منافع هر فرد، دودمان، قوم یا حتی امپراتوری به خدمت گرفته شود. در طی نزدیک به یک قرن، لابی‌گری به‌صورت یک بیزینس چند میلیارد دلاری درآمد، با استخدام ده‌ها هزار عضو تمام‌وقت و صدها هزار نیمه‌وقتی که سیبیل‌شان چرب می‌شد.

طبیعی است که لابی‌گر پس از مدتی، خودش جزئی از مشکل می‌شود، زیرا برای حفظ خود، ناچار است هم به صاحب‌نفوذان آمریکایی توجه کند و هم به عناصر داخلی و خارجی که چک‌ها را امضا می‌کنند. پس از مدتی، لابی‌گری گرامر خود را پیدا می‌کند که متکی بر اصل حفظ خویش است. اگر هدف لابی‌گری تأمین شود، دیگر نیازی به لابی‌گر نیست؛ این یعنی خودکشی لابی‌گر. از سوی دیگر، اگر هدف نزدیک به تأمین شدن جلوه نکند، کسی چک‌ها را امضا نخواهد کرد. در نتیجه، حفظ وضع موجود، دانسته یا ندانسته، تبدیل می‌شود به هدف واقعی لابی‌گر.

نخستین نمونه لابی‌گری در سطح وسیع در تغییر سیاست خارجی، به رهبری خانم چیانگ‌شک، رهبر ملی‌گرای چین، شکل گرفت. مادام چیانگ که مسیحی بود، نماینده قشر مهمی از غرب‌گرایان چین بود که به رهبری برادرش سون یات‌سن، نخستین جمهوری را در چین برقرار کردند. در آغاز جنگ داخلی چین با مارشال چیانگ در اردوی ملیون و مائو زدونگ در اردوی کمونیست‌ها، لابی خانم چیانگ از حمایت اکثریت عناصر با نفوذ سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا برخوردار شده بود.

در آن زمان نیز پرزیدنت هری ترومن از «همه گزینه‌ها روی میز» می‌گفت و تصور می‌شد که ایالات‌متحده با یک دخالت نظامی کوتاه و کم‌هزینه، جنگ داخلی چین را به سود اردوی ملیون تمام خواهد کرد، اما همه گزینه‌ها روی میز ماند و ارتش آزادی‌بخش خلق به رهبری مائو، وارد پکن شد و مارشال چیانگ به جزیره تایوان گریخت.

دومین سری از فریب‌خوردگان «همه گزینه‌ها» گروه‌های ضد کمونیست بودند که با فرار از اروپای خاوری و مرکزی که زیر سلطه استالین قرارگرفته بود، در جست‌وجوی منجی به آمریکا آمده بودند که با آغاز جنگ سرد، تبلیغات آمریکایی از رادیو آزادی و رادیو اروپای آزاد، آنان را به شورش علیه نظام تحمیلی استالین تشویق می‌کرد و تلویحاً «همه گزینه‌ها روی میز» را به‌عنوان ضمانت‌نامه ارائه می‌داد.

مخالفان سلطه استالین در اروپای خاوری و مرکزی به امید دخالت آمریکا که در آن زمان تنها حکومت‌نظامی جدی جهان به شمار می‌آمد، چندین شورش قهرمانانه در جمهوری‌های بالت، لهستان و مجارستان برپا کردند، اما پس از ده‌ها هزار کشته، معلوم شد که از دید واشنگتن، همه گزینه‌ها روی میز مانده‌اند.

در دوران ریاست‌جمهوری جان کندی، نبرد قدرت در کرملین شدت گرفته بود. در حالی که شعله‌های شورش در اروپای اشغال‌شده، به‌ویژه در آلمان شرقی، از زیر خاکستر سر برمی‌آورد. کندی در سخنرانی معروف خود در برلن غربی، خود را «یک برلینی» معرفی کرد؛ عبارتی که از دید لابی‌گران آلمانی در واشنگتن، به‌عنوان چراغ سبز برای قیام تلقی شد، اما چراغ سبز پس از چند دقیقه چشمک زدن، خاموش شد، صدها قیام‌گر آزادی کشته شدند و هزاران تن دیگر به زندان رفتند، اما نظام استالین در پس دیوار بزرگ آهنین خود باقی ماند.

در ۱۹۶۸ میلادی همین تجربه شوم در چکسلواکی در متن «بهار پراگ» تکرار شد: کشته شدن هزاران قیام‌کننده آزادی‌خواه به امید رسیدن کمک از آمریکا.


@AmirTaheri4
13🔥2
در جریان جنگ داخلی ویتنام، بین اردوی کاتولیک‌ــ‌بودایی جنوب به رهبری نگو دین دیم و اردوی کمونیستی ناسیونالیستی شمال به رهبری هوشی‌مینه، لابی جدی به سرکردگی مادام نهو در واشنگتن، موفق شد آمریکا را در زمان ریاست‌جمهوری کندی به معرکه بکشاند، اما این بار گزینه‌ای که کندی از روی میز برداشت، اجرای یک کودتا علیه دین دیم بود، با این تصور که یک «نیروی سوم» با حمایت آمریکا می‌تواند جنگ را ببرد و ویتنام جنوبی را به اردوگاه «جهان آزاد» بکشاند.

در مقیاسی وسیع‌تر، رهبران گوناگون ایالات‌متحده بارها بهترین و نزدیک‌ترین متحدان خود را در لحظات حساس رها کرده‌اند. در جنگ استقلال الجزایر که با کمک اتحاد شوروی، از طریق متحدان عربش در مصر، آغاز شد، هدف مسکو درگیر کردن ارتش فرانسه، دومین ارتش بزرگ پیمان آتلانتیک شمالی، بود. دولت‌های سوسیال‌دموکرات فرانسه برخلاف ژنرال دوگل و یارانش، آینده فرانسه را به‌عنوان متحد سرسخت آمریکا ترسیم می‌کردند، اما خیلی زود روشن شد که کندی نه‌تنها کمکی به فرانسه نخواهد کرد، بلکه وزن سیاسی و دیپلماتیک آمریکا را در خدمت استقلال الجزایر به کار خواهد برد.

پیش از آن، پرزیدنت دوایت آیزنهاور پس از بررسی «همه گزینه‌ها»، تصمیم گرفت که وادار کردن بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به پایان جنگ علیه مصر در ۱۹۵۶ مانع از آن شود که سه متحد آمریکا به پیروزی برسند و رژیم جمال عبدالناصر را سرنگون کنند.

در دهه‌های بعد، شاهد موارد بسیاری از بی‌وفایی ایالات‌متحده به متحدان و ستایشگران «رویای آمریکایی» بوده‌ایم. کردهای عراق علی‌رغم دهه‌ها خدمت صادقانه به آمریکا و اسرائیل و علی‌رغم داشتن لابی نیرومند در واشنگتن، ناگهان به حال خود رها شدند. حتی هنگامی که صدام حسین هزاران تن را در حلبچه با سلاح شیمیایی کشت، در واشنگتن «همه گزینه‌ها» روی میز ماند.

گاه حتی نیرومندترین لابی‌ها نمی‌توانند رهبران آمریکا را وادارند که بهترین گزینه را از روی میز بردارند. کندی از طریق «سیا»، ماجرای خلیج خوکان را برای پایان دادن به سلطه فیدل کاسترو در کوبا به راه انداخت. در نبردی که درگرفت، هزاران رزمنده آزادی‌خواه کوبایی که به امید حمایت آمریکا وارد نبرد شده بودند، جان باختند. اتحاد شوروی در کنار کاسترو ماند، اما طرف آمریکایی به کمک هزاران متحد کوبایی خود نیامد.

منظور از آنچه در بالا ذکر شد، سرکوفت زدن به آمریکا نیست. رهبران آمریکا به گفته تیپ اونیل که سال‌ها رئیس کنگره بود، در هر تصمیم‌گیری سه مسئله را در نظر می‌گیرند: ۱‌ــ کاری که می‌کنیم، در پئوریا چگونه دیده خواهد شد؟ پئوریا شهرکی است در غرب آمریکا و منظور اونیل عکس‌العمل رأی‌دهندگان آنجا است. ۲‌ــ کاری که می‌کنیم، چه سودی برای خود ما و حزب ما خواهد داشت؟ ۳‌ــ کاری که می‌کنیم، چه سودی برای کل آمریکا خواهد داشت؟

اگر این سه عامل در کار نباشند، احتمال دخالت آمریکا برای خشنودی لابی‌گران اندک خواهد بود. در بهترین موارد، آمریکا ممکن است گزینه «تحریم» اقتصادی و ویزایی را برگزیند، اما تحریم‌ها هرگز کمکی به پیروزی نیروهای آزادی‌خواه نکرده‌اند و نتیجه‌ای جز افزودن بر مشقات مردم تحریم شده نداشته‌اند.

بدین‌سان بر خلاف بسیاری از هم‌میهنان که به دونالد ترامپ به خاطر خودداری از وفای به عهد در مورد ایران، حمله می‌کنند، روش او را ادامه روش همیشگی رهبری ایالات‌متحده می‌بینم. در ماه‌های پایانی دیکتاتوری نیکلای چائوشسکو، دولت آمریکا اخطار کرد که اگر کشتاری صورت گیرد، مداخله می‌کند، اما سرکوبگران چائوشسکو در ۴۸ ساعت، بیش از شش هزار تن را در تیمیشوارا کشتند، در حالی که در واشنگتن، هیچ گزینه‌ای از روی میز برداشته نشد.

اوباما با قاطعیت گفت اگر بشارالاسد سلاح شیمیایی به کار گیرد، آمریکا دخالت خواهد کرد، اما بشارالاسد هزاران تن را با همان سلاح کشت، بی‌آنکه باراک حسین گزینه‌ای را از روی میز بردارد.

در هر حال موضع‌گیری ترامپ از آغاز پرسش انگیز بود. او گفت: اگر کشتاری صورت گیرد، به کمک مردم ایران خواهد آمد! خوب توجه کنید: اگر کشتار صورت گرفته است، دیگر نیازی به کمک نیست، اما اگر کشتار صورت نگرفته است، بازهم نیازی به دخالت نیست. در هر حال در هر دو مورد، ابتکار عمل در دست آقای خامنه‌ای و سرکوبگران اوباقی می‌ماند. اینکه بگوییم کشتار صورت گرفته، اما به من قول داده‌اند که اعدام نکنند، عذر بدتر از گناه است.

درسی که باید بگیریم این است: روی آنچه در کنترل خودمان نیست، حساب نکنیم! با تکیه به نیروی خودمان برای پیروزی نبرد کنیم. صورتحساب باخت‌ها را خودمان بپردازیم. هر شکست موضعی را تبدیل کنیم به درسی برای رسیدن به پیروزی نهایی که حتمی است.

@AmirTaheri4
37👍21🔥2👏2😁1