NKVD دو شخصیت ایرانی را برای به راه انداختن برنامه به مأموریت فرستاد: میر جعفر پیشهوری، روزنامهنگار و فعال سیاسی گیلانی، مجیدالصمد کامبخش، رهبر وقت حزب توده. اما بهسرعت معلوم شد که برنامه بهآسانی پیش نخواهد رفت. اکثریت رهبران حزب توده در تهران مخالف تجزیه ایران بودند و اصرار داشتند که مسکو اندکی شکیبایی کند تا تمامی ایران به اردوگاه سوسیالیستی بپیوندد. آنها برهان میکردند که همکاری نزدیک حزب ایران، تماس مداوم با دکتر محمد مصدق (از طریق ایرج اسکندری)، گسترش نفوذ شورای متحده کارگران و موفقیت جنبش صلح و جبهه واحد ضد استعمار با پیوستن شخصیتهای ادبی و فرهنگی، پیوستن ایران پسا – جنگ را به اردوگاه سوسیالیسم تضمین خواهد کرد.
از سوی دیگر، پیشهوری اصرار داشت که در انتخابات آینده مجلس شورای ملی ایران شرکت کند و خواستهای خود را در چارچوب قانون اساسی مشروطه و طرح انجمنهای ایالتی و ولایتی تأمین کند. در اسناد شوروی، پیشهوری بهصورت یک سیاستمدار آشفته سر و دچار بحران هویت ترسیم میشود. او از یکسو خود را ایرانی خالص میداند – نام تنها پسرش داریوش است، روزنامهاش با عنوان «آژیر» به زبان فارسی است، سابقه فعالیتهای سیاسیاش بیشتر در گیلان استو باآنکه زبان محلی یعنی آذری را میداند، اما نویسنده آذریزبان نیست. از سوی دیگر، هم باکو هم مسکو نسبت به سوسیالیست بودن او شک دارند. به نظر آنان میر جعفر میخواهد از روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ استفاده کند نه بهعنوان یک الگوی سیاسی – اجتماعی. همانطور که بعضی سیاستگزاران ایرانی از انگلستان کمک میگرفتند بیآنکه کوچکترین علاقهای به الگوی سیاسی انگلیسی داشته باشند.
مسکو با پذیرفتن شرکت در انتخابات آینده ایران، مبلغ یکمیلیون روبل (البته با لیره استرلینگ و دلار آمریکایی) در اختیار پیشهوری گذاشت و خواست دیگر او یعنی انحلال حزب توده در آذربایجان را نیز پذیرفت. پیشهوری کوشید تا حمایت آمریکا را نیز جلب کند و در یک مصاحبه با یوسف مازندی، خبرنگار یونایتدپرس اینترنشنال، یادآور شد که او گروه سیاسی خود را «دمکرات» نام نهاده است و انتظار نظر بهتری از حزب دمکرات پرزیدنت هری ترومن در آمریکا دارد. او همچنین آمریکا را «دوست همه ملل» خواند.
داوری نهایی درباره شخصیت پیچیده میر جعفر نیازمند مطالعات بیشتری است. اما یک نکته دستکم ازنظر نویسنده مسلم است: پیشهوری، مانند دیگر سیاستگرانی که برای رسیدن به قدرت از بیگانه کمک میگیرند، هرگز نفهمید یا نخواست بفهمد که قدرت خارجی فقط و فقط در پی تأمین و حفظ منافع اینجا و امروزی خود است و دوست یا حامی دائمی هیچکس نیست.
امیر طاهری
امیر طاهری
در ژوئن ۱۹۴۵ فرمان دیگری از کرملین به میر جعفر رسید – فرمانی که اگر پیشهوری اسیر اوهام خود نمیبود، میبایستی چشمهای او را بهسوی حقیقت حمایتهای شوروی بگشاید. این فرمان به میر جعفر و یارانش امر میکند که بلافاصله «زمینه را برای عملیات کاوش و بهرهبرداری از منابع نفتی شمال ایران فراهم آورند.» چند شهر که بعضیشان اصلاً در آذربایجان نیستند، بهعنوان اولویت برنامه ذکر میشوند: شاهی، بندر شاه، میانه، بندر پهلوی، بابل، جلفا، زنجان، آذربایجان، اردبیل، سیاهکوه و شاهسون.
در پای فرمان نوشتهشده «به امضای استالین»، اما امضایی دیده نمیشود. ظاهراً «پدر خلقها» اجازه میداد که بعضی فرامین بدون امضا و تنها با اسم او ابلاغ شوند. در همان فرمان اعلام میشود که دو شرکت نفتی دولتی شوروی AINEFT (فعال در آذربایجان شوروی که قبلاً متعلق به خانواده راکفلر آمریکا بود) و MARXOMNEFT با انحصار کاوش و حفاری در سراسر اتحاد شوروی.
آیا مسکو پیشهوری و یارانش را تنها بهعنوان بازیچههای محلی میدید؟ احتمالاً، به دو دلیل. دلیل اول: در همان زمان که دستور استالین برای اعزام کارشناسان کاوش و حفاری نفت به پیشهوری ابلاغ میشد، سفیر مسکو در تهران، مذاکرات خود را با مقامات دولتی ایران، با شخصیتهای بانفوذ پارلمانی مانند دکتر مصدق، برای گرفتن امتیاز نفت شمال ادامه میداد. سفر معاون وزارت خارجه استالین به تهران به همراه علیاوف، ایرانشناس برجسته شوروی، نشانهای بود که لااقل بخشی از رهبری در کرملین، خواستار بلعیدن و نه تجزیه بخشهایی از ایران است. مصدق در نامه خود به ماکزیموف وعده داد هرقدر نفت که شوروی بخواهد تأمین خواهد شد بیآنکه نیازی به امتیاز امضاشده باشد (الگویی برای مذاکرهکنندگان برجام!)
برنامه ایجاد «ایرانستان» در استانهای شمالی بهسرعت با شکست روبرو شد. گروههایی که میر جعفر، با تصویب قرادوف (مسئول حزب کمونیست شوروی در باکو) به گیلان، مازندران و خراسان فرستادهشده بودند، پس از چند روز مجبور به فرار شدند. آنهم زیر حمایت واحدهای اشغالگر روس.
@AmirTaheri4
از سوی دیگر، پیشهوری اصرار داشت که در انتخابات آینده مجلس شورای ملی ایران شرکت کند و خواستهای خود را در چارچوب قانون اساسی مشروطه و طرح انجمنهای ایالتی و ولایتی تأمین کند. در اسناد شوروی، پیشهوری بهصورت یک سیاستمدار آشفته سر و دچار بحران هویت ترسیم میشود. او از یکسو خود را ایرانی خالص میداند – نام تنها پسرش داریوش است، روزنامهاش با عنوان «آژیر» به زبان فارسی است، سابقه فعالیتهای سیاسیاش بیشتر در گیلان استو باآنکه زبان محلی یعنی آذری را میداند، اما نویسنده آذریزبان نیست. از سوی دیگر، هم باکو هم مسکو نسبت به سوسیالیست بودن او شک دارند. به نظر آنان میر جعفر میخواهد از روسیه بهعنوان یک قدرت بزرگ استفاده کند نه بهعنوان یک الگوی سیاسی – اجتماعی. همانطور که بعضی سیاستگزاران ایرانی از انگلستان کمک میگرفتند بیآنکه کوچکترین علاقهای به الگوی سیاسی انگلیسی داشته باشند.
مسکو با پذیرفتن شرکت در انتخابات آینده ایران، مبلغ یکمیلیون روبل (البته با لیره استرلینگ و دلار آمریکایی) در اختیار پیشهوری گذاشت و خواست دیگر او یعنی انحلال حزب توده در آذربایجان را نیز پذیرفت. پیشهوری کوشید تا حمایت آمریکا را نیز جلب کند و در یک مصاحبه با یوسف مازندی، خبرنگار یونایتدپرس اینترنشنال، یادآور شد که او گروه سیاسی خود را «دمکرات» نام نهاده است و انتظار نظر بهتری از حزب دمکرات پرزیدنت هری ترومن در آمریکا دارد. او همچنین آمریکا را «دوست همه ملل» خواند.
داوری نهایی درباره شخصیت پیچیده میر جعفر نیازمند مطالعات بیشتری است. اما یک نکته دستکم ازنظر نویسنده مسلم است: پیشهوری، مانند دیگر سیاستگرانی که برای رسیدن به قدرت از بیگانه کمک میگیرند، هرگز نفهمید یا نخواست بفهمد که قدرت خارجی فقط و فقط در پی تأمین و حفظ منافع اینجا و امروزی خود است و دوست یا حامی دائمی هیچکس نیست.
امیر طاهری
امیر طاهری
در ژوئن ۱۹۴۵ فرمان دیگری از کرملین به میر جعفر رسید – فرمانی که اگر پیشهوری اسیر اوهام خود نمیبود، میبایستی چشمهای او را بهسوی حقیقت حمایتهای شوروی بگشاید. این فرمان به میر جعفر و یارانش امر میکند که بلافاصله «زمینه را برای عملیات کاوش و بهرهبرداری از منابع نفتی شمال ایران فراهم آورند.» چند شهر که بعضیشان اصلاً در آذربایجان نیستند، بهعنوان اولویت برنامه ذکر میشوند: شاهی، بندر شاه، میانه، بندر پهلوی، بابل، جلفا، زنجان، آذربایجان، اردبیل، سیاهکوه و شاهسون.
در پای فرمان نوشتهشده «به امضای استالین»، اما امضایی دیده نمیشود. ظاهراً «پدر خلقها» اجازه میداد که بعضی فرامین بدون امضا و تنها با اسم او ابلاغ شوند. در همان فرمان اعلام میشود که دو شرکت نفتی دولتی شوروی AINEFT (فعال در آذربایجان شوروی که قبلاً متعلق به خانواده راکفلر آمریکا بود) و MARXOMNEFT با انحصار کاوش و حفاری در سراسر اتحاد شوروی.
آیا مسکو پیشهوری و یارانش را تنها بهعنوان بازیچههای محلی میدید؟ احتمالاً، به دو دلیل. دلیل اول: در همان زمان که دستور استالین برای اعزام کارشناسان کاوش و حفاری نفت به پیشهوری ابلاغ میشد، سفیر مسکو در تهران، مذاکرات خود را با مقامات دولتی ایران، با شخصیتهای بانفوذ پارلمانی مانند دکتر مصدق، برای گرفتن امتیاز نفت شمال ادامه میداد. سفر معاون وزارت خارجه استالین به تهران به همراه علیاوف، ایرانشناس برجسته شوروی، نشانهای بود که لااقل بخشی از رهبری در کرملین، خواستار بلعیدن و نه تجزیه بخشهایی از ایران است. مصدق در نامه خود به ماکزیموف وعده داد هرقدر نفت که شوروی بخواهد تأمین خواهد شد بیآنکه نیازی به امتیاز امضاشده باشد (الگویی برای مذاکرهکنندگان برجام!)
برنامه ایجاد «ایرانستان» در استانهای شمالی بهسرعت با شکست روبرو شد. گروههایی که میر جعفر، با تصویب قرادوف (مسئول حزب کمونیست شوروی در باکو) به گیلان، مازندران و خراسان فرستادهشده بودند، پس از چند روز مجبور به فرار شدند. آنهم زیر حمایت واحدهای اشغالگر روس.
@AmirTaheri4
👍96❤13👎2🔥2
در مناطق ترکمننشین ایران، تعدادی از این مبلغان سوسیالیسم حامی تجزیهطلبی به اسارت قبایل گوکلان و سالور درآمدند و تنها پس از میانجیگری ریشسفیدان ایشان به آنسوی اترک به نیروهای روسی تحویل داده شدند.
در گیلان و مازندران بعضی فعالان حزب توده نیز در صف مخالفان توطئه تجزیه قرار گرفتند. پیشهوری در استان آذربایجان نیز موفقیتی به دست نیاورد. در شهرهایی مانند مراغه، اهر، مشکینشهر، خوی و هروآباد فرقه دمکرات هرگز نتوانست موجودیت خود را بهعنوان یک حزب تثبیت کند. در تبریز نیز با اخراج صدها کارمند دولت ایران، ماشین ناتوان اداری کاملاً از کار افتاد. ارتش سرخ با آوردن دهها بهاصطلاح مدیر از قفقاز کوشید تا این ماشین را به کار اندازد، اما توفیق چندانی نیافت. با نصب بلندگوها در خیابانها و میدانهای اصلی شهر، ارتش سرخ کوشید تا اتحاد شوروی را بتواند پیروز واقعی جنگ دوم و سازنده آینده جهان معرفی کند.
فرقه دمکرات یک سلسله اقدامات نمایشی نیز انجام داد. نخست اجرای دستوری بود از کرملین که اراضی کشاورزی میان زارعان تقسیم شود. اما دولت فرقه با بیرون راندن مأموران دولتی ایران، اطلاعی از چندوچون قضیه نداشت. یک کوششی در روستاهای اطراف خیاو (مشکینشهر) با کتک خوردن مأموران فرقه از سوی کشاورزان و فرار مفتضحانه به پایان رسید. نصب تابلوی دانشگاه روی یکی از ساختمانهای دولتی در تبریز بجای ارائه آموزش عالی به «خلق» بیشتر نشانه امید بود تا واقعیت.
یکی از فرامین کرملین خواستار آن بود تا کلاسهای تدریس زبان روسی بهرایگان تشکیل شود، آموزش به زبان فارسی متوقف گردد زبان آذری (بیآنکه روشن شود کدام شکل آن با کدام خطالرسم) در همه مراحل آموزشی به کار گرفته شود.
در اینجا نیز موفقیتی به دست نیامد. در طی عمر کوتاه خود، فرقه توانست ۱۱ کلاس زبان روسی با تعدادی دانشآموز تشکیل دهد، اما معلمان آنطرف آب از نخستین کسانی بودند که به آنسوی ارس گریختند.
کرملین کوشید تا جبهه دیگری در بخشی از استان کردستان ایران بگشاید سروان صلاحالدین کاظماوف، از کردهای قفقاز شوروی، را به مهاباد فرستاد. او توانست با سربازگیری از بعضی عناصر ایل بارزان، به رهبری ملامصطفی، واحدی از پیشمرگهها را تشکیل دهد و حکومت خودمختار «قاضی محمد» را بهعنوان «جمهوری مهاباد» در مناطقی که ۱۰ درصد کردهای ایران را در برمیگرفت، برای یک سال جا بیندازد. اما در آن جریان نیز، گمان من این است که قاضی محمد نیز مانند میر جعفر، میان تجزیهطلبی از یکسو و کوشش برای کسب قدرت محلی بیشتر سرگردان بود و سرانجام نتوانست راهبرد روشنی را شکل دهد.
طرح «ایرانستان» کرملین، سرانجام، پس از چهار سال برنامهریزی و یک سال اجرا، با شکست روبرو شد. علت اصلی این شکست به نظر من، ناتوانی استالین و مشاورانش در رسیدن به شناختی درست از ایران و مفهوم ایرانیت بود. استالین، اسیر ایدئولوژی، جوامع انسانی را از دید طبقاتی مینگریست و نمیتوانست تصور کند چیزی بهعنوان «میهن» بتواند مردم یک کشور را فراز از طبقات، ادیان، زبانها، قومیتها و مرامها و مسلکهای سیاسی، در عشق به آن مفهوم انتزاعی یا متافیزیکی و آمادگی برای پرستیدن (همین پرستاری در زمان دردها و مصائب) متحد کند.
شگفتیآور این است که خود استالین، چند ماه پس از حمله هیتلر به اتحاد شوروی، جنگ با آلمان نازی را با عنوان «جنگ بزرگ میهنی» (Great Patriotic War) سازماندهی کرد و در پیامهای رادیویی مرتب تکرار میکرد: «امروز همه ما برای میهن بزرگمان میجنگیم!»
خوب، ایرانیان نیز فراتر از همه عواملی که میتواند آنان را به گروهکهای بزرگ تقسیم کنند، در سراسر ایران بهویژه در نقاطی که زیر اشغال نیروهای متجاوز شوروی، بریتانیا و سرانجام آمریکا بود، مفهوم میهن را، شاید بدون آنکه خود بدانند، در خون خود (یا این روزها باید بگوییم «ژن» خود) داشتند.
این مردم تبریز و مهاباد بودند که پیش از ورود ارتش ایران، عوامل بیگانه را فراری دادند. درواقع همانطور که محمدقلی پسیان، خبرنگار در آن زمان، در کتاب معروف خود مینویسد: «ورود ارتش شاهنشاهی به تبریز از کشتار فرقهایها و همدستان خارجی آنان به دست مردم رنجدیده جلوگیری کرد.»
دستگاه دولتی ایران، با همه شلختگی آن زمانش که از حضور نیروهای خارجی و اختلافات زبدگان حکومتی ناشی میشد، توانست با بهرهگیری از دیپلماسی حسین علا و سید حسن تقیزاده، سیاستمداری احمد قوام، آرایش جنگی، رزمآرا و ارفع- و سرانجام خط قرمز کشیدن محمدرضا شاه پهلوی بر تجزیه، آنچه را غائله آذربایجان خوانده شد، به پایان برسانند.
۲۱ آذر، روز نجات ایران را، مبارک بدانیم.
@AmirTaheri4
در گیلان و مازندران بعضی فعالان حزب توده نیز در صف مخالفان توطئه تجزیه قرار گرفتند. پیشهوری در استان آذربایجان نیز موفقیتی به دست نیاورد. در شهرهایی مانند مراغه، اهر، مشکینشهر، خوی و هروآباد فرقه دمکرات هرگز نتوانست موجودیت خود را بهعنوان یک حزب تثبیت کند. در تبریز نیز با اخراج صدها کارمند دولت ایران، ماشین ناتوان اداری کاملاً از کار افتاد. ارتش سرخ با آوردن دهها بهاصطلاح مدیر از قفقاز کوشید تا این ماشین را به کار اندازد، اما توفیق چندانی نیافت. با نصب بلندگوها در خیابانها و میدانهای اصلی شهر، ارتش سرخ کوشید تا اتحاد شوروی را بتواند پیروز واقعی جنگ دوم و سازنده آینده جهان معرفی کند.
فرقه دمکرات یک سلسله اقدامات نمایشی نیز انجام داد. نخست اجرای دستوری بود از کرملین که اراضی کشاورزی میان زارعان تقسیم شود. اما دولت فرقه با بیرون راندن مأموران دولتی ایران، اطلاعی از چندوچون قضیه نداشت. یک کوششی در روستاهای اطراف خیاو (مشکینشهر) با کتک خوردن مأموران فرقه از سوی کشاورزان و فرار مفتضحانه به پایان رسید. نصب تابلوی دانشگاه روی یکی از ساختمانهای دولتی در تبریز بجای ارائه آموزش عالی به «خلق» بیشتر نشانه امید بود تا واقعیت.
یکی از فرامین کرملین خواستار آن بود تا کلاسهای تدریس زبان روسی بهرایگان تشکیل شود، آموزش به زبان فارسی متوقف گردد زبان آذری (بیآنکه روشن شود کدام شکل آن با کدام خطالرسم) در همه مراحل آموزشی به کار گرفته شود.
در اینجا نیز موفقیتی به دست نیامد. در طی عمر کوتاه خود، فرقه توانست ۱۱ کلاس زبان روسی با تعدادی دانشآموز تشکیل دهد، اما معلمان آنطرف آب از نخستین کسانی بودند که به آنسوی ارس گریختند.
کرملین کوشید تا جبهه دیگری در بخشی از استان کردستان ایران بگشاید سروان صلاحالدین کاظماوف، از کردهای قفقاز شوروی، را به مهاباد فرستاد. او توانست با سربازگیری از بعضی عناصر ایل بارزان، به رهبری ملامصطفی، واحدی از پیشمرگهها را تشکیل دهد و حکومت خودمختار «قاضی محمد» را بهعنوان «جمهوری مهاباد» در مناطقی که ۱۰ درصد کردهای ایران را در برمیگرفت، برای یک سال جا بیندازد. اما در آن جریان نیز، گمان من این است که قاضی محمد نیز مانند میر جعفر، میان تجزیهطلبی از یکسو و کوشش برای کسب قدرت محلی بیشتر سرگردان بود و سرانجام نتوانست راهبرد روشنی را شکل دهد.
طرح «ایرانستان» کرملین، سرانجام، پس از چهار سال برنامهریزی و یک سال اجرا، با شکست روبرو شد. علت اصلی این شکست به نظر من، ناتوانی استالین و مشاورانش در رسیدن به شناختی درست از ایران و مفهوم ایرانیت بود. استالین، اسیر ایدئولوژی، جوامع انسانی را از دید طبقاتی مینگریست و نمیتوانست تصور کند چیزی بهعنوان «میهن» بتواند مردم یک کشور را فراز از طبقات، ادیان، زبانها، قومیتها و مرامها و مسلکهای سیاسی، در عشق به آن مفهوم انتزاعی یا متافیزیکی و آمادگی برای پرستیدن (همین پرستاری در زمان دردها و مصائب) متحد کند.
شگفتیآور این است که خود استالین، چند ماه پس از حمله هیتلر به اتحاد شوروی، جنگ با آلمان نازی را با عنوان «جنگ بزرگ میهنی» (Great Patriotic War) سازماندهی کرد و در پیامهای رادیویی مرتب تکرار میکرد: «امروز همه ما برای میهن بزرگمان میجنگیم!»
خوب، ایرانیان نیز فراتر از همه عواملی که میتواند آنان را به گروهکهای بزرگ تقسیم کنند، در سراسر ایران بهویژه در نقاطی که زیر اشغال نیروهای متجاوز شوروی، بریتانیا و سرانجام آمریکا بود، مفهوم میهن را، شاید بدون آنکه خود بدانند، در خون خود (یا این روزها باید بگوییم «ژن» خود) داشتند.
این مردم تبریز و مهاباد بودند که پیش از ورود ارتش ایران، عوامل بیگانه را فراری دادند. درواقع همانطور که محمدقلی پسیان، خبرنگار در آن زمان، در کتاب معروف خود مینویسد: «ورود ارتش شاهنشاهی به تبریز از کشتار فرقهایها و همدستان خارجی آنان به دست مردم رنجدیده جلوگیری کرد.»
دستگاه دولتی ایران، با همه شلختگی آن زمانش که از حضور نیروهای خارجی و اختلافات زبدگان حکومتی ناشی میشد، توانست با بهرهگیری از دیپلماسی حسین علا و سید حسن تقیزاده، سیاستمداری احمد قوام، آرایش جنگی، رزمآرا و ارفع- و سرانجام خط قرمز کشیدن محمدرضا شاه پهلوی بر تجزیه، آنچه را غائله آذربایجان خوانده شد، به پایان برسانند.
۲۱ آذر، روز نجات ایران را، مبارک بدانیم.
@AmirTaheri4
👍152❤34🔥8👎7
به رسانههای اسلامی در ایران دستور کم اهمیت جلوه دادن پیروزی مراکش مقابل پرتغال در جام جهانی قطر داده شده
چرا؟
ممکن است دلیل این باشد که اولین بار است که یک کشور با اکثریت مسلمان در این رقابت به این مرحله صعود و شانس صعود به بالاتر را دارد
و نظام پادشاهی دارد نه جمهوری اسلامی
@AmirTaheri4
چرا؟
ممکن است دلیل این باشد که اولین بار است که یک کشور با اکثریت مسلمان در این رقابت به این مرحله صعود و شانس صعود به بالاتر را دارد
و نظام پادشاهی دارد نه جمهوری اسلامی
@AmirTaheri4
👍238❤17😍4🔥3👏3👎2
۱/
سردار قاآنی، فرمانده سپاه قدس برای «نهایی کردن» انتصاب رئیس جمهور جدید لبنان به دمشق سفر میکند. خامنهای و بشار اسد سلیمان فرنگیه را میخواهند.
انتخاب آنها توسط اسقف اعظم مارونی که از طریق فراکسیون میشل عون در پارلمان عمل میکند متوقف میشود
در بیروت جناح عون از تهران فاصله میگیرد، زیرا فکر میکند جمهوری اسلامی دچار مشکل شده است.
عون به متحدان قدیمی خود باز میگردد: اسرائیل و فرانسه، در حالی که تلاش میکند حمایت آمریکا را از نامزد مورد نظر خود جبران باسیل تضمین کند.
مطمئن نیستم که سردار قاآنی بتواند موفق شود.
@AmirTaheri4
سردار قاآنی، فرمانده سپاه قدس برای «نهایی کردن» انتصاب رئیس جمهور جدید لبنان به دمشق سفر میکند. خامنهای و بشار اسد سلیمان فرنگیه را میخواهند.
انتخاب آنها توسط اسقف اعظم مارونی که از طریق فراکسیون میشل عون در پارلمان عمل میکند متوقف میشود
در بیروت جناح عون از تهران فاصله میگیرد، زیرا فکر میکند جمهوری اسلامی دچار مشکل شده است.
عون به متحدان قدیمی خود باز میگردد: اسرائیل و فرانسه، در حالی که تلاش میکند حمایت آمریکا را از نامزد مورد نظر خود جبران باسیل تضمین کند.
مطمئن نیستم که سردار قاآنی بتواند موفق شود.
@AmirTaheri4
👍127🔥10👏5❤1👎1😁1
۲۱ آذر (۱۲ دسامبر) رویدادی مهم در تاریخ ماست.
ایرانیان موفق شدند به اشغال استان آذربایجان توسط شوروی پایان دهند و ۱/۲ میلیون هموطن خود را از اسارت رژیم وحشی ژوزف استالین نجات دهند.
ما باید با عزت و کرامت جشن بگیریم.
@AmirTaheri4
ایرانیان موفق شدند به اشغال استان آذربایجان توسط شوروی پایان دهند و ۱/۲ میلیون هموطن خود را از اسارت رژیم وحشی ژوزف استالین نجات دهند.
ما باید با عزت و کرامت جشن بگیریم.
@AmirTaheri4
❤160👏20👍7👎4🔥4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: ۲۱ آذر، ۷۵ سال بعد | پیش به سوی نجات کل ایران
باید نشان دهیم که ملت ایران یک ملت واحد و همبستهای است. هر چه ما را بیشتر بکوبید متحدتر میشویم. هر چه بیشتر به ما ظلم کنید همدیگر را بیشتر دوست خواهیم داشت. هر چه صحبت از تجزیه طلبی و و این مزخرفات کنید و یا یک عده را با پرچمهای دروغین بفرستید، پرچم واقعی ما بلندتر خواهد شد.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#انقلاب_ایران
#نجات_آذربایجان
https://www.youtube.com/watch?v=4iFyFTp8TbM&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
باید نشان دهیم که ملت ایران یک ملت واحد و همبستهای است. هر چه ما را بیشتر بکوبید متحدتر میشویم. هر چه بیشتر به ما ظلم کنید همدیگر را بیشتر دوست خواهیم داشت. هر چه صحبت از تجزیه طلبی و و این مزخرفات کنید و یا یک عده را با پرچمهای دروغین بفرستید، پرچم واقعی ما بلندتر خواهد شد.
نویسنده: امیر طاهری، روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد بینالمللی
منبع: ایندیپندنت فارسی
#امیر_طاهری
#انقلاب_ایران
#نجات_آذربایجان
https://www.youtube.com/watch?v=4iFyFTp8TbM&ab_channel=Unika
@AmirTaheri4
👍108🔥11❤4👎2
امیر طاهری: ۲۱ آذر، ۷۵ سال بعد | پیش به سوی نجات کل ایران
Unika
امیر طاهری: ۲۱ آذر، ۷۵ سال بعد | پیش به سوی نجات کل ایران
باید نشان دهیم که ملت ایران یک ملت واحد و همبستهای است. هر چه ما را بیشتر بکوبید متحدتر میشویم. هر چه بیشتر به ما ظلم کنید همدیگر را بیشتر دوست خواهیم داشت. هر چه صحبت از تجزیه طلبی و و این مزخرفات کنید و یا یک عده را با پرچمهای دروغین بفرستید، پرچم واقعی ما بلندتر خواهد شد.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
باید نشان دهیم که ملت ایران یک ملت واحد و همبستهای است. هر چه ما را بیشتر بکوبید متحدتر میشویم. هر چه بیشتر به ما ظلم کنید همدیگر را بیشتر دوست خواهیم داشت. هر چه صحبت از تجزیه طلبی و و این مزخرفات کنید و یا یک عده را با پرچمهای دروغین بفرستید، پرچم واقعی ما بلندتر خواهد شد.
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍137🔥8❤4👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: وقت آن رسیده که «خودشان» بروند تا «خودمان» بتوانیم ایران خسته را از نو بسازیم →
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤99👍25🔥3👎2
امیر طاهری: وقت آن رسیده که «خودشان» بروند تا «خودمان» بتوانیم ایران…
Unika
امیر طاهری: وقت آن رسیده که «خودشان» بروند تا «خودمان» بتوانیم ایران خسته را از نو بسازیم →
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
👍87❤28🔥2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍97❤24🔥6👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر طاهری: شترمرغهای عمامهدار، قاطرهای دودوزهباز و طوطیهای لال شده
بعید به نظر می رسد که وِردِ «اجی مجی لاترجی آیت الله» بتواند این غول را به داخل بطری بازگرداند.
Iran: Protests and Paralysis
https://www.youtube.com/watch?v=-9yRTeauWdo&ab_channel=Unika
منبع: شرقالاوسط
@AmirTaheri4
بعید به نظر می رسد که وِردِ «اجی مجی لاترجی آیت الله» بتواند این غول را به داخل بطری بازگرداند.
Iran: Protests and Paralysis
https://www.youtube.com/watch?v=-9yRTeauWdo&ab_channel=Unika
منبع: شرقالاوسط
@AmirTaheri4
👍85🔥8👏3👎1
امیر طاهری: شترمرغهای عمامهدار، قاطرهای دودوزهباز و طوطیهای…
Unika
امیر طاهری: شترمرغهای عمامهدار، قاطرهای دودوزهباز و طوطیهای لال شده
بعید به نظر می رسد که وِردِ «اجی مجی لاترجی آیت الله» بتواند این غول را به داخل بطری بازگرداند.
Iran: Protests and Paralysis
منبع: شرقالاوسط
فایل صوتی
@AmirTaheri4
بعید به نظر می رسد که وِردِ «اجی مجی لاترجی آیت الله» بتواند این غول را به داخل بطری بازگرداند.
Iran: Protests and Paralysis
منبع: شرقالاوسط
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍132🔥10👎2
توقف کوتاه هو چونهوا، معاون نخستوزیر چین، در تهران با پیامی روشن به پایان رسید:
جمهوری اسلامی علیرغم ارائه نفت ارزان قیمت، به رتبه شرکای کوچک پکن تنزل یافته است.
خود هو، در کنفرانس ماه گذشته حزب کمونیست، با تنزل رتبه، از کمیته اجرایی حزب کنار گذاشته شد.
@AmirTaheri4
جمهوری اسلامی علیرغم ارائه نفت ارزان قیمت، به رتبه شرکای کوچک پکن تنزل یافته است.
خود هو، در کنفرانس ماه گذشته حزب کمونیست، با تنزل رتبه، از کمیته اجرایی حزب کنار گذاشته شد.
@AmirTaheri4
👍118🔥13😁2
سرلشکر سلامی فرمانده کل سپاه امروز: «دشمنان میخواهند نام ایران را محو کنند»
شما قبلاً این کار را با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی و سایر ارگانهای جمهوری اسلامی خود که هیچ کدام کلمه «ایران» را ندارند، انجام دادهاید.
واضح است کدام «دشمنان» از ایران متنفرند.
@AmirTaheri4
شما قبلاً این کار را با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی و سایر ارگانهای جمهوری اسلامی خود که هیچ کدام کلمه «ایران» را ندارند، انجام دادهاید.
واضح است کدام «دشمنان» از ایران متنفرند.
@AmirTaheri4
👍189👏10🔥8👎1😍1
امنیت اسلامی مدعی است «یک کشور همسایه» در ربودن و قتل عالم سنی-مسلمان و امام جمعه خاش، عبدالواحد ریگی، دست داشته است.
چرا یکی از همسایگان مسلمان سنی ایران بخواهد یک عالم سنی را که از مخالفان رژیم خمینیگرا در تهران بود، به قتل برساند؟
@AmirTaheri4
چرا یکی از همسایگان مسلمان سنی ایران بخواهد یک عالم سنی را که از مخالفان رژیم خمینیگرا در تهران بود، به قتل برساند؟
@AmirTaheri4
👍155😁11🔥8
داستان سرایی ناشیانه اسلامی
امنیت اسلامی میگوید «قاتلان عبدالواحد ریگی عالم مسلمان سنی، در تلاش برای ورود به پاکستان دستگیر شدند، توسط یک کشور عربی استخدام شده و قصد کشتن دیگران را هم داشتند.»
اگر قصد کشتن دیگران را داشتند، چرا سعی در ترک ایران داشتند؟
و چرا به پاکستان بروند؟
@AmirTaheri4
امنیت اسلامی میگوید «قاتلان عبدالواحد ریگی عالم مسلمان سنی، در تلاش برای ورود به پاکستان دستگیر شدند، توسط یک کشور عربی استخدام شده و قصد کشتن دیگران را هم داشتند.»
اگر قصد کشتن دیگران را داشتند، چرا سعی در ترک ایران داشتند؟
و چرا به پاکستان بروند؟
@AmirTaheri4
👍147😁10🔥4👏3