This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری :
نظام مشروطه پادشاهی مناسب ترین گزینه است برای ایران و از لحاظ فرهنگی و تاریخی کمک بسیار زیادی میتواند به ایران کند.
@AmirTaheri4
نظام مشروطه پادشاهی مناسب ترین گزینه است برای ایران و از لحاظ فرهنگی و تاریخی کمک بسیار زیادی میتواند به ایران کند.
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر ناب و دیدنی از استاد امیر طاهری در یکی از آخرین مصاحبههای مطبوعاتی آریامهر شاهنشاه
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
نقدی به کتاب جک استراو «کار کارِ انگلیسیهاست!» و سیاستهای انگلیس در ایران
دکتر امیر طاهری:
زبون روشنفکران ایرانی و گروه زبدگان حکومت ایرانی فرانسوی بود نه انگلیسی! یعنی خیلی اغراق کردن انگلیسیها خودشون بزرگ جلوه بدن
البته در سه مورد اینها به ما کلکزدن مورد اول جریان ترکمن چای بود که اینها یک گاوبندی با روسیه تزاری کردن و این عهدنامه رو به ما تحمیل کردن دومیش عهدنامه پاریس بود ۱۸۵۶ راجع به هرات بود که با نیرو فرستادن به بوشهر و تهدید اینها که اون موقع هم میدونید رهبران ایران فاسد و فاقد اعتماد به نفس بودن تسلیم شدن امضاء کردن
مجموع این کار رو نگاه کنید به نظر من انگلیسیها با کمک خودمون البته خیلی نقششون بزرگ کردن که اینها مثلا سرنوشت ساز بودن در حالی که اگه نگاه بکنید در تماسهای ما با جهان بیرون یعنی به خصوص با اروپا نویسندههای فرانسوی ترجمه میشدن نویسندههای انگلیسی هنوزم ترجمه نشدن خیلی از نویسندههای بزرگشون نویسندههای روسی ترجمه میشدن نویسندههای آمریکایی از سال۱۹۵۰ به بعد ترجمه میشدن خود شکسپیر معروف هنوز تمام آثارش به فارسی ترجمه نشده! یعنی در این زمینه خیلی خیلی اغراق شده
ولی اینجا به نظر من ایشون اشتباه میکنه در تشخیصش چون ایران خوشبختانه ایران یک ملت پرشور و خلاق و پر از انرژی و فوران آفرینش هست الان اینو ایشون متوجه نیست زندگی ایران خلاصه نمیشه در روحانیت تشیع! تازه خود این رژیم هم نماینده روحانیت تشیع نیست چهار پنج هزار تا روحانی در این جریان شرکت دارند امامجمعهها و مقامات دولتی که اینها بیشتر مقامات سیاسی شدن اکثریت روحانیت شیعه با این رژیم مخالفه روحانیون نجف اصلا حاضر نیستن برن ایران به خاطر اینکه نمیخوان جمهوری اسلامی ببینند! شهر قم الان یکی از پایگاههای مبارزه با رژیم کنونی شده !بنابراین اگه اینها رو نبینیم دلیلش چیه!؟ دلیلش اینکه یه عدهای در غرب احتمالا آقای استراو جزوشون هست! فکر میکنن که ما یک نوع بشریت خاصی هستیم که استعداد دموکراسی نداریم استعداد اینکه در یک دنیای امروزی زندگی کنیم نداریم
این یک گرفتاری بزرگه در نتیجه ما بایستی همیشه یک قیم داشته باشیم و این چیزی بود که خانم لمپتون هم میگفت مثل یک افراد نابالغی هستیم که یه آقابالاسری همیشه داشته باشیم و با همین تز بود که اصلا امپریالیسم شروع شد که ما باید بریم این کشورهای عقبمونده رو وارد آمدن بکنیم اینها سرپرست لازم دارن و این نظریه به اشکال مختلف مونده
درحال حاضر به دو شکل درمیاد
یک شکل این است که من اسمش گذاشتم «امپریالیسم هرور» که هرچیزی خوبی هست در جهان سوم ما اروپاییها ما آمریکایی ها درست کردیم اگه ما نبودیم مگه ممکن بود مثلا هند راهآهن داشته باشه یا ارتش ایران توپخونه داشته باشه
بعد یه امپریالیسم دیگه هست من اسمش گذاشتم «امپریالیسم عذاب وجدان» که هر کار بدی که این کشورهای جهان سوم هرکاری بدی که کردن ما مسئولش بودیم مثلا شاه اومده مصدق تعیین کرده نخست وزیر بعد مصدق اخراج کرده دو دفعه هم اینکار کرده ولی ما امپریالیستها بودیم باعث شدیم این مرد دموکرات و مبارز و مصدق برکنار بشه! و عذاب وجدان داریم! این دو نوع امپریالیسم دو شکل مختلف هست ولی نتیجه چیه؟ حذف بنده و جنابعالی! یعنی بنده و آقای اعتمادی کارهای نیستیم حتی در داستان خودمون یعنی بنده و آقای اعتمادی حق نداریم خودمون اشتباه بکنیم اصلا ما آدم نیستیم! ما مفعول تاریخیم این بدترین توهین هست ولی خب ایران هم مثل انگلیسه فرق نمیکنه من موقعی که اومدم به انگلیس در مدرسه شبانه روزی بعد یک مدت دیدم نه تنها از همه شاگردهای دیگه بهترم برای اینکه آموزش ایرونی بهتر از اینها بود هیچ دلیلی نداره خیال کنم اینها فرشته هایی هستن از آسمون افتادن!
اینها همچنان این فکر میکنن
میگن آقای طاهری از ایران اومدین رنج بردید! ما مصدق برکنار کردیم! این یک گرفتاری بزرگه با ما هم مثل افراد مساوی رفتار بکنید ما اشتباه میکنیم کارهای خوب هم میکنیم کارهای بد هم میکنیم خودمون هم صورتحساب خودمون میپردازیم! از شما هم چیزی نمیخوایم و کاری به کار ما نداشته باشید و این مسئله اساسی است.
@AmirTaheri4
دکتر امیر طاهری:
زبون روشنفکران ایرانی و گروه زبدگان حکومت ایرانی فرانسوی بود نه انگلیسی! یعنی خیلی اغراق کردن انگلیسیها خودشون بزرگ جلوه بدن
البته در سه مورد اینها به ما کلکزدن مورد اول جریان ترکمن چای بود که اینها یک گاوبندی با روسیه تزاری کردن و این عهدنامه رو به ما تحمیل کردن دومیش عهدنامه پاریس بود ۱۸۵۶ راجع به هرات بود که با نیرو فرستادن به بوشهر و تهدید اینها که اون موقع هم میدونید رهبران ایران فاسد و فاقد اعتماد به نفس بودن تسلیم شدن امضاء کردن
مجموع این کار رو نگاه کنید به نظر من انگلیسیها با کمک خودمون البته خیلی نقششون بزرگ کردن که اینها مثلا سرنوشت ساز بودن در حالی که اگه نگاه بکنید در تماسهای ما با جهان بیرون یعنی به خصوص با اروپا نویسندههای فرانسوی ترجمه میشدن نویسندههای انگلیسی هنوزم ترجمه نشدن خیلی از نویسندههای بزرگشون نویسندههای روسی ترجمه میشدن نویسندههای آمریکایی از سال۱۹۵۰ به بعد ترجمه میشدن خود شکسپیر معروف هنوز تمام آثارش به فارسی ترجمه نشده! یعنی در این زمینه خیلی خیلی اغراق شده
ولی اینجا به نظر من ایشون اشتباه میکنه در تشخیصش چون ایران خوشبختانه ایران یک ملت پرشور و خلاق و پر از انرژی و فوران آفرینش هست الان اینو ایشون متوجه نیست زندگی ایران خلاصه نمیشه در روحانیت تشیع! تازه خود این رژیم هم نماینده روحانیت تشیع نیست چهار پنج هزار تا روحانی در این جریان شرکت دارند امامجمعهها و مقامات دولتی که اینها بیشتر مقامات سیاسی شدن اکثریت روحانیت شیعه با این رژیم مخالفه روحانیون نجف اصلا حاضر نیستن برن ایران به خاطر اینکه نمیخوان جمهوری اسلامی ببینند! شهر قم الان یکی از پایگاههای مبارزه با رژیم کنونی شده !بنابراین اگه اینها رو نبینیم دلیلش چیه!؟ دلیلش اینکه یه عدهای در غرب احتمالا آقای استراو جزوشون هست! فکر میکنن که ما یک نوع بشریت خاصی هستیم که استعداد دموکراسی نداریم استعداد اینکه در یک دنیای امروزی زندگی کنیم نداریم
این یک گرفتاری بزرگه در نتیجه ما بایستی همیشه یک قیم داشته باشیم و این چیزی بود که خانم لمپتون هم میگفت مثل یک افراد نابالغی هستیم که یه آقابالاسری همیشه داشته باشیم و با همین تز بود که اصلا امپریالیسم شروع شد که ما باید بریم این کشورهای عقبمونده رو وارد آمدن بکنیم اینها سرپرست لازم دارن و این نظریه به اشکال مختلف مونده
درحال حاضر به دو شکل درمیاد
یک شکل این است که من اسمش گذاشتم «امپریالیسم هرور» که هرچیزی خوبی هست در جهان سوم ما اروپاییها ما آمریکایی ها درست کردیم اگه ما نبودیم مگه ممکن بود مثلا هند راهآهن داشته باشه یا ارتش ایران توپخونه داشته باشه
بعد یه امپریالیسم دیگه هست من اسمش گذاشتم «امپریالیسم عذاب وجدان» که هر کار بدی که این کشورهای جهان سوم هرکاری بدی که کردن ما مسئولش بودیم مثلا شاه اومده مصدق تعیین کرده نخست وزیر بعد مصدق اخراج کرده دو دفعه هم اینکار کرده ولی ما امپریالیستها بودیم باعث شدیم این مرد دموکرات و مبارز و مصدق برکنار بشه! و عذاب وجدان داریم! این دو نوع امپریالیسم دو شکل مختلف هست ولی نتیجه چیه؟ حذف بنده و جنابعالی! یعنی بنده و آقای اعتمادی کارهای نیستیم حتی در داستان خودمون یعنی بنده و آقای اعتمادی حق نداریم خودمون اشتباه بکنیم اصلا ما آدم نیستیم! ما مفعول تاریخیم این بدترین توهین هست ولی خب ایران هم مثل انگلیسه فرق نمیکنه من موقعی که اومدم به انگلیس در مدرسه شبانه روزی بعد یک مدت دیدم نه تنها از همه شاگردهای دیگه بهترم برای اینکه آموزش ایرونی بهتر از اینها بود هیچ دلیلی نداره خیال کنم اینها فرشته هایی هستن از آسمون افتادن!
اینها همچنان این فکر میکنن
میگن آقای طاهری از ایران اومدین رنج بردید! ما مصدق برکنار کردیم! این یک گرفتاری بزرگه با ما هم مثل افراد مساوی رفتار بکنید ما اشتباه میکنیم کارهای خوب هم میکنیم کارهای بد هم میکنیم خودمون هم صورتحساب خودمون میپردازیم! از شما هم چیزی نمیخوایم و کاری به کار ما نداشته باشید و این مسئله اساسی است.
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
⚡سیاست خارجی: غایب بزرگ در انتخابات آمریکا
رییس جمهوری میتواند آونگ سیاستخارجی را اندکی به این سو و آن سو براند، اما نمیتواند مسیر کلی را تغییر دهد
جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۰
در حالیکه تنها دو ماه و اندی به روز انتخابات ریاست جمهوری ایالاتمتحده باقی مانده است، مساله آینده سیاست خارجی «آخرین ابرقدرت» حتی بهطور حاشیهای نیز مطرح نشده است. این بیتوجهی به سیاست خارجی در حالی شکل گرفته است که ایالاتمتحده، شاید برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد، نیازمند یک بررسی همه جانبه از موقعیت خود در جهان پرتلاطم است.
در یک سو، بعضی ناظران عقیده دارند که ایالات متحده مقام رهبری جهان را که پس از جنگ دوم جهانی کسب کرده بود، از دست داده است و بدین سبب نیازی ندارد که وقت و نیروی خود را بیشازپیش صرف مسائل بینالمللی کند. صاحبان این نظر با بهرهگیری از گرایش انزواطلبی، که از آغاز تاسیس ایالاتمتحده مطرح بوده است، کنار کشیدن از جهان پرتلاطم و دور ماندن از کشمکشهای آن را توصیه میکنند. انزواطلبان آمریکایی را در هر دو قطب از طیف سیاسی میتوان دید. در جناح راست کسانی مانند پاتریک بیوکانان میگویند: «دیگر ملل مسئول مشکل خویشاند. ما باید بگذاریم آنان در آبگوشتی که خود میپزند حل شوند!» در جناح چپ افراطی، نوآم چامسکی عقیده دارد که ایالات متحده همواره عاملی برای «شر» در جهان بوده است و بهتر است کنار بکشد و بگذارد بشریت زندگی صلح جویانه خود را ادامه دهد.
انزواطلبان راست ادعا میکنند دیگر ملل آمریکا را به مثابه گاو شیرده میبینند که باید از آن تا میشود بهره گرفت، بیآنکه به نظراتش توجه کرد. پرزیدنت دونالد ترامپ حتی بعضی متفقان بزرگ ایالاتمتحده را متهم به «سودجویی» از سخاوت آمریکا کرده است.
انزواطلبان چپ، مثل سناتور برنی سندرز، ایالاتمتحده را به صورت یک بنگاه خیریه میبیند که باید همواره در خدمت ملل نیازمند باشد، بیآنکه بخواهد سیاستها یا رفتارهای خاصی را به آنان تحمیل کند.
به خوبی میتوان دید که شکل دادن به یک سیاست خارجی فرابردی بر اساس دو تحلیل متضاد ذکر شده کار آسانی نیست. با این حال، ایالات متحده چه بخواهد و چه نخواهد درگیر مسائل بین المللی است. کشوری که بزرگترین پذیرنده مهاجران در جهان است، نمیتواند از آنچه در سرزمینهای آن مهاجران میگذرد بی خبر بماند.
در همان حال، ایالاتمتحده، البته از طریق بخش خصوصی، هنوز هم بزرگترین سرمایهگذار در بیش از ۱۰۰ کشور در سراسر جهان است. در روی دیگر سکه، ایالات متحده بزرگترین پذیرنده یا میزبان سرمایههای خارجی نیز هست. ژاپن، بریتانیا، جمهوری خلق چین و هند، بزرگترین سرمایه گذاران خارجی در آمریکا هستند. چین بزرگترین خریدار اوراق قرضه آمریکا نیز هست -اوراق قرضهای که عملا چیزی جز کاغذهای چاپ شده نیستند. در اقتصاد کلاسیک، یک کشور سرمایهداری، برای آنکه بتواند رشد اقتصادی داشته باشد، نیازمند آن است که حداقل ۱۵درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرفه جویی کند. اما این رقم، برای ایالاتمتحده در سه دهه اخیر در حدود سه تا چهار درصد بوده است. کمبود باقی مانده از کجا تامین میشود؟ از سرمایهگذاری خارجی در آمریکا و به لطف خارجیهایی که اوراق قرضه فدرال را، حتی با سود نزدیک به صفر، میخرند. در واقع، در دنیای امروز، هر کس پول یا پولکی داشته باشد، دستکم بخشی از آن را به آمریکا میفرستد. این نیز، به نوبه خود سبب میشود که ایالات متحده به آنچه در سراسر جهان میگذرد، توجه کند.
وابستگی ایالات متحده به واردات انرژی، احتمالا هرگز در سطحی که در سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ میلادی بود تکرار نخواهد شد. با این حال، آمریکا از آنجا که هم بزرگترین تولید کننده نفت است و هم بزرگترین مصرف کننده آن، نمیتواند اهمیت آزادی جریان نفت را از یاد ببرد. جالب است که در همین دور انتخابات هم آقای ترامپ و هم رقیب دموکرات او جو بایدن فقط و فقط «حفظ آزادی جریان نفت» را به عنوان نمونه «منافع حیاتی ایالات متحده» ذکر میکنند.
علاوه بر مسائل مربوط به سرمایهگذاری، سرمایهپذیری، مهاجرت و دسترسی به منابع انرژی، ایالاتمتحده از یک نظر دیگر نیز نمیتواند مساله سیاست خارجی را نادیده بگیرد: امنیت ملی.
این امنیت ملی، به نوبه خود، چهار وجه متمایز دارد. یک وجه آن خطر تروریسم، قاچاق مواد مخدر، تجارت انسانها، شبکههای مافیایی، پولشویی و به طور کلی دیگر جنایاتی است که یک بعد جهانی پیدا کردهاند. وجه دیگر، امنیت علمی و صنعتی است که مساله دفاع از حقوق مولف، حفظ رازهای بازرگانی و در مقیاس وسیعتر، مقابله با خطراتی که خدمات عمومی را تهدید میکند، را در برمیگیرد. به یک معنا حتی میتوان گفت که در دنیای امروز، جنگ در فضای مجازی به نوعی تازه از جنگ-پس از نبرد زمینی، دریایی و هوایی- شکل گرفته است. این نوع تازه جنگ،
Independentpersian
@AmirTaheri
رییس جمهوری میتواند آونگ سیاستخارجی را اندکی به این سو و آن سو براند، اما نمیتواند مسیر کلی را تغییر دهد
جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۰
در حالیکه تنها دو ماه و اندی به روز انتخابات ریاست جمهوری ایالاتمتحده باقی مانده است، مساله آینده سیاست خارجی «آخرین ابرقدرت» حتی بهطور حاشیهای نیز مطرح نشده است. این بیتوجهی به سیاست خارجی در حالی شکل گرفته است که ایالاتمتحده، شاید برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد، نیازمند یک بررسی همه جانبه از موقعیت خود در جهان پرتلاطم است.
در یک سو، بعضی ناظران عقیده دارند که ایالات متحده مقام رهبری جهان را که پس از جنگ دوم جهانی کسب کرده بود، از دست داده است و بدین سبب نیازی ندارد که وقت و نیروی خود را بیشازپیش صرف مسائل بینالمللی کند. صاحبان این نظر با بهرهگیری از گرایش انزواطلبی، که از آغاز تاسیس ایالاتمتحده مطرح بوده است، کنار کشیدن از جهان پرتلاطم و دور ماندن از کشمکشهای آن را توصیه میکنند. انزواطلبان آمریکایی را در هر دو قطب از طیف سیاسی میتوان دید. در جناح راست کسانی مانند پاتریک بیوکانان میگویند: «دیگر ملل مسئول مشکل خویشاند. ما باید بگذاریم آنان در آبگوشتی که خود میپزند حل شوند!» در جناح چپ افراطی، نوآم چامسکی عقیده دارد که ایالات متحده همواره عاملی برای «شر» در جهان بوده است و بهتر است کنار بکشد و بگذارد بشریت زندگی صلح جویانه خود را ادامه دهد.
انزواطلبان راست ادعا میکنند دیگر ملل آمریکا را به مثابه گاو شیرده میبینند که باید از آن تا میشود بهره گرفت، بیآنکه به نظراتش توجه کرد. پرزیدنت دونالد ترامپ حتی بعضی متفقان بزرگ ایالاتمتحده را متهم به «سودجویی» از سخاوت آمریکا کرده است.
انزواطلبان چپ، مثل سناتور برنی سندرز، ایالاتمتحده را به صورت یک بنگاه خیریه میبیند که باید همواره در خدمت ملل نیازمند باشد، بیآنکه بخواهد سیاستها یا رفتارهای خاصی را به آنان تحمیل کند.
به خوبی میتوان دید که شکل دادن به یک سیاست خارجی فرابردی بر اساس دو تحلیل متضاد ذکر شده کار آسانی نیست. با این حال، ایالات متحده چه بخواهد و چه نخواهد درگیر مسائل بین المللی است. کشوری که بزرگترین پذیرنده مهاجران در جهان است، نمیتواند از آنچه در سرزمینهای آن مهاجران میگذرد بی خبر بماند.
در همان حال، ایالاتمتحده، البته از طریق بخش خصوصی، هنوز هم بزرگترین سرمایهگذار در بیش از ۱۰۰ کشور در سراسر جهان است. در روی دیگر سکه، ایالات متحده بزرگترین پذیرنده یا میزبان سرمایههای خارجی نیز هست. ژاپن، بریتانیا، جمهوری خلق چین و هند، بزرگترین سرمایه گذاران خارجی در آمریکا هستند. چین بزرگترین خریدار اوراق قرضه آمریکا نیز هست -اوراق قرضهای که عملا چیزی جز کاغذهای چاپ شده نیستند. در اقتصاد کلاسیک، یک کشور سرمایهداری، برای آنکه بتواند رشد اقتصادی داشته باشد، نیازمند آن است که حداقل ۱۵درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرفه جویی کند. اما این رقم، برای ایالاتمتحده در سه دهه اخیر در حدود سه تا چهار درصد بوده است. کمبود باقی مانده از کجا تامین میشود؟ از سرمایهگذاری خارجی در آمریکا و به لطف خارجیهایی که اوراق قرضه فدرال را، حتی با سود نزدیک به صفر، میخرند. در واقع، در دنیای امروز، هر کس پول یا پولکی داشته باشد، دستکم بخشی از آن را به آمریکا میفرستد. این نیز، به نوبه خود سبب میشود که ایالات متحده به آنچه در سراسر جهان میگذرد، توجه کند.
وابستگی ایالات متحده به واردات انرژی، احتمالا هرگز در سطحی که در سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ میلادی بود تکرار نخواهد شد. با این حال، آمریکا از آنجا که هم بزرگترین تولید کننده نفت است و هم بزرگترین مصرف کننده آن، نمیتواند اهمیت آزادی جریان نفت را از یاد ببرد. جالب است که در همین دور انتخابات هم آقای ترامپ و هم رقیب دموکرات او جو بایدن فقط و فقط «حفظ آزادی جریان نفت» را به عنوان نمونه «منافع حیاتی ایالات متحده» ذکر میکنند.
علاوه بر مسائل مربوط به سرمایهگذاری، سرمایهپذیری، مهاجرت و دسترسی به منابع انرژی، ایالاتمتحده از یک نظر دیگر نیز نمیتواند مساله سیاست خارجی را نادیده بگیرد: امنیت ملی.
این امنیت ملی، به نوبه خود، چهار وجه متمایز دارد. یک وجه آن خطر تروریسم، قاچاق مواد مخدر، تجارت انسانها، شبکههای مافیایی، پولشویی و به طور کلی دیگر جنایاتی است که یک بعد جهانی پیدا کردهاند. وجه دیگر، امنیت علمی و صنعتی است که مساله دفاع از حقوق مولف، حفظ رازهای بازرگانی و در مقیاس وسیعتر، مقابله با خطراتی که خدمات عمومی را تهدید میکند، را در برمیگیرد. به یک معنا حتی میتوان گفت که در دنیای امروز، جنگ در فضای مجازی به نوعی تازه از جنگ-پس از نبرد زمینی، دریایی و هوایی- شکل گرفته است. این نوع تازه جنگ،
Independentpersian
@AmirTaheri
Telegraph
سیاست خارجی: غایب بزرگ در انتخابات آمریکا
سیاست خارجی: غایب بزرگ در انتخابات آمریکا رییس جمهوری میتواند آونگ سیاستخارجی را اندکی به این سو و آن سو براند، اما نمیتواند مسیر کلی را تغییر دهد امیر طاهری جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۰
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: خودآزاری ملاها با آمریکا ستیزی
پارادوکس «آمریکا ستیزی» و «آمریکا شیفتگی» در بین ملاهای حاکم بر ایران
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Iran: Self-Harming with Anti-Americanism
The Islamic Republic has propelled itself into Americanitis which, like alcoholism, is known to be deadly but cannot be abandoned either.
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
پارادوکس «آمریکا ستیزی» و «آمریکا شیفتگی» در بین ملاهای حاکم بر ایران
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Iran: Self-Harming with Anti-Americanism
The Islamic Republic has propelled itself into Americanitis which, like alcoholism, is known to be deadly but cannot be abandoned either.
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: ایران و دو بازنده بزرگ بعد از خمینیسم
خمینیسم دو بازنده بزرگ را به همراه داشت: ایران به عنوان یک ملت و شیعه به عنوان یک مذهب
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Iran and a Tale of Two Losers
Khomeinism has produced two losers: Iran as a nation and Shiism as a faith.
#امیر_طاهری
#خمینیسم
#یونیکا
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=oz6peAD_sec
@AmirTaheri4
خمینیسم دو بازنده بزرگ را به همراه داشت: ایران به عنوان یک ملت و شیعه به عنوان یک مذهب
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Iran and a Tale of Two Losers
Khomeinism has produced two losers: Iran as a nation and Shiism as a faith.
#امیر_طاهری
#خمینیسم
#یونیکا
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=oz6peAD_sec
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: چرا اروپا از سقوط جمهوری اسلامی هراس دارد؟
امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیل گر پیشکسوت بینالمللی در بحثی پیرامون «سه نگرانی اروپا در مورد ایران» به بررسی این موضوع پرداخته است.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Europe’s Three Concerns About Iran
لینک یوتیوب
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
@AmirTaheri4
امیر طاهری، روزنامه نگار و تحلیل گر پیشکسوت بینالمللی در بحثی پیرامون «سه نگرانی اروپا در مورد ایران» به بررسی این موضوع پرداخته است.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Europe’s Three Concerns About Iran
لینک یوتیوب
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡زبان فارسی و دشمنان نادان
هر زبانی که زبان مادری یک تبعه ایران باشد، زبان ایرانی به حساب میآید و شایسته آن است که از احترام لازم برخوردار باشد
در فلیت استریت قدیم، خیابانی در مرکز لندن که قلب مطبوعات بریتانیا به شمار میرفت ماه اوت در میان تابستان به عنوان «فصل سفاهت» شناخته میشد - فصلی که در آن اخبار جدی جای خود را به خبرهای شگفتانگیز و در عین حال خندهآور میداد. با تعطیلی پارلمان و سفر تعطیلاتی نخستوزیر برای ماهیگیری، صورت غذایی که روزنامهها عرضه میکردند، به ناچار، شکلی متفاوت میگرفت. حتی اعراب و اسراییل هم در ماه اوت جنگ نمیکردند و رهبران چالشگر کرملین نیز برای برنزه شدن به سوچی میرفتند. بدینسان، جا برای خبرهای غیر عادی باز میشد- مثلا تولد یک گوسفند دو سر در استرالیا، پیدا کردن ردپای یک لرد فراری در قطب شمال، حرکت دو ستاره هالیوود به سوی طلاق و پیدا شدن شبح یک مارکیز قرن هجدهم در یکی از هتلهای شیک لندن.
چیزی که این تصویر«فصل سفاهت» را به یاد آورد خبری بود درباره برگزاری سمیناری یک روزه در یکی از پایتختهای خاورمیانه، که بهتر است بینام بماند، درباره «سرکوب زبانهای قومی در ایران». از آن جا که رژیم کنونی ایران استاد دشمنتراشی برای میهن ماست، شگفتیآور نیست که بعضی این دشمنان تراشیده شده، که قبلا جزو دوستان ایران بودند، سنگ پرتابشده از سوی رژیم خمینیگرای تهران را با کلوخ خشم و عناد پاسخ دهند. این دشمنان تازه تراشیده شده، همواره چند تن از هممیهنانمان را نیز برای پرتاب کلوخهای مورد نظر استخدام میکنند. بدین سان، این بار هم با نام کسانی روبهرو شدیم که حمله به ایران و زبان فارسی را به صورت یک شغل تمام وقت تلقی میکنند. از دید آنان ایران «زندان ملل» است و زبان فارسی نهنگ دائما گرسنهای است که دیگر «زبانهای مادری» در کشور را مانند ماهیان خود میبلعد.*
در سمینار مورد نظر قرار بود تکیه کار بر «سیاست بیرحمانه ایران پیش از انقلاب و پس از آن علیه زبان عربی» قرار بگیرد و بدین سان، زبان قرآن در نقش قربانی زبان عجمها یا گبرها ظاهر شود.
آیا ایران «زندان ملل» و زبان فارسی بلعنده زبانهای دیگر بوده است؟
برای کسانی که با واقعیات تاریخ ایران آشنا هستند، حتی طرح این پرسش میتواند شگفتیآور باشد؟ چگونه میتوان کشوری را که سابقه ۲۵ قرن شاهنشاهی دارد و براساس همزیستی و همدلی اقوام گوناگون و زبانها و فرهنگهای گوناگون به شکل کنونی خود به عنوان یک دسته گل واحد رسیده است، به سطح یک نبرد قومی مبتذل، از نوعی که در یوگسلاوی قدیم دیدیم، تنزل دهد؟
کی و کجا زبان عربی در ایران ممنوع یا محدود شد و چه کسی این کار را کرد؟ بدیهی است که این پرسش نمیتواند پاسخی داشته باشد. طی سدههای متمادی نویسندگان، فیلسوفان و دانشپژوهان ایرانی از زبان قرآن همان استفاده را میکردند که همگنان اروپاییشان از زبان لاتین. البته زبان عربی به مراتب وسیعتر از قرآن است که مجموعه واژگانش از ۲۴۰۰ لغت فراتر نمیرود. برای مقایسه میتوان گفت که یک فیلسوف عرب و فارابی فیلسوف ایرانی بیش از ۳۰ هزار لغت در آثار خود به کار بردهاند در فرهنگ متوسط فارسی، ما بیش از ۱۲ هزار واژه وام گرفته از عربی داریم. در واقع فارسی را میتوان به دو سبک نوشت: یک سبک با فارسی ناب و مانند شاهنامه فردوسی، با کمتر از پنج درصد لغات عربی و یک سبک دیگر مانند دوره نادری که ۷۰ تا ۷۵ درصد واژگانش عربی است.
تقریبا همه شاعران نامدار ایرانی، به زبان عربی نیز طبعآزمایی کردهاند -از جمله سعدی و حافظ. در بعضی موارد، مانند منوچهری، اشعار عربی شاعران ایرانی همتراز یا حتی برتر از آثار بسیار شاعران عرب است. از این گذشته شاعرانی نیز داریم که به جای سروده به زبان مادری خود یعنی فارسی، عربی را برگزیدهاند. از میان آنان میتوان از ابونواس اهل اصفهان و چهار دیلمی اهل مازندران نام برد. یک ادامهدهنده این سنت، جواهری شاعر ملی عراق است که تمامی اشعار خود را به عربی سروده است.
نقش ایرانیان در شکل دادن به دستور زبان عربی آن قدر شناخته شده است که نیازی به یادآوری در اینجا نداشته باشیم.
از این گذشته، اگر ایرانیان دشمن زبان عربیاند چگونه است که آموختن این زبان برای بیش از ۱۳ قرن جزو الزامات آموزشی آنان بوده است -الزامی که در ۱۳۰۸ خورشیدی با شکل گرفتن آموزش اجباری به هزینه دولت، در زمان رضا شاه، جنبه قانونی نیز پیدا کرد.آیا یک ایرانی که در طی سالها، بسیار ساعات را صرف آموزش عربی میکرد. دشمن آن زبان به شمار میرود؟
زبان مادری نخستین همسر محمد رضا شاه، والاحضرت فوزیه، عربی بود. در میان ۲۵ نخست وزیر دوران شاه تنها چهار یا پنج تن عربی نمیدانستند در حالی که بسیاری از آنان، از جمله احمد قوام، عبدالحسین هژیر و امیر عباس هویدا، در عربی کلاسیک به مرحله استادی رسیده بودند.
Independentpersian
@AmirTaheri4
هر زبانی که زبان مادری یک تبعه ایران باشد، زبان ایرانی به حساب میآید و شایسته آن است که از احترام لازم برخوردار باشد
در فلیت استریت قدیم، خیابانی در مرکز لندن که قلب مطبوعات بریتانیا به شمار میرفت ماه اوت در میان تابستان به عنوان «فصل سفاهت» شناخته میشد - فصلی که در آن اخبار جدی جای خود را به خبرهای شگفتانگیز و در عین حال خندهآور میداد. با تعطیلی پارلمان و سفر تعطیلاتی نخستوزیر برای ماهیگیری، صورت غذایی که روزنامهها عرضه میکردند، به ناچار، شکلی متفاوت میگرفت. حتی اعراب و اسراییل هم در ماه اوت جنگ نمیکردند و رهبران چالشگر کرملین نیز برای برنزه شدن به سوچی میرفتند. بدینسان، جا برای خبرهای غیر عادی باز میشد- مثلا تولد یک گوسفند دو سر در استرالیا، پیدا کردن ردپای یک لرد فراری در قطب شمال، حرکت دو ستاره هالیوود به سوی طلاق و پیدا شدن شبح یک مارکیز قرن هجدهم در یکی از هتلهای شیک لندن.
چیزی که این تصویر«فصل سفاهت» را به یاد آورد خبری بود درباره برگزاری سمیناری یک روزه در یکی از پایتختهای خاورمیانه، که بهتر است بینام بماند، درباره «سرکوب زبانهای قومی در ایران». از آن جا که رژیم کنونی ایران استاد دشمنتراشی برای میهن ماست، شگفتیآور نیست که بعضی این دشمنان تراشیده شده، که قبلا جزو دوستان ایران بودند، سنگ پرتابشده از سوی رژیم خمینیگرای تهران را با کلوخ خشم و عناد پاسخ دهند. این دشمنان تازه تراشیده شده، همواره چند تن از هممیهنانمان را نیز برای پرتاب کلوخهای مورد نظر استخدام میکنند. بدین سان، این بار هم با نام کسانی روبهرو شدیم که حمله به ایران و زبان فارسی را به صورت یک شغل تمام وقت تلقی میکنند. از دید آنان ایران «زندان ملل» است و زبان فارسی نهنگ دائما گرسنهای است که دیگر «زبانهای مادری» در کشور را مانند ماهیان خود میبلعد.*
در سمینار مورد نظر قرار بود تکیه کار بر «سیاست بیرحمانه ایران پیش از انقلاب و پس از آن علیه زبان عربی» قرار بگیرد و بدین سان، زبان قرآن در نقش قربانی زبان عجمها یا گبرها ظاهر شود.
آیا ایران «زندان ملل» و زبان فارسی بلعنده زبانهای دیگر بوده است؟
برای کسانی که با واقعیات تاریخ ایران آشنا هستند، حتی طرح این پرسش میتواند شگفتیآور باشد؟ چگونه میتوان کشوری را که سابقه ۲۵ قرن شاهنشاهی دارد و براساس همزیستی و همدلی اقوام گوناگون و زبانها و فرهنگهای گوناگون به شکل کنونی خود به عنوان یک دسته گل واحد رسیده است، به سطح یک نبرد قومی مبتذل، از نوعی که در یوگسلاوی قدیم دیدیم، تنزل دهد؟
کی و کجا زبان عربی در ایران ممنوع یا محدود شد و چه کسی این کار را کرد؟ بدیهی است که این پرسش نمیتواند پاسخی داشته باشد. طی سدههای متمادی نویسندگان، فیلسوفان و دانشپژوهان ایرانی از زبان قرآن همان استفاده را میکردند که همگنان اروپاییشان از زبان لاتین. البته زبان عربی به مراتب وسیعتر از قرآن است که مجموعه واژگانش از ۲۴۰۰ لغت فراتر نمیرود. برای مقایسه میتوان گفت که یک فیلسوف عرب و فارابی فیلسوف ایرانی بیش از ۳۰ هزار لغت در آثار خود به کار بردهاند در فرهنگ متوسط فارسی، ما بیش از ۱۲ هزار واژه وام گرفته از عربی داریم. در واقع فارسی را میتوان به دو سبک نوشت: یک سبک با فارسی ناب و مانند شاهنامه فردوسی، با کمتر از پنج درصد لغات عربی و یک سبک دیگر مانند دوره نادری که ۷۰ تا ۷۵ درصد واژگانش عربی است.
تقریبا همه شاعران نامدار ایرانی، به زبان عربی نیز طبعآزمایی کردهاند -از جمله سعدی و حافظ. در بعضی موارد، مانند منوچهری، اشعار عربی شاعران ایرانی همتراز یا حتی برتر از آثار بسیار شاعران عرب است. از این گذشته شاعرانی نیز داریم که به جای سروده به زبان مادری خود یعنی فارسی، عربی را برگزیدهاند. از میان آنان میتوان از ابونواس اهل اصفهان و چهار دیلمی اهل مازندران نام برد. یک ادامهدهنده این سنت، جواهری شاعر ملی عراق است که تمامی اشعار خود را به عربی سروده است.
نقش ایرانیان در شکل دادن به دستور زبان عربی آن قدر شناخته شده است که نیازی به یادآوری در اینجا نداشته باشیم.
از این گذشته، اگر ایرانیان دشمن زبان عربیاند چگونه است که آموختن این زبان برای بیش از ۱۳ قرن جزو الزامات آموزشی آنان بوده است -الزامی که در ۱۳۰۸ خورشیدی با شکل گرفتن آموزش اجباری به هزینه دولت، در زمان رضا شاه، جنبه قانونی نیز پیدا کرد.آیا یک ایرانی که در طی سالها، بسیار ساعات را صرف آموزش عربی میکرد. دشمن آن زبان به شمار میرود؟
زبان مادری نخستین همسر محمد رضا شاه، والاحضرت فوزیه، عربی بود. در میان ۲۵ نخست وزیر دوران شاه تنها چهار یا پنج تن عربی نمیدانستند در حالی که بسیاری از آنان، از جمله احمد قوام، عبدالحسین هژیر و امیر عباس هویدا، در عربی کلاسیک به مرحله استادی رسیده بودند.
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
زبان فارسی و دشمنان نادان
زبان فارسی و دشمنان نادان هر زبانی که زبان مادری یک تبعه ایران باشد، زبان ایرانی به حساب میآید و شایسته آن است که از احترام لازم برخوردار باشد جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۷ اوت ۲۰۲۰
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در راستای توییت خامنه ای با آیفون آمریکایی گوش جان میسپاریم به صحبت های @AmirTaheri4 نازنین که به خوبی ماهیت نگاه غرب ستیزی جمهوری اسلامی ودیگر ماله کشان رژیم توتالیتر و ایدئولوگ رو برملا میکنه
در اصل چپ فکرها با غرب بدن چون میخوان مثل اونا باشن نمیتونن
faryad_zan
@AmirTaheri4
در اصل چپ فکرها با غرب بدن چون میخوان مثل اونا باشن نمیتونن
faryad_zan
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: مسیر لغزنده جهان- از آشوب طلبان در ایران تا کوتولههای سیاسی در اروپا و آسیا
مسیر لغزنده جهان به سوی آینده؛ از نوازش جسدِ توافق اوباما با جمهوری اسلامی تا جنگ ولرم و دست و پنجه نرم کردن کوتولههای سیاسی در چهار گوشه جهان.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
A Slippery Patch in World Affairs
https://www.youtube.com/watch?v=HBN9tz56yAI
لینک زبان اصلی: https://bit.ly/3lgYGHK
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#یونیکا
#قدرتهای_جهانی
@Unikador
@AmirTaheri4
مسیر لغزنده جهان به سوی آینده؛ از نوازش جسدِ توافق اوباما با جمهوری اسلامی تا جنگ ولرم و دست و پنجه نرم کردن کوتولههای سیاسی در چهار گوشه جهان.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
A Slippery Patch in World Affairs
https://www.youtube.com/watch?v=HBN9tz56yAI
لینک زبان اصلی: https://bit.ly/3lgYGHK
#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#یونیکا
#قدرتهای_جهانی
@Unikador
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: چپهای دموکرات چرا از تغییر در ایران وحشت دارند؟
آنچه در این پادکست تحلیلی می شنوید برگردان فارسی تحلیلی است به قلم استاد امیر طاهری که در تاریخ ۱۳ می سال ۲۰۱۹ در نشریه شرق الاوسط منتشر شده است. در آن زمان برنی سندرز رقیب اصلی دونالد ترامپ در انتخابات پیش روی ایالات متحده به شمار می رفت. این تحلیل از این رو مهم است که به رغم کنار کشیدن سندرز، او همچنان سکان دار اصلی حزب دموکرات در آمریکاست و جو بایدن مترسکی بیش نیست که حرفهای او و گاها باراک اوباما را قرقره می کند.
https://www.youtube.com/watch?v=wM-0uhSPmCk
**برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
What Is Bernie Sanders Worried About?
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
@AmirTaheri4
آنچه در این پادکست تحلیلی می شنوید برگردان فارسی تحلیلی است به قلم استاد امیر طاهری که در تاریخ ۱۳ می سال ۲۰۱۹ در نشریه شرق الاوسط منتشر شده است. در آن زمان برنی سندرز رقیب اصلی دونالد ترامپ در انتخابات پیش روی ایالات متحده به شمار می رفت. این تحلیل از این رو مهم است که به رغم کنار کشیدن سندرز، او همچنان سکان دار اصلی حزب دموکرات در آمریکاست و جو بایدن مترسکی بیش نیست که حرفهای او و گاها باراک اوباما را قرقره می کند.
https://www.youtube.com/watch?v=wM-0uhSPmCk
**برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
What Is Bernie Sanders Worried About?
#امیر_طاهری
#یونیکا
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاه در دوران ۳۷ سال سلطنتاش، ۳۳کابینه تشکیل داد با ۲۶ نخست وزیر، اگر اخراج یا عزل مصدق کودتا بود؛ بقیه همه کودتا بوده!
بار اول که شاه، مصدق را عزل کرد کودتا نبود، اما بار دوم کودتا بود!
یک دکان مسخره درست شده و به صورت صنعت ادامه دارد!
@AmirTaheri4
بار اول که شاه، مصدق را عزل کرد کودتا نبود، اما بار دوم کودتا بود!
یک دکان مسخره درست شده و به صورت صنعت ادامه دارد!
@AmirTaheri4
کنفرانس اروپا و ایران، برنامهریزی شده برای ماه آینده، دوباره بدلیل بحران کرونا به تعویق افتاد.
اما از آنجا که فکر میکنم این مسئله شایسته توجه فوری است، امیدوارم که دیدگاهم را در یک مقاله بزودی به اشتراک بگذارم.
مهم است که اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد کدام سمت تاریخ درمورد ایران باشد.
@AmirTaheri4
اما از آنجا که فکر میکنم این مسئله شایسته توجه فوری است، امیدوارم که دیدگاهم را در یک مقاله بزودی به اشتراک بگذارم.
مهم است که اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد کدام سمت تاریخ درمورد ایران باشد.
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: تحریمهای ترامپ علیه ملاها و هفت استدلال نادرست مخالفان
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Trump’s Iran Sanctions Face Seven Fallacies
همانطور که دونالد ترامپ هر لحظه پیچ فشار و تحریم را بر رهبران رژیم در تهران سفت تر میکند؛ اروپاییان و لابیهای رژیم با حمایت دموکراتهای آمریکا سعی دارند تا این طور جا بیندازند که این استراتژی ترامپ و تیمش، سیاستی شکست خورده است... اما چرا اینطور نیست؟ در این پادکست پاسخ استاد امیر طاهری را خواهیم شنید.
لینک یوتیوب
#فشار_حداکثری
#امیر_طاهری
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Trump’s Iran Sanctions Face Seven Fallacies
همانطور که دونالد ترامپ هر لحظه پیچ فشار و تحریم را بر رهبران رژیم در تهران سفت تر میکند؛ اروپاییان و لابیهای رژیم با حمایت دموکراتهای آمریکا سعی دارند تا این طور جا بیندازند که این استراتژی ترامپ و تیمش، سیاستی شکست خورده است... اما چرا اینطور نیست؟ در این پادکست پاسخ استاد امیر طاهری را خواهیم شنید.
لینک یوتیوب
#فشار_حداکثری
#امیر_طاهری
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
⚡اسرائیل و امارات: دیپلماسی برد-برد
عادیسازی مناسبات امارات متحده عربی و اسرائیل ضربه بزرگی است به بازی «طرد دیپلماتیک»
در حالی سال ۲۰۲۰ به پایان خود نزدیک میشود که میتوان آن را سال بازیهای دیپلماتیک باخت – باخت نام نهاد. به هر سو که بنگرید نمونهای از این بازیهای بدون برنده را در صحنه دیپلماسی جهانی خواهید یافت. بدینسان، شاید بتوان گفت که اعلام ناگهانی عادیسازی روابط بین اسرائیل و امارات متحده عربی استثنایی است بر قاعده. حتی میتوان گفت که این تنها نمونه برد – برد دیپلماتیک در سال میلادی جاری است.
نخستین برنده، البته نظام بینالمللی است که پس از جنگ جهانی دوم بر مناسبات قانونمند و مصلحتآمیز میان کشورهایی که به اتفاق سازمان ملل را تشکیل میدهند متکی بوده است. البته در عمل این نظام بارها با چالش روبهرو بوده است. بحرانهای دیپلماتیک، تبلیغات عنادآمیز، حتی جنگهای کوچک و بزرگ این نظام را گاهگاه تا مرزهای آشفتگی به پیش بردهاند. با این حال خواه ناخواه حفظ این نظام برای حفظ حداقلی از صلح و امنیت همواره مورد قبول بوده است. عادیسازی مناسبات امارات متحده عرب و اسرائیل ضربه بزرگی است به بازی «طرد دیپلماتیک» که همواره نظام بینالمللی را تهدید کرده است.
این «طرد دیپلماتیک» یا در واقع انکار وجود یک کشور عضو سازمان ملل، برای دو دهه جمهوری خلق چین را از عضویت در سازمان ملل محروم کرد و بدین سان نزدیک به یک پنجم از خانواده انسانی را در انزوای تحمیلی نگاه داشت. در حال حاضر همین حربه «طرد دیپلماتیک» علیه تازهترین کشور مستقل مسلمان، یعنی کوزوو، به کار میرود زیرا روسیه با وتوی خود، در ورودی به سازمان ملل متحد را بسته است. اسرائیل از ابتدای پیدایش خود به عنوان یک دولت مستقل عضو سازمان ملل متحد، با «طرد دیپلماتیک» روبهرو بوده است. از این رو هر تحولی که این «طرد دیپلماتیک» را تعدیل یا تضعیف کند، بردی است برای نظم جهانی.
برنده دوم در این مقوله، البته اسرائیل است. غالبا فراموش میشود که اسرائیل حتی تا پیش از تاسیس دولت خود، در آرزوی پذیرفته شدن در خاورمیانه و همزیستی با دیگر اقوام و ملل منطقه بوده است. حتی پیش از آن که جنبش صهیونیسم با الهام از ناسیونالیسمهای اروپایی سده نوزدهم شکل بگیرد، آرزوی بسیاری از یهودیان پراکنده در سراسر عالم، به ویژه در اروپا، بازگشت به فلسطین و زیستن در محیط جغرافیایی، فرهنگی و اقلیمی نیاکان واقعی یا خیالی قوم یهود بود.
بنجامین دیزرائیلی در رمان خود «کانیگزبی» از سفر یک اشرافزاده انگلیسی با اصالت یهودی به امپراتوری عثمانی سخن میگوید. قهرمان داستان، که بسیار شبیه نویسنده است، با آموختن زبانهای محلی، به ويژه عربی و ترکی، میکوشد تا «خویشتن» گمشده در سیمای اروپایی خود را بازیابد و در کنار «برادران» شرقی خود زندگی تازهای را شکل میدهد. شبیه همین مضمون را در رمان «دانیل دوراندا» اثر جورج الیوت مییابیم. یک اشرافزاده انگلیسی در وداع با پدرش در بستر مرگ، درمییابد که اصالت یهودی دارد. او نیز در آرزوی بازگشت به شرق و احیای ریشههای معنوی، فرهنگی و دینی گمشده خویش است.
دو رمان مورد بحث هنگامی نوشته شدند که هنوز صحبتی از صهیونیسم نبود. اما بنیانگذار صهیونیسم، تئودور هرتزل، نویسنده یهودی- مجارستانی، نیز دانسته یا ندانسته، همان آرزوی بازگشت به خویش را بیان میکرد. هرتزل در کتاب «دولت نوین کهن» به زبان آلمانی، از بازگشت یهودیان به «میهن» خود در خاورمیانه سخن میگوید. اما این بازگشت برای ایجاد امپراتوری یا تسلط بر دیگران نیست. برعکس، هدف این بازگشت بازیافتن جایی است برای قومی که از اصل خود دور شده است و اکنون میکوشد تا در کنار اقوام نزدیک به خود، یعنی مردم خاورمیانه، به ويژه اعراب، به مسیر منحرف شده از تاریخ خود بازگردد.
آیا تصادفی است که عادیسازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی در آستانه صد و بیستوسومین سال کنفرانس اول صهیونیستها در شهر بازل سوییس رخ میدهد؟
از دیدگاه بنیانگذاران جنبش «بازگشت»، خاورمیانه همواره محیط زیست طبیعی و درون زمین اسرائیل به شمار رفته است. به عبارت دیگر، اسرائیل هرگز نخواسته است که جزیرهای باشد در یک دریای مهاجم. آرمان مبلغان «بازگشت» بدون پذیرفته شدن اسرائیل از سوی همسایگان دور و نزدیک خود تحقق نخواهد یافت.
کوشش برای «طرد دیپلماتیک» اسرائیل هرگز نتوانست اکثریت ملل عالم را به سوی خود بکشاند. هماکنون ۱۶۴ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، اسرائیل را به رسمیت میشناسند و مناسبات دوستانه، یا دست کم عادی با آن را ارج مینهند. از ۵۷ کشور با اکثریت مسلمان فقط ۱۶ تای آنها هرگز مناسبات رسمی با اسرائیل نداشتهاند. گو این که بعضی آنان مثلا اندونزی در دوران پس از سوهارتو و عراق پس از سقوط صدام حسین ارتباطات نیمه رسمی گستردهای با اسرائیل
Independentpersian
@AmirTaheri4
عادیسازی مناسبات امارات متحده عربی و اسرائیل ضربه بزرگی است به بازی «طرد دیپلماتیک»
در حالی سال ۲۰۲۰ به پایان خود نزدیک میشود که میتوان آن را سال بازیهای دیپلماتیک باخت – باخت نام نهاد. به هر سو که بنگرید نمونهای از این بازیهای بدون برنده را در صحنه دیپلماسی جهانی خواهید یافت. بدینسان، شاید بتوان گفت که اعلام ناگهانی عادیسازی روابط بین اسرائیل و امارات متحده عربی استثنایی است بر قاعده. حتی میتوان گفت که این تنها نمونه برد – برد دیپلماتیک در سال میلادی جاری است.
نخستین برنده، البته نظام بینالمللی است که پس از جنگ جهانی دوم بر مناسبات قانونمند و مصلحتآمیز میان کشورهایی که به اتفاق سازمان ملل را تشکیل میدهند متکی بوده است. البته در عمل این نظام بارها با چالش روبهرو بوده است. بحرانهای دیپلماتیک، تبلیغات عنادآمیز، حتی جنگهای کوچک و بزرگ این نظام را گاهگاه تا مرزهای آشفتگی به پیش بردهاند. با این حال خواه ناخواه حفظ این نظام برای حفظ حداقلی از صلح و امنیت همواره مورد قبول بوده است. عادیسازی مناسبات امارات متحده عرب و اسرائیل ضربه بزرگی است به بازی «طرد دیپلماتیک» که همواره نظام بینالمللی را تهدید کرده است.
این «طرد دیپلماتیک» یا در واقع انکار وجود یک کشور عضو سازمان ملل، برای دو دهه جمهوری خلق چین را از عضویت در سازمان ملل محروم کرد و بدین سان نزدیک به یک پنجم از خانواده انسانی را در انزوای تحمیلی نگاه داشت. در حال حاضر همین حربه «طرد دیپلماتیک» علیه تازهترین کشور مستقل مسلمان، یعنی کوزوو، به کار میرود زیرا روسیه با وتوی خود، در ورودی به سازمان ملل متحد را بسته است. اسرائیل از ابتدای پیدایش خود به عنوان یک دولت مستقل عضو سازمان ملل متحد، با «طرد دیپلماتیک» روبهرو بوده است. از این رو هر تحولی که این «طرد دیپلماتیک» را تعدیل یا تضعیف کند، بردی است برای نظم جهانی.
برنده دوم در این مقوله، البته اسرائیل است. غالبا فراموش میشود که اسرائیل حتی تا پیش از تاسیس دولت خود، در آرزوی پذیرفته شدن در خاورمیانه و همزیستی با دیگر اقوام و ملل منطقه بوده است. حتی پیش از آن که جنبش صهیونیسم با الهام از ناسیونالیسمهای اروپایی سده نوزدهم شکل بگیرد، آرزوی بسیاری از یهودیان پراکنده در سراسر عالم، به ویژه در اروپا، بازگشت به فلسطین و زیستن در محیط جغرافیایی، فرهنگی و اقلیمی نیاکان واقعی یا خیالی قوم یهود بود.
بنجامین دیزرائیلی در رمان خود «کانیگزبی» از سفر یک اشرافزاده انگلیسی با اصالت یهودی به امپراتوری عثمانی سخن میگوید. قهرمان داستان، که بسیار شبیه نویسنده است، با آموختن زبانهای محلی، به ويژه عربی و ترکی، میکوشد تا «خویشتن» گمشده در سیمای اروپایی خود را بازیابد و در کنار «برادران» شرقی خود زندگی تازهای را شکل میدهد. شبیه همین مضمون را در رمان «دانیل دوراندا» اثر جورج الیوت مییابیم. یک اشرافزاده انگلیسی در وداع با پدرش در بستر مرگ، درمییابد که اصالت یهودی دارد. او نیز در آرزوی بازگشت به شرق و احیای ریشههای معنوی، فرهنگی و دینی گمشده خویش است.
دو رمان مورد بحث هنگامی نوشته شدند که هنوز صحبتی از صهیونیسم نبود. اما بنیانگذار صهیونیسم، تئودور هرتزل، نویسنده یهودی- مجارستانی، نیز دانسته یا ندانسته، همان آرزوی بازگشت به خویش را بیان میکرد. هرتزل در کتاب «دولت نوین کهن» به زبان آلمانی، از بازگشت یهودیان به «میهن» خود در خاورمیانه سخن میگوید. اما این بازگشت برای ایجاد امپراتوری یا تسلط بر دیگران نیست. برعکس، هدف این بازگشت بازیافتن جایی است برای قومی که از اصل خود دور شده است و اکنون میکوشد تا در کنار اقوام نزدیک به خود، یعنی مردم خاورمیانه، به ويژه اعراب، به مسیر منحرف شده از تاریخ خود بازگردد.
آیا تصادفی است که عادیسازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی در آستانه صد و بیستوسومین سال کنفرانس اول صهیونیستها در شهر بازل سوییس رخ میدهد؟
از دیدگاه بنیانگذاران جنبش «بازگشت»، خاورمیانه همواره محیط زیست طبیعی و درون زمین اسرائیل به شمار رفته است. به عبارت دیگر، اسرائیل هرگز نخواسته است که جزیرهای باشد در یک دریای مهاجم. آرمان مبلغان «بازگشت» بدون پذیرفته شدن اسرائیل از سوی همسایگان دور و نزدیک خود تحقق نخواهد یافت.
کوشش برای «طرد دیپلماتیک» اسرائیل هرگز نتوانست اکثریت ملل عالم را به سوی خود بکشاند. هماکنون ۱۶۴ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، اسرائیل را به رسمیت میشناسند و مناسبات دوستانه، یا دست کم عادی با آن را ارج مینهند. از ۵۷ کشور با اکثریت مسلمان فقط ۱۶ تای آنها هرگز مناسبات رسمی با اسرائیل نداشتهاند. گو این که بعضی آنان مثلا اندونزی در دوران پس از سوهارتو و عراق پس از سقوط صدام حسین ارتباطات نیمه رسمی گستردهای با اسرائیل
Independentpersian
@AmirTaheri4
Telegraph
اسرائیل و امارات: دیپلماسی برد-برد
اسرائیل و امارات: دیپلماسی برد-برد عادیسازی مناسبات امارات متحده عربی و اسرائیل ضربه بزرگی است به بازی «طرد دیپلماتیک» جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۲۸ اوت ۲۰۲۰
یادداشت به رئیس جمهور ماکرون
در آستانه سفر دوم به #بیروت به یاد داشته باشید:
اکثر لبنانیها بدنبال راه خروج از بنبستی هستند که توسط آخوندهای تهران از طریق نوکران حزبالله به آنها تحمیل شده.
نبايد به آنها پيشنهاد نصفه خروج از بنبست را بدهید، لبنان نیاز به شروع کاملا تازه دارد.
@AmirTaheri4
در آستانه سفر دوم به #بیروت به یاد داشته باشید:
اکثر لبنانیها بدنبال راه خروج از بنبستی هستند که توسط آخوندهای تهران از طریق نوکران حزبالله به آنها تحمیل شده.
نبايد به آنها پيشنهاد نصفه خروج از بنبست را بدهید، لبنان نیاز به شروع کاملا تازه دارد.
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
July 30, 2019 مساله فلسطین از نگاه شاه و آیتالله خامنهای موشکهای نقطهزن برای فلسطینیها دستاوردی جز درگیریهای پر هزینه با اسرائیل نداشته است امیر طاهری پنج شنبه 3 مرداد 1398 برابر با 25 ژوئیه 2019 AFP هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش…
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: یک روز «بدونِ آمریکا» پس از ۴۱ سال “خیالِ خام” نابودی آمریکا
مشاهده در لینک یوتیوب
برگردان فارسی تحلیلی با عنوان “ممکن است که ایران به یک روز «بدون آمریکا» نیاز داشته باشد”
Iran May Need an 'America Free' Day
Forty-one years of “End of America” fantasies have produced nothing useful for Iranians; maybe they would do better with one “America free” day.
#یونیکا
#امیر_طاهری
#روز_بدون_آمریکا
@Unikador
@AmirTaheri4
مشاهده در لینک یوتیوب
برگردان فارسی تحلیلی با عنوان “ممکن است که ایران به یک روز «بدون آمریکا» نیاز داشته باشد”
Iran May Need an 'America Free' Day
Forty-one years of “End of America” fantasies have produced nothing useful for Iranians; maybe they would do better with one “America free” day.
#یونیکا
#امیر_طاهری
#روز_بدون_آمریکا
@Unikador
@AmirTaheri4