شایعاتی مبنی بر انحلال گشت ارشاد اسلامی دروغپراکنی (دیساینفورماسیا) است، شکلی از انتشار اخبار جعلی که توسط کا.گ.ب منحل شده اختراع شده است تا افکار عمومی را سردرگم کند.
کل رژیم خمینیگرا که از «رهبر» شروع میشود، گشت ارشاد است.
کل رژیم باید منحل شود.
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
کل رژیم خمینیگرا که از «رهبر» شروع میشود، گشت ارشاد است.
کل رژیم باید منحل شود.
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
👍204👏10❤4🔥4😱3
آیتالله نوری همدانی: «مردم نهاد نظام اسلامی را دوست دارند اما از نحوهی عملکرد ما عصبانی هستند.»
(باز هم اشتباه است! مردم هم از نهاد و هم از آنچه که انجام میدهید بیزارند. بالاخره همانطور که ارسطو اشاره کرد، نهاد هر کس، عمل او است.
شما آنچه هستید که انجام میدهید.)
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
(باز هم اشتباه است! مردم هم از نهاد و هم از آنچه که انجام میدهید بیزارند. بالاخره همانطور که ارسطو اشاره کرد، نهاد هر کس، عمل او است.
شما آنچه هستید که انجام میدهید.)
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
👍221👏10❤6🤬5🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
چیزی به نام اقلیت قومی، جنسی، دینی و... نداریم.
اقلیت و اکثریت فقط در صحنه سیاسی وجود دارد.
ما ایرانی میخواهیم که همه کسانی که شهروند آن هستند، مساوی باشند.
@AmirTaheri4
چیزی به نام اقلیت قومی، جنسی، دینی و... نداریم.
اقلیت و اکثریت فقط در صحنه سیاسی وجود دارد.
ما ایرانی میخواهیم که همه کسانی که شهروند آن هستند، مساوی باشند.
@AmirTaheri4
👍142❤14🔥3👏3👎1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر امیر طاهری :
چگونه میتوانیم گفتمان بازگشت به مشروطه و احیای قانون اساسی مشروطه را برای دوران پسا جمهوری اسلامی همه گیر کنیم.
@AmirTaheri4
چگونه میتوانیم گفتمان بازگشت به مشروطه و احیای قانون اساسی مشروطه را برای دوران پسا جمهوری اسلامی همه گیر کنیم.
@AmirTaheri4
👍127🔥6👏6❤5
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در دوازدهمین کنگره حزب مشروطه ایران و اهمیت قانون مشروطه در دوران گذار از جمهوری اسلامی
انقلاب وسیله خوبی است برای قدرت ولی انقلاب وسیله بدی است برای حکومت کردن برای دولت تشکیل دادن چطوری ما پل بزنیم بین تغییر رژیم و ساختن دولت جدید؟
تاریخنویسان به ما میگویند سیر تحول جامعه به این صورت است
مرحله اول فتح کردن
مرحله دوم غلبه کردن است
مرحله سوم تسلط پیدا کردن
مرحله چهارم حکومت کردن
و مرحله پایانی تشکیل دولت است
اما انقلابیون ضدشاه ایران که انقلاب کردند حکومت ظاهری دارند اما دولتی وجود ندارد.
ایران سال۵۷ به عنوان یک ملت و دولت سقوط کرد!
به آینده ایران خیلی خوشبین هستم ایران مثل یک چشمه جاودانهای هست که گاهی میره زیرزمین ناپدید میشه هیچکس هم نمیدونهکجاست بعد یهو از یجایی دیگه با شور هیجان آفرینش دیگهای بوجود میاد.
@AmirTaheri4
انقلاب وسیله خوبی است برای قدرت ولی انقلاب وسیله بدی است برای حکومت کردن برای دولت تشکیل دادن چطوری ما پل بزنیم بین تغییر رژیم و ساختن دولت جدید؟
تاریخنویسان به ما میگویند سیر تحول جامعه به این صورت است
مرحله اول فتح کردن
مرحله دوم غلبه کردن است
مرحله سوم تسلط پیدا کردن
مرحله چهارم حکومت کردن
و مرحله پایانی تشکیل دولت است
اما انقلابیون ضدشاه ایران که انقلاب کردند حکومت ظاهری دارند اما دولتی وجود ندارد.
ایران سال۵۷ به عنوان یک ملت و دولت سقوط کرد!
به آینده ایران خیلی خوشبین هستم ایران مثل یک چشمه جاودانهای هست که گاهی میره زیرزمین ناپدید میشه هیچکس هم نمیدونهکجاست بعد یهو از یجایی دیگه با شور هیجان آفرینش دیگهای بوجود میاد.
@AmirTaheri4
👍175❤34🔥6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍113❤17🔥4👏2🙏2👎1
امیر طاهری: جای «برجام» در زبالهدان تاریخ است
Unika
👍125👏6❤5🔥5🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر خبر چهارشنبه 16 آذر 1401 - ایران: پیروزی اعتصابات و دور بعدی نبرد
گفتگو با آقای امیر طاهری
@AmirTaheri4
گفتگو با آقای امیر طاهری
@AmirTaheri4
👍57😁10❤7🔥3
Audio
تفسیر خبر چهارشنبه 16 آذر 1401 - ایران: پیروزی اعتصابات و دور بعدی نبرد
گفتگو با آقای امیر طاهری
فایل صوتی کم حجم
@AmirTaheri4
گفتگو با آقای امیر طاهری
فایل صوتی کم حجم
@AmirTaheri4
👍67🔥6❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤83👍19🔥3👎1
هم اکنون تایید شده: بیش از ۲۰۰۰ زن سوری، بسیاری از آنها با حجاب، با عکسهای #مهسا_امینی و شعارهای «زن، زندگی، آزادی» در دمشق علیه رژیم خمینیگرا راهپیمایی کردند.
برخلاف امنیت [سرکوبگران] اسلامی خامنهای، پلیس بشار اسد از خشونت علیه آنها استفاده نکرد.
@AmirTaheri4
برخلاف امنیت [سرکوبگران] اسلامی خامنهای، پلیس بشار اسد از خشونت علیه آنها استفاده نکرد.
@AmirTaheri4
👍142🔥8👏6❤3👌1
درحالیکه بلاروس بی سر و صدا از ماجراجویی روسیه در اوکراین فاصله میگیرد، جمهوری اسلامی در تهران به تنها متحد پوتین در جنگ تبدیل میشود.
به نظر میرسد که «رهبر» خامنهای، پشت این اقدام خطرناک است که حتی در درون رژیم بهم ریخته او نیز مایه نگرانی است.
@AmirTaheri4
به نظر میرسد که «رهبر» خامنهای، پشت این اقدام خطرناک است که حتی در درون رژیم بهم ریخته او نیز مایه نگرانی است.
@AmirTaheri4
👍105🔥15
امنیت اسلامی مدعی است که عبدالواحد ریگی، عالم برجسته اهل سنت و امام جماعت در خاش، جنوب شرق ایران، «ربوده و کشته شده است».
سوال این است که توسط چه کسی، چگونه و چرا؟
مگر اینکه خود امنیت اسلامی مرتکب جرم شده باشد.
در حال تلاش برای رسیدن به جواب از طریق دوستان محلی.
@AmirTaheri4
سوال این است که توسط چه کسی، چگونه و چرا؟
مگر اینکه خود امنیت اسلامی مرتکب جرم شده باشد.
در حال تلاش برای رسیدن به جواب از طریق دوستان محلی.
@AmirTaheri4
🔥78👍21🤬7
پیکر #محسن_شکاری، یک مبارز آزادی در تهران خاکسپاری میشود. آخوندها میگویند او را اعدام کردند.
در واقع قتل او قتل درجه یک بود
حتی بر اساس قوانین رژیم خمینیگرا یا شریعت اسلامی، هیچ یک از اتهامات وارده به او اجازه مجازات اعدام را نمیداد
سؤال این است: چه کسی دستور قتل را صادر کرد؟
@AmirTaheri4
در واقع قتل او قتل درجه یک بود
حتی بر اساس قوانین رژیم خمینیگرا یا شریعت اسلامی، هیچ یک از اتهامات وارده به او اجازه مجازات اعدام را نمیداد
سؤال این است: چه کسی دستور قتل را صادر کرد؟
@AmirTaheri4
👍107🤬21😢10🔥9👏4💔3
قتل #محسن_شکاری، که به عنوان اعدام جا زده شده بود، باید مجوز آن صادر شده است، اگر نه در واقع توسط بالاترین تصمیم گیرندگان در جمهوری اسلامی دستور داده شده باشد.
با عجله انجام شد تا ترس خمينيستهای افراطی كه خواستار كشتار دستهجمعی معترضان بودند، آرام شود.
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
با عجله انجام شد تا ترس خمينيستهای افراطی كه خواستار كشتار دستهجمعی معترضان بودند، آرام شود.
#مهسا_امینی
@AmirTaheri4
👍85🤬31🔥6💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا جمهوری اسلامی تحت چنین شرایطی چنین ریسکی کرده و محسن شکاری را اعدام کرد ؟ حرف آخر با پوریا زراعتی - گفتوگو با امیر طاهری و حسن منصور
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍112🔥10👎2👏2❤1
امیر طاهری
بیستویکم آذر: روز نجات ایران
روز نجات ایران
در جنگ جهانی دوم، ارتش سرخ شوروی وارد سیزده کشور شد: فنلاند، لتون، لیتوانی، استونی، لهستان، آلمان، چکسلواکی، مجارستان، بلغارستان، رومانی، ژاپن و … ایران. در پایان جنگ، ارتش سرخ بخشی از خاک تمامی آن کشورها را یا مستقیماً به اتحاد شوروی افزوده بود – مانند کارلیا (فنلاند)، مولداوی (رومانی)، سه جمهوری بالت، جزایر کرویل (ژاپن) و پروس شرقی (آلمان) که بعداً «کالینینگراد» نامیده شد، یا با تحمیل رژیمهای دستنشانده زیر کنترل مسکو قرار داده بود: لهستان، مجارستان، چکسلواکی، بلغارستان و رومانی و آلمان شرقی.
در این میان تنها یک کشور زیر اشغال ارتش سرخ بود که توانست بیآنکه بخشی از خاک خود را از دست بدهد، استقلال صدمه خورده و متزلزل خود را نیز حفظ کند: ایران.
والتر لیپمن، روزنامهنگار آمریکایی در بررسی توسعهطلبی استالین، رهبر وقت شوروی، نوشت: «عمو جو (لقب آمریکاییان برای استالین) هر جا رفت جا خوش کرد و ماند – هر جا بهجز پرشیا (ایران).»
یکی دیگر از اقدامات استالین انتقال صدها هزار روستبار به بعضی مناطق اشغالی با هدف تغییر ترکیب جمعیتی آنان. در پروس شرقی، در طی ۲۰ سال، آلمانیتباران که ۹۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند، به سطح یک اقلیت قومی ۲۵ درصدی تنزل کردند. در جمهوریهای بالتیک روستباران، اوزبکان، کازاختباران و دیگر اقوام شوروی بهسرعت بین ۲۰ تا ۴۰ درصد جمعیت را از آن خود کردند. مناطق ربودهشده از فنلاند در طی سه دهه کاملاً فنلاندیزدایی شد. در همان حال، مناطق خاوری اوکراین، هدف مهاجرت روستباران قرار گرفت.
امروز با دسترسی به آرشیوهای محرمانه اتحاد شوروی هم در مسکو و هم در باکو، مرکز جمهوری شوروی آذربایجان، میدانیم که «عمو جو» یا به قول کمونیستهای خودمان «عمو یوسف» برای ایران نیز نقشههای مشابهی داشت.
بیش از ۷۵ سال است که ما ایرانیان، ۲۱ آذر را بهعنوان «روز نجات آذربایجان» جشن میگیریم. اما اکنونکه اطلاعات بیشتری در اختیارداریم، شاید بتوان گفت که ۲۱ آذر «روز نجات ایران» است. استالین خواستار ایجاد یک «ایرانستان» شوروی در تمامی مناطق شمالی ایران بود. شاید به این امید که قدرتهای غربی معاملهای برای تقسیم ایران را بپذیرند: شمال برای من، جنوب برای شما! بدینسان رویای ۱۰۰ ساله دو امپریالیسم دشمن ایران – یعنی بریتانیای کبیر و روسیه تزاری – واقعیت مییافت.
بر اساس اسناد آرشیو مسکو، رهبران شوروی از سال ۱۹۴۲ میلادی، یعنی یک سال پس از حمله به ایران بهاتفاق بریتانیا، کوششی برای ترسیم سیاستشان درباره ایران پسا – جنگ را آشکار کردند، در سال ۱۹۴۳ سفیر شوروی در تهران گزارش داد که اتحاد شوروی در سراسر ایران مقبولیت دارد و میتوان امیدوار بود که احزاب برادر [برادر را مطمئن نیستم] بتوانند ایران پسا – جنگ را در مسیر سوسیالیزم علمی قرار دهند. بدینسان او به زبان دیپلماتیک، یا هر طرحی برای تجزیه ایران مخالف بود.
اما در همان حال گروهی از عوامل حکومتی در مسکو، بهویژه تحلیلگران «انکاود» (NKVD) سازمان اطلاعاتی شوروی (که بعداً KGB نام گرفت) گاز گرفتن لقمهای از ایران را ترجیح میدادند. پس از کنفرانس پوتسدام که در آن سران متفقین پذیرفتند که در پایان جنگ نیروهای خود را از سرزمینهای اشغالی بیرون بکشند، بحث بر سر آینده ایران پسا – جنگ در مسکو شدت گرفت. یک گروه شرکتکننده در این بحث پشت پرده خواستار این بود که مسکو از فرصت استفاده کند و بخشی از خاک ترکیه را – که در جنگ شرکت نداشت – به جمهوریهای قفقازی خود بچسباند. گروه دیگری اصرار داشت که لااقل در اولین مرحله، تجزیه آذربایجان ایران اولویت داشته باشد.
یک فرمان دفتر سیاسی (پولیت بورو) حزبی که پس از بررسیها کمیته مرکزی، با امضای استالین صادر شد نشان داد که اشتهای «عمو یوسف» فراتر از استان آذربایجان ایران است. در این فرمان، به تاریخ ۱۴ ژوئیه ۱۹۴۴، امر میشود که «اقدامات لازم برای عملیات تجزیهطلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استانهای مستعد ایران – گیلان، مازندران، گرگان و خراسان – انجام شود.»
فرمان ۴ امر دیگر نیز صادر میکند:
۱ – تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان
۲ – بازسازی رهبری و تشکیلاتی حزب توده (بهطوری که در مسیر تجزیهطلبی قرار گیرد.)
۳ – تعامل با عشایر کرد برای ترغیب آنان (به پیوستن به طرح تجزیه)
۴ – تصفیه مأموران دولت ایران در تبریز و استخدام مدیران قراردادی (که قرار بود از آذربایجان شوروی وارد شوند.)
@AmirTaheri4
بیستویکم آذر: روز نجات ایران
روز نجات ایران
در جنگ جهانی دوم، ارتش سرخ شوروی وارد سیزده کشور شد: فنلاند، لتون، لیتوانی، استونی، لهستان، آلمان، چکسلواکی، مجارستان، بلغارستان، رومانی، ژاپن و … ایران. در پایان جنگ، ارتش سرخ بخشی از خاک تمامی آن کشورها را یا مستقیماً به اتحاد شوروی افزوده بود – مانند کارلیا (فنلاند)، مولداوی (رومانی)، سه جمهوری بالت، جزایر کرویل (ژاپن) و پروس شرقی (آلمان) که بعداً «کالینینگراد» نامیده شد، یا با تحمیل رژیمهای دستنشانده زیر کنترل مسکو قرار داده بود: لهستان، مجارستان، چکسلواکی، بلغارستان و رومانی و آلمان شرقی.
در این میان تنها یک کشور زیر اشغال ارتش سرخ بود که توانست بیآنکه بخشی از خاک خود را از دست بدهد، استقلال صدمه خورده و متزلزل خود را نیز حفظ کند: ایران.
والتر لیپمن، روزنامهنگار آمریکایی در بررسی توسعهطلبی استالین، رهبر وقت شوروی، نوشت: «عمو جو (لقب آمریکاییان برای استالین) هر جا رفت جا خوش کرد و ماند – هر جا بهجز پرشیا (ایران).»
یکی دیگر از اقدامات استالین انتقال صدها هزار روستبار به بعضی مناطق اشغالی با هدف تغییر ترکیب جمعیتی آنان. در پروس شرقی، در طی ۲۰ سال، آلمانیتباران که ۹۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند، به سطح یک اقلیت قومی ۲۵ درصدی تنزل کردند. در جمهوریهای بالتیک روستباران، اوزبکان، کازاختباران و دیگر اقوام شوروی بهسرعت بین ۲۰ تا ۴۰ درصد جمعیت را از آن خود کردند. مناطق ربودهشده از فنلاند در طی سه دهه کاملاً فنلاندیزدایی شد. در همان حال، مناطق خاوری اوکراین، هدف مهاجرت روستباران قرار گرفت.
امروز با دسترسی به آرشیوهای محرمانه اتحاد شوروی هم در مسکو و هم در باکو، مرکز جمهوری شوروی آذربایجان، میدانیم که «عمو جو» یا به قول کمونیستهای خودمان «عمو یوسف» برای ایران نیز نقشههای مشابهی داشت.
بیش از ۷۵ سال است که ما ایرانیان، ۲۱ آذر را بهعنوان «روز نجات آذربایجان» جشن میگیریم. اما اکنونکه اطلاعات بیشتری در اختیارداریم، شاید بتوان گفت که ۲۱ آذر «روز نجات ایران» است. استالین خواستار ایجاد یک «ایرانستان» شوروی در تمامی مناطق شمالی ایران بود. شاید به این امید که قدرتهای غربی معاملهای برای تقسیم ایران را بپذیرند: شمال برای من، جنوب برای شما! بدینسان رویای ۱۰۰ ساله دو امپریالیسم دشمن ایران – یعنی بریتانیای کبیر و روسیه تزاری – واقعیت مییافت.
بر اساس اسناد آرشیو مسکو، رهبران شوروی از سال ۱۹۴۲ میلادی، یعنی یک سال پس از حمله به ایران بهاتفاق بریتانیا، کوششی برای ترسیم سیاستشان درباره ایران پسا – جنگ را آشکار کردند، در سال ۱۹۴۳ سفیر شوروی در تهران گزارش داد که اتحاد شوروی در سراسر ایران مقبولیت دارد و میتوان امیدوار بود که احزاب برادر [برادر را مطمئن نیستم] بتوانند ایران پسا – جنگ را در مسیر سوسیالیزم علمی قرار دهند. بدینسان او به زبان دیپلماتیک، یا هر طرحی برای تجزیه ایران مخالف بود.
اما در همان حال گروهی از عوامل حکومتی در مسکو، بهویژه تحلیلگران «انکاود» (NKVD) سازمان اطلاعاتی شوروی (که بعداً KGB نام گرفت) گاز گرفتن لقمهای از ایران را ترجیح میدادند. پس از کنفرانس پوتسدام که در آن سران متفقین پذیرفتند که در پایان جنگ نیروهای خود را از سرزمینهای اشغالی بیرون بکشند، بحث بر سر آینده ایران پسا – جنگ در مسکو شدت گرفت. یک گروه شرکتکننده در این بحث پشت پرده خواستار این بود که مسکو از فرصت استفاده کند و بخشی از خاک ترکیه را – که در جنگ شرکت نداشت – به جمهوریهای قفقازی خود بچسباند. گروه دیگری اصرار داشت که لااقل در اولین مرحله، تجزیه آذربایجان ایران اولویت داشته باشد.
یک فرمان دفتر سیاسی (پولیت بورو) حزبی که پس از بررسیها کمیته مرکزی، با امضای استالین صادر شد نشان داد که اشتهای «عمو یوسف» فراتر از استان آذربایجان ایران است. در این فرمان، به تاریخ ۱۴ ژوئیه ۱۹۴۴، امر میشود که «اقدامات لازم برای عملیات تجزیهطلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استانهای مستعد ایران – گیلان، مازندران، گرگان و خراسان – انجام شود.»
فرمان ۴ امر دیگر نیز صادر میکند:
۱ – تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان
۲ – بازسازی رهبری و تشکیلاتی حزب توده (بهطوری که در مسیر تجزیهطلبی قرار گیرد.)
۳ – تعامل با عشایر کرد برای ترغیب آنان (به پیوستن به طرح تجزیه)
۴ – تصفیه مأموران دولت ایران در تبریز و استخدام مدیران قراردادی (که قرار بود از آذربایجان شوروی وارد شوند.)
@AmirTaheri4
Telegram
attach 📎
👍110❤23👎3🔥1🎉1
NKVD دو شخصیت ایرانی را برای به راه انداختن برنامه به مأموریت فرستاد: میر جعفر پیشهوری، روزنامهنگار و فعال سیاسی گیلانی، مجیدالصمد کامبخش، رهبر وقت حزب توده. اما بهسرعت معلوم شد که برنامه بهآسانی پیش نخواهد رفت. اکثریت رهبران حزب توده در تهران مخالف تجزیه ایران بودند و اصرار داشتند که مسکو اندکی شکیبایی کند تا تمامی ایران به اردوگاه سوسیالیستی بپیوندد. آنها برهان میکردند که همکاری نزدیک حزب ایران، تماس مداوم با دکتر محمد مصدق (از طریق ایرج اسکندری)، گسترش نفوذ شورای متحده کارگران و موفقیت جنبش صلح و جبهه واحد ضد استعمار با پیوستن شخصیتهای ادبی و فرهنگی، پیوستن ایران پسا – جنگ را به اردوگاه سوسیالیسم تضمین خواهد کرد.
از سوی دیگر، پیشهوری اصرار داشت که در انتخابات آینده مجلس شورای ملی ایران شرکت کند و خواستهای خود را در چارچوب قانون اساسی مشروطه و طرح انجمنهای ایالتی و ولایتی تأمین کند. در اسناد شوروی، پیشهوری بهصورت یک سیاستمدار آشفته سر و دچار بحران هویت ترسیم میشود. او از یکسو خود را ایرانی خالص میداند – نام تنها پسرش داریوش است، روزنامهاش با عنوان «آژیر» به زبان فارسی است، سابقه فعالیتهای سیاسیاش بیشتر در گیلان استو باآنکه زبان محلی یعنی آذری را میداند، اما نویسنده آذریزبان نیست. از سوی دیگر، هم باکو هم مسکو نسبت به سوسیالیست بودن او شک دارند. به نظر آنان میر جعفر میخواهد از روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ استفاده کند نه بهعنوان یک الگوی سیاسی – اجتماعی. همانطور که بعضی سیاستگزاران ایرانی از انگلستان کمک میگرفتند بیآنکه کوچکترین علاقهای به الگوی سیاسی انگلیسی داشته باشند.
مسکو با پذیرفتن شرکت در انتخابات آینده ایران، مبلغ یکمیلیون روبل (البته با لیره استرلینگ و دلار آمریکایی) در اختیار پیشهوری گذاشت و خواست دیگر او یعنی انحلال حزب توده در آذربایجان را نیز پذیرفت. پیشهوری کوشید تا حمایت آمریکا را نیز جلب کند و در یک مصاحبه با یوسف مازندی، خبرنگار یونایتدپرس اینترنشنال، یادآور شد که او گروه سیاسی خود را «دمکرات» نام نهاده است و انتظار نظر بهتری از حزب دمکرات پرزیدنت هری ترومن در آمریکا دارد. او همچنین آمریکا را «دوست همه ملل» خواند.
داوری نهایی درباره شخصیت پیچیده میر جعفر نیازمند مطالعات بیشتری است. اما یک نکته دستکم ازنظر نویسنده مسلم است: پیشهوری، مانند دیگر سیاستگرانی که برای رسیدن به قدرت از بیگانه کمک میگیرند، هرگز نفهمید یا نخواست بفهمد که قدرت خارجی فقط و فقط در پی تأمین و حفظ منافع اینجا و امروزی خود است و دوست یا حامی دائمی هیچکس نیست.
امیر طاهری
امیر طاهری
در ژوئن ۱۹۴۵ فرمان دیگری از کرملین به میر جعفر رسید – فرمانی که اگر پیشهوری اسیر اوهام خود نمیبود، میبایستی چشمهای او را بهسوی حقیقت حمایتهای شوروی بگشاید. این فرمان به میر جعفر و یارانش امر میکند که بلافاصله «زمینه را برای عملیات کاوش و بهرهبرداری از منابع نفتی شمال ایران فراهم آورند.» چند شهر که بعضیشان اصلاً در آذربایجان نیستند، بهعنوان اولویت برنامه ذکر میشوند: شاهی، بندر شاه، میانه، بندر پهلوی، بابل، جلفا، زنجان، آذربایجان، اردبیل، سیاهکوه و شاهسون.
در پای فرمان نوشتهشده «به امضای استالین»، اما امضایی دیده نمیشود. ظاهراً «پدر خلقها» اجازه میداد که بعضی فرامین بدون امضا و تنها با اسم او ابلاغ شوند. در همان فرمان اعلام میشود که دو شرکت نفتی دولتی شوروی AINEFT (فعال در آذربایجان شوروی که قبلاً متعلق به خانواده راکفلر آمریکا بود) و MARXOMNEFT با انحصار کاوش و حفاری در سراسر اتحاد شوروی.
آیا مسکو پیشهوری و یارانش را تنها بهعنوان بازیچههای محلی میدید؟ احتمالاً، به دو دلیل. دلیل اول: در همان زمان که دستور استالین برای اعزام کارشناسان کاوش و حفاری نفت به پیشهوری ابلاغ میشد، سفیر مسکو در تهران، مذاکرات خود را با مقامات دولتی ایران، با شخصیتهای بانفوذ پارلمانی مانند دکتر مصدق، برای گرفتن امتیاز نفت شمال ادامه میداد. سفر معاون وزارت خارجه استالین به تهران به همراه علیاوف، ایرانشناس برجسته شوروی، نشانهای بود که لااقل بخشی از رهبری در کرملین، خواستار بلعیدن و نه تجزیه بخشهایی از ایران است. مصدق در نامه خود به ماکزیموف وعده داد هرقدر نفت که شوروی بخواهد تأمین خواهد شد بیآنکه نیازی به امتیاز امضاشده باشد (الگویی برای مذاکرهکنندگان برجام!)
برنامه ایجاد «ایرانستان» در استانهای شمالی بهسرعت با شکست روبرو شد. گروههایی که میر جعفر، با تصویب قرادوف (مسئول حزب کمونیست شوروی در باکو) به گیلان، مازندران و خراسان فرستادهشده بودند، پس از چند روز مجبور به فرار شدند. آنهم زیر حمایت واحدهای اشغالگر روس.
@AmirTaheri4
از سوی دیگر، پیشهوری اصرار داشت که در انتخابات آینده مجلس شورای ملی ایران شرکت کند و خواستهای خود را در چارچوب قانون اساسی مشروطه و طرح انجمنهای ایالتی و ولایتی تأمین کند. در اسناد شوروی، پیشهوری بهصورت یک سیاستمدار آشفته سر و دچار بحران هویت ترسیم میشود. او از یکسو خود را ایرانی خالص میداند – نام تنها پسرش داریوش است، روزنامهاش با عنوان «آژیر» به زبان فارسی است، سابقه فعالیتهای سیاسیاش بیشتر در گیلان استو باآنکه زبان محلی یعنی آذری را میداند، اما نویسنده آذریزبان نیست. از سوی دیگر، هم باکو هم مسکو نسبت به سوسیالیست بودن او شک دارند. به نظر آنان میر جعفر میخواهد از روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ استفاده کند نه بهعنوان یک الگوی سیاسی – اجتماعی. همانطور که بعضی سیاستگزاران ایرانی از انگلستان کمک میگرفتند بیآنکه کوچکترین علاقهای به الگوی سیاسی انگلیسی داشته باشند.
مسکو با پذیرفتن شرکت در انتخابات آینده ایران، مبلغ یکمیلیون روبل (البته با لیره استرلینگ و دلار آمریکایی) در اختیار پیشهوری گذاشت و خواست دیگر او یعنی انحلال حزب توده در آذربایجان را نیز پذیرفت. پیشهوری کوشید تا حمایت آمریکا را نیز جلب کند و در یک مصاحبه با یوسف مازندی، خبرنگار یونایتدپرس اینترنشنال، یادآور شد که او گروه سیاسی خود را «دمکرات» نام نهاده است و انتظار نظر بهتری از حزب دمکرات پرزیدنت هری ترومن در آمریکا دارد. او همچنین آمریکا را «دوست همه ملل» خواند.
داوری نهایی درباره شخصیت پیچیده میر جعفر نیازمند مطالعات بیشتری است. اما یک نکته دستکم ازنظر نویسنده مسلم است: پیشهوری، مانند دیگر سیاستگرانی که برای رسیدن به قدرت از بیگانه کمک میگیرند، هرگز نفهمید یا نخواست بفهمد که قدرت خارجی فقط و فقط در پی تأمین و حفظ منافع اینجا و امروزی خود است و دوست یا حامی دائمی هیچکس نیست.
امیر طاهری
امیر طاهری
در ژوئن ۱۹۴۵ فرمان دیگری از کرملین به میر جعفر رسید – فرمانی که اگر پیشهوری اسیر اوهام خود نمیبود، میبایستی چشمهای او را بهسوی حقیقت حمایتهای شوروی بگشاید. این فرمان به میر جعفر و یارانش امر میکند که بلافاصله «زمینه را برای عملیات کاوش و بهرهبرداری از منابع نفتی شمال ایران فراهم آورند.» چند شهر که بعضیشان اصلاً در آذربایجان نیستند، بهعنوان اولویت برنامه ذکر میشوند: شاهی، بندر شاه، میانه، بندر پهلوی، بابل، جلفا، زنجان، آذربایجان، اردبیل، سیاهکوه و شاهسون.
در پای فرمان نوشتهشده «به امضای استالین»، اما امضایی دیده نمیشود. ظاهراً «پدر خلقها» اجازه میداد که بعضی فرامین بدون امضا و تنها با اسم او ابلاغ شوند. در همان فرمان اعلام میشود که دو شرکت نفتی دولتی شوروی AINEFT (فعال در آذربایجان شوروی که قبلاً متعلق به خانواده راکفلر آمریکا بود) و MARXOMNEFT با انحصار کاوش و حفاری در سراسر اتحاد شوروی.
آیا مسکو پیشهوری و یارانش را تنها بهعنوان بازیچههای محلی میدید؟ احتمالاً، به دو دلیل. دلیل اول: در همان زمان که دستور استالین برای اعزام کارشناسان کاوش و حفاری نفت به پیشهوری ابلاغ میشد، سفیر مسکو در تهران، مذاکرات خود را با مقامات دولتی ایران، با شخصیتهای بانفوذ پارلمانی مانند دکتر مصدق، برای گرفتن امتیاز نفت شمال ادامه میداد. سفر معاون وزارت خارجه استالین به تهران به همراه علیاوف، ایرانشناس برجسته شوروی، نشانهای بود که لااقل بخشی از رهبری در کرملین، خواستار بلعیدن و نه تجزیه بخشهایی از ایران است. مصدق در نامه خود به ماکزیموف وعده داد هرقدر نفت که شوروی بخواهد تأمین خواهد شد بیآنکه نیازی به امتیاز امضاشده باشد (الگویی برای مذاکرهکنندگان برجام!)
برنامه ایجاد «ایرانستان» در استانهای شمالی بهسرعت با شکست روبرو شد. گروههایی که میر جعفر، با تصویب قرادوف (مسئول حزب کمونیست شوروی در باکو) به گیلان، مازندران و خراسان فرستادهشده بودند، پس از چند روز مجبور به فرار شدند. آنهم زیر حمایت واحدهای اشغالگر روس.
@AmirTaheri4
👍96❤13👎2🔥2