آمریکا تیمی را برای تشریح توافق احتمالی با ایران به متحدان خاورمیانه میفرستد
آنها طرح نجات آخوندها را تأیید میکنند؟
در همین حال،منابع آمریکایی و انگلیسی میگویند توافق هنوز نهایی نشده
وزیر خارجه انگلیس، دومنیک راب، تهران را به شکنجه گروگان انگلیسی، نازنین زاغاری-راتکلیف متهم کرد.
@AmirTaheri4
آنها طرح نجات آخوندها را تأیید میکنند؟
در همین حال،منابع آمریکایی و انگلیسی میگویند توافق هنوز نهایی نشده
وزیر خارجه انگلیس، دومنیک راب، تهران را به شکنجه گروگان انگلیسی، نازنین زاغاری-راتکلیف متهم کرد.
@AmirTaheri4
پرداخت به گروگانگیر
به نظر ۴ گروگان آمریکا و ۱ انگلیسی در ازای دریافت پول به آخوندها آزاد میشوند
تهران ۱۵ گروگان دیگر آمریکا و انگلیس را برای دفعه بعد نگه میدارد
بدون امتیازی به گروگانهای آلمان و فرانسه. امتیازی بد برای رئیسجمهور ماکرون که تلاش زیادی برای کمک به آخوندها کرد.
@AmirTaheri4
به نظر ۴ گروگان آمریکا و ۱ انگلیسی در ازای دریافت پول به آخوندها آزاد میشوند
تهران ۱۵ گروگان دیگر آمریکا و انگلیس را برای دفعه بعد نگه میدارد
بدون امتیازی به گروگانهای آلمان و فرانسه. امتیازی بد برای رئیسجمهور ماکرون که تلاش زیادی برای کمک به آخوندها کرد.
@AmirTaheri4
خامنهای امروز با بیان اینکه خط مشی سیاست خارجی ایران در وزارت امور خارجه تنظیم نمیشود، پشتیبانی کامل از سپاه قدس و عملیات آن در خاورمیانه را تکرار کرد.
از اتحاد خیالی با روسیه دفاع کرد، اما اشاره کرد که او فعلاً میخواهد یک صندلی کناری را برای "بچههای نیویورک"حفظ کند.
@AmirTaheri4
از اتحاد خیالی با روسیه دفاع کرد، اما اشاره کرد که او فعلاً میخواهد یک صندلی کناری را برای "بچههای نیویورک"حفظ کند.
@AmirTaheri4
«مقام رهبری» خامنهای، در یک لفاظی بلند و بینظم، وزیر خارجه خود، ظریف (بدون ذکر نام) را به تکرار «آنچه آمریکاییها سالهاست درباره شهید سرلشکر سلیمانی میگویند» متهم کرد.
به نظر میرسد او هنوز امیدوار است كه ظریف بتواند آمریكا را ترغیب كند كه مقداری پول نقد اضطراری وارد ایران كند.
@AmirTaheri4
به نظر میرسد او هنوز امیدوار است كه ظریف بتواند آمریكا را ترغیب كند كه مقداری پول نقد اضطراری وارد ایران كند.
@AmirTaheri4
یادی از بشیر بن یحمد، ناشر تونسی که در سن ۹۳ سالگی در پاریس درگذشت. وی هفته نامه Jeune Afrique را تاسیس کرد که در دهه ۱۹۶۰ پرچمدار جهان گرایی سوم شد.
من در دهه ۱۹۸۰ به مدت ۲ سال با او به عنوان مدیر مسئول هفته نامه کار کردم و چیزهای زیادی در مورد آفریقا آموختم.
@AmirTaheri4
من در دهه ۱۹۸۰ به مدت ۲ سال با او به عنوان مدیر مسئول هفته نامه کار کردم و چیزهای زیادی در مورد آفریقا آموختم.
@AmirTaheri4
روز جهانی آزادی مطبوعات باید سرکوب سیستماتیک رژیم خمینیستی علیه رسانههای ایران را به همگان یادآوری کند.
با این وجود، برخی از روزنامهنگاران در ایران با به خطر انداختن زندگی و آزادی خود سعی میکنند صادقانه کار کنند.
حداقل ۳۰روزنامهنگار اکنون به اتهامات جعلی در ایران در زندان هستند.
@AmirTaheri4
با این وجود، برخی از روزنامهنگاران در ایران با به خطر انداختن زندگی و آزادی خود سعی میکنند صادقانه کار کنند.
حداقل ۳۰روزنامهنگار اکنون به اتهامات جعلی در ایران در زندان هستند.
@AmirTaheri4
Forwarded from رسانه یونیکا Unika
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: دعوتِ دوباره «اویار حسن» به بالماسکه انتخابات
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Ouyar Hassan Invited to the Polls… Again
This time round, an estimated 60 million Iranians are eligible to vote. As usual, the authorities could try to manipulate the results in a number of ways such as refusing to register many would-be voters, pre-filling polling boxes and inflating the number of ballots cast in the provinces. Nevertheless, a massive boycott would be hard to camouflage. Such a massive refusal to play extras in a sinister masquerade would show that Ouyar Hassan is no longer prepared to let “those better than us” walk all over him.
#انتخابات
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
@Unikador
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری با عنوان زیر در شرق الاوسط:
Ouyar Hassan Invited to the Polls… Again
This time round, an estimated 60 million Iranians are eligible to vote. As usual, the authorities could try to manipulate the results in a number of ways such as refusing to register many would-be voters, pre-filling polling boxes and inflating the number of ballots cast in the provinces. Nevertheless, a massive boycott would be hard to camouflage. Such a massive refusal to play extras in a sinister masquerade would show that Ouyar Hassan is no longer prepared to let “those better than us” walk all over him.
#انتخابات
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
@Unikador
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: یک روز «بدونِ آمریکا» پس از ۴۱ سال “خیالِ خام” نابودی آمریکا
مشاهده در لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=RGZUxNH2woc
برگردان فارسی تحلیلی با عنوان “ممکن است که ایران به یک روز «بدون آمریکا» نیاز داشته باشد”
Iran May Need an 'America Free' Day
Forty-one years of “End of America” fantasies have produced nothing useful for Iranians; maybe they would do better with one “America free” day.
#یونیکا
#امیر_طاهری
#روز_بدون_آمریکا
@Unikador
@AmirTaheri4
مشاهده در لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=RGZUxNH2woc
برگردان فارسی تحلیلی با عنوان “ممکن است که ایران به یک روز «بدون آمریکا» نیاز داشته باشد”
Iran May Need an 'America Free' Day
Forty-one years of “End of America” fantasies have produced nothing useful for Iranians; maybe they would do better with one “America free” day.
#یونیکا
#امیر_طاهری
#روز_بدون_آمریکا
@Unikador
@AmirTaheri4
⚡️انتخابات ایران؛ «اصلاحطلبان» بر سر دوراهی
جمهوری اسلامی مانند قاب کهنهای است که تابلوی درون آن تغییر کرده و بزرگتر شده است؛ این قاب، سرانجام، شکسته خواهد شد زیرا فرم مرده هرگز نمیتواند محتوای زنده را مهار کند.
آیا انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران به حذف کامل «اصلاحطلبان» منجر خواهد شد؟ این پرسش که اکنون در بسیاری از گفتوگوها در فضای مجازی مطرح است، پاسخهای گوناکون گرفته است. رایجترین پاسخ یک «آری» قاطع است. عرضهکنندگان این پاسخ میگویند: شکست فاحش دولت حجتالاسلام حسن روحانی در هشت سال گذشته آخرین امیدها به کارایی «اصلاحطلبان» را مبدل به یاس کرده است. از سوی دیگر، بعضی ناظران عقیده دارند که آیتالله علی خامنهای، رهبر و ولی فقیه، هنوز هم نیازمند «اصلاحطلبان» است. به دو دلیل: نخست استفاده از آنان برای فریفتن قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، و سپس تبدیل آنان به کیسه بوکس و مسئول همه ناکامیهای رژیم.
با یک نگاه کوتاه به تاریخ ۴۲ ساله جمهوری اسلامی خواهیم دید که نظریه دوم، احتمالا بیشتر بیانگر واقعیت است. نظام خمینیگرا از آغاز نیازمند یک جناح «اصلاحطلب» یا «معتدل» یا حتی «لیبرال» و «غربگرا» بوده است. در نخستین مرحله از این نظام، گروه مهدی بازرگان و گروههای «ملی-مذهبی» و «مارکسیست – اسلامی» این نقش را برعهده گرفتند و با فریفتن طبقه متوسط در ایران و دمکراسیهای غربی، فرصت زمانی لازم برای شکل گرفتن یک «دولت پنهان» را فراهم آوردند.
در مرحله دوم، گروههایی که حجتالاسلام علیاکبر هاشمی رفسنجانی را پرچمدار «اصلاحات» و «سازندگی» میدانستنند، همان نقش را برعهده گرفتند. رفسنجانی که بعدها خود را «آیتالله» خواند، با بهرهگیری از گشایش اقتصادی محدود و تماسهای محرمانه با ایالات متحده، نظام جدید را از یک دوره بحرانی خطیر پس از جنگ ایران و عراق کموبیش سالم بهدر آورد.
در مرحله سوم، حجتالاسلام محمد خاتمی آن نقش را برعهده گرفت و موفق شد با بهدست آوردن حمایت قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، نظام خمینیگرا را از حالت پاریای جهانی بیرون آورد.
همه این تجربیات نشان میدهد که «اصلاح طلبان» یا «جناح معتدل» همواره پس از انجام ماموریت نادانسته خود، کنار گذاشته شدهاند. پرانتر رفسنجانی-خاتمی با ظهور محمود احمدینژاد بسته شد. رفسنجانی با شکست در برابر احمدینژاد ناشناس و سپس رد صلاحیت، حتی برای نامزدی در انتخابات، مجازات شد. مجازات خاتمی ممنوع شدن تصویری و کلامی و از دست دادن حق سفر به خارج بود.
آیا اکنون نوبت حسن روحانی است که سرنوشت مشابهی داشته باشد؟ خواهیم دید. البته روحانی که پرورده بخشهای امنیتی رژیم است، هرگز یک «اصلاحطلب» مورد قبول «اصلاحطلبان» سنتی نبود. اما او نیز به احتمال قوی مهر «باطل شد» را بر پیشانی خواهد داشت.
با توجه به تحلیل بالا، چرا باید تصور کرد که «دولت پنهان»، اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، هنوز نیازمند «اصلاحطلبان» است؟
در چارچوب سیاست داخلی، نظام خمینیگرا دیگر توجهی به بقایای طبقه متوسط در ایران ندارد. این طبقه پس از چهار دهه سرکوب، تبعید و گذر عمر بخش بزرگی از انرژی اجتماعی-اقتصادی- سیاسی خود را از دست داده است. نظام خمینیگرا در ایران دیگر متکی به هیچ یک از طبقات تعریف شده در دکترین مارکسیستی نیست.
این رژیم در واقع معرف خودش است و این «خود» تشکیل میشود از یک هسته مرکزی مرکب از ۵۰ تا ۱۰۰ خانواده باسابقه روحانیت و وابستگان آن در نیروهای نظامی، امنیتی و بوروکراسی. چند هزار روحانی کارمند دولت و چند هزار نظامی بازنشسته و مخلفات آنان حلقه بزرگتر این رژیم را تشکیل میدهند. در یک حلقه بازهم بزرگتر، دو تا سه میلیون «رانتخوار» قرار دارند: شهدا و جانبازان و مخلفات آنان، مداحان، مزدوران فرهنگی، اعضای شبکههای مافیایی فعال در بازار سیاه و بهطور کلی همه کسانی که از وضع موجود سود میبرند. مجموعه آنان «طبقه» جدیدی را بهوجود آوردهاند که با کنترل قوای قهریه و منابع مالی کشور، نیازی به طبقات سنتی یعنی دهقانان، کارگران و «بورژوازی» به معنای عام ندارد.
مشابه این وضعیت را در دیگر نظامهای شمولگرا مانند اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست دیدهایم، نظامهایی که در آن قدرت مسلط بر جامعه ریشه در خویش است و در تحلیل نهایی، خارج از همه معیارهای طبقاتی-تاریخی عمل میکند. این قدرت مسلط، یا به گفته میلووان جیلاس «طبقه جدید» همواره نیازمند یک جناح «اصلاحطلب» است – جناحی که بهعنوان یک نقاب خندان در صحنه بینالمللی و یک نقاب امیدبخش برای بقایای طبقات سنتی در داخل مورد استفاده قرار میگیرد.
بدینسان به گمان من آنچه جناح «اصلاحطلبی» خوانده میشود، بههیچوجه در آستانه حذف کامل نیست. نظام خمینی همواره نیازمند چنین جناحی خواهد بود. این نیاز در حال حاضر
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی مانند قاب کهنهای است که تابلوی درون آن تغییر کرده و بزرگتر شده است؛ این قاب، سرانجام، شکسته خواهد شد زیرا فرم مرده هرگز نمیتواند محتوای زنده را مهار کند.
آیا انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران به حذف کامل «اصلاحطلبان» منجر خواهد شد؟ این پرسش که اکنون در بسیاری از گفتوگوها در فضای مجازی مطرح است، پاسخهای گوناکون گرفته است. رایجترین پاسخ یک «آری» قاطع است. عرضهکنندگان این پاسخ میگویند: شکست فاحش دولت حجتالاسلام حسن روحانی در هشت سال گذشته آخرین امیدها به کارایی «اصلاحطلبان» را مبدل به یاس کرده است. از سوی دیگر، بعضی ناظران عقیده دارند که آیتالله علی خامنهای، رهبر و ولی فقیه، هنوز هم نیازمند «اصلاحطلبان» است. به دو دلیل: نخست استفاده از آنان برای فریفتن قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، و سپس تبدیل آنان به کیسه بوکس و مسئول همه ناکامیهای رژیم.
با یک نگاه کوتاه به تاریخ ۴۲ ساله جمهوری اسلامی خواهیم دید که نظریه دوم، احتمالا بیشتر بیانگر واقعیت است. نظام خمینیگرا از آغاز نیازمند یک جناح «اصلاحطلب» یا «معتدل» یا حتی «لیبرال» و «غربگرا» بوده است. در نخستین مرحله از این نظام، گروه مهدی بازرگان و گروههای «ملی-مذهبی» و «مارکسیست – اسلامی» این نقش را برعهده گرفتند و با فریفتن طبقه متوسط در ایران و دمکراسیهای غربی، فرصت زمانی لازم برای شکل گرفتن یک «دولت پنهان» را فراهم آوردند.
در مرحله دوم، گروههایی که حجتالاسلام علیاکبر هاشمی رفسنجانی را پرچمدار «اصلاحات» و «سازندگی» میدانستنند، همان نقش را برعهده گرفتند. رفسنجانی که بعدها خود را «آیتالله» خواند، با بهرهگیری از گشایش اقتصادی محدود و تماسهای محرمانه با ایالات متحده، نظام جدید را از یک دوره بحرانی خطیر پس از جنگ ایران و عراق کموبیش سالم بهدر آورد.
در مرحله سوم، حجتالاسلام محمد خاتمی آن نقش را برعهده گرفت و موفق شد با بهدست آوردن حمایت قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، نظام خمینیگرا را از حالت پاریای جهانی بیرون آورد.
همه این تجربیات نشان میدهد که «اصلاح طلبان» یا «جناح معتدل» همواره پس از انجام ماموریت نادانسته خود، کنار گذاشته شدهاند. پرانتر رفسنجانی-خاتمی با ظهور محمود احمدینژاد بسته شد. رفسنجانی با شکست در برابر احمدینژاد ناشناس و سپس رد صلاحیت، حتی برای نامزدی در انتخابات، مجازات شد. مجازات خاتمی ممنوع شدن تصویری و کلامی و از دست دادن حق سفر به خارج بود.
آیا اکنون نوبت حسن روحانی است که سرنوشت مشابهی داشته باشد؟ خواهیم دید. البته روحانی که پرورده بخشهای امنیتی رژیم است، هرگز یک «اصلاحطلب» مورد قبول «اصلاحطلبان» سنتی نبود. اما او نیز به احتمال قوی مهر «باطل شد» را بر پیشانی خواهد داشت.
با توجه به تحلیل بالا، چرا باید تصور کرد که «دولت پنهان»، اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، هنوز نیازمند «اصلاحطلبان» است؟
در چارچوب سیاست داخلی، نظام خمینیگرا دیگر توجهی به بقایای طبقه متوسط در ایران ندارد. این طبقه پس از چهار دهه سرکوب، تبعید و گذر عمر بخش بزرگی از انرژی اجتماعی-اقتصادی- سیاسی خود را از دست داده است. نظام خمینیگرا در ایران دیگر متکی به هیچ یک از طبقات تعریف شده در دکترین مارکسیستی نیست.
این رژیم در واقع معرف خودش است و این «خود» تشکیل میشود از یک هسته مرکزی مرکب از ۵۰ تا ۱۰۰ خانواده باسابقه روحانیت و وابستگان آن در نیروهای نظامی، امنیتی و بوروکراسی. چند هزار روحانی کارمند دولت و چند هزار نظامی بازنشسته و مخلفات آنان حلقه بزرگتر این رژیم را تشکیل میدهند. در یک حلقه بازهم بزرگتر، دو تا سه میلیون «رانتخوار» قرار دارند: شهدا و جانبازان و مخلفات آنان، مداحان، مزدوران فرهنگی، اعضای شبکههای مافیایی فعال در بازار سیاه و بهطور کلی همه کسانی که از وضع موجود سود میبرند. مجموعه آنان «طبقه» جدیدی را بهوجود آوردهاند که با کنترل قوای قهریه و منابع مالی کشور، نیازی به طبقات سنتی یعنی دهقانان، کارگران و «بورژوازی» به معنای عام ندارد.
مشابه این وضعیت را در دیگر نظامهای شمولگرا مانند اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست دیدهایم، نظامهایی که در آن قدرت مسلط بر جامعه ریشه در خویش است و در تحلیل نهایی، خارج از همه معیارهای طبقاتی-تاریخی عمل میکند. این قدرت مسلط، یا به گفته میلووان جیلاس «طبقه جدید» همواره نیازمند یک جناح «اصلاحطلب» است – جناحی که بهعنوان یک نقاب خندان در صحنه بینالمللی و یک نقاب امیدبخش برای بقایای طبقات سنتی در داخل مورد استفاده قرار میگیرد.
بدینسان به گمان من آنچه جناح «اصلاحطلبی» خوانده میشود، بههیچوجه در آستانه حذف کامل نیست. نظام خمینی همواره نیازمند چنین جناحی خواهد بود. این نیاز در حال حاضر
@AmirTaheri4
Telegraph
انتخابات ایران؛ «اصلاحطلبان» بر سر دوراهی
انتخابات ایران؛ «اصلاحطلبان» بر سر دوراهی جمهوری اسلامی مانند قاب کهنهای است که تابلوی درون آن تغییر کرده و بزرگتر شده است؛ این قاب، سرانجام، شکسته خواهد شد زیرا فرم مرده هرگز نمیتواند محتوای زنده را مهار کند جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۷ مه ۲۰۲۱ ۸:۰۰
برنامه یاران علیرضا میبدی با عباس میلانی و امیر طاهری https://youtu.be/0-5hS8IxHNs
Amir Taheri
@AmirTaheri4
Amir Taheri
@AmirTaheri4
⚡️خاورمیانه: از «صلح ابراهیم» تا «عصیان شمشون»
هرگز نبايد فراموش کرد که افروختن یک آتش همواره آسان است و اطفای آن دشوار، آتش جنگ مرز نمیشناسد
همین چند ماه پیش «صلح ابراهیم» صدرنشین عناوین خبری خاورمیانه بود. امروز اما در حالیکه موشکها و راکتهای حماس و بمبافکنهای اسرائیل گفتوشنود مرگبارشان را ادامه میدهند، سخنی از «عصیان شمشون» در میان است. کسانی که با متون دینی کهن آشنایی ندارند ممکن است از اسطوره شمشون نابیناشده در غزه بیخبر باشند. اما یک مشکل بزرگ در فهم درست و سرانجام حل مشکل اسرائیلـفلسطین، شاید در همین روش اسطورهای در درک آن باشد.
در تاریخنویسی سنتی شرق، این روش را تاویلی میخوانند: یعنی کوشش برای یافتن اولین ریشه هر مساله در دورترین نقاط تاریخ و اسطوره. به همین روش است که اسرائیلیان از «سرزمین موعود» خود سخن میگویند و فلسطینیان خود را وارث دنیای اسطورهای «شمشون» میدانند. در هر دو روش واقعیات اینجا و اکنون نادیده گرفته میشوند زیرا دعوا بر سر حقانیت وضع موجود خیالی در گذشتههای دور است. در هر دو سوی این برخورد تاریخی سخن از بازگشت است. رادیکالترین صهیونیستها خواستار بازگشت به روزگاری هستند که تمامی آنچه روزگاری فلسطین خوانده میشد، متعلق به پادشاهی یهود بود. از سوی دیگر رادیکالترین فلسطینیان از بازگشت به دوران خلافت اسلامی یا حداقل دوران قیومیت سازمان مللی پیش از ۱۹۷۴ میلادی هستند.
البته میدانیم که رادیکالهای هر دو طرف اقلیتهایی بیش نیستند. هم در اسرائیل و هم در غزه و ساحل غربی اردن، اکثریت با واقعیت وضع موجود روبهرو هستند و چیزی جز صلح و امنیت نمیخواهند. مشکل اینجاست که آچمز سیاسی ۷۰ ساله در این زمینه فضای لازم برای تسلط و تثبیت خواستهای اکثریت را فراهم نمیکند. در طرف فلسطینی عناصر رادیکال حماس، جهاد اسلامی و گروهکهای افراطی دیگر با انحصار اسلحه و پول کنترل دستور کار را به انحصار خود در آوردهاند. در همان حال، سازمانهای بینالمللی و کشورهای «کمکدهنده» با تامین منابع لازم برای تغذیه، بهداشت و مسکن هم درغزه و هم در سواحل غربی، به گروههای مسلط محلی امکان میدهند که منابع بیشتری را به نبرد سیاسی، تبلیغاتی و هرگاه لازم باشد، تسلیحاتی علیه اسرائیل اختصاص بدهند. مثلا در غزه حماس که حکومت را در دست دارد، لازم نیست که وقت و پول خود را صرف تامین نیازهای یک جامعه «نرمال» بکند ـ این نیازها با کمک اتحادیه اروپا برآورده میشود. کمکهای نقدی و تسلیحاتی از جمهوری اسلامی در ایران، قطر و تا حدی ترکیه نیز منابع و وسایل لازم برای جنگهای موسمی علیه اسرائیل را در اختیار حماس و متحدانش قرار میدهد.
عکسالعمل سنتی جهان بیرون در برابر انفجارهای موسمی «مساله فلسطین» همواره محدود و موضعی بوده است. بیش از ۱۰ سال پیش، تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا که نقش میانجی صلح خاورمیانه را بر عهده گرفته بود، پذیرفت که اکثریت دولتها میخواهند این «دردسر» را فراموش کنند. شاید به همین سبب است که هیچیک از قدرتهای بزرگ هرگز نخواستهاند یا نتوانستهاند یک سیاست درازمدت با هدفهای مشخص در این زمینه داشته باشند. آنان همواره در پی پانسمان زخمی کهنه بودهاند که هرچندگاه یکبار خونریزی شدیدتری راه میاندازد. اما درمان آن زخم هرگز در مرکز دغدغههای سیاستگذاران نبوده است.
از سوی دیگر بخشی مهم از رهبری سیاسی اسرائیل نیز هرگز امیدی به درمان کامل و قاطع این زخم نداشته است. در میان زبدگان سیاستمدار و سیاستگذار اسرائیل کمتر کسانی را مییابیم که معتقدند میتوان فلسطینیان را به یک صلح پایدار کشاند. تا چند سال پیش بسیاری از این زبدگان آشکارا میپذیرفتند که تنها راه حفظ امنیت اسرائیل استفاده از «حجامت» ادواری علیه اعراب است ـ یعنی هر چند سال یکبار اسرائیل میبایستی با درهم کوبیدن امکانات نظامی اعراب دورانی تازه از صلح و امنیت برای خود به دست آورد. در هفت دهه گذشته این «حجامت» با چهار جنگ بزرگ و حداقل چهار جنگ محدود صورت گرفته است.
بدین سان آیا میتوان گفت که دوئل جاری میان حماس و اسرائیل چیزی جز یک فیلم تکراری نیست که به موقع به پایان خواهد رسید؟
پاسخ به این پرسش آسان نیست. دوئل جاری جنبههای تازهای دارد که میتواند پایان فیلم را به شکلی دیگر درآورد. در حال حاضر اسرائیل در یک برزخ انتخاباتی است و فاقد یک دولت تثبیتشده. نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، ممکن است بر اساس محاسبات حزبی انتخاباتی بخواهد «حجامت» را به داخل غزه بکشاند. بعضی هواداران او حتی از حذف کامل حماس سخن میگویند. در همان حال معلوم نیست که آیا حماس و جهاد اسلامی که رهبرانشان در روزهای گذشته در تماس تلفنی مکرر با مقامات جمهوری اسلامی در ایران بودهاند، میتوانند بدون چراغ سبز تهران گامهای آینده خود را شکل بدهند. دوئل جاری یک جنبه مهم دارد که نباید
@AmirTaheri4
هرگز نبايد فراموش کرد که افروختن یک آتش همواره آسان است و اطفای آن دشوار، آتش جنگ مرز نمیشناسد
همین چند ماه پیش «صلح ابراهیم» صدرنشین عناوین خبری خاورمیانه بود. امروز اما در حالیکه موشکها و راکتهای حماس و بمبافکنهای اسرائیل گفتوشنود مرگبارشان را ادامه میدهند، سخنی از «عصیان شمشون» در میان است. کسانی که با متون دینی کهن آشنایی ندارند ممکن است از اسطوره شمشون نابیناشده در غزه بیخبر باشند. اما یک مشکل بزرگ در فهم درست و سرانجام حل مشکل اسرائیلـفلسطین، شاید در همین روش اسطورهای در درک آن باشد.
در تاریخنویسی سنتی شرق، این روش را تاویلی میخوانند: یعنی کوشش برای یافتن اولین ریشه هر مساله در دورترین نقاط تاریخ و اسطوره. به همین روش است که اسرائیلیان از «سرزمین موعود» خود سخن میگویند و فلسطینیان خود را وارث دنیای اسطورهای «شمشون» میدانند. در هر دو روش واقعیات اینجا و اکنون نادیده گرفته میشوند زیرا دعوا بر سر حقانیت وضع موجود خیالی در گذشتههای دور است. در هر دو سوی این برخورد تاریخی سخن از بازگشت است. رادیکالترین صهیونیستها خواستار بازگشت به روزگاری هستند که تمامی آنچه روزگاری فلسطین خوانده میشد، متعلق به پادشاهی یهود بود. از سوی دیگر رادیکالترین فلسطینیان از بازگشت به دوران خلافت اسلامی یا حداقل دوران قیومیت سازمان مللی پیش از ۱۹۷۴ میلادی هستند.
البته میدانیم که رادیکالهای هر دو طرف اقلیتهایی بیش نیستند. هم در اسرائیل و هم در غزه و ساحل غربی اردن، اکثریت با واقعیت وضع موجود روبهرو هستند و چیزی جز صلح و امنیت نمیخواهند. مشکل اینجاست که آچمز سیاسی ۷۰ ساله در این زمینه فضای لازم برای تسلط و تثبیت خواستهای اکثریت را فراهم نمیکند. در طرف فلسطینی عناصر رادیکال حماس، جهاد اسلامی و گروهکهای افراطی دیگر با انحصار اسلحه و پول کنترل دستور کار را به انحصار خود در آوردهاند. در همان حال، سازمانهای بینالمللی و کشورهای «کمکدهنده» با تامین منابع لازم برای تغذیه، بهداشت و مسکن هم درغزه و هم در سواحل غربی، به گروههای مسلط محلی امکان میدهند که منابع بیشتری را به نبرد سیاسی، تبلیغاتی و هرگاه لازم باشد، تسلیحاتی علیه اسرائیل اختصاص بدهند. مثلا در غزه حماس که حکومت را در دست دارد، لازم نیست که وقت و پول خود را صرف تامین نیازهای یک جامعه «نرمال» بکند ـ این نیازها با کمک اتحادیه اروپا برآورده میشود. کمکهای نقدی و تسلیحاتی از جمهوری اسلامی در ایران، قطر و تا حدی ترکیه نیز منابع و وسایل لازم برای جنگهای موسمی علیه اسرائیل را در اختیار حماس و متحدانش قرار میدهد.
عکسالعمل سنتی جهان بیرون در برابر انفجارهای موسمی «مساله فلسطین» همواره محدود و موضعی بوده است. بیش از ۱۰ سال پیش، تونی بلر، نخستوزیر پیشین بریتانیا که نقش میانجی صلح خاورمیانه را بر عهده گرفته بود، پذیرفت که اکثریت دولتها میخواهند این «دردسر» را فراموش کنند. شاید به همین سبب است که هیچیک از قدرتهای بزرگ هرگز نخواستهاند یا نتوانستهاند یک سیاست درازمدت با هدفهای مشخص در این زمینه داشته باشند. آنان همواره در پی پانسمان زخمی کهنه بودهاند که هرچندگاه یکبار خونریزی شدیدتری راه میاندازد. اما درمان آن زخم هرگز در مرکز دغدغههای سیاستگذاران نبوده است.
از سوی دیگر بخشی مهم از رهبری سیاسی اسرائیل نیز هرگز امیدی به درمان کامل و قاطع این زخم نداشته است. در میان زبدگان سیاستمدار و سیاستگذار اسرائیل کمتر کسانی را مییابیم که معتقدند میتوان فلسطینیان را به یک صلح پایدار کشاند. تا چند سال پیش بسیاری از این زبدگان آشکارا میپذیرفتند که تنها راه حفظ امنیت اسرائیل استفاده از «حجامت» ادواری علیه اعراب است ـ یعنی هر چند سال یکبار اسرائیل میبایستی با درهم کوبیدن امکانات نظامی اعراب دورانی تازه از صلح و امنیت برای خود به دست آورد. در هفت دهه گذشته این «حجامت» با چهار جنگ بزرگ و حداقل چهار جنگ محدود صورت گرفته است.
بدین سان آیا میتوان گفت که دوئل جاری میان حماس و اسرائیل چیزی جز یک فیلم تکراری نیست که به موقع به پایان خواهد رسید؟
پاسخ به این پرسش آسان نیست. دوئل جاری جنبههای تازهای دارد که میتواند پایان فیلم را به شکلی دیگر درآورد. در حال حاضر اسرائیل در یک برزخ انتخاباتی است و فاقد یک دولت تثبیتشده. نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، ممکن است بر اساس محاسبات حزبی انتخاباتی بخواهد «حجامت» را به داخل غزه بکشاند. بعضی هواداران او حتی از حذف کامل حماس سخن میگویند. در همان حال معلوم نیست که آیا حماس و جهاد اسلامی که رهبرانشان در روزهای گذشته در تماس تلفنی مکرر با مقامات جمهوری اسلامی در ایران بودهاند، میتوانند بدون چراغ سبز تهران گامهای آینده خود را شکل بدهند. دوئل جاری یک جنبه مهم دارد که نباید
@AmirTaheri4
Telegraph
خاورمیانه: از «صلح ابراهیم» تا «عصیان شمشون»
خاورمیانه: از «صلح ابراهیم» تا «عصیان شمشون» هرگز نبايد فراموش کرد که افروختن یک آتش همواره آسان است و اطفای آن دشوار، آتش جنگ مرز نمیشناسد جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۱۴ مه ۲۰۲۱ ۷:۴۵
Audio
دوستان، نوش…
مثل همیشه در پاس حقیقت، استاد نازنین سنگ تمام گذاشتند. خسته نباشند و دست مریزاد…
به جان پیاله بایستی گفتار ایشان به گوش و نیوش دل سپرد.
واقعا که اگر دنبال مقصریم، چرا جلوی آینه نیستیم و نمیایستیم؟…
صد البته با تشکر و تقدیر از پارستیوی و جناب میبدی با آن صدای گرم و میزبانی حرفهایشان، پادکست گلچین دیگری از جدیدترین روشنگریهای دکتر امیر طاهری تقدیم حضورتان میشود.
پیاله چی
@AmirTaheri4
مثل همیشه در پاس حقیقت، استاد نازنین سنگ تمام گذاشتند. خسته نباشند و دست مریزاد…
به جان پیاله بایستی گفتار ایشان به گوش و نیوش دل سپرد.
واقعا که اگر دنبال مقصریم، چرا جلوی آینه نیستیم و نمیایستیم؟…
صد البته با تشکر و تقدیر از پارستیوی و جناب میبدی با آن صدای گرم و میزبانی حرفهایشان، پادکست گلچین دیگری از جدیدترین روشنگریهای دکتر امیر طاهری تقدیم حضورتان میشود.
پیاله چی
@AmirTaheri4