«ابر قدرت اسلامی» قادر به پس گرفتن ۱۵۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران در ۱۲ کشور یا بازپرداخت وامهای اعطا شده به ۲۰ کشور از جمله عراق، سوریه، سودان و ونزوئلا نیست.
همچنین نمیتواند سهم ایران از آب رودخانههای مرزی تحت کنترل طالبان را به دست آورد.
@AmirTaheri4
همچنین نمیتواند سهم ایران از آب رودخانههای مرزی تحت کنترل طالبان را به دست آورد.
@AmirTaheri4
👍109🤬12❤4🔥4😢3👎2😐1
سرمقاله کیهان خامنهای مدعی شده است که #اسرائیل با پذیرفتن آتشبس در غزه شکست خود را در آخرین درگیری با جهاد اسلامی و حماسِ مورد حمایت تهران، پذیرفته است.
اما آتشبس دو طرف دارد.
آیا جهاد اسلامی و حماس نیز شکست را پذیرفتند؟
چه چیزی آنها را از ادامه دادن باز میدارد؟
@AmirTaheri4
اما آتشبس دو طرف دارد.
آیا جهاد اسلامی و حماس نیز شکست را پذیرفتند؟
چه چیزی آنها را از ادامه دادن باز میدارد؟
@AmirTaheri4
👍103❤6😁3🔥2👎1
زنگ بیداری بعد از ۱۰ سال
محسن حیدری، مدیر اداره هواشناسی سیستان و بلوچستان، امروز:
«اقدام فوری لازم است. اکنون ۱۰ سال است که استان سیستان و بلوچستان دچار کمبود شدید آب است. ۹۹ درصد سیستان و ۸۵/۵ درصد بلوچستان تحت تأثیر قرار گرفتهاند.»
اقدام فوری؟
@AmirTaheri4
محسن حیدری، مدیر اداره هواشناسی سیستان و بلوچستان، امروز:
«اقدام فوری لازم است. اکنون ۱۰ سال است که استان سیستان و بلوچستان دچار کمبود شدید آب است. ۹۹ درصد سیستان و ۸۵/۵ درصد بلوچستان تحت تأثیر قرار گرفتهاند.»
اقدام فوری؟
@AmirTaheri4
👍72😢22🔥4❤2👎2😱2😐2
یکی از نماینده های مجلس اسلامی: طالبان آب چندین رودخانه را منحرف می کنند تا ایران را از سهم قانونی خود محروم کنند. آبی که آنها منحرف می کنند فقط هدر می رود. کم آبی می تواند به زودی صدها هزار نفر از مردم ما را مجبور به ترک استان سیستان و بلوچستان کند.
(جنگ آبی توسط طالبان؟)
@AmirTaheri4
(جنگ آبی توسط طالبان؟)
@AmirTaheri4
🤬101🔥8❤5👍2😐2👎1😱1🤩1
قالیباف، رئیس مجلس اسلامی، امروز: «ما نیاز به تحولات اساسی در حوزههای اقتصادی، سیاسی، دفاعی و امنیتی بر اساس اندیشههای امام خمینی و دستورات رهبر هستیم.»
اشتباه است!
آنچه ما نیاز داریم، پاکسازی ایران از توهمات غیرمنطقی خمینی و «رهبر» است.
@AmirTaheri4
اشتباه است!
آنچه ما نیاز داریم، پاکسازی ایران از توهمات غیرمنطقی خمینی و «رهبر» است.
@AmirTaheri4
👍123❤6🔥5🎉2👎1
رژیم اسلامی سرعت اعدامها را افزایش میدهد، با ترکیبی از متهمان مواد فروشی ادعایی [رژیم اسلامی] و مخالفان سیاسی، برای ایجاد سردرگمی و ایجاد وحشت در مردم.
این نشانه آن است که اردوگاه ترس تغییر کرده است.
رژیم هراسان سعی میکند با ضربههای کورکورانه در هر جهت، به خود قوت قلب دهد.
@AmirTaheri4
این نشانه آن است که اردوگاه ترس تغییر کرده است.
رژیم هراسان سعی میکند با ضربههای کورکورانه در هر جهت، به خود قوت قلب دهد.
@AmirTaheri4
👍107💔12❤6👎2🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما در کشورمون همیشه خائن داشتیم و کشورهای استعمارگر تلاش میکردند در امور کشور دخالت کنند اما هرگز مفعول تاریخ خودمون نبودیم.
وقتی مشروطه به تحریک روسها به خطر افتاد و مجلس توسط محمدعلیشاه به توپ بسته شد یک افسر ایرانی بکمک هموطنان میهن پرست، مشروطه را نجات داد و او کسی نبود جز رضاخان.
@AmirTaheri4
وقتی مشروطه به تحریک روسها به خطر افتاد و مجلس توسط محمدعلیشاه به توپ بسته شد یک افسر ایرانی بکمک هموطنان میهن پرست، مشروطه را نجات داد و او کسی نبود جز رضاخان.
@AmirTaheri4
👍140❤34💯4👎3🎉1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍107❤21👎3💯3🎉2
محتوای مشروطه خواهی با امیر طاهری
upozittv
👍107❤23💯5👎4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» خواند و از فلسطینیان خواست که با «مقاومت و فداکاری» برای «آزادی قدس و فلسطین از چنگال صهیونیستها» بکوشند.
این که آیا فلسطین، مسألهای که میتواند صورتهای گوناگون داشته باشد، «قضیه اول و مهمترین مسأله دنیای اسلام» هست یا نه، قابل بحث است. نزدیک به ۱.۵ میلیارد مسلمان با بسیار مسائل دیگر روبرو هستند: رژیمهای استبدادی و غالبا فاسد در بسیاری کشورهای با اکثریت مسلمان، عقب ماندگی اقتصادی و علمی، معضلات اجتماعی، تنشهای قومی و شکاف روز افزون طبقاتی از این زمرهاند. حتا اگر مسأله فلسطین را در ابعاد سنتی آن بنگریم – به ویژه حضور آوارگانی که پس از چند نسل هنوز در آرزوی بازگشت به زادگاه پدران یا نیاکان خود هستند، تکیه آیتالله بر این مطلب به آسانی پذیرفتنی نیست. آیا نزدیک به یک میلیون مسلمان برمهای یا روهینجا که از زادگاه خود بیرون رانده شدهاند، از نظر آیتالله انسانهای درجه دوم هستند؟ و آیا دیده یا شنیدهاید که آیتالله حتی یک بار و حداقل با یک جمله از کشتار و پراگندگی قوم چچن ابراز تأسف کرده باشد؟ همچنین، آنچه جمهوری خلق چین هم اکنون در ترکستان خاوری یا شینجان با مسلمانان اویغور میکند، هرگز توجه آیتالله را جلب نکرده است.
مسأله فلسطین را به دو صورت میتوان بررسی کرد. در صورت اول ما با نبرد دو قوم، اسرائیلی و عرب، بر سر یک خاک روبرو هستیم نه با یک مسأله دینی یا مذهبی. این مسأله دستکم از نظر تئوریک میتواند دو راهحل داشته باشد. راه حل اول تفاهم بر سر همزیستی است که استراتژی «دو کشور برای دو ملت»، را توجیه میکند. راه حل دوم کوشش دو ملت متخاصم برای حذف یکدیگر است.
صورت دوم مسأله فلسطین، سوء استفادهای است که مستبدان عرب از آن کردهاند. جمال عبدالناصر، صدام حسین، حافظ الاسد، معمر القذافی و دیگران برای انحراف افکار عمومی از بدکاری یا دستکم ندانم کاری خویش، مسأله فلسطین را دستاویز قرار دادهاند. آنان با هزینه پرداخت شده به شکل رنجها و حتا خون دادن فلسطینیها، خود را در هیأت قهرمان مقاومت و مبارزه جلوه دادهاند. آقای خامنهای این الگوی رسوا شده را پذیرفته است و میکوشد با کوبیدن بر طبل فلسطین، کمبودها و شکستهای حکومت خود را ناچیز جلوه دهد. در سخنان طولانی خود برای هیأت حماس، «رهبر» جمهوری اسلامی یاد آور شد که «مقاومت فلسطین»، که روزی با سنگ مبارزه میکرد، امروز به خاطر کمکهای تهران، به «موشکهای نقطهزن» مجهز شده است و این یعنی «احساس پیشرفت».
مشاهده کامل در تلگراف
@AmirTaheri4
Telegraph
INDEPENDENT
July 30, 2019 مساله فلسطین از نگاه شاه و آیتالله خامنهای موشکهای نقطهزن برای فلسطینیها دستاوردی جز درگیریهای پر هزینه با اسرائیل نداشته است امیر طاهری پنج شنبه 3 مرداد 1398 برابر با 25 ژوئیه 2019 AFP هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش…
👍64❤16👌4👎3
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
Amir Taheri امیر طاهری
مساله فلسطین ؛ از نگاه شاه فقید و آیتالله ها – تحلیلی از روزنامه نگار و تحلیل گر ارشد، دکتر امیر طاهری هفته گذشته در دیداری با هیأت نمایندگی حماس، بخش فلسطینی اخوان المسلمین، رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، مسأله فلسطین را «قضیه اول و مهمترین…
اما پیشرفت به سوی چه چیزی؟ مبارزه فلسطینیها با سنگپرانی «انتفاضه» دستکم منجر به شناسایی سازمان آزادی فلسطین و استقرار دستگاه خودگران فلسطین در رام الله گردید. موشکهای نقطهزن آقای خامنهای تا کنون دستاوردی برای فلسطینیها جز درگیریهای نابرابر و پر هزینه با اسرائیل و اختلاف میان احزاب فلسطینی نداشته است.
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
آقای خامنهای مدعی شده که ایران پیش از روی کار آمدن آقای خمینی، به مسأله فلسطین بیاعتنا بود. او فراموش میکند که ایران یکی از پنج کشوری بود که در سال ۱۹۴۷ میلادی از سوی سازمان ملل مأمور یافتن راهحلی برای مسأله فلسطین گردید. نصرالله انتظام سفیر شاه در سازمان ملل متحد، رئیس کمیسیون قیمومیتهای سازمان ملل بود – کمیسیونی که مسأله فلسطین یکی از موضوعات کارش به شمار میرفت. همان کمیسیون طرح ایجاد دو دولت اسرائیلی و عربی را تهیه کرد که با مخالفت دولتهای عرب و انگلستان روبرو گردید و به جنگ ۱۹۴۸ منجر شد.
در ۱۹۴۹ ایران یکی از بنیانگذاران آژانس کمک و سازندگی سازمان ملل UNWRA بود و تا پایان دوران شاه در ۱۹۷۹ یکی از منابع تأمین نیازهای مالی آن به شمار میرفت.
در زمان شاه نوع کمکهای ایران به مردم فلسطین با نوع کمکهای که در دوران حکومت آیتاللهها عرضه میشود، فرق داشت. از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ ایران با سرمایه گذاری در تأسیس دهها دبستان و دبیرستان در اردن و لبنان، هزاران کودک و نوجوان فلسطینی را از آموزش بهرهمند ساخت. جمهوری اسلامی، برعکس حتا یک کلاس درس هم برای فلسطینیان تاسیس نکرده است – البته بجز کلاسهای لازم برای به کار بردن «موشکهای نقطهزن». در زمان شاه، شیر و خورشید سرخ ایران – که اکنون «هلال احمر» خوانده میشود با تاسیس بیش از ۳۰ کلینیک، خدمات پزشکی لازم را به بسیار آوارگان فلسطینی در سوریه، لبنان و اردن هاشمی عرضه میکرد.
در صحنه دپیلماتیک نقش ایران پیش از انقلاب در تدوین و تصویب بسیار قطعنامههای اساسی سازمان ملل در مورد فلسطین- بویژه قطعنامه ۲۴۲ - برای همگان روشن است. برگزاری نخستین کنفرانس سران اسلامی در رباط، به کوشش مشترک شاه ایران و ملک فیصل پادشاه سعودی، راه را برای هماهنگ کردن مواضع دولتهای مسلمان در مورد فلسطین، با توجه ویژه به مسأله بیتالمقدس (اورشلیم) باز کرد.
شناسایی دوفاکتو اسرائیل از سوی ایران به ایجاد یک کانال گفت و شنود غیر مستقیم بین اسرائیل و اعراب کمک کرد و راه را برای سفر تاریخی انور سادات رئیس جمهور مصر به اسرائیل گشود.
در کنفرانس سران اسلامی در رباط، شاه خواستار « اقدامات صلح آمیز و سازنده» برای پایان دادن به تراژدی فلسطین شد. او گفت: «سعی نکنیم از رنج فلسطینیان سوء استفاده کنیم و از آنان بخواهیم خود را فدا کنند تا ما ژست قهرمانی بگیریم!»
در یک شام با یک دوست دیرین فلسطینی، که سالها عضو برجسته هیأتهای فلسطینی در مذاکرات صلح بوده است، از او پرسیدم: از ایران چه میخواهد؟ جوابش این بود: لطفا برای ما سنگ به سینه نزنید!
@AmirTaheri4
👍81❤21👎2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این رژیم داره همرو حذف میکنه
طرفداراش دارن کم کم ریزش میکنن
چون سیستم اش از اول هم حذفی بوده
بشنویم صحبت های @AmirTaheri4 ♥️
#جاویدشاه
👑GordAfarid
@AmirTaheri4
طرفداراش دارن کم کم ریزش میکنن
چون سیستم اش از اول هم حذفی بوده
بشنویم صحبت های @AmirTaheri4 ♥️
#جاویدشاه
👑GordAfarid
@AmirTaheri4
❤104👍27👏4💯2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد #امیر_طاهری:
من معتقد هستم تمام ایرانیان «میهن پرست» به معنای «پرستار میهن» هستند.
جمهوری خواهان هم می توانند میهن پرست باشند ولی من «مخالف» راه حلی هستم که برای #ایران ارایه میدهند.
مخالفت من معادل «دشمنی» نیست، همانطورکه «تفاوت» به معنی«مخالفت» نیست.
#بازگشت_به_مشروطه
TheOne
@AmirTaheri4
من معتقد هستم تمام ایرانیان «میهن پرست» به معنای «پرستار میهن» هستند.
جمهوری خواهان هم می توانند میهن پرست باشند ولی من «مخالف» راه حلی هستم که برای #ایران ارایه میدهند.
مخالفت من معادل «دشمنی» نیست، همانطورکه «تفاوت» به معنی«مخالفت» نیست.
#بازگشت_به_مشروطه
TheOne
@AmirTaheri4
👍153❤27👏6👎2💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعدام معترضان هیچ دیکاتوری را از نابودی نجات نداده است، جمهوری اسلامی را هم نجات نمی دهد →
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4
❤96👍17💯8👎1
اعدام معترضان هیچ دیکاتوری را از نابودی نجات نداده است، جمهوری اسلامی…
indypersian
اعدام معترضان هیچ دیکاتوری را از نابودی نجات نداده است، جمهوری اسلامی را هم نجات نمی دهد
فایل صوتی
@AmirTaheri4
فایل صوتی
@AmirTaheri4
👍70💯11❤5👏3👎2
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در سنت اسلامی غارت کشورهای اشغال شده جزو وظایف دینی و نامش انفال است»
امیر طاهری درباره زندگی آقازادهها
#صبح_جماران_شب_لواسان
@AmirTaheri4
امیر طاهری درباره زندگی آقازادهها
#صبح_جماران_شب_لواسان
@AmirTaheri4
👍118💯9👎1
تأسلم و رقص شمشیرهای چوبین
طی چهار دهه گذشته، سیاسی کردن حج مهمترین عامل تنش در مناسبات جمهوری اسلامی با دولت عربستان سعودی، میزبان حجاج، بوده است
امیر طاهری جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ برابر با ۱۹ مه ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
چرا و چگونه همواره پرسشهاییاند که مومنان هر دین با توجه به فرایض و آداب آن دین مطرح میکنند. در تقریبا همه موارد، چگونگی انجام آن فرائض و آداب طی قرنها تثبیت شده است و در نتیجه بحثانگیز نیست. بنابراین چرایی مسئله است که میباید با دقت بیشتر کندوکاو شود.
در این روزها که نزدیک به دو میلیون مسلمان از سراسر جهان خود را برای سفر حج آماده میکنند، این چرا میتواند معیاری باشد برای سنجش درک همگان از یکی از اصول اسلام.
برای اینکه ببینیم چرا به حج میرویم باید بپرسیم: حج چیست؟
این پرسش دو پاسخ دارد: پاسخ اسلامی تثبیتشده در تاریخ و پاسخ فروشندگان اسلام سیاسی.
پاسخ تثبیتشده در تاریخ اسلام از خطبه پیامبر در واپسین حج خود گرفته تا صدها رساله، خطبه و مقاله که فقهای اسلام از مذاهب گوناگون طی ۱۴۰۰ سال گذشته نوشتهاند، روشن است. حج یک فریضه فردی است. مسلمانانی که بالغ و عاقل و جایزالتصرف و مختارند، در صورتی که مستطیع نیز باشند، میباید این فریضه واجب را انجام دهند. مستطیع یعنی فردی که میتواند خرج زندگی خانوادهاش را برای یک سال تامین کند و در همان حال با بررسی کامل مطمئن شود که هفت همسایه در دست چپ و هفت همسایه در دست راست منزلش محتاج نان شب نیستند. او همچنین میباید حساب خود را با همگان تسویه کند و اگر بدهکار است، بدهی خود را بپردازد. اگر کسی را رنجانده است، از او طلب مغفرت کند. اگر ستمی کرده است، جبران کند. آن که به حج میرود، باید پاک و منزه و عاری از کین و نفرت باشد و به گفته ابوسعیدابیالخیر، آماده قضاوت نهایی الهی.
مسافر حج میباید نخست با خود و سپس با تمامی هستی در صلح باشد. او در واقع برهنه، مانند نخستین روز تولد، در برابر خداوند ظاهر میشود، برهنه از گناه و نیات سوء. احرام، پوشش سفیدی که جای هر لباس دیگری را میگیرد، نمادی از این معصومیت است.
با این حال، پاسخ دیگری نیز عرضه میشودــ پاسخ فروشندگان اسلام سیاسی. این پاسخ را کسانی میدهند که فراموش میکنند اسلام رابطه مومن و خدا را مستقیم و بدون دخالت فقها، شفیعان ادعایی و دمودستگاههای کلیسایی میخواهد. نگاه جهانشمول به اسلام را شیفتگان مسالک تمامیتخواه غربی وارد اسلام کردهاند.
چند روز پیش، این نگاه را آیتالله علی خامنهای، «رهبر عظیمالشان مسلمانان جهان»، در سخنرانی خود برای کارگزاران حج امسال عرضه کرد.
او گفت: «حج مسئلهای جهانی و تمدنی است.» به عبارت دیگر، حج فریضهای برای فرد مومن نیست و میبایست یک مقوله سیاسی تلقی شود.
او افزود: «هدف آن (یعنی حج) ارتقا امت اسلامی و اتحاد امت اسلامی در مقابل کفر و ظلم و استکبار و بتهای بشری و غیربشری است.» البته او نگفت منظورش از بتهای بشری و غیربشری چیست. آیا حکمرانان مستبد که خود را «فصلالخطاب» میپندارند، جزو بتهای بشریاند؟
به گفته آیتالله، «اگر حج نباشد، اسلام فرو خواهد پاشید.» آیا این ادعا نوعی تحقیر اسلام و امت اسلام نیست؟ در ۱۴ قرن گذشته در بسیار سالها و دههها، اجرای مناسک حج بهدلیل جنگهای داخلی مسلمانان، ناامنی در شبهجزیره و رقابتهای دودمانی ممکن نبود، اما امت اسلام دچار فروپاشی نشد. حتی وقتی قرامطه حجرالاسود یا سنگ سیاه کعبه را از مکه به بحرین بردند، امت اسلام همچنان در جای خود باقی ماند.
آیتالله میگوید: «خانه کعبه مایه قیام و قوام جوامع بشری است»؛ قیام برای چه و علیه چه کسی؟ آیا جوامع غیرمسلمان نیز قوام خود را مدیون خانه کعبهاند؟
«رهبر عظیمالشان مسلمانان جهان» مراسم حج را «فراخوان الهی» میخواند، درست مثل اینکه خداوند متعال رهبر یک حزب یا جنبش سیاسی است که پیروان خود را به راهپیمایی دعوت میکند.
او میگوید: «این فراخوان اهداف مهم و منافع کثیره دارد اما روشن نمیکند که منظورش کدام اهداف و منافع است.»
تنها هدفی که آیتالله عرضه میکند برگزاری مراسم، یا راهپیمایی سیاسی است که طی ۴۰ سال گذشته سبب برخورد میان بعضی زائران ایرانی و دیگر زائران شده است.
آیتالله برای روشنتر کردن منظور خود میگوید که حجاج باید «در مقابل رژیم صهیونیستی و قدرتهای استکباری اعلام حضور و قدرت کنند و در برابر ظالمان جهان سینه سپر کنند». اما در اینجا نیز آیتالله حج را تا حد یک گردهمایی سیاسی برای تبلیغ کینه و نفرت ادعایی خود از «رژیم صهیونیستی» و «شیطان بزرگ» تنزل میدهد. او سایر «ظالمان جهان» را معرفی نمیکند.
بیشتر بخوانید
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
آیا اسلام سیاسی به پایان خط رسیده یا اینکه با موج دوم پیروزی آن روبهرو هستیم؟
@AmirTaheri4
طی چهار دهه گذشته، سیاسی کردن حج مهمترین عامل تنش در مناسبات جمهوری اسلامی با دولت عربستان سعودی، میزبان حجاج، بوده است
امیر طاهری جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ برابر با ۱۹ مه ۲۰۲۳ ۱۶:۰۰
چرا و چگونه همواره پرسشهاییاند که مومنان هر دین با توجه به فرایض و آداب آن دین مطرح میکنند. در تقریبا همه موارد، چگونگی انجام آن فرائض و آداب طی قرنها تثبیت شده است و در نتیجه بحثانگیز نیست. بنابراین چرایی مسئله است که میباید با دقت بیشتر کندوکاو شود.
در این روزها که نزدیک به دو میلیون مسلمان از سراسر جهان خود را برای سفر حج آماده میکنند، این چرا میتواند معیاری باشد برای سنجش درک همگان از یکی از اصول اسلام.
برای اینکه ببینیم چرا به حج میرویم باید بپرسیم: حج چیست؟
این پرسش دو پاسخ دارد: پاسخ اسلامی تثبیتشده در تاریخ و پاسخ فروشندگان اسلام سیاسی.
پاسخ تثبیتشده در تاریخ اسلام از خطبه پیامبر در واپسین حج خود گرفته تا صدها رساله، خطبه و مقاله که فقهای اسلام از مذاهب گوناگون طی ۱۴۰۰ سال گذشته نوشتهاند، روشن است. حج یک فریضه فردی است. مسلمانانی که بالغ و عاقل و جایزالتصرف و مختارند، در صورتی که مستطیع نیز باشند، میباید این فریضه واجب را انجام دهند. مستطیع یعنی فردی که میتواند خرج زندگی خانوادهاش را برای یک سال تامین کند و در همان حال با بررسی کامل مطمئن شود که هفت همسایه در دست چپ و هفت همسایه در دست راست منزلش محتاج نان شب نیستند. او همچنین میباید حساب خود را با همگان تسویه کند و اگر بدهکار است، بدهی خود را بپردازد. اگر کسی را رنجانده است، از او طلب مغفرت کند. اگر ستمی کرده است، جبران کند. آن که به حج میرود، باید پاک و منزه و عاری از کین و نفرت باشد و به گفته ابوسعیدابیالخیر، آماده قضاوت نهایی الهی.
مسافر حج میباید نخست با خود و سپس با تمامی هستی در صلح باشد. او در واقع برهنه، مانند نخستین روز تولد، در برابر خداوند ظاهر میشود، برهنه از گناه و نیات سوء. احرام، پوشش سفیدی که جای هر لباس دیگری را میگیرد، نمادی از این معصومیت است.
با این حال، پاسخ دیگری نیز عرضه میشودــ پاسخ فروشندگان اسلام سیاسی. این پاسخ را کسانی میدهند که فراموش میکنند اسلام رابطه مومن و خدا را مستقیم و بدون دخالت فقها، شفیعان ادعایی و دمودستگاههای کلیسایی میخواهد. نگاه جهانشمول به اسلام را شیفتگان مسالک تمامیتخواه غربی وارد اسلام کردهاند.
چند روز پیش، این نگاه را آیتالله علی خامنهای، «رهبر عظیمالشان مسلمانان جهان»، در سخنرانی خود برای کارگزاران حج امسال عرضه کرد.
او گفت: «حج مسئلهای جهانی و تمدنی است.» به عبارت دیگر، حج فریضهای برای فرد مومن نیست و میبایست یک مقوله سیاسی تلقی شود.
او افزود: «هدف آن (یعنی حج) ارتقا امت اسلامی و اتحاد امت اسلامی در مقابل کفر و ظلم و استکبار و بتهای بشری و غیربشری است.» البته او نگفت منظورش از بتهای بشری و غیربشری چیست. آیا حکمرانان مستبد که خود را «فصلالخطاب» میپندارند، جزو بتهای بشریاند؟
به گفته آیتالله، «اگر حج نباشد، اسلام فرو خواهد پاشید.» آیا این ادعا نوعی تحقیر اسلام و امت اسلام نیست؟ در ۱۴ قرن گذشته در بسیار سالها و دههها، اجرای مناسک حج بهدلیل جنگهای داخلی مسلمانان، ناامنی در شبهجزیره و رقابتهای دودمانی ممکن نبود، اما امت اسلام دچار فروپاشی نشد. حتی وقتی قرامطه حجرالاسود یا سنگ سیاه کعبه را از مکه به بحرین بردند، امت اسلام همچنان در جای خود باقی ماند.
آیتالله میگوید: «خانه کعبه مایه قیام و قوام جوامع بشری است»؛ قیام برای چه و علیه چه کسی؟ آیا جوامع غیرمسلمان نیز قوام خود را مدیون خانه کعبهاند؟
«رهبر عظیمالشان مسلمانان جهان» مراسم حج را «فراخوان الهی» میخواند، درست مثل اینکه خداوند متعال رهبر یک حزب یا جنبش سیاسی است که پیروان خود را به راهپیمایی دعوت میکند.
او میگوید: «این فراخوان اهداف مهم و منافع کثیره دارد اما روشن نمیکند که منظورش کدام اهداف و منافع است.»
تنها هدفی که آیتالله عرضه میکند برگزاری مراسم، یا راهپیمایی سیاسی است که طی ۴۰ سال گذشته سبب برخورد میان بعضی زائران ایرانی و دیگر زائران شده است.
آیتالله برای روشنتر کردن منظور خود میگوید که حجاج باید «در مقابل رژیم صهیونیستی و قدرتهای استکباری اعلام حضور و قدرت کنند و در برابر ظالمان جهان سینه سپر کنند». اما در اینجا نیز آیتالله حج را تا حد یک گردهمایی سیاسی برای تبلیغ کینه و نفرت ادعایی خود از «رژیم صهیونیستی» و «شیطان بزرگ» تنزل میدهد. او سایر «ظالمان جهان» را معرفی نمیکند.
بیشتر بخوانید
ایران: شکستن ماشین مطلقسازی
آیا اسلام سیاسی به پایان خط رسیده یا اینکه با موج دوم پیروزی آن روبهرو هستیم؟
@AmirTaheri4
💯52👍23❤6👎1
انقلاب ایران، اسلام سیاسی و استفاده ابزاری از دین
آیا جمهوری اسلامی که در صدر جدول اعدام در جهان قرار دارد، جزو ظالمان نیست؟ جمهوری خلق چین چطور؟ آیا فرستادن دو میلیون مسلمان اویغور به اردوگاههای کار اجباری ظلم به شمار نمیرود؟ آیا لازم است به یاد آوریم که روسیه قتلگاه بیش از ۲۰۰ هزار مسلمان چچنی و داغستانی بوده است و هماکنون نیز سرگرم اخراج مسلمانان تاتار از شبهجزیره کریمه است؟ آیا نیازی نیست که از کشتن دستهجمعی مسلمانان روهینگا در میانمار (برمه) و اخراج بیش از دو میلیون تن از آنان از روستاها و شهرهای خودشان سخنی به میان آوریم؟ اگر قرار است حج به صورت یک سلسله تجمعهای اعتراضی سیاسی درآید، آیا نباید از قوانین ضدمسلمانی که دولت کنونی هند وضع کرده است، سخنی بگوییم؟
روشن است که آیتالله هرگز جرئت نخواهد کرد از آن فجایع سخن بگوید زیرا که چین و روسیه و در مقیاس کمتر هند رژیم نامحبوب او را حفظ میکنند. سخن گفتن از برمه نیز ممنوع است زیرا نظامیان مسلط بر آن کشور تحتالحمایه خاقان چیناند.
در دیدار «رهبر عظیمالشان» با کارگزاران حج، یکی دو تن از حاضران از تبدیل سفر حج به بهانهای برای خرید کالاهای خارجی بدون پرداخت مالیات و تعرفه گمرکی انتقاد کردند. اما آیتالله که هوش و حواسش معطوف به تجمعهای اعتراضی سیاسی در مکه است، این انتقادها را بیمورد دانست. او گفت: «نگران بازارگردی حجاج برای خرید کالاهای بنجل بهعنوان سوغات نباشید.» البته ایشان نگفت چرا حجاج الزاما باید «کالاهای بنجل» بخرند، در حالی که بدترین بنجلها را در خود جمهوری اسلامی میتوان یافت.
یک سوال دیگر نیز مطرح میشود: آیا آیتالله میپذیرد که زائران ایرانی یا لااقل بخشی از آنان در مکه علیه جمهوری اسلامی تجمع اعتراضی به راه بیندازند؟ پاسخ او البته منفی خواهد بود؛ زیرا به گمان او، جمهوری اسلامی نهایت عدل و انصاف و ایمان است و بدینسان شخص ایشان تنها مرجعی است که ظالم و عادل را تعیین میکند.
طی چهار دهه گذشته، سیاسی کردن حج مهمترین عامل تنش در مناسبات جمهوری اسلامی با دولت عربستان سعودی، میزبان حجاج، بوده است. تنها در یک دوره کوتاه از زمان ریاستجمهوری علیاکبر هاشمی رفسنجانی و حجتالاسلام محمد خاتمی این تنش با ترفندی زیرکانه کاهش یافت. بر اساس این ترفند، گروهی از زائران ایرانی در نقطهای دور از مکه یک راهپیمایی نمایشی در برابر دوربینهای تلویزیونی انجام میدادند، بیآنکه مزاحم دو میلیون زائر دیگر بشوند. فیلمهای این راهپیمایی نمایشی بهعنوان راهپیمایی مومنان علیه صهیونیسم و شیطان بزرگ در مکه از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش میشد.
آیا امسال نیز از همان ترفند برای فقط آبروی «رهبر عظیمالشان» استفاده خواهد شد یا میباید منتظر دستاندازی تازه در مناسبات تازهعادیشده جمهوری اسلامی با عربستان سعودی باشیم؟ به گمان بسیاری از ناظران، امسال نیز از فرمول رفسنجانیــخاتمی استفاده خواهد شد و «رهبر عظیمالشان» پرچم خود را در جیب یا زیر عبا نگاه خواهد داشت.
تنزیل دین به یک مسلک سیاسی آفتی است که دیگر ادیان نیز با آن روبرو بودهاند. در مسیحیت، دین را به سطح «جنگهای صلیبی» پایین آوردند. یسوعیون (سربازان عیسی) با ایجاد شبکههای سیاسی، نظامی، بازرگانی و قاچاق و بهرهگیری از حربه «انکیزیسیون» (تفتیش عقاید) مجموعهای به وجود آوردند که کمترین شباهتی با مسیحیت نداشت.
در اسلام، سیاسی کردن دین را «تأسلم» میخوانند. تأسلم یعنی بهرهگیری از برچسب اسلامی برای همهجا و همهچیز و صرفا برای تامین و حفظ منافع دنیوی حکام مستبد. بدینسان از طب اسلامی، علم اسلامی، هنر اسلامی، فرهنگ اسلامی و تمدن اسلامی سخن میگویند و توصیف همه آن مفاهیم را به «رهبران عظیمالشان» که خود تعیین شده است، واگذار میکنند.
تأسلم را میتوان اسلامنمایی دانست. کافی است ریش بگذارید، پیشانی خود را با داغ مهر تزیین کنید، تسبیح عقیق بگردانید، کمی عربی بلغور کنید و اگر میخواهید در سطوح بالا قرار بگیرید، عمامه به سر بگذارید و مدعی شوید که اسلام فقط آنی است که شما میگویید. بدینسان، رابطه مستقیم میان مومن و آفریدگار که یکی از ویژگیهای اسلام است قطع میشود و تاجران تقوا، شفاعت و توکل غیرمستقیم بر بازار مسلط میشوند.
تأسلم رابطه کل جامعه مسلمان را با اسلام مغشوش میکند و مستبدان را بر کرسی حکومت مینشاند. اگر قرار است حج فرصتی برای یادآوری رنجهای مسلمانان باشد، آیا میتوان فراموش کرد که اکثر جنگهایی که بعد از جنگ جهانی دوم داشتهایم، مستقیم یا غیرمستقیم با شرکت کشورهای مسلمان بوده است؟ آیا تنها مسئله جهان یا امت اسلامی قضیه فلسطین است؟ آیا هماکنون دو گروه بهاصطلاح مسلمان در سودان سرگرم کشت و کشتار نیستند؟ آیا در حال حاضر دستکم هفت کشور مسلمان به صورت «سرزمینهای بیدولت» در نیامدهاند؟ چرا کشورهای مسلمان اکثریت
آیا جمهوری اسلامی که در صدر جدول اعدام در جهان قرار دارد، جزو ظالمان نیست؟ جمهوری خلق چین چطور؟ آیا فرستادن دو میلیون مسلمان اویغور به اردوگاههای کار اجباری ظلم به شمار نمیرود؟ آیا لازم است به یاد آوریم که روسیه قتلگاه بیش از ۲۰۰ هزار مسلمان چچنی و داغستانی بوده است و هماکنون نیز سرگرم اخراج مسلمانان تاتار از شبهجزیره کریمه است؟ آیا نیازی نیست که از کشتن دستهجمعی مسلمانان روهینگا در میانمار (برمه) و اخراج بیش از دو میلیون تن از آنان از روستاها و شهرهای خودشان سخنی به میان آوریم؟ اگر قرار است حج به صورت یک سلسله تجمعهای اعتراضی سیاسی درآید، آیا نباید از قوانین ضدمسلمانی که دولت کنونی هند وضع کرده است، سخنی بگوییم؟
روشن است که آیتالله هرگز جرئت نخواهد کرد از آن فجایع سخن بگوید زیرا که چین و روسیه و در مقیاس کمتر هند رژیم نامحبوب او را حفظ میکنند. سخن گفتن از برمه نیز ممنوع است زیرا نظامیان مسلط بر آن کشور تحتالحمایه خاقان چیناند.
در دیدار «رهبر عظیمالشان» با کارگزاران حج، یکی دو تن از حاضران از تبدیل سفر حج به بهانهای برای خرید کالاهای خارجی بدون پرداخت مالیات و تعرفه گمرکی انتقاد کردند. اما آیتالله که هوش و حواسش معطوف به تجمعهای اعتراضی سیاسی در مکه است، این انتقادها را بیمورد دانست. او گفت: «نگران بازارگردی حجاج برای خرید کالاهای بنجل بهعنوان سوغات نباشید.» البته ایشان نگفت چرا حجاج الزاما باید «کالاهای بنجل» بخرند، در حالی که بدترین بنجلها را در خود جمهوری اسلامی میتوان یافت.
یک سوال دیگر نیز مطرح میشود: آیا آیتالله میپذیرد که زائران ایرانی یا لااقل بخشی از آنان در مکه علیه جمهوری اسلامی تجمع اعتراضی به راه بیندازند؟ پاسخ او البته منفی خواهد بود؛ زیرا به گمان او، جمهوری اسلامی نهایت عدل و انصاف و ایمان است و بدینسان شخص ایشان تنها مرجعی است که ظالم و عادل را تعیین میکند.
طی چهار دهه گذشته، سیاسی کردن حج مهمترین عامل تنش در مناسبات جمهوری اسلامی با دولت عربستان سعودی، میزبان حجاج، بوده است. تنها در یک دوره کوتاه از زمان ریاستجمهوری علیاکبر هاشمی رفسنجانی و حجتالاسلام محمد خاتمی این تنش با ترفندی زیرکانه کاهش یافت. بر اساس این ترفند، گروهی از زائران ایرانی در نقطهای دور از مکه یک راهپیمایی نمایشی در برابر دوربینهای تلویزیونی انجام میدادند، بیآنکه مزاحم دو میلیون زائر دیگر بشوند. فیلمهای این راهپیمایی نمایشی بهعنوان راهپیمایی مومنان علیه صهیونیسم و شیطان بزرگ در مکه از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش میشد.
آیا امسال نیز از همان ترفند برای فقط آبروی «رهبر عظیمالشان» استفاده خواهد شد یا میباید منتظر دستاندازی تازه در مناسبات تازهعادیشده جمهوری اسلامی با عربستان سعودی باشیم؟ به گمان بسیاری از ناظران، امسال نیز از فرمول رفسنجانیــخاتمی استفاده خواهد شد و «رهبر عظیمالشان» پرچم خود را در جیب یا زیر عبا نگاه خواهد داشت.
تنزیل دین به یک مسلک سیاسی آفتی است که دیگر ادیان نیز با آن روبرو بودهاند. در مسیحیت، دین را به سطح «جنگهای صلیبی» پایین آوردند. یسوعیون (سربازان عیسی) با ایجاد شبکههای سیاسی، نظامی، بازرگانی و قاچاق و بهرهگیری از حربه «انکیزیسیون» (تفتیش عقاید) مجموعهای به وجود آوردند که کمترین شباهتی با مسیحیت نداشت.
در اسلام، سیاسی کردن دین را «تأسلم» میخوانند. تأسلم یعنی بهرهگیری از برچسب اسلامی برای همهجا و همهچیز و صرفا برای تامین و حفظ منافع دنیوی حکام مستبد. بدینسان از طب اسلامی، علم اسلامی، هنر اسلامی، فرهنگ اسلامی و تمدن اسلامی سخن میگویند و توصیف همه آن مفاهیم را به «رهبران عظیمالشان» که خود تعیین شده است، واگذار میکنند.
تأسلم را میتوان اسلامنمایی دانست. کافی است ریش بگذارید، پیشانی خود را با داغ مهر تزیین کنید، تسبیح عقیق بگردانید، کمی عربی بلغور کنید و اگر میخواهید در سطوح بالا قرار بگیرید، عمامه به سر بگذارید و مدعی شوید که اسلام فقط آنی است که شما میگویید. بدینسان، رابطه مستقیم میان مومن و آفریدگار که یکی از ویژگیهای اسلام است قطع میشود و تاجران تقوا، شفاعت و توکل غیرمستقیم بر بازار مسلط میشوند.
تأسلم رابطه کل جامعه مسلمان را با اسلام مغشوش میکند و مستبدان را بر کرسی حکومت مینشاند. اگر قرار است حج فرصتی برای یادآوری رنجهای مسلمانان باشد، آیا میتوان فراموش کرد که اکثر جنگهایی که بعد از جنگ جهانی دوم داشتهایم، مستقیم یا غیرمستقیم با شرکت کشورهای مسلمان بوده است؟ آیا تنها مسئله جهان یا امت اسلامی قضیه فلسطین است؟ آیا هماکنون دو گروه بهاصطلاح مسلمان در سودان سرگرم کشت و کشتار نیستند؟ آیا در حال حاضر دستکم هفت کشور مسلمان به صورت «سرزمینهای بیدولت» در نیامدهاند؟ چرا کشورهای مسلمان اکثریت
👍67🎉4👎1
ملل فقیر را تشکیل میدهند؟ چرا بیشترین شمار آوارگان و پناهجویان در سراسری جهان مسلماناند؟ چرا کشورهای مسلمان از نظر آزادیهای سیاسی، دینی و فرهنگی در قعر جدول جهانیاند؟ و چرا فاسدترین حکومتهای جهان را باید در «جهان اسلام» جستوجو کرد؟
تأسلم آفتی است که هم جامعه را فاسد میکند و هم اسلام را.
به گفته بسیاری از اسلامشناسان، مناسک حج درست به منظور فرار از این آفت عرضه شد. بدینسان در تاریخ اسلام، ماه ذیالحجه همواره ماه صلح بود؛ ماهی که در آن قبایل و عشایر و پس از آن امارات و دولتهای اسلامی سلاح بر زمین میگذاشتند. زائر حج نخست میباید با خود، یعنی با وجدان خود، در صلح باشد و سپس با دیگران و در واقع با تمامی هستی به صلح برسد. او در جریان حج، با مومنان از سراسر جهان آشنا میشد، از دردها و دغدغههای آنان خبر میگرفت و تجربیات خود را با تجربیات آنان مبادله میکرد. به عبارت دیگر، حج قرار بود حالوهوایی از صلح، برادری، صفا و دوری از کینه و عناد به وجود آورد که تنشهای احتمالی دیگر ماههای سال را کاهش میداد.
تأسلم اما، همانطور که در موعظه «رهبر عظیمالشان» دیدیم، حج را یک گردهمایی برای صلح و آشتی و صفا نمیداند. از دید او، یعنی در مسلک تأسلمی، حج مراسمی است برای رقص شمشیر؛ حتی اگر این شمشیرها چوبی باشند.
@AmirTaheri4
تأسلم آفتی است که هم جامعه را فاسد میکند و هم اسلام را.
به گفته بسیاری از اسلامشناسان، مناسک حج درست به منظور فرار از این آفت عرضه شد. بدینسان در تاریخ اسلام، ماه ذیالحجه همواره ماه صلح بود؛ ماهی که در آن قبایل و عشایر و پس از آن امارات و دولتهای اسلامی سلاح بر زمین میگذاشتند. زائر حج نخست میباید با خود، یعنی با وجدان خود، در صلح باشد و سپس با دیگران و در واقع با تمامی هستی به صلح برسد. او در جریان حج، با مومنان از سراسر جهان آشنا میشد، از دردها و دغدغههای آنان خبر میگرفت و تجربیات خود را با تجربیات آنان مبادله میکرد. به عبارت دیگر، حج قرار بود حالوهوایی از صلح، برادری، صفا و دوری از کینه و عناد به وجود آورد که تنشهای احتمالی دیگر ماههای سال را کاهش میداد.
تأسلم اما، همانطور که در موعظه «رهبر عظیمالشان» دیدیم، حج را یک گردهمایی برای صلح و آشتی و صفا نمیداند. از دید او، یعنی در مسلک تأسلمی، حج مراسمی است برای رقص شمشیر؛ حتی اگر این شمشیرها چوبی باشند.
@AmirTaheri4
🔥47👍34👎1