نیمی از مزدوران استخدام شده توسط ایران در سوریه؛ لبنانی، عراقی و سوری هستند و ممکن است متقاعد به اسکان در سرزمین خود با مقداری پول از طرف ایران شوند. نیم دیگر، ۲۰هزار افغانی، ۱۴هزار پاکستانی و حدود ۵هزار دیگر شیعه مورد اشکال هستند. آنها اصرار دارند که در ایران ساکن شوند.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
واعظی، سخنگوی روحانی میگوید که جمهوری اسلامی پیشنهاد میانجیگری روسیه با آمریکا را رد میکند. او میگوید"ما هیچ مذاکرهای با آمریکاییها نمیخواهیم"
بعد او میگوید:"ما مذاکره میکنیم اگر آمریکا به معامله هستهای اوباما(برجام)بازگردد.
به عبارت دیگر، او هم مذاکره میخواهد هم نمیخواهد.
@AmirTaheri4
بعد او میگوید:"ما مذاکره میکنیم اگر آمریکا به معامله هستهای اوباما(برجام)بازگردد.
به عبارت دیگر، او هم مذاکره میخواهد هم نمیخواهد.
@AmirTaheri4
آخوندها ناامیدانه به دنبال خبر خوب
خبرگزاریهای رسمی اسلامی عکس #امانوئلمکرون با خواننده لبنانی #فيروز با پرتره #حسن_نصرالله بر روی دیوار را حذف میکنند.
خمینیستها این را بعنوان "پیروزی برای جبهه مقاومت" فریاد زدند. این حقه با یک عکس فتوشاپی که در بیروت، در معرض دید قرار گرفت.
@AmirTaheri4
خبرگزاریهای رسمی اسلامی عکس #امانوئلمکرون با خواننده لبنانی #فيروز با پرتره #حسن_نصرالله بر روی دیوار را حذف میکنند.
خمینیستها این را بعنوان "پیروزی برای جبهه مقاومت" فریاد زدند. این حقه با یک عکس فتوشاپی که در بیروت، در معرض دید قرار گرفت.
@AmirTaheri4
⚡چین: اولین گامها در صحنه بینالملل
چین نمیخواهد مانند ژاپن و آلمان هم غول اقتصادی باشد و هم کوتوله سیاسی
هفته گذشته روزنامه «خلق» پکن با عنوان «چین پیام صلح را به اروپا میبرد» از سفر وانگ یی، وزیر امور خارجه جمهوری خلق چین، به اروپای غربی خبر داد. در این سفر، آقای وانگ یی از نروژ، هلند، ایتالیا، آلمان و فرانسه دیدن کرد و در چند گفتوشنود غیر رسمی نیز با پژوهشگران و مشاوران سیاسی آکادمیک شرکت جست.
با آن که این سفر با سکوت حیرتآور وسایل ارتباط جمعی در اروپا روبهرو شد، به گمان من شایسته توجه بیشتری است. سفر دیپلمات چینی، برای اولین بار مربوط به مذاکرات سیاسی و اقتصادی عادی در چارچوب دیپلماسی متعارف نبود. برنامه او اعلام آمادگی جمهوری خلق بود برای پذیرش نقش فعال در صحنه بینالمللی. آقای یی در پی فروش کالاهای صنعتی ساخت چین نبود. او میخواست خود چین را به عنوان یک «مارک» یا «برند» و نشان جذاب به بازار سیاست جهانی عرضه کند.
تصمیم برای بازاریابی برای «مارک» جمهوری خلق، به مثابه یک الگوی سیاسی جهانی در کنگره اخیر حزب کمونیست از سوی رییس جمهوری ژی جینگ پینگ به عنوان یک اولویت عرضه شد. سخنرانان گوناگون در کنگره با این فرض که ایالات متحده نقش جهانی خود را از دست داده است، خواستار فعالیت بیشتر جمهوری خلق در صحنه بینالمللی شدند. البته، همه آنان تاکید داشتند که چین نمیخواهد جای آمریکا را بگیرد اما نمیتواند در برابر تهدیدهای جاری علیه نظم و نسق جهانی بیتفاوت بماند. بدین سان، چین هم از نظر منافع ملی و هم با توجه به مسؤولیتهای یک قدرت بزرگ در پی فعالتر کردن نقش سیاسی خود در جهان است. به عبارت دیگر، جمهوری خلق نمیخواهد مانند ژاپن و آلمان هم غول اقتصادی باشد و هم کوتوله سیاسی.
بسیار خوب اما پرسش این است: چین چه چیز تازهای برای عرضه دارد؟
به گمان من تقریبا هیچ. ساختار سیاسی جمهوری خلق نمیتواند الگویی برای دیگر کشورها باشد، زیرا حاصل شرایطی است که تقریبا مختص چین است. از این مهمتر، به هیچ وجه نمیشود ادعا کرد که این الگو از حمایت درازمدت اکثریت مردم چین برخوردار است. البته تردید نیست که در حال حاضر، حزب کمونیست با بیش از صد میلیون عضو و صدها میلیون هوادار، به خوبی میتواند سلطه خود را در آینده قابل پیشبینی حفظ کند. اما این موقعیت ناشی از موفقیتهای اقتصادی است که از دید میانمدت تاریخی نمیتواند همیشگی باشد. اندک کاهش قابل ملاحظهای در قابلیت این ماشین برای تامین نیازهای مردم میتواند مقررات بازی را به زیان حزب کمونیست تغییر دهد.
بسیار چینشناسان ادعا میکنند که نظام کمونیستی، از آن جا که نسخهای است از نظام سنتی امپراتوری در چین، طبیعیترین، اگر نه بهترین الگو برای حکومت در چین است. آنان همچنین ادعا میکنند که چینیان هرگز به الگوهای حکومتی دیگر نیندیشیدهاند.
این ادعا البته نادرست است. اندیشه دموکراسی در چین، در تضاد با الگوی حکومت زبدگان (ماندارنها) از نیمه سده نوزدهم میلادی چینیان بسیاری را جذب کرد. شورش و قیامهای موضعی علیه امپراتوری و استعمار بیگانه، علیرغم ظاهر ارتجاعی-سنتی همواره رگهای از مردمگرایی را نیز در برداشت. برخلاف ژاپن که امروزی شدن، یا در واقع مدرنیزاسیون به سبک اروپای غربی را در حیطه اقتصاد و صنعت آغاز کرد، چین به امروزی شدن سیاسی یعنی حرکت به سوی دموکراسی، اولویت داد. نخستین جمهوری به سبک غربی که در قاره آسیا شکل گرفت، چین ۱۹۱۱ میلادی بود. این آزمایش زیر فشار ناسیونالیسم ارتجاعی راست به رهبری چیانگ کایشک، و کمونیسم بدوی به رهبری مائو زدونگ، سرانجام از پای درآمد. اما تردید نیست که آن تجربه کوتاه اما هیجانانگیز هرگز جای خود را در خاطره جمعی چینیان از دست نداد. تازهترین نشانههای این خاطره را در قیام جاری مردم هنگکنگ و در مقیاس دیگر، تجربه موفق تایوان میتوان دید.
تصمیم حزب کمونیست برای اولویت دادن به مدرنیزاسیون اقتصادی، رشد آرزوهای دموکراتیک را در چین کند کرده است اما از میان نبرده است. به عبارت دیگر، الگوی جمهوری خلق نمونهای است دیگر از نظامهایی که جوامع گذار میسازند. نظامهایی مانند نازیسم در آلمان، استالینیسم در اتحاد شوروی و عینا دیکتاتوریهایی مانند فرانکیسم در اسپانیا و پرونیسم در آرژانتین. تجربه دو قرن گذشته نشان داده است که تنها دموکراسی میتواند سازنده جامعه درازمدت باشد، زیرا تنها دموکراسی است که سازوکارهای لازم برای رویارویی با تنشهای جامه را عرضه میکند.
در صحنه بینالمللی، جمهوری خلق، مانند اتحاد جماهیر شوروی، میتواند در نقش چالشگر ظاهر شود اما باز هم مانند اتحاد شوروی، چین کمونیست نخواهد توانست با حمایت اکثریت مردمی در دیگر کشورها الگوی خود را تحمیل کند. در هشت دهه عمر شوروی، کمونیستها هرگز نتوانستند حتی در یک کشور با برنده شدن در یک انتخابات آزاد به قدرت برسند.
@AmirTaheri4
چین نمیخواهد مانند ژاپن و آلمان هم غول اقتصادی باشد و هم کوتوله سیاسی
هفته گذشته روزنامه «خلق» پکن با عنوان «چین پیام صلح را به اروپا میبرد» از سفر وانگ یی، وزیر امور خارجه جمهوری خلق چین، به اروپای غربی خبر داد. در این سفر، آقای وانگ یی از نروژ، هلند، ایتالیا، آلمان و فرانسه دیدن کرد و در چند گفتوشنود غیر رسمی نیز با پژوهشگران و مشاوران سیاسی آکادمیک شرکت جست.
با آن که این سفر با سکوت حیرتآور وسایل ارتباط جمعی در اروپا روبهرو شد، به گمان من شایسته توجه بیشتری است. سفر دیپلمات چینی، برای اولین بار مربوط به مذاکرات سیاسی و اقتصادی عادی در چارچوب دیپلماسی متعارف نبود. برنامه او اعلام آمادگی جمهوری خلق بود برای پذیرش نقش فعال در صحنه بینالمللی. آقای یی در پی فروش کالاهای صنعتی ساخت چین نبود. او میخواست خود چین را به عنوان یک «مارک» یا «برند» و نشان جذاب به بازار سیاست جهانی عرضه کند.
تصمیم برای بازاریابی برای «مارک» جمهوری خلق، به مثابه یک الگوی سیاسی جهانی در کنگره اخیر حزب کمونیست از سوی رییس جمهوری ژی جینگ پینگ به عنوان یک اولویت عرضه شد. سخنرانان گوناگون در کنگره با این فرض که ایالات متحده نقش جهانی خود را از دست داده است، خواستار فعالیت بیشتر جمهوری خلق در صحنه بینالمللی شدند. البته، همه آنان تاکید داشتند که چین نمیخواهد جای آمریکا را بگیرد اما نمیتواند در برابر تهدیدهای جاری علیه نظم و نسق جهانی بیتفاوت بماند. بدین سان، چین هم از نظر منافع ملی و هم با توجه به مسؤولیتهای یک قدرت بزرگ در پی فعالتر کردن نقش سیاسی خود در جهان است. به عبارت دیگر، جمهوری خلق نمیخواهد مانند ژاپن و آلمان هم غول اقتصادی باشد و هم کوتوله سیاسی.
بسیار خوب اما پرسش این است: چین چه چیز تازهای برای عرضه دارد؟
به گمان من تقریبا هیچ. ساختار سیاسی جمهوری خلق نمیتواند الگویی برای دیگر کشورها باشد، زیرا حاصل شرایطی است که تقریبا مختص چین است. از این مهمتر، به هیچ وجه نمیشود ادعا کرد که این الگو از حمایت درازمدت اکثریت مردم چین برخوردار است. البته تردید نیست که در حال حاضر، حزب کمونیست با بیش از صد میلیون عضو و صدها میلیون هوادار، به خوبی میتواند سلطه خود را در آینده قابل پیشبینی حفظ کند. اما این موقعیت ناشی از موفقیتهای اقتصادی است که از دید میانمدت تاریخی نمیتواند همیشگی باشد. اندک کاهش قابل ملاحظهای در قابلیت این ماشین برای تامین نیازهای مردم میتواند مقررات بازی را به زیان حزب کمونیست تغییر دهد.
بسیار چینشناسان ادعا میکنند که نظام کمونیستی، از آن جا که نسخهای است از نظام سنتی امپراتوری در چین، طبیعیترین، اگر نه بهترین الگو برای حکومت در چین است. آنان همچنین ادعا میکنند که چینیان هرگز به الگوهای حکومتی دیگر نیندیشیدهاند.
این ادعا البته نادرست است. اندیشه دموکراسی در چین، در تضاد با الگوی حکومت زبدگان (ماندارنها) از نیمه سده نوزدهم میلادی چینیان بسیاری را جذب کرد. شورش و قیامهای موضعی علیه امپراتوری و استعمار بیگانه، علیرغم ظاهر ارتجاعی-سنتی همواره رگهای از مردمگرایی را نیز در برداشت. برخلاف ژاپن که امروزی شدن، یا در واقع مدرنیزاسیون به سبک اروپای غربی را در حیطه اقتصاد و صنعت آغاز کرد، چین به امروزی شدن سیاسی یعنی حرکت به سوی دموکراسی، اولویت داد. نخستین جمهوری به سبک غربی که در قاره آسیا شکل گرفت، چین ۱۹۱۱ میلادی بود. این آزمایش زیر فشار ناسیونالیسم ارتجاعی راست به رهبری چیانگ کایشک، و کمونیسم بدوی به رهبری مائو زدونگ، سرانجام از پای درآمد. اما تردید نیست که آن تجربه کوتاه اما هیجانانگیز هرگز جای خود را در خاطره جمعی چینیان از دست نداد. تازهترین نشانههای این خاطره را در قیام جاری مردم هنگکنگ و در مقیاس دیگر، تجربه موفق تایوان میتوان دید.
تصمیم حزب کمونیست برای اولویت دادن به مدرنیزاسیون اقتصادی، رشد آرزوهای دموکراتیک را در چین کند کرده است اما از میان نبرده است. به عبارت دیگر، الگوی جمهوری خلق نمونهای است دیگر از نظامهایی که جوامع گذار میسازند. نظامهایی مانند نازیسم در آلمان، استالینیسم در اتحاد شوروی و عینا دیکتاتوریهایی مانند فرانکیسم در اسپانیا و پرونیسم در آرژانتین. تجربه دو قرن گذشته نشان داده است که تنها دموکراسی میتواند سازنده جامعه درازمدت باشد، زیرا تنها دموکراسی است که سازوکارهای لازم برای رویارویی با تنشهای جامه را عرضه میکند.
در صحنه بینالمللی، جمهوری خلق، مانند اتحاد جماهیر شوروی، میتواند در نقش چالشگر ظاهر شود اما باز هم مانند اتحاد شوروی، چین کمونیست نخواهد توانست با حمایت اکثریت مردمی در دیگر کشورها الگوی خود را تحمیل کند. در هشت دهه عمر شوروی، کمونیستها هرگز نتوانستند حتی در یک کشور با برنده شدن در یک انتخابات آزاد به قدرت برسند.
@AmirTaheri4
Telegraph
چین: اولین گامها در صحنه بینالملل
چین: اولین گامها در صحنه بینالملل چین نمیخواهد مانند ژاپن و آلمان هم غول اقتصادی باشد و هم کوتوله سیاسی پنج شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۳ سِپتامبر ۲۰۲۰
یک روز عزاداری ملی در لبنان
که رئيس جمهور #میشل_عون باید آن را برگزار میکرد که نکرد.
بنابراین مردم لبنان خود، یک روز عزا برای قربانیان انفجار مرگبار در #بیروت اعلام میکنند.
اثر آن این است که نشان دهد مشروعیت حاکمیت به مردم لبنان باز میگردد.
@AmirTaheri4
که رئيس جمهور #میشل_عون باید آن را برگزار میکرد که نکرد.
بنابراین مردم لبنان خود، یک روز عزا برای قربانیان انفجار مرگبار در #بیروت اعلام میکنند.
اثر آن این است که نشان دهد مشروعیت حاکمیت به مردم لبنان باز میگردد.
@AmirTaheri4
با قدرتنمایی، چین خواستار آن است که هند مناطق مرزی در لادخ کشمیر و یا دیگر مناطق را تخلیه کند....
با این حال، #چین است که باید بخشی از #لادخ را که در سال ۱۹۶۰ تصرف کرده، تخلیه کند.
تهدید چین روزها پس از سفر وزیر امورخارجه #وانگیی به اروپا که ژست سلحساز گرفت، مطرح میشود.
@AmirTaheri4
با این حال، #چین است که باید بخشی از #لادخ را که در سال ۱۹۶۰ تصرف کرده، تخلیه کند.
تهدید چین روزها پس از سفر وزیر امورخارجه #وانگیی به اروپا که ژست سلحساز گرفت، مطرح میشود.
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: لبنان؛ مکرون؛ خامنهای؛ اسب تروا و بچهاسبهای تروا
مشکل لبنان از جغرافیای سیاسیای ناشی میشود که از تهران تا بیروت ادامه دارد. آیتا... در تهران به عنوان سکاندار اصلی اسب تروا (حزب الله) و بچه اسبهای تروا (سایر گروهای فرقهای) در لبنان مشغول تاخ و تاز و ویرانی است.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
The French Wish List for Lebanon
#امیر_طاهری
#لبنان
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=vb2TzsjigLg
@AmirTaheri4
مشکل لبنان از جغرافیای سیاسیای ناشی میشود که از تهران تا بیروت ادامه دارد. آیتا... در تهران به عنوان سکاندار اصلی اسب تروا (حزب الله) و بچه اسبهای تروا (سایر گروهای فرقهای) در لبنان مشغول تاخ و تاز و ویرانی است.
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
The French Wish List for Lebanon
#امیر_طاهری
#لبنان
#تحلیل_سیاسی
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=vb2TzsjigLg
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوشنگ امیراحمدی : من مادلین آلبرایت رو آوردم از مردم ایران درباره #۲۸مرداد معذرتخواهی کنه.
امیر طاهری: بیخود کردی
@AmirTaheri4
امیر طاهری: بیخود کردی
@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: پیشبینی موارد غیرقابل پیشبینی در انتخابات آمریکا
این داستان، داستان دیگری است
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
US Elections: Predicting the Unpredictable
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
این داستان، داستان دیگری است
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
US Elections: Predicting the Unpredictable
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
#یونیکا
@Unikador
@AmirTaheri4
آخوندها ناامیدانه به دنبال خبر خوش
کیهان خامنهای ادعا میکند میلیونها پاکستانی خشمگین در پاسخ به فراخوان "رهبر عظمی" برعلیه مجله فکاهی فرانسوی شارلی هبدو تظاهرات کردهاند.
(به این معنا که پاکستانیها از خامنه ای اطاعت میکنند اما ایرانیان نه. هیچ تظاهراتی در ایران برگزار نشد)
@AmirTaheri4
کیهان خامنهای ادعا میکند میلیونها پاکستانی خشمگین در پاسخ به فراخوان "رهبر عظمی" برعلیه مجله فکاهی فرانسوی شارلی هبدو تظاهرات کردهاند.
(به این معنا که پاکستانیها از خامنه ای اطاعت میکنند اما ایرانیان نه. هیچ تظاهراتی در ایران برگزار نشد)
@AmirTaheri4
کشورهای عضو #سازمان_شانگهای به رهبری چین و روسیه، از ادامه "پیمان اتمی" اوباما (برجام) با ایران، اعلام حمایت میکردند. از جمهوری اسلامی میخواهند که متعهد به آن باقی بماند.
در عین حال، این گروه دوباره تقاضای ایران، که اولین بار در سال ۲۰۱۷ برای عضویت کامل شدن تسلیم شد، را رد میکنند.
@AmirTaheri4
در عین حال، این گروه دوباره تقاضای ایران، که اولین بار در سال ۲۰۱۷ برای عضویت کامل شدن تسلیم شد، را رد میکنند.
@AmirTaheri4
سپاه انقلاب اسلامی پایان عملیات نظامی یک هفتهای برای بیرون راندن "گروههای شورشی مسلح" از پایگاههای نزدیک به مرز کردستان عراق و ترکیه را اعلام کرد. ادعا میکند گروههایی که نامشان ذکر نشده زیان عمدهای را تحمل کردند. عملیات توسط سردار پاکپور رئیس نیروی زمینی سپاه، شخصا رهبری شد.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
حمله یک هفتهای علیه گروههای مسلح نزدیک مرزهای عراق و ترکیه میبایست بسیار خطیر بوده باشد تا حضور یک ژنرال رده اول سپاه را برای فرماندهی بطلبد. جالب اینکه سپاه ادعا نمیکند که "پایگاه شورشی" نابود کرده باشد اما اعلام میکند که سلاح بدست آورده. خبری از تلفات جانی از هیچ سمتی نیست.
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
روسیه همیشه میگوید ایران شروع به تحقق شرایط برای تبدیل شدن به عضو دائم #سازمان_شانگهای کرده، اما هنوز نه!
مثل آلیس در سرزمین عجایب:
"مربا فردا، مربا دیروز، اما امروز هرگز!"
چین و روسیه از ایران استفاده میکنند اما نمیخواهند با دولت منفور جمهوری اسلامی همراه باشند.
@AmirTaheri4
مثل آلیس در سرزمین عجایب:
"مربا فردا، مربا دیروز، اما امروز هرگز!"
چین و روسیه از ایران استفاده میکنند اما نمیخواهند با دولت منفور جمهوری اسلامی همراه باشند.
@AmirTaheri4
معاون اول رئیس جمهور #روحانی، جهانگیری: تا به حال ما تنها چند ساعت را برای خدمت به مردم اختصاص دادیم. در حال حاضر با توجه به شرایط ما تمام وقت خود را به آن اختصاص میدهیم.
(روشن نیست که او و همکارانش تا به حال چه کردند! به هر حال او و روحانی در سال آخر دوره خود هستند.)
@AmirTaheri4
(روشن نیست که او و همکارانش تا به حال چه کردند! به هر حال او و روحانی در سال آخر دوره خود هستند.)
@AmirTaheri4
⚡ترامپ و بایدن و منافع آمریکا و ایران
ترامپ و بایدن به این نتیجه رسیدهاند که جمهوریاسلامی بدون تغییر مسیر فرابردی، نمیتواند از گودالی که برای خود کنده، بیرون آید
پس از ۴۰ سال تبلیغات خمینیگرایان علیه ایالات متحده، میتوان گفت که «شیطان بزرگ» اکنون یکی از عوامل اساسی در زندگی سیاسی ایران است. در داخل ایران، آینده مناسبات با واشنگتن، همواره مرز میان جناح به اصطلاح «اصلاحطلب» و رقیب آن «اصولگرایان» بوده است. این وسوسه آمریکایی، چه در وجه مثبت آن و چه در وجه منفیاش، مانع از آن شده است که هیئت حاکمه کنونی، با شکل دادن به یک حداقل تفاهم مسلکی، دوران تب انقلابی را به پایان برساند و به ساختن یک جامعه دراز مدت بپردازد.
اما وسوسه آمریکایی در میان ایرانیان رانده شده از وطن نیز رواج دارد. اغراقآمیز نیست اگر بگوییم که بسیاری از ایرانیان در تبعید، تحولات سیاسی ایالات متحده را با همان علاقه و شدت دنبال میکنند که رویدادهای داخل ایران را. این علاقه و شدت توجه در میان ایرانیان مقیم ایالات متحده، رقمی بین ۲ تا ۲.۵ میلیون، البته به مراتب محسوستر است. به همین سبب این روزها ما شاهد نبردهای توییتری گوناگون بین ایرانیان هوادار دونالد ترامپ و ایرانیانی که جو بایدن را ترجیح میدهند، هستیم. «به کی رای بدهیم؟» پرسشی است که بسیار دوستان ایرانی با تبعیت آمریکایی مطرح میکنند. در پارهای از موارد، به همان تندی و تیزی که زندگی سیاسی ایالات متحده را در برگرفته است، بر مناسبات فردی ایرانیان آمریکایی نیز اثر گذارده است. همه ما کسانی را میشناسیم که به خاطر اختلاف در رایشان میان ترامپ و بایدن، با بهترین دوستان و حتی خویشاوندان خود به هم زدهاند.
در کتاب خود به نام «ایران» که در سال ۱۹۶۵ میلادی منتشر شد، ونسان مونتی، نویسنده فرانسوی مینویسد که ایرانیان همیشه در دعواهای سیاسی خود حد نگه میدارند و هرگز فراموش نمیکنند که عقیده و سلیقهشان در سیاست هر چه باشد، سرانجام همه ایرانی هستند و باید همدیگر را دوست بدارند. البته این کتاب مال دورانی است که در گذشتهای مهآلود محو شده است و ممکن است هرگز تکرار نشود. در ایران کنونی یعنی جمهوری اسلامی، جایی برای حد نگهداری نیست و صرف ایرانی بودن احترام، چه رسد به دوستی را تضمین نمیکند.
افزودن خشونت زندگی سیاسی آمریکایی، بهویژه در این مقطع زمانی که دو طرف با خنجرهای آخته و زهرآلود به جان هم افتادهاند، با کینه و نفرتی که در دوران خمینی ایران را فرا گرفته است، معجونی مهلک میسازد که معتدلترین و محتاطترین ایرانیان را نیز به سوی افراط میکشاند.
خوب، بایدن یا ترامپ؟
این پرسش برای ایرانیان آمریکایی هم تحریکآمیز است و هم دردناک زیرا مساله پیچیدهای را مطرح میکند. آیا باید با توجه به منافع ایران رای داد یا باید منافع آمریکا را محک نهایی دانست؟
حتی اگر منافع ایران مطرح باشد، باز هم مشکل حل نمیشود. کدام ایران؟ آیا ایران جمهوری اسلامی را میتوان به عنوان تنها معرف ایران پذیرفت؟ یا اگر جمهوری اسلامی را یک بیماری گذرا میدانیم، چگونه ایرانی در آینده طلب میکنیم؟ بدیهی است که پاسخهای متفاوت به این پرسش مانع از شکل دادن به یک برنامه سیاسی مشترک و شایسته رای گرفتن خواهد شد.
از سوی دیگر، اگر فقط منافع ایالات متحده را، آن طور که میپنداریم محک قرار دهیم، این نگرانی که مبادا انتخاب ما در آمریکا به منافع ایران، ایرانی که در خیال خود داریم صدمه بزند، داوری را دشوار میکند.
ترامپ یا بایدن؟ کدام برای ایران، ایرانی که آرزو میکنیم بهتر خواهد بود؟
به گمان من ایالات متحده از زمانی که به صورت یک بازیگر عمده بینالمللی در صحنه ایران ظاهر شد، یعنی در جنگ جهانی دوم، تا به امروز همواره با آمیزهای از حسن نیت، شگفتی، عدم اعتماد و در عین حال میل به همکاری با مسئله ایران روبهرو شده است. در هشت دهه گذشته روابط دو کشور را میتوان در دو بخش بررسی کرد. در بخش اول از کنفرانس تهران تا انقلاب اسلامی روند مناسبات به سوی دوستی و همکاری هرچه نزدیکتر بود. در آن دوران چهار رئیس جمهوری فرانکلین روزولت، دوایت آیزنهاور، ریچارد نیکسون و جیمی کارتر به ایران آمدند و با رهبران سیاسی ایران آشنا شدند. (لیندون جانسون نیز در دوران معاونت ریاست جمهوری از ایران دیدن کرد)
در حاشیه کنفرانس تهران، روزولت با محمدرضا شاه، به عنوان یک رئیس کشور با احترام متقابل دیدار کرد، کاری که وینستون چرچیل نخست وزیر پیشین بریتانیا نکرد. البته جوزف استالین، رهبر اتحاد شوروی نیز شاه جوان ایران را با احترام لازم پذیرا شد.
در دوران پرزیدنت هری ترومن، با بهرهگیری از موقعیت انحصاری خود در سطح نظامی، به ویژه زرادخانه اتمی، به کمک ایران شتافت و به دولت ایران که در آن زمان در موقعیت ضعیف قرار داشت، امکان داد که نیروهای اشغالگر شوروی را که در استان آذربایجان قرار
@AmirTaheri4
ترامپ و بایدن به این نتیجه رسیدهاند که جمهوریاسلامی بدون تغییر مسیر فرابردی، نمیتواند از گودالی که برای خود کنده، بیرون آید
پس از ۴۰ سال تبلیغات خمینیگرایان علیه ایالات متحده، میتوان گفت که «شیطان بزرگ» اکنون یکی از عوامل اساسی در زندگی سیاسی ایران است. در داخل ایران، آینده مناسبات با واشنگتن، همواره مرز میان جناح به اصطلاح «اصلاحطلب» و رقیب آن «اصولگرایان» بوده است. این وسوسه آمریکایی، چه در وجه مثبت آن و چه در وجه منفیاش، مانع از آن شده است که هیئت حاکمه کنونی، با شکل دادن به یک حداقل تفاهم مسلکی، دوران تب انقلابی را به پایان برساند و به ساختن یک جامعه دراز مدت بپردازد.
اما وسوسه آمریکایی در میان ایرانیان رانده شده از وطن نیز رواج دارد. اغراقآمیز نیست اگر بگوییم که بسیاری از ایرانیان در تبعید، تحولات سیاسی ایالات متحده را با همان علاقه و شدت دنبال میکنند که رویدادهای داخل ایران را. این علاقه و شدت توجه در میان ایرانیان مقیم ایالات متحده، رقمی بین ۲ تا ۲.۵ میلیون، البته به مراتب محسوستر است. به همین سبب این روزها ما شاهد نبردهای توییتری گوناگون بین ایرانیان هوادار دونالد ترامپ و ایرانیانی که جو بایدن را ترجیح میدهند، هستیم. «به کی رای بدهیم؟» پرسشی است که بسیار دوستان ایرانی با تبعیت آمریکایی مطرح میکنند. در پارهای از موارد، به همان تندی و تیزی که زندگی سیاسی ایالات متحده را در برگرفته است، بر مناسبات فردی ایرانیان آمریکایی نیز اثر گذارده است. همه ما کسانی را میشناسیم که به خاطر اختلاف در رایشان میان ترامپ و بایدن، با بهترین دوستان و حتی خویشاوندان خود به هم زدهاند.
در کتاب خود به نام «ایران» که در سال ۱۹۶۵ میلادی منتشر شد، ونسان مونتی، نویسنده فرانسوی مینویسد که ایرانیان همیشه در دعواهای سیاسی خود حد نگه میدارند و هرگز فراموش نمیکنند که عقیده و سلیقهشان در سیاست هر چه باشد، سرانجام همه ایرانی هستند و باید همدیگر را دوست بدارند. البته این کتاب مال دورانی است که در گذشتهای مهآلود محو شده است و ممکن است هرگز تکرار نشود. در ایران کنونی یعنی جمهوری اسلامی، جایی برای حد نگهداری نیست و صرف ایرانی بودن احترام، چه رسد به دوستی را تضمین نمیکند.
افزودن خشونت زندگی سیاسی آمریکایی، بهویژه در این مقطع زمانی که دو طرف با خنجرهای آخته و زهرآلود به جان هم افتادهاند، با کینه و نفرتی که در دوران خمینی ایران را فرا گرفته است، معجونی مهلک میسازد که معتدلترین و محتاطترین ایرانیان را نیز به سوی افراط میکشاند.
خوب، بایدن یا ترامپ؟
این پرسش برای ایرانیان آمریکایی هم تحریکآمیز است و هم دردناک زیرا مساله پیچیدهای را مطرح میکند. آیا باید با توجه به منافع ایران رای داد یا باید منافع آمریکا را محک نهایی دانست؟
حتی اگر منافع ایران مطرح باشد، باز هم مشکل حل نمیشود. کدام ایران؟ آیا ایران جمهوری اسلامی را میتوان به عنوان تنها معرف ایران پذیرفت؟ یا اگر جمهوری اسلامی را یک بیماری گذرا میدانیم، چگونه ایرانی در آینده طلب میکنیم؟ بدیهی است که پاسخهای متفاوت به این پرسش مانع از شکل دادن به یک برنامه سیاسی مشترک و شایسته رای گرفتن خواهد شد.
از سوی دیگر، اگر فقط منافع ایالات متحده را، آن طور که میپنداریم محک قرار دهیم، این نگرانی که مبادا انتخاب ما در آمریکا به منافع ایران، ایرانی که در خیال خود داریم صدمه بزند، داوری را دشوار میکند.
ترامپ یا بایدن؟ کدام برای ایران، ایرانی که آرزو میکنیم بهتر خواهد بود؟
به گمان من ایالات متحده از زمانی که به صورت یک بازیگر عمده بینالمللی در صحنه ایران ظاهر شد، یعنی در جنگ جهانی دوم، تا به امروز همواره با آمیزهای از حسن نیت، شگفتی، عدم اعتماد و در عین حال میل به همکاری با مسئله ایران روبهرو شده است. در هشت دهه گذشته روابط دو کشور را میتوان در دو بخش بررسی کرد. در بخش اول از کنفرانس تهران تا انقلاب اسلامی روند مناسبات به سوی دوستی و همکاری هرچه نزدیکتر بود. در آن دوران چهار رئیس جمهوری فرانکلین روزولت، دوایت آیزنهاور، ریچارد نیکسون و جیمی کارتر به ایران آمدند و با رهبران سیاسی ایران آشنا شدند. (لیندون جانسون نیز در دوران معاونت ریاست جمهوری از ایران دیدن کرد)
در حاشیه کنفرانس تهران، روزولت با محمدرضا شاه، به عنوان یک رئیس کشور با احترام متقابل دیدار کرد، کاری که وینستون چرچیل نخست وزیر پیشین بریتانیا نکرد. البته جوزف استالین، رهبر اتحاد شوروی نیز شاه جوان ایران را با احترام لازم پذیرا شد.
در دوران پرزیدنت هری ترومن، با بهرهگیری از موقعیت انحصاری خود در سطح نظامی، به ویژه زرادخانه اتمی، به کمک ایران شتافت و به دولت ایران که در آن زمان در موقعیت ضعیف قرار داشت، امکان داد که نیروهای اشغالگر شوروی را که در استان آذربایجان قرار
@AmirTaheri4
Telegraph
ترامپ و بایدن و منافع آمریکا و ایران
ترامپ و بایدن و منافع آمریکا و ایران ترامپ و بایدن به این نتیجه رسیدهاند که جمهوریاسلامی بدون تغییر مسیر فرابردی، نمیتواند از گودالی که برای خود کنده، بیرون آید جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹ برابر با ۱۱ سِپتامبر ۲۰۲۰
قاآنی ریس جدید سپاه قدس، یک روز پس از دیدار خود از سوریه، سلفی خود در حرم زینب را منتشر میکند تا گزارشات منتشر شده از کشته شدن خود در حملات حوایی اسرائیل را تکذیب کند.
این سنت سفرهای فست فودی به امپراتوری اعراب برای سلفی گرفتن و قهرمان سازی را سلیمانی ابداع کرده بود.
@AmirTaheri4
این سنت سفرهای فست فودی به امپراتوری اعراب برای سلفی گرفتن و قهرمان سازی را سلیمانی ابداع کرده بود.
@AmirTaheri4
پس از تصمیم #بحرین برای برقراری روابط کامل با #اسرائيل انتظار میرود #عمان هم در ماه آینده همین کار را بکند.
روند تازه عادی سازی روابط با اسرائیل با امارات شروع شد، با پشتیبانی اکثریت کشورهای اتحادیه عرب.
قطر هم اکنون روابط نزدیک اما غیررسمی دارد.
@AmirTaheri4
روند تازه عادی سازی روابط با اسرائیل با امارات شروع شد، با پشتیبانی اکثریت کشورهای اتحادیه عرب.
قطر هم اکنون روابط نزدیک اما غیررسمی دارد.
@AmirTaheri4
تصمیم #کویت برای عادی سازی روابط با #إسرائيل به تاخیر افتاد، به دلیل اینکه امیر کویت شیخ صباح الاحمد در بیمارستانی در ایالات متحده بیمار است.
مشکل عادی سازی باید تا زمانی که مسئله جانشینی مشخص شود صبر کند.
کویت از اواخر دهه ۱۹۸۰ تاکنون علیه اسرائیل فعال نبوده است.
@AmirTaheri4
مشکل عادی سازی باید تا زمانی که مسئله جانشینی مشخص شود صبر کند.
کویت از اواخر دهه ۱۹۸۰ تاکنون علیه اسرائیل فعال نبوده است.
@AmirTaheri4