Amir Taheri امیر طاهری
6.9K subscribers
4.26K photos
2.81K videos
1 file
3.7K links
معرفی دکتر امیر طاهری :
دارای دکترای اقتصاد از لندن، نویسنده ، مترجم و ژورنالیست بین الملل ، تنها شخصیت ایرانی که با رهبران بزرگی مانند گورباچف ،نیکسون ، کلینتون و #شاهنشاه_آریامهر به طور مستقیم گفتگو داشتند
Download Telegram
در صحنه بین‌المللی، ارتقای عزت و احترام ایران به‌طوری که دیپلمات‌های ایرانی به بالاترین مقام‌های سازمان‌های جهانی، از جمله سازمان ملل، رسیدند.

در همان دوران مشروطیت، با کمک اصلاحاتی که صورت گرفت، محیطی تازه برای بزرگ‌ترین جهش فرهنگی، هنری و ادبی ایران آماده شد.

اصلاحات در ایران به‌عنوان ایران ممکن است و در جمهوری اسلامی ناممکن. این واقعیت را آیت‌الله روح‌الله خمینی بارها تاکید کرده است. او در یکی از سخنرانی‌هایش در سال ۱۳۵۸ می‌گوید: «عده‌ای می‌گویند در بعضی قسمت‌ها اسلام دخالت نمی‌کند. این غلط است. اسلام به همه کار شما کار دارد... نمی‌شود در یک قسمت اسلام باشد و در یک قسمت نباشد.»

همین مطلب را هفته گذشته در یکی از سرمقاله‌های خبرگزاری فارس، ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیدیم. نویسنده با طرح این سوال که چرا جمهوری اسلامی نمی‌تواند مناسبات خود را با «استکبار جهانی» عادی کند و توسعه اقتصادی را پیش از «صددور انقلاب» ارج نهد، می‌گوید حرکت در چنان مسیری مغایر اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی است.

به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی تاری است که فقط یک «نت» می‌نوازد، در حالی که اداره یک کشور، حتی اگر نخواهیم از پیشرفت و بهبود زندگی مردم سخن بگوییم، نیازمند نت‌های یک سمفونی و اجرای ارکستری بزرگ است. جمهوری اسلامی با فرستادن نامه‌ای به سازمان ملل حتی نام ایران را تغییر داد. سپاه پاسداران صفت «اسلامی» را به دنبال دارد. انقلاب خمینی اسلامی است، نه ایرانی. جمهوری مورد حمایت «اصلاح‌طلبان» اسلامی است، نه ایرانی.

«اصلاح‌طلبان» با نادیده گرفتن این واقعیت‌ها، یا سر خود را به دیوار می‌کوبند که در آن صورت، قربانی مازوخیسم‌اند یا با خودفریبی، اگر نخواهیم بگوییم عوام‌فریبی، در پی نخود سیاه می‌گردند.

البته، از آن‌جا که نیت‌ واقعی «اصلاح‌طلبان» را نمی‌دانیم، نمی‌توانیم ظلمی را که به بعضی از آنان می‌شود نادیده بگیریم. تنها توصیه ما این است: از تجربه شکست‌خورده «اصلاح‌طلبی» پس از ۴۳ سال درس بگیرید. مجمع روحانیون مبارز درست می‌گوید: در این نظام، خانه از پای‌بست ویران است!

اصلاحات بدون انحلال جمهوری اسلامی و بازگشت ایران به‌عنوان یک ملت‌ـ‌دولت غیرممکن است. در نظام کنونی، حتی اگر اصحاب ولایت خواب‌نما شوند و دریابند که خود و کشور را در یک مازق تاریخی گیر انداخته‌اند، اصلاح به‌معنای واقعی آن فقط در مفهوم منفی آن، یعنی خراب‌تر کردن اوضاع، ممکن است.

با این حال، بگذارید سوال دیرین خود را تکرار کنیم: آقایان اصلاح‌طلب! لطفا، شما را به حضرت عباس، بگویید چه چیزی را می‌خواهید اصلاح کنید؟

@AmirTaheri4
👍1099
امیر طاهری: نگاهی به کتابِ جدید باراک اوباما با نام سرزمین موعود
Unika
📹 امیر طاهری: نگاهی به کتابِ جدید باراک اوباما با نام سرزمین موعود →


@AmirTaheri4
👍34👎1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: نگاهی به کتابِ جدید باراک اوباما با نام سرزمین موعود


@AmirTaheri4
52👍19👎1
‏هواپیماهای جنگی «ناشناس»، کارخانه مونتاژ پهپادهای جمهوری‌اسلامی در نزدیکی دمشق سوریه هدف قرار دادند. ۷ نفر از جمله ۲ مهندس جمهوری‌اسلامی کشته شدند
کارشناسان چنین حملاتی را که از ۶ سال پیش آغاز شده، به اسرائیل نسبت می‌دهند.
نکته جالب: نیروی هوایی روسیه و سوریه هرگز مداخله نمی‌کنند.

@AmirTaheri4
👍64😁7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنبش‌ها بدون رهبری سیاسی متمرکز به جایی خواهد رسید؟


@AmirTaheri4
👍58🔥5
‏روسیه به ایران «توصیه» می‌کند پایگاه نظامی در جزیره آبسکون دریای خزر ایجاد نکند. پوتین، خزر را دریاچه خود می‌داند و به سایر کشورهای ساحلی اجازه حضور امنیتی در آن را نخواهد داد.
ایران ۲۵۰۰ سال پیش، مدتها قبل از اینکه روسیه به عنوان یک ملت ظاهر شود، پایگاه دریایی در آبسکون داشت.


@AmirTaheri4
👍75🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری:

﮼کشور‌ ایران‌ ثروت‌ و‌ درآمد‌ فوق‌العاده‌ای
﮼داره، اما‌ در‌ اوج‌ فقر‌ قادر‌‌ به‌ خرج‌ آن‌ نیست
﮼این‌ رژیم‌ هر‌ روزش‌ سالها‌ خسرانه!





@AmirTaheri4
👍76🔥3😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در چهار راه حوادث

https://youtu.be/AVxZelGTIYU


@AmirTaheri4
👍44
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در…
Bijan Farhoodi
پرسش و پاسخ از لندن با بیژن فرهودی و همراهی امیر طاهری: ایران در چهار راه حوادث

نسخه صوتی


@AmirTaheri4
👍48
چین و تایوان: کدام «چینی»تر است؟
تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی به‌مراتب جذاب‌تر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمب‌های شی جین‌پینگ بالای سر آن

امیر طاهری جمعه ۳۱ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۲ ۷:۳۰

اثری با عنوان همکاری با کمونیست‌های چینی برای توقف استقلال تایوان در نمایشگاه هنر فرامرزی در تایپه-Sam Yeh / AFP

آیا تایوان ممکن است به سرنوشت اوکراین دچار شود؟ شش ماه پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، جنگی که نتیجه‌اش هرچه باشد، افتخاری برای ولادیمیر پوتین عرضه نخواهد کرد، گمانه‌زنی درباره احتمال حمله جمهوری خلق چین به تایوان شدت گرفته است. شی جین‌پینگ، رئیس جمهوری چین، با بالا کشاندن فتیله تحریکات روزمره علیه تایوان این گمانه‌زنی‌ها را جدی جلوه می‌دهد.

خب، آیا باید منتظر حمله چین به تایوان باشیم؟ پاسخ محتاطانه در پایان یک دیدار کوتاه از تایپه- پایتخت تایوان- منفی است. حتی می‌توان گفت که تشدید اقدام‌های تحریک‌آمیز ازسوی پکن، ازجمله پرواز ده‌ها هواپیمای جنگنده در حریم هوای تایوان در ساعات مختلف روز یا شب، نشانه‌ای از ناتوانی رئیس‌جمهور شی در تصمیم‌گیری برای حمله به «جزیره باشکوه» است. این عملیات تحریک‌آمیز به ساکت‌کردن غرغرهای داخلی حزب کمونیست - «چرا روسیه جرات دارد و ما نداریم»- تاحدی پاسخ می‌دهد. به‌خوبی می‌توان دید که رئیس جمهور شی و مشاوران نزدیک او می‌دانند که تایوان لقمه‌ای نیست که بتوان به‌آسانی بلعید.

برخلاف اوکراین که در آستانه حمله روسیه در یک بحران عمیق اقتصادی و سیاسی بود، تایوان علی‌رغم دو سال چالش همه‌گیری کرونا و تحریک‌های بی‌وقفه پکن از سلامتی کم‌نظیر برخوردار است. در ۲۰۲۲ میلادی، تایوان با تولید ناخالص ملی سالانه‌ای در حدود دو تریلیون دلار، در ردیف ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان و در مرتبه‌ای بالاتر از روسیه قرار خواهد گرفت. هفته گذشته حزب ترقی‌خواه دموکرات د.د.پ. (D.D.P) با برگزاری کنگره سالانه‌اش در تایپه آمادگی خود را برای رویارویی با «چالش‌های یک جهان در حال تغییر» اعلام کرد. خانم تسای اینگ-ون (Tsai Ing-wen)، رئیس جمهوری تایوان، اعلام کرد که این کشور به‌زودی با پایان‌دادن دوران قرنطینه به روی جهانگردان خارجی، ازجمله نزدیک به چهارمیلیون اتباع جمهوری خلق چین، باز خواهد شد.

تایوان در هر بازی خطرناک بر سر سرنوشتش، کارت‌هایی دارد که اوکراین نداشت. بیش از ۳۰درصد از مجموع سرمایه‌گذاری‌های خارجی مستقیم در جمهوری خلق را تایوان تامین کرده است. در حالی که روند سرمایه‌گذاری خارجی در جمهوری خلق در حال کند شدن است، سرمایه‌های بیشتری به‌سوی تایوان سرازیر می‌شود. هفته گذشته گروه «رنو»، سازنده بزرگ اتومبیل، خروج کامل خود را از جمهوری خلق اعلام کرد- خروجی به قیمت ۳۰۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری. در دو سال گذشته، بیش از ۱۰۰ شرکت غربی، استرالیایی یا ژاپنی نیز با جمهوری خلق وداع کرده‌اند. تحریم روسیه پس از حمله به اوکراین، خروج سرمایه های خارجی از چین کمونیست را تسریع کرده است. عامل اعلام‌نشده این تسریع، احتمال حمله پکن به تایوان است. بدین‌سان می‌توان دید که وقتی فقط یک «احتمال» به فرار سرمایه‌ها در مقیاس وسیع می‌انجامد، نتیجه یک حمله پوتین‌وار به تایوان چه خواهد بود.

از این گذشته، درحالی‌که اقدام‌های تحریک‌آمیز پکن دوستان تازه‌ای برای جمهوری خلق به‌دست نیاورده است، همین اقدام‌ها به تحکیم دوستی ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و بیش از ۱۵ کشور دیگر با تایوان کمک کرده است. ماه گذشته، ایالات متحده با امضای قراردادی برای فروش ۳.۵ میلیارد دلار سلاح‌های مدرن، بر تعهد خود برای کمک به تایوان تاکید کرد.

البته دوستان تایوان، از دید دیپلماتیک و در چارچوب زدوبندی که هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا در ۱۹۷۸، با پکن کرده بود، تایوان را جزئی از چین قلمداد می‌کنند.

اما امروز بسیاری از ناظران سیاسی این زدوبند را محکوم می‌کنند، زیرا ادعای چینی‌بودن تایوان بر پایه‌هایی بس سست استوار است.


تاریخ تایوان براساس گزارش‌های باستان‌شناسی که در موزه ملی تایپه به نمایش گذاشته شده است، به ۱۲هزار سال پیش برمی‌گردد. تا اوایل سده پانزدهم میلادی، تایوان حکومت‌های محلی خود را داشت. پس از آن، هلندی‌ها بر تایوان و مجمع‌الجزایر گرداگرد آن- بیش از ۵۰ جزیره کوچک و بزرگ- مسلط شدند. در ۱۶۶۱ میلادی یک لشکر اعزامی ازسوی امپراتوری منچو در پکن، موفق شد هلندی‌ها را بیرون کند و یک ژنرال منچو را در نقش حکمران مجمع‌الجزایر قرار دهد.

@AmirTaheri4
👍58
در چرخش تاریخی بعدی، پرتغالی‌ها موفق شدند که منچوها را بیرون برانند و با تغییر نام مجمع‌الجزایر به فرموزا و پسکادو، استعمار خود را تحمیل کنند. از آن پس، این مجمع‌الجزایر چندبار دست‌به‌دست شده است- از اخراج پرتغالی‌ها تا حکومت ژاپنی‌ها و سپس بازگشت به امپراتوری منچو. با سقوط امپراتوری منچو در ۱۹۱۲ میلادی، هم تایوان و هم خاک اصلی چین، برای ۱۳ سال زیر حکومت جمهوری‌ای قرار داشتند که دکتر سون یات‌سن با حمایت ایالات متحده برقرار کرد. در پایان جنگ جهانی دوم و اخراج اشغالگران ژاپنی از تایوان و مناطق دیگر در خاک اصلی چین، ایالات متحده به دولت ژنرال چیانگ کای‌شک و حزب «جبهه ملی» او (Kuomintang) اجازه داد که اداره تایوان را برعهده گیرند.

بدین‌سان، ادعای چینی‌بودن تایوان از نظر تاریخی بسیار سست‌بنیاد است. از نظر ترکیب جمعیت‌شناسی و قومی نیز، چینی خواندن تایوان نیازمند یک جهش بزرگ تخیلی است. همه سرشماری‌های ۱۰۰ سال گذشته نشان می‌دهد که مردم تایوان از ۱۶ قوم گوناگون با دست‌کم ۱۰ زبان متفاوت تشکیل می‌شوند. حتی زبان چینی که به‌طور رسمی در تایوان به‌کار می‌رود و با چینی ماندارین پکن متفاوت است، زیرا مرکب است از دو لهجه هاوکین و فوجیان.

در ده سال گذشته، با ریشه گرفتن دموکراسی در تایوان، گروه‌های قومی و زبانی گوناگونی که پیش از آن اجازه خودنمایی نداشتند، زیر نورافکن‌ها قرار گرفته‌اند. دولت‌هایی که پس از تسلط «جبهه ملی» در تایپه روی کار آمدند، عرضه حقوق مساوی به اقلیت‌های قومی و رفع مظالم گذشته را به‌عنوان بخشی از یک برنامه درازمدت برای شکل‌دادن به هویت ویژه تایوانی به‌عنوان یک ملت-دولت مستقل به‌کار برده‌اند.

در ۲۰ سال اخیر، تایوان پذیرای بیش از یک‌میلیون آواره فراری از چین کمونیست بوده است. آوارگانی که برخلاف انتظار پکن، در نبرد برای تایوانی‌شدن تایوان، یعنی چین‌زدایی، نقش فعالی برعهده گرفته‌اند. از دید آنان، چینی‌بودن به‌معنای کلاسیک آن، در جمهوری خلق غیر ممکن است. جمهوری خلق یک ساختار ایدئولوژیک (مسلکی) است و علی‌رغم چرخش اخیر حزب کمونیست به‌سوی نوعی ناسیونالیسم، نمی‌تواند معرف تاریخ و فرهنگ و آرمان‌های چین باشد.

فراریان از هنگ‌کنگ، ماکائو، منچوری، مغولستان داخلی، شین‌جاک (ترکستان خاوری/ سین‌کیانگ) و تبت، فقط در تایوان می‌توانند «خودشان» باشند. بسیاری از آوارگان «چینی اصیل» یعنی قوم هان (۸۰ درصد جمعیت جمهوری خلق) به دلایل دیگری تسلط حزب کمونیست را تحمل نمی‌کنند. بیش از ۵۰میلیون از «هان»ها مسیحی‌اند. میلیون‌ها «هان» دیگر پیرو فرقه متافیزیکی فالون‌گونگ‌اند که در جمهوری خلق سرکوب می‌شود، اما در تایوان اجازه فعالیت آزادانه دارد.

از هر سو که بنگریم، تایوان دردسر بزرگی است برای جمهوری خلق. بیش از ۱.۳ میلیارد چینی زیر سلطه پکن، تایوان را یک چین بهتر و چینی‌تر می‌بینند- چینی که در آن آزادی‌های فردی توام با یکی از بالاترین سطح‌های زندگی در دنیا عرضه می‌شود. به هر شکل که تایوان به جمهوری خلق بپیوندد، چیزی جز تهدیدی برای سلطه کمونیستی نخواهد بود- تهدیدی که در مقیاسی بس کوچک‌تر در هنگ‌کنگ ادامه دارد.

جمهوری خلق با خودبزرگ‌بینی ناشی از رهبری رئیس‌جمهور شی، در بیش از ۶۰ کشور، به‌ویژه در «جهان سوم» درگیر مشکلاتی شده است که نه درک می‌کند و نه امکان حلشان را دارد. فاجعه سریلانکا یکی از نمونه‌های برجسته توسعه‌طلبی کودکانه پکن است- توسعه‌طلبی‌ای که با برنامه «جاده ابریشم نو» در مقیاس جالوتی عرضه می‌شود.

آیا جمهوری خلق یک غول پاگلی است؟ شاید که نه! اما هم‌اکنون می‌بینیم که رهبران پکن برای تامین خوراک و سوخت یک‌میلیارد و ۲۰۰میلیون چینی با مشکل روبه‌رو شده‌اند. پکن با خطر وابستگی به روسیه پوتین، برای تامین نفت مورد نیاز جمهوری خلق، روبه‌رو است؛ درحالی‌که تایوان با استفاده از «بازار قهوه‌ای» -بین بازار رسمی و بازار سیاه- نفت خود را با تخفیف های بیشتر تامین می‌کند.

همان‌طور که شینزو آبه، نخست‌وزیر پیشین ژاپن که به‌تازگی ترور شد، می‌گفت: «جمهوری خلق هیچ دوست واقعی ندارد، درحالی‌که تایوان فقط یک دشمن دارد که جمهوری خلق است.»

برگ برنده احتمالی برای تایوان، زیستن در جهان واقعیات، یعنی معاصر زمان خود بودن است؛ درحالی‌که جمهوری خلق چین، در امارت مسلکی که روزبه‌روز پوسیده‌تر می‌شود، در جهان اوهام، به‌سر می‌برد و معاصر زمانی است که هنوز امپراتوری‌سازی می‌توانست یک راهبرد جدی به‌شمار آید.

در هفته‌ای که گذشت، در تایوان شاهد تازه‌ترین نمونه‌های انزوای جمهوری خلق در عالم اوهام بودیم. پکن اعلام کرد که برنامه‌ای برای ساختن یک راه سریع از چین به تایپه تصویب شده است. این شاهراه- که در واقع مجموعه‌ای از شاهراه‌های کوتاه و بلند خواهد بود قرار است تا سال ۲۰۳۵ ساخته شود. در تبلیغات پکن در این زمینه، از ضرورت تایید این برنامه ازسوی تایپه یادی نشده است.
👍54👎1🔥1
نمونه دوم اسارت پکن در عالم اوهام، دعوت یک ستاره تلویزیون دولتی پکن به نام سیما نان از یک دانشجوی ۲۱ ساله تایوانی است برای ترور رئیس جمهوری تایوان با الهام از ترور شینزو آبه که خواستار اتحاد کشورهای دموکراتیک برای دفاع از تایوان شده بود.

برنامه شاهراه پکن-تایپه شاید علامتی باشد که دست‌کم تا سال ۲۰۳۵ شاهد حمله‌ای به تایوان نخواهیم بود.

مسافری که وارد تایپه می‌شود، می‌داند که مردم تایوان زیر یک شمشیر داموکلس دائمی به‌سر می‌برند. اما چیزی که شگفتی‌آور است، خونسردی و اعتمادبه‌نفس تایوانی‌هاست، به‌ویژه در مقایسه با تنش و ترسی که در هر سفر به پکن در اکثریت چینی‌ها دیده‌ایم.

در تایپه، یک واقعیت دیگر نیز جلب توجه می‌کند. در هر سفر، آسیایی‌تر می‌شود، درحالی‌که جمهوری خلق را در هر سفر «آمریکایی‌شده»تر دیده‌ایم. در هتل‌های ۵ ستاره پکن، پرسنلی با نام‌های «لوسی»، «جین» یا «دیک» و «راب» ظاهر می‌شوند و مغازه‌های فروشنده کلاه‌گیس بلوند و عدسک چشم آبی را همه‌جا می‌توان یافت؛ در تایپه، اما، کسی خود را «لوسی» یا «دیک» نمی‌خواند، زیرا عقده آمریکایی‌شدن وجود ندارد. تایوان یک ملت آزاد و چندقومی آسیایی است- الگویی به‌مراتب جذاب‌تر از الگوی چین کمونیست- حتی با وجود شمشیر داموکلس، یا بمب‌های شی جین‌پینگ بالای سر آن.

@AmirTaheri4
👍84
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شاه فقید:«درود گرم من به ملت بزرگ ایران
درود من به رضاشاه کبیر، سردار بزرگ تاریخ ایران و بنیانگذار شاهنشاهی پهلوی، مردی که از میان ملت ایران برخواست و هرگز جز به ایران نیاندیشد، برای ایران زیست و برای ایران مرد»

سالگرد درگذشت #رضاشاه کبیر و #محمدرضاشاه فقید، ۴ و ۵ امرداد



@AmirTaheri4
125👍30👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‏امیر طاهری: رضا‌شاه، مردی که هرگز نمی‌میرد
رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط

امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد


https://www.youtube.com/watch?v=5POv_oRJ90M&ab_channel=Unika

@AmirTaheri4
110👍13👎2
امیر طاهری: رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط
Unika
امیر طاهری: رضا شاه و نقطه پایان بر دو قرن انحطاط

امروز و ۷۸ سال پس از درگذشت رضا شاه، ترس روزافزونِ رهبران ج.ا از او، هم نشانه عدم اعتماد به نفس رژیم است و هم سندی برای محکومیت ایدئولوژی ارتجاعی آنان که ...
#رضا_شاه_روحت_شاد


نسخه صوتی

@AmirTaheri4
79👍11👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری:تهدیدهای ج.ا نتیجه اش بدبختی مردم ایران، انزوای ایران، نابوی محیط زیست و به خطر انداختن امنیت ملیست.خامنه ای همانند معشوقه اسکندرست که وقتی واردتخت جمشید شد مشعلی برای رقصیدن به دست گرفت و میرقصید تخت جمشید را آتش میزد،…
#دفاع_مشروع راه نجات ایران
@AmirTaheri4

Sohail

@AmirTaheri4
👍9714
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد امیر طاهری : بذر افشانی فکری انجام شده ، قیام مردم ایران توسعه پیدا کرده و به دستگاههای دولتی کشانده شده . جابجایی اردوگاه ترس انجام شده آنانکه سعی در ایجاد وحشت داشتند امروز وحشت زده هستند .@AmirTaheri4 . #دفاع_مشروع حق هر انسان از جمله مردم ایران ایران است .

Sohail

@AmirTaheri4
104👍28
‏بایدن اشتباه می‌کند که از طریق یک حساب امانی مخفیانه به طالبان کمک مالی کند.
کنفرانس به اصطلاح بین‌المللی افغانستان که در تاشکندِ ازبکستان برگزار شد، یک نمایش ریاکارانه دیپلماتیک بود.
با نمایندگان یک باند تروریستی به عنوان مقامات یک دولت-ملت رفتار می‌شد.

@AmirTaheri4
👍142🔥1
زبان فارسی و دشمنان نادان

هر زبانی که زبان مادری یک تبعه ایران باشد، زبان ایرانی به حساب می‌آید و شایسته آن است که از احترام لازم برخوردار باشد


در فلیت استریت قدیم، خیابانی در مرکز لندن که قلب مطبوعات بریتانیا به شمار می‌رفت ماه اوت در میان تابستان به عنوان «فصل سفاهت» شناخته می‌شد - فصلی که در آن اخبار جدی جای خود را به خبرهای شگفت‌انگیز و در عین حال خنده‌‌آور می‌داد. با تعطیلی پارلمان و سفر تعطیلاتی نخست‌وزیر برای ماهیگیری، صورت غذایی که روزنامه‌ها عرضه می‌کردند، به ناچار، شکلی متفاوت می‌گرفت. حتی اعراب و اسراییل هم در ماه اوت جنگ نمی‌کردند و رهبران چالش‌گر کرملین نیز برای برنزه شدن به سوچی می‌رفتند. بدین‌سان، جا برای خبرهای غیر عادی باز می‌شد- مثلا تولد یک گوسفند دو سر در استرالیا، پیدا کردن ردپای یک لرد فراری در قطب شمال، حرکت دو ستاره هالیوود به سوی طلاق و پیدا شدن شبح یک مارکیز قرن هجدهم در یکی از هتل‌های شیک لندن.
چیزی که این تصویر«فصل سفاهت» را به یاد آورد خبری بود درباره برگزاری سمیناری یک روزه در یکی از پایتخت‌های خاورمیانه، که بهتر است بی‌نام بماند، درباره «سرکوب زبان‌های قومی در ایران». از آن جا که رژیم کنونی ایران استاد دشمن‌تراشی برای میهن ماست، شگفتی‌آور نیست که بعضی این دشمنان تراشیده شده، که قبلا جزو دوستان ایران بودند، سنگ پرتاب‌شده از سوی رژیم خمینی‌گرای تهران را با کلوخ خشم و عناد پاسخ دهند. این دشمنان تازه تراشیده شده، همواره چند تن از هم‌میهنان‌مان را نیز برای پرتاب کلوخ‌های مورد نظر استخدام می‌کنند. بدین سان، این بار هم با نام کسانی روبه‌رو شدیم که حمله به ایران و زبان فارسی را به صورت یک شغل تمام وقت تلقی می‌کنند. از دید آنان ایران «زندان ملل» است و زبان فارسی نهنگ دائما گرسنه‌ای است که دیگر «زبان‌های مادری» در کشور را مانند ماهیان خود می‌بلعد.*
در سمینار مورد نظر قرار بود تکیه کار بر «سیاست بی‌رحمانه ایران پیش از انقلاب و پس از آن علیه زبان عربی» قرار بگیرد و بدین سان، زبان قرآن در نقش قربانی زبان عجم‌ها یا گبرها ظاهر شود.
آیا ایران «زندان ملل» و زبان فارسی بلعنده زبان‌های دیگر بوده است؟
برای کسانی که با واقعیات تاریخ ایران آشنا هستند، حتی طرح این پرسش می‌تواند شگفتی‌آور باشد؟ چگونه می‌توان کشوری را که سابقه ۲۵ قرن شاهنشاهی دارد و براساس هم‌زیستی و هم‌دلی اقوام گوناگون و زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون به شکل کنونی خود به عنوان یک دسته گل واحد رسیده است، به سطح یک نبرد قومی مبتذل، از نوعی که در یوگسلاوی قدیم دیدیم، تنزل دهد؟

کی و کجا زبان عربی در ایران ممنوع یا محدود شد و چه کسی این کار را کرد؟ بدیهی است که این پرسش نمی‌تواند پاسخی داشته باشد. طی سده‌های متمادی نویسندگان، فیلسوفان و دانش‌پژوهان ایرانی از زبان قرآن همان استفاده را می‌کردند که همگنان اروپایی‌شان از زبان لاتین. البته زبان عربی به مراتب وسیع‌تر از قرآن است که مجموعه واژگانش از ۲۴۰۰ لغت فراتر نمی‌رود. برای مقایسه می‌توان گفت که یک فیلسوف عرب و فارابی فیلسوف ایرانی بیش از ۳۰ هزار لغت در آثار خود به کار برده‌اند در فرهنگ متوسط فارسی، ما بیش از ۱۲ هزار واژه وام گرفته از عربی داریم. در واقع فارسی را می‌توان به دو سبک نوشت: یک سبک با فارسی ناب و مانند شاهنامه فردوسی، با کمتر از پنج درصد لغات عربی و یک سبک دیگر مانند دوره نادری که ۷۰ تا ۷۵ درصد واژگانش عربی است.
تقریبا همه شاعران نامدار ایرانی، به زبان عربی نیز طبع‌آزمایی کرده‌اند -از جمله سعدی و حافظ. در بعضی موارد، مانند منوچهری، اشعار عربی شاعران ایرانی هم‌تراز یا حتی برتر از آثار بسیار شاعران عرب است. از این گذشته شاعرانی نیز داریم که به جای سروده به زبان مادری خود یعنی فارسی، عربی را برگزیده‌اند. از میان آنان می‌توان از ابونواس اهل اصفهان و چهار دیلمی اهل مازندران نام برد. یک ادامه‌دهنده این سنت، جواهری شاعر ملی عراق است که تمامی اشعار خود را به عربی سروده است.
نقش ایرانیان در شکل دادن به دستور زبان عربی آن قدر شناخته شده است که نیازی به یادآوری در این‌جا نداشته باشیم.
از این گذشته، اگر ایرانیان دشمن زبان عربی‌اند چگونه است که آموختن این زبان برای بیش از ۱۳ قرن جزو الزامات آموزشی آنان بوده است -الزامی که در ۱۳۰۸ خورشیدی با شکل گرفتن آموزش اجباری به هزینه دولت، در زمان رضا شاه، جنبه قانونی نیز پیدا کرد.آیا یک ایرانی که در طی سال‌ها، بسیار ساعات را صرف آموزش عربی می‌کرد. دشمن آن زبان به شمار می‌رود؟
زبان مادری نخستین همسر محمد رضا شاه، والاحضرت فوزیه، عربی بود. در میان ۲۵ نخست وزیر دوران شاه تنها چهار یا پنج تن عربی نمی‌دانستند در حالی که بسیاری از آنان، از جمله احمد قوام، عبدالحسین هژیر و امیر عباس هویدا، در عربی کلاسیک به مرحله استادی رسیده بودند.

Independentpersian

@AmirTaheri4
👍779👎5
در ۱۳۲۶ کابینه قوام طرحی را برای آموزش پنج کلاس اول ابتدایی به زبان‌های عربی، آذری و کردی عرضه کرد. اما این طرح، علی‌رغم کوشش‌های عیسی صدیق و دیگر وزرای فرهنگ با چهار مشکل اجرایی بزرگ روبه‌رو شد. نخستین مشکل فقدان پول بود. دولتی که نمی‌توانست حقوق کارمندان خود را بپردازد، بودجه‌ای برای استخدام و تربیت ده‌ها هزار آموزگار به زبان‌های مورد بحث نداشت. در آن زمان می‌شود گفت تا سال‌های ۱۳۴۰ دولت ایران امکانات مالی، اداری و پرسنلی لازم را برای اجرای آن طرح نداشت. مشکل دوم این بود که عربی، آذری و کردی تنها زبان‌های مادری غیرفارسی نبودند. در واقع ایران زادگاه و خاستگاه ۱۸ زبان مادری است از ارمنی و آشوری گرفته تا بلوچی تا طالشی و مراتی -تازه آن هم به شرط آن که «گویش‌ها»ی گوناگون مانند لری، گیلکی، مازندرانی(مازنی) و دزفولی را نادیده بگیریم.
بدین سان از نظر تساوی حقوقی شهروندان نمی‌شد آموزش به زبان مادری را به عربی، آذری و کردی محدود کرد و دیگران را نادیده گرفت.
مشکل سوم یافتن نسخه‌ای واحد مورد قبول همه از سه زبان مورد بحث بود. در ایران، در آن زمان دستکم چهار نوع متفاوت از عربی، دو نوع متفاوت از کردی و دستکم چهار نوع متفاوت از آذری یا ترکی آذربایجانی، وجود داشت.
ایرانیانی که یکی از انواع ترکی را زبان مادری خود می‌دانند محدود به استان‌های شمال غربی ایران نیستند. در کرمان، قیچاق‌ها نوع ترکی خود را دارند و در فارسی قشقایی‌ها نوعی دیگر را به کار می‌برند. گروه‌های کوچک‌تر در چند نقطه خراسان، ازبک، تاتار و قرقیز را ریشه‌های تاریخی خود می‌دانند. ترکمانان ایران نیز دستکم دو زبان متفاوت هر چند نزدیک به هم دارند. برگزیدن هر یک این انواع زبان‌ها به عنوان زبان آموزشی واحد می‌توانست به تلخی‌ها، کدورت‌ها و احیانا اعتراضات گسترده منجر شود وبه جای حل یک مشکل، مشکلی تازه بیافریند.
چهارمین مشکل، فقدان کتاب‌های درسی بود. فراموش نکنیم که ایران در زمینه آموزش امروزی سازمان یافته، از صفر شروع کرد. حتی تا سال‌های ۱۳۴۰ بسیاری از کتاب‌های درسی به ویژه در قلمرو علوم، ترجمه‌هایی بود از کتاب‌های درسی فرانسه. بدین ترتیب ما در سطح کتاب‌های درسی به زبان فارسی بسیار فقیر بودیم چه رسد به عرضه کتاب‌های درسی به عربی، آذری یا کردی.
البته غرب‌گرایان افراطی ممکن است بگویند، می‌شد کتاب‌های درسی را از یک کشور عربی قرض کرد. اما گرفتاری این بود که در آن زمان تنها چند کشور عرب‌زبان مستقل بودند -عراق و عربستان در همسایگی ما و مصر اندکی دورتر. اردن و یمن شمالی نیز استقلال ظاهری داشتند اما خود فاقد یک نظام آموزشی منظم بودند و مانند دیگر کشورهای ذکر شده نیروی انسانی آموزشی برای صدور نداشتند.
واقعیت این است که جامعه ایرانی و نظام‌های مسلط بر ایران، دستکم در ۱۵۰ سال گذشته، هرگز سیاست سرکوب دیگر زبان‌های مادری ایرانیان را اتخاذ نکرده‌اند. نخستین فرهنگ لغات کردی و نخستین دستور زبان آذری در ایران تالیف شد و به چاپ رسید.
از خاقانی شروانی گرفته تا محمدحسین شهریار که شاعر ملی ایران به شمار می‌آید. در سال ۱۳۵۰در دیداری که با فکرت ایروف، آهنگ‌ساز نامدار آذربایجانی، داشتم او تبریز را قلب زندگی فرهنگی خود می‌دانست و هنوز از تنها فرهنگ آذری-فارسی تدوین شده در ایران استفاده می‌کرد.
رادیو ایران از آغاز تاسیس در زمان رضا شاه به برنامه‌های آذری، کردی و عربی توجه داشته -سنتی که در دوران محمدرضا شاه و با گسترش وسایل ارتباط جمعی تازه مانند تلویزیون در سطحی وسیع‌تر ادامه یافت.
در صد سال گذشته کوشش‌های زیادی برای بهره‌گیری از عربی و آذری و دیگر زبان‌های مادری ایرانیان در رسانه‌های گروهی صورت گرفته است. جعفر پیشه‌وری، رهبر فرقه دموکرات آذربایجان و مدیر روزنامه «آژیر» برای مدتی کوتاه کوشید تا نشریه خود را به زبان آذری عرضه کند اما با سرعت ناچار شد که این طرح را به خاطر نبودن بازار کنار بگذارد. البته پیشه‌وری، که خود اهل گیلان بود، تسلط کافی بر زبان آذری نداشت اما به زبان فارسی روزنامه‌نگاری، زبردست بود. سال‌ها بعد، رحیم زهتاب خرد، روزنامه‌نگار آذری برجسته دیگر، کوشید تا نشریه «اراده آذربایجان» را به زبان آذری نیز عرضه کند اما با فقدان آذری‌نویسان و خوانندگان، این طرح را رها کرد.
کوشش‌ها برای آفریدن مطبوعات عربی‌زبان در ایران نیز چندان موفقیتی نداشت. حزب سعادت خوزستان، به رهبری احمد عامری و عبدالله وزیری، چند شماره از روزنامه ارگان خود را به عربی عرضه کرد اما با نبودن خواننده و خریدار برنامه را تعطیل کرد. حسن عرب، ناشر «پرچم خاورمیانه» نیز تجربه‌ای مشابه داشت. در سال‌های۱۳۵۰ موسسه کیهان نیز برنامه‌ای برای یک هفته‌نامه به زبان عربی مطرح کرد. اما این بار هم فقدان نویسنده و خواننده علاوه بر فقدان آگهی‌دهنده، طرح را مدفون کرد.

@AmirTaheri4
👍7413👎4