⚡️اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا
جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند
«انفجار معنویت در خیابانهای تهران»، این عبارت را میشل فوکو، که در زمان خود آلامدترین فیلسوف فرانسه بود، بیش از چهار دهه پیش برای توصیف کسب قدرت از سوی آیتالله روحالله خمینی به کار برد.
فوکو تنها «روشنفکر» فرانسوی نبود که دانسته یا ندانسته در نقش انقلابی رفتوبرگشت قرار میگرفت. انقلابی رفتوبرگشت کسی است که در آرزوی انقلاب است اما برای دیگران، فقط برای دیگران. آرزوی او این است که سفر کند و انقلاب دیگران را با لذت بنگرد اما به محض آنکه سختیها ظاهر شدند، به وطن خود برمیگردد. انقلابی رفتوبرگشت مانند کسانی است که صحنه استریپتیز را از یک پنجره کوچک شیشهای مینگرند و لذت میبرند.
چند هفته پس از روی کار آمدن «امام» خمینی، مارک کراوتز، خبرنگار روزنامه پاریسی لیبراسیون گزارش داد که «انقلاب اسلامی» علیه شاه شورش طبقه متوسط تهران و چند شهر بزرگ دیگر علیه نظام موجود بود. او از خانمهای شیکپوش، آقایان تحصیلکرده در اروپا و آمریکا و دیگر «بورژواهای» مرفه گزارش داد که دنبال «معنویت» بودند و شاه را مانعی در راه رسیدن به آرمانی انتزاعی میدانستند. در زمان شاه، مادیگرایی، عشق به افزایش مصرف و خواستههای اینجهانی، بخشی از قشرهای مرفه را نگران کرده بود. به گفته کراوتز، معنویگرایی ایرانیان ممکن است کشور آنان را وارد شبی دراز و تاریک کند اما آنان چنان شبی را به روز دوران شاه ترجیح میدهند.
در همان زمان، آقایی به نام شمسالدین امیرعلایی در نقش سفیر «امام» خمینی در پاریس، در یک مصاحبه با ادوارد سابلیه، دبیر رادیو دولتی «فرانس انتر» از هدفهای «انقلاب اسلامی» سخن گفت: «هدف امام ما ساختن جهانی است نو بر پایه صلح، محبت و معنویت.»
سابلیه که بهسرعت در ردیف مخالفان خمینیگرایی قرار گرفت، در آغاز این گفته آندره مالرو، نویسنده و مشاور ژنرال دوگل، را نقل کرد که «قرن بیستم یا مذهبی خواهد بود یا وجود نخواهد داشت!» بدینسان، «انقلاب اسلامی» ایران سرآغاز امواجی بود از معنویت که بهتدریج دیگر کشورها را در بر خواهد گرفت.
در آن زمان، مسلمان شدن در چارچوب صوفیگرایی، خواندن اشعار مولوی و گوش دادن به قوالی نصرت علیخان بین روشنفکران فرانسوی مد شده بود. نویسندگان، شاعران، طراحان رقص باله، خودفیلسوفپنداران و حتی فوتبالیستها و کمونیستهای دلزده از مارکسیسم به اسلام، البته در نسخه «روحانی» آن، میگرویدند.
با این حال، تنها چند هفته پس از پیام امیرعلایی درباره «صلح و محبت» حکمرانان جدید تهران با اعزام یک جوخه مرگ به پاریس، توانستند دریابان شهریار شفیق را به قتل برسانند. پس از آن، پیام «صلح و محبت» با ترور ۱۷ شخصیت ایرانی دیگر در پاریس ادامه یافت. اما این پیام «صلح و محبت» به ایرانیان تبعیدی محدود نمیشد. جوخههای ترور خمینی با انفجار ایستگاه راهآهن زیرزمینی سنمیشل، با آتش زدن رستوران یهودی در مرکز پاریس، با کشتن دو پلیس فرانسوی و بیش از ۳۰ عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند.
چهل سال بعد، تصویر اسلام در ذهن فرانسویان
تیره و تارتر از همیشه است. پیروان آیتالله خمینی و پس از آنان، مریدان «خلافت اسلامی»، فعالان «اخوانالمسلمین» و دیگر گروههای تروریستی اسلامگرا تصویری از اسلام عرضه کردهاند به تصویر صوفیگرانه خیالی شباهتی ندارد.
چهل سال پیش، اسلام هنوز میتوانست هر سال بهطور متوسط بین دو تا سه هزار غیرمسلمان را به خود جلب کند. امروز، روند معکوس در جریان است زیرا هر سال، هزاران مسلمان یا مسلمانزاده از دین نیاکانی دور میشوند و حتی به مسیحیت یا بوداگرایی میگروند.
بر اساس برآوردهای وزرات کشور فرانسه، جمعیت مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسه در حد هشت تا نه درصد کل جمعیت متوقف مانده یا رو به کاهش آهسته اما مداوم است.
چند دهه پیش، گزارش موسسه مونتین (Montaigne Institut) با عنوان «یک اسلام فرانسوی ممکن است» جدی گرفته میشد. یک خیابان کوچک در محله دهم پاریس (Rue des Petites Ecuries) بهعنوان سمبل همزیستی اسلامی عرضه میشد. در آن خیابان کوچک، مسلمانانی که در کشورهای زادگاه خود سر یکدیگر را میبریدند کنار هم در صلح و محبت زندگی میکردند. امروز، فرانسه شاهد نبردهای مسلحانه بین گروههای مختلف مسلمانان است (تازهترین نمونه آن جنگ میان چچنها و مراکشیها در شهر لیموژ است که پس از رابطه میان یک دختر مراکشی و یک پسر چچنی اتفاق افتاد).
جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند
«انفجار معنویت در خیابانهای تهران»، این عبارت را میشل فوکو، که در زمان خود آلامدترین فیلسوف فرانسه بود، بیش از چهار دهه پیش برای توصیف کسب قدرت از سوی آیتالله روحالله خمینی به کار برد.
فوکو تنها «روشنفکر» فرانسوی نبود که دانسته یا ندانسته در نقش انقلابی رفتوبرگشت قرار میگرفت. انقلابی رفتوبرگشت کسی است که در آرزوی انقلاب است اما برای دیگران، فقط برای دیگران. آرزوی او این است که سفر کند و انقلاب دیگران را با لذت بنگرد اما به محض آنکه سختیها ظاهر شدند، به وطن خود برمیگردد. انقلابی رفتوبرگشت مانند کسانی است که صحنه استریپتیز را از یک پنجره کوچک شیشهای مینگرند و لذت میبرند.
چند هفته پس از روی کار آمدن «امام» خمینی، مارک کراوتز، خبرنگار روزنامه پاریسی لیبراسیون گزارش داد که «انقلاب اسلامی» علیه شاه شورش طبقه متوسط تهران و چند شهر بزرگ دیگر علیه نظام موجود بود. او از خانمهای شیکپوش، آقایان تحصیلکرده در اروپا و آمریکا و دیگر «بورژواهای» مرفه گزارش داد که دنبال «معنویت» بودند و شاه را مانعی در راه رسیدن به آرمانی انتزاعی میدانستند. در زمان شاه، مادیگرایی، عشق به افزایش مصرف و خواستههای اینجهانی، بخشی از قشرهای مرفه را نگران کرده بود. به گفته کراوتز، معنویگرایی ایرانیان ممکن است کشور آنان را وارد شبی دراز و تاریک کند اما آنان چنان شبی را به روز دوران شاه ترجیح میدهند.
در همان زمان، آقایی به نام شمسالدین امیرعلایی در نقش سفیر «امام» خمینی در پاریس، در یک مصاحبه با ادوارد سابلیه، دبیر رادیو دولتی «فرانس انتر» از هدفهای «انقلاب اسلامی» سخن گفت: «هدف امام ما ساختن جهانی است نو بر پایه صلح، محبت و معنویت.»
سابلیه که بهسرعت در ردیف مخالفان خمینیگرایی قرار گرفت، در آغاز این گفته آندره مالرو، نویسنده و مشاور ژنرال دوگل، را نقل کرد که «قرن بیستم یا مذهبی خواهد بود یا وجود نخواهد داشت!» بدینسان، «انقلاب اسلامی» ایران سرآغاز امواجی بود از معنویت که بهتدریج دیگر کشورها را در بر خواهد گرفت.
در آن زمان، مسلمان شدن در چارچوب صوفیگرایی، خواندن اشعار مولوی و گوش دادن به قوالی نصرت علیخان بین روشنفکران فرانسوی مد شده بود. نویسندگان، شاعران، طراحان رقص باله، خودفیلسوفپنداران و حتی فوتبالیستها و کمونیستهای دلزده از مارکسیسم به اسلام، البته در نسخه «روحانی» آن، میگرویدند.
با این حال، تنها چند هفته پس از پیام امیرعلایی درباره «صلح و محبت» حکمرانان جدید تهران با اعزام یک جوخه مرگ به پاریس، توانستند دریابان شهریار شفیق را به قتل برسانند. پس از آن، پیام «صلح و محبت» با ترور ۱۷ شخصیت ایرانی دیگر در پاریس ادامه یافت. اما این پیام «صلح و محبت» به ایرانیان تبعیدی محدود نمیشد. جوخههای ترور خمینی با انفجار ایستگاه راهآهن زیرزمینی سنمیشل، با آتش زدن رستوران یهودی در مرکز پاریس، با کشتن دو پلیس فرانسوی و بیش از ۳۰ عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند.
چهل سال بعد، تصویر اسلام در ذهن فرانسویان
تیره و تارتر از همیشه است. پیروان آیتالله خمینی و پس از آنان، مریدان «خلافت اسلامی»، فعالان «اخوانالمسلمین» و دیگر گروههای تروریستی اسلامگرا تصویری از اسلام عرضه کردهاند به تصویر صوفیگرانه خیالی شباهتی ندارد.
چهل سال پیش، اسلام هنوز میتوانست هر سال بهطور متوسط بین دو تا سه هزار غیرمسلمان را به خود جلب کند. امروز، روند معکوس در جریان است زیرا هر سال، هزاران مسلمان یا مسلمانزاده از دین نیاکانی دور میشوند و حتی به مسیحیت یا بوداگرایی میگروند.
بر اساس برآوردهای وزرات کشور فرانسه، جمعیت مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسه در حد هشت تا نه درصد کل جمعیت متوقف مانده یا رو به کاهش آهسته اما مداوم است.
چند دهه پیش، گزارش موسسه مونتین (Montaigne Institut) با عنوان «یک اسلام فرانسوی ممکن است» جدی گرفته میشد. یک خیابان کوچک در محله دهم پاریس (Rue des Petites Ecuries) بهعنوان سمبل همزیستی اسلامی عرضه میشد. در آن خیابان کوچک، مسلمانانی که در کشورهای زادگاه خود سر یکدیگر را میبریدند کنار هم در صلح و محبت زندگی میکردند. امروز، فرانسه شاهد نبردهای مسلحانه بین گروههای مختلف مسلمانان است (تازهترین نمونه آن جنگ میان چچنها و مراکشیها در شهر لیموژ است که پس از رابطه میان یک دختر مراکشی و یک پسر چچنی اتفاق افتاد).
Telegraph
اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا
اسلام و فرانسه؛ از فرشته تا هیولا جوخههای ترور خمینی با ترور شهریار شفیق، چندین شخصیتهای ایرانی و دهها عملیات تروریستی دیگر، انفجار معنویت فوکو را از خیابانهای تهران به خیابانهای پایتخت فرانسه رساندند امیر طاهری جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ برابر با ۱۸ فِورِیه…
👍57🔥2❤1😢1
شگفتیآور نیست که «مسئله اسلام» اکنون بهصورت موضوع اصلی انتخابات ریاستجمهوری فرانسه درآمده است. تقریبا تمامی ۱۲ نامزد رسمی و غیررسمی این انتخابات اسلام را تهدیدی برای فرهنگ و شیوه زندگی فرانسوی میدانند. به گمان من، بسیاری از آنان در این زمینه اغراق میکنند. همچنین، رمان «تسلیم» میشل ولبک، آلامدترین نویسنده فرانسوی در حال حاضر، که در آن یک مسلمان رئیسجمهوری فرانسه خواهد شد، بیشتر یک فانتزی کودکانه است تا یک اثر ادبی جدی.
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمترتحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبهدیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا بهگفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@AmirTaheri4
با این حال، تردیدی نیست که با توجه به سنجشهای گوناگون افکار عمومی، اکثریت فرانسویان اسلام را خطری برای تمدن اروپایی میپندارند و دستکم یکسوم آنان حتی خواستار اخراج مسلمانان از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند.
در همین حال، گرویدن به افراطیترین، اگر نخواهیم بگوییم تروریستترین، فرقههای اسلامی به پدیدهای در حال رشد میان جوانان کمترتحصیلکرده از خانوادههای فقیر حاشیهنشین تبدیل شده است. بیش از ۵۰۰۰ تن از این جوانان، از جمله صدها دختر، با سفر به سوریه، کنار «خلافت اسلامی» یا داعش نبرد کردند. صدها تن دیگر کنار «القاعده ساحل» در کشورهای آفریقای غربی میجنگند.
آیا فرانسه در شکل دادن به این «هیولای اسلامی» دانسته یا ندانسته سهم داشته است؟ بسیاری از چهرههای فرقه خمینیه تحصیلکرده پاریس بودندــ علی شریعتی، ابوالحسن بنیصدر، حسن ابراهیم حبیبی و از نسل قدیمتر، مهدی بازرگان، کریم سنجابی و البته، امیرعلایی مذکور در بالا، تحصیلکرده فرانسه بودند. نویسندگان و دیگر «روشنفکران» فرانسوی در عرضه تصویر غلط اسلام صوفی و معنوی بهعنوان یک «فرهنگ» و «تمدن» نقش داشتند. موزههای فرانسه، همراه دانشگاهها، تمامی سهم کشورهایی مانند ایران و مصر در تمدن جهانی را زیر برچسب «اسلامی» عرضه میکنند.
دولت فرانسه، که خود را «عرفانی» یا لاییک (Laic) میخواند، با عرضه امتیازهای مالیاتی، کمکهای جنبی و صدور جوازهای لازم، به پیدایش بیش از ۳۰۰۰ مسجد، «گروه فرهنگی» و مدرسه اسلامی یاری رسانده است. در بعضی موارد، گروهها و موسسات اسلامی وابسته به دولتهای خارجی از جمله ترکیه، الجزایر، مراکش و البته جمهوری اسلامی در ایران، از مزایای شبهدیپلماتیک برخوردار میشوند.
واقعیت این است که کمتر از یک درصد مسلمانان و مسلمانزادگان فرانسوی را میتوان مسلمان فعال دانست، بهمعنای اقامه صلات، روزه، سفر حج و دیگر مراسم و مناسک دینی. اکثریت آنان را میتوان مسلمانان ساکت یا صامت به شمار آورد، کسانی که صدایشان شنیده نمیشود و چون اهل بمبگذاری، سر بریدن و سنگسار کردن نیستند کمتر به حساب میآیند.
فرقه خمینیه، اخوانالمسلمین، بوکو حرام، طالبان، القاعده، جبهه نجات اسلامی و گروههای مشابه در نقش نمایندگان ۱.۳ میلیارد مسلمان جهان قرار گرفتهاند و تصویری را که اسلام ۵۰ سال پیش داشت، بهعنوان دینی عمیقا معنوی، بهکلی تغییر دادهاند. آن تصویر ترسناک نبود. تصویر تازه اسلام، از سوی دیگر، براستی ترسناک است.
اسلام سیاسی امروز یا بهگفته اعراب «تأسلم» (اسلامنمایی) وسیلهای شده است برای پول جمع کردن، رسیدن به قدرت سیاسی و کسب نفوذ با انتشار ترور و اختناق.
چهار دهه پیش، امیرعلایی به سابلیه وعده داد که «بهزودی تصویر واقعی اسلام را خواهید دید». وعده او زودتر از آنچه تصور میکرد تحقق یافت. در انتخابات امسال، اکثریت فرانسویان درباره این تصویر نظر خواهند داد.
@AmirTaheri4
👍88🔥6😁3❤1👎1😢1
داستان عشق یک طرفه
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
👍68❤1
آخوندها ناامیدانه به دنبال خبر خوب
رئیسجمهور آیتالله دکتر رئیسی با امید ایجاد خط دریایی بوشهر-دوحه سفر قطر را پایان داد تا بازدیدکنندگان #جامجهانی۲۰۲۲ که به قطر میروند، از جمهوریاسلامی نیز دیدن کنند.
اگر چنین مسیری وجود داشته باشد، فکر میکنید چند نفر از آن استفاده میکنند؟
@AmirTaheri4
رئیسجمهور آیتالله دکتر رئیسی با امید ایجاد خط دریایی بوشهر-دوحه سفر قطر را پایان داد تا بازدیدکنندگان #جامجهانی۲۰۲۲ که به قطر میروند، از جمهوریاسلامی نیز دیدن کنند.
اگر چنین مسیری وجود داشته باشد، فکر میکنید چند نفر از آن استفاده میکنند؟
@AmirTaheri4
👍36😁22❤1
رسانههای رسمی تهران استقبال از رئیسجمهور رئیسی در #دوحه را با تحقیر اخیر وی توسط پوتین در مسکو مقایسه میکنند. در دوحه، شیخ تمیم، امیر قطر، در فرودگاه از رئیسی استقبال کرد.
فرش قرمز بود و رئیسی حتی یک تی شرت فوتبال هم هدیه گرفت.
پوتین اما هیچ چیز به او نداد.
@AmirTaheri4
فرش قرمز بود و رئیسی حتی یک تی شرت فوتبال هم هدیه گرفت.
پوتین اما هیچ چیز به او نداد.
@AmirTaheri4
😁45❤1
داستان عشق یک طرفه
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
علیرغم تحقیر اخیر رئیسی توسط پوتین، رسانههای رسمی اسلامی در تهران مانند کانالی برای تبلیغات روسیه در مورد بحران اوکراین عمل میکنند.
آخوندها مثل فاحشهای هستند که از قَوّاد تحقیر کننده خود کتک میخورند، اما همچنان به عشق و ستایش مرد بیرحم ادامه میدهد.
@AmirTaheri4
👍43😁31❤1
امیر طاهری: سوزن و جوالدوز؛ شبحِ اسلام و سایهی بلند آن بر فرانسه
French Fuse
امیر طاهری: سوزن و جوالدوز؛ شبحِ اسلام و سایهی بلند آن بر فرانسه
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
France and its Specter
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
@AmirTaheri4
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=K59wvgL4-4E
@AmirTaheri4
برگردان فارسی تحلیلی به قلم امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی با عنوان اصلی زیر در شرقالاوسط:
France and its Specter
#تحلیل_سیاسی
#امیر_طاهری
@AmirTaheri4
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=K59wvgL4-4E
@AmirTaheri4
👍14❤1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
⚡️شبح صدساله و خواب آشفته ملایان
حملات مشاطهگرایان ملایان درواقع میلیونها ایرانی را هدف میگیرد که رضاشاه نماینده آنان بود و امروز، شبح رضاشاه نماینده بازماندگان آنان است
یک شبح این روزها خواب ملایان حاکم بر ایران را آشفته میکند- شبح مردی که درست یک قرن پیش برای نخستینبار در صحنه سیاسی کشور ظاهر شد: رضاشاه پهلوی. صدمین سالروز آنچه «کودتای سوم حوت ۱۲۹۹» خوانده میشود محملی شده است برای یک سمینار دو روزه در تهران و دهها مقاله و سخنرانی ازسوی مشاطهگران رژیم را برای بذرافشانی کینه علیه رضاشاه. از سوی دیگر، طنین شعار «رضا شاه! روحت شاد!» هنوز خاموش نشده است.
ترس رهبران جمهوری اسلامی از رضا شاه هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که هدفی جز بیرون نگاه داشتن ایران از چرخه پیشرفت جهانی ندارند.
خمینیگرایان برای سیاه کردن تصویر رضاشاه از چند ادعای واهی بهره میگیرند. نخستین ادعا این است که او «کودتاچی» بود. اما بهکار بردن اصطلاح «کودتا» برای آنچه در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی رخ داد، از آغاز یک خطای واژگانی بود. کودتا بهمعنای ربودن قدرت ازسوی یک گروه نظامی است که قانون اساسی کشور را پاره میکنند، رییس کشور را از اریکه پایین میکشند و کادر رهبری موجود را پراکنده میسازند.
در حرکت «سوم اسفند» هیچ یک از این اتفاقها رخ نداد. قانون اساسی مشروطه در جای خود تثبیت شد. رییس کشور، احمدشاه قاجار، بر تخت خود باقی ماند و کادر رهبری اداری و سیاسی ایران در چارچوبی تازه به کار خود ادامه داد. از این گذشته، رضاخان سردار سپه در آن زمان رهبر حرکت «سوم اسفند» نبود. این رهبری را سیدضیاءالدین طباطبایی، روزنامهنگار پیشین و سیاستمدار رو به اوج آن روز برعهده داشت. بدینسان برچسب «کودتاچی» به رضاخان نمیچسبد.
دومین ادعای واهی، رضاخان، یا رضا شاه کبیر، را یک مقلد آتاتورک، موسولینی و هیتلر معرفی میکند و لقب قلدر به او میدهد. اما کافی است بهیاد آوریم که آتاترک، مصطفی کمال پاشا، تقریبا چهار سال پس از «سوم اسفند» تاریخی ایران در هیأت رهبر ترکیه ظاهر شد. موسولینی یک سال بعد از «سوم اسفند» ما با رژه بهسوی رم خود را بهعنوان نخستوزیر تحمیل کرد. هیتلر ۱۱ سال پس از «سوم اسفند» ما به قدرت رسید.
از این گذشته، رضاشاه در چارچوب قانون اساسی مشروطه پلکان قدرت را بهسوی بالا پیمود، درحالیکه آتاترک، موسولینی و هیتلر چارچوبهای قانونی موجود را درهم کوبیدند.
سومین ادعای واهی، رضاشاه را بهصورت یک رهبر ضدخارجی، بهویژه ضدعرب و ضدترک معرفی میکند.
این ادعا نیز پوچ است. رضاخان و سپس رضاشاه از دهها مستشار خارجی، فرانسوی، آلمانی، اتریشی، بلژیکی، سوئدی، دانمارکی، سوییسی و هلندی برای بازسازی اقتصاد، آموزشوپرورش و سازمانهای اداری ایران بهره گرفت. همچنین او بیش از هزار نوجوان ایرانی را برای ادامه تحصیل به کشورهای گوناگون اروپایی فرستاد.
آیا رضا شاه ضدعرب بود؟ رضاشاه یک شاهزادهخانم عرب را برای همسری ولیعهد خود، محمدرضا برگزید. به عبارت دیگر، او میپذیرفت که سومین شاه احتمالی پهلوی میتواند نیمهعرب باشد.
آیا رضا شاه ضدترک بود؟ رضاشاه آتاترک را بهترین دوست خارجی خود میشمرد. تنها سفر رسمی او به یک کشور خارجی او را به ترکیه برد. با پیمان سعدآباد، ایران و ترکیه که نزدیک به ۳۰۰ سال جنگ را در تاریخ خود داشتند، متحد و متفق یکدیگر شدند.
برای رضاخان و سپس رضاشاه تنها دو قدرت بیگانه: روسیه تزاری و امپراتوری انگلیس، دردسرآفرین، اگر نخواهیم بگوییم دشمن، بهشمار میآمدند. با انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷، یکی از آن دو، روسیه، عملا تغییر مسیر داد. رژیم بلشویکی، بدهیهای ایران به روسیه تزاری را بخشید و انحلال بریگاد قزاق و سپس انضمام آن در ارتش ملی ایران را پذیرفت. قرارداد ۱۹۲۱ میلادی تمامی منافع ایران را تامین نمیکرد اما با انحلال جناح «روسوفیل» در تهران یکی از دو عامل مداخله خارجی را از صحنه بیرون راند.
عامل دوم مداخله خارجی در ایران جناح «آنگلوفیل» بود. رضاشاه بهزودی دریافت که حذف این جناح بدون کاستن از حضور مستقیم بریتانیای کبیر در ایران ممکن نخواهد بود. انگلیسیزدایی یکی از برنامه های درازمدت رضا شاه بود. نخستین گام، خروج نیروهای نظامی بریتانیا بود که در شمال به بهانه کمک به مردم ماورای قفقاز علیه بلشویکها، حضور داشتند و در جنوب زیر عنوان «تفنگداران پارس جنوبی».
پس از خروج این نیروها، دومین گام بستن کنسولگریهای انگلیس در شیراز، اصفهان و بوشهر بود – اقدامی که ارتباط لندن با عشایر و قبایل محلی را دشوار میکرد.
برنامه انگلیسیزدایی رضاشاه، در گام بعدی، با هدف لغو قرارداد دارسی به اجرا گذاشته شد.
@AmirTaheri4
حملات مشاطهگرایان ملایان درواقع میلیونها ایرانی را هدف میگیرد که رضاشاه نماینده آنان بود و امروز، شبح رضاشاه نماینده بازماندگان آنان است
یک شبح این روزها خواب ملایان حاکم بر ایران را آشفته میکند- شبح مردی که درست یک قرن پیش برای نخستینبار در صحنه سیاسی کشور ظاهر شد: رضاشاه پهلوی. صدمین سالروز آنچه «کودتای سوم حوت ۱۲۹۹» خوانده میشود محملی شده است برای یک سمینار دو روزه در تهران و دهها مقاله و سخنرانی ازسوی مشاطهگران رژیم را برای بذرافشانی کینه علیه رضاشاه. از سوی دیگر، طنین شعار «رضا شاه! روحت شاد!» هنوز خاموش نشده است.
ترس رهبران جمهوری اسلامی از رضا شاه هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که هدفی جز بیرون نگاه داشتن ایران از چرخه پیشرفت جهانی ندارند.
خمینیگرایان برای سیاه کردن تصویر رضاشاه از چند ادعای واهی بهره میگیرند. نخستین ادعا این است که او «کودتاچی» بود. اما بهکار بردن اصطلاح «کودتا» برای آنچه در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی رخ داد، از آغاز یک خطای واژگانی بود. کودتا بهمعنای ربودن قدرت ازسوی یک گروه نظامی است که قانون اساسی کشور را پاره میکنند، رییس کشور را از اریکه پایین میکشند و کادر رهبری موجود را پراکنده میسازند.
در حرکت «سوم اسفند» هیچ یک از این اتفاقها رخ نداد. قانون اساسی مشروطه در جای خود تثبیت شد. رییس کشور، احمدشاه قاجار، بر تخت خود باقی ماند و کادر رهبری اداری و سیاسی ایران در چارچوبی تازه به کار خود ادامه داد. از این گذشته، رضاخان سردار سپه در آن زمان رهبر حرکت «سوم اسفند» نبود. این رهبری را سیدضیاءالدین طباطبایی، روزنامهنگار پیشین و سیاستمدار رو به اوج آن روز برعهده داشت. بدینسان برچسب «کودتاچی» به رضاخان نمیچسبد.
دومین ادعای واهی، رضاخان، یا رضا شاه کبیر، را یک مقلد آتاتورک، موسولینی و هیتلر معرفی میکند و لقب قلدر به او میدهد. اما کافی است بهیاد آوریم که آتاترک، مصطفی کمال پاشا، تقریبا چهار سال پس از «سوم اسفند» تاریخی ایران در هیأت رهبر ترکیه ظاهر شد. موسولینی یک سال بعد از «سوم اسفند» ما با رژه بهسوی رم خود را بهعنوان نخستوزیر تحمیل کرد. هیتلر ۱۱ سال پس از «سوم اسفند» ما به قدرت رسید.
از این گذشته، رضاشاه در چارچوب قانون اساسی مشروطه پلکان قدرت را بهسوی بالا پیمود، درحالیکه آتاترک، موسولینی و هیتلر چارچوبهای قانونی موجود را درهم کوبیدند.
سومین ادعای واهی، رضاشاه را بهصورت یک رهبر ضدخارجی، بهویژه ضدعرب و ضدترک معرفی میکند.
این ادعا نیز پوچ است. رضاخان و سپس رضاشاه از دهها مستشار خارجی، فرانسوی، آلمانی، اتریشی، بلژیکی، سوئدی، دانمارکی، سوییسی و هلندی برای بازسازی اقتصاد، آموزشوپرورش و سازمانهای اداری ایران بهره گرفت. همچنین او بیش از هزار نوجوان ایرانی را برای ادامه تحصیل به کشورهای گوناگون اروپایی فرستاد.
آیا رضا شاه ضدعرب بود؟ رضاشاه یک شاهزادهخانم عرب را برای همسری ولیعهد خود، محمدرضا برگزید. به عبارت دیگر، او میپذیرفت که سومین شاه احتمالی پهلوی میتواند نیمهعرب باشد.
آیا رضا شاه ضدترک بود؟ رضاشاه آتاترک را بهترین دوست خارجی خود میشمرد. تنها سفر رسمی او به یک کشور خارجی او را به ترکیه برد. با پیمان سعدآباد، ایران و ترکیه که نزدیک به ۳۰۰ سال جنگ را در تاریخ خود داشتند، متحد و متفق یکدیگر شدند.
برای رضاخان و سپس رضاشاه تنها دو قدرت بیگانه: روسیه تزاری و امپراتوری انگلیس، دردسرآفرین، اگر نخواهیم بگوییم دشمن، بهشمار میآمدند. با انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷، یکی از آن دو، روسیه، عملا تغییر مسیر داد. رژیم بلشویکی، بدهیهای ایران به روسیه تزاری را بخشید و انحلال بریگاد قزاق و سپس انضمام آن در ارتش ملی ایران را پذیرفت. قرارداد ۱۹۲۱ میلادی تمامی منافع ایران را تامین نمیکرد اما با انحلال جناح «روسوفیل» در تهران یکی از دو عامل مداخله خارجی را از صحنه بیرون راند.
عامل دوم مداخله خارجی در ایران جناح «آنگلوفیل» بود. رضاشاه بهزودی دریافت که حذف این جناح بدون کاستن از حضور مستقیم بریتانیای کبیر در ایران ممکن نخواهد بود. انگلیسیزدایی یکی از برنامه های درازمدت رضا شاه بود. نخستین گام، خروج نیروهای نظامی بریتانیا بود که در شمال به بهانه کمک به مردم ماورای قفقاز علیه بلشویکها، حضور داشتند و در جنوب زیر عنوان «تفنگداران پارس جنوبی».
پس از خروج این نیروها، دومین گام بستن کنسولگریهای انگلیس در شیراز، اصفهان و بوشهر بود – اقدامی که ارتباط لندن با عشایر و قبایل محلی را دشوار میکرد.
برنامه انگلیسیزدایی رضاشاه، در گام بعدی، با هدف لغو قرارداد دارسی به اجرا گذاشته شد.
@AmirTaheri4
Telegraph
شبح صدساله و خواب آشفته ملایان
شبح صدساله و خواب آشفته ملایان حملات مشاطهگرایان ملایان درواقع میلیونها ایرانی را هدف میگیرد که رضاشاه نماینده آنان بود و امروز، شبح رضاشاه نماینده بازماندگان آنان است جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۹ فِورِیه ۲۰۲۱
👍40❤4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
در مذاکرات طولانی با وقفههای متعدد، ایران به همه هدفهای خود نرسید، اما موفق شد به توافقی کمتر غیرعادلانه برسد. مدت امتیاز انگلستان برای بهرهگیری از منابع نفتی ایران در ۶۰ سال تثبیت شد و سطح مناطق امتیاز از ۵۰۰هزار میل مربع به ۱۰۰هزار میل مربع کاهش یافت.
آرمان رضاشاه برای خلع ید کامل در زمینه نفت با تصویب قانون ملیشدن نقت در دوران محمدرضا شاه تحقق یافت.
لغو کاپیتولاسیون، یعنی مصونیت قانونی اتباع روس و انگلیس در ایران، نیز بخشی از برنامه رضاشاه بود که تحقق یافت. درمورد اتباع روس، برافکندن امپراتوری تزاری، کار را آسان کرد. درمورد اتباع انگلیس، رضاشاه کاپیتولاسیون را در نخستین سال خود بهعنوان شاهنشاه ایران لغو کرد.
برنامه انگلیسیزدایی رضاشاه در یک زمینه مهم دیگر نیز ادامه یافت: اقتصاد. در آخرین دهههای دودمان قاجار، بانک شاهی که متعلق به انگلستان بود، با انحصار چاپ اسکناس، در واقع، سکاندار اقتصاد ایران بود. رضاشاه با تأسیس بانک ملی ایران، تسلط بریتانیا را بر اقتصاد ملی ما پایان داد و انحصار انتشار اسکناس را به بانکی که زیر کنترل دولت ایران بود واگذار کرد.
بازبینی قرارداد مربوط به شطالعرب نیز یکی دیگر از بازماندگان حقوقی استعمار بریتانیا را به فراموشخانه تاریخ فرستاد. قرارداد جدید با دولت نوبنیاد عراق، پنج سال پس از رسیدن رضاشاه به سلطنت، همه منافع ایران را تأمین نکرد، اما حق ایران برای رفتوآمد در رودخانه مرزی را پذیرفت. تأمین همه حقوق ایران در این زمینه با قراداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر، در زمان محمدرضا شاه، میسر شد.
با تأسیس شیلات جنوب، انحصار بریتانیا در زمینه جواز برای ماهیگیری به پایان رسید. از این مهمتر، تأسیس نیروی دریایی ایران، انحصار حضور نظامی بریتانیا در خلیج فارس را شکست. برای نخستینبار پس از نادرشاه، ایران بهعنوان یک قدرت دریایی ظاهر شد. البته این نیروی دریایی نوپا قابلیت هماوردی با ناوگان نظامی بزرگترین قدرت استعماری آن زمان را نداشت. با اینحال، پیدایش این نیرو به ایران امکان داد که حاکمیت خود را بر بیش از ۳۰ جزیره خلیج فارس، دستکم در سطح نمادین، تثبیت کند.
کنار گذاشتن بریتانیای کبیر و شرکتهای انگلیسی از طرحهای بزرگ سازندگی، مانند راهآهن سراسری، ۱۵ فرودگاه، دهها کارخانه و معدن، دانشگاه و مدارس فنی، بیمارستانها و درمانگاهها، مراکز پژوهش علمی، کشاورزی و صنعتی، نیز حاصل سوءظن شدید رضاشاه و گروه همکاران او به نیات امپریالیستی لندن بود.
همین سوءظن سبب شد که زبان فرانسه بهعنوان زبان دیپلماتیک شاهنشاهی ایران تعیین شود. تأسیس مدارس دوزبانه ازسوی فرانسه، آلمان و ایالات متحده نشانه علاقه رضاشاه به گشودن دریچههایی بهسوی غرب بود. تنها استثنا در این زمینه بریتانیای کبیر بود.
با موضعگیری ضدانگلیسی رضاشاه، شگفتیآور نبود که سر ریدر بولارد، سفیر کبیر لندن در تهران، او را «دشمن شماره یک ما» در منطقه بخواند. تبلیغات ضد رضاشاه از لندن، برای نخستینبار، در ۱۹۳۹ میلادی آغاز شد و اندکی بعد با بهراه انداختن بخش فارسی رادیو بیبیسی، بهصورت منظم ادامه یافت. یکی از مضامین این تبلیغات، اتهام «سمپاتی برای آلمان نازی» بود.
این اتهام از جانب لندن جالب بود زیرا بریتانیای کبیر در دوران نخستوزیری چیمبرلن، هیتلر را بهعنوان یک «مرد صلح» تجلیل کرد و با امضای قرارداد مونیخ دست دیکتاتور خونخوار آلمان را برای حمله به لهستان باز گذاشت. در نخستین حمله گسترده رژیم نازی به یهودیان در آلمان، آنچه بهعنوان تراژدی «شب بلوری» یا کریستالناخت شناخته میشود، بریتانیای کبیر کل جریان را زیرسبیلی در کرد. ایران، اما، با ارسال یک پیام از طریق سفیر خود، نادر آراسته، به این اقدام آلمان نازی اعتراض کرد (ای کاش آقای ظریف، وزیر خارجه اسلامی، با گشودن آرشیو وزارت خارجه به پژوهشگران امکان دهد که این تفاوت میان موضعگیری ایران و مواضع قدرتهای غربی آن زمان را بررسی کنند).
تردید نیست که رضاشاه از کمک آلمان برای آغاز انقلاب صنعتی در ایران و تأسیس و تجهیز ارتش ملی بهره گرفت. اما این رابطه از دوران پیش از هیتلر، یعنی جمهوری وایمار، آغاز شده بود. اتحاد شوروی نوبنیاد در موقعیتی نبود که در این زمینه به ما کمک کند و بریتانیای کبیر نمیخواست ایران بهصورت یک قدرت محلی، در کنار امپراتوری در هند و عراق ظاهر شود. فرانسه نیز در دوران «جبهه مردمی» دچار بحران بود، درحالیکه آمریکا دور از دسترس ایران قرار داشت. بدینسان، خرید هواپیماهای جنگی از آلمان برای ایجاد یک نیروی هوایی ایرانی اجتنابناپذیر بود.
آرمان رضاشاه برای خلع ید کامل در زمینه نفت با تصویب قانون ملیشدن نقت در دوران محمدرضا شاه تحقق یافت.
لغو کاپیتولاسیون، یعنی مصونیت قانونی اتباع روس و انگلیس در ایران، نیز بخشی از برنامه رضاشاه بود که تحقق یافت. درمورد اتباع روس، برافکندن امپراتوری تزاری، کار را آسان کرد. درمورد اتباع انگلیس، رضاشاه کاپیتولاسیون را در نخستین سال خود بهعنوان شاهنشاه ایران لغو کرد.
برنامه انگلیسیزدایی رضاشاه در یک زمینه مهم دیگر نیز ادامه یافت: اقتصاد. در آخرین دهههای دودمان قاجار، بانک شاهی که متعلق به انگلستان بود، با انحصار چاپ اسکناس، در واقع، سکاندار اقتصاد ایران بود. رضاشاه با تأسیس بانک ملی ایران، تسلط بریتانیا را بر اقتصاد ملی ما پایان داد و انحصار انتشار اسکناس را به بانکی که زیر کنترل دولت ایران بود واگذار کرد.
بازبینی قرارداد مربوط به شطالعرب نیز یکی دیگر از بازماندگان حقوقی استعمار بریتانیا را به فراموشخانه تاریخ فرستاد. قرارداد جدید با دولت نوبنیاد عراق، پنج سال پس از رسیدن رضاشاه به سلطنت، همه منافع ایران را تأمین نکرد، اما حق ایران برای رفتوآمد در رودخانه مرزی را پذیرفت. تأمین همه حقوق ایران در این زمینه با قراداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر، در زمان محمدرضا شاه، میسر شد.
با تأسیس شیلات جنوب، انحصار بریتانیا در زمینه جواز برای ماهیگیری به پایان رسید. از این مهمتر، تأسیس نیروی دریایی ایران، انحصار حضور نظامی بریتانیا در خلیج فارس را شکست. برای نخستینبار پس از نادرشاه، ایران بهعنوان یک قدرت دریایی ظاهر شد. البته این نیروی دریایی نوپا قابلیت هماوردی با ناوگان نظامی بزرگترین قدرت استعماری آن زمان را نداشت. با اینحال، پیدایش این نیرو به ایران امکان داد که حاکمیت خود را بر بیش از ۳۰ جزیره خلیج فارس، دستکم در سطح نمادین، تثبیت کند.
کنار گذاشتن بریتانیای کبیر و شرکتهای انگلیسی از طرحهای بزرگ سازندگی، مانند راهآهن سراسری، ۱۵ فرودگاه، دهها کارخانه و معدن، دانشگاه و مدارس فنی، بیمارستانها و درمانگاهها، مراکز پژوهش علمی، کشاورزی و صنعتی، نیز حاصل سوءظن شدید رضاشاه و گروه همکاران او به نیات امپریالیستی لندن بود.
همین سوءظن سبب شد که زبان فرانسه بهعنوان زبان دیپلماتیک شاهنشاهی ایران تعیین شود. تأسیس مدارس دوزبانه ازسوی فرانسه، آلمان و ایالات متحده نشانه علاقه رضاشاه به گشودن دریچههایی بهسوی غرب بود. تنها استثنا در این زمینه بریتانیای کبیر بود.
با موضعگیری ضدانگلیسی رضاشاه، شگفتیآور نبود که سر ریدر بولارد، سفیر کبیر لندن در تهران، او را «دشمن شماره یک ما» در منطقه بخواند. تبلیغات ضد رضاشاه از لندن، برای نخستینبار، در ۱۹۳۹ میلادی آغاز شد و اندکی بعد با بهراه انداختن بخش فارسی رادیو بیبیسی، بهصورت منظم ادامه یافت. یکی از مضامین این تبلیغات، اتهام «سمپاتی برای آلمان نازی» بود.
این اتهام از جانب لندن جالب بود زیرا بریتانیای کبیر در دوران نخستوزیری چیمبرلن، هیتلر را بهعنوان یک «مرد صلح» تجلیل کرد و با امضای قرارداد مونیخ دست دیکتاتور خونخوار آلمان را برای حمله به لهستان باز گذاشت. در نخستین حمله گسترده رژیم نازی به یهودیان در آلمان، آنچه بهعنوان تراژدی «شب بلوری» یا کریستالناخت شناخته میشود، بریتانیای کبیر کل جریان را زیرسبیلی در کرد. ایران، اما، با ارسال یک پیام از طریق سفیر خود، نادر آراسته، به این اقدام آلمان نازی اعتراض کرد (ای کاش آقای ظریف، وزیر خارجه اسلامی، با گشودن آرشیو وزارت خارجه به پژوهشگران امکان دهد که این تفاوت میان موضعگیری ایران و مواضع قدرتهای غربی آن زمان را بررسی کنند).
تردید نیست که رضاشاه از کمک آلمان برای آغاز انقلاب صنعتی در ایران و تأسیس و تجهیز ارتش ملی بهره گرفت. اما این رابطه از دوران پیش از هیتلر، یعنی جمهوری وایمار، آغاز شده بود. اتحاد شوروی نوبنیاد در موقعیتی نبود که در این زمینه به ما کمک کند و بریتانیای کبیر نمیخواست ایران بهصورت یک قدرت محلی، در کنار امپراتوری در هند و عراق ظاهر شود. فرانسه نیز در دوران «جبهه مردمی» دچار بحران بود، درحالیکه آمریکا دور از دسترس ایران قرار داشت. بدینسان، خرید هواپیماهای جنگی از آلمان برای ایجاد یک نیروی هوایی ایرانی اجتنابناپذیر بود.
👍45❤2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
در دوران رضاشاه، بعضی چهرههای استقلالطلب هند، ازجمله رابیندرانات تاگور، شاعر بزرگ بنگال، کریشنا منون از بنیانگذاران حزب کنگره، علی یاور جنگ و غوثبخشخان بیزنجو به ایران سفر کردند و مورد استقبال قرار گرفتند. اما این مطلب ربطی به سمپاتی برای آلمان نازی نداشت و در متن کوششهای رضاشاه برای کاستن از حضور استعماری بریتانیا قابل درک بود.
سرانجام فراموش نکنیم که رضاشاه بهتنهایی ایران را در مسیری تازه قرار نداد. دو نسل از ایرانیان با فداکاری، شکیبایی و بهرهگیری از انرژی ملی مثبت، بر دو قرن انحطاط نقطه پایان گذاشتند. حملات مشاطهگرایان ملایان درواقع میلیونها ایرانی را هدف میگیرد که رضاشاه نماینده آنان بود و امروز، شبح رضاشاه نماینده بازماندگان آنان است.
@AmirTaheri4
سرانجام فراموش نکنیم که رضاشاه بهتنهایی ایران را در مسیری تازه قرار نداد. دو نسل از ایرانیان با فداکاری، شکیبایی و بهرهگیری از انرژی ملی مثبت، بر دو قرن انحطاط نقطه پایان گذاشتند. حملات مشاطهگرایان ملایان درواقع میلیونها ایرانی را هدف میگیرد که رضاشاه نماینده آنان بود و امروز، شبح رضاشاه نماینده بازماندگان آنان است.
@AmirTaheri4
👍72❤12👎1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکهای از سخنرانی #رضاشاه پس از ورود به تهران در سوم اسفند ۱۲۹۹:
«ما اکنون چنین رهبری میخواهیم ... در آستانهی بستن پروندهی مشروعه و #بازگشت_به_مشروطه هستیم»
@AmirTaheri4
«ما اکنون چنین رهبری میخواهیم ... در آستانهی بستن پروندهی مشروعه و #بازگشت_به_مشروطه هستیم»
@AmirTaheri4
👍83❤9
آخرین باری که یک متجاوز تلاش کرد یک کشور عضو سازمان ملل را از نقشه محو کند، زمانی بود که صدام حسین به کویت حمله کرد.
در آن زمان، رئیسجمهور جورج بوش [پدر] گفت این تجاوز تحمل نمیشود.
اکنون روسیه همین کار را در #اوکراین انجام میدهد و بایدن تلاش میکند بسوزد و بسازد.
@AmirTaheri4
در آن زمان، رئیسجمهور جورج بوش [پدر] گفت این تجاوز تحمل نمیشود.
اکنون روسیه همین کار را در #اوکراین انجام میدهد و بایدن تلاش میکند بسوزد و بسازد.
@AmirTaheri4
👍111❤11👎1
بازگشت به دوران خلفای اسلامی
جمهوری اسلامی به تبعیت از قراردادهایی که با چین و هند امضا کرده است، با پاکستان قرارداد مبادله پایاپای امضا میکند.
نفت خام صادر میکند و کالاهای تولیدی از آن کشورها دریافت میکند.
تجارت بینالملل در دوران خلفای اولیه اسلامی این گونه بود.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی به تبعیت از قراردادهایی که با چین و هند امضا کرده است، با پاکستان قرارداد مبادله پایاپای امضا میکند.
نفت خام صادر میکند و کالاهای تولیدی از آن کشورها دریافت میکند.
تجارت بینالملل در دوران خلفای اولیه اسلامی این گونه بود.
@AmirTaheri4
👍29👎22😢7❤1😁1
پوتین باید تاریخ را دوباره بخواند؟
ادعای او مبنی بر اینکه اوکراین بخشی از روسیه و هویت جداگانه ندارد، جعلی است.
اوکراین از اعضای موسس سازمان ملل بود و حتی در دوران اتحاد جماهیر شوروی کرسی خاص خود را در سازمان ملل داشت
رهبران شوروی از استالین تا گورباچف از ملت اوکراین صحبت کردند
@AmirTaheri4
ادعای او مبنی بر اینکه اوکراین بخشی از روسیه و هویت جداگانه ندارد، جعلی است.
اوکراین از اعضای موسس سازمان ملل بود و حتی در دوران اتحاد جماهیر شوروی کرسی خاص خود را در سازمان ملل داشت
رهبران شوروی از استالین تا گورباچف از ملت اوکراین صحبت کردند
@AmirTaheri4
👍72❤1
رسانههای خامنهای مدعی هستند #ولادیمیر_پوتین حق دارد برای امنیت روسیه عمل کند.
چه کسی تصمیم میگیرد که چه زمانی و کجا این امنیت تهدید شود؟
و اگر دیگران احساس کنند که امنیت آنها توسط روسیه تهدید میشود چه؟
آنها نیز میتوانند به روسیه حمله کنند؟
این به معنای هرج و مرج جهانی نیست؟
@AmirTaheri4
چه کسی تصمیم میگیرد که چه زمانی و کجا این امنیت تهدید شود؟
و اگر دیگران احساس کنند که امنیت آنها توسط روسیه تهدید میشود چه؟
آنها نیز میتوانند به روسیه حمله کنند؟
این به معنای هرج و مرج جهانی نیست؟
@AmirTaheri4
👍82❤2😁2
پدرخوانده روس و پسرخواندگانش
پوتین بهعنوان «پدرخوانده» با پسرخواندههایی مانند علیاف و لوکاشنکو، رهبر بلاروس، از تاکتیک مافیایی «پیشنهادی دارم که نمیتوانید رد کنید» استفاده میکند
امیر طاهری
جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ برابر با ۲۵ فِورِیه ۲۰۲۲ ۳:۳۰
پوتین یک هفتتیر مجازی روی شقیقه علیاف قرار داد و امر کرد «امضا کن!»-Alexey DRUZHININ / SPUTNIK / AFP
دعوت بود یا احضار؟ این پرسشی است که سفر اخیر الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان (شوروی سابق)، به مسکو در محافل سیاسی منطقه برانگیخته است. با توجه به آنچه در دیدار علیاف با همتای روسش، ولادیمیر پوتین، گذشت، میتوان گفت که رهبر آذربایجان در واقع احضار شده بود. بهعبارت دیگر، پوتین سوت زد و علیاف با سر به سوی مسکو دوید.
این واقعیت از چند جهت روشن است. نخست، خبر سفر علیاف به مسکو ۴۸ ساعت پیش از باکو، در مسکو درز پیدا کرد، بهطوری که میتوان گفت باکو پس از انتشار خبر، از «دعوت» پوتین آگاه شده بود. خود علیاف نیز در سخنانش در حضور پوتین، بهاصطلاح بند را به آب داد. با لحنی که معلوم بود نشانه تعجب او از این «دعوت» ناگهانی است، علیف گفت: «۴۸ بار به مسکو سفر کردهام و همین سه ماه پیش نیز در حضور شما بودم.»
تعجب علیاف در مورد آنچه پوتین «قرارداد اتحاد ائتلافی» خواند نیز آشکار بود. مذاکرات درباره این قرارداد که به پیوستن باکو به «پیمان امنیت مشترک» میانجامد، از سال ۲۰۱۸ شروع شد و تصور نمیرفت به این سرعت به نتیجه برسد. پیمان امنیت مشترک پوتین، در واقع، احیای پیمان ورشو است که در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی را در برای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) قرار میداد. پوتین این پیمان جدید را برای حفظ رژیمهای خودکامه و ضدغرب با حفظ نفوذ روسیه میخواهد. قزاقستان و بلاروس هماکنون عضو این پیماناند و با امضای علیاف در هفته گذشته، آذربایجان نیز به این پیمان میپیوندد. پیوستن به این پیمان یک تجدیدنظر اساسی در سیاست خارجی باکو را ملزم میکند. باکو نمیتواند هم عضو یک پیمان نظامی با روسیه باشد و هم با ترکیه، که عضو ناتو است، همکاری نزدیک داشته باشد.
به نظر میرسد که پوتین یک هفتتیر مجازی روی شقیقه علیاف قرار داد و امر کرد «امضا کن!»؛ متنی که علیاف امضا کرد در وزارت دفاع روسیه تهیه شده است و باکو تا آخرین لحظه، از آن آگاه نبود. همین تاکتیک را پوتین در مورد «کنوانسیون حقوقی خزر» به کار برد و جمهوری اسلامی ایران، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان را وادار کرد که چشمبسته متن روسی را امضا کنند.
آشکار بود که پوتین از احضار علیاف هدف دیگری نیز دارد: دهانکجی به قدرتهای غربی که میکوشند او را بهخاطر حمله به اوکراین منزوی کنند. منابع مسکو میگویند سفر علیاف یکی از سفرهایی است که پوتین با فشار به بعضی جمهوریهای سابق شوروی، ترتیب داده است تا نشان بدهد که منزوی نیست.
در دیدار در کرملین، اوکراین در مرکز اندیشههای پوتین قرار داشت. او بیش از ۴۰ درصد از سخنان خود را به اوکراین اختصاص داد تا نشان دهد که حمله اخیر او به کشور همسایه نتیجه «کودتایی» است که قدرتهای غربی در کییف انجام دادند تا اوکراین را از روسیه دور کنند. پوتین آشکارا گفت که روش بهکاربرده در اوکراین را درباره دیگر همسایگان که با خطر «تغییر رژیم» مواجهاند به کار خواهد برد. پوتین گفت: «ما در قزاقستان نیز دخالت کردیم و همین روش را برای حفظ رژیمهای متحد با روسیه به کار خواهیم برد. به عبارت دیگر، پوتین خود را بهعنوان بیمهنامه آذربایجان، ارمنستان، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، بلاروس و کشورهای آسیای مرکزی معرفی میکند. بهعبارت دیگر، جهان شاهد پیدایش یک ژاندارم منطقهای است که اجازه نخواهد داد مردم رژیمهای خودکامه را براندازند.
متنی که علیف در نهایت مفلوکی امضا کرد «بیانیه همکاری متحدان» خوانده میشود. پوتین این متن را «حیاتی» توصیف کرد زیرا به او اجازه میدهد که هرگاه لازم دید، به آذربایجان لشکرکشی کند. در همین حالوهوا است که پوتین، چه مستقیم و چه با بهرهگیری از سربازان مزدور، در بلاروس، اوکراین، ترکمنستان، تاجیکستان، ارمنستان، قزاقستان، لیبی، مالی و آفریقای مرکزی حضور نظامی دارد و اکنون میکوشد تا ازبکستان و قرقیزستان را نیز به حیطه تار عنکبوتی نفوذ خود بکشاند.
پوتین بهعنوان «پدرخوانده» با پسرخواندههایی مانند علیاف و لوکاشنکو، رهبر بلاروس، از تاکتیک مافیایی «پیشنهادی دارم که نمیتوانید رد کنید» استفاده میکند.
امضای علیاف در مسکو توافقهای او با ارمنستان و ترکیه را بیمعنا خواهد کرد. بیانیه سهطرفه شوشا که قرار بود به حل نهایی منازعه قرهباغ علیا بینجامد، اکنون یک سند متروک به نظر میرسد؛ در حالی که پوتین حضور نظامی خود را هم در آذربایجان و هم در ارمنستان تقویت کرده است.
@AmirTaheri4
پوتین بهعنوان «پدرخوانده» با پسرخواندههایی مانند علیاف و لوکاشنکو، رهبر بلاروس، از تاکتیک مافیایی «پیشنهادی دارم که نمیتوانید رد کنید» استفاده میکند
امیر طاهری
جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ برابر با ۲۵ فِورِیه ۲۰۲۲ ۳:۳۰
پوتین یک هفتتیر مجازی روی شقیقه علیاف قرار داد و امر کرد «امضا کن!»-Alexey DRUZHININ / SPUTNIK / AFP
دعوت بود یا احضار؟ این پرسشی است که سفر اخیر الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان (شوروی سابق)، به مسکو در محافل سیاسی منطقه برانگیخته است. با توجه به آنچه در دیدار علیاف با همتای روسش، ولادیمیر پوتین، گذشت، میتوان گفت که رهبر آذربایجان در واقع احضار شده بود. بهعبارت دیگر، پوتین سوت زد و علیاف با سر به سوی مسکو دوید.
این واقعیت از چند جهت روشن است. نخست، خبر سفر علیاف به مسکو ۴۸ ساعت پیش از باکو، در مسکو درز پیدا کرد، بهطوری که میتوان گفت باکو پس از انتشار خبر، از «دعوت» پوتین آگاه شده بود. خود علیاف نیز در سخنانش در حضور پوتین، بهاصطلاح بند را به آب داد. با لحنی که معلوم بود نشانه تعجب او از این «دعوت» ناگهانی است، علیف گفت: «۴۸ بار به مسکو سفر کردهام و همین سه ماه پیش نیز در حضور شما بودم.»
تعجب علیاف در مورد آنچه پوتین «قرارداد اتحاد ائتلافی» خواند نیز آشکار بود. مذاکرات درباره این قرارداد که به پیوستن باکو به «پیمان امنیت مشترک» میانجامد، از سال ۲۰۱۸ شروع شد و تصور نمیرفت به این سرعت به نتیجه برسد. پیمان امنیت مشترک پوتین، در واقع، احیای پیمان ورشو است که در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی را در برای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) قرار میداد. پوتین این پیمان جدید را برای حفظ رژیمهای خودکامه و ضدغرب با حفظ نفوذ روسیه میخواهد. قزاقستان و بلاروس هماکنون عضو این پیماناند و با امضای علیاف در هفته گذشته، آذربایجان نیز به این پیمان میپیوندد. پیوستن به این پیمان یک تجدیدنظر اساسی در سیاست خارجی باکو را ملزم میکند. باکو نمیتواند هم عضو یک پیمان نظامی با روسیه باشد و هم با ترکیه، که عضو ناتو است، همکاری نزدیک داشته باشد.
به نظر میرسد که پوتین یک هفتتیر مجازی روی شقیقه علیاف قرار داد و امر کرد «امضا کن!»؛ متنی که علیاف امضا کرد در وزارت دفاع روسیه تهیه شده است و باکو تا آخرین لحظه، از آن آگاه نبود. همین تاکتیک را پوتین در مورد «کنوانسیون حقوقی خزر» به کار برد و جمهوری اسلامی ایران، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان را وادار کرد که چشمبسته متن روسی را امضا کنند.
آشکار بود که پوتین از احضار علیاف هدف دیگری نیز دارد: دهانکجی به قدرتهای غربی که میکوشند او را بهخاطر حمله به اوکراین منزوی کنند. منابع مسکو میگویند سفر علیاف یکی از سفرهایی است که پوتین با فشار به بعضی جمهوریهای سابق شوروی، ترتیب داده است تا نشان بدهد که منزوی نیست.
در دیدار در کرملین، اوکراین در مرکز اندیشههای پوتین قرار داشت. او بیش از ۴۰ درصد از سخنان خود را به اوکراین اختصاص داد تا نشان دهد که حمله اخیر او به کشور همسایه نتیجه «کودتایی» است که قدرتهای غربی در کییف انجام دادند تا اوکراین را از روسیه دور کنند. پوتین آشکارا گفت که روش بهکاربرده در اوکراین را درباره دیگر همسایگان که با خطر «تغییر رژیم» مواجهاند به کار خواهد برد. پوتین گفت: «ما در قزاقستان نیز دخالت کردیم و همین روش را برای حفظ رژیمهای متحد با روسیه به کار خواهیم برد. به عبارت دیگر، پوتین خود را بهعنوان بیمهنامه آذربایجان، ارمنستان، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، بلاروس و کشورهای آسیای مرکزی معرفی میکند. بهعبارت دیگر، جهان شاهد پیدایش یک ژاندارم منطقهای است که اجازه نخواهد داد مردم رژیمهای خودکامه را براندازند.
متنی که علیف در نهایت مفلوکی امضا کرد «بیانیه همکاری متحدان» خوانده میشود. پوتین این متن را «حیاتی» توصیف کرد زیرا به او اجازه میدهد که هرگاه لازم دید، به آذربایجان لشکرکشی کند. در همین حالوهوا است که پوتین، چه مستقیم و چه با بهرهگیری از سربازان مزدور، در بلاروس، اوکراین، ترکمنستان، تاجیکستان، ارمنستان، قزاقستان، لیبی، مالی و آفریقای مرکزی حضور نظامی دارد و اکنون میکوشد تا ازبکستان و قرقیزستان را نیز به حیطه تار عنکبوتی نفوذ خود بکشاند.
پوتین بهعنوان «پدرخوانده» با پسرخواندههایی مانند علیاف و لوکاشنکو، رهبر بلاروس، از تاکتیک مافیایی «پیشنهادی دارم که نمیتوانید رد کنید» استفاده میکند.
امضای علیاف در مسکو توافقهای او با ارمنستان و ترکیه را بیمعنا خواهد کرد. بیانیه سهطرفه شوشا که قرار بود به حل نهایی منازعه قرهباغ علیا بینجامد، اکنون یک سند متروک به نظر میرسد؛ در حالی که پوتین حضور نظامی خود را هم در آذربایجان و هم در ارمنستان تقویت کرده است.
@AmirTaheri4
👍60❤3😢3👎2
از این بدتر، او هنوز حاضر نیست کنترل قرهباغ علیا را به علیاف واگذار کند. علیاف و همسرش در سفر یکروزه به قرهباغ «آزادشده»، با اجازه روسیه و زیر حمایت سربازان روسیه به گشتوگذار پرداختند.
اینکه علیاف دقیقا نمیدانست چه چیزی را امضا میکند از گفته خود او آشکار است. او گفت: «این سند مهم در ۴۰ بند عرضه شده است.» پوتین او را تصحیح کرد: «در ۴۳ بند.»
پوتین، علیاف را در «روز ارتش سرخ» و یک روز پس از حمله به اوکراین، به مسکو احضار کرد تا بر جنبه نظامی پیوستن آذربایجان به پیمان ورشو جدید تاکید کند. پذیرایی رسمی با فرش قرمز، گارد احترام و حضور مقامهای برجسته در فرودگاه نشان داد که پوتین برای علیف بیشتر از آیتالله دکتر ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، احترام قائل است. تعجب نخواهیم کرد اگر حرکت بعدی پوتین در جهت کشاندن جمهوری اسلامی به پیمان ورشو جدید باشدــ البته پس از تصویب «کنوانسیون حقوقی خزر» در مجلس شورای اسلامی.
در دیدار اخیر در کرملین، پوتین نشان داد که کشاندن آذربایجان به پیمان ورشو جدید نخستین گام در راه جذب این جمهوری نوپا به حوزه نفوذ روسیه است. او با لحنی شکوهآمیز گفت که آذربایجان فقط ۳۰۰ مدرسه دارد که به زبان روسی تدریس میکنند. او افزود: «این کافی نیست.» علیف در پاسخ یادآور شد که تعداد مدارس روسی به ۳۴۰ افزایش یافته است با ۱۴۰ هزار دانشآموز، در حالی که ۱۵ هزار دانشجو نیز در رشته زبان و ادبیات روسی تحصیل میکنند. او افزود: «زبان روسی عامل وحدت جمهوریهای شوروی سابق است.»
آیا این چرخش علیاف به سوی روسوفیلی یک تحول فرابردی است؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست. از یک سو، علیاف بازمانده خانوادهای است که نزدیک به ۷۰ سال سابقه همکاری با کاگب را داشت. از سوی دیگر، او میداند که رژیم خودکامهاش در چشمانداز نهچندان دور، با چالشهای بزرگ داخلی روبهرو خواهد بود و در نتیجه، حمایت نظامی پوتین میتواند نجاتبخش باشد. در همین حال، نباید فراموش کرد که علیاف برنامه فرابردی خود را بر اساس پانترکیسم و همکاری با ترکیه رجب طیب اردوغان پی ریخته است. اگر قرار باشد زبان و فرهنگ روسی بهعنوان عامل اصلی نفوذ فرهنگ در آذربایجان شکل گیرد، بازی با کارت «پانترکیسم» و گرگهای خاکستری آسان نخواهد بود.
علیاف کوشید تا در برابر پوتین کاملا دم به تله ندهد. او در سخنانش، حتی یک بار کلمه «اوکراین» را به زبان نیاورد؛ در حالی که میتوان تصور کرد رهبر روس انتظار داشت حمله او به اوکراین از متحد جدید تایید بگیرد.
نزدیکی بیش از حد به روسیه پوتین آسان نخواهد بود. تجارت سالانه دو کشور در حال حاضر حدود سه میلیارد دلار است که بخش عمده آن از طریق بانکهای غربی تسهیل میشود. با تحریم روسیه، این مسیری تا حدی مسدود خواهد شد. از سوی دیگر، سایر شریکان بزرگ در بازرگانی آذربایجان، یعنی کشورهای اروپایی و ترکیه، نیز ناچار خواهند بود با توجه به تحریم روسیه، در توافقهای موجود تجدیدنظر کنند. جذب آذربایجان در حوزه نفوذ روسیه ممکن است به سردی مناسبات باکو با اسرائیل نیز بینجامد. در ۲۰ سال گذشته، اسرائیل نزدیکترین و موثرترین متحد و دوست باکو بوده است. اما اگر باکو در صف پسرخواندگان پوتین قرار گیرد، برای اسرائیل، با توجه به نیازش به حمایت آمریکا، ادامه روش ۲۰ سال اخیر آسان نخواهد بود.
علیاف که سند روسی را باشتاب امضا کرد، بیتردید از هول حلیم توی دیگ افتاد. این امضا درجه اعتماد به او را بهسرعت کاهش میدهد زیرا همین یک ماه پیش بود که او با دنگوفنگ فراوان به کییف رفت و سند «همکاری فرابردی با اوکراین» را امضا کرد. عکسالعمل اردوغان در برابر چرخش اخیر علیف هنوز کاملا روشن نیست. اما میتوان گفت که او نیز ناخرسند است. آذربایجان با پیوستن به پیمان ورشو جدید نمیتواند وانمود کند که هیچ تغییری در مناسباتش با ترکیه، که عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، رخ نداده است.
برنامه جدید روسیه برای احیای پیمان ورشو در تهران نیز باید مورد توجه قرار گیرد. آیا جمهوری اسلامی به این پیمان خواهد پیوست؟ در آن صورت، پوتین کارت سفید خواهد داشت که هرگاه خواست به ایران لشکرکشی کند، همانطور که به قزاقستان، بلاروس، اوکراین و دیگر کشورها کرده است. اگر ترکمنستان نیز به پبمان جدید بپیوندد، مرزهای شمالی ایران به وضعی که در دوران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی داشت برخواهد گشت. تسلط روسیه بر مجموعه سیاسیـنظامی جمهوری اسلامی از دید جمهوری خلق چین نیز ناخوشایند خواهد بود. چین از حمله پوتین به اوکراین حمایت نکرده است و میتوان گفت بههیچروی از پیدایش یک پیمان نظامی جدید در نزدیکی خود خرسند نیست.
@AmirTaheri4
اینکه علیاف دقیقا نمیدانست چه چیزی را امضا میکند از گفته خود او آشکار است. او گفت: «این سند مهم در ۴۰ بند عرضه شده است.» پوتین او را تصحیح کرد: «در ۴۳ بند.»
پوتین، علیاف را در «روز ارتش سرخ» و یک روز پس از حمله به اوکراین، به مسکو احضار کرد تا بر جنبه نظامی پیوستن آذربایجان به پیمان ورشو جدید تاکید کند. پذیرایی رسمی با فرش قرمز، گارد احترام و حضور مقامهای برجسته در فرودگاه نشان داد که پوتین برای علیف بیشتر از آیتالله دکتر ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، احترام قائل است. تعجب نخواهیم کرد اگر حرکت بعدی پوتین در جهت کشاندن جمهوری اسلامی به پیمان ورشو جدید باشدــ البته پس از تصویب «کنوانسیون حقوقی خزر» در مجلس شورای اسلامی.
در دیدار اخیر در کرملین، پوتین نشان داد که کشاندن آذربایجان به پیمان ورشو جدید نخستین گام در راه جذب این جمهوری نوپا به حوزه نفوذ روسیه است. او با لحنی شکوهآمیز گفت که آذربایجان فقط ۳۰۰ مدرسه دارد که به زبان روسی تدریس میکنند. او افزود: «این کافی نیست.» علیف در پاسخ یادآور شد که تعداد مدارس روسی به ۳۴۰ افزایش یافته است با ۱۴۰ هزار دانشآموز، در حالی که ۱۵ هزار دانشجو نیز در رشته زبان و ادبیات روسی تحصیل میکنند. او افزود: «زبان روسی عامل وحدت جمهوریهای شوروی سابق است.»
آیا این چرخش علیاف به سوی روسوفیلی یک تحول فرابردی است؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست. از یک سو، علیاف بازمانده خانوادهای است که نزدیک به ۷۰ سال سابقه همکاری با کاگب را داشت. از سوی دیگر، او میداند که رژیم خودکامهاش در چشمانداز نهچندان دور، با چالشهای بزرگ داخلی روبهرو خواهد بود و در نتیجه، حمایت نظامی پوتین میتواند نجاتبخش باشد. در همین حال، نباید فراموش کرد که علیاف برنامه فرابردی خود را بر اساس پانترکیسم و همکاری با ترکیه رجب طیب اردوغان پی ریخته است. اگر قرار باشد زبان و فرهنگ روسی بهعنوان عامل اصلی نفوذ فرهنگ در آذربایجان شکل گیرد، بازی با کارت «پانترکیسم» و گرگهای خاکستری آسان نخواهد بود.
علیاف کوشید تا در برابر پوتین کاملا دم به تله ندهد. او در سخنانش، حتی یک بار کلمه «اوکراین» را به زبان نیاورد؛ در حالی که میتوان تصور کرد رهبر روس انتظار داشت حمله او به اوکراین از متحد جدید تایید بگیرد.
نزدیکی بیش از حد به روسیه پوتین آسان نخواهد بود. تجارت سالانه دو کشور در حال حاضر حدود سه میلیارد دلار است که بخش عمده آن از طریق بانکهای غربی تسهیل میشود. با تحریم روسیه، این مسیری تا حدی مسدود خواهد شد. از سوی دیگر، سایر شریکان بزرگ در بازرگانی آذربایجان، یعنی کشورهای اروپایی و ترکیه، نیز ناچار خواهند بود با توجه به تحریم روسیه، در توافقهای موجود تجدیدنظر کنند. جذب آذربایجان در حوزه نفوذ روسیه ممکن است به سردی مناسبات باکو با اسرائیل نیز بینجامد. در ۲۰ سال گذشته، اسرائیل نزدیکترین و موثرترین متحد و دوست باکو بوده است. اما اگر باکو در صف پسرخواندگان پوتین قرار گیرد، برای اسرائیل، با توجه به نیازش به حمایت آمریکا، ادامه روش ۲۰ سال اخیر آسان نخواهد بود.
علیاف که سند روسی را باشتاب امضا کرد، بیتردید از هول حلیم توی دیگ افتاد. این امضا درجه اعتماد به او را بهسرعت کاهش میدهد زیرا همین یک ماه پیش بود که او با دنگوفنگ فراوان به کییف رفت و سند «همکاری فرابردی با اوکراین» را امضا کرد. عکسالعمل اردوغان در برابر چرخش اخیر علیف هنوز کاملا روشن نیست. اما میتوان گفت که او نیز ناخرسند است. آذربایجان با پیوستن به پیمان ورشو جدید نمیتواند وانمود کند که هیچ تغییری در مناسباتش با ترکیه، که عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، رخ نداده است.
برنامه جدید روسیه برای احیای پیمان ورشو در تهران نیز باید مورد توجه قرار گیرد. آیا جمهوری اسلامی به این پیمان خواهد پیوست؟ در آن صورت، پوتین کارت سفید خواهد داشت که هرگاه خواست به ایران لشکرکشی کند، همانطور که به قزاقستان، بلاروس، اوکراین و دیگر کشورها کرده است. اگر ترکمنستان نیز به پبمان جدید بپیوندد، مرزهای شمالی ایران به وضعی که در دوران اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی داشت برخواهد گشت. تسلط روسیه بر مجموعه سیاسیـنظامی جمهوری اسلامی از دید جمهوری خلق چین نیز ناخوشایند خواهد بود. چین از حمله پوتین به اوکراین حمایت نکرده است و میتوان گفت بههیچروی از پیدایش یک پیمان نظامی جدید در نزدیکی خود خرسند نیست.
@AmirTaheri4
👍66❤3👎2🔥1
در سالهای اخیر، پوتین با پردهبرداری از ماهیت خودکامه، خودبزرگبین و ماجراجویانه خود، نشان داده است که بههیچروی نمیتواند متفق یا همکار قابلاعتماد باشد. او در همه موارد، خواستار کنترل کامل است. بعضی مفسران پوتین را شطرنجباز میخوانند اما در واقع، او بیشتر پوکرباز است که با بهرهگیری از بلوف در برابر حریفان ترسو، بردهای موضعی و گذرا به دست میآورد. رفتار پوتین با علیاف، همانطور که ذکر کردیم، در مقایسه با رفتار او با رئیسی، بهنسبت محترمانه بود. اما در هر دو مورد، تزار ولادیمیر اصرار داشت برتری خود را زیر نورافکن قرار دهد و چنان وانمود کند که در نقش قوبلای خان قرن بیستویکم، رهبران دیگر کشورها را به پابوس خود میخواند.
علیاف به اندازه رئیسی تحقیر نشد، اما پوتین با تحمیل یک متن مسئلهدار، کل مردم آذربایجان (شوروی سابق) را تحقیر کرد.
پوتین استاد پیروزیهای کوتاهمدت است. اما سرنوشت ملل در درازمدت شکل میگیرد.
@AmirTaheri4
علیاف به اندازه رئیسی تحقیر نشد، اما پوتین با تحمیل یک متن مسئلهدار، کل مردم آذربایجان (شوروی سابق) را تحقیر کرد.
پوتین استاد پیروزیهای کوتاهمدت است. اما سرنوشت ملل در درازمدت شکل میگیرد.
@AmirTaheri4
👍119❤4👎4🔥4😢1🤩1
خطیب زاده، سخنگوی وزارت خارجه، فرانسه را متهم میکند که مانع از این میشود که «مذاکرات هستهای» در وین به توافق منتهی شود.
ادعای عجیب.
چرا فرانسه باید این کار را بکند؟
آخوندها همیشه ادعا میکنند که حرف آخر را آمریکاییها میزنند.
آیا خامنهای فردا پایان مذاکرات را اعلام میکند؟
@AmirTaheri4
ادعای عجیب.
چرا فرانسه باید این کار را بکند؟
آخوندها همیشه ادعا میکنند که حرف آخر را آمریکاییها میزنند.
آیا خامنهای فردا پایان مذاکرات را اعلام میکند؟
@AmirTaheri4
👍38
لودریان،وزیر خارجه فرانسه به #پوتین یادآوری میکند که #ناتو هم«نیروی بازدارنده»هستهای دارد
او فراموش کرد که اضافه کند که سیستم «جنگ ستارگان»آمریکا نیز برای نابودی بیشتر تسلیحات اتمی روسیه قبل از اینکه پوتین بتواند«بله»یا«خیر»بگوید،وجود دارد
فقط دیوانهها پوکر هستهای بازی میکنند.
@AmirTaheri4
او فراموش کرد که اضافه کند که سیستم «جنگ ستارگان»آمریکا نیز برای نابودی بیشتر تسلیحات اتمی روسیه قبل از اینکه پوتین بتواند«بله»یا«خیر»بگوید،وجود دارد
فقط دیوانهها پوکر هستهای بازی میکنند.
@AmirTaheri4
👍81😢2