طالبان مراسم معرفي و تحلیف کابینه جدید خود را لغو کردند.
پس از ۲ بار لغو شدن، حالا مشخص شده که فقط قطر و پاکستان در مراسم شرکت ميکنند ، که نشان دهنده انزوای طالبان در صحنه جهانی است.
آنها همچنین ۴ مرد از دیگر اقوام را به عنوان اعضای کابینه منصوب کردهاند.
@AmirTaheri4
پس از ۲ بار لغو شدن، حالا مشخص شده که فقط قطر و پاکستان در مراسم شرکت ميکنند ، که نشان دهنده انزوای طالبان در صحنه جهانی است.
آنها همچنین ۴ مرد از دیگر اقوام را به عنوان اعضای کابینه منصوب کردهاند.
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Amir Taheri On Restoring Constitutional Monarchy In Iran امیر طاهری: احیاء پادشاهی پارلمانی در ایران
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیان دلنشین استاد امیر طاهری @AmirTaheri4 در باره معنای فرهنگی غرب و ایران ما و ۱۸ زبان مادری این سرزمین کهن تر از تاریخ…
[چهار دهه محرومیت دانشگاه ها از منبع تغذیه علمی فرهنگی سیاسی اساتیدی چون استاد طاهری دردناکه! میراث رضاشاه نصیب اساتید قلابی شده]
DRJJ
@AmirTaheri4
[چهار دهه محرومیت دانشگاه ها از منبع تغذیه علمی فرهنگی سیاسی اساتیدی چون استاد طاهری دردناکه! میراث رضاشاه نصیب اساتید قلابی شده]
DRJJ
@AmirTaheri4
مراقب جناسها باشید
رئیسی در سخنرانی خود در سازمان ملل از کلمه "کپیتال" استفاده کرد اما متوجه نشد که اقدام طرفداران ترامپ که وی به آن اشاره کرد در محل کنگره قانونگذاری آمریکا [که در انگلیسی کپیتال گفته میشود] اتفاق افتاده.
آیا پرسنل تحصیل کرده آمریکای وزارت خارجه اخراج شدند؟
@AmirTaheri4
رئیسی در سخنرانی خود در سازمان ملل از کلمه "کپیتال" استفاده کرد اما متوجه نشد که اقدام طرفداران ترامپ که وی به آن اشاره کرد در محل کنگره قانونگذاری آمریکا [که در انگلیسی کپیتال گفته میشود] اتفاق افتاده.
آیا پرسنل تحصیل کرده آمریکای وزارت خارجه اخراج شدند؟
@AmirTaheri4
رئیسی در سخنرانی خود در سازمان ملل، نقش ابومهدی المهندس، فرمانده شبه نظامیان عراق برای جلوگیری از تبدیل شدن داعش به "همسایه اروپا در مدیترانه"، را در اولویت قرار داد.
رئیسی، سردار سلیمانی درگذشته را در جایگاه دوم قرار داد.
تنزل رتبه سلیمانی "به عنوان منجی بشریت" آغاز شده؟
@AmirTaheri4
رئیسی، سردار سلیمانی درگذشته را در جایگاه دوم قرار داد.
تنزل رتبه سلیمانی "به عنوان منجی بشریت" آغاز شده؟
@AmirTaheri4
دزد درخواست دعوت به ضیافت را دارد
گروه تروریستی طالبان که نتوانستهاند چیزی شبیه به یک دولت قابل تحمل تشکیل دهند و هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته است، خواهان دعوت شدن به مجمع عمومی سازمان ملل متحد است.
اگر اجازه دهید دزد در مهمانی شرکت کند، اصول سازمان ملل متحد مسخره خواهد شد.
@AmirTaheri4
گروه تروریستی طالبان که نتوانستهاند چیزی شبیه به یک دولت قابل تحمل تشکیل دهند و هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته است، خواهان دعوت شدن به مجمع عمومی سازمان ملل متحد است.
اگر اجازه دهید دزد در مهمانی شرکت کند، اصول سازمان ملل متحد مسخره خواهد شد.
@AmirTaheri4
👍1
سخنرانی مجازی رئیسی، رئیسجمهور اسلامی، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک آش شله قلمکار به همراه شعارهای خندهدار بود.
هیچ حرف جدی در بر نداشت.
این نشان داد که، تیم آخوندهای جدید در تهران -که اسیر یک ایدئولوژی بیمار هستند- حتی بیشتر از تیم قبلی دچار توهم است.
@AmirTaheri4
هیچ حرف جدی در بر نداشت.
این نشان داد که، تیم آخوندهای جدید در تهران -که اسیر یک ایدئولوژی بیمار هستند- حتی بیشتر از تیم قبلی دچار توهم است.
@AmirTaheri4
كاري كه ۲ مرد شرور انحام دادند،
امروز سالروز حمله صدام حسین ديكتاتور عراق به ایران در سال 1980 است.
او با استفاده از فرصتي كه برنامه خمينی برای از بین بردن ارتش ازطریق اعدام فرماندهان، پاکسازی دسته جمعی افسران رده بالا و پايين و انحلال سربازگیری در اختيار او نهاد، به ايران حمله كرد.
@AmirTaheri4
امروز سالروز حمله صدام حسین ديكتاتور عراق به ایران در سال 1980 است.
او با استفاده از فرصتي كه برنامه خمينی برای از بین بردن ارتش ازطریق اعدام فرماندهان، پاکسازی دسته جمعی افسران رده بالا و پايين و انحلال سربازگیری در اختيار او نهاد، به ايران حمله كرد.
@AmirTaheri4
جوی خوش خیال!
بایدن درسازمان ملل مدعی شد برای اولین بار در طول ۲۰ سال گذشته آمریکا دیگر در جنگ نیست. واقعا؟
آیا او نمیداند که جنگ یک طرف ندارد و هنوز کشورها و گروههای تروریستی هستند که خود را درجنگ با آمریکا میبینند؟
ارتش آمریکا اکنون دستکم درگیر ۶ جنگ واقعی است.
@AmirTaheri4
بایدن درسازمان ملل مدعی شد برای اولین بار در طول ۲۰ سال گذشته آمریکا دیگر در جنگ نیست. واقعا؟
آیا او نمیداند که جنگ یک طرف ندارد و هنوز کشورها و گروههای تروریستی هستند که خود را درجنگ با آمریکا میبینند؟
ارتش آمریکا اکنون دستکم درگیر ۶ جنگ واقعی است.
@AmirTaheri4
👍2
طالبان دو نفر را که برای سپاه قدس جمهوری اسلامی کار میکردند براي سمت معاونين وزارت خانه نام برد: قیوم ذاکر معاون وزیر دفاع و صدر ذاکر معاون وزیر داخله.
کابینه طالبان اکنون ائتلافی است که در آن عناصر تحت کنترل پاکستان اکثریت دارند و ایران و قطر دارای سهم حداقلی و كم اهميت هستند.
@AmirTaheri4
کابینه طالبان اکنون ائتلافی است که در آن عناصر تحت کنترل پاکستان اکثریت دارند و ایران و قطر دارای سهم حداقلی و كم اهميت هستند.
@AmirTaheri4
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از «دانیل اورتگا» رئیس جمهور نیکاراگوئه برای «مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا» «حمایت کامل» میکند.
اورتگا سعی میکند به هر طریق ممکن در قدرت بماند.
مشخص نیست که آیا سپاه پاسداران آماده اعزام نیرو برای کمک به اورتگا برای سرکوب خیزش مردمی است یا خیر.
@AmirTaheri4
اورتگا سعی میکند به هر طریق ممکن در قدرت بماند.
مشخص نیست که آیا سپاه پاسداران آماده اعزام نیرو برای کمک به اورتگا برای سرکوب خیزش مردمی است یا خیر.
@AmirTaheri4
⚡️«پیروزی» توخالی در دوشنبه
یک سیاست جدی بر اساس «نه» شکل نمیگیرد. بهجای «نه شرقی، نه غربی» میتوان گفت «هم شرقی، هم غربی» با محور منافع ملی
«پیروزی بزرگ دیپلماتیک»، این عبارتی است که وسایل ارتباط جمعی دولتی در جمهوری اسلامی برای توصیف پذیرفته شدن ایران بهعنوان عضو کامل گروه شانگهای به کار میبرند. تحلیلگران اسلامی همچنین میپرسند: چرا این اتفاق در دوران ریاست جمهوری محمود احمدنژاد یا حسن روحانی رخ نداد؟ آیا دکتر آیتالله ابراهیم رئیسی، رئیس جدید جمهوری اسلامی، مهره مار دارد؟
سروصدایی که پیرامون تصمیم گروه شانگهای در کنفرانس سران دوشنبه (تاجیکستان) به راه افتاده است نشانی تشنگی ژرف رهبران جمهوری اسلامی برای خبرهای دلگرمکننده است. در حالی که تصویر کلی در همه زمینهها، اقتصاد، امنیت ملی و رویارویی با کرونا تیرهوتار است. نمایشی از حمایت بینالمللی، حتی در سطح محلی، با استقبال روبهرو میشود و بهعنوان تاییدی بر سیاست «نگاه به شرق» عرضه میگردد.
تصمیم دوشنبه، با این حال، چنان خبر خوبی که تهران میپندارد نیست. در ۱۶ سال گذشته، وتو روسیه مانع از آن بود که تقاضای ایران برای عضویت کامل گروه شانگهای پذیرفته شود. اکنون روسیه این وتو را کنار گذارده است تا رضایت خود را از خروج حسن روحانی و «بچههای نیویورک» از صحنه سیاسی در تهران نشان دهد. با این حال، برخلاف ادعای رئیسی، تصمیم سران در دوشنبه بهمعنای عضویت کامل و فوری جمهوری اسلامی نیست. بر اساس این تصمیم، «بررسی مراحل نهایی عضویت» جمهوری اسلامی آغاز میشودــ روندی که ممکن است پنج سال به طول انجامد. به عبارت دیگر، در پنج سال آینده جمهوری اسلامی همچنان باید مواظب گفتار و کردار خود باشد و نشان دهد که مناسبات خود را با جهان معاصر در مسیری متفاوت دنبال میکند.
از این گذشته، عضویت در گروه شانگهای، باز برخلاف ادعای دکتر رئیسی، به معنای باز شدن فرصتهای اقتصادی برای جمهوری اسلامی نیست. گروه شانگهای در اصل به ابتکار جمهوری خلق چین برای مبارزه با تروریسم اسلامی تشکیل شد. پکن برای مهار آنچه «تروریسم اسلامی» میخواند، یعنی جنبش استقلالطلبان ترکستان خاوری (شینجان) نیازمند همکاری کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه کازاخستان (قزاقستان) و قرقیزستان بود که بهنوبه خود با خطر تروریسم اسلامی روبهرو بودند. ازبکستان نیز برای مبارزه با تروریسم اسلامی، بهویژه در منطقه فرغانه، با چین و متحدانش در آسیای مرکزی همراه بود. همین همراهی را در مورد روسیه و تاجیکستان نیز میتوان دید. بدینسان، گروه شانگهای با الهام از «جنگ جهانگیر علیه ترور» که جورج دبلیو بوش، رئیسجمهوری وقت ایالات متحده، اعلام کرده بود، به وجود آمد.
عضویت جمهوری اسلامی خواه ناخواه نشان میدهد که رهبران نظام خمینیگرا در تهران دو واقعیت را میپذیرند. واقعیت نخست این است که «تروریسم اسلامی» را نمیتوان به هیچ بهانهای، مثلا استقلالطلبی یا نبرد برای حقوق مساوی، توجیه کرد. به عبارت دیگر، همه گروههایی که برای استقلال ترکستان خاوری، چچن، داغستان یا اینگوشتیا نبرد میکنند تروریست به شمار میآیند. حزب اسلامی که علیه دولتهای ازبکستان و قرقیزستان نبرد میکرد نیز اکنون «تروریست» قلمداد میشود. بستن دفاتر همه این گروهها در تهران و ممانعت از سفر رهبران یا نمایندگان آنان به جمهوری اسلامی ایران یکی از شرایط مهم پذیرفتن عضویت ایران در گروه شانگهای بود.
خب، اگر تهران این شرط را در مورد گروههای اسلامگرای متعدد در آسیای مرکزی، چین و روسیه میپذیرد، چرا نباید همین شرط را در مسیر عادیسازی روابط خود با دیگر کشورها، در مورد حزبالله، حماس، جهاد اسلامی و انصارالله یمن بپذیرد؟ چرا مسلمانی که برای استقلال چچن یا ترکستان شرقی میجنگد تروریست است اما رزمندگان حزبالله یا حماس تروریست نیستند؟
گروه شانگهای یک سازمان همکاری اقتصادی نیست. از این رو، انتظار آقای رئیسی برای بهرهگیری اقتصادی از عضویت احتمالی ایران را نمیتوان جدی گرفت. در هر حال، نباید فراموش کرد که دو قدرت بزرگ این گروه نظرات ویژهای در مورد ایران دارند. چین ایران را بهعنوان یک منبع انرژی یا به گفته احمدینژاد، یک «پمپبنزین» و یک بازار باز برای کالاهای خود میبیند. روسیه، از سوی دیگر، ایران را یک رقیب جدی برای دسترسی به بازارهای نفت و گاز، بهویژه در اروپای غربی، به حساب میآورد و میکوشد تا آنجا که ممکن است مانع از گسترش سهم ایران در آن بازارها گردد. در همان حال، روسیه امیدوار است که با پایان تحریم ایران در زمینه تسلیحات، جمهوری اسلامی را بهعنوان یک خریدار بزرگ سلاحهای روسی وارد صحنه کند.
@AmirTaheri4
یک سیاست جدی بر اساس «نه» شکل نمیگیرد. بهجای «نه شرقی، نه غربی» میتوان گفت «هم شرقی، هم غربی» با محور منافع ملی
«پیروزی بزرگ دیپلماتیک»، این عبارتی است که وسایل ارتباط جمعی دولتی در جمهوری اسلامی برای توصیف پذیرفته شدن ایران بهعنوان عضو کامل گروه شانگهای به کار میبرند. تحلیلگران اسلامی همچنین میپرسند: چرا این اتفاق در دوران ریاست جمهوری محمود احمدنژاد یا حسن روحانی رخ نداد؟ آیا دکتر آیتالله ابراهیم رئیسی، رئیس جدید جمهوری اسلامی، مهره مار دارد؟
سروصدایی که پیرامون تصمیم گروه شانگهای در کنفرانس سران دوشنبه (تاجیکستان) به راه افتاده است نشانی تشنگی ژرف رهبران جمهوری اسلامی برای خبرهای دلگرمکننده است. در حالی که تصویر کلی در همه زمینهها، اقتصاد، امنیت ملی و رویارویی با کرونا تیرهوتار است. نمایشی از حمایت بینالمللی، حتی در سطح محلی، با استقبال روبهرو میشود و بهعنوان تاییدی بر سیاست «نگاه به شرق» عرضه میگردد.
تصمیم دوشنبه، با این حال، چنان خبر خوبی که تهران میپندارد نیست. در ۱۶ سال گذشته، وتو روسیه مانع از آن بود که تقاضای ایران برای عضویت کامل گروه شانگهای پذیرفته شود. اکنون روسیه این وتو را کنار گذارده است تا رضایت خود را از خروج حسن روحانی و «بچههای نیویورک» از صحنه سیاسی در تهران نشان دهد. با این حال، برخلاف ادعای رئیسی، تصمیم سران در دوشنبه بهمعنای عضویت کامل و فوری جمهوری اسلامی نیست. بر اساس این تصمیم، «بررسی مراحل نهایی عضویت» جمهوری اسلامی آغاز میشودــ روندی که ممکن است پنج سال به طول انجامد. به عبارت دیگر، در پنج سال آینده جمهوری اسلامی همچنان باید مواظب گفتار و کردار خود باشد و نشان دهد که مناسبات خود را با جهان معاصر در مسیری متفاوت دنبال میکند.
از این گذشته، عضویت در گروه شانگهای، باز برخلاف ادعای دکتر رئیسی، به معنای باز شدن فرصتهای اقتصادی برای جمهوری اسلامی نیست. گروه شانگهای در اصل به ابتکار جمهوری خلق چین برای مبارزه با تروریسم اسلامی تشکیل شد. پکن برای مهار آنچه «تروریسم اسلامی» میخواند، یعنی جنبش استقلالطلبان ترکستان خاوری (شینجان) نیازمند همکاری کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه کازاخستان (قزاقستان) و قرقیزستان بود که بهنوبه خود با خطر تروریسم اسلامی روبهرو بودند. ازبکستان نیز برای مبارزه با تروریسم اسلامی، بهویژه در منطقه فرغانه، با چین و متحدانش در آسیای مرکزی همراه بود. همین همراهی را در مورد روسیه و تاجیکستان نیز میتوان دید. بدینسان، گروه شانگهای با الهام از «جنگ جهانگیر علیه ترور» که جورج دبلیو بوش، رئیسجمهوری وقت ایالات متحده، اعلام کرده بود، به وجود آمد.
عضویت جمهوری اسلامی خواه ناخواه نشان میدهد که رهبران نظام خمینیگرا در تهران دو واقعیت را میپذیرند. واقعیت نخست این است که «تروریسم اسلامی» را نمیتوان به هیچ بهانهای، مثلا استقلالطلبی یا نبرد برای حقوق مساوی، توجیه کرد. به عبارت دیگر، همه گروههایی که برای استقلال ترکستان خاوری، چچن، داغستان یا اینگوشتیا نبرد میکنند تروریست به شمار میآیند. حزب اسلامی که علیه دولتهای ازبکستان و قرقیزستان نبرد میکرد نیز اکنون «تروریست» قلمداد میشود. بستن دفاتر همه این گروهها در تهران و ممانعت از سفر رهبران یا نمایندگان آنان به جمهوری اسلامی ایران یکی از شرایط مهم پذیرفتن عضویت ایران در گروه شانگهای بود.
خب، اگر تهران این شرط را در مورد گروههای اسلامگرای متعدد در آسیای مرکزی، چین و روسیه میپذیرد، چرا نباید همین شرط را در مسیر عادیسازی روابط خود با دیگر کشورها، در مورد حزبالله، حماس، جهاد اسلامی و انصارالله یمن بپذیرد؟ چرا مسلمانی که برای استقلال چچن یا ترکستان شرقی میجنگد تروریست است اما رزمندگان حزبالله یا حماس تروریست نیستند؟
گروه شانگهای یک سازمان همکاری اقتصادی نیست. از این رو، انتظار آقای رئیسی برای بهرهگیری اقتصادی از عضویت احتمالی ایران را نمیتوان جدی گرفت. در هر حال، نباید فراموش کرد که دو قدرت بزرگ این گروه نظرات ویژهای در مورد ایران دارند. چین ایران را بهعنوان یک منبع انرژی یا به گفته احمدینژاد، یک «پمپبنزین» و یک بازار باز برای کالاهای خود میبیند. روسیه، از سوی دیگر، ایران را یک رقیب جدی برای دسترسی به بازارهای نفت و گاز، بهویژه در اروپای غربی، به حساب میآورد و میکوشد تا آنجا که ممکن است مانع از گسترش سهم ایران در آن بازارها گردد. در همان حال، روسیه امیدوار است که با پایان تحریم ایران در زمینه تسلیحات، جمهوری اسلامی را بهعنوان یک خریدار بزرگ سلاحهای روسی وارد صحنه کند.
@AmirTaheri4
Telegraph
«پیروزی» توخالی در دوشنبه
«پیروزی» توخالی در دوشنبه یک سیاست جدی بر اساس «نه» شکل نمیگیرد. بهجای «نه شرقی، نه غربی» میتوان گفت «هم شرقی، هم غربی» با محور منافع ملی جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۲۴ سِپتامبر ۲۰۲۱ ۳:۰۰
پذیرفتن چین بهعنوان شریک اصلی اقتصادی ایران کشور ما را بهصورت یک ماهواره جمهوری خلق در خواهد آورد و مانع از آن خواهد شد که یک سیاست صنعتی و بازرگانی ملی و مستقل را در جهت منافع خودمان و با برآوردی از امکانات انسانی و طبیعی خودمان، به مرحله اجرا درآوریم. در بسیاری از زمینهها، بهویژه در بازار صنایع مصرفی میانه، چین در واقع رقیب ایران و کشورهای مشابه ایران است و همواره کوشیده است تا از رشد صنعتی آنان جلوگیری کند یا حتی با رقابت ناعادلانه، صنایع موجود آنان را به نابودی بکشاند.
وابسته کردن ایران به روسیه در زمینه تسلیحاتی نیز خطری بزرگ برای آینده ایران است، نمونههایی از این خطر را در دیگر کشورهای منطقه دیدهایم. یوگنی پریماکوف، سیاستمدار شوروی که به نخستوزیری هم رسید، در خاطرات خود از ماموریتی که در سال ۱۹۶۷ به او داده شد تا به مصر برود یاد میکند. در آن ماموریت، پریماکوف قرار بود از جمال عبدالناصر، دیکتاتور وقت مصر، بخواهد که شکست اعراب در جنگ شش روزه با اسرائیل را بپذیرد. اما ناصر خواستار هواپیماهای جنگی جدید و سلاحهای بیشتری از اتحاد جماهیر شوروی بود. پریماکوف به او فهماند که «پریز» کشیده شده است و مصر چارهای جز تسلیم ندارد.
یکی از دغدغههای دایمی محمدرضا شاه همین وابستگی به یک منبع تسلیحاتی بود. به همین سبب، شاه میکوشید تا با خرید از کشورهای گوناگونــ هواپیما از آمریکا، توپخانه از شوروی، تانک از آلمان و بریتانیا، و واحدهای دریایی از فرانسه و ایتالیاــ از وابستگی به یک منبع، دستکم تا حدودی جلوگیری کند. از این گذشته، تاسیس واحدهای تولید سلاح در داخل ایران سرآغاز پیدایش صنایع تسلیحاتی بومی بود، صنایعی که پس از انقلاب نیز افتانوخیزان به کار خود ادامه دادهاند و در بعضی زمینهها حتی موفقیتهای قابلتوجهی نیز داشتهاند.
گروه شانگهای یک نهاد متحد و منسجم نیست و باز برخلاف تصور آیتالله رئیسی، نمیتواند در مسیر سیاسی بینالمللی خاصی قرار گیرد. اعضای این گروه حتی نمیتوانند اختلافهای ارضی و مرزی با یکدیگر را رفع کنند. چین بخشهایی از خاک هند و ویتنام را (که البته عضو گروه نیست) در اشغال دارد و مدعی مالکیت بخشهایی از قزاقستان و قرقیزستان (که عضوند) نیز هست.
از سوی دیگر، روسیه بخش بزرگی از خاک چین را در منطقه اوسوری در اشغال دارد. تاجیکستان ضمیمه شدن دو شهر بزرگ بخارا و سمرقند در جمهوری ازبکستان را تحمل نمیکند. ترکمنستان و قزاقستان بر سر فلات قاره در خلیج قرهبغاز اختلاف دارند. مناسبات اعضای گروه با قدرتهای غربی نیز یکسان نیست. قدرتهای غربی بزرگترین شرکای بازرگانی چیناند، در حالی که سهم روسیه و دیگر اعضای گروه در این زمینه هنوز ناچیز است. از سوی دیگر، بیش از ۷۰ درصد از داراییهای ثروتمندان روس، غالبا نزدیک به رئیسجمهوری روسیه، ولادیمیر پوتین، در بانکهای غربی است. همه اعضای گروه، بهاستثنای جمهوری اسلامی ایران، مناسبات نزدیک و حتی صمیمانهای با اسرائیل دارند. بدینسان، اگر دکتر رئیسی خیال میکند که گروه شانگهای در مبارزه با «شیطان بزرگ»، آمریکا، یا شیطان کوچک، اسرائیل، پشت سر جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت، لازم است که مثل شتر و پنبهدانه را به یاد آورد.
کلیشه «نگاه به شرق» را «رهبر عالیقدر»، آیتالله علی خامنهای، به تقلید از ویلی برانت، صدراعظم آلمان غربی در سالهای ۱۹۷۰، به راه انداخت. آقای خامنهای تصور میکرد که منظور برانت از «نگاه به شرق» نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی است، در حالی که صدراعظم آلمان از توجه بیشتر به آلمان شرقی، که آن زمان زیر نفوذ مسکو بود، به امید وحدت دو آلمان سخن میگفت. در هر حال، سیاست خارجی یک کشور را نمیتوان با کلیشههای جغرافیایی تغیین کرد. ایران باید با هر کشوری که بتواند به امنیت، پیشرفت و رفاه مردم ما کمک کند رابطه و همکاری داشته باشد. از این گذشته، کلیشه «شرق» را نمیتوان فقط به روسیه، که در واقع در شمال ایران قرار دارد، یا چین منحصر کرد. ژاپن و کره جنوبی نیز در شرق ما قرار دارند همراه با دیگر قدرتهای رو به اوج مانند اندونزی، فیلیپین و ویتنام. تبیین سیاست خارجی بر اساس دشمنی مسلکی با آمریکا و اروپا کاری است کودکانه نتیجهای جز انزوای ایران نداشته و نخواهد داشت. چین و روسیه خود را رقبای ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا میدانند اما هرگز آنان را دشمن قلمداد نمیکنند. رقابت چین و روسیه با قدرتهای غربی در چارچوب متعارف مناسبات ملتـدولتها صورت میگیرد و در نتیجه، قوانین و مقررات و بهطور کلی، عرف سلوک بینالمللی را میپذیرد.
@AmirTaheri4
وابسته کردن ایران به روسیه در زمینه تسلیحاتی نیز خطری بزرگ برای آینده ایران است، نمونههایی از این خطر را در دیگر کشورهای منطقه دیدهایم. یوگنی پریماکوف، سیاستمدار شوروی که به نخستوزیری هم رسید، در خاطرات خود از ماموریتی که در سال ۱۹۶۷ به او داده شد تا به مصر برود یاد میکند. در آن ماموریت، پریماکوف قرار بود از جمال عبدالناصر، دیکتاتور وقت مصر، بخواهد که شکست اعراب در جنگ شش روزه با اسرائیل را بپذیرد. اما ناصر خواستار هواپیماهای جنگی جدید و سلاحهای بیشتری از اتحاد جماهیر شوروی بود. پریماکوف به او فهماند که «پریز» کشیده شده است و مصر چارهای جز تسلیم ندارد.
یکی از دغدغههای دایمی محمدرضا شاه همین وابستگی به یک منبع تسلیحاتی بود. به همین سبب، شاه میکوشید تا با خرید از کشورهای گوناگونــ هواپیما از آمریکا، توپخانه از شوروی، تانک از آلمان و بریتانیا، و واحدهای دریایی از فرانسه و ایتالیاــ از وابستگی به یک منبع، دستکم تا حدودی جلوگیری کند. از این گذشته، تاسیس واحدهای تولید سلاح در داخل ایران سرآغاز پیدایش صنایع تسلیحاتی بومی بود، صنایعی که پس از انقلاب نیز افتانوخیزان به کار خود ادامه دادهاند و در بعضی زمینهها حتی موفقیتهای قابلتوجهی نیز داشتهاند.
گروه شانگهای یک نهاد متحد و منسجم نیست و باز برخلاف تصور آیتالله رئیسی، نمیتواند در مسیر سیاسی بینالمللی خاصی قرار گیرد. اعضای این گروه حتی نمیتوانند اختلافهای ارضی و مرزی با یکدیگر را رفع کنند. چین بخشهایی از خاک هند و ویتنام را (که البته عضو گروه نیست) در اشغال دارد و مدعی مالکیت بخشهایی از قزاقستان و قرقیزستان (که عضوند) نیز هست.
از سوی دیگر، روسیه بخش بزرگی از خاک چین را در منطقه اوسوری در اشغال دارد. تاجیکستان ضمیمه شدن دو شهر بزرگ بخارا و سمرقند در جمهوری ازبکستان را تحمل نمیکند. ترکمنستان و قزاقستان بر سر فلات قاره در خلیج قرهبغاز اختلاف دارند. مناسبات اعضای گروه با قدرتهای غربی نیز یکسان نیست. قدرتهای غربی بزرگترین شرکای بازرگانی چیناند، در حالی که سهم روسیه و دیگر اعضای گروه در این زمینه هنوز ناچیز است. از سوی دیگر، بیش از ۷۰ درصد از داراییهای ثروتمندان روس، غالبا نزدیک به رئیسجمهوری روسیه، ولادیمیر پوتین، در بانکهای غربی است. همه اعضای گروه، بهاستثنای جمهوری اسلامی ایران، مناسبات نزدیک و حتی صمیمانهای با اسرائیل دارند. بدینسان، اگر دکتر رئیسی خیال میکند که گروه شانگهای در مبارزه با «شیطان بزرگ»، آمریکا، یا شیطان کوچک، اسرائیل، پشت سر جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت، لازم است که مثل شتر و پنبهدانه را به یاد آورد.
کلیشه «نگاه به شرق» را «رهبر عالیقدر»، آیتالله علی خامنهای، به تقلید از ویلی برانت، صدراعظم آلمان غربی در سالهای ۱۹۷۰، به راه انداخت. آقای خامنهای تصور میکرد که منظور برانت از «نگاه به شرق» نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی است، در حالی که صدراعظم آلمان از توجه بیشتر به آلمان شرقی، که آن زمان زیر نفوذ مسکو بود، به امید وحدت دو آلمان سخن میگفت. در هر حال، سیاست خارجی یک کشور را نمیتوان با کلیشههای جغرافیایی تغیین کرد. ایران باید با هر کشوری که بتواند به امنیت، پیشرفت و رفاه مردم ما کمک کند رابطه و همکاری داشته باشد. از این گذشته، کلیشه «شرق» را نمیتوان فقط به روسیه، که در واقع در شمال ایران قرار دارد، یا چین منحصر کرد. ژاپن و کره جنوبی نیز در شرق ما قرار دارند همراه با دیگر قدرتهای رو به اوج مانند اندونزی، فیلیپین و ویتنام. تبیین سیاست خارجی بر اساس دشمنی مسلکی با آمریکا و اروپا کاری است کودکانه نتیجهای جز انزوای ایران نداشته و نخواهد داشت. چین و روسیه خود را رقبای ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا میدانند اما هرگز آنان را دشمن قلمداد نمیکنند. رقابت چین و روسیه با قدرتهای غربی در چارچوب متعارف مناسبات ملتـدولتها صورت میگیرد و در نتیجه، قوانین و مقررات و بهطور کلی، عرف سلوک بینالمللی را میپذیرد.
@AmirTaheri4
ایران نیز سرانجام باید به مسیر پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بازگرددــ مسیر همکاری بر اساس منافع مشترک با همه کشورها چه در شرق و چه در غرب یا جنوب و شمالــ به عبارت دیگر، سیاست مستقل ملی. آیتالله روحالله خمینی، که جهانبینی خود را بر اساس «نه» گفتن بنا کرده بود، شعار «نه شرقی، نه غربی» را عرضه کرد که در نتیجه آن، جمهوری اسلامی در واقع «غرقی» شد. اما یک سیاست جدی بر اساس «نه» شکل نمیگیرد. بهجای «نه شرقی، نه غربی» میتوان گفت «هم شرقی، هم غربی» با محور منافع ملی.
گروه شانگهای به امید مسلکزدایی از بخشی از سیاست خارجی کشورهای عضو تشکیل شد. اما جمهوری اسلامی امیدوار است که دستکم جنبههایی از مسلک جنونآمیز خود را وارد این گروه کند. به گمان بسیاری از تحلیلگران، این روش موفقیتی نخواهد داشت و سرانجام، به تنها شدن جمهوری اسلامی در جمع شانگهای منجر خواهد شد.
@AmirTaheri4
گروه شانگهای به امید مسلکزدایی از بخشی از سیاست خارجی کشورهای عضو تشکیل شد. اما جمهوری اسلامی امیدوار است که دستکم جنبههایی از مسلک جنونآمیز خود را وارد این گروه کند. به گمان بسیاری از تحلیلگران، این روش موفقیتی نخواهد داشت و سرانجام، به تنها شدن جمهوری اسلامی در جمع شانگهای منجر خواهد شد.
@AmirTaheri4
ایران نگاهش را به سمت توهمی دیگر برمیگرداند
موفقیت. پیروزی. دستآورد. برد... اینها بخشی از واژگانی است که رسانههای ایرانی تابع قدرت حکومت در توصیف عملکرد ابراهیم رئیسی تکرار میکنند؛ رئیس جمهوری جدید جمهوری اسلامی. اینجا تفکر اصلی در این نمودمییابد که ایران به تازگی از هشت سال اخبار بد درسایه مدیریت رئیس جمهوری حسن روحانی و گروه «جوانهای نیویورک» وابسته به او بیرون آمده و ایران امروز به نظر میرسد آماده ورود به دوره جدید شکوفایی در سایه گروه ریاستی جدید است. موفقیتهای ادعایی اما؛ شامل اقدام وزیر خارجه جدید حسین امیر عبداللهیان به برداشتن گام دراماتیک برای باز کردن راهش از میان صفوف به ردیف اول سران کشورها و دولتها که در بغداد گردهم آمده بودند میشود که با این کار قواعد پروتکلها را نادیده گرفت. این گام مایه خشم بسیاری شد؛ از جمله میزبانان عراقی، اما فرصتی برای ملاها ایرانی مهیا ساخت تا ادعا کنند نشست بغداد«همه سیاستهای پیشنهادی جمهوری اسلامی را تصویب کرد».
حال آنکه در حقیقت، در بیانیهای که نشست صادر کرد حتی یکی از پیشنهادهای تهران دیده نمیشود؛ چرا که نشست بر ثبات، همکاری و تنشزدایی تأکید داشت در حالی که عبداللهیان بر «مقاومت» و «مبارزه» برای مقابله دشمنانی که نام نبرد تأکید میکرد.
اما پیروزی ادعایی دوم؛ پیش ازآنکه اتفاق بیافتد برای آن هلهله و شادی راه افتاد.
طبق برنامه مقرر بود رئیس جمهوری رئیسی برای شرکت در نشست «سازمان همکاری شانگهای» به دوشنبه پایتخت تاجیکستان سفر کند؛ گروه همکاری امنیتی که چین و روسیه رهبری میکنند. رسانههای ایرانی شعرهایی درباره دیدار نزدیک بین رئیسی و رئیس جمهوری روسیه ولادمیر پوتین سرودند. و با توجه به اینکه امروز روسیه به عنوان حامی اصلی جمهوری اسلامی تصویر میشود، دیدار حتی پیش از آنکه اتفاق بیافتد«تاریخی» توصیف شد. در نهایت، این دیدار به این دلیل که پوتین پس از ابتلای چند نفر به «کووید-19» ناچار شد خود را در کرملین قرنطینه کند، صورت نگرفت. «پیروزی» بعدی زمانی رقم خورد که سرانجام روسیه برگه «وتو»یی را که به مدت 16سال در برابر جمهوری اسلامی برای دستیابی به عضویت کامل در «مجموعه شانگهای» برداشت. حلقه دور رئیسی این مسئله را به پیروزی بزرگ مرد جدید ریاست جمهوری توصیف کردند که موفق شد درجایی که رؤسای پیش از او؛ محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و روحانی ناکام مانده بودند.
با این وجود، آنچه اتفاق افتاد در حقیقت کمتر از «پیروزی» بود و نشست دوشنبه با « فعال ساختن عضویت کامل» جمهوری اسلامی موافقت کرد که عملی ساختن آن بیش از 5سال وقت میبرد.
این تصمیم با کلیت سیاست روسیه در قبال جمهوری اسلامی همخوانی دارد که در ارائه وعدههای چشمگیر با حفظ محدودیتهای محکم بر نظام تهران تجسم مییابد. و میتوان فهرستی بلند از این حالتها ارائه کرد... برای نمونه؛ روسیه وعده فروش سلاح به ایران داد، اما در اجرای آن کندی به خرج میدهد. در برخی حالتهایی که اسلحه واقعاً تحویل داده شد، روسیه سلاح کهنه به ایران داد؛ از جمله زیردریاییهای دیزلی که درحال حاضر ازکارافتادهاند و در دریای عمان زنگ میزنند.
همچنین پوتین وعده داد راه تجاری جدیدی بازکند که «ولگا-خزر» نام گرفت و هدف آن تسهیل فعالیتهای تجاری ایران با اروپا و دور زدن تحریمهای امریکایی است.
و باز میبینیم همه آنچه که در واقعیت روی داده میتواند درحد بندر کوچکی در سواحل شمالی دریای خزر دست یابد که حتی اگر با تمام قدرت فعالیت کند، تنها میتواند حجم کوچکی از تجارت دوجانبه را مدیریت کند.
همچنین از وعده «همکاری» مسکو برای کمک به ایران در حل مشکلات مربوط به زمینه خدمات بانکی بینالمللی به عنوان یک «موفقیت» استقبال شد؛ اما نکته قابل توجه اینکه توافقی که هفته پیش در مسکو به امضا رسید در پردهای ازابهام قراردارد و در بهترین تفسیر توان کاستن از بار قید و بندهای اعمال شده تجارت بینالمللی برایران به دلیل تحریمهای امریکایی را ندارد.
همچنین از دعوت رئیسی برای «عملی ساختن فوری مشارکت استراتژیک با چین» به عنوان «موفقیت بزرگ» استقبال شد با وجود اینکه به نظر میرسد پکن ترجیح میدهد برای مدتی طولانیتر جمهوری اسلامی را زیر نظر قراردهد. درکنار این هیچ نشانهای وجود ندارد که چین دستکم برخی اموال بلوکه شده ایران را در بانکهای چینی را که به ارزش22 میلیارد دلار میرسند آزاد کند.
موفقیت ادعایی دیگر رئیسی در این تجسم مییافت که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفرمیکند. و این موضوع نگرانی از اینکه ممکن است موافقت لازم را به دست نیاورد یا به دلیل آنچه «اصل شایستگی جهانی» خوانده میشود برای این گفته که او در دادگاههای گروهی تهران در دهه هشتاد قرن پیش دست داشته، حتی با سختگیریهایی مواجه شود را از بین برد.
https://persian.aawsat.com/node/3208916
موفقیت. پیروزی. دستآورد. برد... اینها بخشی از واژگانی است که رسانههای ایرانی تابع قدرت حکومت در توصیف عملکرد ابراهیم رئیسی تکرار میکنند؛ رئیس جمهوری جدید جمهوری اسلامی. اینجا تفکر اصلی در این نمودمییابد که ایران به تازگی از هشت سال اخبار بد درسایه مدیریت رئیس جمهوری حسن روحانی و گروه «جوانهای نیویورک» وابسته به او بیرون آمده و ایران امروز به نظر میرسد آماده ورود به دوره جدید شکوفایی در سایه گروه ریاستی جدید است. موفقیتهای ادعایی اما؛ شامل اقدام وزیر خارجه جدید حسین امیر عبداللهیان به برداشتن گام دراماتیک برای باز کردن راهش از میان صفوف به ردیف اول سران کشورها و دولتها که در بغداد گردهم آمده بودند میشود که با این کار قواعد پروتکلها را نادیده گرفت. این گام مایه خشم بسیاری شد؛ از جمله میزبانان عراقی، اما فرصتی برای ملاها ایرانی مهیا ساخت تا ادعا کنند نشست بغداد«همه سیاستهای پیشنهادی جمهوری اسلامی را تصویب کرد».
حال آنکه در حقیقت، در بیانیهای که نشست صادر کرد حتی یکی از پیشنهادهای تهران دیده نمیشود؛ چرا که نشست بر ثبات، همکاری و تنشزدایی تأکید داشت در حالی که عبداللهیان بر «مقاومت» و «مبارزه» برای مقابله دشمنانی که نام نبرد تأکید میکرد.
اما پیروزی ادعایی دوم؛ پیش ازآنکه اتفاق بیافتد برای آن هلهله و شادی راه افتاد.
طبق برنامه مقرر بود رئیس جمهوری رئیسی برای شرکت در نشست «سازمان همکاری شانگهای» به دوشنبه پایتخت تاجیکستان سفر کند؛ گروه همکاری امنیتی که چین و روسیه رهبری میکنند. رسانههای ایرانی شعرهایی درباره دیدار نزدیک بین رئیسی و رئیس جمهوری روسیه ولادمیر پوتین سرودند. و با توجه به اینکه امروز روسیه به عنوان حامی اصلی جمهوری اسلامی تصویر میشود، دیدار حتی پیش از آنکه اتفاق بیافتد«تاریخی» توصیف شد. در نهایت، این دیدار به این دلیل که پوتین پس از ابتلای چند نفر به «کووید-19» ناچار شد خود را در کرملین قرنطینه کند، صورت نگرفت. «پیروزی» بعدی زمانی رقم خورد که سرانجام روسیه برگه «وتو»یی را که به مدت 16سال در برابر جمهوری اسلامی برای دستیابی به عضویت کامل در «مجموعه شانگهای» برداشت. حلقه دور رئیسی این مسئله را به پیروزی بزرگ مرد جدید ریاست جمهوری توصیف کردند که موفق شد درجایی که رؤسای پیش از او؛ محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و روحانی ناکام مانده بودند.
با این وجود، آنچه اتفاق افتاد در حقیقت کمتر از «پیروزی» بود و نشست دوشنبه با « فعال ساختن عضویت کامل» جمهوری اسلامی موافقت کرد که عملی ساختن آن بیش از 5سال وقت میبرد.
این تصمیم با کلیت سیاست روسیه در قبال جمهوری اسلامی همخوانی دارد که در ارائه وعدههای چشمگیر با حفظ محدودیتهای محکم بر نظام تهران تجسم مییابد. و میتوان فهرستی بلند از این حالتها ارائه کرد... برای نمونه؛ روسیه وعده فروش سلاح به ایران داد، اما در اجرای آن کندی به خرج میدهد. در برخی حالتهایی که اسلحه واقعاً تحویل داده شد، روسیه سلاح کهنه به ایران داد؛ از جمله زیردریاییهای دیزلی که درحال حاضر ازکارافتادهاند و در دریای عمان زنگ میزنند.
همچنین پوتین وعده داد راه تجاری جدیدی بازکند که «ولگا-خزر» نام گرفت و هدف آن تسهیل فعالیتهای تجاری ایران با اروپا و دور زدن تحریمهای امریکایی است.
و باز میبینیم همه آنچه که در واقعیت روی داده میتواند درحد بندر کوچکی در سواحل شمالی دریای خزر دست یابد که حتی اگر با تمام قدرت فعالیت کند، تنها میتواند حجم کوچکی از تجارت دوجانبه را مدیریت کند.
همچنین از وعده «همکاری» مسکو برای کمک به ایران در حل مشکلات مربوط به زمینه خدمات بانکی بینالمللی به عنوان یک «موفقیت» استقبال شد؛ اما نکته قابل توجه اینکه توافقی که هفته پیش در مسکو به امضا رسید در پردهای ازابهام قراردارد و در بهترین تفسیر توان کاستن از بار قید و بندهای اعمال شده تجارت بینالمللی برایران به دلیل تحریمهای امریکایی را ندارد.
همچنین از دعوت رئیسی برای «عملی ساختن فوری مشارکت استراتژیک با چین» به عنوان «موفقیت بزرگ» استقبال شد با وجود اینکه به نظر میرسد پکن ترجیح میدهد برای مدتی طولانیتر جمهوری اسلامی را زیر نظر قراردهد. درکنار این هیچ نشانهای وجود ندارد که چین دستکم برخی اموال بلوکه شده ایران را در بانکهای چینی را که به ارزش22 میلیارد دلار میرسند آزاد کند.
موفقیت ادعایی دیگر رئیسی در این تجسم مییافت که برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفرمیکند. و این موضوع نگرانی از اینکه ممکن است موافقت لازم را به دست نیاورد یا به دلیل آنچه «اصل شایستگی جهانی» خوانده میشود برای این گفته که او در دادگاههای گروهی تهران در دهه هشتاد قرن پیش دست داشته، حتی با سختگیریهایی مواجه شود را از بین برد.
https://persian.aawsat.com/node/3208916
الشرق الاوسط فارسی
ایران نگاهش را به سمت توهمی دیگر برمیگرداند
موفقیت. پیروزی. دستآورد. برد... اینها بخشی از واژگانی است که رسانههای ایرانی تابع قدرت حکومت در توصیف عملکرد ابراهیم رئیسی تکرار میکنند؛ رئیس جمهوری جدید جمهوری اسلامی. اینجا تفکر اصلی در این نمودمییابد که ایران به تازگی از هشت سال اخبار بد درسای
برای نمونه تصمیم دانشگاه دوشنبه برای دادن دکترای افتخاری به رئیسی مایه شادمانی شد که موفقیتی برای او محسوب میشود. تصاویری از رئیسی با لباس دانشگاهی منتشر و به او لقب «دکتر» داده شد که در کنار لقب «آیت الله» به کارمیبرد. اما برخی زبانهای شرور عامدانه یادآوری کردند، این هیئت یادآور این است که او رئیس دولت اسلامی دیگری است؛ اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان پیش از رئیسی از تکریم دانشگاه دوشنبه برخوردارشد.
به ادعای گروه کاری همراه رئیسی آنها از طریق ارسال مقداری نفت از راه سوریه «لبنان را نجات دادند».
همچنین اعلام شد، عراق با لغو روادید مسافران ایرانی که از راه هوایی به عراق سفرمیکنند موافقت کرد و این به عنوان یک «پیروزی» تصویرشد با وجود آنکه تنها دو درصد ایرانیانی که سالانه به زیارت عتبات میروند از این امتیاز برخوردارمیشوند. به نظر میرسد این تلاشهای خستگی ناپذیر از سوی رئیسی و گروه کاری همراهش برای بهرهبرداری از هرخبری که به نظر مثبت میآید، کاملاً قابل درک است وقتی که فاجعه ویروس «کووید-19» ایران را درهم میکوبد و اقتصادش در حال فروریختن است و آتش تظاهرات مردمی در اینجا و آنجا شعله میکشد، روشن است که آنها از ناکامیهای مکرر رهبری شیفته ایدئولوژی سرخوردهاند.
باید گفت، روحانی در راه دو رئیس جمهوری رفسنجانی و محمد خاتمی گام برداشت و به دنبال توهم امکان رسیدن به یک معامله بزرگ با ایالات متحده رفت. و ایالات متحده را به عنوان «رهبر دهکده جهانی» توصیف کرد و ادعا کرد، امضای توافق با آن راه حلی برای همه مشکلات ایران خواهد بود. و با اینکه این توهم شاید اکنون متلاشی شده باشد، توهمی دیگر درحال جایگزین شدن با آن است که پیرامون این تفکر میچرخد که بستن قرارداد ائتلاف با روسیه میتواند معحزهای را محقق کند که «رهبر معظم» علی خامنهای به آن امید دارد.
«توهم امریکایی» که بر رفسنجانی، خاتمی و روحانی چیره شد، زیانهای بزرگی به ایران وارد ساخت و مشخصاً به طور اساسی از راه تقویت این باور که حل مشکلات ایران تنها در بیرون از ایران قابل دستیابی است. اکنون بر جایگزینی این توهم کارمیشود؛ «توهم روسی» که برهمان منطق برپاست. و با این وجود، نه ایالات متحده و نه روسیه و نه چین و نه هیچ قدرت دیگری آمادگی دارد نظامی را تأیید کند که تلاش دارد در یک عالم خیالی زندگی کند که درآن اندیشه خمینی به خاورمیانه هجوم میبرد و اسرائیل را از روی نقشه محومیکند و تلاشها را برای ساختن «جهان بدون امریکا» هدایت میکند.
از سوی دیگر، دو رئیس جمهوری امریکا، بیل کلینتون و باراک اوباما نهایت تلاش خود را برای کمک به نظام خمینی جهت راسخترکردن وجود خود به کارگرفتند، اما در نهایت هردو آمادگی تأیید اوهامش را نداشتند. اما دو رئیس جمهوری پوتین و شی از طریق نگه داشتن آن با دستگاه تنفس مصنوعی و کسب بیشترین منافع ممکن به وسیله آن به شکل وحشیانهای با ایران رفتار میکنند، اما به هیچ وجه آن را به عنوان شریک استراتژیک همپا نمیپذیرند. 24 سال طول کشید تا سهگانه رفسنجانی-خاتمی-روحانی این مسئله را دریافت. و اکنون؛ 4سال پیش روی رئیسی وجود دارد تا به آنها بپیوندند.
@AmirTaheri4
به ادعای گروه کاری همراه رئیسی آنها از طریق ارسال مقداری نفت از راه سوریه «لبنان را نجات دادند».
همچنین اعلام شد، عراق با لغو روادید مسافران ایرانی که از راه هوایی به عراق سفرمیکنند موافقت کرد و این به عنوان یک «پیروزی» تصویرشد با وجود آنکه تنها دو درصد ایرانیانی که سالانه به زیارت عتبات میروند از این امتیاز برخوردارمیشوند. به نظر میرسد این تلاشهای خستگی ناپذیر از سوی رئیسی و گروه کاری همراهش برای بهرهبرداری از هرخبری که به نظر مثبت میآید، کاملاً قابل درک است وقتی که فاجعه ویروس «کووید-19» ایران را درهم میکوبد و اقتصادش در حال فروریختن است و آتش تظاهرات مردمی در اینجا و آنجا شعله میکشد، روشن است که آنها از ناکامیهای مکرر رهبری شیفته ایدئولوژی سرخوردهاند.
باید گفت، روحانی در راه دو رئیس جمهوری رفسنجانی و محمد خاتمی گام برداشت و به دنبال توهم امکان رسیدن به یک معامله بزرگ با ایالات متحده رفت. و ایالات متحده را به عنوان «رهبر دهکده جهانی» توصیف کرد و ادعا کرد، امضای توافق با آن راه حلی برای همه مشکلات ایران خواهد بود. و با اینکه این توهم شاید اکنون متلاشی شده باشد، توهمی دیگر درحال جایگزین شدن با آن است که پیرامون این تفکر میچرخد که بستن قرارداد ائتلاف با روسیه میتواند معحزهای را محقق کند که «رهبر معظم» علی خامنهای به آن امید دارد.
«توهم امریکایی» که بر رفسنجانی، خاتمی و روحانی چیره شد، زیانهای بزرگی به ایران وارد ساخت و مشخصاً به طور اساسی از راه تقویت این باور که حل مشکلات ایران تنها در بیرون از ایران قابل دستیابی است. اکنون بر جایگزینی این توهم کارمیشود؛ «توهم روسی» که برهمان منطق برپاست. و با این وجود، نه ایالات متحده و نه روسیه و نه چین و نه هیچ قدرت دیگری آمادگی دارد نظامی را تأیید کند که تلاش دارد در یک عالم خیالی زندگی کند که درآن اندیشه خمینی به خاورمیانه هجوم میبرد و اسرائیل را از روی نقشه محومیکند و تلاشها را برای ساختن «جهان بدون امریکا» هدایت میکند.
از سوی دیگر، دو رئیس جمهوری امریکا، بیل کلینتون و باراک اوباما نهایت تلاش خود را برای کمک به نظام خمینی جهت راسخترکردن وجود خود به کارگرفتند، اما در نهایت هردو آمادگی تأیید اوهامش را نداشتند. اما دو رئیس جمهوری پوتین و شی از طریق نگه داشتن آن با دستگاه تنفس مصنوعی و کسب بیشترین منافع ممکن به وسیله آن به شکل وحشیانهای با ایران رفتار میکنند، اما به هیچ وجه آن را به عنوان شریک استراتژیک همپا نمیپذیرند. 24 سال طول کشید تا سهگانه رفسنجانی-خاتمی-روحانی این مسئله را دریافت. و اکنون؛ 4سال پیش روی رئیسی وجود دارد تا به آنها بپیوندند.
@AmirTaheri4
پاکستان ۳ نفر از نیروهای قدس جمهوری اسلامی را به اتهام طراحی نقشه کشتن ۲۵ مهندس چینی با انفجار بمب کنار جادهای در نزدیکی بندر گوادر پاکستان بازداشت کرد.
در این حمله چندین کودک بلوچ کشته شدند.
تهران ادعا میکند که این ۳ نفر تاجری بودند که از پاکستان دیدن میکردند.
@AmirTaheri4
در این حمله چندین کودک بلوچ کشته شدند.
تهران ادعا میکند که این ۳ نفر تاجری بودند که از پاکستان دیدن میکردند.
@AmirTaheri4
هفتهها پس از آنکه طالبان ادعا کردند که اربابان جدید افغانستان هستند، اکثر افرادی که به عنوان وزیر معرفی شدهاند هنوز در دفاتر خود ظاهر نشدهاند.
در همین حال امیر المومنین ملا هبتالله (کله گنده طالبان) در قندهار پنهان شده است.
افغانستان امروز قلمرویی بدون دولتی است.
@AmirTaheri4
در همین حال امیر المومنین ملا هبتالله (کله گنده طالبان) در قندهار پنهان شده است.
افغانستان امروز قلمرویی بدون دولتی است.
@AmirTaheri4
عمران خان نخست وزير پاكستان از جامعه جهانی خواست تا طالبان را به عنوان دولت جدید افغانستان به رسمیت بشناسند در حالیکه روشن است هیچ چیزی شبیه یک دولت عادی در کابل وجود ندارد. به هرحال، چرا عمران خود با به رسمیت شناختن گروه طالبان که خودرا بعنوان دولت معرفی کردهاند، قدم پيش نمیگذارد؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
تهران بخاطر برگزاری يک کنفرانس خصوصی که در اربیل برای بحث درباره عادی سازی با اسرائیل برگزار شد، حكومت بغداد و منطقه خود مختار كردها در شمال عراق را تهديد كرد.
آیا آخوندها فکر میکنند که عراقیها باید از تهران اجازه بگیرند؟
آیا حتی بحث در مورد ایدهها هم حرام است؟
@AmirTaheri4
آیا آخوندها فکر میکنند که عراقیها باید از تهران اجازه بگیرند؟
آیا حتی بحث در مورد ایدهها هم حرام است؟
@AmirTaheri4