Amir Taheri امیر طاهری
6.88K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
‏با درود

فردا سالروز تولد ‎#رضاشاه پهلوی است.
رهبری میهن پرستانه و خلاقانه او به رهایی ایران از سلطه خارجی، استبداد و ویرانی اقتصادی-اجتماعی کمک کرد.
او نماد دو نسل میهن پرست شد که ایران را به عنوان یک کشور-ملت دوباره زنده کردند.

@AmirTaheri4
‏با توجه به بیشتر گفته‌ها، از زمان ظهور اولین حکومت، یعنی پادشاهی مادها، ایرانیان ۳۱۵ پادشاه داشته‌اند.
فقط ۶ نفر لقب "کبیر" دریافت کردند.
همه ملت را به آرزوی بعد از عظمت رهبری کردند. ‎#رضاشاه پهلوی یکی از آنها بود.
از این رو او همچنان از عزت و احترام برخوردار است.

@AmirTaheri4
‏رهبران جمهوری اسلامی در دشمن سازی تخصص دارند.
هدف حمله به ‎#پاپ_فرانسیس با مبتذل‌ترین عبارات چیست؟
آیا پاپ با سر زدن به آیت‌الله سیستانی مرتکب جرم شد؟
به هر حال سیستانی میزبان بود، پاپ مهمان بود.
آنها جرات حمله به میزبان را ندارند، بنابراین به میهمان حمله می کنند.

@AmirTaheri4
‏در حال آماده شدن برای ‎#نوروز
من گزارش‌هایی از جشن‌ها و کارناوال‌های خیابانی در تهران، تبریز، شیراز، اهواز و مهاباد قبل از چهارشنبه سوری، منتهی به سال نو (نوروز)، دریافت می‌کنم.
حاجی فیروز در جلو کارناوال‌ها است.
عمو نوروز خود را برای اعتدال بهاری آماده می‌کند.

@AmirTaheri4
‏رئیس جمهور حسن روحانی: افتخار می‌کنیم که ۱/۵میلیون ریال به ازای هر خانواده(حدود ۵۰دلار)به عنوان عیدی سال نو به همه ایرانیان بازنشسته اختصاص داده‌ایم
(این افتخار برای هیچ است.
این به اصطلاح عیدی،به سختی هزینه یک وعده غذای نوروزی ساده را برای یک خانواده متوسط ​​ایرانی تأمین می‌کند)

@AmirTaheri4
‏هشدارهای نیروی انتظامی اسلامی در مورد چهارشنبه سوری

جشن (چهارشنبه سوری)؛ وقتی ایرانی‌ها از روی آتش می‌پرند تا با نزدیک شدن به سال جدید و ‎#نوروز شادی خود را نشان دهند.

سردار اشتری رئیس نیروی انتظامی می‌گوید کسانی که جشن بگیرند تا پایان تعطیلات نوروز به مدت ۱۳ روز زندانی می‌شوند.

@AmirTaheri4
‏آیا کشور دیگری در جهان وجود دارد که دولت آن واحدهای تا دندان مسلح را برای جلوگیری از شادی مردم برای استقبال از سال نو، بفرستد؟

جمهوری اسلامی که توسط مجموعه‌ای از ایدئولوگ‌های گمراه و فاسد به مردم ایران تحمیل شده است، تلاش می‌کند با ایجاد وحشت، عمر خود را طولانی کند.

@AmirTaheri4
‏امروز تولد پروین اعتصامی بزرگترین شاعر قرن بیستم ایران است. حمایت وی از اقدامات رضا شاه در برپایی ایران نوین هرگز فراموش نخواهد شد. او زاده‌ی تبریز و یکی از بیشمار شاعرانی است که خطه‌ی آذربایجان در خود پرورانده است.

@AmirTaheri4
‏در حالی که روسیه و چین مودبانه تقاضای تهران برای تولید مشترک واکسن ‎#کرونا را رد می‌کنند، وزیر بهداشت اسلامی نمکی گفت که سومین واکسن جدید با کمک کوبا و ونزوئلا تولید می‌شود.
او می‌گوید جمهوری اسلامی در آینده به عنوان صادر کننده عمده واکسن ظاهر خواهد کرد.

@AmirTaheri4
امیر طاهری - بازیی که ایران را به تنگنا انداخت
https://persian.aawsat.com/node/2858441




«ارزش یک سطل قاذورات را هم ندارد» این جمله‌ای است که رئیس جمهوری امریکا ترومن در توصیف پست معاون رئیس جمهوری گفت که آن زمان خود همین مسئولیت را در دوره رئیس جمهوری روزولت داشت.
برخی تحلیل‌گران براین باورند که می‌توان این توصیف را بر پست ریاست جمهوری در ایران تطبیق داد. و به همین دلیل بسیاری حتی در میان منتقدان نظام اصرار دارند که نشان دادن هرگونه توجهی به انتخابات ریاست جمهوری سال جاری که قرار است درماه ژوئن آینده برگزار شود، نه تنها اتلاف وقت بلکه همدستی در فریب بزرگ سیاسی است.
این بررسی‌های تحلیلی چقدر درست‌‎اند؟
بی شک نظامی که آیت الله خمینی و جماعتش به وجود آوردند هرچیزی می‌تواند باشد جز نظام جمهوری. آنچه امروز در ایران با آن روبه رو هستیم شکلی از اشکال «امامت» است، از همان گونه‌ای که در شمال یمن زیر حاکمیت ائمه حمیدیین وجود دارد( منسوب به امام یحیی حمید الدین المتوکل1918-1962). در زمان دو انقلاب 1978 و 1979 علیه سلطنت مشروطه درایران، خمینی و نزدیک‌ترین چهره‌ها به او سخنی از نظام جمهوری به زبان نیاوردند.
شعارشان «حکومت اسلامی» بود و زیرکانه‌تر از آن شعار توصیف نظام آرمانی به اینکه نظامی مبتنی بر ولایت فقیه است که «جنبش طالبان» در افغانستان، حکومت خودخوانده «داعش» در موصل و الرقه و «بوکو حرام» در غرب افریقا به کارگرفتند تا نسخه‌های دیگری از آن را ارائه دهند.
با این حال و با توجه به اینکه ایران در دوره شاه طبقه متوسط بزرگ و تا حدودی غربی گسترش داد، کپسولی که ملاها عرضه کردند باید پوسته‌ای از کلماتی مانند «جمهوری»، «رئیس جمهوری» و «قانون اساسی» داشته باشد.
اما به مجرد اینکه ملاها زمام قدرت حقیقی را به دست گرفتند لایه نازک رنگ متلاشی شد چرا که اولین رئیس جمهوری منتخب جمهوری اسلامی با اقدامات مختصر و با دستور 9 کلمه‌ای که خمینی صادر کرد کنار زده شد و شعار کمپین انتخاباتی‌اش «عدالت اجتماعی و اقتصادی» به طنزی گزنده مبدل گشت.
«رئیس جمهوری» دوم محمد علی رجایی چند هفته پس از ورودش به کارزار انتخاباتی با شعار«همه زندگی در راه خدا» ترور شد. «رئیس جمهوری» سوم علی خامنه‌ای که درآن زمان تنها «حجة الاسلام» بود تلاش کرد خودی نشان دهد، اما خیلی زود در دوره خمینی رنگ باخت و 8سال را درحاشیه گذراند و به کره شمالی و افریقای سیاه سفر کرد.
«رئیس جمهوری» چهارم علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سرمایه‌داری که خود را به «حجة الاسلام» تبدیل کرد تا از این وضعیت استفاده کند و اوضاع را بهتر از دیگران  فهمید و شعار «کار و توسعه» را به خدمت گرفت و دوره 8ساله‌اش را در توسعه و ساخت امپراطوری کارهایش سپری کرد و همیشه حواسش بود که «فقیه» را نرنجاند.
با این حال او با خواری توصیف ناپذیری روبه رو شد از جمله محرومیتش از کرسی «مجلس اسلامی»(پارلمان ساختگی) تا جایی که برخی از افراد تیم همراه رفسنجانی ادعا کردند او کشته شده پس از اینکه در استخر خصوصی‌اش غرق شد.
«رئیس جمهوری» پنجم آخرین کسی بود که خودش را «حجة الاسلام» خواند، مدیر آژانس مسافرتی که خود را به عنوان شخصیتی دینی یافت که می‌تواند مناسب الگویی باشد که خمینی برجای گذاشت. با این حال، شعارش «آینده بهتر» حتی شامل حال او نشد و از زمان خروجش از ریاست جمهوری حتی اجازه خروج از کشور را نیافت. تا مدت کوتاهی پیش فردی به رسمیت شناخته‌ شده‌ نبود و آوردن نامش در رسانه‌های حکومتی ممنوع بود.
«رئیس جمهوری» ششم محمود احمدی نژاد با شعار «پول نفت برسفره‌های مردم» خود را به عنوان قلب تپنده مردمی معرفی کرد و بر حیف و میل حدود یک تریلیون دلار از درآمدهای نفت نظارت داشت که بیشترین میلیاردهای جذب شده در تاریخ ایران بودند. با این حال وقتی خود را بزرگ‌تر از منصبش نشان داد تصمیم گرفته شد او را برسرجای مناسبش بنشانند.
رئیس جمهوری هفتم حجة الاسلام کنونی است. سال 1978-1979 حسن فریدون سرخه در یک دوره طراحی بافت دانشکده مبهم بریتانیایی ثبت نام شد. پس از آنکه جهت باد را تشخیص داد، تصمیم گرفت خود را به یک چهره دینی تبدیل کند و نام خود را به روحانی تغییر داد و ریشی بلند گذاشت و جامه ملاها به تن کرد.
«حجة الاسلام» روحانی منصب ریاست جمهوری را با شعار «تدبیر و امید» فتح کرد.
در ابتدا به نظر رسید مسائل به میل روحانی پیش می‌روند. و به کمک کسانی که «بچه‌های نیویورک» شناخته شدند-گروهی بروکرات و تکنوکرات که در ایالات متحده تحصیل کرده و به حزب دموکرات امریکایی نزدیک بودند- حسن روحانی از تأیید رئیس جمهوری باراک اوباما برخوردار شد که به نظر او جمهوری اسلامی ایران دولت «قائم بر مردم» است. همچنین حجة الاسلام از حمایت برخی وزرای سابق بریتانیایی برخوردار شد و از سوی رهبر کهنه‌کار اسرائیلی شمعون پرز سیگنال‌های احترام دریافت کرد.
مسائل وقتی برای «حجة الاسلام» خراب شد که دونالد ترامپ وارد کاخ سفید شد و بنا را براین گذاشت که از همه کارهایی که اوباما انجام داده بود-خوب یا بد- برگردد. به همین دلیل سناریو از مسیر خود خارج شد، همان سناریویی که به «بچه‌های نیویورک» حجم و قدرت حمایت امریکایی را بخشید که می‌توانستند «رهبر معظم» را به حاشیه برانند و ریاست جمهوری را به مرکز حقیقی قدرت تهران بدل کنند.
در نتیجه، دوره ریاست روحانی همچون صحنه حادثه رانندگی به پایان رسید که جمعیت پس از آن پراکنده شدند.
با بالا رفتن نمودار رسمی تورم به بیش از 50 درصد و بیکاری به 25 درصد و 40درصد جمعیت ایران به زیرخط فقر رسمی رفتند، صحبت از «امید» دست‌کم بی معنا شد.
سناریویی که اوباما رؤیایش را می‌دید، دیدن روحانی و «بچه‌های نیویورک» بود که موفقیت اقتصادی و سیاسی محقق کنند که برای حفظ ریاست جمهوری کافی باشند حتی پس از پایان دو دوره ریاستش.
و امروز گروه طرفداری ایالات متحده که مورد حمایت بریتانیا نیز هست، امیدوار به احیای سناریو از طریق معرفی نامزد در ماه ژوئن است. اما این نیازمند تلاشی بسیار بزرگ از سوی رئیس جمهوری جو بایدن برای تزریق پول‌های کلان به اقتصاد بیمار ایران و دادن امتیازهای بزرگ دیپلماتیک به «بچه‌های نیویورک» و مشارکت در خلق فضایی از احساس رضایت است.
با این حال، سناریو بی‌تأثیر است. خامنه‌ای هیچ دلیلی نمی‌بیند که مانع از این بشود تا فرصت را غنیمت بشمارد و باقیمانده معنای ریاست جمهوری را از آن نگیرد. او می‌تواند یکی از افراد وابسته به خود در «سپاه پاسداران»، پایگاه اصلی پشتیبانی او را به منصب ریاست جمهوری برساند و راه را برای ظهور یکی از فرزندان خود به عنوان «رهبر معظم» جدید هموار کند.
طی 150سال «دوست‌داران بریتانیا» و «علاقمندان به روسیه» بر سیاست ایران سلطه داشتند؛ در یک نظامی که گروه‌های مختلف برآن کوبیدند و کار به انقلاب مشروطه سال 1906 کشید و خاندان حاکم درسال 1925 تغییر کرد.
امروز با گروه‌های «طرفداران روسیه» و «دوست‌داران ایالات متحده» به دوران بد قدیم برگشتیم که در دایره‌ای تنگ به شکل فزاینده‌ای برسر قدرت با هم به رقابت می‌پردازند.
«بچه‌های نیویورک»  به نجات لحظه آخر توسط جو بایدن چشم امید بسته‌اند. «دوستداران روسیه» پیام محرمانه «پیمان سازی» خود را به ولادمیر پوتین فرستادند.
شاید انتخابات ژوئن به مثابه پیروزی «طرفداران روسیه» باشد، مسئله‌ای که سلوک نظام نامنظم خمینی را با اشاره‌هایی از مسکو زیر سلطه می‌برد.
در ماه ژوئن آینده نتیجه بدتر، امید بستن به نمایش تراژدی کمدی عروسک‌ها خواهد بود که ایران را به بن بست تاریخی کشاند.



@AmirTaheri4
‏خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه اسلامی: "انگلیس نباید پرونده ‎#نازنی_زاغری_راتکلیف را سیاسی کند."

چه گستاخ.

منظور او این است که انگلیس باید به آخوندها اجازه دهد تا پرونده گروگان بدبخت را سیاسی کنند، و انگلیس را با طلب باج ۵۰۰ میلیون دلاری، تهدید کنند.

@AmirTaheri4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: ایران؛ بازی رسوفیل‌ها و آمریکوفیل‌ها و تکرار تاریخ

امروزه، ما در ایران به زمان های بد گذشته بازگشته‌ایم که جناح های روسوفیل و آمریکو‌فیل در یک حلقه ی باریک و فزاینده برای کسب قدرت رقابت می کنند...
برگردان فارسی تحلیلی به قلم استاد امیر طاهری با عنوان اصلی زیر در شرق الاوسط:
The Game that Left Iran in Historic Impasse

#امیر_طاهری
#تحلیل_سیاسی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=QqNaJqdLjp8

@AmirTaheri4
امیر طاهری - تهران باید بپرسد: بعد چه؟
https://persian.aawsat.com/node/2679001

در داستان «هزار و یک شب» هر سه فرمانروای سرندیپ یک میل مشترک‌ دارند: به همه آرزوها با یک بار تاس انداختن برسند. در حقیقت چنین میلی به جهان داستان شرق محدود نمی‌شود. و در سراسر تاریخ چه بسیار حوادث فاجعه آفرین و مضحک و برخی هم آمیزه‌ای از تراژدی و کمدی که از زهدان این رؤیا بیرون نیامده‌اند.
نوظهورترین رؤیای «یک تاس انداختن» را این روزها می‌توان در تهران دید، جایی که سران جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند نسخه‌ای تراژیک و یک نسخه مضحک از این رؤیا ارائه کنند.
در واکشن به کشته شدن ژنرال قاسم سلیمانی و سرتیپ فخری زاده، «متفکران» نظام وعده «انتقام» دادند و به این اشاره کردند که این را می‌توان از طریق زدن ضربه‌ای ویرانگر به «دشمن» محقق ساخت.
از جهتی دیگر روزنامه «جوان» که منعکس کننده دیدگاه‌های «سپاه پاسداران» ایران است، اصرار دارد که بگوید، بیش از این عقب انداختن انتقام با حکمت همخوانی ندارد و «دشمن» را می‌توان با یک ضربه شکست داد تا برای همیشه نتواند کمر راست کند. نیاز به گفتن نیست که وقتی خمینی‌منشان سخن از «دشمن» می‌گویند، منظورشان ایالات متحده، «شیطان بزرگ» و متحد آن اسرائیل است. کار به جایی رسید که فیلسوف خمینی‌مسلک رحیم پور ازغدی گفت، اگر از او خواسته شود آمادگی دارد همان ضربه ویرانگر را وارد ‌سازد.
از جهتی دیگر، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران سعید جلیلی گفت، جمهوری اسلامی هشت سال پیش به پیروزی زدن یک ضربه مهلک نزدیک شد، اما به دلیل منازعات داخلی آن را از دست داد.
همیچنی دکتر حسن عباسی ملقب به «کسینجر اسلام» اظهار داشت، « یک تاس انداختن» استراتژی آرمانی در «جهاد برای محو اسرائیل از روی نقشه و به دنبال آن ویران کردن ایالات متحده»است.
سردار حسین سلامی«فرمانده سپاه پاسداران» ایران با او هم نظراست و با این ادعا از او فراتر رفت که «هزاران گردان» آماده برای انجام هجوم«آرماگدون» است؛ یعنی نبرد نهایی حق و باطل درآخرالزمان.
وزیر سابق دفاع سرتیپ حسین دهقان که اکنون نامزد ریاست جمهوری است، گفت محو اسرائیل از روی نقشه از همان ابتدای انقلاب اسلامی هدف بود. گفتنی است دهقان یکی از «دانشجویان»ی است که نوامبر سال 1979 به سفارت امریکا در تهران یورش بردند. دهقان اظهار داشت، او باور دارد به گروگان‌ گرفتن امریکایی‌ها نشان داد سیاست «یک ضربه» در ناکارآمد ساختن «دشمن» چقدر اثرگذاراست.
حتی غلام اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه اسلامی با پیشنهاد « نابودی ایالات متحده و اسرائیل» با یک ضربه، به کارشناسان استراتژیست پیوست.
با این حال، طرح واقع‌گرایانه‌تر «یک بار تاس انداختن » از روزنامه کیهان که بیانگر نظرات رهبر علی خامنه‌ای است عنوان شد. در سرمقاله‌ای با عنوان «تأخیر نابخشودنی»، این روزنامه نوشت، «یک ضربه» باید به شکل طوفان درهم کوبنده موشک‌ها بر بندر حیفای اسرائیل باشد. این روزنامه تأکید کرد، این حمله نباید صرفاً هجومی نمادین باشد بلکه باید موجب ویرانی بسیار بشود و قربانیان زیادی بگیرد. گفتنی است که اینجا حیفا به عنوان یک هدف دارای جذابیت‌های بسیاری است چرا که گذشته از اینکه در اسرائیل است مرکز بهائی‌هاست، که ملاها در طول دو قرن از آنها کینه به دل دارند.
همچنانکه در طول تاریخ، استراتژی « آخرین تاس انداختن» استراتژیست‌های خبره‌تر از خامنه‌ای و سلامی را فریب داد. برای نمونه سال 54 پیش از میلاد، مارکوس لیسینیوس کراسوس که عضوی سه‌گانه حاکم در رم بود، مجلس سنا را متقاعد ساخت تا به او اجازه دهند به شرق برود و امپراطوری پارت را با یک ضربه نابود سازد. و در عمل، ارتش بزرگی با هدف زدن این یک ضربه نابود کننده تدارک دید تا رم را از آخرین دشمن خطرناک خلاص سازد و همزمان خزانه آن را پر از غنیمت و اموال غارت شده کند، اما انداختن آخرین تاس علیه او برگشت و کراسوس روز 9 ژوئن در یکی از درگیری‌ها در شهر کارای کشته شد.
همین طور ناپلئون بناپارت هوس کرد فکر «آخرین تاس انداختن» را به نمایش بگذارد و موجب شعله‌ور شدن جنگ لوبک درسال 1806 شد که با هدف نابود ساختن «دشمن» پروسی برای همیشه روی داد.
واقعاً روز 6 نوامبر پیروز جنگ شد و بزرگ‌ترین فرمانده پروسی گرهارد بلوچر را خوارساخت. با این حال پروسی‌ها پس از نه سال این بار با اتحاد با انگلیس و روس برگشتند تا امپراطوری ناپلئونی را نابود کنند و او را به تبعید بفرستند.
بلوچر در واترلو برگشت و خنده آخر از آن او بود.
همچنین ناپلئون تلاش کرد «انداختن تاس آخر» را علیه روس‌ها تجربه کند و موفق شد مسکوی پایتخت را به آتش بکشد، اما این بار باز نرد علیه او پرت شد و ارتش بزرگش ناچار شد پس از تحمل خسارت‌های سهمگین، خوارترین عقب‌نشنی تاریخ را انجام دهد.


Amir Taheri

@AmirTaheri4
👍2
سال 1941 آدولف هیتلر تلاش کرد سیاست «انداختن آخرین تاس» را در «عملیات بارباروسا» انجام دهد که شاهد سریع‌ترین پیشروی بزرگ‌ترین قدرت نظامی در تاریخ بود. پیش از آنکه استالین بتواند آخرین جرعه‌ شیشه ودکا را بنوشد، ژنرال فردریش وان پاولوس به دروازه‌های قفقاز رسید. با این حال همه ما می‌دانیم پاسخ سئوال«بعد چه» چه شد، که هیتلر و پیروانش از خود نپرسیده بودند.
در چنین روندی، فرماندهی عالی نیپون نیز با دست زدن به حمله علیه پرل هاربر در روز 7 دسامبر 1941 فراموش کردند از خود بپرسند:«بعد چه؟». «تنها تاس انداختن » این بار برای بیرون کشاندن ایالات متحده از رقابت برسر رهبری جهان و تبدیل هاوایی به «کابان» منطقه اقیانوس آرام بود(واژه‌ای ژاپنی به معنای مرکز پلیس محلی است).
باردیگر قطعه نرد به شکلی متفاوت از آنچه امید می‌رفت افتاد.
درماه مه 1967 نقش رئیس جمهوری عبدالناصر برای برانگیختن جنگی که نیازی به آن نبود، افتادنش در تور توهم « انداختن آخرین تاس» بود بی آنکه از خود بپرسد: «بعد چه؟».
در محدوده‌ای کوچک‌تر، گروه «القاعده» همان استراتژی را در حملات 11 سپتامبر به کار بست، در زمانی که رهبر آن اسامه بن لادن امید به « بیرون راندن امریکایی‌ها برای همیشه» داشت، همان کاری که مجاهدین با شوروی کردند.
و باز جوان پولدار نازپروده صاحب ایدئولوژی بیمار فراموش کرد از خود بپرسد:«بعد چه؟».
از سویی دیگر، ای ام فورستر در کتابش پیرامون چگونه نوشتن رمان به کسانی که می‌خواهند نویسندگی ادبی را به عنوان حرفه درپیش بگیرند، توصیه می‌کند همیشه از خود بپرسند:«بعد چه؟»، پیش از آنکه دست به آفرینش حلقه جدیدی در زنجیره روایتگری بزنند.
از طرفی دیگر، فرد می‌تواند پرسش درست را پیش بکشد و با این حال شاید به پاسخ‌های نادرست برسد. این دقیقاً همان چیزی است که برای سردبیر «کیهان» اتفاق افتاد که به حمله به حیفا ترغیب می‌کند؛ او نوشت با توجه به اینکه جمهوری اسلامی «همه پایگاه‌های امریکایی را در تیررس سلاح خود دارد، امریکایی‌های بزدل به هیچ حمله ویرانگری به اسرائیل پاسخ نمی‌دهند». اگر چنین کردند، به گفته او، تهران می‌تواند« موشک‌هایی به پایگاه‌های امریکایی در عراق، امارات متحده عربی، مقر ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین، مرکز فرماندهی درقطر و پایگاه‌های امریکا در بخش عمانی شبه جزیره مسندم شلیک کند». سرمقاله نویس کیهان می‌افزاید ایالات متحده در همان ترس خود سنگرمی‌گیرد و تن به هرهجومی می‌دهد.
و اکنون اجازه بدهید امیدوار باشیم که مغزهایی با هوشی بالاتر در تهران وجود داشته باشند که خود را در چنین فاجعه‌ای نیفکنند بی آنکه از خود بپرسند:«بعد چه؟».

@AmirTaheri4
👍1
امیر طاهری - نمایش انتخابات ریاست جمهوری تهران؛ بازی حذف
https://persian.aawsat.com/node/2760586

شاید در تلاشی برای دور ساختن نگاه‌ها از اوضاع کنونی و مشکلات سنگینی همچون ویرانی که مصیبت بزرگ ویروس «کووید-19»، پیامدهای اقتصادی آن و تورم مفرط و گسترش فساد، نخبگان حاکم در تهران تصمیم گرفتند فصل انتخابات ریاست جمهوری را زود هنگام آغاز کنند درحالی که انتظار می‌رود انتخابات در ماه ژوئن آینده برگزار شود.
اما آهنگ اصلی که بر رسانه‌های رسمی حاکم شد پیرامون این نکته می‌چرخد که این انتخابات آخرین مواجهه میان دو جریان «اصلاح‌طلب» و «محافظه‌کار» خواهد بود که به جمهوری اسلامی چهره تصنعی نمایشی دموکراتیک بخشیدند.
موضوع دیگری نیز که برای آن تبلیغ می‌شود درجریان است؛ شایعاتی که نشان می‌دهند «رهبر معظم» تصمیم گرفته از رئیس جمهوری نظامی در کنار خود استفاده کند. و تاکنون واقعاً دو نفر از دست‌کم هزار سردار کنونی و بازنشسته به سمت رینگ مسابقه قدم پیش گذاشته‌اند.
و در نهایت ایده سومی وجود دارد که برای آن تبلیغ می‌شود و سعی می‌کند مخاطبان را قانع سازد «رهبر معظم» علاقمند به ایجاد تغییر در نسل‌هاست، در زمانی که دیده می‌شود همه پست‌های بالای جمهوری اسلامی که دچار فرتوتی شده، منحصر به افرادی است که هفتاد سال یا بیشتر عمرکرده‌اند.
با این حال براساس شرایط سخت جدید که برای علاقمندان به نامزدی برای ریاست جمهوری به تصویب رسید، اگر محال نباشد شاید یافتن نامزدی که با معیارهای مطلوبی که «رهبر معظم» تعیین کرده دشوار باشد. در حقیقت به نظرمی‌رسد معیارهایی که هفته پیش منتشر شدند به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا نشان دهند چه کسی نمی‌تواند نامزد بشود تا اینکه چه کسی می‌تواند در رقابت شرکت کند.
و اینجا به نظر می‌رسد هدف حذف است و نه توضیح صلاحیت‌ها.
البته این حذف در مقام اول شامل حال زنان ایرانی می‌شود که حدود 52 درصد از جمعیت آن را تشکیل می‌دهند. حذف دوم شامل حال ایرانیان غیرمسلمان می‌شود که بین 2 تا 4 درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند. همچنین دایره حذف شامل ایرانیان مسلمان غیر شیعه می‌شود، کسانی که12 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. با این حال اینکه شخص مرد، مسلمان و شیعه باشد کفایت نمی‌کند تا شایستگی او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری تضمین بشود، حتی اگر شیعه باشد، باید از فرزندان فرقه «اثنی عشری» باشد تا به او اجازه بدهند نامزد بشود. مسئله دراینجا تمام نمی‌شود، با مرد، مسلمان، شیعه و «اثنی عشری» بودن باید «اصولی» باشی؛ مسئله‌ای که موجب حذف ده‌ها فرقه دیگر مانند «اخباری‌ها»، «شیخی‌ها»، صوفیه و غیره می‌شود.
آیا گمان می‌کنید ماجرا تمام شد؟ اشتباه می‌کنید.
حتی اگر مرد، مسلمان، شیعه، اصولی و «اثنی عشری» باشی کافی نیست تا درجمهوری اسلامی به تو اجازه بدهند نامزد ریاست جمهوری بشوی و باید مؤمن به امامت باشی و این اصطلاحی است که ملاها ساختند که نشان می‌دهد، مفهوم درست اسلام بدون باور به امامت ناقص است.
با این حال ماجرا در مسئله ایمان به امامت ختم نمی‌شود و تو هنوز نیاز داری به اصل «ولایت فقیه» به عنوان تنها الگوی مشروع قدرت باور داشته باشی.
آیا این همه چیز است؟ نه به هیچ وجه، ایمان به اصل «ولایت فقیه» نیز کافی نیست و باید به شکل مطلق آن ایمان داشته باشی.
و در نهایت، وقتی همه این شرایط در تو جمع بشوند باید با شرط دیگری موافقت بکنی و آن (ولای مطلق به «رهبر معظم» آیت الله سید علی «حسنی خامنه‌ای») است که درآرامش خواسته او را به «امام» ملقب کنند. در کنار این شرط‌های اساسی که برای احراز شایستگی نامزدی ریاست جمهوری لازم است، یک شرط اساسی دیگر وجود دارد که سن نباید کمتر از 30سال باشد که با آن بیش از 50درصد ایرانی‌ها را استثنا می‌کند و اینکه سنش باید از 70سال کمترباشد که 5درصد جمعیت کشور را استثنا می‌کند.
نیازی به گفتن نیست که حدود 8میلیون ایرانی ساکن خارج ازکشور اجازه نامزدی ندارند. علاوه براین شرط‌های جدید بر لزوم داشتن مدرک دانشگاهی یا معادل آن از مراکز دینی یا نظامی تأکید می‌کنند.
اما این مسئله به این آسانی که تصور می‌شود نیست. به عنوان نمونه گزارشی که مجلس درسال 2018 منتشر کرد خبر از هزاران مدرک دکترای تقلبی در جمهوری اسلامی می‌داد که افرادی آنها را دارند و در پست‌های خیلی بالای دولتی نشسته‌اند. با توجه به عطش شدید نسبت به القاب، ایرانی‌ها عاشق این هستند که به آنها لقب «دکتر» یا «مهندس» بدهند وقتی که نمی‌توانند از لقب «سید» یا آیت الله یا دست‌کم حجت الاسلام استفاده کنند. البته اوج شکوه در داشتن چندین لقب با هم نمودار می‌شود مانند وضعیت آیت الله العظمی سید دکتر محمد بهشتی، یکی از اولین افرادی که در محکم ساختن قبضه خمینی بر قدرت درسال 1979 کمک کرد. جای تعجب ندارد که می‌بینیم همه فرماندهان رده بالای «سپاه پاسداران» از لقب «دکتر» استفاده می‌کنند،
Amir Taheri

@AmirTaheri4
👍1
براساس مدرک دکترای حقیقی یا تقلبی که توسط دانشگاه‌های موجود یا برخی که فقط نامی ازآنها وجود دارد صادر شده است.
از میان عناوین دانشگاه‌های تقلبی، عنوان دانشگاهی در جزیره سابا در کارائیب است که درمقابل 25 هزار دلار برای یک مدرک، بیش از 500 مدرک دکترا به مقامات ایرانی فروخت.
صلاحیت‌های دینی خود نیز با اندکی شک و شبهه و پیش‌گویی روبه روست، چرا که مراکز سنتی دینی(حوزه‌ها) در قم و مشهد مراکزی را که نظام با مدیریت ملاهایی که حقوق از حکومت می‌گیرند تأسیس کرده به رسمیت نمی‌شناسند. درمقابل مراکز دینی که از حمایت مالی حکومت برخوردارند مدارک اجتهاد حوزه‌های سنتی را قبول ندارند.
و بازهم، جدای از زنان و غیرمسلمانان و غیر شیعیان، این شرط 80درصد از کسانی را که علاقمند به نامزدی‌اند استثنا می‌کند.
آنچه مسائل را پیچیده‌تر می‌کند اینکه شرط‌های تحمیلی نیازمند صلاحیت‌های دیگری نیز هست که اندازه‌گیری آنها اگر محال نباشد بسی دشوار است.
برای نمونه، فرد چگونه می‌تواند اثبات کند که «ایمان صادق به ضرورت دین» یا «دشمنی ویژه با غرب» یا «مخالفت با همه فتنه‌ها» که علیه انقلاب صورت گرفته دارد؟
از میان شرط‌هایی که اثبات‌شان دشوار است« مقدم دانستن منافع نظام بر منافع شخصی» است، در حالی که شرط «داشتن شناخت عمیق از امور داخلی و سیاست‌های منطقه‌ای و اوضاع جهانی» نیازمند گذراندن دوره‌ است که آزمون‌هایی را به دنبال دارد.
مسئله وقتی پیچیده‌تر می‌شود که ازعلاقمندان به نامزدی خواسته شود ولایی بودن خود را نه تنها به نظام و سیاست‌هایی که در پیش می‌گیرد ثابت کند، بلکه به استمرار همه نهادهای کنونی جمهوری اسلامی باور داشته باشد و این بدین معناست که کسانی که رؤیای اصلاح دارند، بگذریم از حذف شورای نگهبان یا ادغام «سپاه پاسداران» در ارتش نمی‌توانند نامزد بشوند.
از میان شرط‌هایی که شاید برای حذف حلقه معروف به «جوانان نیویورک» نزدیک به رئیس جمهوری حسن روحانی طراحی شده، این است که هرکسی که دارای تابعیت دوگانه باشد یا مدرک اقامت دائمی در کشور خارجی داشته باشد نمی‌تواند نامزد ریاست جمهوری بشود. مسئله در همین جا محدود نمی‌شود، بلکه همچنین کسانی که در یک کشور خارجی به دنیا آمده‌اند یا والدین‌شان مقیم کشور خارجی باشند یا یکی از فرزندان‌شان یا هریک از بستگان درجه یک‌شان مقیم کشور خارجی باشند نمی‌توانند نامزد بشوند.
سال 2018 «مجلس اسلامی»، پارلمان ساختگی، در گزارشی اعلام کرد، بیش از 1500 مقام عالیرتبه از جمله برخی اعضای هیئت دولت که نام‌شان فاش نشد و استانداران دارای تابعیت دوگانه‌اند که اغلب آنها امریکایی یا کانادایی‌اند یا فرزندان آنها در مدارس اروپای غربی و امریکای شمالی تحصیل می‌کنند.
هفته گذشته، «مجلس اسلامی» به «شورای نگهبان» قدرت به کارگیری حق «وتو» علیه کسانی را داد که می‌خواهند براساس برنامه خود نامزد بشوند.
حتی اگر همه این شرایط در تو احراز بشود، درخواست نامزدی تو با مخالفت «شورای نگهبان» روبه رومی‌شود به دلایلی که هرگز اعلام نمی‌شوند.
این درحالی است که موافقت «شورای نگهبان» گام آخر نیست، چرا که «رهبر معظم» حق دارد کلمه «وتو» را علیه نامزدی تو به کار ببرد و ازآنجا که تو به عصمت او ایمان داری هرگز نمی‌توانی ایرادی بر تصمیم او وارد کنی.
هیچ نامزدی وجود ندارد که این صلاحیت‌ها را داشته باشد و مطمئن بشود که موافقت «رهبر معظم» را به دست می‌آورد جز یک نفر: میژر ژنرال قاسم سلیمانی- اما مشکل این است که او دیگر نمی‌تواند چنین پستی را بگیرد.

@AmirTaheri4
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Ramze Pirouzi 03 15 21 رمز پیروزی
با امیر طاهری

لینک مشاهده در یوتیوب

@AmirTaheri4
1
‏با وجود محدودیت‌های ‎#کرونا، شب گذشته جشن‌های بزرگ ‎#چهارشنبه_سوری در سراسر ایران برگزار شد.
بزرگترین آنها در اهواز، اصفهان، تبریز، تهران و مهاباد بود.
واحدهای امنیت اسلامی نتوانستند مردم را دلسرد کنند.
متاسفانه ۹ نفر در انفجار مواد آتش‌بازی ناایمن جان خود را از دست دادند.

@AmirTaheri4
‏جالب توجه:
کنفرانس مسکو در مورد افغانستان شامل ۲ جمهوری اسلامی ایران و پاکستان، طرفداران اصلی طالبان نیست.
بدون حمایت آخوندها در تهران و نظامیان در اسلام آباد، طالبان نمی‌توانند زنده بمانند.
ویروس طالبان نباید در بدنه سیاست افغانستان پذیرفته شود.

@AmirTaheri4