This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام ویدئویی امیر طاهری، روزنامهنگار برجسته ایرانی در هشتادمین زادروزش
امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی، در پیامی ویدئویی از تمام کسانی که هشتادمین زادروز ایشان را تبریک گفتند، تشکر کرده و برای ایران امید آزادی کردند.
https://www.youtube.com/watch?v=_HLTHU8GGHc&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
Unika News
@AmirTaheri4
امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی، در پیامی ویدئویی از تمام کسانی که هشتادمین زادروز ایشان را تبریک گفتند، تشکر کرده و برای ایران امید آزادی کردند.
https://www.youtube.com/watch?v=_HLTHU8GGHc&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
Unika News
@AmirTaheri4
❤108👍11🤩2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍61❤11👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیوند زدن سرنوشت رژیم به سرنوشت و خواست کشورهای خارجی یک اشتباه تحلیلیه.
مسئله اساسی خواست و عمل مردم ایرانه.
نباید وسوسه خارجی داشت و نگران حمایت/خواست خارجیها باشیم.
@AmirTaheri4
مسئله اساسی خواست و عمل مردم ایرانه.
نباید وسوسه خارجی داشت و نگران حمایت/خواست خارجیها باشیم.
@AmirTaheri4
👍147❤1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر خبر چهارشنبه ۱ تیر ۱۴۰۱ - جمهوری اسلامی در بن بست انزوا در گفتگو با آقای امیر طاهری
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤39👍13
جمعشدن نیروها؟
بر اساس گزارشهای سازماندهندگان میدانی، تعداد شهرها و شهرستانهای شامل در فراخوان سراسری برای برگزاری راهپیماییهای #اعتراضات_سراسری در روز جمعه، از ۴۲ به ۱۳۹ شهر افزایش یافته است.
تمامی ۳۱ استان و تمامی شهرهای بزرگ از جمله تهرانِ پایتخت، شامل اعتراضات هستند.
@AmirTaheri4
بر اساس گزارشهای سازماندهندگان میدانی، تعداد شهرها و شهرستانهای شامل در فراخوان سراسری برای برگزاری راهپیماییهای #اعتراضات_سراسری در روز جمعه، از ۴۲ به ۱۳۹ شهر افزایش یافته است.
تمامی ۳۱ استان و تمامی شهرهای بزرگ از جمله تهرانِ پایتخت، شامل اعتراضات هستند.
@AmirTaheri4
👍93❤13
راهپیمایی های بیشتر #اعتراضات ایران برای جمعه آینده در ۴۲ شهر و شهرستان در سراسر کشور برنامه ریزی شده است.
رهبران میدانی برای معلمان،کارگران حمل و نقل، مستمری بگیران، خانواده های زندانیان سیاسی و سایر گروه هایی که نارضایتی های قانونی دارند، جنبش را هماهنگ می کنند.
@AmirTaheri4
رهبران میدانی برای معلمان،کارگران حمل و نقل، مستمری بگیران، خانواده های زندانیان سیاسی و سایر گروه هایی که نارضایتی های قانونی دارند، جنبش را هماهنگ می کنند.
@AmirTaheri4
👍95❤11
پاسخ کوبنده امیر طاهری به مهملاتِ علی خامنهای در خصوصِ بذل و بخشش…
پاسخ کوبنده امیر طاهری به مهملاتِ علی خامنهای در خصوصِ بذل و بخشش دانشمندان ایرانی به دیگران
پاسخ امیر طاهری به یکی از آخرین مهملات علی خامنهای در خصوص ابونصر فارابی و برگردان فارسی تحلیلی با عنوان - قزاقستان؛ پژواک پائیزِ غمها در زمستانِ نارضایتیها – در خصوص قزاقستان.
Kazakhstan: Echoes of the Autumn of Sorrows
#امیر_طاهری
#خامنهای
#فارابی
#قزاقستان
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=R_D5aNvcavQ&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
پاسخ امیر طاهری به یکی از آخرین مهملات علی خامنهای در خصوص ابونصر فارابی و برگردان فارسی تحلیلی با عنوان - قزاقستان؛ پژواک پائیزِ غمها در زمستانِ نارضایتیها – در خصوص قزاقستان.
Kazakhstan: Echoes of the Autumn of Sorrows
#امیر_طاهری
#خامنهای
#فارابی
#قزاقستان
@Unikador
https://www.youtube.com/watch?v=R_D5aNvcavQ&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
👍52❤8🔥1
ایران، انتخاب میان مشروعه و مشروطه؟
حریف اصلی و واقعی نظامی خمینیگرا، فرهنگ، تجربه و چشماندازی است که مشروطه عرضه میکند
امیر طاهری جمعه ۳ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ ۲:۴۵
گردانندگان نظام از خامنهای گرفته تا امام جمعههای منصوب او حملات خود را متوجه شاهزاده رضا پهلوی، یا بهطور کلی به گفته رئیسی، «خانواده پهلوی» بهعنوان نماد مشروطه کردهاند-
آیا بحث سرنوشتسازی که میبایست چهلوچند سال پیش در ایران صورت میگرفت اکنون در حال صورت گرفتن است؟ چهار دهه پیش، سرعت حوادثی که به پیدایش جمهوری اسلامی انجامید مانع از آن شد که این بحثــ یعنی انتخاب میان مشروطه و مشروعهــ صورت گیرد. در آن زمان، بخشی از نیروهای سیاسی که در دوران مشروطه شکل گرفته بودند به جبهه مشروعهخواهان پیوستند، در حالی که بخشی دیگر از مشروطهخواهان به «صبر کنیم ببینیم چه میشود» متوسل شدند.
با این حال، خیلی زود روشن شد که نظام مشروعه، بهویژه در نسخه ولایت فقیهاش، توانایی اداره ایران را بهعنوان یک دولتـملت معاصر با زمان خود ندارد. چهار دهه پس از استقرار ولایت فقیه، اصحاب مشروعه همچنان در مرحله غلبه و تسلط بر ایراناند و بسی دورتر از حداقل برای حکومت بهمعنای متداول آن. در دهههای گذشته، مردم ایران نیز بارها نشان دادهاند که نظام مشروعه یا تسلط ولایتی را نمیپذیرند. حرکتهای اعتراضی و قیامهای مردمی در این سالها جزئی از منظره عمومی زندگی ایرانیان بوده است، از فروردین ۱۳۵۸ گرفته در تهران تا ۱۳۷۱ دوباره در تهران، شیراز و اراک و سپس، ۱۳۷۳ در قزوین، ۱۳۷۴ در اسلامشهر، ۱۳۷۸ باز در تهران و اصفهان، ۱۳۸۸ در تهران و بیش از ۵۰ شهر دیگر. از سال ۱۳۹۶ به بعد، حرکتهای اعتراضی و قیامهای مردمی در سطحی گستردهتر تقریبا سراسر ایران را در بر گرفته است. آبادان ۱۴۰۱ اوج تازهای از این قیامها را عرضه کرد.
در تمام این مدت، نظام مشروعه کوشیده است تا با بهرهگیری از سه عامل زر، زور و تبلیغات برای حفظ خود بهره گیرد. ثروت بادآورده ناشی از صدور نفت منابع مالی لازم را در اختیار مشروعهخواهان قرار داد تا با گسترش فساد، عرضه رشوههای اجتماعی و اقتصادی، خرید وفاداری، بسیج و تربیت مشاطهگران سیاسی، مواضع قدرت را حفظ کنند. آنان از زور کور نیز بهره گرفتند: دهها هزار اعدام، صدها هزار اعزام به زندان، راندن میلیونها ایرانی به خارج و سازماندهی چندین نیروی سرکوبگر جزو اولویتهای مشروعهخواهان بود. در همان حال، نظام مشروعه با حذف سیاسی و گاه حتی فیزیکی متحدان اولیه خود که هنوز بخشی از فرهنگ مشروطه را به یاد میآوردند، توانست در مسیر انحصار قدرت که هدف غایی همه نظامهای استبدادی است، قرار گیرد.
نظام مشروعه حربه دین و مذهب را نیز در خدمت تسلط خود بر ایران به کار گرفت و با الگوگیری از شیخ فضلالله نوری و حامیان روس او در آن زمان، مشروطهخواهان را بهعنوان دشمنان اسلام و تدین بهطور کلی ترسیم کرد. شیخ فضلالله بارها گفته بود: اگر مشروطه بیاید، اسلام از بین خواهد رفت.
امروز، ۴۳ پس از پیروزی مشروعه، سه عامل ذکرشده در بالا دیگر کارایی لازم برای حفظ نظام خمینیگرا را ندارند. کاهش شدید درآمد نفت، بحران اقتصادی، فرسودگی زیربناها و تورم دورقمی عامل زر را کماثرتر کرده است. عامل زور نیز بهرغم خشونت بیرحمانه رژیم، نتایج دلخواه مشروعهخواهان را تامین نمیکند. با گسترش خشم مردمی به سراسر کشور، نظام مشروعه نیروی کافی برای سرکوب در مقیاس وسیع را ندارد. بهخوبی میتوان دید که برخلاف نظر موسسه واشنگتن که میگوید مردم ایران در رعب و وحشت از رژیم اطاعت میکنند، اگر ترسی در کار باشد، اکنون در اردوگاه مشروعهخواهان است.
بهرهگیری از چماق تکفیر نیز دیگر کارا نیست. کسانی که تحولات درون نهادهای سنتی تشیع را از نزدیک تعقیب میکنند، میدانند که نظام ولایت فقیه در مجموعه سپهر شیعهگری، چه رسد به اسلام، اقلیتی است که روز به روز منزویتر میشود.
مجموعه این تحولات دو نتیجه مهم داشته است. نخست، نظام مشروعه پذیرفته است که مخالف یا رقیب واقعیاش مشروطه است. در هفتههای اخیر، گردانندگان نظام از خامنهای گرفته تا امام جمعههای منصوب او حملات خود را متوجه شاهزاده رضا پهلوی، یا بهطور کلی به گفته رئیسی، «خانواده پهلوی» بهعنوان نماد مشروطه کردهاند. اکنون، صحبت از تشکیل ستاد ویژهای برای «جلوگیری تطهیر خانواده پهلوی» در میان است. مبارزه با پهلویان بهعنوان نماد مشروطهخواهی یکی از سه هدف بزرگ دستگاه تبلیغاتی مشروعه اعلام شده است.
@AmirTaheri4
حریف اصلی و واقعی نظامی خمینیگرا، فرهنگ، تجربه و چشماندازی است که مشروطه عرضه میکند
امیر طاهری جمعه ۳ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ ۲:۴۵
گردانندگان نظام از خامنهای گرفته تا امام جمعههای منصوب او حملات خود را متوجه شاهزاده رضا پهلوی، یا بهطور کلی به گفته رئیسی، «خانواده پهلوی» بهعنوان نماد مشروطه کردهاند-
آیا بحث سرنوشتسازی که میبایست چهلوچند سال پیش در ایران صورت میگرفت اکنون در حال صورت گرفتن است؟ چهار دهه پیش، سرعت حوادثی که به پیدایش جمهوری اسلامی انجامید مانع از آن شد که این بحثــ یعنی انتخاب میان مشروطه و مشروعهــ صورت گیرد. در آن زمان، بخشی از نیروهای سیاسی که در دوران مشروطه شکل گرفته بودند به جبهه مشروعهخواهان پیوستند، در حالی که بخشی دیگر از مشروطهخواهان به «صبر کنیم ببینیم چه میشود» متوسل شدند.
با این حال، خیلی زود روشن شد که نظام مشروعه، بهویژه در نسخه ولایت فقیهاش، توانایی اداره ایران را بهعنوان یک دولتـملت معاصر با زمان خود ندارد. چهار دهه پس از استقرار ولایت فقیه، اصحاب مشروعه همچنان در مرحله غلبه و تسلط بر ایراناند و بسی دورتر از حداقل برای حکومت بهمعنای متداول آن. در دهههای گذشته، مردم ایران نیز بارها نشان دادهاند که نظام مشروعه یا تسلط ولایتی را نمیپذیرند. حرکتهای اعتراضی و قیامهای مردمی در این سالها جزئی از منظره عمومی زندگی ایرانیان بوده است، از فروردین ۱۳۵۸ گرفته در تهران تا ۱۳۷۱ دوباره در تهران، شیراز و اراک و سپس، ۱۳۷۳ در قزوین، ۱۳۷۴ در اسلامشهر، ۱۳۷۸ باز در تهران و اصفهان، ۱۳۸۸ در تهران و بیش از ۵۰ شهر دیگر. از سال ۱۳۹۶ به بعد، حرکتهای اعتراضی و قیامهای مردمی در سطحی گستردهتر تقریبا سراسر ایران را در بر گرفته است. آبادان ۱۴۰۱ اوج تازهای از این قیامها را عرضه کرد.
در تمام این مدت، نظام مشروعه کوشیده است تا با بهرهگیری از سه عامل زر، زور و تبلیغات برای حفظ خود بهره گیرد. ثروت بادآورده ناشی از صدور نفت منابع مالی لازم را در اختیار مشروعهخواهان قرار داد تا با گسترش فساد، عرضه رشوههای اجتماعی و اقتصادی، خرید وفاداری، بسیج و تربیت مشاطهگران سیاسی، مواضع قدرت را حفظ کنند. آنان از زور کور نیز بهره گرفتند: دهها هزار اعدام، صدها هزار اعزام به زندان، راندن میلیونها ایرانی به خارج و سازماندهی چندین نیروی سرکوبگر جزو اولویتهای مشروعهخواهان بود. در همان حال، نظام مشروعه با حذف سیاسی و گاه حتی فیزیکی متحدان اولیه خود که هنوز بخشی از فرهنگ مشروطه را به یاد میآوردند، توانست در مسیر انحصار قدرت که هدف غایی همه نظامهای استبدادی است، قرار گیرد.
نظام مشروعه حربه دین و مذهب را نیز در خدمت تسلط خود بر ایران به کار گرفت و با الگوگیری از شیخ فضلالله نوری و حامیان روس او در آن زمان، مشروطهخواهان را بهعنوان دشمنان اسلام و تدین بهطور کلی ترسیم کرد. شیخ فضلالله بارها گفته بود: اگر مشروطه بیاید، اسلام از بین خواهد رفت.
امروز، ۴۳ پس از پیروزی مشروعه، سه عامل ذکرشده در بالا دیگر کارایی لازم برای حفظ نظام خمینیگرا را ندارند. کاهش شدید درآمد نفت، بحران اقتصادی، فرسودگی زیربناها و تورم دورقمی عامل زر را کماثرتر کرده است. عامل زور نیز بهرغم خشونت بیرحمانه رژیم، نتایج دلخواه مشروعهخواهان را تامین نمیکند. با گسترش خشم مردمی به سراسر کشور، نظام مشروعه نیروی کافی برای سرکوب در مقیاس وسیع را ندارد. بهخوبی میتوان دید که برخلاف نظر موسسه واشنگتن که میگوید مردم ایران در رعب و وحشت از رژیم اطاعت میکنند، اگر ترسی در کار باشد، اکنون در اردوگاه مشروعهخواهان است.
بهرهگیری از چماق تکفیر نیز دیگر کارا نیست. کسانی که تحولات درون نهادهای سنتی تشیع را از نزدیک تعقیب میکنند، میدانند که نظام ولایت فقیه در مجموعه سپهر شیعهگری، چه رسد به اسلام، اقلیتی است که روز به روز منزویتر میشود.
مجموعه این تحولات دو نتیجه مهم داشته است. نخست، نظام مشروعه پذیرفته است که مخالف یا رقیب واقعیاش مشروطه است. در هفتههای اخیر، گردانندگان نظام از خامنهای گرفته تا امام جمعههای منصوب او حملات خود را متوجه شاهزاده رضا پهلوی، یا بهطور کلی به گفته رئیسی، «خانواده پهلوی» بهعنوان نماد مشروطه کردهاند. اکنون، صحبت از تشکیل ستاد ویژهای برای «جلوگیری تطهیر خانواده پهلوی» در میان است. مبارزه با پهلویان بهعنوان نماد مشروطهخواهی یکی از سه هدف بزرگ دستگاه تبلیغاتی مشروعه اعلام شده است.
@AmirTaheri4
👍73❤7👎2
کمتر از دو دقیقه پس از کنفرانس خبری اخیر شاهزاده رضا پهلوی در واشنگتن، مشاطهگران رژیم حملات خود را به شخص او شروع کردند. تمامی این حملات جنبه شخصی داشت: آیا او گذرنامه آمریکایی دارد؟ آیا او میخواهد رژیم فاشیستی برقرار کند؟ این حملات ورشکستگی فکری مشروعهخواهان را زیر نورافکن قرار داد زیرا هیچیک از آنان نتوانستند یا نخواستند یک ارزیابی جدی انتقادی از سخنان «رضا شاه دوم» ارائه دهند. البته این ناتوانی شگفتآور نیست. مشروعه از زمان بنیانگذارش شیخ فضلالله، توانایی انتقاد علمی و منصفانه از دیدگاههای مخالفان خود را نداشته است و امروز هم ندارد.
تا چندی پیش، مشروعهخواهان هر اعتراض مردمی را به حساب «منافقین»، «صهیونیستها» یا «عوامل ضد اسلام» میگذاشتند. اما امروز، ناچارند بپذیرند که حریف اصلی و واقعی نظامی خمینیگرا، فرهنگ، تجربه و چشماندازی است که مشروطه عرضه میکند.
دومین تحول مهم بازگشت بخشی روز به روز بزرگتر از مشروطهخواهان که در ۱۳۵۷ اردوگاه خود را ترک کردند و به مشروعه پیوستند، به خانواده مشروطه است. این بههیچوجه به این معنا نیست که همه این بازگشتگران در همه موارد همفکر و همنظرند. در هر حال، همفکری و همنظری هرگز هدف مشروطه نبوده است و نمیتواند باشد زیرا مشروطه در پی ایجاد جامعهای است انضمامی، برخلاف مشروعه که بر اساس حذف بنا میشود، که در آن تنوع گزینههای سیاسی نشانه قدرت نظام است نه ضعف آن.
مشروطه، برخلاف مشروعه که یک ایدئولوژی یا مسلک شبهمذهبی است، یک گرامر سیاسی برای اداره جامعه است که مقررات بازی را تعیین میکند و به همه افکار و عقاید و مسلکها، حتی مشروعه که دشمن است، امکان خودنمایی در چارچوب مقررات پذیرفتهشده همگان را میدهد.
تحولاتی که در این نوشته یاد شد چشماندازی تازه از مسیر سیاسی آینده را ترسیم میکند. اکنون، ایرانیان با انتخاب میان مشروعه، یعنی تسلط انحصاری به نام نسخهای تحریفشده از دین، از یک سو و مشروطه، یعنی تشکیل یک دولتـملت در متن یک جامعه باز، مواجهاند.
به گمان من، ایرانیان تنها در چارچوب فرهنگ مشروطه میتوانند کشور را از بنبست چهلوچند ساله مشروعه بیرون آورند و ایران را به دنیای معاصر بازگردانند و مسیر توسعه و ترقی را پس از زیگزاگ فاجعهبار «انقلاب اسلامی» از سر گیرند.
بهزودی سالگرد انقلاب مشروطه در ایران به همه ما فرصت میدهد که با بزرگداشت این میراث پرارزش نیاکان، فرهنگ مشروطه را بهعنوان عامل همدلی و همراهی همه نیروهای سیاسی ضدمشروعه زیر نورافکن قرار دهیم. این بزرگداشت لازم نیست یکشکل و یکنواخت باشد. در انقلاب مشروطه، بیش از ۳۰۰ حزب، گروه و دوره سیاسی و اجتماعی با دیدگاههای گوناگون شرکت داشتند. برخلاف مشروعه که در دو عمامه سفید شیخ فضلالله و سیاه سید روحالله خلاصه میشد، مشروطه پدران و قهرمانان و خدمتگزاران بسیار داشت از صوراسرافیل و ملک المتکلمین گرفته تا ستار خان و باقر خان و سردار اسعد و تقیزاده و مدرس و در مرحله دولتسازی، رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی و میلیونها ایرانی که در همه زمینهها ایران را وارد سده بیستم میلادی کردند.
همگامی در مسیر بازگرداندن نظام مشروطه به ایران نیازمند امضای معاهدات سیاسی و تشکیل کمیسیونهای وحدت و جبهههای ساختگی نیست. آنچه اهمیت دارد همراهی و همگامی عملی است. این همراهی و همگامی عملی بر اساس این آگاهی ممکن است که در حال حاضر، حتی اگر مشروطه انتخاب اول ما نباشد، زیرا گروه یا حزب خودمان را انتخاب اول میدانیم، لااقل میباید بهعنوان انتخاب دوم ما تایید شود. در غیر این صورت، چه بخواهیم چه نخواهیم، وضع موجود، یعنی تسلط مشروعه ورشکسته بر ایران، انتخاب دوم ما خواهد بود. در نتیجه، هر اقدامی که علیه مشروطهخواهی انجام دهیم، خدمتی خواهد بود به مشروعه سرکوبگر.
خوشبختانه دو گزینهای که اکنون در برابر ما است در عمل و در طول زمان کافی تجربه شدهاند. مشروطیت در ایران بیش از ۷۰ سال امتحان خود را پس داد و بسیاری از ما با همه خوبیها و بدیها و نقاط ضعف و قدرت آن آشناییم. به عبارت دیگر، مشروطه یک «اوتوپیا» یا شهر آرمانی نیست که فقط در تصورات ادبی قرار داشته باشد. گزینه مشروعه را نیز ۴۳ سال تجربه کردهایم و با خوبیها، اگر داشته باشد، و بدیهای آن از نزدیک آشناییم. به عبارت دیگر، برخلاف سال ۱۳۵۷ که بسیاری از فعالان سیاسی ما بدون آنکه بدانند چه میکنند مشروعه را برگزیدند، امروز همه بهخوبی میدانند چه میکنند زیرا انتخاب بین دو تجربه واقعی است که نتایج آن را همه احساس کردهایم.
@AmirTaheri4
تا چندی پیش، مشروعهخواهان هر اعتراض مردمی را به حساب «منافقین»، «صهیونیستها» یا «عوامل ضد اسلام» میگذاشتند. اما امروز، ناچارند بپذیرند که حریف اصلی و واقعی نظامی خمینیگرا، فرهنگ، تجربه و چشماندازی است که مشروطه عرضه میکند.
دومین تحول مهم بازگشت بخشی روز به روز بزرگتر از مشروطهخواهان که در ۱۳۵۷ اردوگاه خود را ترک کردند و به مشروعه پیوستند، به خانواده مشروطه است. این بههیچوجه به این معنا نیست که همه این بازگشتگران در همه موارد همفکر و همنظرند. در هر حال، همفکری و همنظری هرگز هدف مشروطه نبوده است و نمیتواند باشد زیرا مشروطه در پی ایجاد جامعهای است انضمامی، برخلاف مشروعه که بر اساس حذف بنا میشود، که در آن تنوع گزینههای سیاسی نشانه قدرت نظام است نه ضعف آن.
مشروطه، برخلاف مشروعه که یک ایدئولوژی یا مسلک شبهمذهبی است، یک گرامر سیاسی برای اداره جامعه است که مقررات بازی را تعیین میکند و به همه افکار و عقاید و مسلکها، حتی مشروعه که دشمن است، امکان خودنمایی در چارچوب مقررات پذیرفتهشده همگان را میدهد.
تحولاتی که در این نوشته یاد شد چشماندازی تازه از مسیر سیاسی آینده را ترسیم میکند. اکنون، ایرانیان با انتخاب میان مشروعه، یعنی تسلط انحصاری به نام نسخهای تحریفشده از دین، از یک سو و مشروطه، یعنی تشکیل یک دولتـملت در متن یک جامعه باز، مواجهاند.
به گمان من، ایرانیان تنها در چارچوب فرهنگ مشروطه میتوانند کشور را از بنبست چهلوچند ساله مشروعه بیرون آورند و ایران را به دنیای معاصر بازگردانند و مسیر توسعه و ترقی را پس از زیگزاگ فاجعهبار «انقلاب اسلامی» از سر گیرند.
بهزودی سالگرد انقلاب مشروطه در ایران به همه ما فرصت میدهد که با بزرگداشت این میراث پرارزش نیاکان، فرهنگ مشروطه را بهعنوان عامل همدلی و همراهی همه نیروهای سیاسی ضدمشروعه زیر نورافکن قرار دهیم. این بزرگداشت لازم نیست یکشکل و یکنواخت باشد. در انقلاب مشروطه، بیش از ۳۰۰ حزب، گروه و دوره سیاسی و اجتماعی با دیدگاههای گوناگون شرکت داشتند. برخلاف مشروعه که در دو عمامه سفید شیخ فضلالله و سیاه سید روحالله خلاصه میشد، مشروطه پدران و قهرمانان و خدمتگزاران بسیار داشت از صوراسرافیل و ملک المتکلمین گرفته تا ستار خان و باقر خان و سردار اسعد و تقیزاده و مدرس و در مرحله دولتسازی، رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی و میلیونها ایرانی که در همه زمینهها ایران را وارد سده بیستم میلادی کردند.
همگامی در مسیر بازگرداندن نظام مشروطه به ایران نیازمند امضای معاهدات سیاسی و تشکیل کمیسیونهای وحدت و جبهههای ساختگی نیست. آنچه اهمیت دارد همراهی و همگامی عملی است. این همراهی و همگامی عملی بر اساس این آگاهی ممکن است که در حال حاضر، حتی اگر مشروطه انتخاب اول ما نباشد، زیرا گروه یا حزب خودمان را انتخاب اول میدانیم، لااقل میباید بهعنوان انتخاب دوم ما تایید شود. در غیر این صورت، چه بخواهیم چه نخواهیم، وضع موجود، یعنی تسلط مشروعه ورشکسته بر ایران، انتخاب دوم ما خواهد بود. در نتیجه، هر اقدامی که علیه مشروطهخواهی انجام دهیم، خدمتی خواهد بود به مشروعه سرکوبگر.
خوشبختانه دو گزینهای که اکنون در برابر ما است در عمل و در طول زمان کافی تجربه شدهاند. مشروطیت در ایران بیش از ۷۰ سال امتحان خود را پس داد و بسیاری از ما با همه خوبیها و بدیها و نقاط ضعف و قدرت آن آشناییم. به عبارت دیگر، مشروطه یک «اوتوپیا» یا شهر آرمانی نیست که فقط در تصورات ادبی قرار داشته باشد. گزینه مشروعه را نیز ۴۳ سال تجربه کردهایم و با خوبیها، اگر داشته باشد، و بدیهای آن از نزدیک آشناییم. به عبارت دیگر، برخلاف سال ۱۳۵۷ که بسیاری از فعالان سیاسی ما بدون آنکه بدانند چه میکنند مشروعه را برگزیدند، امروز همه بهخوبی میدانند چه میکنند زیرا انتخاب بین دو تجربه واقعی است که نتایج آن را همه احساس کردهایم.
@AmirTaheri4
👍84❤8👎2
البته، ممکن است فعالان یا حتی گروههای سیاسی داشته باشیم که هنوز هم حاضر نیستند بین مشروعه و مشروطه یکی را انتخاب کنند یا هر دو گزینه را به سود موضع خودشان رد میکنند. در این صورت، حداقل انصاف این خواهد بود که پرچم خود را برافرازند و رنگ خودشان را نشان دهند و بگویند چه راه دیگری برای نجات ایران از بنبست جهنمی کنونی عرضه میکنند. بدترین و بیانصافانهترین روش دودوزهبازی، اماـاگرنمایی و آریـاماسازی سیاسی است.
یک نکته مسلم است؛ در چارچوب مشروعه جایی برای تعدد افکار و تکثر سیاسی وجود ندارد، در حالی که مشروطه هر دو را ممکن میسازد. بدینسان، فعالان و گروههایی که در این برهه حساس حاضر نیستند در مسیر مشروطه حرکت کنند، عملا در پی ایجاد یک جبهه واحد استبداد با نظام مشروعهاند.
ایران امروز نه تنها نیازمند شجاعت سیاسی است بلکه شفافیت مسلکی را نیز بهشدت لازم دارد. بیاییم بگوییم که هستیم، چه عرضه میکنیم و به کجا میخواهیم برویم. به عبارت دیگر، بگذاریم رودررویی تاریخی دو گزینه مشروطه و مشروعه که در سال ۱۳۵۷ صورت نگرفت، امروز صورت گیرد تا توده مردم ما آگاهانه مسیر آینده کشورشان را انتخاب کنند.
@AmirTaheri4
یک نکته مسلم است؛ در چارچوب مشروعه جایی برای تعدد افکار و تکثر سیاسی وجود ندارد، در حالی که مشروطه هر دو را ممکن میسازد. بدینسان، فعالان و گروههایی که در این برهه حساس حاضر نیستند در مسیر مشروطه حرکت کنند، عملا در پی ایجاد یک جبهه واحد استبداد با نظام مشروعهاند.
ایران امروز نه تنها نیازمند شجاعت سیاسی است بلکه شفافیت مسلکی را نیز بهشدت لازم دارد. بیاییم بگوییم که هستیم، چه عرضه میکنیم و به کجا میخواهیم برویم. به عبارت دیگر، بگذاریم رودررویی تاریخی دو گزینه مشروطه و مشروعه که در سال ۱۳۵۷ صورت نگرفت، امروز صورت گیرد تا توده مردم ما آگاهانه مسیر آینده کشورشان را انتخاب کنند.
@AmirTaheri4
👍107❤4👎1🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ استاد امیر طاهری به این پرسش که آیا ایرانیان بر اساس گفته های حکومت ج.ا و لابی هایش توانایی حل مشکلات خود و تشکیل حکومت ندارند؟
تنها گرفتاری و مشکل #ایران حکومت جمهوری اسلامیست و تمام مسائل و مشکلات ایران باکنار رفتن بختک ج.ا قابل حل است. #نه_به_جمهوري_اسلامي
@AmirTaheri4
namadmeli
@AmirTaheri4
تنها گرفتاری و مشکل #ایران حکومت جمهوری اسلامیست و تمام مسائل و مشکلات ایران باکنار رفتن بختک ج.ا قابل حل است. #نه_به_جمهوري_اسلامي
@AmirTaheri4
namadmeli
@AmirTaheri4
👍125❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
!تحلیلی از امیر طاهری: ایرانیان در آستانه انتخاب مشروعه ورشکسته یا رضاشاه دوم؟
امیر طاهری روزنامه نگار سرشناس ایرانی در مقالهای نوشته است: آیا بحث سرنوشتسازی که میبایست چهلوچند سال پیش در ایران صورت میگرفت اکنون در حال صورت گرفتن است؟
چهار دهه پیش، سرعت حوادثی که به پیدایش جمهوری اسلامی انجامید مانع از آن شد که این بحث یعنی انتخاب میان مشروطه و مشروعه صورت گیرد.
در آن زمان، بخشی از نیروهای سیاسی که در دوران مشروطه شکل گرفته بودند به جبهه مشروعهخواهان پیوستند، در حالی که بخشی دیگر از مشروطهخواهان به «صبر کنیم ببینیم چه میشود» متوسل شدند.
با این حال، خیلی زود روشن شد که نظام مشروعه، بهویژه در نسخه ولایت فقیهاش، توانایی اداره ایران را بهعنوان یک دولتـملت معاصر با زمان خود ندارد.
@AmirTaheri4
امیر طاهری روزنامه نگار سرشناس ایرانی در مقالهای نوشته است: آیا بحث سرنوشتسازی که میبایست چهلوچند سال پیش در ایران صورت میگرفت اکنون در حال صورت گرفتن است؟
چهار دهه پیش، سرعت حوادثی که به پیدایش جمهوری اسلامی انجامید مانع از آن شد که این بحث یعنی انتخاب میان مشروطه و مشروعه صورت گیرد.
در آن زمان، بخشی از نیروهای سیاسی که در دوران مشروطه شکل گرفته بودند به جبهه مشروعهخواهان پیوستند، در حالی که بخشی دیگر از مشروطهخواهان به «صبر کنیم ببینیم چه میشود» متوسل شدند.
با این حال، خیلی زود روشن شد که نظام مشروعه، بهویژه در نسخه ولایت فقیهاش، توانایی اداره ایران را بهعنوان یک دولتـملت معاصر با زمان خود ندارد.
@AmirTaheri4
👍142❤24👎2🔥2
امیر طاهری : رژیم ایران دولت نیست، یک ساختار مافیایی است که حالا از مردم میترسد https://rfi.my/8Y0S.T via @RFI_Fa
امیر طاهری : رژیم ایران دولت نیست، یک ساختار مافیایی است که حالا از مردم میترسد
:
صدا ۱۲:۵۸پادکست

امیر طاهری : حکومت اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده است. رژیمی که با ترساندن مردم حکومت میکرد، حالا خودش از مردم می ترسد. گرفتاری بزرگ این رژیم از روز اول این بوده که قابلیت دولتسازی به معنای متعارف کلمه را نداشته است. جمهوری اسلامی در واقع یک ساختار مافیایی است که می تواند برای حفظ خود و تأمین منافع خود دست به هر کاری بزند، اما، نمی تواند به مثابه ساختار مافیایی یک جامعه را اداره کند.
علی خامنهای، رهبر حکومت ایران، در آخرین سخنرانی خود در جمع مسئولان قوۀ قضائیه که بعد از برکناری ها، تصفیهها و یا تسویهحساب ها در درون سرویس های اطلاعاتی سپاه پاسداران، ایراد کرد، اوضاع امروز جمهوری اسلامی را به دهۀ بحرانی و بعضاً خونین ١٣٦٠ تشبیه و ابراز اطمینان نمود که جمهوری اسلامی ایران مثل سال های ١٣٦٠ از بحران های جاری با موفقیت عبور خواهد کرد.
این تشبیه آنهم از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران امروز چه معنایی دارد ؟ و آیا می توان ایران و جمهوری اسلامی فعلی را با ایران و جمهوری اسلامی سالهای ١٣٦٠ مقایسه کرد؟
امیرطاهری، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران در پاسخ به این پرسش ها و پرسش های دیگر از جمله گفته است :
تشبیه آقای خامنهای دست کم سه معنا دارد :
-اول این که حکومت اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده و متوجه شده که با خطرات جدی روبرو است. رژیمی که با ترساندن مردم حکومت میکرد، حالا خودش از مردم می ترسد.
-دوم این که رژیم اسلامی در صحنۀ خارجی با انتخاب های دشواری روبرو است حال می خواهد در قبال غرب باشد یا در همسویی با روسیه و چین. در خصوص این انتخاب ها رژیم ایران ناتوان از تصمیم گیری است. ناتوان است، زیرا این حکومت سازوکاری برای اتخاذ سیاست های مثبت و مشخص ندارد. این رژیم فقط می تواند بگوید : نه. جمهوری اسلامی ایران حتی به نفع خودش هم نمی تواند تصمیم مثبت و مشخص بگیرد و به همین خاطر موقعیتش در ارتباط با روسیه نیز که دوست عزیزش به شمار می رود در حالت تعلیق است و در دیگر جاها از جمله سوریه، یمن، عراق، لبنان... در بن بست به سر می برد.
در سیاست حال می خواهد در صحنۀ داخلی باشد یا خارجی فقط با یک نُت سروکار نداریم. سیاست یک سمفونی است نه یک تار یک تاره...
-معنای سوم تشبیه آقای خامنهای این است که دستگاه رهبری ایران نتوانسته چه به لحاظ افراد گردانندۀ آن و چه به لحاظ افکار، خود را بازسازی کند. در درون این نظام زدوبندها و کشمکش های مختلفی وجود دارد و آقای خامنهای حق دارد که وضعیت امروز این حکومت را با سال های ١٣٦٠ مقایسه بکند : دوره ای که جمهوری اسلامی متزلزل بود و از نظر بسیاری در آستانۀ سقوط قرار داشت. این که امروز این رژیم سقوط خواهد کرد یا نه به عوامل مختلف از جمله به مبارزاتی که مردم ایران از دو سه سال پیش شروع کردهاند، بستگی دارد...
گرفتاری بزرگ انقلاب اسلامی به رهبری آقای خمینی از روز اول این بود که قابلیت دولتسازی به معنای متعارف کلمه را نداشت. آقای خمینی و رفقایش توانستند ایران را فتح و سپس بر آن غلبه کنند و یا حاکم شوند اما نتوانستند چنانکه مثلاً تاریخ بیهقی می گوید در آن دولت به معنای متعارف کلمه، یعنی به معنای ادارهکنندۀ امور مشترک اعضای یک جامعه تشکیل بدهد و ریشه اغلب معضلات و بن بست های جمهوری اسلامی در همین ناتوانی است. جمهوری اسلامی در واقع یک ساختار مافیایی است که می تواند برای حفظ خود و تأمین منافع خود دست به هر کاری بزند، اما، نمی تواند به مثابه ساختار مافیایی یک جامعه را اداره کند.
علت تمام این جنجال و حملاتی که رهبران حکومت اسلامی این روزها علیه دوران پهلوی و مشروطه به راه انداختهاند این است که می دانند در دوران پهلوی ایران یک دولت داشت و در دوران مشروعیت، یعنی دوران خمینی و باقی ماندگانش ایران فاقد دولت شد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان "دولت-ملت" وجود ندارد. این چیزی که بر ایران حاکم است نه جمهوری است، نه اسلامی و نه ایرانی.
@AmirTaheri4
امیر طاهری : رژیم ایران دولت نیست، یک ساختار مافیایی است که حالا از مردم میترسد
:
صدا ۱۲:۵۸پادکست

امیر طاهری : حکومت اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده است. رژیمی که با ترساندن مردم حکومت میکرد، حالا خودش از مردم می ترسد. گرفتاری بزرگ این رژیم از روز اول این بوده که قابلیت دولتسازی به معنای متعارف کلمه را نداشته است. جمهوری اسلامی در واقع یک ساختار مافیایی است که می تواند برای حفظ خود و تأمین منافع خود دست به هر کاری بزند، اما، نمی تواند به مثابه ساختار مافیایی یک جامعه را اداره کند.
علی خامنهای، رهبر حکومت ایران، در آخرین سخنرانی خود در جمع مسئولان قوۀ قضائیه که بعد از برکناری ها، تصفیهها و یا تسویهحساب ها در درون سرویس های اطلاعاتی سپاه پاسداران، ایراد کرد، اوضاع امروز جمهوری اسلامی را به دهۀ بحرانی و بعضاً خونین ١٣٦٠ تشبیه و ابراز اطمینان نمود که جمهوری اسلامی ایران مثل سال های ١٣٦٠ از بحران های جاری با موفقیت عبور خواهد کرد.
این تشبیه آنهم از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران امروز چه معنایی دارد ؟ و آیا می توان ایران و جمهوری اسلامی فعلی را با ایران و جمهوری اسلامی سالهای ١٣٦٠ مقایسه کرد؟
امیرطاهری، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران در پاسخ به این پرسش ها و پرسش های دیگر از جمله گفته است :
تشبیه آقای خامنهای دست کم سه معنا دارد :
-اول این که حکومت اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده و متوجه شده که با خطرات جدی روبرو است. رژیمی که با ترساندن مردم حکومت میکرد، حالا خودش از مردم می ترسد.
-دوم این که رژیم اسلامی در صحنۀ خارجی با انتخاب های دشواری روبرو است حال می خواهد در قبال غرب باشد یا در همسویی با روسیه و چین. در خصوص این انتخاب ها رژیم ایران ناتوان از تصمیم گیری است. ناتوان است، زیرا این حکومت سازوکاری برای اتخاذ سیاست های مثبت و مشخص ندارد. این رژیم فقط می تواند بگوید : نه. جمهوری اسلامی ایران حتی به نفع خودش هم نمی تواند تصمیم مثبت و مشخص بگیرد و به همین خاطر موقعیتش در ارتباط با روسیه نیز که دوست عزیزش به شمار می رود در حالت تعلیق است و در دیگر جاها از جمله سوریه، یمن، عراق، لبنان... در بن بست به سر می برد.
در سیاست حال می خواهد در صحنۀ داخلی باشد یا خارجی فقط با یک نُت سروکار نداریم. سیاست یک سمفونی است نه یک تار یک تاره...
-معنای سوم تشبیه آقای خامنهای این است که دستگاه رهبری ایران نتوانسته چه به لحاظ افراد گردانندۀ آن و چه به لحاظ افکار، خود را بازسازی کند. در درون این نظام زدوبندها و کشمکش های مختلفی وجود دارد و آقای خامنهای حق دارد که وضعیت امروز این حکومت را با سال های ١٣٦٠ مقایسه بکند : دوره ای که جمهوری اسلامی متزلزل بود و از نظر بسیاری در آستانۀ سقوط قرار داشت. این که امروز این رژیم سقوط خواهد کرد یا نه به عوامل مختلف از جمله به مبارزاتی که مردم ایران از دو سه سال پیش شروع کردهاند، بستگی دارد...
گرفتاری بزرگ انقلاب اسلامی به رهبری آقای خمینی از روز اول این بود که قابلیت دولتسازی به معنای متعارف کلمه را نداشت. آقای خمینی و رفقایش توانستند ایران را فتح و سپس بر آن غلبه کنند و یا حاکم شوند اما نتوانستند چنانکه مثلاً تاریخ بیهقی می گوید در آن دولت به معنای متعارف کلمه، یعنی به معنای ادارهکنندۀ امور مشترک اعضای یک جامعه تشکیل بدهد و ریشه اغلب معضلات و بن بست های جمهوری اسلامی در همین ناتوانی است. جمهوری اسلامی در واقع یک ساختار مافیایی است که می تواند برای حفظ خود و تأمین منافع خود دست به هر کاری بزند، اما، نمی تواند به مثابه ساختار مافیایی یک جامعه را اداره کند.
علت تمام این جنجال و حملاتی که رهبران حکومت اسلامی این روزها علیه دوران پهلوی و مشروطه به راه انداختهاند این است که می دانند در دوران پهلوی ایران یک دولت داشت و در دوران مشروعیت، یعنی دوران خمینی و باقی ماندگانش ایران فاقد دولت شد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان "دولت-ملت" وجود ندارد. این چیزی که بر ایران حاکم است نه جمهوری است، نه اسلامی و نه ایرانی.
@AmirTaheri4
ار.اف.ای - RFI
امیر طاهری : رژیم ایران دولت نیست، یک ساختار مافیایی است که حالا از مردم میترسد
امیر طاهری : حکومت اسلامی اعتماد به نفس خود را از دست داده است. رژیمی که با ترساندن مردم حکومت میکرد، حالا خودش از مردم می ترسد. گرفتاری بزرگ این رژیم از روز اول این بوده که قابلیت دولتسازی به معنای…
👍87❤13🔥1😱1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 برنامه یاران علیرضا میبدی _ مهمانان برنامه آقای تقی زاده و آقای امیر طاهری →
https://youtu.be/arOBBkTb0Bs
@AmirTaheri4
https://youtu.be/arOBBkTb0Bs
@AmirTaheri4
👍68❤6
فراتر | امیر طاهری: مشروطه، راه حل نهایی برای عبور از عصر ظلمت جمهوری…
Bayan Media Network
دكتر امیر طاهری، اقتصاددان و روزنامهنگار با سابقه ایرانی که مهمان برنامه «فراتر» این هفته است، ضمن برشمردن مزایای مشروطه، میگوید هدف این جنبش سیاسی-اجتماعی کنار زدن مشروعه و «بازگرداندن قدرت به مردم ایران» است.
این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه نگران جدال جمهوریخواهان و پادشاهیخواهان در مسیر مبارزات سیاسی نیست، اظهار داشت «همه ما به نوعی در تبیین و معرفی مشروطه به جامعه کوتاهی کردهایم. ما باید نشان دهیم که ایران یک «الگوی خوب» برای اداره امور خودش دارد
https://youtu.be/AX0v1cykdFs
@AmirTaheri4
این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه نگران جدال جمهوریخواهان و پادشاهیخواهان در مسیر مبارزات سیاسی نیست، اظهار داشت «همه ما به نوعی در تبیین و معرفی مشروطه به جامعه کوتاهی کردهایم. ما باید نشان دهیم که ایران یک «الگوی خوب» برای اداره امور خودش دارد
https://youtu.be/AX0v1cykdFs
@AmirTaheri4
👍108❤10🔥1
امیر طاهری - الگوی آیتالله برای جهان
https://persian.aawsat.com/node/3735216
در زمانی که رئیس جمهوری روسیه ولادمیر پوتین و همتای چینیاش شی جی پینگ به تبلیغ اصول استبدادی خود که به عنوان جایگزین نظام دموکرایتک «محتضر» غربی تولید میکنند میپردازند، ملاهای هواداری خمینی در تهران تصمیم گرفتند به عنوان رقیب برای رهبری نظام جدید جهانی پا به صحنه بگذارند.
نسخه زودهنگامی از تلاش ملاها از حدود30 سال پیش پدیدار شد، وقتی که حجت الاسلام محمد خاتمی عنوان کرد، با تفکیک دین از سیاست، دوران رنسانس و روشنگری در اروپا نظام جهانی خلق کرد که جنگها، بردگی و استعمار را به وجود آورد. اما راه رهایی بازگرداندن سیطره دینی بر سیاست از راه دادن نقش رهبری به چهرههای الهیاتی است. آیت الله احمد علم الهدی که خود روحانی برجستهای در شهر مشهد است و یکی از 4 یا 5 عمامداری که به عنوان جایگزینهای احتمالی «رهبر معظم» کنونی آیت الله علی خامنهای محسوب میشود، نسخه جدیدی ارائه میکند.
علمالهدی پدر زن رئیس جمهوری کنونی اسلامی آیت الله ابراهیم رئیسی درعین حال روابط محکمی با دستگاههای نظامی و امنیتی دارد که معمولاً به عنوان لشکر «سپاه پاسداران» اسلامی به آن اشاره میشود.
و علمالهدی در تلاش برای نشان دادن خود به عنوان نظریهپرداز نظام دیدگاه خود برای جهان را در خطبهای طولانی در «شهر مقدس» توضیح داد. براساس گفتههای وی، دوران مدرن که با معاهده وستفالی، استقلال امریکا، انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی آغاز شد، با ورودمان به دوره پسامدرن به پایان رسید.
وی گفت:« جهانی که مدرنیسم به بردگی کشید فرومیپاشد. جهان پسامدرن در افق دیده میشود و این جهانی است که جز ایران اسلامی نمیتواند آن را رهبری کند».
علم الهدی ادعا میکند، ایالات متحده تجزیه میشود آن هم با تلاش برخی ایالتها به خصوص تگزاس برای جداشدن در حالی که اسرائیلیها به شکلی فزاینده از «سرزمین موعود» میگریزند.
اکنون پرسش این است؛ چرا ایران در هیئت رهبر جدید جهان ظاهر میشود؟
اینجا پاسخ علمالهدی به جیغ و عریان از راه میرسد؛ امروز جمهوری اسلامی ایران تنها نماینده اسلام حقیقی است. همچنانکه ادعا میکند در میان57 کشور دارای اکثریت مسلمان، ایران « تنها کشوری است که دولت اسلامی به معنای حقیقی کلمه دارد».
کشورهای دیگر نیازی نیست برای استفاده از این «الگوی اسلامی» اسلام را بپذیرند. در حقیقت برخی کشورهای غیراسلامی از جمله ونزوئلا عملاً از این الگو تبعیت میکند.
ازسوی دیگر محسن شاطرزاده سفیرسابق جمهوری اسلامی در ونزوئلا گفت، انقلاب بولیواری هوگو چاوز «الهام گرفته از آموزههای امام خمینی است. چاوز که چندین سفر به ایران کرد، آموخت چگونه به روشی عادلانه بر مردم حکومت کند».
شاطرزاده گفت:« سرانجام چاوز به امام غائب ایمان آورد و به دلبستگی عمیقی نسبت به رهبر معظم امام خامنهای دستیافت».
همچنین «الگوی اسلامی» ایرانی «پیروان و هوادارانی» در عراق، سوریه، لبنان و یمن کسب کرد؛ جایی که جنبش ایجاد «نظام محمدی حقیقی» درحال رشد است.
مشکل این توهم متبلور در تفکر« ما زیباتریم» ملاها در این نهفته که مانع از این میشود ایران تصویری واقعی از خود داشته باشد. و شاید تصویر حقیقی ایران درسایه جمهوری اسلامی مایه همدلی برخی بشود، درسایه رنجهای مردمی که همچون گروگانی در کشتی گمشده در دل دریای طوفانی زندانی شده است.
اگر فکرمیکنی دیدگاه گذشته از فوران تخیل شاعرانه فراتر نمیرود، تنها به گفتههای آیتالله دیگر، احمد جنتی در هفته گذشته گوش بده.
جنتی گفت:« مردم میگویند به دلیل تورم نمیتوانند بیش از یک وعده غذا در روز تهیه کنند. مشکل این درکجاست؟ یک وعده نعمت است چون مردمی وجود دارند که همین را هم نمیتوانند. اصل در اسلام این است که هرسختی را برای حمایت از کسی که اسلام را از دشمناش حفظ میکند تحمل کنی».
به عبارتی دیگر، «الگوی پسامدرن اسلامی» علم الهدی همان « حکومت با گرسنگی» است.
با این وجود گرسنگی تنها «برکت»ی نیست که جمهوری اسلامی عرضه میکند. چرا که آمار نشان میدهد، جمهوری اسلامی50 درصد از همه اعدامهای جهان را به خود اختصاص میدهد با وجود آنکه ایران تنها1.1درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهد. همچنین بیش از 40درصد از همه زندانیان سیاسی و فکری در جمهوری اسلامی وجود دارند. و هرسال به طور میانگین150هزار ایرانی دارای تحصیلات عالی از جمله3500 پزشک کشور را ترک میکنند تا به حدود8 میلیون نفر دیگر، یعنی نزدیک به 10درصد جمعیت ملحق شوند که در تبعید زندگی میکنند.
@AmirTaheri4
https://persian.aawsat.com/node/3735216
در زمانی که رئیس جمهوری روسیه ولادمیر پوتین و همتای چینیاش شی جی پینگ به تبلیغ اصول استبدادی خود که به عنوان جایگزین نظام دموکرایتک «محتضر» غربی تولید میکنند میپردازند، ملاهای هواداری خمینی در تهران تصمیم گرفتند به عنوان رقیب برای رهبری نظام جدید جهانی پا به صحنه بگذارند.
نسخه زودهنگامی از تلاش ملاها از حدود30 سال پیش پدیدار شد، وقتی که حجت الاسلام محمد خاتمی عنوان کرد، با تفکیک دین از سیاست، دوران رنسانس و روشنگری در اروپا نظام جهانی خلق کرد که جنگها، بردگی و استعمار را به وجود آورد. اما راه رهایی بازگرداندن سیطره دینی بر سیاست از راه دادن نقش رهبری به چهرههای الهیاتی است. آیت الله احمد علم الهدی که خود روحانی برجستهای در شهر مشهد است و یکی از 4 یا 5 عمامداری که به عنوان جایگزینهای احتمالی «رهبر معظم» کنونی آیت الله علی خامنهای محسوب میشود، نسخه جدیدی ارائه میکند.
علمالهدی پدر زن رئیس جمهوری کنونی اسلامی آیت الله ابراهیم رئیسی درعین حال روابط محکمی با دستگاههای نظامی و امنیتی دارد که معمولاً به عنوان لشکر «سپاه پاسداران» اسلامی به آن اشاره میشود.
و علمالهدی در تلاش برای نشان دادن خود به عنوان نظریهپرداز نظام دیدگاه خود برای جهان را در خطبهای طولانی در «شهر مقدس» توضیح داد. براساس گفتههای وی، دوران مدرن که با معاهده وستفالی، استقلال امریکا، انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی آغاز شد، با ورودمان به دوره پسامدرن به پایان رسید.
وی گفت:« جهانی که مدرنیسم به بردگی کشید فرومیپاشد. جهان پسامدرن در افق دیده میشود و این جهانی است که جز ایران اسلامی نمیتواند آن را رهبری کند».
علم الهدی ادعا میکند، ایالات متحده تجزیه میشود آن هم با تلاش برخی ایالتها به خصوص تگزاس برای جداشدن در حالی که اسرائیلیها به شکلی فزاینده از «سرزمین موعود» میگریزند.
اکنون پرسش این است؛ چرا ایران در هیئت رهبر جدید جهان ظاهر میشود؟
اینجا پاسخ علمالهدی به جیغ و عریان از راه میرسد؛ امروز جمهوری اسلامی ایران تنها نماینده اسلام حقیقی است. همچنانکه ادعا میکند در میان57 کشور دارای اکثریت مسلمان، ایران « تنها کشوری است که دولت اسلامی به معنای حقیقی کلمه دارد».
کشورهای دیگر نیازی نیست برای استفاده از این «الگوی اسلامی» اسلام را بپذیرند. در حقیقت برخی کشورهای غیراسلامی از جمله ونزوئلا عملاً از این الگو تبعیت میکند.
ازسوی دیگر محسن شاطرزاده سفیرسابق جمهوری اسلامی در ونزوئلا گفت، انقلاب بولیواری هوگو چاوز «الهام گرفته از آموزههای امام خمینی است. چاوز که چندین سفر به ایران کرد، آموخت چگونه به روشی عادلانه بر مردم حکومت کند».
شاطرزاده گفت:« سرانجام چاوز به امام غائب ایمان آورد و به دلبستگی عمیقی نسبت به رهبر معظم امام خامنهای دستیافت».
همچنین «الگوی اسلامی» ایرانی «پیروان و هوادارانی» در عراق، سوریه، لبنان و یمن کسب کرد؛ جایی که جنبش ایجاد «نظام محمدی حقیقی» درحال رشد است.
مشکل این توهم متبلور در تفکر« ما زیباتریم» ملاها در این نهفته که مانع از این میشود ایران تصویری واقعی از خود داشته باشد. و شاید تصویر حقیقی ایران درسایه جمهوری اسلامی مایه همدلی برخی بشود، درسایه رنجهای مردمی که همچون گروگانی در کشتی گمشده در دل دریای طوفانی زندانی شده است.
اگر فکرمیکنی دیدگاه گذشته از فوران تخیل شاعرانه فراتر نمیرود، تنها به گفتههای آیتالله دیگر، احمد جنتی در هفته گذشته گوش بده.
جنتی گفت:« مردم میگویند به دلیل تورم نمیتوانند بیش از یک وعده غذا در روز تهیه کنند. مشکل این درکجاست؟ یک وعده نعمت است چون مردمی وجود دارند که همین را هم نمیتوانند. اصل در اسلام این است که هرسختی را برای حمایت از کسی که اسلام را از دشمناش حفظ میکند تحمل کنی».
به عبارتی دیگر، «الگوی پسامدرن اسلامی» علم الهدی همان « حکومت با گرسنگی» است.
با این وجود گرسنگی تنها «برکت»ی نیست که جمهوری اسلامی عرضه میکند. چرا که آمار نشان میدهد، جمهوری اسلامی50 درصد از همه اعدامهای جهان را به خود اختصاص میدهد با وجود آنکه ایران تنها1.1درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهد. همچنین بیش از 40درصد از همه زندانیان سیاسی و فکری در جمهوری اسلامی وجود دارند. و هرسال به طور میانگین150هزار ایرانی دارای تحصیلات عالی از جمله3500 پزشک کشور را ترک میکنند تا به حدود8 میلیون نفر دیگر، یعنی نزدیک به 10درصد جمعیت ملحق شوند که در تبعید زندگی میکنند.
@AmirTaheri4
الشرق الاوسط فارسی
الگوی آیتالله برای جهان
در زمانی که رئیس جمهوری روسیه ولادمیر پوتین و همتای چینیاش شی جی پینگ به تبلیغ اصول استبدادی خود که به عنوان جایگزین نظام دموکرایتک «محتضر» غربی تولید میکنند میپردازند، ملاهای هواداری خمینی در تهران تصمیم گرفتند به عنوان رقیب برای رهبری نظام جدید
👍60❤6
همچنین براساس اطلاعات سازمان بینالمللی شفافیت، جمهوری اسلامی از جهت فساد در صدر کشورها قراردارد. و براساس گزارشهای رسمی از تهران، بین سالهای 2016 و 2020 میزان اختلاس و رشوه 300 درصد افزایش یافته است. و تنها طی ماههای پیش، پرونده اختلاسی به ارزش400 میلیون دلار از میان85 پرونده در حال رسیدگی دیگر از میان پروندههای «بزرگ فساد» اعلام شد.
و گزارشهای رسمی نشان میدهند، حدود80 شخصت غیرمعروف، اما تصور میشود قدرتمند، مبالغ نامحدودی به بانکهای دولتی بدهکارند بدون آنکه هیچگونه ضمانتنامه از آنها وجود داشته باشد.
مقدار فرارسرمایه میان22 و 30 میلیارد دلار درسال برآوردمیشود. در زمانی که پول ملی تقریباً بیارزش و بورس تهران به لانه دزدها تبدیل شده به طوری که خرده سهامداران تلاش میکنند سرمایه خود را در اولین فرصت ممکن بیرون بکشند.
درهمین حال مطابق برآوردهای رسمی بیش از 1.5 میلیون ایرانی اقدام به خرید ملک در ترکیه کرده و 1.2 میلیون نفر دیگر در گرجستان، ارمنستان و صربستان در املاک سرمایهگذاری کردهاند.
همچنین طبق برآوردهای رسمی یک چهارم ایرانیها در خانههای نامناسب زندگی میکنند از جمله13 میلیون نفر ازاین تعداد که درمناطق فقیرنشین و حلبی آباد محصور شدهاند.
چند هفته پیش فروریختن یک برج در جنوب غربی ایران منجر به مرگ دستکم 80 نفرشد. مقامات رسمی اعتراف کردند مجوزهای لازم جهت ساخت برج از راه رشوه دادن گرفته شده بود. و بدتر ازآن شهردار تهران نسبت به وجود نزدیک به 500 برج فرسوده در پایتخت هشدار میدهد که به احتمال زیاد نمیتوان آنها را تخریب کرد چون به چهرههای قوی درون نظام تعلق دارند.
همچنین جایگاه ایران در نمودار جهانی متوسط عمر به پله49 نسبت به رتبه38 درسال1977 سقوط کرد.
ایران همچنین درسایه تعداد بسیار زیاد جوانانی که قادر به ازدواج و تشکیل خانواده نیستند، با منحنی جمعیتی رو به سقوط مواجه است.
سال2021 دولت رئیس جمهوری سابق حسن روحانی برآورد کرد25 درصد ایرانیها زیرخط فقر زندگی میکنند درحالی که30 درصد «زندگی محترمانهای» دارند. اما باقیمانده افراد بر لبه فقر ایستادهاند.
به همه اینها چالشهایی را اضافه کن که ایرانیان عادی در سطوح مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با آنها روبه رومیشوند و به احتمال زیاد «الگوی اسلامی» علمالهدی بازاری در سراسر جهان نیابد.
اما آنهایی که تصور میشود در عراق، سوریه، لبنان و یمن این الگو را دوست دارند، به سادگی پولهایی را مقابل ستایشگری ازآن به دست میآورند.
پیرو گفتههای وزیرخارجه سابق جمهوری اسلامی محمد جواد ظریف، تهران سالانه حدود 35 میلیارد دلار خرج تغذیه طرفداران خود در بغداد، دمشق، بیروت و صنعا کرد؛ چهار پایتختی که به گفته آیت الله علی یونسی ایران برآنها مسلط است.
روشن است که علمالهدی و امثال او گرفتار جهان توهمند که افراد ناتوان درآن خود را دارای مجموعه نقشهای قهرمانانه تصور میکنند.
@AmirTaheri4
و گزارشهای رسمی نشان میدهند، حدود80 شخصت غیرمعروف، اما تصور میشود قدرتمند، مبالغ نامحدودی به بانکهای دولتی بدهکارند بدون آنکه هیچگونه ضمانتنامه از آنها وجود داشته باشد.
مقدار فرارسرمایه میان22 و 30 میلیارد دلار درسال برآوردمیشود. در زمانی که پول ملی تقریباً بیارزش و بورس تهران به لانه دزدها تبدیل شده به طوری که خرده سهامداران تلاش میکنند سرمایه خود را در اولین فرصت ممکن بیرون بکشند.
درهمین حال مطابق برآوردهای رسمی بیش از 1.5 میلیون ایرانی اقدام به خرید ملک در ترکیه کرده و 1.2 میلیون نفر دیگر در گرجستان، ارمنستان و صربستان در املاک سرمایهگذاری کردهاند.
همچنین طبق برآوردهای رسمی یک چهارم ایرانیها در خانههای نامناسب زندگی میکنند از جمله13 میلیون نفر ازاین تعداد که درمناطق فقیرنشین و حلبی آباد محصور شدهاند.
چند هفته پیش فروریختن یک برج در جنوب غربی ایران منجر به مرگ دستکم 80 نفرشد. مقامات رسمی اعتراف کردند مجوزهای لازم جهت ساخت برج از راه رشوه دادن گرفته شده بود. و بدتر ازآن شهردار تهران نسبت به وجود نزدیک به 500 برج فرسوده در پایتخت هشدار میدهد که به احتمال زیاد نمیتوان آنها را تخریب کرد چون به چهرههای قوی درون نظام تعلق دارند.
همچنین جایگاه ایران در نمودار جهانی متوسط عمر به پله49 نسبت به رتبه38 درسال1977 سقوط کرد.
ایران همچنین درسایه تعداد بسیار زیاد جوانانی که قادر به ازدواج و تشکیل خانواده نیستند، با منحنی جمعیتی رو به سقوط مواجه است.
سال2021 دولت رئیس جمهوری سابق حسن روحانی برآورد کرد25 درصد ایرانیها زیرخط فقر زندگی میکنند درحالی که30 درصد «زندگی محترمانهای» دارند. اما باقیمانده افراد بر لبه فقر ایستادهاند.
به همه اینها چالشهایی را اضافه کن که ایرانیان عادی در سطوح مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با آنها روبه رومیشوند و به احتمال زیاد «الگوی اسلامی» علمالهدی بازاری در سراسر جهان نیابد.
اما آنهایی که تصور میشود در عراق، سوریه، لبنان و یمن این الگو را دوست دارند، به سادگی پولهایی را مقابل ستایشگری ازآن به دست میآورند.
پیرو گفتههای وزیرخارجه سابق جمهوری اسلامی محمد جواد ظریف، تهران سالانه حدود 35 میلیارد دلار خرج تغذیه طرفداران خود در بغداد، دمشق، بیروت و صنعا کرد؛ چهار پایتختی که به گفته آیت الله علی یونسی ایران برآنها مسلط است.
روشن است که علمالهدی و امثال او گرفتار جهان توهمند که افراد ناتوان درآن خود را دارای مجموعه نقشهای قهرمانانه تصور میکنند.
@AmirTaheri4
👍83❤7